لهراسپ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
لهراسپ
اطلاعات کلی
نام لهراسپ
منصب شاه
نژاد کیان
دودمان ارزانیان
آئین کیش زرتشت
تخت‌گاه بلخ
ملیت ایران
سایر اطلاعات
شناخته شده ترویج آتشکده
اولین آتشکده آذرگشسپ
پیش از گشتاسپ
پس از کیخسرو
خانواده
فرزندان گشتاسپ، زریر

لُهراسپ (به اوستایی: آئوروت‌اَسپَ) در اساطیر ایران، از پادشاهانِ کیانی است. کیخسرو پیش از مرگ، او را به پادشاهیِ ایران برگزید. تفویضِ تاج‌وتخت به لهراسپ با اعتراض پهلوانان و بزرگان به‌ویژه زال روبه‌رو شد ولی بالاخره با دلایلی که کیخسرو آورد بر این انتخاب، گردن نهادند. به استنادِ برخی گزارش‌های شاهنامه، در اصل بلخ کشورِ لُهراسپ است. حدود قلمروِ لُهراسپ اینگونه در شاهنامه ترسیم می‌گردد:

سوی باختر تا به مرز خزر همه گشت لهراسپ را سربسر[۱]

تصمیمِ کیخسرو[ویرایش]

کیخسرو چون از کار افراسیاب و توران فارق گشته بود سال‌ها بر نیمی از آسیا فرمان راند تا به‌سنِ شصت‌سالگی رسید. دغدغهٔ کیخسرو یک چیز بود که آنرا نمی‌توانست بین سران و نام‌داران افشاء کند، به همین سبب می‌خواست از عالمِ غیب به او الهام گردد؛ که عاقبت به‌واسطهٔ سروش راه به او نشان داده شد. کیخسرو بعد از پنج هفته دعا و نیایشِ شبانه‌روزی، دروازهٔ درگاه را گشود و نام‌آوران از جمله زال، رستم، طوس، گودرز و دیگران در جلسه‌ای مهم گردِ کیخسرو جمع شدند تا سخنِ وداعِ آخر را بشنوند. هر گوشه‌ای از کشور بزرگ ایران بنام سرداری ثبت و لاک‌ومهر شد تا اینکه نوبتِ ایران و تاج‌وتخت‌اش رسید که بسیار حساسیت برانگیز بود. آنگاه کیخسرو فردی بنامِ لُهراسپ را که زیاد هم افتخارآور و شُهره نبود، احضار تاج‌وتختِ ایران را به او تفویض نمود. این امر با مخالفتِ همه حضار مواجه شد. زال‌پیر سخنگو و نماید جمع برخاست و چنین گفت:

از آن انجمن زال بر پای خاست بگفت آنچ بودش به دل رای راست
چنین گفت کای شهریارِ بلند سزد گر کنی خاک را ارجمند
سرِ بختِ آن‌کس پُر از خاک باد روانِ ورا خاک تریاک باد
که لهراسپ را شاه خواند به داد ز بی‌داد هرگز نگیریم یاد
به ایران چو آمد به‌نزدِ زرسپ فرومایه‌ای دیدمش با یک اسپ[۲]

در ظاهر، کیخسرو با ادله و براهین، همه را قانع نمود تا پادشاهی لهراسپ بر ایران (بلخ) را بپذیرند، اما زال که عادت داشت شاهانِ ایران با دستِ او تفویض گردند تلویحاً موضوع را پذیرفت.[۳] در ادامهٔ ماجرا در شاهنامه این زال و رستم است که دشمن شماره یک لهراسپ، گشتاسپ و اسفندیار است. فرجام کار ایران و زابل همان نبرد معروف میان رستم و اسفندیار است در نبرد این دو پهلوان عاقبت اسفندیار مقتول و رستم مجروح می‌شود.

گرایش‌های دینی[ویرایش]

لُهراسپ را باید یکی از چهره‌های دینی و مؤمن به باورهای ایرانی تلقی کرد. برخی از محققانِ بزرگ معتقدند زرتشت تحت حمایت گشتاسپ موفق به تبلیغ دینِ خویش گشت و حتی بعضی را اعتقاد بر این است که زرتشت او را بسیار ستوده است. گاهی نیز اظهار شده که زرتشت از مردمِ بلخ بوده و از آنجا به تبلیغِ کیشِ خود پرداخته است.[۴] ابیات زیر مؤید علاقهٔ لهراسپ و ارزانیان به آداب و رسومِ زرتشتی است. رازِ کیخسرو این بود که چه کسی را جانشین خود نماید که آماده و مقیّد به باورهای ایرانی باشد.

بیاراید این آتشِ زردَهُشت بگیرد همی زنْد و استا به‌مُشت
نگه دارد این فال‌جشنِ سده همان فرِّ نوروز و آتشکده
همان اورمزد و مه و روزِ مِهر بشوید به‌آبِ خِرد جان‌وچِهر
کند تازه آیین لهراسپی بماند پیِ کیشِ گُشتاسپی[۵]

ریشه‌شناسیِ نام[ویرایش]

صورتِ اوستایی لُهراسپ، اَوروت‌اَسپَ به‌معنی دارندهٔ اسبِ تیزرو است.[نیازمند منبع]

فرزندان[ویرایش]

لُهراسپ دارای دو پسر به‌نام‌های گُشتاسپ و زریر بوده است. پس از وی، گُشتاسپ پادشاه شد.

دو فرزند بودش به‌کردارِ ماه سزاوارِ شاهی و تخت‌وکلاه
یکی نام گُشتاسپ و دیگر زریر که زیر آوریدی سرِ نرّه‌شیر

پانویس[ویرایش]

  1. شاهنامه. جلد پنجم. جنگ دوازده رخ، ص ۲۸۴
  2. شاهنامه. جلد ششم. جنگ بزرگ کیخسرو، ص ۳۴۰
  3. زو، کیقباد بواسطه زال بر ایران سیطره یافتند
  4. اما شخصیت واقعی زرتشت به نیمه دوم هزاره سوم پیش از میلاد و بدوران کوتیان مورخ است. اشخاص روحانی مرتبط با این ماجرا موبدان و آثروانان مؤمن و متدین زرتشتی هستند
  5. در بخش پادشاهی دارای داراب

منابع[ویرایش]