سروش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سروش
سروش (فرشته) به سبک نقاشی ایرانی و رباعی از ابوسعید ابوالخیر
.
اطلاعات کلی
نام سروش
نام‌های دیگر ایزد، فرشته
منصب پیام‌آور، خبرچین
جنس مؤنث

سُروش یکی از ایزدان باستانی ایرانیان است. او از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد، پیمان‌ها را می‌پاید و فرشتهٔ نگهبان خاص زرتشتیان است. علاوه بر این، روز هفدهم از هر ماه در ایران باستان، سروش نام داشت و مراسم دینی و جشن‌های ویژه‌ای برگزار می‌شده است که امروزه به فراموشی گراییده، اما سروش روز به ویژه در ماه فروردین از اعتبار ویژه‌ای در مراسم دینی برخوردار بوده که با شست‌وشوی تن و روان و به آتشکده رفتن و نیایش کردن همراه بوده است. این روز را روز باژ، یعنی روز زمزمه نیز می‌گفته‌اند [۱].

مکان سروش[ویرایش]

سروش که در اوستا به صورت مرغ سروشه که همان خروس است، ظاهر می‌شود، نماد اطاعت و تسلیم در برابر اهورامزدا به شمار می‌آید. سروش پیک ایزدی و همانند آپولو در اساطیر یونان و روم است.[۲] طبق باور آئین مزدیسنا، فرشتهٔ‌ سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد، که با یک‌هزار ستون به خودی خود روشن و ستاره‌نشان است (یسنه ۵۷، بند ۱۰). گردونهٔ او را در آسمان، چهار اسب نر درخشان و تیزرو با سم‌های زرین می‌رانند. هیچ موجودی از ایشان پیشی نمی‌گیرد و بدین‌گونه است که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر می‌کند.

در قدیمی‌ترین بخش اوستا یعنی بخش گاهان، آمده که سروش به همراه بهمن به سوی پرهیزکاران می‌آید و به هنگام پاداش و کیفر دادن به همراه اشی است.

در شاهنامه[ویرایش]

سروش در شاهنامه، نخستین بار، به صورت پری پلنگینه‌پوش ظاهر می‌شود. سروش، سیامک پسر کیومرث را از توطئه‌ها و دشمنی‌های اهریمن و خزروان دیو علیه پدرش آگاه می‌کند و او را به نبرد با آن برمی‌انگیزد. سیامک در این نبرد شتاب می‌کند و کشته می‌شود، کیومرث یک سال به سوگ فرزند می‌نشیند. بار دوم سروش بر او کیومرث آشکار می‌گردد و او را به سوک یک ساله رهنمون می‌کند.[۳]

یکایک بیامد خجسته سروش بسان پری پلنگینه پوش
بگفتش ورا زین سخن دربدر که دشمن چه سازد همی با پدر
سخن چون به گوش سیامک رسید ز کردار بدخواه دیو پلید
دل شاه بچه بر آمد به جوش سپاه انجمن کرد و بگشاد گوش [۴]

در دوران فریدون نیز سروش چند بار بر این پادشاه جلوه می‌کند. نخست در حملهٔ فریدون به قلمرو ضحاک یا همان کشور تازیان‌نوند محل اسکان یزدان‌پرستان و جای نیکان، فرشته‌ای بر او نازل می‌شود و او را از فوت و فن جهانداری و غلبه بر دشمن آگاه می‌سازد. فریدون از ارشاد و راهنمایی سروش می‌فهمد که او از ایزدان بوده و هرگز دروغ نمی‌گوید یا در صدد گمراه کردن وی نیست. سروش خوالیگر (آشپز) نیز بود. به قول حکیم طوس فریدون از وضع پیش آمده که هم بختش جوان بود و هم دولتش جوان، همچنین فرشته‌ای حوری سرشت در کنار خود می‌دید بسیار خوشحال بود. شاهنامه وصف این فرشته را که بر فریدون فرود آمد اینگونه نشان می‌دهد:

چو از شب تیره‌تر گشت ازان جایگاه خرامان بیامد یکی نیک‌خواه
فرو هشته از مشک تا پای موی به کردار حور بهشتیش روی
سوی مهتر آمد بسان پری نهانی بیامحتش افسونگری
که تا بندها را بداند کلید گشاده به افسون کند ناپدید
فریدون بدانست کان ایزدیست نه از راه پیکار و دست بدیست [۵]

سروش برای بار دوّم فریدون را از کشتن ضحاک باز می‌دارد و سپس، به وی فرمان می‌دهد تا ضحّاک را به کوه دماوند برد [۶]. توجیه سروش برای زنده ماندن صحاک این بود که قتل او باعث بروز بلایای آسمانی خواهد شد و روان او را باید ایزدان بستانند.

پانویس[ویرایش]

  1. باژ به معنی دعا و نیایش زیر لب است، زمزمه، وِرد
  2. رستگار فسایی، منصور: پیکرگردانی...ص۱۰۳.
  3. رستگار فسایی، منصور: پیکرگردانی در اساطیر. در نشریه: «مطالعات ایرانی»، پاییز ۱۳۸۱ - شماره ۲. ص۱۰۳.
  4. شاهنامه. جلد اوّل. کیومرث، ص ۶
  5. شاهنامه. ملحقات. ص ۵۴
  6. رستگار فسایی، منصور: پیکرگردانی...ص۱۰۴.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]