آثروانان (زرتشتی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تندیس زرین مغان از گنجینه آمودریا
اَثروان (مغ) در لباس شرقی

اَثروان یا آثرونان (Aὓravan) خادم مزدیسنا و حافظ شریعت اوستا است. دین در ایدئولوژی و معتقدات مشرق باستان عامل بارزی بوده است. بررسی نام‌های مادی قرن‌های نهم تا هفتم پیش از میلاد گواه وجود اعتقاد به مزاده-اهوره بوده ثابت می‌کند که تا حدی مفهومات دینی در میان اقوام ایرانی رواج داشته است[۱] در این نام‌ها رابطهّ آشکاری با معتقدات اوستایی[۲] وجود ندارد ولی عناصری که آشکارا وجود رابطهٔ مزبور را رد کنند نیز دیده نمی‌شود.

ریشه مغان[ویرایش]

در آغاز قرن چهارم پیش از میلاد مغان را با نام زرتشت مربوط می‌سازند ولی هرودوت از مغ یاد نمی‌کند. نخستین تذکر دربارهٔ زرتشت (مغ) در نوشته‌های کسانت‌لیدیایی که زمان زندگی او روشن نیست، دیده می‌شود. ارسطو و دیگر شاگردان افلاطون[۳] به تعالیم مغان توجه کردند و شاید کتسیاس نیز از زرتشت نام برده باشد.[۴] روایات باستانی تعلیمات فیثاغورث را مأخوذ از زرتشت می‌دانند ولی مسلماً این نظر نادرست است.

بنا به روایات زرتشتی اوستا از آغاز تا پایان به توسط زرتشت پیامبر که از طرف خداوند ملهم بود نوشته شده بود از کلمه مغ در آن خبری نیست؛ و در کتاب مزبور روحانیان زرتشتی آثروان خوانده شده‌اند.[۵]

از دوره اسلامی به این طرف کلمه مغ در ادبیات شرقی به معنی آتش‌پرستان پایهٔ بسیاری از اصطلاحات و نام‌های جغرافیایی شرق را تشکیل می‌دهد.[۶] محتملا سرزمین قبیله‌مغان ناحیه رغه که در قرون وسطا ری خوانده می‌شد و یکی از شهرهای عمدهٔ ماد بشمار می‌رفت، بوده است.

تفاوت مغان با آثروانان[ویرایش]

به گفته یوهانس هرتل مغان کاهنان کیش قدیمی و پرستش خدایان طبیعی یعنی دیوان بوده‌اند که زرتشت آن دین را رد و نفی کرده بود؛ ولی چون مغان موفقیت کیش زرتشت را دیدند به ظاهر به آن دین گرویدند تا از درون آن را متلاشی کنند و عملاً معتقدات خویش را جایگزین آن سازند. هرتل هرچه به نظرش در کیش زرتشت منفی است به حساب مغان می‌گذارد اساس دینی و فلسفی زرتشت را به صورت پاک و اخلاقی پیشین آن احیاء می‌نماید.

گمان می‌رود مغان قبیله‌ای بودند که تعلیمات زرتشت در میان آنان پیش از دیگران فایق گشته و رواج یافت[۷] و پس از آن واجد سازمان دینی و دنیوی واحد گشت. اَثروان عنوان رسمیی بود که کاهنان قبیله مغان خود برای خویشتن پذیرفته بودند؛ و مردم پیرامون فقط با کاهنان (روحانیان) آن قوم سروکار داشتند زیرا هر کاهنی که پیرو تعلیمات زرتشت بود مغ نبود[۸] بدین طریق مغ کلمه‌ای شد مترادف روحانی زرتشتی.

تقسیم‌بندی خرده اوستا[ویرایش]

خرده‌اوستا از تقسیم جامعه به گروه‌های صنفی و حرفه‌ای یا پیشتره سخن می‌گوید[۹]. علی‌الرسم سه صنف در جامعه اوستا وجود داشت:

  • آثرونان ( خادمان آتش )
  • رئیشتر ( ارتشتاران، عرابه‌سواران )
  • واستریه-فشونت ( دامدار و کشاورز )

گذشته از این‌ها در یک مورد هوتی نیز که به معنی پیشه‌ور است ذکر شده.

پانویس[ویرایش]

  1. مفهوم Rta و Arta از هزارهٔ دوم پ.م. معروف است
  2. اگر معتقد نباشیم که اهورامزدا نخست توسط زراتوشترا
  3. وی اولین کسی بود در یونان که جداً به تعلیمات مغان (مجوسان) علاقه ورزید
  4. اخبار متعدد مبنی بر اینکه زرتشت پادشاه باکتریا و معاصر نین و سمیرامیس بود از کتسیاس ریشه می‌گیرد
  5. Aὓravan به استثنای یک جای مشکوک (یسنه) V, LXV که شاید منظور آن بالکل Moγuδbiš دشمن مغان؛ یا از maga به معنی «شرکت»، «جمع مودت» بوده باشد؟
  6. Mugan plain، قلعه مغ، مغستان
  7. صرف‌نظر از اینکه کیش مزبور در کجا پدید آمد
  8. ولی هر مغ کاهن بود
  9. Yasna XIX 17, Visperad III 2, ویدوات V28,

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]