هفت‌پیکر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از هفت پیکر)
پرش به: ناوبری، جستجو
بهرام گور و دختر رای هند در گنبد سیاه

هفت‌پیکر یا بهرام‌نامه یا هفت‌گنبد، چهارمین منظومه نظامی از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او (با خسرو و شیرین) از لحاظ کیفیت است. این دفتر را از جهت ساختار کلی و روال داستانی می‌توان به دو بخش متمایز تقسیم کرد:

یکی بخش اول و آخر کتاب دربارهٔ رویدادهای مربوط به بهرام پنجم ساسانی از بدو ولادت تا مرگ رازگونه او، که برپایه روایتی تاریخ گونه است؛ دیگری بخش میانی که مرکب از هفت حکایت یا اپیزود از زبان هفت همسر او و از زمره حکایات عبرت‌انگیزی است که دختران پادشاهان هفت اقلیم (مطابق تقسیم قدما) برای بهرام نقل می‌کنند.

این منظومه آمیزه‌ای از جنبهٔ حماسی و غنایی است، بدین معنی که بخش هفت گنبد تماماً دارای روح غنایی و تخیل رمانتیک است، ولی بخش تاریخی گونه، اگرچه سعی شاعر بر ترسیم چهره‌ای حماسی برای بهرام بوده، آمیزه‌ای از جنبه حماسی و عناصر غنایی است. هفت‌پیکر از گذشته یکی از مضمون‌های اصلی نگارگری‌های ایرانیهندی بوده است.[۱]

در هفت پیکر زمین و آسمان و جلوه‌های جمال این دو با هم پیوند می‌یابد:

از یک سو هفت گنبد است ساخته بر زمین و هفت روز و هفت رنگ و هفت اقلیم و هفت عروس که جملگی زمینی است، و از سوی دیگر نظیر قرار دادن اینها با «هفت» های آسمانی (چون هفت سیاره و هفت فلک)، و واسطه این دو با همدیگر گنبدی است که چرخ زنان آهنگ عروج به گنبد دوار دارد.

هفت پیکر ستایش داد و رفق، و نکوهش ستم و بیراهی است.

در پایان‌نامه هفت پیکر حکیم دربارهٔ کتاب می‌فرماید:

مصرعی زرّ و مصرعی از دُر تهی از دعوی و ز معنی پُر
تا بدانند کز ضمیرِ شگرف هرچه خواهم درآورم به دو حرف

هفت داستان[ویرایش]

یک نسخهٔ نایاب از منظومهٔ هفت‌پیکر نظامی گنجوی، متعلق به موزه پرگامون، آلمان
  • داستان گنبد سیاه (داستان شهری که مردمانش همه سیاه‌پوش بودند)
  • داستان گنبد زرد (داستان شاهی که به زنان اعتماد نداشت و کنیزک زردرو)
  • داستان گنبد سبز (داستان بشر پرهیزگار و ملیخای بدطینت)
  • داستان گنبد سرخ (داستان بانوی حصاری)
  • داستان گنبد پیروزه‌ای (داستان ماهان و دیوان)
  • داستان گنبد صندلی (داستان خیر و شر)
  • داستان گنبد سپید (داستان دختر و پسری که قصد وصل داشتند اما میسر نمی‌شد)

در پایانِ نامه هفت پیکر حکیم نظامی دربارهٔ هفت داستان (هفت افسانه) می‌فرماید:

هریک افسانه‌ای جداگانه خانهٔ گنج شد نه افسانه
آنچه کوتاه‌جامه شد جسدش کردم از نظم خود دراز قدش
وآنچه بودش درازی از حد بیش کوتهی دادمش به صنعت خویش

همچنین می‌فرماید:

آنچه بینی که بر بساط فراخ کرده‌ام چشم و گوش را گستاخ
تنگ‌چشمان معنی‌ام هستند که رخ از چشم تنگ بربستند
هر عروسی چو گنج سربسته زیر زلفش کلید زر بسته
هرکه این کان گشاد زر باید بلکه دُر یابد آن که دریابد

هفت پیکر (سیاره)، روزهای هفته، رنگ‌ها، اقلیم‌ها[ویرایش]

  • کیوان (روز شنبه) رنگ سیاه شاهدخت هند
  • خورشید (روز یکشنبه) رنگ زرد شاهدخت چین
  • ماه (روز دوشنبه) رنگ سبز شاهدخت خوارزم
  • بهرام (مریخ) (روز سه شنبه) رنگ سرخ شاهدخت روس
  • تیر (روز چهارشنبه) رنگ پیروزه‌ای شاهدخت مغرب
  • مشتری (روز پنجشنبه) رنگ صندلی شاهدخت بیزانس
  • ناهید (روز جمعه) رنگ سپید شاهدخت ایران

منابع[ویرایش]

  1. کیانوش فرید. «ه ف ت؛ نمایش هستی، فرسایش و تباهی در هفت پیکر نظامی». بی‌بی‌سی فارسی، ۸ ژانویه ۲۰۱۵. بازبینی‌شده در ۵ ژوئیه ۲۰۱۵. 

پیوند به بیرون[ویرایش]