جمهوری آذربایجان

صفحه نیمه‌حفاظت‌شده
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

جمهوری آذربایجان

Azərbaycan Respublikası
جمهوری آذربایجان (سبز تیره) جمهوری آرتساخ (سبز روشن)
جمهوری آذربایجان (سبز تیره)
جمهوری آرتساخ (سبز روشن)
موقعیت
پایتخت
و بزرگترین شهر
باکو
۴۰°۲۳′۴۳″ شمالی ۴۹°۵۲′۵۶″ شرقی / ۴۰٫۳۹۵۲۸°شمالی ۴۹٫۸۸۲۲۲°شرقی / 40.39528; 49.88222
زبان(های) رسمیترکی آذربایجانی[۱]
سایر زبان‌هافهرست کامل زبان‌ها
گروه‌های قومی
(۲۰۰۹[۲])
دین(ها)
نام(های) اهلیتآذری‌ها
حکومتحکومت متمرکز نیمه‌ریاستی جمهوری[۴]
الهام علی‌اف
مهربان علیوا
علی اسدوف
صاحبه غفاراوا
قوه مقننهتصویب قانون اساسی جمهوری آذربایجان
تأسیس
۲۸ مه ۱۹۱۸
۲۸ آوریل ۱۹۲۰
• استقلال از شوروی
  • ۳۰ اوت ۱۹۹۱ (اعلان)
  • ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ (استقلال)
  • ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ (نهایی شدن)
۲۱ دسامبر ۱۹۹۱
۲ مارس ۱۹۹۲
• تصویب قانون اساسی
۱۲ نوامبر ۱۹۹۵
مساحت
• کل
۸۶٬۶۰۰ کیلومتر مربع (۳۳٬۴۰۰ مایل مربع) (۱۱۲اُم)
• آبها (٪)
۱٫۶
جمعیت
• برآورد سال ۲۰۲۱
۱۰٬۱۳۰٬۱۰۰[۵] (۹۹اُم)
• تراکم
۱۱۵ بر کیلومتر مربع (۲۹۷٫۸ بر مایل مربع) (۹۹اُم)
تولید ناخالص داخلی (GDP)  برابری قدرت خرید (PPP)برآورد ۲۰۱۹ 
• کل
۱۸۹٬۰۵۰ میلیارد دلار [۶]
• سرانه
۱۸٬۷۹۳ دلار[۶]
تولید ناخالص داخلی (GPD) (اسمی)برآورد ۲۰۱۹ 
• کل
۴۵٫۲۸۴ میلیارد دلار[۶]
• سرانه
۴٬۴۹۸ دلار[۶]
شاخص جینی (۲۰۰۸)رشد منفی ۳۳٫۷[۷]
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۹)افزایش ۰٫۷۵۶[۸]
۸۸اُم
واحد پولمنات (₼) (AZN)
منطقه زمانییوتی‌سی۴+ (ساعت آذربایجان (AZT))
جهت رانندگیراست
پیش‌شماره تلفنی۹۹۴+
دامنه سطح‌بالا.az

جمهوری آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan Respublikası)، بزرگ‌ترین کشور قفقاز واقع در قفقاز جنوبی می‌باشد که در شرق اروپا و آسیای غربی و در مجاورت دریای خزر قرار دارد.[۹] پایتخت و بزرگ‌ترین شهر این کشور، باکو و زبان رسمی آن، ترکی آذربایجانی است.

این کشور از جنوب با ایران ۶۸۹ کیلومتر، از غرب با ارمنستان ۹۹۶ کیلومتر و ترکیه ۱۷کیلومتر، از شمال با گرجستان ۴۲۸ کیلومتر و روسیه ۳۳۸ کیلومتر مرز زمینی دارد.[۱۰] همچنین این کشور دارای ۷۱۳ کیلومتر مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در دریای خزر است[۱۰]. جمعیت آذربایجان ۱۰٬۱۳۹٬۰۰۰ نفر با اکثریت مسلمان (۹۷.۳٪)[۱۰] است.[۱۱]

این سرزمین تا حدود دویست سال پیش جزو کشور ایران بود ولی در جنگ‌های ایران و روسیه، طی قراردادهای گلستان و ترکمانچای به روسیه ملحق شد. آذربایجان دارای میراث فرهنگی تاریخی کهن است.[۱۲] با فروپاشی امپراتوری روسیه، جمهوری دمکراتیک آذربایجان در ۲۸ مه ۱۹۱۸ تأسیس شد و از جمهوری فدرال دموکراتیک قفقاز جنوبی، اعلام استقلال کرد. نام آذربایجان، با توجه به نام ناحیهٔ آذربایجان ایران انتخاب و با اهداف سیاسی، بر این جمهوری، نهاده شد.این در حالی است که این نواحی در تاریخ ایران هیچگاه آذربایجان نامیده نمیشد بلکه اران یا آران خطاب میشد.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] در سال ۱۹۲۰ با حملهٔ ارتش سرخ به باکو، این جمهوری با عنوان جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، به اتحاد جماهیر شوروی ضمیمه شد.[۱۸][۱۹][۲۰] اندکی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشور فعلی جمهوری آذربایجان، در روز ۳۰ اوت ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرد.[۲۱][۲۲][۲۳]

جمهوری آذربایجان، دارای یک حکومت متمرکز بوده و نظام سیاسی آن، جمهوری نیمه‌ریاستی است.[۲۴] حزب آذربایجان نوین از سال ۱۹۹۳ همواره قدرت را در دست داشته‌است. این حزب، متهم به انحصار قدرت، اقتدارگرایی و نقض حقوق بشر در آذربایجان از طریق سرکوب آزادی‌های سیاسی و مدنی و ایجاد محدودیت در خبررسانی است.[۲۵] با وجود این‌که ۹۷ درصد از شهروندان آذربایجانی، مسلمان هستند،[۲۶] اما حکومت این کشور، بر اساس قانون اساسی آذربایجان، یک حکومت سکولار است و هیچ دین رسمی نیز برای این کشور، تعریف نشده‌است.[۲۶]

این کشور، یکی از ۶ سرزمین ترک‌نشین مستقل و از اعضای فعال شورای همکاری کشورهای ترک‌زبان و سازمان بین‌المللی فرهنگ ترکی است. آذربایجان با ۱۸۲ کشور دارای روابط سیاسی است و در ۳۸ سازمان و نهاد بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان امنیت و همکاری اروپا، شورای اروپا و همچنین در برنامه مشارکت برای صلح ناتو، عضویت دارد.[۲۷] این کشور همچنین از اعضای مؤسس سازمان توسعه اقتصادی و دموکراسی گوآم، کشورهای مستقل همسود، سازمان منع سلاح‌های شیمیایی و عضو ناظر در سازمان تجارت جهانی است.[۲۸]

واژه‌شناسی

ریشهٔ نام

نام آذربایجان از واژهٔ آتروپات،[۲۹][۳۰] نام ساتراپ (فرماندار) پارسی[۳۱][۳۲][۳۳] ماد کوچک در زمان لشکرکشی اسکندر مقدونی به شاهنشاهی هخامنشی، نشأت گرفته‌است.[۳۴] آتروپات پس از مرگ داریوش سوم در سال ۳۳۰ پ.م.، به اسکندر پیوست و ۳ سال همراه او بود تااینکه مجدداً به فرمانداری ماد گماشته شد؛ اما پس از مرگ اسکندر، دولتی مستقل از جانشینان مقدونی وی تشکیل داد.[۳۵][۳۶] معنی نام آتروپات ریشه در دین زرتشتی داشته[نیازمند منبع] و به معنی «آذربُد» یا «نگهبان آتش» یا «نگهبانی شده توسط آتش» است.[۳۴][۳۷] واژه آذربایجان در پارسی میانه Āturpātākān (آتورپاتاکان) و در شکل قدیم فارسی نو Ād̲h̲arbād̲h̲agān (آذرباذَگان) و Ād̲h̲arbāyagān (آذربایَگان) تلفظ می‌شده و امروزه Āzarbāyd̲j̲ān (آذَربایجان) تلفظ می‌شود.[۳۸] در واقع، «آذر» تغییریافتهٔ «آتَر» (آتش) و «بایجان» تغییریافتهٔ «پاتگان» (جایگاه نگهبان) است.[۳۹][۴۰][۴۱]

نام‌گذاری

نقشه آسیا و آذربایجان در حدود ۱۲۰۰ میلادی
اعتراض رسمی ایران به امپراتوری عثمانی در خصوص انتخاب نام «آذربایجان» از سوی حزب مساوات برای آران

این منطقه در گذشته به نام اران معروف بوده‌است. در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای قفقاز، نوشته‌ای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سده ۲ میلادی دانسته‌اند و در آن از «لبانیا» یاد شده‌است. در نوشته‌های مورخان باستان از جمله پلیبیوس و استرابون نیز نام «آلبانیا» آمده‌است. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در منابع پارتی‌زبان به صورت «اردان» آمده‌است. در منابع عهد اسلامی این نام را اران و «الران» نوشته‌اند. این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. پس از لشکرکشی‌های تیمور و تاخت‌وتاز ترکمانان آق‌قویونلو و قراقویونلو، نام اران به تدریج از کتاب‌ها برداشته شد[۴۲] در گذشته بیش‌تر مورخان و جغرافی‌نگاران، اران و دربند را بیرون از محدودهٔ ایالت آذربایجان دانسته‌اند. اما برخی اوقات این منطقه در زیر سلطه آذربایجان بود و برخی نیز آن را داخل محدودهٔ آذربایجان دانسته‌اند.[۱۰] مسعودی در قرن ۱۰ میلادی در کتاب خود موسوم به «مروج الذهب» در یک جا از اران به عنوان یکی از شهرها و مناطق آذربایجان نام برده (الاران من بلاد آذربایجان). این در حالی است که او در چند جای دیگر این اثر، تمایز میان ایالات اران و آذربایجان قائل می‌شود.[۱۰] ابن اثیر مورخ دنیای اسلام نیز در کتاب حجیم خود موسوم به «الکامل فی التاریخ» شروان و اران را بخشی از آذربایجان دانسته‌است.[۱۰]

تحریف تاریخ در شوروی

امسال، در مدارس شوروی، از دو درس تاریخ و علوم اجتماعی، امتحان نهایی به عمل نخواهد آمد، چرا که در چند دههٔ گذشته، تاریخ آن کشور به صورت کاملاً تحریف شده‌ای در کتاب‌های درسی مورد بحث قرار گرفته‌است.

روزنامهٔ ایزوستیا[۴۳][۴۴]

در پیمان‌نامه‌های ترکمانچای و گلستان به بخش شمالیِ رود ارس که از ایران جدا شده، نام آذربایجان داده نشده‌است و این نام مختص به مرزهای ایران بوده‌است.[۴۵][۴۶]

نقشه‌ای از رابرت کر پورتر در سال ۱۲۰۰ خورشیدی که شمال رودخانه‌ی ارس را آذربایجان ننامیده‌است.

نخستین استفاده از نام «آذربایجان» در آن منطقه، به وقایع پس از سقوط امپراتوری روسیه و تشکیل دولتی با نام «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» در مه ۱۹۱۸ در شهر تفلیس مربوط می‌شود.[۴۷] تا آن زمان، یعنی ۱۹۱۸، نام «آذربایجان» صرفاً برای مناطق شمال غربی ایران استفاده می‌شد و برای مناطق بالاتر از رود ارس استفاده نمی‌شد.[۴۸][۴۹][۵۰][۵۱] این در حالی بود که به شکل تاریخی، نام آن مناطق اران و شیروان نامیده می‌شدند.[۵۲] برخی تاریخ‌نویسان و پژوهشگران، تغییر نام این منطقه را از آران (در تاریخ باستان با نام آلبانی) به آذربایجان که نامی مختص به ایران بود را تلاشی هدفمند از سوی اتحاد شوروی برای مداخله در امور ایران دانستند.[۵۱][۵۳]

در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ میلادی دولت مساواتیان با حمله ارتش سرخ به باکو ساقط شد و سپس آن منطقه را «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» به عنوان بخشی از اتحاد شوروی نامیدند.[۴۲]

جغرافیا

توپوگرافی جمهوری آذربایجان

کشور آذربایجان از نظر موقعیت جغرافیایی بین طول جغرافیایی ۲۰”/ ۵۹′/ ۴۴° تا ۵۴”/ ۳۶′/ ۵۰° شرقی و عرض جغرافیایی ۳۰″/ ۲۶′/ ۳۸° تا ۳۶″/ ۵۴′/ ۴۱° شمالی واقع شده‌است. این مختصات مربوط به خاک اصلی جمهوری آذربایجان است (بدون احتساب نخجوان).[۵۴]

جمهوری آذربایجان در جنوب رشته‌کوه قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شده‌است. سه رشته‌کوه، قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوه‌های تالش در جنوب، این کشور را احاطه کرده‌است. این کوه‌ها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آذربایجان را دربرگرفته‌است[۵۵] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگه‌های آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پست‌ترین نقطه این کشور، ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محصور در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته‌است، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۵۶] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آب و هوا بسیار زیاد است به گونه‌ای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستان‌های آذربایجان دیده می‌شود.

جنگل‌های اسماعیلی
کوه مورو در قفقاز
نمایی از جمهوری آذربایجان از مرز ایران (شهرستان گرمی)

مرزها

ارمنستان: ۱۰۰۷کیلومتر ایران: ۷۶۵کیلومتر گرجستان:۴۸۰کیلومتر روسیه: ۳۹۰کیلومتر ترکیه: ۱۵ کیلومتر (از طریق جمهوری خودمختار نخجوان)

آب و هوا

میانگین بارش سالانه در جمهوری آذربایجان
دمای میانگین سالانه در جمهوری آذربایجان

از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوای مختلف است. به‌طوری‌که از ۱۱ ناحیه آب و هوایی، ۹ گونه ناحیه در آذربایجان وجود دارد.[۵۷] میانگین دما در مناطق جلگه‌ای شمال و شرق کشور از ۶ درجهٔ سانتی‌گراد در زمستان و ۳۶ درجه در تابستان متغیر است، در حالی‌که در مناطق کوهستانی غربی زمستان‌ها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتی‌گراد در تابستان می‌رسد. پایین‌ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان ۳۳- درجه سانتی‌گراد و بالاترین دما در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتی‌گراد ثبت شده‌است.[۵۷] به‌طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالی‌که منطقه جنوب شرقی آب و هوای مرطوب و ملایم‌تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره‌باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوه‌های قفقاز و ناحیه لنکران-آستارا و کوه‌های کوه‌های تالش بسیار مرطوب هستند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلی‌متر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلی‌متر در آبشرون روی می‌دهد. مناطق مرکزی شامل جلگه‌های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رودهای کورا و ارس آب‌رسانی می‌شوند.

تقسیمات کشوری

جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شده‌است. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شده‌است.

علاوه بر این، این کشور به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم شده‌است. هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش می‌باشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:

  • آبشرون
  • قوبا-خاچماز
  • داغلیق شیروان
  • شکی-زاکاتالا
  • گنجه-قازاخ
  • یوخاری قاراباغ
  • کلبجر-لاچین
  • کورا
  • کورای مرکزی
  • لنکران-آستارا

شهرهای مهم

ردیف نام شهر جمعیت ردیف نام شهر جمعیت


باکو


گنجه

۱ باکو (Bakı) ۲٬۰۳۹٬۷۰۰ ۱۱ خان کندی (Xankəndi) ۵۵٬۲۸۲
۲ گنجه (Gəncə) ۳۲۳٬۷۶۰ ۱۲ لنکران (Lənkəran) ۵۰٬۵۳۴
۳ سومقاییت (Sumqayıt) ۲۸۲٬۲۸۰ ۱۳ رسول‌زاده (Rəsulzadə) ۴۸٬۷۱۶
۴ مینگچویر (Mingəçevir) ۱۰۰٬۷۷۸ ۱۴ بیله جری (Biləcəri) ۴۵٬۶۷۸
۵ قاراچوخور(Qaraçuxur) ۷۸٬۷۳۰ ۱۵ مشتاغا(Maştağa) ۴۲٬۶۳۵
۶ شیروان (Şirvan) ۷۶٬۶۴۸ ۱۶ آغدام (Ağdam) ۴۲٬۵۸۷
۷ نخجوان (Naxçıvan) ۷۵٬۹۷۲ ۱۷ بردع (Bərdə) ۴۰٬۷۴۱
۸ باکیخانوف(Bakıxanov) ۷۱٬۸۳۶ ۱۸ خاچماز (Xaçmaz) ۴۰٬۳۹۱
۹ شکی (Şəki) ۶۵٬۶۱۶ ۱۹ جلیل‌آباد (Cəlilabad) ۳۹٬۹۷۴
۱۰ یولاخ (Yevlax) ۵۷٬۴۴۹ ۲۰ هوسان(Hövsan) ۳۸٬۶۷۵
توضیح: جمعیت شهرها بر اساس آمار سال ۲۰۰۹ می باشد

تاریخ

دوره پیش از تاریخ

سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل بازمی‌گردد. کاوش‌های غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان می‌دهد.[۵۸] سنگ نگاره‌های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.

در سده ۹ پیش از میلاد، سکاها یکی از اقوام ایرانی‌تبار در این ناحیه‌ای که هم‌اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، سکنی گزیدند. به دنبال آنان مادها بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد. اما در دوره‌هایی حاکمان محلی حکومت‌های محلی خود را برپا می‌داشتند.[۵۹]

دوره باستان

دروازه‌های شهر قبله پایتخت آلبانیای قفقاز

در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۶۰] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما این ناحیه در سال ۲۵۲–۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور یکم ساسانی افتاد.[۶۱] کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیان، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت؛ و قدرت بین آن‌ها دست به دست می‌شد.[۶۲]

دوره اسلام

در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی‌ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند. آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می‌شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.[۶۳]

شروان‌شاهان

از اواخر قرن دوم شمسی شروان‌شاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی‌ماندند. چرا که به آنان خراج می‌دادند. این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمت‌هایی از آذربایجان به‌ویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری به صورت حاکمان محلی، حکم‌رانی می‌کردند.

غزنویان و سلجوقیان

در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک‌تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمده‌ای داشتند. به‌دنبال غزنویان، سلجوقیان که حکومتی ترک‌تبار بودند بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می‌باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می‌باشند.[۶۴]

حمله مغول و تیمور

در سده ۱۳ و سده ۱۴ میلادی با هجوم مغول‌ها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسله‌های محلی برافتادند.

در سده ۱۵ میلادی خانات محلی تحت سلطه آق‌قویونلوها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره‌باغ تسلط داشتند. آران و شروان، از اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود درآورد. پس از جنگ چالدران برای نخستین بار این منطقه به شکل موقت به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا پس از دست به‌دست شدن‌های زیاد، هشتاد سال بعد، ایرانیان در زمان شاه عباس موفق به بازپس‌گیری درازمدت این منطقه شدند.

افشاریه و قاجاریه

در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سال‌های ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به روسیه تزاری ضمیمه شد.

سلطه تزارها بر آذربایجان

ساختمانی تاریخی در شهر باکو

پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه تزارها، کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در منطقه بیشتر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روس‌ها سرمایه‌گذاری بسیار کمی در این ناحیه می‌کردند. اما با استخراج نفت توجه به آذربایجان بیشتر گردید و اقتصاد محلی رونق گرفت.[۶۵]

در این دوره جمعیت شهر باکو به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می‌دادند. ارامنه نیز در دوایر رسمی مشغول بکار بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورش‌هایی در سال ۱۹۰۵ میلادی شد.[۶۶]

در دائرةالمعارف بزرگ شوروی آمده‌است که «در اواسط سدهٔ ۱۱م (۵ ه‍.ق) هجوم اقوام ترک (از جمله غُزان و دیگران) که دودمان سلجوقی در رأس آن‌ها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید». چند خان‌نشین، ملک‌نشین و سلطان‌نشین کوچک پدید آمد که در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۲ق/نیمه دوم سدهٔ ۱۸م شمارهٔ آن‌ها به ۱۵ رسید. عمده‌ترین آن‌ها عبارت بودند از خان‌نشین‌های باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا = کوبا). قراباغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل. سلطان‌نشین‌های کوچک بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خان‌ها بودند به عنوان نمونه سلطان‌نشین‌های آرش، ایلی‌سو و کوتکاشن از خان‌شکی، و ملک‌نشین‌ها از خان قراباغ تبعیت می‌کردند. در ۱۴ و ۲۱ مه ۱۸۰۵م در اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورک‌چای موافقتنامه‌ای به امضا رسید که طبق آن، خان‌های قراباغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند. پس از پایان جنگ‌های ایران و روسیه، بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه درآمد و در پی انعقاد معاهدهٔ ترکمانچای، بعضی خان‌ها، ازجمله خان‌های اردوباد و نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند[۴۲]

سقوط تزارها و استقلال آذربایجان

محمدامین رسول‌زاده اولین رئیس‌جمهور و مؤسس جمهوری دمکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸

در آغاز قرن بیستم با رشد صنایع، تفکرات اصلاح‌طلبانه در آذربایجان شکل گرفت. در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپ‌گرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل شد.

در سال ۱۹۱۲ با انشعاب در حزب همت، حزب مساوات شکل گرفت. به دنبال سقوط تزارها، حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روس‌ها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی داشتند که با مخالفت مردم مسلمان و تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند سرانجام در روز ۱۸ مه سال ۱۹۱۸ جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمدامین رسول‌زاده رهبر حزب مساوات، اعلام استقلال کرد.[۵۶][۶۷] کشتار شوشی که به نسل‌کشی هزاران ارمنی انجامید از وقایع مهم این دوره‌است.[۶۸][۶۹]

تلاش جمهوری دمکراتیک آذربایجان برای آغاز گفتگوهای اتحاد با ایران با هجوم بلشویک‌ها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دو سال پس از کسب استقلال، تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.[۷۰]

در اتحاد جماهیر شوروی

از سال ۱۹۲۰ با پیروزی بلشویک‌ها، جمهوری آذربایجان به مدت ۷۱ سال تا ۱۹۹۲، با نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی یکی از جمهوری‌های تشکیل دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.

از ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۶، این کشور بخشی از جمهوری سوسیالیستی ماورای قفقاز شوروی بود و مانند گرجستان و ارمنستان، دچار گسترش شهرنشینی شد و با پیشرفت‌های گسترده اقتصادی، صنعتی شد. شهرنشینی، آموزش و پرورش و پویایی اجتماعی در جمهوری آذربایجان موجب بروز تضادهای اجتماعی بین کلان‌شهر باکو، و مناطق سنتی عقب مانده روستایی گردید. در این جمهوری آموزش به زبان آذربایجانی بود و مقامات مهم اجرایی آذربایجانی بودند. اما به ویژه در دوره حکومت استالین (۱۹۲۸–۱۹۵۳م) و رهبری باقروف بر حزب کمونیست آذربایجان، این جمهوری شدیداً تحت سیطره مسکو بود. پس از مرگ وی استقلال این جمهوری بیشتر شد و فرصت‌های بیشتری برای رشد نخبگان سیاسی و فکری این کشور فراهم شد. این نخبگان در هنگام بروز نزاع با ارمنیان قره باغ، در فوریه ۱۹۸۸، در بین رهبران جبههٔ خلق آذربایجان (اپوزیسیون)، و هم مخالفان کمونیستشان حضور داشتند. در سال‌های ۱۹۸۸ و ۱۹۹۰، خشونت ضد ارمنیان به ترتیب در سومقائیت، و باکو بروز کرد و نتیجتاً در ۱۹۹۰ حکومت مسکو دست به عملیات نظامی علیه جمهوری آذربایجان زد.[۷۱]

استقلال مجدد

در پی کودتای نافرجام علیه گورباچف رهبر شوروی سابق در اوت ۱۹۹۱، جمهوری آذربایجان اعلام استقلال کرد و ایاز مطلب‌اف، رهبر حزب کمونیست به عنوان نخستین رئیس‌جمهور انتخاب شد. گروه اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان در مهٔ ۱۹۹۲ مطلب‌اف را برانداخت و ابوالفضل ایلچی‌بیگ با شعار جدایی از کشورهای مستقل همسود و حفظ سیطره بر ناگورنو قره‌باغ ، در انتخاباتی که این جبهه برگزار کرد پیروز شد.[۷۱]

جنگ اول قره‌باغ

جنگ اول قره‌باغ (به ترکی آذربایجانی: Qarabağ müharibəsi)(و به ارمنی: Արցախյան ազատամարտ جنگ آزادی‌بخش آرتساخ) جنگی بود که از فوریه ۱۹۸۸ تا مارس ۱۹۹۴ در ناحیه قره‌باغ، واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان، بین جمهوری آذربایجان و اکثریت[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵]ارمنی ساکن با پشتیبانی ارمنستان رخ داد. با بالا گرفتن درگیری، هرکدام از طرفین سعی در پاکسازی قومی مناطق تحت تصرف خود از نژاد دیگر کردند.[۷۶][۷۷]

در نتیجه جنگ قره‌باغ بیش از ۳۵ هزار نفر کشته شدند و بیش از ۸۰۰ هزار نفر در نواحی مورد مناقشه، آواره و مجبور به جلای وطن شدند. برای برقراری صلح دائمی و فراگیر در منطقه کوشش‌های متعددی به عمل آمد و طرح‌های صلح مختلفی ارائه گردیده‌است ولی هیچ‌یک به نتیجه عینی و مورد انتظار نرسید و وضعیت حاکم بر منطقه همچنان نه جنگ و نه صلح است.[۷۸]

در جریان جنگ اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران در اکتبر ۱۹۹۳.م / آبان ۱۳۷۲ به باکو سفر کرد و طی سه روز (۴، ۵ و ۷ آبان) دیدارهای خصوصی و مکرری با حیدر علی‌اف داشت. در این سفر رئیس جمهور وقت آذربایجان از ایران درخواست ورود عملی به جنگ را کرد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به این موضوع پرداخته و می نویسد: «... تقریبا همه‌جا در حرکت‌ها و بازدیدها، رئیس‌جمهور [حیدر علی‌اف] همراه من بود، یکی از حرف‌های مهم و تکراری‌اش این بود که ایران از این فرصت جنگ با ارامنه استفاده کند و حضور خودش را در آذربایجان بالا ببرد و گاهی تعبیر می‌کرد که این‌جا از آنِ ایران بوده و حالا هم بیایید دفاع کنید و اداره کنید. در نخجوان هم که بود، شبیه این حرف‌ها را می‌زد و تحلیل می‌کرد که اگر شما آذربایجان را تحت قدرت خود بگیرید، حاکمیت روسیه در کل قفقاز متزلزل می‌شود ...». هاشمی در خاطرات ۸ آبان [۱۳۷۲] می‌نویسد: «بعد از نماز مغرب، شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. درباره درخواست‌ کمک نظامی از سوی جمهوری آذربایجان مذاکره شد. در مورد کمک‌های آموزشی، تسلیحاتی و سیاسی موافقت شد اما درمورد همکاری عملی در دفاع مخالفت شد». [۷۹] [۸۰] حیدر علی اف در ژوئن ۱۹۹۴.م / تیر ۱۳۷۳ هم در این رابطه به ایران سفر کرد که هاشمی درباره درخواست های وی نیز مطالبی نوشته است. [۸۱] [۸۲]

بحران قره‌باغ موجب قطع روابط دیپلماتیک جمهوری آذربایجان و ترکیه با ارمنستان،[۸۳] انسداد مرزها و شرایط جدید و شکننده‌ای را در فضای منطقه قفقاز جنوبی حاکم نمود. حضور و نقش آفرینی بازیگرانی نظیر ایران، ترکیه، روسیه، آمریکا، فرانسه، سازمان امنیت و همکاری اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد در روند تحولات قره‌باغ موجب شد این بحران ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی به خود گیرد.[۸۳]

پس از اعلام آتش‌بس در ۲۴ دسامبر ۱۹۹۴ میلادی شورای عالی قره‌باغ روبرت کوچاریان را به عنوان نخستین رئیس‌جمهور قره‌باغ انتخاب نمود و در ۳۰ آوریل ۱۹۹۵ میلادی دومین دوره انتخابات پارلمانی قره‌باغ برگزار شد. نخستین دوره انتخابات در ۲۸ دسامبر سال ۱۹۹۱ میلادی صورت گرفت.[۸۴]

جنگ دوم قره‌باغ

مقاله اصلی: جنگ دوم قره‌باغ

جنگ دوم قره‌باغ در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۰ بین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان آغاز شد. با وجود در خواستهای کشورهای مختلف برای کاهش تنشها و بعد از چندین آتش‌بسی نا موفق بالاخره بعد از ۴۴ روز جنگ متمادی جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان با وساطت فدراسیون روسیه موفق به عقد توافقنامه آتش‌بس ناگورنو قره‌باغ در ۹ نوامبر ۲۰۲۰ شدند. بر اساس این توافق آذربایجان بخش بزرگی از مناطق اشغال شده در طی جنگ اول قره‌باغ را بازپس گرفت.

ریاست جمهوری‌ها

الهام علی‌اف رئیس‌جمهور کنونی جمهوری آذربایجان
  1. محمدامین رسول‌زاده: او حزب مساوات را (که از ۱۳۲۹ تشکیل شد و از ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۸ در آذربایجان قفقاز به قدرت رسید) پایه‌گذاری کرد و از مبلغان اصلی پان‌ترکیسم (به ترکی: تورکچولوک) به‌شمار می‌آمد.
  2. ایاز مطلب‌اف ۱۹۹۱–۱۹۹۲
  3. ابوالفضل ایلچی‌بیگ۱۹۹۲–۱۹۹۳
  4. حیدر علی‌اف ۱۹۹۳–۱۹۹۸، ۱۹۹۸–۲۰۰۳
  5. الهام علی‌اف ۲۰۰۳–۲۰۰۸، ۲۰۰۸–۲۰۱۳، ۲۰۱۳–۲۰۱۸، ۲۰۱۸-اکنون

ساختار سیاسی

از سه دایره درون هم به رنگ‌های (به ترتیب از داخل به خارج) سبز، قرمز و آبی تشکیل شده درون این سه دایره یک ستاره هشت پر با پس زمینهٔ سفید وجود دارد و درون آن واژه الله به صورت شعله برافروخته ترسیم شده‌است و در قسمت آبی رنگ هم هشت نقطه زرد رنگ وجود دارد به علاوه یک خوشه گندم و یک شاخه از درخت بلوط به صورت نیم دایره دور این دایره را پوشانده‌است.[۸۵]

دولت آذربایجان یک جمهوری دمکراتیک[نیازمند منبع]، قانون محور[نیازمند منبع]، لائیک و یکپارچه است.

حاکمیت دولتی در جمهوری آذربایجان بر پایه اصل تفکیک قوا اعمال می‌گردد. سیستم سیاسی جمهوری آذربایجان از منظر شکل اعمال حاکمیت دولتی، یک جمهوری بر پایه سیستم ریاست جمهوری است.

رئیس دولت

رئیس جمهوری هر ۵ سال یک بار به روش مراجعه به آرای مخفی عمومی انتخاب می‌شود. الهام حیدر اوغلو علی‌یف در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۱۳ به ریاست جمهوری آذربایجان برگزیده شده‌است.

قوه مقننه جمهوری آذربایجان

مجلس ملی جمهوری آذربایجان از ۱۲۵ نماینده تشکیل شده‌است. انتخابات چهارمین دوره این مجلس در ۷ نوامبر ۲۰۱۰ برگزار شد. ۱۰۵ نفر برابر با ۸۴٪ از نمایندگان را آقایان و ۲۰ نفر برابر با ۱۶٪ از نمایندگان را زنان تشکیل می‌دهند.

قوه قضاییه

جمهوری آذربایجان شامل دادگاه قانون اساسی، دیوان عالی کشور، دادگاه استیناف و دادگاه اقتصاد می‌باشد.

سیستم سیاسی جمهوری آذربایجان بر پایه اصول چند حزبی و تکثرگرایی استوار است. در حال حاضر در جمهوری آذربایجان ۵۵ حزب سیاسی دارای مجوز بوده و مشغول فعالیت هستند. احزاب سیاسی از طریق عضویت در نهاد مقننه و نهادهای مدیریت محلی، در اعمال حاکمیت دولتی مشارکت می‌کنند. به جز احزاب سیاسی، بالغ بر ۴۰۰۰ تشکل مردم‌نهاد نیز در کشور فعالیت دارند.

اقتصاد

نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوری‌های تازه استقلال یافته اطراف خود در اثر بهره‌برداری از منابع نفتی که در سال ۲۰۰۸ برابر ۷ میلیارد بشکه بوده‌است (که حدود یک درصد از ذخایر اثبات شده جهان) که در حال حاضر در منطقه یک صادرکننده محصولات گازی محسوب می‌شود.[۸۶] و سرمایه‌گذاری پس از استقلال توسعه بیشتری پیدا کرده‌است. با وجود این بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قره‌باغ همراه با سیاست‌های آزادسازی قیمت‌ها و خصوصی‌سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آن‌ها به‌سرعت کاهش یابد ولی از سال ۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین‌المللی، روند رو به رشد سرمایه‌گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب شد تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود گذارد. در سال ۲۰۰۷ از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی مشغول به کار بودن و تعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر بوده‌است.[۸۶]


تولید ناخالص داخلی آن در سال ۲۰۱۹ معادل ۴۵ میلیارد دلار[۸۷] بوده‌است که تولید ناخالص سرانه اهالی کشور را معادل ۴۵۰۰ دلار می‌کند.[۸۸]

جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی با کمک صندوق بین‌المللی پول دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورده و توانسته‌است میزان تورم را کاهش دهد.[نیازمند منبع] میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی[نیازمند منبع] و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷[نیازمند منبع] و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی[نیازمند منبع] و (۵-) درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافته‌است.[نیازمند منبع]

در سال ۲۰۰۸ میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی برترین کشور از نظر اجرای برنامه‌های اصلاحات اقتصادی بین ۱۰ کشور محاسبه شده (ده کشوری که جزئیات اطلاعات اقتصادی خود را در اختیار بانک جهانی قرار دادند) بوده‌است و در رتبه نخست قرار گرفت.[۸۹][نیازمند منبع]

واحد پول ملی این کشور منات آذربایجان است که هر منات معادل ۰٫۵۸۸ دلار آمریکا و هر دلار آمریکا معادل ۱٫۶۹۸ منات است.(آوریل ۲۰۲۲)

کشاورزی و دامپروری

طبق گزارش فائو، در سال ۲۰۱۸ مهمترین محصولات کشاورزی آذربایجان به این صورت بوده‌است:[۹۰]

گندم (۱٬۹۹۱٬۰۰۰ تن) - هندوانه (۳۰۷٬۰۰۰ تن) - گردو (۱۱٬۷۴۰ تن) - گوجه فرنگی (۶۰۹٬۰۰۰ تن) - چغندر قند (۲۷۷٬۰۰۰ تن) - به (۳۲٬۰۰۰ تن) - سیب زمینی (۸۹۸٬۰۰۰ تن) - گلابی (۵۲٬۰۰۰ تن) - پیاز (۲۳۵٬۰۰۰ تن) - ذرت (۲۴۸٬۰۰۰ تن) - فندق (۵۲٬۰۰۰ تن) - انگور (۱۶۷٬۰۰۰ تن) - سیر (۴۴٬۹۰۰ تن) - انجیر (۱۱٬۲۰۰ تن) - بادمجان (۷۹٬۰۰۰ تن) - خیار (۲۲۳٬۰۰۰ تن) - آلبالو (۳۸٬۸۰۰ تن) - جو (۹۱۶٬۰۰۰ تن) - سیب (۲۷۷٬۰۰۰ تن) - کلم (۱۰۸٬۰۰۰ تن)

همچنین تعداد دام زنده در این کشور به این ترتیب می‌باشد:

گاو (۲٬۴۸۲٬۰۰۰ رأس) - گاومیش (۱۷۶٬۰۰۰ رأس) - بز (۶۲۲٬۰۰۰ رأس) - اسب (۶۵٬۰۰۰ رأس) - گوسفند (۷٬۶۸۱٬۰۰۰ رأس)

جهانگردی

جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر تلاش‌های قابل توجه‌ای برای افزایش گردشگری خود داشته‌است. همچنین سال ۲۰۱۱درکشور آذربایجان سال گردشگری آذربایجان نمایده شد. کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۰ میزبان بیش از دو و نیم میلیون گردشگر بوده‌است، در سال‌های اخیر سهم گردشگری آذربایجان را بیشتر کشورهای اوکراین، قزاقستان، ایران، گرجستان، اردن، بحرین، آلمان، استرالیا، بلغارستان و فنلاند داشته‌اند[۹۱][۹۲][نیازمند منبع] در سال ۲۰۱۲ جمهوری آذربایجان بیشترین گردشگر را در منطقه قفقاز پذیرا بوده‌است. در همین سال علی‌رغم اینکه ایران دو برابر جمهوری آذربایجان گردشگر پذیرفته اما درآمد گردشگری جمهوری آذربایجان در این سال بیش از دو برابر درآمد ایران بوده‌است.[۹۳]

میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی از مهم‌ترین عامل‌های ثبات در جمهوری آذربایجان محسوب می‌شود. این کشور به‌عنوان دومین کشور شیعه در جهان، با میراث‌های معماری، آداب و رسوم، تنوع‌های فرهنگی، انواع پوشاک، صنایع دستی، غذاهای سنتی و چشم‌اندازهای جغرافیایی و طبیعی از نظر جهانگردی قابل‌توجه بوده و همه‌ساله هزاران گردشگر خارجی را به سمت جمهوری آذربایجان جذب کرده که از نظر اقتصادی نیز تأثیر به‌سزایی در رشد اقتصادی این کشور داشته‌است.[۸۶][۹۴]

نیروهای مسلح

تاریخ نیروهای مسلح آذربایجان به زمان جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ که ارتش ملی تازه شکل گرفته بود باز می‌گردد.[۹۵][۹۶] وقتی جمهوری آذربایجان استقلال خود را پس از فروپاشی شوروی سوسیالیستی به‌دست آورد بر پایه قانون در سال ۱۹۹۱ ارتش جمهوری آذربایجان تأسیس گردید.[۹۷] تا سال ۲۰۰۲ ارتش آذربایجان دارای ۹۵۰۰۰ پرسنل نظامی فعال و همچنین دارای ۱۷۰۰۰ نیروی شبه‌نظامی است.[۹۸] نیروهای مسلح این کشور، دارای سه شاخه نیروی دریایی آذربایجان، نیروی هوایی و نیروی زمینی است. افزون بر این شاخه‌های اصلی، نیروهای نظامی آذربایجان دارای زیرشاخه‌هایی است که در موقع لزوم می‌توانند در دفاع از کشور کمک کنند. این نیروها شامل گارد ساحلی، مرزبانان و نیروهای انتظامی داخلی است.[۹۹] گارد ملی آذربایجان یک نیروی بیشتر شبه‌نظامی است که یک نهاد نیمه‌مستقل ویژه از سرویس حفاظت دولتی است که زیر نظر رئیس‌جمهور اداره می‌شود.[۱۰۰]

آذربایجان پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا (سی اف ای) را امضا کرده‌است. این کشور همکاری نزدیکی با ناتو در پروژهای حفاظت از صلح دارد. آذربایجان ۱۵۱ نیروی حافظ صلح در عراق و ۱۸۴ نیرو در افغانستان دارد.[۱۰۱]

بودجه نظامی آذربایجان برای سال ۲۰۱۱ معادل ۴٫۴۶ میلیارد دلار بوده‌است.[۱۰۲] آذربایجان دارای صنایع دفاعی تولید اسلحه سبک، سیستم‌های کوچک توپخانه و برخی وسایل نقلیه نظامی است.[۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶] ارتش آذربایجان همکاری‌های تمرینی با گارد ملی اوکلاهاما داشته‌است.[۱۰۷]

سیاست

به‌دنبال استقلال، فعالیت‌های سیاسی در جمهوری آذربایجان به‌شدت افزایش یافت.[نیازمند منبع] یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی‌گرایی ملی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل شد.[نیازمند منبع] این سازمان در مراحل بعدی حاوی فراکسیونهایی با اندیشه‌های پان ترکیسم نیز بوده‌است. در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ابوالفضل ایلچی‌بیگ با اندیشه‌های قوم گرایانه این مقام رسید، بعد از انتخاب ایلچی‌بیگ وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیداف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که شامل تمام نواحی شمالی ایران می‌شد شدند. پس از شکست‌های پیاپی در جنگ با ارمنستان، و شکست تقریباً تمامی سیاست‌های وی، و چندین قیام خونین در چند شهر از جمله گنجه، حیدر علی‌اف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خون‌ریزی قدرت را به دست آورد و ایلچی‌بیگ به تبعید فرستاده شد.

در زمان ریاست‌جمهوری وی و پسرش روابط با ایران به‌تدریج گرمتر شد، تا جایی که رؤسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کرده‌اند، و جمهوری آذربایجان کنسولگری‌ای نیز در شهر تبریز افتتاح کرد و علی‌اف پسر به آن شهر سفر کرده و با تجار آن دیدار کرد. موافقتنامه‌های زیادی نیز در زمینه‌های تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شده‌است. در سال‌های اخیر جریانات ضدایرانی تحت حاکمیت الهام علی‌اف دوباره شدت گرفته‌است.[۱۰۸] همچنین این کشور در فهرست ناقضان آزادی مطبوعات است.[۱۰۹]

مسایل مورد مناقشه

در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیری‌های قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قره‌باغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی‌نشین شدند. جمهوری قره‌باغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده‌است و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان می‌باشد. در اثر این جنگ‌ها حدود یک میلیون اهالی آذری، ارمنی و کُرد جنگ‌زده این منطقه بی خانمان گشته و تعداد کثیری هنوز در پناهگاه‌های موقتی و نیمه موقتی به‌سر می‌برند.

حقوق بشر

جمهوری آذربایجان یکی از ضعیف‌ترین کشورها در رعایت حقوق بشر است. در چند سال گذشته فشار بر منتقدان دولت به روش‌های گوناگون در حال افزایش بوده‌است. گفته می‌شود یکی از دلایل عدم تمایل اعضای شورای اروپا به مجازات یا مذاکره در این مورد با جمهوری آذربایجان، به خاطر منابع نفت خام و گاز طبیعی این کشور است.[۱۱۰]

جمعیت‌شناسی

از جمعیت ۸٬۲۳۸٬۶۷۲ نفری جمهوری آذربایجان، ۵۱ درصد شهرنشین و ۴۹ درصد در روستاها زندگی می‌کنند.[۱۱۱] نرخ رشد جمعیت در این کشور ۰٫۷۶۲ درصد است.

قومیت‌ها

براساس سرشماری سال ۱۹۹۹، ۹۰٫۶ درصد از جمعیت جمهوری آذربایجان را آذربایجانی، ۲٫۲ درصد را لزگی (داغستانی)، ۱٫۸ درصد را روس و ۱٫۵ درصد را ارمنی تشکیل می‌دهند؛ البته تقریباً تمامی ارمنی‌ها در منطقهٔ خودمختار قره‌باغ کوهستانی زندگی می‌کنند.[۱۱۲] براساس سرشماری سال ۱۹۸۹ شوروی، حدود ۲۶۲٬۰۰۰ نفر غیر آذربایجانی از ۹ قومیت مختلف در این کشور زندگی می‌کرده‌اند که از این میان، ۱۷۱٬۰۰۰ نفر لزگی و ۲۱٬۰۰۰ نفر تالشی بوده‌اند؛ اما تالشی‌ها جمعیت خود را حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد می‌کنند.[۱۱۳]

آمارهای رسمی این کشور در مورد اقلیت‌های قومی مورد چالش پژوهشگران قرار گرفته‌است و در محافل خصوصی نیز خود آذربایجانی‌ها قبول دارند که تعداد لزگی‌ها، تالش‌ها و کردها بسیار بیشتر است[۱۱۴]. هم‌اکنون دولت جمهوری آذربایجان سیاست سخت آسیمیله کردن اقلیتهای قومی را پیگیری می‌کند[۱۱۵] و باعث گردیده‌است که بسیاری از لزگی‌ها، تالش‌ها و کردها در این صدسال اخیر در قوم آذربایجانی ادغام شوند.[۱۱۶] این در حالیست که بر اساس قانون اساسی جمهوری آذربایجان تمام اقوام ساکن این کشور از حق آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ بومی برخوردارند.[۱۱۷] اما این اصل قانون اساسی کشور به درستی توسط دولت به اجرا در نیامده و شورای اروپا نیز در گزارش سال ۲۰۰۹ خود تلاش دولت این کشور را برای حفظ تنوع فرهنگی و فرهنگ‌های قومی کم دانسته‌است.[۱۱۸]

جدول جمعیت گروه‌های قومی آذربایجان (۱۹۲۶–۲۰۰۹) [۱۱۹][۱۲۰]


گروه قومی
آمار دولتی ۱۹۲۶۱ آمار دولتی ۱۹۳۹۲ آمار دولتی ۱۹۵۹۳ آمار دولتی ۱۹۷۰۴ آمار دولتی ۱۹۷۹۵ آمار دولتی ۱۹۸۹۶ آمار دولتی ۱۹۹۹۶ آمار ۲۰۰۹[۱۲۱]
تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد %
آذربایجانی‌ها ۱٬۴۳۷٬۹۷۷ ۶۲٫۱ ۱٬۸۷۰٬۴۷۱ ۵۸٫۴ ۲٬۴۹۴٬۳۸۱ ۶۷٫۵ ۳٬۷۷۶٬۷۷۸ ۷۳٫۸ ۴٬۷۰۸٬۸۳۲ ۷۸٫۱ ۵٬۸۰۴٬۹۸۰ ۸۲٫۷ ۷٬۲۰۵٬۴۶۴ ۹۰٫۶ ۸٬۱۷۲٬۸۰۰ ۹۱٫۶
لزگی‌ها ۳۷٬۲۶۳ ۱٫۶ ۱۱۱٬۶۶۶ ۳٫۵ ۹۸٬۲۱۱ ۲٫۷ ۱۳۷٬۲۵۰ ۲٫۷ ۱۵۸٬۰۵۷ ۲٫۶ ۱۷۱٬۳۹۵ ۲٫۴ ۱۷۸٬۰۲۱ ۲٫۲ ۱۸۰٬۳۰۰ ۲٫۰۲
ارمنی‌ها ۲۸۲٬۰۰۴ ۱۲٫۲ ۳۸۸٬۰۲۵ ۱۲٫۱ ۴۴۲٬۰۸۹ ۱۲٫۰ ۴۸۳٬۵۲۰ ۹٫۴ ۴۷۵٬۴۸۶ ۷٫۹ ۳۹۰٬۵۰۵ ۵٫۶ ۱۲۰٬۷۴۵۸ ۱٫۵ ۱۲۰٬۳۰۰۸ ۱٫۳۵
روس‌ها ۲۲۰٬۵۴۵ ۹٫۵ ۵۲۸٬۳۱۸ ۱۶٫۵ ۵۰۱٬۲۸۲ ۱۳٫۶ ۵۱۰٬۰۵۹ ۱۰٫۰ ۴۷۵٬۲۵۵ ۷٫۹ ۳۹۲٬۳۰۴ ۵٫۶ ۱۴۱٬۶۸۷ ۱٫۸ ۱۱۹٬۳۰۰ ۱٫۳۵
تالش‌ها ۷۷٬۳۲۳ ۳٫۳ ۸۷٬۵۱۰ ۲٫۷ ۸۵ ۰٫۰ ۲۱ ۱۱۲٬۰۰۰ ۱٫۲۶
آوارها ۱۹٬۱۰۴ ۰٫۸ ۱۵٬۷۴۰ ۰٫۵ ۱۷٬۲۵۴ ۰٫۵ ۳۰٬۷۳۵ ۰٫۶ ۳۵٬۹۹۱ ۰٫۶ ۴۴٬۰۷۲ ۰٫۶ ۵۰٬۸۷۱ ۰٫۶ ۴۹٬۸۰۰ ۰٫۵۶
ترک‌ها ۹۵ ۰٫۰ ۶۰۰ ۰٫۰ ۲۰۲ ۰٫۰ ۸٬۴۹۱ ۰٫۲ ۷٬۹۲۶ ۰٫۱ ۱۷٬۷۰۵ ۰٫۳ ۴۳٬۴۵۴ ۰٫۵ ۳۸٬۰۰۰ ۰٬۴۳
تاتارها ۹٬۹۴۸ ۰٫۴ ۲۷٬۵۹۱ ۰٫۹ ۲۹٬۳۷۰ ۰٫۸ ۳۱٬۳۵۳ ۰٫۶ ۳۱٬۲۰۴ ۰٫۵ ۲۸٬۰۱۹ ۰٫۴ ۳۰٬۰۱۱ ۰٫۴ ۲۵٬۹۰۰ ۰٬۲۹
تات‌های قفقاز ۲۸٬۴۴۳ ۱٫۲ ۲٬۲۸۹ ۰٫۱ ۵٬۸۸۷ ۰٫۲ ۷٬۷۶۹ ۰٫۲ ۸٬۸۴۸ ۰٫۱ ۱۰٬۲۳۹ ۰٫۱ ۱۰٬۹۲۲ ۰٫۱ ۲۵٬۲۰۰ ۰٫۲۸
اوکراینی‌ها ۱۸٬۲۴۱ ۰٫۸ ۲۳٬۶۴۳ ۰٫۷ ۲۵٬۷۷۸ ۰٫۷ ۲۹٬۱۶۰ ۰٫۶ ۲۶٬۴۰۲ ۰٫۴ ۳۲٬۳۴۵ ۰٫۵ ۲۸٬۹۸۴ ۰٫۴ ۲۱٬۵۰۰ ۰٬۲۴
ساخوری‌ها ۱۵٬۵۵۲ ۰٫۷ ۶٬۴۶۴ ۰٫۲ ۲٬۸۷۶ ۰٫۱ ۶٬۲۰۸ ۰٫۱ ۸٬۵۴۶ ۰٫۱ ۱۳٬۳۱۸ ۰٫۲ ۱۵٬۸۷۷ ۰٫۲ ۱۲٬۳۰۰ ۰٫۱۴
اودیان ۲٬۴۴۵ ۰٫۱ ۳٬۲۰۲ ۰٫۱ ۵٬۴۹۲ ۰٫۱ ۵٬۸۴۱ ۰٫۱ ۶٬۱۲۵ ۰٫۱ ۴٬۱۵۲ ۰٫۱ ۳٬۸۰۰ ۰٫۰۴
گرجی‌ها ۹٬۵۰۰ ۰٫۴ ۱۰٬۱۹۶ ۰٫۳ ۹٬۵۲۶ ۰٫۳ ۱۳٬۵۹۵ ۰٫۳ ۱۱٬۴۱۲ ۰٫۲ ۱۴٬۱۹۷ ۰٫۲ ۱۴٬۸۷۷ ۰٫۲ ۹٬۹۰۰ ۰٫۱۱
یهودیان ۲۰٬۵۷۸ ۰٫۹ ۴۱٬۲۴۵ ۱٫۳ ۴۰٬۱۹۸ ۱٫۱ ۴۸٬۶۵۲ ۱٫۰ ۳۵٬۴۸۷ ۰٫۶ ۳۰٬۷۹۲ ۰٫۴ ۸٬۹۱۶ ۰٫۱ ۹٬۱۰۰ ۰٫۱
۸٬۹۲۲٬۴۰۰
۱ Source:[۶]. ۲ Source:[۷]. ۳ Source:[۸]. ۴ Source:[۹]. ۵ Source:[۱۰]. ۶ Source:[۱۱]. ۷ تمامی کردها در جغرافیای جمهوری کردستان سرخ سابق، میان جغرافیای ارمنستان و قره باغ زندگی می‌کنند. در اواخر دهه ۱۹۳۰ مقامات شوروی بیشتر جمعیت کردنشین آذربایجان را به قزاقستان تبعید کردند۸تمامی ارمنی‌ها از دهه ۱۹۹۰ در جغرافیای قره‌باغ سکونت دارند.

[۱۲۲]

گروه‌های قومی در جمهوری آذربایجان (داده‌های سازمان سیا)[۱۲۲]
درصد
آذربایجانی‌ها
  
۹۰٫۶٪
اقوام داغستانی
  
۲٫۲٪
روس‌ها
  
۱٫۸٪
ارمنی‌ها
  
۱٫۵٪
سایر اقوام
  
۳٫۵٪

آذربایجانی‌ها

قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می‌دهند مردمی عمدتاً شیعه‌مذهب، ترک‌زبان و با فرهنگ ایرانی هستند.[۱۲۳] به نوشته دائرةالمعارف بزرگ اسلامی «در این قوم، عنصر غالبِ ترک که پیامد مهاجرت اقوام ترک - به‌ویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدهٔ ۱۱ م/۵ ق - به این سرزمین است، با ساکنان کهن این سرزمین، یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز می‌زیسته‌اند، ترکیب شده‌است».[۱۲۴] مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده که آن‌ها هم از نظر میتوکندری دی‌ان‌ای، که نسب مادری را نشان می‌دهد و هم از نظر کروموزوم Y، که نسب پدری را می‌نمایاند، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازی‌ها نیز در مجموع چیزی بین اروپائی‌ها و ساکنان خاورمیانه‌است که نسب مادری شباهت بیشتری را به اروپائی‌ها و نسب پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانه‌ای‌ها نشان می‌دهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانی‌ها را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که گروه‌های مهاجر آن قدر کوچک بوده‌اند که سهم ژنتیکی آن‌ها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.[۱۲۵]

لزگی‌ها

لزگی‌ها جزو اقوام بومی قفقازی هستند که به یکی از زبان‌های خانواده قفقازی تکلم می‌کنند. برای نمونه پروفسور سوانته کرنل می‌گوید:" این آمارها نشانگر نظرات رسمی دولت هست، ولی در واقعیت شمار لزگی‌ها روشن نیست. هرچند مقامات رسمی آن را صد و هشتاد هزار نفر ذکر می‌کنند اما منابع دیگری تعداد لزگی‌ها را بسیار بیشتر دانسته و آن را در حدود هفتصد هزار نفر می‌دانند.[۱۲۶] همچنین در آمار اتنولوگ، حدود لزگی‌ها در جمهوری آذربایجان ۳۶۴٫۰۰۰ نفر ذکر شده‌است.[۱۲۷]

برپایه آمار رسمی جمهوری آذربایجان جمعیت لزگی‌ها ۱۷۸۰۲۱ هزار نفر است.[۱۲۸]

به قول پروفسور کرنول، نریمان رمضانُف یکی از رهبران سیاسی لزگی می‌گوید که هرچند بسیاری از تالش‌ها، تات‌ها و کردها زبانشان را به خاطر سیاست‌های آسیمیلاسیون باخته‌اند، ولی لزگی‌ها به خاطر روابط با داغستان (که سیاست آسیمیله شدن دولت جمهوری آذربایجان در آن وجود ندارد) توانسته‌اند زبان و فرهنگ خود را بهتر حفظ کنند.[۱۲۹]

تالشی‌ها

طبق دانشنامهٔ ایران، بیشترین تراکم جمعیت روستاییان در این کشور در نواحی واقع در جنوب شرقی آن است که اکثریت این جمعیت را تالشی‌ها (که آن‌ها نیز ایرانی‌تبارند) تشکیل می‌دهند و بسیاری از آداب رسوم کهن خود را هم حفظ کرده‌اند.[۱۲۴]

آمار سال ۱۹۲۶ شوروی (در رابطه با کم شمردن این آمار به بخش تات‌ها در همین مقاله بنگرید)، تعداد تالشی‌ها را ۷۷٫۰۳۹ نفر ذکر کرده‌است.[۱۳۰] آمار سال ۱۹۵۹ تالشی‌ها را ذکر نکرده و آن‌ها را جزو آذربایجانی‌ها شمرده‌است. سپس در سال ۱۹۹۹ (آمار رسمی جمهوری آذربایجان) تعداد تالشی‌ها ۷۶٫۸۰۰ نفر شمرده شده‌است (یعنی کمتر از سال ۱۹۲۶). امروزه نیز مقامات جمهوری آذربایجان تعداد تالشی‌ها را همان ۷۶٫۸۰۰ نفر برمی‌شمرند. اما از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران تعداد تالشی‌ها بسیار بیشتر از این می‌باشد و این ارقام تنها ناشی از کم‌شماری اقلیت‌های قومی توسط دولت است.[۱۳۰] پروفسور وارتان گریگوریان این آمارسازی مقامات جمهوری آذربایجان را یک تحریف می‌داند[۱۳۱].

همچنین پروفسور کرنول می‌گوید که حداقل ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۴۰۰٫۰۰۰ تالشی در جمهوری آذربایجان وجود دارد[۱۳۲]. بر اساس آمار اتنولوگ در سال ۱۹۹۶ تعداد تالشی‌ها در این کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر، لزگی‌ها ۳۶۴ هزار نفر و کردها ۲۰ هزار نفر بوده‌است.[۱۲۷] پروفسور وارتان گریگوریان (استاد دانشگاه و رئیس چند دانشگاه آمریکا) مقاله مفصلی در رابطه با آسیمیله کردن تالشی‌ها به دست شوروی و مقامات جمهوری آذربایجان نوشته‌است.[۱۳۱]

در کل دو علت برای کم شمردن تالش‌ها ذکر شده‌است: اول از همه فشار بر هویت تالش در دوران شوروی و دوم حساسیت برانگیختن از این‌که کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی کند[۱۳۳].

تات‌ها

زبان تات‌های قفقاز فارسی است[۱۳۴] و آن که در ایران، تاتی نامیده می‌شود نیست.

دولت جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ میلادی، جمعیت تات‌های آذربایجان را تنها ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کرده‌است.[۱۳۵]

این در حالی‌است که تا قرن بیستم تعداد تات‌زبان‌ها بسیار بیشتر بوده‌است. برای نمونه در آمار سال ۱۸۸۶، شمار تات‌ها ۱۲۰٫۰۰۰ نفر ذکر شده‌است.[۱۳۶] اما پس از حکومت شوروی، در سال ۱۹۲۶، تعداد تات‌ها به ۲۸٫۵۰۰ تقلیل یافت.[۱۳۶] بنابر نظر این منبع، تعداد تات‌ها به خاطر سیاست آسیمیله کاهش یافته‌است.

عباس قلیخان باکیخانوف (قرن نوزدهم) نیز زبان «مملکت باکو» به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده‌است[۱۳۷]. درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمده‌است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمده‌است: محالات واقع در میان بلوکین‌شماخی و قدیال که حالا شهر قبه‌است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین زبان تات را دارند… قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علی‌حده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو می‌باشند به اصطلاحات منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک‌زبان را مغول می‌نامند.[۱۳۸] کردهای آذربایجان بخش عمده کردهای آذربایجان در سده‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی وارد این سرزمین شدند. بیشتر آنها در جنگ بین روس‌ها و ترکان عثمانی، آوارگانی بودند که به خاطر نزدیکی دینی با آذربایجانی‌ها در خاک آذربایجان سکنی گزیدند.

کردها یکی از اقوام جمهوری آذربایجان هستند که زیرفشار سخت آسیمیله، شمار آن‌ها در جمهوری آذربایجان کاهش یافته‌است؛ به گونه‌ای که اگر یک فرد کرد به جای این که خود را یک آذربایجانی معرفی کند، بر هویت قومی خویش پافشاری می‌کرد، قادر به پیداکردن شغل نبود.[۶]

کردهای جمهوری آذربایجان بیشتر در منطقه ناگورنو قره‌باغ (در اطراف شهرهای کلبجر و لاچین) در مرکز کشور (شهرهای هاک و زنگلان و زردآوا و در جمهوری نخجوان (اطراف شهرهای سده رک و تیواز) زندگی می‌کنند. بعد از وقوع جنگ قره‌باغ، کردها نیز مانند آذربایجانی‌ها این منطقه را ترک نمودند و به سایر مناطق آذربایجان کوچ کردند

کرنل در رابطه با جمعیت کردها می‌گوید: «آمار کردها بسیار است، برخی آن را حدود ده درصد از جمعیت کشور برشمرده‌اند». برخی از منابع کرد به وجود ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کرد در جمهوری آذربایجان اشاره می‌کنند؛ اما در آمار رسمی گفته شده که تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر کرد در این کشور زندگی می‌کنند؛ دلیل این امر آن است که پس از سال ۱۹۳۰ به تدریج منابع دولتی قومیت اکثر کردها را از روی عمد آذربایجانی عنوان کرده‌اند.[۹]

کردهای ساکن در اطراف منطقه قره باغ از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۹ میلادی، این منطقه را تحت عنوان استان خودمختار کرد (کردستان سرخ) اعلام کردند که این منطقه در نتیجه سیاست‌های شوروی کمونیستی به حالت پیشین برگشت.

زبان‌ها

زبان رسمی کشور، ترکی آذربایجانی می‌باشد ولی زبان‌های روسی، لزگی، تالشی، تاتی و آواری نیز صحبت می‌شود. ترکی آذربایجانی از نظر تقسیمات زبانی، جزئی از دسته ترکی جنوب باختری یا ترکی اوغوز می‌باشد. ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی و ترکمنی در گروه ترکی جنوب باختری (اوغوز) قرار می‌گیرند.

ادیان

۹۵ درصد جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان هستند. ۸۵ درصد جمعیت مسلمان جمهوری آذربایجان شیعه و ۱۵ درصد بقیه سنی هستند.[۱۳۹] ۹۳٫۴ درصد از مردم جمهوری آذربایجان، مسلمان (۸۵ درصد شیعه[۱۴۰][۱۴۱])، ۲٫۵ درصد ارتدوکس روس و ۲٫۳ درصد ارمنی هستند. البته درصد اعتقاد به ادیان در این کشور صوری است؛ چراکه عدهٔ بسیار کمی از مردم عبادت کرده و واقعاً به دین خود وابستگی دارند.[۱۴۲]

جمهوری آذربایجان به همراه ایران، عراق و بحرین چهار کشوری هستند که در آن شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دهند.[۱۴۱][نیازمند منبع] پس از استقلال از شوروی تعصب اسلامی در این کشور رشد داشته‌است[۱۴۳]

فرهنگ و هنر

فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا به موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگ‌های مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگ‌های ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی است. در سال ۲۰۰۹ باکو از طرف سازمان‌های یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شد.[۸۶] و امروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج می‌گردد. بجز اکثریت آذربایجانی اقوام متفاوتی همچون ارمنی‌ها، کردها و تالشی‌ها در جنوب و شرق و لزگی‌ها و یهودی هاو تات‌ها در شمال به رنگارنگی زبان‌ها و فرهنگ رایج افزوده‌اند. نرخ باسوادی در این کشور ۹۸٪ ذکر شده‌است.[۱۴۴] برگزاری جشن نوروز و موسیقی مقام نشانه‌های نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از لحاظ ادبیات نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی برخاسته‌اند و تأثیرهای اساسی در ادبیات فارسی داشته‌اند.

سینما

سینما در آن منطقه ریشه تاریخی دارد. در واقع سه سال پس از نمایش اولین فیلم در فرانسه، فیلم‌هایی کوتاه دربارهٔ فوران نفت و یک رقص توسط یک مهندس فرانسوی فعال در حوزه صنعت نفت که به امپراتوری روسیه و باکو آمده بود، گرفته شد.[۱۴۵][۱۴۶]

موسیقی

جمهوری آذربایجان از لحاظ موسیقی غنی است، انواع موسیقی در این کشور رایج است[۱۴۷][نیازمند منبع]

مسابقه آواز یورویژن در سال ۲۰۱۲ (به انگلیسی: Eurovision Song Contest ۲۰۱۲)پنجاه و هفتمین دوره سالانه مسابقه یوروویژن است که با برنده شدن آذربایجان در سال ۲۰۱۱ و با ترانه "Running Scared" یاًدوران ترسیده" با اجرای دو هنرمند آذربایجانی اِلدار و نگار این سری مسابقات در جمهوری آذربایجان و در شهر باکو و در تالار نوساز " کریستال " این شهر برگزار گردید. با توجه به تصمیم EBU پایان این مسابقه در ۲۶ مه ۲۰۱۲، برابر با شنبه ۶ خرداد سال ۱۳۹۱ هجری شمسی برگزار گردید.[۱۴۸] ۴۲ کشور در این نوبت از مسابقه شرکت کرده بودند و ترانه "سرخوشی" از لوریَن از کشور سوئد برنده این مسابقه شد. روسیه با گروه " مادر بزرگها " مقام دوم و صربستان هم مقام سوم را از آن خود کرده آذربایجان هم چهارم شد.

ورزش

در سال ۲۰۱۵ بازی‌های اروپایی در این کشور برگزار شد و همچنین یکی از میزبان‌های مسابقات فوتبال قهرمانی اروپا ۲۰۲۰ می‌باشد.

آشپزی

جستارهای وابسته

نگارخانه

منابع

  1. "The Constitution of the Republic of Azerbaijan" (PDF). President of the Republic of Azerbaijan. The Official Website of the President of the Republic of Azerbaijan. Retrieved 31 August 2020.
  2. The State Statistical Committee of the Azerbaijan Republic, The ethnic composition of the population according to the 2009 census. azstat.org
  3. "Central Intelligence Agency". The World Factbook. Central Intelligence Agency. 13 February 2020. Retrieved 23 February 2020.
  4. LaPorte, Jody (2016). "Semi-presidentialism in Azerbaijan". In Elgie, Robert; Moestrup, Sophia (eds.). Semi-Presidentialism in the Caucasus and Central Asia. London: Palgrave Macmillan (published 15 May 2016). pp. 91–117. doi:10.1057/978-1-137-38781-3_4. ISBN 978-1-137-38780-6. LCCN 2016939393. OCLC 6039791976. LaPorte examines the dynamics of semi-presidentialism in Azerbaijan. Azerbaijan's regime is a curious hybrid, in which semi-presidential institutions operate in the larger context of authoritarianism. The author compares formal Constitutional provisions with the practice of politics in the country, suggesting that formal and informal sources of authority come together to enhance the effective powers of the presidency. In addition to the considerable formal powers laid out in the Constitution, Azerbaijan's president also benefits from the support of the ruling party and informal family and patronage networks. LaPorte concludes by discussing the theoretical implications of this symbiosis between formal and informal institutions in Azerbaijan's semi-presidential regime.
  5. "Azərbaycan əhalisinin sayı artıb - RƏSMİ". oxu.az. Retrieved July 8, 2021.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ "Report for Selected Countries and Subjects". imf.org. International Monetary Fund. April 2019. Retrieved 16 August 2019.
  7. "Gini Index coefficient". CIA World Factbook. Retrieved 16 July 2021.
  8. Human Development Report 2020 The Next Frontier: Human Development and the Anthropocene (PDF). United Nations Development Programme. 15 December 2020. pp. 343–346. ISBN 978-92-1-126442-5. Retrieved 16 December 2020.
  9. While often politically aligned with Europe, Azerbaijan is generally considered to be at least mostly in Southwest Asia geographically with its northern part bisected by the standard Asia-Europe divide, the Greater Caucasus. The United Nations classification of world regions places Azerbaijan in Western Asia; the CIA World Factbook places it mostly in Southwest Asia [۱] and Merriam-Webster's Collegiate Dictionary places it in both; NationalGeographic.com, and Encyclopædia Britannica also place Georgia in Asia. Conversely, some sources place Azerbaijan in Europe such as Worldatlas.com.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ ۱۰٫۴ ۱۰٫۵ "Azerbaijan". The World Factbook (به انگلیسی). Central Intelligence Agency. 2022-01-12.
  11. «World Population Prospects - Population Division - United Nations». population.un.org. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۱۶.
  12. E. Cornell, Svante (2006). The Politicization of Islam in Azerbaijan. Silk Road Paper. pp. 124, 222, 229, 269–270.
  13. Yilmaz, Harun (2015). National Identities in Soviet Historiography: The Rise of Nations Under Stalin. Routledge. p. 21. ISBN 978-1-317-59664-6. On May 27, the Democratic Republic of Azerbaijan (DRA) was declared with Ottoman military support. The rulers of the DRA refused to identify themselves as [Transcaucasian] Tatar, which they rightfully considered to be a Russian colonial definition. (...) Neighboring Iran did not welcome the DRA's adoption of the name of "Azerbaijan" for the country because it could also refer to Iranian Azerbaijan and implied a territorial claim.
  14. Barthold, Vasily (1963). Sochineniya, vol II/1. Moscow. p. 706. (...) whenever it is necessary to choose a name that will encompass all regions of the Republic of Azerbaijan, name Arran can be chosen. But the term Azerbaijan was chosen because when the Azerbaijan republic was created, it was assumed that this and the Persian Azerbaijan would be one entity because the population of both has a big similarity. On this basis, the word Azerbaijan was chosen. Of course right now when the word Azerbaijan is used, it has two meanings as Persian Azerbaijan and as a republic, its confusing and a question arises as to which Azerbaijan is talked about.
  15. Atabaki, Touraj (2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 25. ISBN 978-1-86064-554-9.
  16. Dekmejian, R. Hrair; Simonian, Hovann H. (2003). Troubled Waters: The Geopolitics of the Caspian Region. I.B. Tauris. p. 60. ISBN 978-1-86064-922-6. Until 1918, when the Musavat regime decided to name the newly independent state Azerbaijan, this designation had been used exclusively to identify the Iranian province of Azerbaijan.
  17. Rezvani, Babak (2014). Ethno-territorial conflict and coexistence in the Caucasus, Central Asia and Fereydan: academisch proefschrift. Amsterdam: Amsterdam University Press. p. 356. ISBN 978-9048519286. The region to the north of the river Araxes was not called Azerbaijan prior to 1918, unlike the region in northwestern Iran that has been called since so long ago.
  18. http://books.google.com/books?id=FfRYRwAACAAJ&dq=Russia+and+Iran+in+the+great+game:+travelogues+and+orientalism
  19. Swietochowski, Tadeusz (1995). Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition. Columbia University Press. pp. 69, 133. ISBN 978-0-231-07068-3.
  20. Pipes, Richard (1997). The Formation of the Soviet Union: Communism and Nationalism 1917–1923 (2nd ed.). Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. pp. 218–220, 229. ISBN 978-0-674-30951-7.
  21. King, David C. (2006). Azerbaijan. Marshall Cavendish. p. 27. ISBN 978-0-7614-2011-8.
  22. "Азербайджан. Восстановлена государственная независимость". Ельцин Центр (به روسی). Retrieved 2021-09-24.{{cite web}}: نگهداری CS1: url-status (link)
  23. King, David C. (2006). Azerbaijan. Marshall Cavendish. p. 27. ISBN 978-0-7614-2011-8.
  24. LaPorte, Jody (2016). "Semi-presidentialism in Azerbaijan" (به انگلیسی). OCLC 6039791976. {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help)
  25. "Azerbaijan | Country Page | World | Human Rights Watch". www.hrw.org (به انگلیسی). Retrieved 2021-10-06.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Cornell, Svante E. (2010). Azerbaijan Since Independence. M.E. Sharpe. pp. 165, 284. Indicative of general regional trends and a natural reemergence of previously oppressed religious identity, an increasingly popular ideological basis for the pursuit of political objectives has been Islam.... The government, for its part, has shown an official commitment to Islam by building mosques and respecting Islamic values... Unofficial Islamic groups sought to use aspects of Islam to mobilize the population and establish the foundations for a future political struggle.... Unlike Turkey, Azerbaijan does not have the powerful ideological legacy of secularism... the conflict with Armenia has bred frustration that is increasingly being answered by a combined Islamic and nationalist sentiment, especially among younger people... All major political forces are committed to secularism and are based, if anything, on a nationalist agenda.
  27. "Azerbaijan: Membership of international groupings/organisations". British Foreign & Commonwealth Office. Archived from the original on 9 June 2007. Retrieved 26 May 2007.
  28. Europa Publications Limited (1998). Eastern Europe and the Commonwealth of Independent States. Routledge. p. 154. ISBN 978-1-85743-058-5.
  29. Houtsma, M. Th. (1993). First Encyclopaedia of Islam 1913–1936 (reprint ed.). BRILL. ISBN 978-90-04-09796-4.
  30. Schippmann, Klaus (1989). Azerbaijan: Pre-Islamic History. Encyclopædia Iranica. pp. 221–224. ISBN 978-0-933273-95-5.
  31. Minahan, James (1998). Miniature Empires: A Historical Dictionary of the Newly Independent States. Greenwood Publishing Group. p. 20. ISBN 978-0-313-30610-5.
  32. Chamoux, François (2003). Hellenistic Civilization. John Wiley and Sons. p. 26. ISBN 978-0-631-22241-5.
  33. Bosworth A.B., Baynham E.J. (2002). Alexander the Great in Fact and fiction. Oxford University Press. p. 92. ISBN 978-0-19-925275-6.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ دانش‌نامه‌ی ایرانیکا، ذیل: آتروپاتس-آتروپات
  35. https://www.britannica.com/biography/Atropates
  36. https://iranicaonline.org/articles/atropates-aturpat-lit
  37. "Azerbaijan: Early History: Iranian and Greek Influences". U.S. Library of Congress. Retrieved 7 June 2006.
  38. Minorsky, V.; Minorsky, V. "Azerbaijan" Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill , 2007. Brill Online.[پیوند مرده]
  39. آذربایجان. اسکای لین دهلی نو. ۲۰۱۴.
  40. Minorsky, V. ; Minorsky, V. "Ādharbaydjān (Azarbāydjān)." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P.Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online “ called in Middle Persian Āturpātākān, older new-Persian Ād̲h̲arbād̲h̲agān, Ād̲h̲arbāyagān, at present Āzarbāyd̲j̲ān, Greek ᾿Ατροπατήνη, Byzantine Greek ᾿Αδραβιγάνων, Armenian Atrapatakan, Syriac Ad̲h̲orbāyg̲h̲ān. The province was called after the general Atropates (“protected by fire”), who at the time of Alexander's invasion proclaimed his independence (328 B.C.) and thus preserved his kingdom (Media Minor, Strabo, xi, 13, 1) in the north-western corner of later Persia (cf. Ibn al-Muḳaffaʿ, in Yāḳūt, i, 172, and al-Maḳdisī, 375: Ād̲h̲arbād̲h̲ b. Bīwarasf).
  41. K. Shippman, "Azerbaijan: Pre-Islamic History" in Encyclopædia Iranica In the Achaemenid period Azerbaijan was part of the satrapy of Media. When the Achaemenid empire collapsed, Atropates, the Persian satrap of Media, made himself independent in the northwest of this region in 321 B.C. Thereafter Greek and Latin writers named the territory Media Atropatene or, less frequently, Media Minor (e.g. Strabo 11.13.1; Justin 23.4.13). The Middle Persian form of the name was (early) Āturpātākān, (later) Ādurbādgān) whence the New Persian Ādarbāyjān
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ ۴۲٫۲ رضا، عنایت الله، «آذربایجان شوروی»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱، چاپ اول: تهران، ۱۳۶۷ ش، ص۲۳۷–۲۴۳
  43. آذربایجان کجاست؟، نوشته دکتر جلال متینی، نشریه ایران‌شناسی، پاییز 1368، سال اول، شماره سوم، صص 462-443
  44. I. Ovchinnikov, "The Test is Canceled, History Reminded!", Izvestia, The Current Digest of the Soviet Press, XL, No. 23, 1988, P.22, Moskva, June 10 1988
  45. محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: پان ترکیسم، ایران و آذربایجان، انتشارات سمرقند، ص۳۱
  46. این دو پیمان در مجلهٔ ایران‌شناسی، ج ۱، شمارهٔ ۳، چاپ ۱۹۸۹، رویهٔ ۴۵۸ تحت عنوان «آذربایجان کجاست» توسط جلال متینی چاپ شده‌است.
  47. Atabaki, Touraj (4 September 2006). Iran and the First World War: Battleground of the Great Powers. I.B.Tauris. p. 132. ISBN 978-1-86064-964-6.
  48. Atabaki, Touraj (2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 25. ISBN 978-1-86064-554-9.
  49. Dekmejian, R. Hrair; Simonian, Hovann H. (2003). Troubled Waters: The Geopolitics of the Caspian Region. I.B. Tauris. p. 60. ISBN 978-1-86064-922-6. Until 1918, when the Musavat regime decided to name the newly independent state Azerbaijan, this designation had been used exclusively to identify the Iranian province of Azerbaijan.
  50. Rezvani, Babak (2014). Ethno-territorial conflict and coexistence in the caucasus, Central Asia and Fereydan: academisch proefschrift. Amsterdam: Amsterdam University Press. p. 356. ISBN 978-9048519286. The region to the north of the river Araxes was not called Azerbaijan prior to 1918, unlike the region in northwestern Iran that has been called since so long ago.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ Fragner, B.G. (2001). Soviet Nationalism: An Ideological Legacy to the Independent Republics of Central Asia. I.B. Tauris and Company. pp. 13–32. In the post Islamic sense, Arran and Shirvan are often distinguished, while in the pre-Islamic era, Arran or the western Caucasian Albania roughly corresponds to the modern territory of the Republic of Azerbaijan. In the Soviet era, in a breathtaking manipulation, historical Azerbaijan (northwestern Iran) was reinterpreted as "South Azerbaijan" in order for the Soviets to lay territorial claim on historical Azerbaijan proper which is located in modern-day northwestern Iran.
  52. Atabaki, Touraj (2000). Azerbaijan: Ethnicity and the Struggle for Power in Iran. I.B.Tauris. p. 8. ISBN 978-1-86064-554-9.
  53. دریایی، تورج (۲۰۱۲-۰۹-۱۹). «نامه‌ای به طراح تقسیم ایران». بی‌بی‌سی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اکتبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۰۲.
  54. واحدی، الیاس (۱۳۸۲). برآورد استراتژیک آذربایجان. تهران: ابرار معاصر تهران. صص. ۱۷.
  55. Azerbaijan:Biodiversity
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ The State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ «AZ Hydromet» (به انگلیسی). ۲۰۱۹-۱۲-۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۰-۰۶.
  58. Jawbones and Dragon Legends: Azerbaijan's Prehistoric Azikh Cave by Dr. Arif Mustafayev
  59. https://archive.is/20121212005248/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0014)
  60. https://archive.is/20121213090426/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0015)
  61. http://www.iranicaonline.org/newsite/articles/v1f8/v1f8a022.html[پیوند مرده] Encyclopædia Iranica
  62. http://www.caucasianhistory.org/eng[پیوند مرده] Caucasian Albania
  63. Cyril Toumanoff. Review of C. J. F. Dowsett's "The History of Caucasian Albanians by Movsēs Dasxuranci" , Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Vol. 25, No. 1/3. (1962), p. 366
  64. http://books.google.com/books?id=-eMcn6Ik1v0C&pg=PA7&sig=njHz1tUfPk-uqSpdUzHIbL99wvg#v=onepage&q=&f=false
  65. https://archive.is/20121212025029/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0017)
  66. https://archive.is/20121212001205/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
  67. https://archive.is/20121212060203/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0018)
  68. Giovanni Guaita (2001). "Armenia between the Bolshevik hammer and Kemalist anvil". 1700 Years of Faithfulness: History of Armenia and its Churches. Moscow: FAM. ISBN 5-89831-013-4. "In March 1920 a terrible pogrom took place in Shushi, organized by Azerbaijanis with the support of Turkish forces. Azerbaijani and Soviet authorities during the decades will deny and try to hush up the mass killings of about 30000 Armenians"
  69. Russian analysts Igor Babanov and Konstantin Voevodsky write that "On March, 1920, during the occupation of Shusha town, 30 thousand Armenians were massacred". / Игорь Бабанов, Константин Воеводский, Карабахский кризис, Санкт-Петербург, 1992
  70. https://archive.is/20121212013641/lcweb2.loc.gov/cgi-bin/query2/r?frd/cstdy:@field(DOCID+az0019)
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۱۱.
  72. دیدبان حقوق بشر. Seven Years of Conflict in Nagorno-Karabakh. December 1994, p. xiii, شابک ‎۱−۵۶۴۳۲−۱۴۲−۸, citing: Natsional'nyi Sostav Naseleniya SSSR, po dannym Vsesoyuznyi Perepisi Naseleniya 1989 g. , Moskva, "Finansy i Statistika"
  73. World Directory of Minorities and Indigenous Peoples - Azerbaijan : Armenians
  74. Azerbaijan: Azerbaijani mugam
  75. Parliamentary Assembly Documents, Working papers 2000 Ordinary session (Third part), Volume IV
  76. Rieff, David (ژوئن 1997). "Without Rules or Pity". Foreign Affairs. شورای روابط خارجی. 76 (2). Retrieved 13 February 2007.
  77. Lieberman, Benjamin (2006). Terrible Fate: Ethnic Cleansing in the Making of Modern Europe. Chicago: Ivan R. Dee. pp. 284–292. ISBN 1-56663-646-9.
  78. علی عباس اف و هاریتون چاخاتریان، مناقشه قره‌باغ؛ آرمان‌ها و واقعیت‌ها، مترجم و نشر:موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر ایران، چاپ نخست ۱۳۸۳
  79. https://www.isna.ir/news/1400071811618/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%82-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C
  80. هاشمی رفسنجانی، اکبر، صلابت سازندگی، کارنامه و خاطرات ۱۳۷۲، به کوشش زهرا سیدروحانی، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۹۵
  81. https://www.eghtesadnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-61/446622-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%82-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C
  82. http://azariha.org/2661/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-2/
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ کتاب:تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان، نویسنده: «ولی کوزه‌گر کالجی» صفحه:۱۲۱
  84. کتاب:تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان، تحولات قره باغ پس از آتش‌بس، نویسنده: «ولی کوزه‌گر کالجی» صفحه:۱۲۰
  85. http://www.advantour.com/azerbaijan/emblem.htm
  86. ۸۶٫۰ ۸۶٫۱ ۸۶٫۲ ۸۶٫۳ «خبر انلاین». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۲ مه ۲۰۱۱.
  87. "Azerbaijan GDP - Gross Domestic Product 2014". countryeconomy.com (به انگلیسی). Retrieved 2019-03-10.
  88. Azerbaijan International Monetary Fund
  89. گزارش بانک جهانی: جمهوری آذربایجان در رتبه نخست اصلاحات اقتصادی جهان
  90. «FAOSTAT». www.fao.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۶-۲۳.
  91. «شبکه اطلاع‌رسانی ساختمان ایران». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۱.
  92. «پایگاه خبری سبد نیوز». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۱.
  93. «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ سپتامبر ۲۰۱۴.
  94. Власти Азербайджана обеспокоены состоянием исторических памятников в Нагорном Карабахе (روسی)
  95. Azerbaijan: Short History of Statehood بایگانی‌شده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine, Embassy of Republic of Azerbaijan in Pakistan, 2005, Chapter 3.
  96. Creation of National Army in 1918 (روسی).
  97. Law of the Republic of Azerbaijan on Armed Forces, No. 210-XII, 9 October 1991 (روسی).
  98. C. W. Blandy Azerbaijan: Is War Over Nagornyy Karabakh a Realistic Option? Advanced Research and Assessment Group. Caucasus Series 08/17. — Defence Academy of the United Kingdom, 2008, p.12 بایگانی‌شده در ۲۳ فوریه ۲۰۱۱ توسط Wikiwix
  99. "CIA World factbook Azerbaijan". Archived from the original on 9 July 2016. Retrieved 18 September 2007.
  100. "AxisGlobe.com". AxisGlobe.com. ۲۰۰۹-۱۲-۲۱. Retrieved 2010-06-30.
  101. "Azerbaijani parliament voted in March to double the number of Azerbaijani peacekeepers serving in Afghanistan to 184". eurasianet.org. Retrieved 2007-05-27.
  102. Карабахский детонатор на взводе - В Баку и Ереване все четче звучит воинственная риторика
  103. "Azerbaijan manufacturing arms".
  104. "Azerbaijan to manufacture its own aircraft and helicopters".
  105. "Azerbaijan will produce competitive tanks, aircraft and helicopters in the future".
  106. "Azerbaijan to produce tanks, aviation bombs and pilotless vehicles in 2009".
  107. "State Partnership Program Coordinator Conference Site Oklahoma – Azerbaijan". Archived from the original on 30 July 2013. Retrieved 18 March 2017.
  108. - مقامات جمهوری آذربایجان: به دنبال تجزیه ایران هستیم
  109. azerireport.com - Azerbaijan Belongs On Obama's List Of Violators Of Press Freedom
  110. 'فشار بر منتقدان جمهوری آذربایجان زیاد می‌شود' بی‌بی‌سی فارسی، ۳۰ مهر ۱۳۹۳
  111. Intute - World Guide - Azerbaijan
  112. «CIA - The World Factbook». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۰.
  113. Azerbaijan - Population and Ethnic Composition
  114. Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 262. Where as officially the number of Lezgins registered as such in Azerbaijan is around ۱۸۰٬۰۰۰ the Lezgins claim that the number of Lezgins registerd in Azerbaijan is much higher than this figure, some accounts showing over ۷۰۰٬۰۰۰ Lezgins in Azerbaijan. These figures are denied by the Azerbaijani government, but in private many Azeris acknowledge the fact that the Lezgins – for that matter the Talysh or the Kurdish-population of Azerbaijan is far higher than the official figures... For the Lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Dagestan is of high importance. Nariman Ramazanov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats, and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Dagestan, where there was naturally no policy of Azeri assimilation. …. The Lezgin problem remains one of the most acute and unpredictable of the contemporary Caucasus. This said, the conditions for a peaceful resolution of the conflict are present. No past conflict nor heavy mutual prejudices make management of the conflict impossible; nor has ethnic mobilization taken place to a significant extent. Hence there are no actual obstacles to a de-escalation of the conflict at the popular level. At the political level, however, the militancy of Sadval and the strict position of the Azeri government give cause for worry, and may prevent the settlement of the conflict through a compromise such as a freetrading zone. The Lezgin problem needs to be monitored and followed in closer detail, and its continued volatility is proven by the tension surrounding a recent Lezgin congress in Dagestan.
  115. Christina Bratt (EDT) Paulston, Donald Peckham (eds.), Linguistic Minorities in Central and Eastern Europe, Multilingual Matters publisher, 1998, ISBN 1-85359-416-4, p. 106 1993 there was an attempt officially to restore the Latin script; very few people advocated the Arabic script. Kryzi and Khinalug speakers, as well as most Tsakhurs, are bilingual and tend to assimilate with the Azeris. The same is true of the Tat speakers, and slightly less about the Talysh. At least there is no official recognition, teaching or publishing in these languages in any form. Lezghins in Azerbaijan are struggling very determinedly for their linguistic revival, but with little success. Generally there is a prevailing policy of forceful assimilation of all minorities, including the Talysh, Tat, Kurds and Lezgins. There is little or no resistance to assimilation from the Kryzi, Khinalug, Tsakhurs or Tat, and not much resistance from the Talysh. There are some desperate efforts of resistance from the Udin, stubborn resistance from the Kurds, and an extremely active struggle from the Lezgins, who want to separate Lezgin populated districts both from Dagestan and Azerbaijan in order to create an autonomous republic with Lezgin as the state language.
  116. Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 49. Further, Many Kurds, Lezgins, Talysh in Azerbaijan were assimilated into the Azerbaijani identity
  117. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۶.
  118. http://ec.europa.eu/world/enp/pdf/progress2009/sec09_512_en.pdf The legislative and institutional framework for the protection of national minorities remains insufficient. Issues of concern include the lack of comprehensive anti-discriminatory legislation and limited possibilities for national minorities to effectively channel their views and concerns to the authorities, as well as reported cases of intolerance faced by persons or organisations advocating minority rights. Some national minorities continue to face discrimination. Like last year, there was no progress towards ratification of the Protocol n° ۱۲ of the ECHR on the general prohibition of discrimination or of the European Charter on Minority Languages.
  119. Statistical Yearbook of Azerbaijan 2006, State Statistical Committee, Baku, table 2.6, p. 69
  120. «The Population of Azerbaijan». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ مارس ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۷ اوت ۲۰۱۳.
  121. Censuses of Republic of Azerbaijan 1979, 1989, 1999, 2009
  122. ۱۲۲٫۰ ۱۲۲٫۱ «سازمان سیا - جمهوری آذربایجان». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷.
  123. [۲]
  124. ۱۲۴٫۰ ۱۲۴٫۱ «آذَرْبایْجان، جُمْهوری» بایگانی‌شده در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine، دانشنامهٔ ایران، وبگاه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  125. http://www.eva.mpg.de/genetics/pdf/Y-paper.pdf
  126. Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 262. Where as officially the number of Lezgins registered as such in Azerbaijan is around ۱۸۰٬۰۰۰ the Lezgins claim that the number of Lezgins registerd in Azerbaijan is much higher than this figure, some accounts showing over ۷۰۰٬۰۰۰ Lezgins in Azerbaijan. These figures are denied by the Azerbaijani government, but in private many Azeris acknowledge the fact that the Lezgins – for that matter the Talysh or the Kurdish-population of Azerbaijan is far higher than the official figures... For the Lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Dagestan is of high importance. Nariman Ramazanov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats, and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Dagestan, where there was naturally no policy of Azeri assimilation. …. The Lezgin problem remains one of the most acute and unpredictable of the contemporary Caucasus. This said, the conditions for a peaceful resolution of the conflict are present. No past conflict nor heavy mutual prejudices make management of the conflict impossible; nor has ethnic mobilization taken place to a significant extent. Hence there are no actual obstacles to a de-escalation of the conflict at the popular level. At the political level, however, the militancy of Sadval and the strict position of the Azeri government give cause for worry, and may prevent the settlement of the conflict through a compromise such as a freetrading zone. The Lezgin problem needs to be monitored and followed in closer detail, and its continued volatility is proven by the tension surrounding a recent Lezgin congress in Dagestan.
  127. ۱۲۷٫۰ ۱۲۷٫۱ Ethnologue report for Azerbaijan
  128. 27 فوریه 1999 census of Azerbaijan
  129. Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000 pg 259: For the lezgins in Azerbaijan, the existence of ethnic kin in Daghestan is of high importance. Nariman Ramazonov, one of the Lezgin political leaders, has argued that whereas the Talysh, Tats and Kurds of Azerbaijan lost much of their language and ethnic identity, the Lezgins have been able to preserve theirs by their contacts with Daghestan, where there was no natural policy of Azeri assimilation.
  130. ۱۳۰٫۰ ۱۳۰٫۱ Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July 2006 [۳] According to the census of 1926, there were ۷۷٬۰۳۹ Talysh in Soviet Azerbaijan. 1959 and following censuses do not mention the Talysh who became officially Azerbaijanis and this has been the case ever since. Nevertheless, the Talysh language was acknowledged as a mother tongue by ۱۰٬۵۰۰ people in 1959. According to data from 1983, nearly ۱۰۰٬۰۰۰ Talysh live in Iran. Only in 1989 did the census register the Talysh ethnicity. ۷۶٬۸۰۰ in Azerbaijan is the 1999 official population, undoubtedly an under-representation (given the problems with registering as Talysh) and some claim a current population of ۵۰۰٬۰۰۰ living in the southern regions of Azerbaijan.131 (Talysh also inhabit the north-western areas of Iran – Gilan province and some of Ardebil).
  131. ۱۳۱٫۰ ۱۳۱٫۱ مجله ایران‌شناسی دوره۳/(۱۳۷۱) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویه‌های ۶۰۲ تا۶۱۱/ سرنوشت تلخ تالش‌ها در آذربایجان شوروی-ادغام داوطلبانه! یا تقلب و تزویر/وارتان گریگوریان/ [۴] بایگانی‌شده در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine
  132. Cornell, Svante E. Small Nations and Great Powers: A Study of Ethnopolitical Conflict in the Caucasus. Richmond, Surrey,, GBR: Curzon Press Limited, 2000. p 308. In the south there is a substantial community of the Iranian ethnic group, of Talysh, possibly some ۲۰۰٬۰۰۰ –۴۰۰٬۰۰۰ people.
  133. Hema Kotecha, Islamic and Ethnic Identities in Azerbaijan: Emerging trends and tensions, OSCE, Baku, July 2006 [۵] pg 8 The suppression of Talysh identity (predominant in the south) during the Soviet period led to a situation in which the Talysh ethnicity is unquantifiable (yet the population with the largest growth rate in the country). This is also partly due to a reluctance to claim Talysh identity (influenced by a stigma against publicly pronouncing non-Azerbaijani identity) and the diminishing use of Talysh language, except in places which are relatively remote and unintegrated. Nationalists seem fairly marginalised.
  134. Gernot Windfuhr, "Persian Grammer: history and state of its study", Walter de Gruyter, 1979. pg 4:""Tat- Persian spoken in the East Caucasus""
  135. http://unstats.un.org/unsd/demographic/products/dyb/dybcensus/V2_table4.xls
  136. ۱۳۶٫۰ ۱۳۶٫۱ “In the nineteenth century the Tats were settled in large homogeneous groups. The intensive processes of assimilation by the Turkic-speaking Azerbaijanis cut back the territory and numbers of the Tats. In 1886 they numbered more than ۱۲۰٬۰۰۰ in Azerbaijan and ۳٬۶۰۰ in Daghestan. According to the census of 1926 the number of Tats in Azerbaijan (despite the effect of natural increase) had dropped to ۲۸٬۵۰۰, although there were also ۳۸٬۳۰۰ “Azerbaijanis”with Tat as their native language. ” (Natalia G. Volkova “Tats”in Encyclopedia of World Culture, Editor: David Publisher, New York: G.K. Hall, Prentice Hall International, 1991-1996).
  137. Abbas Qoli Agha Bakikhanov, a 19th century literary figure from the Caucasia mentions in his Golestan Iram large number of Tats in the area around Baku: There are eight villages in Tabarsaran which are: Jalqan, Rukan, Maqatir, Kamakh, Ridiyan, Homeydi, Mata'i, and Bilhadi. They are in the environs of a city that Anushiravan built near the wall of Darband. Its remains are still there. They speak the Tat language, which is one of the languages of Old Persia. It is clear that they are from the people of Fars and after its destruction they settled in those villages...The districts situated between the two cities of Shamakhi and Qodyal, which is now the city of Qobbeh, include Howz, Lahej, and Qoshunlu in Shirvan and Barmak, Sheshpareh and the lower part of Boduq in Qobbeh, and all the country of Baku, except six villages of Turkmen, speak Tat. it becomes apparent from this that they originate from Fars. (Floor, Willem. and Javadi, Hasan. i(۲۰۰۹), "The Heavenly Rose-Garden: A History of Shirvan & Daghestan by Abbas Qoli Aqa Bakikhanov, Mage Publishers, 2009) Original Persian: درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمده‌است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمده‌است: محالات واقع در میان بلوکین‌شماخی و قدیال که حالا شهر قبه‌است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین زبان تات را دارند… قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علی‌حده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو می‌باشند به اصطلاحات منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک‌زبان را مغول می‌نامند. (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah[va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
  138. گلستان-ارم - متن علمی - انتشارات علم (Gulistan-i Iram, Baki Khanuf, “Gulistan-i Iram”, matn-i ilmi - intiqadi bi-sayy va ihtimam: Abd al-Karim Ali-zadah[va digaran],Bakku: Idarah-i intisharat-i Ilm, 1970.)
  139. http://files.preslib.az/projects/remz/pdf_en/atr_din.pdf
  140. Administrative Department of the President of the Republic of Azerbaijan - Presidential Library - Religion
  141. ۱۴۱٫۰ ۱۴۱٫۱ «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۱ اوت ۲۰۱۰.
  142. «CIA - The World Factbook». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷.
  143. Azerbaijan: State Hounds Muslim Leaders بایگانی‌شده در ۱۹ اوت ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine، بازدید: آوریل ۲۰۱۰
  144. Ethnologue report for Azerbaijan
  145. The Pre-Soviet Era: Celebrating 100 Years in Film, Not 80-Aydin Kazimzade
  146. «Historical Dictionary of Russian and Soviet Cinema».
  147. «Musiqi - AzeriMusic.Net». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۷ اوت ۲۰۰۸.
  148. http://www.eurovision.tv/page/news?id=35383&_t=the_organisers_of_the_eurovision_song_contest_whats_up. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  149. 6.3 The Bibi-Heybat Mosque: When Legends Shape Reality

پیوند به بیرون

  • پرونده‌های رسانه‌ای مربوط به آذربایجان در ویکی‌انبار