سعید نفیسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سعید نفیسی
Said-Nafisi 2.jpg
سعید نفیسی سال ۱۳۴۵
زادروز ۱۸ خرداد ۱۲۷۴
۸ ژوئن ۱۸۹۵
تهران
پدر و مادر پدر علی‌اکبر ناظم‌الاطبا مادرجمال الدوله نفیسی
مرگ ۲۳ آبان ۱۳۴۵ (۷۱ سال)
۱۳ نوامبر ۱۹۶۶
تهران
ملیت  ایران
علت مرگ بیماری آسم
جایگاه خاکسپاری بقعه سرقبرآقا (ظهیرالاسلام) تهران
پیشه دانش‌پژوه،[۱] ادیب، تاریخ‌نگار، نویسنده، مترجم و شاعر
همسر(ها) پریمرز نفیسی (فرزاد) از آذر ۱۳۰۸
فرزندان نوشین دخت، بابک، شیرین دخت و رامین
دانشگاه دانشگاه نوشاتل

سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ - ۲۳ آبان ۱۳۴۵ خورشیدی)، دانش‌پژوه،[۲] ادیب، تاریخ‌نگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی. او جزو نسل اول استادان دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه تهران بود.[۳]

زندگی‌نامه[ویرایش]

سعید نفیسی، فرزند میرزا علی‌اکبر ناظم‌الاطبا (معروف به "ناظم‌الاطباء کرمانی") و از اَحفاد حکیم نفیس بن عوض کرمانی (طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری) در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. تحصیلات سه‌سالهٔ ابتدایی را در مدرسهٔ شرف، یکی از نخستین مدارس جدید که پدرش تأسیس کرده بود گذراند و تحصیلات متوسطه را در مدرسهٔ علمیه، تنها مدرسه‌ای که دورهٔ متوسطه داشت، در بهار ۱۲۸۸ در تهران به پایان رساند. پانزده ساله بود که برادر بزرگترش دکتر اکبر مؤدب نفیسی او را برای ادامهٔ تحصیل به اروپا برد. نفیسی تحصیلات خود را در شهر نوشاتل سوئیس و دانشگاه پاریس انجام داد و در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. ابتدا در دبیرستان‌های تهران به تدریس زبان فرانسه پرداخت و بعد در وزارت فواید عامه مشغول خدمت شد. در سال ۱۲۹۷ به گروه نویسندگان مجلهٔ دانشکده پیوست و در مدت یک سالهٔ فعالیت این مجله با ملک‌الشعرا بهار همکاری داشت.

در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستان‌ها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی پرداخت. در سال‌های بعد به تدریس در دانشکده‌های حقوق و ادبیات پرداخت و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.

وی از آغاز بنیانِ دانشگاه تهران در جایگاه استاد دانشکدهٔ حقوق و پس از آن، به استادی دانشکدهٔ ادبیات برگزیده شد. نفیسی از هموندان پیوستهٔ فرهنگستان بود و چندی در دانشگاه‌های کابل و شهرهایی چون دهلی، کلکته، دانشگاه‌های قاهره و بیروت به آموزش پرداخت.[۴]

تسلط به تاریخ و ادبیات ایران[ویرایش]

تسلط نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران، باعث شده بود تا آثار تازه و پژوهش گرانه‌ای پدید آورد و تعداد بسیاری از متن‌های منثور و منظوم فارسی را به شیوه‌ای علمی منتشر کند و از گمنامی بیرون آورد. کتابخانه شخصی و کم‌مانندی که به مرور زمان فراهم ساخته بود به او این امکان را می‌داد که به مهم‌ترین مآخذ تاریخی و ادبی دسترسی داشته باشد. دکتر صادق رضازاده شفق دربارهٔ سعید نفیسی می‌نویسد: «من در تمام مدت شناسایی او حیران کار و کوشش او بودم. می‌توانم بگویم که در همه عمر مردی در کتاب‌دوستی و مطالعه و فراوان‌نویسی و کنجکاوی ادبی مانند او ندیدم... در عین فراوان‌نویسی تندنویس هم بود و اگر قلم برمی‌داشت مدتی نگذشته مقاله‌ای وافی و مطالبی کافی به رشته تحریر می‌کشید... در هر صورت این گونه ثمربخشی حیرت‌آور از نفیسی عجب نیست و در این کار هیچ‌یک از نویسندگان و مؤلفان زمان ما به پایه او نمی‌رسد و باید او را از حیث تعداد آثار با امثال یاقوت حموی یا ابوعلی سینا یا غزالی، و از متأخرین با مؤلف ناسخ‌التواریخ مقایسه کرد... تندنویسی او خود استعداد نادری بود که من در همه عمر بر او ثانی ندیدم. قلم در لای انگشتان باریک او ساز سیال و سیار و منبع فیاضی بود که ایست نداشت و اگر آغاز به نوشتن می‌کرد ساعتی نمی‌گذشت که ستون‌ها و صحیفه‌هایی مشحون از عبارات شایان و فارسی استوار روان روی میز تحریر پخش می‌گشت و شخص آنچه را که سحر قلم عنوان داده‌اند به چشم می‌دید

روش نویسندگی نفیسی[ویرایش]

وی از بنیانگذاران مکتب نثر دانشگاهی است که از جمله ویژگی این نثر پیراستگی عبارات در لفظ و معنا بوده، به طوری که نویسنده می­کوشید، اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که عبارات او از هر گونه پیچیدگی دور بماند و به جای زیورهای بیهوده لفظی، از استحکام دستوری بهره بگیرد.

مدارج و افتخارات علمی نفیسی[ویرایش]

نفیسی را معمار نثر جدید معاصر ایران نامیده‌اند و این تبحر و چیرگی، ناشی از احاطه کامل وی به زبان‌های یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی می‌باشد. ترجمه‌های کم‌نظیر استاد از زبان‌های بیگانه دارای معروفیت خاصی می‌باشد. بزرگترین خدمت استاد به زبان و ادب و فرهنگ فارسی، تصحیح و تنقیح متون قدیمی است که از گوشه‌های کتابخانه‌های جهان بیرون کشیده و روی آنها با جدیت تمام کار کرده و به صورت کتاب عرضه داشته است. یکی از افتخارات استاد نفیسی، احیا و بنیانگذاری شیوه داستان‌نویسی تاریخ است که در آنها روح وطن پرستی و سلحشوری و قهرمانی را تقویت کرده، جوانان ایران زمین را به حب وطن و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا می‌خواند.[۵]

شخصیت و خُلقیات نفیسی[ویرایش]

به گفته استاد عبدالحسین زرینکوب، نفیسی شخصیتی است، چند بعدی: مورخ، محقق، ادیب، منتقد، نویسنده، مترجم، زبانشناس، روزنامه نگار. همسرش پریمرز نفیسی می­گوید: نفیسی واقعاً عاشق کتاب بود. او مصرف مفید و به جای پول را فقط در خریدن کتاب می­دانست؛ به طوری که ضروری­ترین احتیاجات شخصی خود را در این راه صرف می­کرد. می­ گویند در مدرسه شاگرد زیاد منظمی نبود، ولی هوش و حافظه ­اش عالی بود. مطالعه را از همان اوایل جوانی دوست داشت. عقیده داشت کتاب باید چاپ شود و به دست مردم برسد. کتاب را نباید حبس کرد و جلوی پیشرفت فکری مردم را گرفت. باید وسیله بدست مردم داد تا هر کس هر قدر مایل است، مطالعه کند، و روشن بین و روشنفکر شود و این مسئله را یک قدم اساسی برای پیشرفت جامعه و بخصوص جوانان می­دانست. هیچ وقت با هیچ ناشری در گرفتن حق تألیف سخت نمی­ گرفت. سعید نفیسی در جمع ­آوری کتاب حریص بود، هر نوع کتاب و نوشته و مجله، مربوط یا نامربوط به رشته ­های تخصصی خود جمع می­کرد. حدود پنجاه سال از دوران زندگی را صرف این کار کرد. شاید بهترین مجموعه کتاب­های روسی دربارهٔ ایران از آنِ او باشد. او توانسته بود به مناسبتِ مسافرت­های متعددی که به شوروی رفته بود، در طول چهل سال آخر زندگی اش اکثر آثار روسی دربارهٔ ایران را گردآوری کند. نفیسی مردی بود پاکدل و خوشرو. وقتی از کسی می ­رنجید، رودرروی از او گِله می­کرد. اگر چه در نویسندگی بی­ پروا بود و گاه نوشته­‌هایش موجب رنجش دوستان می­ گردید، چون نیتی پاک داشت، خیلی زود با دوستانِ آزرده، صفا می­کرد. تند برمی­ آشفت و تندتر از آن آرام می ­گرفت. نفیسی صاحب صفات برجسته ­ای بود که مجموع آنها کمتر در فردی یافت می‌شد­[۶]

مسئولیت‌ها[ویرایش]

مناصب دانشگاهی[ویرایش]

مناصب دولتی[ویرایش]

مناصب مطبوعاتی[ویرایش]

جوایز[ویرایش]

  • نشان درجه اول علمی
  • نشان سپاس درجه اول
  • جایزه سلطنتی دربار ایران ۱۳۳۸ (برای ترجمه آرزوهای بر باد رفته اثر بالزاک)
  • نشان لژیون دونور فرانسه (به خاطر سال‌ها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه و تألیف نخستین فرهنگ لغات فرانسه به فارسی)
  • نشان مخصوص واتیکان (برای کتاب مسیحیت در ایران)
  • عضویت آکادمی علوم فرانسه و نشان Palmes Acdemiques
  • نشان علمی افغانستان
  • جایزه بهترین کتاب سال

ارزیابی آثار[ویرایش]

تسلط نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران باعث شده بود تا آثار تازه و پژوهش گرانه‌ای پدید آورد و تعداد بسیاری از متن‌های منثور و منظوم فارسی را به شیوه‌ای علمی منتشر کند و از گمنامی بیرون آورد. کتابخانه شخصی و کم‌مانندی که به مرور زمان فراهم ساخته بود به او این امکان را می‌داد که به مهم‌ترین مآخذ تاریخی و ادبی دسترسی داشته باشد. او در رشته‌هایی مثل تاریخ، تحقیق، شعر و فرهنگ نویسی آثاری به جا گذاشت. مجموعه‌ای از دست نوشته‌های استاد نفیسی که مربوط به سالهای ۱۳۰۵ می‌باشد توسط آقای جواد مهدویان با عنوان نخستین فرهنگستان ایران به روایت اسناد گردآوری و تألیف گردیده.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

تألیف‌های ادبی[ویرایش]

  1. آخرین یادگار نادر شاه (نمایش‌نامه) ۱۳۰۶ (چاپهای دیگر هم دارد)
  2. فرنگیس۱۳۱۰ (چاپ‌های دیگر هم دارد)
  3. ستار گان سیاه (مجموعه داستان) ۱۳۱۷ (چاپ دیگر هم دارد)
  4. ماه نخشب (مجموعه داستان) ۱۳۲۸ (چند چاپ دیگر دارد)
  5. آتشهای نهفته (یا حساب‌ها درنیامد)۱۳۳۰
  6. نیمه راه بهشت (داستان) ۱۳۳۲ (چند چاپ دارد)
  7. گلچینی از دیوان سعید نفیسی، ۱۳۳۳(کتاب فروشی طهوری)

ادبیات اروپایی[ویرایش]

متون فارسی[ویرایش]

تحقیق در ادبیات فارسی و ایران[ویرایش]

  • ۶۰- احوال و منتخب اشعار خواجوی کرمانی، ۱۳۰۷.
  • ۶۱- مجدالدین همگرشیرازی ۱۳۱۴.
  • ۶۲- احوال و اشعار رودکی، سه جلد ۱۳۰۹–۱۳۱۹(چاپ دوم در یک جلد و با تغییرات)
  • ۶۳- نظامی در اروپا. ۱۳۱۴.
  • ۶۴- آثار گمشده ابوالفضل بیهقی، ۱۳۱۵.
  • ۶۵- احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی ۱۳۱۶.
  • ۶۶- سخنان سعدی دربارهٔ خودش، ۱۳۱۶.
  • ۶۷- جستجو در احوال و اشعار فریدالدین عطارنیشابوری ۱۳۲۱
  • ۶۸- در پیرامون احوال و اشعار حافظ ۱۳۲۱.
  • ۶۹- شاهکارهای نثر معاصر فارسی. (دو جلد) ۱۳۳۰–۱۳۳۲ (چاپ دوم دارد).
  • ۷۰- روزگار ابن سینا، ۱۳۳۱.
  • ۷۱- زندگی و کار و اندیشه و روزگار پور سینا ۱۳۳۲.
  • ۷۲-سرگذشت ابن سینا به قلم خوداو ۱۳۳۲.
  • ۷۳- (ترجمه جشن نامه ابن سینا ۱۳۳۲.
  • ۷۴- ابن سینا در اروپا، ۱۳۳۳.
  • ۷۵- تاریخ نظم و نثر ایران در زبان فارسی ، ۱۳۳۴ (دو جلد).
  • ۷۶- در مکتب استاد (مباحث دستوری و املایی)، ۱۳۳۴.
  • ۷۷- سرچشمه تصوف ۱۳۴۵.

تاریخ ایران[ویرایش]

  • ۷۸- شیخ زاهد گیلانی، رشت. ۱۳۰۷.
  • ۷۹- یزدگرد سوم ۱۳۱۲.
  • ۸۰- مدرسه نظامیه بغداد، ۱۳۱۳.
  • ۸۱- پیشرفتهای ایران دردوره پهلوی ۱۳۱۸.
  • ۸۲- خاندان سعدالدین حمویه، مندرج در ((کنجکاویهای علمی و ادبی)) ۱۳۲۶
  • ۸۳- درفش ایران و شیر و خورشید، ۱۳۲۸.
  • ۸۴- تاریخ بیمارستانهای ایران ۱۳۲۹
  • ۸۵- بابک خرم دین، دلاور آذربایجان ۱۳۳۳(چاپ دوم دارد).
  • ۸۶- بحرین، حقوق ۱۷۰۰ساله ایران ۱۳۳۳.
  • ۸۷- تاریخ اجتماعی قرون معاصر، ۱۳۳۴.
  • ۸۸- تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، ۱۳۳۵–۱۳۳۴ (دوجلد)
  • ۸۹- خاندانطاهریان، ۱۳۳۵.
  • ۹۰- تاریخ اجتماعی ایران از انقراض ساسانیان تا انقراض امویان ۱۳۴۲.
  • ۹۱- تاریخ اجتماعی دوران پیش از تاریخ و آغاز تاریخ، ۱۳۴۲.
  • ۹۲- در پیرامون تاریخ بیهقی ۱۳۴۲ (دو جلد اول).
  • ۹۳- مسیحیت در ایران، ۱۳۴۳.
  • ۹۴- تاریخ تمدن ایران ساسانی، ۱۳۳۱–۱۳۴۴ (متن جلد اول با ضمیمه آن)
  • ۹۵- تاریخ شهریاری رضا شاه پهلوی، ۱۳۴۴.

لغت[ویرایش]

  • ۹۶- فرهنگ فرانسه فارسی، ۱۳۰۹–۱۳۱۰ (دو جلد).
  • ۹۷- فرهنگ نامه پارسی، ۱۳۱۹ (جلد اول).
  • ۹۸- فرهنگ نفیسی(فرنودسار) تألیف علی اکبرناظم الاطباء۱۳۱۸–۱۳۳۹ (۵جلد)
  • ۹۹- فرهنگ فارسی جیبی. ۱۳۴۳.

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • ۱۰۰- فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، ۱۳۴۴ (جلد ششم).
  • ۱۰۱- فهرست آثار اروپایی دربارهٔ ابن سینا

، Bibilographie des principaux travaucx europeenne sur Avicenne.1953.

ترجمه تاریخ[ویرایش]

آثار دیگر[ویرایش]

  • ۱۰۴- صنعت تخم نوغان ایران، تألیف ف. لافن. و ه ل. رابینو (ترجمه)۱۲۹۸.
  • ۱۰۵- هدیه دوستانه، ۱۳۰۴.
  • ۱۰۶- پیشرفتهای فرهنگی در اتحاد جماهیر شوروی، ۱۳۲۳.
  • ۱۰۷- سازمان آموزش عمومی در اتحاد جماهیر شوروی ۱۳۲۳.
  • ۱۰۸- سرانجام آلمان (ترجمه) ۱۳۲۶.
  • ۱۰۹- هفتاد سال زندگی، پنجاه سال خدمت به دانش (زندگی عبدالعظیم قریب) ۱۳۲۶.
  • ۱۱۰- معالجه تازه برای حفض دندانهای طبیعی و دهان، تألیف گریگوریان.

مجلات

مقالات[ویرایش]

مقالات نفیسی بسیار متعددو متفرق و در زمینه‌های متنوع است و از سال ۱۲۹۰در جراید و مجلات ایران دیده شده است

آثار چاپ نشده[ویرایش]

در این باب مراجعه شود به مقاله ((کتابخانه سعید نفیسی و نسخه‌های خطی او)) مندرج در ((یاد نامه سعید نفیسی)) چاپ دانشکده ادبیات و علوم انسانی در دانشگاه تهران (تهران، ۱۳۵۱) در این مفاله یکصد و شصت اثر به خط او که چاپ نشده مورد معرفی قرار گرفته است.

دلیل مهاجرت به اروپا[ویرایش]

استاد در سالهای آخر عمر، وقتی دانست دستگاه به هیچ وجه حاضر به تحمل او نیست، تصمیم گرفت دار و ندار خود را بفروشد، آپارتمان کوچکی در پاریس تهیه کند و در آنجا با استفاده از گنجینةارزشمند کتابهای خطی یا چاپی فارسی که در کتابخانة ملی پاریس، کتابخانه ملی فرانسه وجود دارد، فعالیتهای ادبی خود را ادامه دهد. دار و ندار یک استاد محقق چیست؟ کتابهایش! برای سعید نفیسی دل کندن از وطن، دل کندن از کتابهایش و دل کندن از باقیماندة دوستانش دشوار بود. اما او در اینجا به آخر خط رسیده بود. دانشگاه او را بازنشسته کرده بود و حتی به عنوان خرید خدمت حاضر نبود از او استفاده کند. مجله‌های مانندمجله ادبی سخن و مجله یغما مقاله‌های او را چاپ می‌کردند، ولی در مقابل فقط تشکر تحویلش می‌دادند. مؤسسات بزرگ ادبی آن زمان مانند بنیاد شاهنامه و بنیاد فرهنگ ایران «متولیان خودشان را داشتند و در آنجا جایی برای نفیسی باقی نمانده بود. ناشران خصوصی نمی‌توانستند در برابر تصحیح کتابهایی چون تاریخ بیهقی و دیوان خواجوی کرمانی حق التألیف قابل توجهی به استاد بپردازند. سپید و سیاه هم که چندین سال استاد به آن افتخار می‌داد و برایش نوشته‌هایی در حد فهم عامه می‌نوشت، خود روزهای سختی را می‌گذراند. اما استاد پیر ما به جهت گذراندن زندگی احتیاج به درآمد ثابت و مشخص داشت. در سال۱۳۴۵ استاد شروع به فروختن عزیزترین دارایی‌های خود، یعنی کتابهایش کرد. او قصد داشت آپارتمان کوچکی در نزدیکی کتابخانة ملی پاریس بخرد و در آخر عمر با حقوق بازنشستگی، زندگی دانشجویی را از سربگیرد. اما روزگار نخواست این آرزوی کوچک آن مردبزرگ برآورده شود و در خرداد ماه سال ۱۳۴۵ درهفتادوپنج سالگی قلب بزرگش طاقت تحمل آنهمه مشکل را نیاورد و از کار ایستاد. وقتی استاد مرد، تازه حکومت متوجه شد که دربارة او بی عدالتی کرده است. این ظلم بزرگی بود که مردی که پنجاه سال به فرزندان این سرزمین درس داده بود و استادان امروز مملکت شاگردان دیروز او بودند، ناچار شود برای گذراندن زندگی کتابهایش را بفروشد... برای استاد تشییع جنازة رسمی ترتیب داده شد. جنازة او را از مسجد سپهسالار تا آرامگاه ابدیاش بردند. در این مراسم از رجال مملکت کسی نبود، فقط عدهای از استادان دانشگاه وجمعی از شاگردان قدیم استاد شرکت کرده بودند، آنهم در حالی که دانشگاه، مطبوعات و فرهنگ ایران به او مدیون بودند.

مرگ[ویرایش]

سعید نفیسی از بیماری آسم رنج می‌برد و سال‌های آخر عمر را در پاریس به‌سر برد. زمانی که برای شرکت در نخستین کنگرهٔ ایران‌شناسان به تهران آمده‌بود در ۲۲ آبان ۱۳۴۵ در تهران درگذشت. وی را در تهران در کنار قبر پدرش و در بقعه‌ای به نام آرامگاه سرقبر آقا (پایین‌تر از چهارراه مولوی) دفن کردند.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • RAHMAN, MUNIBUR. “NAFISI, SA`ID”. In ENCYCLOPAEDIA OF ISLAM. vol. 7. 2nd ed. LEIDEN: E.J. BRILL, 1993. 879–880. ISBN ‎90 04 09419 9. 
  • از نیما تا روزگار ما، یحیی آرین‌پور
  • مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، بهمن ۱۳۴۵
  • برای اطلاعات بیشتر راجع به آثار نفیسی به کتاب سواد و بیاض مجموعه مقالات، اثر ایرج افشار، جلد دوم مراجعه کنید.
  • کتاب شاعران و نویسندگان مشهور جهان

پیوند به بیرون[ویرایش]