قصیده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قَصیده یا رباعی یک قالب شعر کلاسیک فارسی است که معمولاً از 12 تا ۷۰ بیت است. موضوع قصاید مدح شاهان و بزرگان، تهنیت جشن‌ها، وصف طبیعت و گاه پند و اندرز است. در این نوع شعر بیت اول با مصراع‌های زوج هم‌قافیه است. شاعران ایرانی قصیده را از شعر عربی گرفته‌اند. تفاوت قصیده با قالبِ مثنوی در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادیِ بیت‌های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوّت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. شاعر می‌تواند قصیده را در وزن‌های گوناگونی بسراید.[۱]

بنا به روایتی نخستین شعر فارسی قصیده‌ای است از محمد وصیف سگزی، دبیر دربار یعقوب لیث صفاری، که تنها ۶ بیت آن باقی مانده‌است. مطلع این قصیده این است: (ای امیری که امیران جهان خاصه و عام / بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام)

بخش عظیم ادبیات فارسی را در سدهٔ ششم هجری، قصیده تشکیل می‌دهد.

انواع قصیده[ویرایش]

۱ مدحی ۲ مذهبی و فلسفی ۳ اخلاقی و زهدی ۴ سیاسی و اجتماعی

ارکان اصلی قصیده[ویرایش]

قصیده شعری است که مصراع اول و مصراع‌های زوج مصراع های دوم هم‌قافیه‌اند و تعداد ابیات آن از ۱۵ بیت بیشتر است.

ارکان اصلی قصیده از شش پخش تشکیل می شوند:

1- مطلع
2- تغزّل
3- تخلص
4- تنهٔ اصلی قصیده

5- شریطه و دعا

6- مقطع

مطلع: بیت اوّل قصیده را مطلع می نامند که باید در لفظ و معنی جذّاب و دلنشین باشد و دو مصراع آن هم قافیه باشد. مثال: ( با کاروان حلّه برفتم ز سیستان با حلّه تنیده ز دل،بافته ز جان ) (فرّخی سیستانی)

گاهی شاعران برای تغییر محتوا یا تنگنای قافیه در خلال قصیده بیت مُصرّعی می آورند و تجدید مطلع می نمایند. مثال: خاقانی در قصیده ای به مطلع: ( عشق بیفشرد پا بر نمط کبریا برد به دست نخست،هستی ما رازها )
تغزّل: ابیات آغازین قصیده اگر در مدح معشوق و توصیف زیبایی های او باشد،تغزّل نامیده می شود و چنانچه در وصف طبیعت و یادآوری از روزگار جوانی باشد،به آن ( تشبیب ) و ( نسیب ) گفته می شود.
تخلّص: تخلّص در قصیده به معنی گریز زدن و خلاص شدن است و در اصطلاح،بیت یا ابیاتی است شاعر با آن به طرز ماهرانه از مقدّمه و تغزّل به تنهٔ اصلی قصیده وارد می شود.گفتنی است تخلّص در غزل،چنانچه پیش از این ذکر شد،با تخلّص در قصیده تفاوت دارد.

تنهٔ اصلی قصیده : این بخش،اصلی ترین قسمت قصیده و تمام مقصود شاعر را در بر دارد که معمولاً محتوا و مضامینی چون مدح، رثا، وصف، پند و اندرز و موعظه، شکوه و شکایت، حکمت، عرفان و مسائل سیاسی و اجتماعی را در بر می گیرد.

شریطه و دعا: شاعران معمولاً در ابیات پایانی قصیده با ذکر شرط هایی برای ممدوح خود آرزوی دوام و بقا می کنند؛ مثلاً عنصری در پایان یکی از قصایدش چنین می گوید:

( همیشه تا به همه وقت خلق عالم را به شادی و غم از ایزد بود قضا و قدر )

( بقای شاه جهان باد و عزّ و دولت او دلش به رامش و دستش به باده و ساغر )

مقطع: بیت آخر قصیده مقطع نام دارد که معمولاً شاعران در آن به هنرنمایی پرداخته،در انتخاب الفاظ و مفاهیم سعی زیادی می نمایند.

وجه تسمیه[ویرایش]

از آن‌جا که در این گونه شعر، نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هرگاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.[۲]

پیشینه[ویرایش]

اگرچه پیشینهٔ قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده‌است.[۳] از قرن هفتم به‌بعد، به‌دلیل از بین رفتن دربارهای مقتدری که مشوق شاعران مدیحه‌سرا بودند، قصیده رو به ضعف نهاد. موضوع قصیده‌ها از قرن نهم به‌بعد، بیشتر تجلیل و ستایش اولیای دین است. در دوران متأخر، ملک‌الشعرا بهار با وارد کردن مضمون‌های اجتماعی و سیاسی در قصیده‌ها، رنگ تازه‌ای به قصیده داد و این قالب شعری را احیا کرد.[۴]

ساختار و نحوه قرارگیری قافیه در قصیده[ویرایش]

ــ•ــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
ــــ•
  1. همایی، فرید الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظیِ بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
  2. همایی، جلال‌الدّین. فنون بلاغت و صناعات ادبی، جلد اوّل (صنایع لفظی بدیع و اقسام شعر فارسی)، چاپ سوم، انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۴
  3. آرایه‌های ادبی (قالب‌های شعر، بیان و بدیع) (ISBN 964-05-0036-4)
  4. میرصادقی، میمنت. واژه‌نامهٔ هنر شاعری: فرهنگ تفصیلیِ اصطلاحات فن شعر و سبک‌ها و مکتب‌های آن ، چاپ سوم، انتشارات کتاب مهناز، تهران، ۱۳۸۵