هوهانس تومانیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پیش‌نویس:هوانس تومانیان

هُوْهانِس تومانیان
Tumanyan.jpg
زادروز ۱۹ فوریهٔ ۱۸۶۹
روستای دسق، استان لوری، ارمنستان
مرگ ۲۳ فوریهٔ ۱۹۲۳ (۵۴ سال)
مسکو، امپراتوری روسیه
ملیت ارمنستان ارمنی
جایگاه خاکسپاری پانتئون ارمنیان تفلیس (خوجیوانک)، تفلیس
لقب شاعر همهٔ ارمنیان
پیشه شاعر، نویسنده، فعال اجتماعی
سال‌های نویسندگی تراژدی، حماسه، داستان
سبک نوشتاری ملی‌گرایی رمانتیک
همسر(ها) اولگا تومانیان
فرزندان ۱۰ فرزند

هُوْهانِس تادئوسی تومانیان (به ارمنی: Հովհաննես Թադևոսի Թումանյան)، (زاده ۱۹ فوریه [سبک قدیمی ۷ فوریه] ۱۸۶۹ - درگذشته ۲۳ فوریه ۱۹۲۳) شاعر، داستان‌نویس فعال ادبی و اجتماعی برجستهٔ ارمنی بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

هوهانس تومانیان در روز ۱۹ فوریه ۱۸۶۰ در دهکده دسق، فرمانداری تفلیس امپراتوری روسیه (اکنون در استان لوری ارمنستان) به دنیا آمد.[۱]

پدر وی آصلان (۱۸۳۹–۱۸۹۸) معروف به در-تادئوس کشیش دهکده بود.


مادرش، سونا (۱۸۴۲–۱۹۳۶)

تومان در سال ۱۸۸۳ به تفلیس نقل مکان نمود.

در سال ۱۹۱۲م به سمت ریاست انجمن جدید تأسیس نویسندگان ارمنی قفقاز برگزیده شد و تا سال ۱۹۲۱م در همین سمت باقی ماند.

زندگی شخصی[ویرایش]

Tumanyan Family.jpg

در سال ۱۸۸۸ در سن ۱۹ سالگی هوهانس تومانیان با اولگا ماچکالیانخطای یادکرد: برچسب‌های <ref> یافته شد که درونشان محتوایی نبود. یادکرد منبع باید بین برچسب‌ها قرار گیرد. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). ۱۷ ساله ازدواج نمود این زوج صاحب ده فرزند شدند.

موشق[الف] (۱۹۳۸–۱۸۸۹)، آشخن[ب] (۱۹۶۸–۱۸۹۱)، نوارت[پ] (۱۹۵۷–۱۸۹۲)، آرتاوازد[ت] (۱۹۱۸–۱۸۹۴)، هاسمیک[ث] (۱۹۳۷–۱۸۹۶)، آنوش Anush (۱۹۲۷–۱۸۹۸)، آرپیک[ج] (۱۹۸۱–۱۸۹۹)، آرگ[چ] (۱۹۳۹–۱۹۰۰)، سدا[ح] (۱۹۸۸–۱۹۰۵)، تامار[خ] (۱۹۸۹–۱۹۰۷)

کنش‌های سیاسی و اجتماعی[ویرایش]

آثار ادبی[ویرایش]

قطعات رمانتیک و اشعار
  • موش و گربه (۱۸۸۶)
  • مارو (۱۸۸۷)
  • آختامار (۱۸۹۱)
  • داوید ساسونی (۱۹۰۲)
  • تصرف قلعه تمپک (۱۹۰۲)
  • A Drop of Honey (1909)
  • The End of Evil (1908)
  • The Shah and the Peddler (1917)
رمان‌ها
  • آنوش (۱۸۹۰)
  • گیکور
  • داوید ساسونی
Fairy tales
  • نازار شجاع
  • The Kid Goat
  • The Unlucky Panos


آختامار[ویرایش]

یکی از مشهورترین منظومه‌های وی شعر «آختامار» است. آختامار در اصل نام جزیره‌ای در دریاچه وان است.

برگردان فارسی شعر آختامار به عنوان نمونه آثار تومانیان:[۲]

آختامار ԱԽԹԱՄԱՐ
Հովհաննես Թումանյան.jpg

هوهانس تومانیان

برگردان فارسی متن ارمنی

بر کرانه‌های دریاچه سرزنده وان، از کلبه‌ای هر شب جوانی بدون بلم و در نهان، خود را می‌زند به آب

و با بازوان مردانه‌اش شناکنان آب را به سوی جزیره‌ای در روبرو می‌شکافد

از فراز جزیره تاریک، فروغی صاف و درخشان او را به خود می‌خواند همچون فانوسی فروزان تا که راه را گم نکند

تامار زیبا هر شب بر فراز جزیره، نوری می‌افروزد و ناشکیبا در نهانگاهی نزدیک به انتظار می‌نشیند

دریاچه با موج‌هایش در تکاپو و دل جوان در شر و شور.

آب‌ها، سهمگین در خروشند ولی جوان مهارناشدنی پیش می‌آید.

و اکنون تامار با قلبی تپنده به هم خوردن موج‌ها در نزدیکی‌اش را می‌شنود و شدت عشق سراپای وجودش را برمی‌افروزد

در خاموشی، شکلی سایه وار و سیاه بر کران‌های تاریک دریاچه ایستاده‌است خود اوست… و ازنو به هم رسیده‌اند آه، ای رموز شب آرام…

امواج دریاچه وان، اکنون به تنهایی ساحل خود را می‌نوازند و به هنگام فروکش با پچ‌پچ‌هایی مبهم پس می‌نشینند

انگار به آرامی نجوا می‌کنند و ستارگان گردونه آسمان با چشمانی پُرافترا به تامار بی شرم و آزرم، می‌نگرند

نَظّاره آن‌ها دل دوشیزه را می‌آشوبد زمان جدا شدن فرارسیده و باز یکی از ایشان، به تلاطم دریاچه فرو می‌غلتد و دیگری: بر کران‌هایش دست به دعا می‌گشاید…

اما یک بار، مردانی شرور از راز دو دلدار آگه شده و آتش را کشتند در شبی اهریمنی و سیاه

جوان دل‌سپرده، شناکنان گم شد در ظلمت آب‌ها و باد، پیوسته ناله‌هایش را به کرانه می‌آورد که می‌گفت: آخ تامار…!

صدایش نزدیک است: در تیرگی دلگیر، پایین صخره‌های نوک‌تیز زیر پا جایی که دریاچه هراس‌انگیز، می‌غرد

صدا دیگر خفه شد و مرد و تنها باری دیگر به ضعیفی به گوش رسید که می‌گفت: آخ تامار…!

آب‌های پرآشوب بامداد پیکر را به کرانه انداختند بر لبان سرد و سخت شده‌اش گویی در لحظه مرگ، دو واژه فرو فسرده بود: آخ تامار…!

و چنان شد که این جزیره، نام آختامار به خود گرفت.

Ծիծաղախիտ Վանա ծովի Փոքրիկ գյուղից առափնյա, Ծովն է մըտնում գաղտագողի Ամեն գիշեր մի տըղա:

Ծովն է մըտնում առանց նավակ, Բազուկներով առնացի Ջուրը ճողփում, լող է տալի Դեպի կըղզին դիմացի:

Խավար կըղզուց պարզ ու պայծառ Մի լույս կանչում է նըրան, Մի վառ փարոս նըրա համար, Չըմոլորի իր ճամփան:

Սիրուն Թամարն ամեն գիշեր Այնտեղ կըրակ է անում, Եվ ըսպասում է անհամբեր Այնտեղ` մոտիկ դարանում:

Ծըփում ծովն ալեծածան, Ծըփում է սիրտը տըղի. Գոռում է ծովն ահեղաձայն, Նա կըռվում է կատաղի:

Եվ Թամարը սըրտատըրոփ Արդեն լըսում է մոտիկ Ջըրի ճողփյուն, ու ողջ մարմնով Սիրուց այրվում է սաստիկ:

Լըռեց: Ծովի խավար ափին Կանգնեց սեւ-սեւ մի ըստվեր... Ահա եւ նա... իրար գըտան... Կասկածավո՜ր լուռ գիշեր...

Միայն ալիքը Վանա ծովի Մեղմ դիպչում են ափերին, Հըրհըրելով հեռանում են Շըշունջներով անմեկին:

Նըրանք ասես փըսփըսում են... Ու աստղերը կամարից Ակնարկելով բամբասում են Լիրբ, անամոթ Թամարից...

Բամբասում են կուսի սըրտում... Ժամ է արդեն... ու կըրկին Մինն ալեկոծ ծովն է մըտնում, Մյուսն աղոթում եզերքին...

«Ո՞վ է ջահել էն խիզախը, Որ հենց հարբած իր սիրով, Սըրտից հանած ահն ու վախը Ծովն անցնում է գիշերով:

Ծովն անցնում է մյուս ափերից Մեր Թամարին համբուրում... Աղջի՞կ խըլի նա մեր ձեռի՜ց... Ի՞նչի տեղ է մեզ դընում...»:

Էսպես ասին վիրավորված Կըղզու միջի ջահելներ Ու Թամարի ձեռքով վառած Լույսը հանգցրին մի գիշեր:

Մոլորվեցավ խավար ծովում Լողորդ տըղան սիրահար, Ու բերում է հողմը, բերո՜ւմ Հառաչանքներն՝ «Ա՜խ, Թամա՜ր...»:

Մոտ է ձայնը. խոլ խավարում, Ժայռերի տակ սեպացած, Ուր ամեհի ծովն է գոռում, Մերթ կորչում է խլացած, Ու մերթ լըսվում ուժասպառ. «Ա՜խ, Թամա՜ր...»:

Առավոտյան ծովը ծըփաց, Ափը ձըգեց մի դիակ, Նըրա շուրթին, պաղ, կարկամած, Ասես մեռած ժամանակ Սառել էին երկու բառ. «Ա՜խ, Թամա՜ր...»:

Այն օրվանից սըրա համար Կըղզին կոչվեց Ախթամար:

شعر «ستاره»[ویرایش]

ای ستاره ها! ستاره‌ها…
چشمان آسمان! این‌گونه سوسو زن درخشان می‌خندید
آن زمان‌ها که چست و چالاک
کودکی بودم من
بی خیال و چون شما بشکوه
از سر بی دردی جست و خیز می‌کردم
شما می‌خندیدید
اینک نیز می‌خندید
اینک که ناتوان و زِ پا افتاده
جانسوزش امیدهای به باد داده‌ام را می‌گریم
فردا نیز همچنان می‌خندید
بر فراز گور من

اسطوره[ویرایش]

هوهانس تومانیان، این شاعر انسان‌دوست برجسته، در اعتلای ادبیات نوین ارمنی سهم عظیمی دارد. او از پایه‌گذاران شعر واقع‌گرایانه در ادبیات ارمنی است. شعرهایش از زندگی مردم مایه گرفته‌است و او را به مثابه ستایشگر و آفرینشگر بزرگ هنر راستین مردمی، در قلب خوانندگان آثارش جای داده‌است. تومانیان علاوه بر خلق شعرها و قصه‌های ماندگار که بسیاری از آن‌ها به صورت فیلم سینمائی و اپرا نیز درآمده‌است، آثاری از بزرگان ادب دنیا را نیز به زبان ارمنی ترجمه کرده‌است. تومانیان شاعر و نویسنده پر توانی است که در کلیه ژانرها و زمینه‌ها و قالب‌های شعری و داستانی آثار موفقی خلق کرده‌است. شعرها و داستان‌های این نابغه بشر دوست به بسیاری از زبان‌های ملل دنیا ترجمه شده‌است.

در فرهنگ عامه[ویرایش]

اپراها[ویرایش]

اپرا
  • آنوش
  • آلماست (به معنی الماس)

فیلم‌ها[ویرایش]

  • گیکور
  • آختامار

پویانمایی‌ها[ویرایش]

تمبرهای پستی، اسکناس‌ها و سکه‌ها[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. Musegh
  2. Ashkhen
  3. Nvard
  4. Artavazd
  5. Hamlik
  6. Arpik
  7. Areg
  8. Seda
  9. Tamar

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Դպրոցական Մեծ Հանրագիտարան, "Թումանյան Հովհաննես", -.
  2. این متن بر پایه نسخه انگلیسی آن در کتاب: Kudian, M. : The Bard of Loree, selected works of Hovannes Toumanian, London 1970. به فارسی برگردان شده‌است.

منابع[ویرایش]

به فارسی
به ارمنی و انگلیسی

پیوند به بیرون[ویرایش]