معراج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عروج محمد به بهشت؛ اثر سلطان محمد نگارگر به سال (ca. 1539–1543) میلادی

مسلمانان طبق آیات قرآن (نخستین آیات سوره اسرا و النجم)[۱] به سیر شبانه محمد بن عبدالله باور دارند. پیروان هر دو مذهب اهل تشیع و اهل تسنن باور دارند که محمد سوار بر بُراق، از مسجد الحرام مکه تا مسجدالاقصی فلسطین را پرواز کرده و در این خلال از کوه طور و بِیت لِحِم هم بازدید کرده‌است؛ و از مسجدالاقصی به آسمان هفتم عروج کرده و دوباره در مسجدالاقصی فرود آمده‌است.[۲] باورمندان، این واقعه را معراج می‌نامند.[۳] طبق روایات مختلف، محمد مسیر بین مسجدالحرام در مکه تا مسجدالاقصی در اورشلیم را در مدت زمان بسیار کوتاهی از مسیر هوایی پیموده‌است.[۴]

بنابر ظاهر روایات احتمالاً معراج بیش از دو مرتبه و طی دفعات متعدد اتفاق افتاده که یکی از آنها بسیار شاخص و معروف شده که گفته شده این معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده‌است.[۵]

حدیث معراج[ویرایش]

معراج (سفر شبانه) یک تابلو نقاشی از عروج به آسمان‌ها، سوار بر اسب بُراق، در صفحه‌ای از یک نسخهٔ بوستان سعدی متعلق به سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: نامعلوم، خوشنویس: سلطان محمد نورالله).

سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد آیه اول سوره اسراء براساس سخنی از جعفر بن محمد به نقل از محمد، روایاتی دربارهٔ معراج می‌آورد:

سوارشدن بر بُراق[ویرایش]

جبرئیل و میکائیل و اسرافیل به منظور سفر محمد به آسمان مرکبی موسوم به براق را در شهر مکه برای او آوردند، یکی مهار آن را گرفت و دیگری رکابش را و سومی جامه محمد را در هنگام سوار شدن مرتب کرد، و سپس معراج آغاز شد.

توقف و نماز در طور سینا، بیت‌لِحِم و سپس بیت‌المقدس[ویرایش]

سپس آنگونه که در روایات و نقل قولها آمده‌است محمد در طور محل سخن گفتن خدا با موسی با موسی دیدار و گفتگو کرد؛ سپس از کلیسای محل تولد عیسی در بِت لِحِم و خانه‌های پیامبران پیشین بازدید کرد؛ سپس با جمعی از پیامبران ازجمله ابراهیم، موسی و عیسی در مسجدی به نام مسجد الاقصی در شهر اورشلیم در فلسطین نماز خواند. محمد در مرحله دوم سفرش، در آسمانهای مختلف دوباره با ابراهیم خلیل و موسی و عیسی در میان عده‌ای زیاد از انبیاء برخورد می‌کند که همگی آماده برای نماز بودند که به همراه محمد بن عبدالله نماز اقامه می‌شود.

پیشنهاد آب و شراب و شیر به محمد و انتخاب از بین آن‌ها[ویرایش]

گفته شده که فرشته ایی سه ظرفِ آب، شراب و شیر به وی تعارف می‌کند و محمد شیر را انتخاب می‌کند. جبرئیل می‌گوید هدایت شدی و امتت نیز هدایت شد، و محمد می‌شنود که کسی می‌گفت اگر آب را انتخاب می‌کرد، غرق می‌شد و امتش نیز غرق می‌شد و اگر شراب را انتخاب می‌کرد، هم خودش و هم امتش گمراه می‌شدند. سپس جبرئیل می‌گوید اگر به منادی سمت راست پاسخ می‌دادی، امتت بعد از خودت به یهودیگری می‌گرائیدند و اگر به منادی سمت چپ پاسخ می‌دادی امتت پس از خودت مسیحی می‌شدند و اگر به زن با دستان برهنه که نشانه دنیا بود پاسخ می‌گفتی، امتت دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دادند.

صعود به آسمان (های) دنیا[ویرایش]

آسمان اول[ویرایش]

سپس محمد با جبرئیل بالا می‌روند، در آنجا با فرشته‌ای به نام اسماعیل ملاقات می‌کنند که مسئول دفع شیاطین با شهاب بوده‌است.

آسمان دوم[ویرایش]

بخشی از مشاهدات پیامبر اسلام در واقعه معراج (آویزان کردن زنان از زبان و سوزاندنشان در جهنم توسط شیطان سبز) به نمایش درآمده است. (نگاره متعلق به قرن ۱۵ میلادی)
یک نقاشی دیگر در باب وقایع شب معراج. (آویزان کردن زنان از پستان و سوزاندنشان در جهنم توسط شیطان سرخ) (نگاره متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

محمد پس از ورود به آسمان دوم همه فرشتگان را خوش و خندان می‌یابد، جز یک فرشته بسیار بزرگ را که دائم خشمگین بود؛ که جبرئیل وی را «خازن» و [مالک جهنم] معرفی می‌کند. محمد درخواست می‌کند که آتش دوزخ را به وی نشان دهند؛ که شیطان پرده از آتش جهنم کنار می‌برد تا او آتشی که به آسمان شعله می‌کشد را ببیند. محمد گمان می‌کند آتش او را در برخواهد گرفت، و سپس شیطان پرده را برمی‌گرداند. سپس محمد مردی گندم‌گون و فربه می‌بیند و متوجه می‌شود وی آدم اولین انسان زمین است، سلام می‌کند و آدم هم به وی سلام می‌کند و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و آدم محمد را تهنیت گفته و محمد سوار بر براق بهمراه جبرئیل به پیش می‌روند. سپس فرشتهٔ مرگ، عزرائیل را می‌بینند و عزرائیل محمد را مژده می‌دهد که تمامی نیکی‌ها و خوبی‌ها را می‌بینم که در امت تو جمع می‌شود. محمد سپس فرشتگانی را می‌بیند که هر یک دعایی می‌کنند از جمله فرشته‌ای که دعا می‌کند: «ای الله همانگونه که میان آتش و آب را سازگاری داده‌ای دلهای بندگانت را هم با همدیگر مهربان بفرما» یا دیگری که دعا می‌کند: «پروردگارا به هر کسی که انفاق می‌کند پاداش عطا بفرما» سپس برخی از اهل جهنم که شامل حرام‌خواران و سخن‌چینان و مسخره کنندگانند، و آنان که نماز را سبک شمرده‌اند و کسانی که مال یتیم خورده‌اند، و رباخواران را به ایشان نشان می‌دهند. محمد در آسمان دوم عیسی و یحیی ملاقات کرده و ادای احترام نموده و برای یکدیگر طلب مغفرت می‌کنند. جبرئیل به محمد در شب معراج جهنم را نشان می‌دهد که در آن، شیطانی سبزرنگ نگهبان زنانی است که به جرم دروغ گفتن به شوهرانشان و خارج شدن از خانه بدون اجازه آنان، با قلاب‌هایی از زبان آویزان شده و در میان شعله‌های آتش می‌سوزند و بدین سان عذاب می‌بینند. محمد سوار بر براق به همراه جبرئیل درشب معراج بخش دیگری از جهنم شیطان دیگری می‌بیند. آن شیطان سرخ رنگ، نگهبان زنانی است که به دروغ، فرزندان حرامزاده‌شان را به شوهران خود نسبت داده بودند و برای عذاب دیدن با قلاب‌هایی از پستان آویزان شده‌اند و در میان شعله‌های آتش می‌سوزند و شکنجه می‌شوند.

آسمان سوم[ویرایش]

در آسمان سوم مرد بسیار زیبایی را می‌بیند که جبرئیل او را یوسف معرفی می‌کند؛ و با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و یوسف مثل همه انبیاء دیگر می‌گوید: «مرحبا به پیغمبر صالح و برادر صالح و مبعوث در زمان صالح.»

آسمان چهارم[ویرایش]

در آسمان چهارم ادریس که خدا او را به مقام رفیع مرتبت داده می‌بیند و با او مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان پنجم[ویرایش]

محمد در آسمان پنجم مردی سالخورده با جشمان درشت می‌بیند که هرگز پیرمردی به آن عظمت ندیده‌است، و نزد او جمع کثیری از امتش بودند که محمد از کثرت ایشان تعجب می‌کند و جبرئیل او را، پیغمبری که امتش دوستش می‌داشتند، هارون پسر عمران، معرفی می‌کند. محمد با هارون هم تهنیت می‌گوید و پیش می‌رود.

آسمان ششم[ویرایش]

در آسمان ششم، مردی بلند بالا و گندم‌گون دید و شنید که او می‌گوید: «بنی اسرائیل گمان کردند که من محترم‌ترین فرزند آدم نزد پروردگار هستم و حال آنکه این مرد (محمد) گرامی‌تر از من است». جبرئیل او را موسی بن عمران معرفی می‌کند و موسی هم بار دیگر با وی مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان هفتم[ویرایش]

در آسمان هفتم، مردی که بر کرسی نشسته بود می‌بیند. آن مرد خود را ابراهیم معرفی می‌کند و می‌گوید: «اینجا محل تو و منزل پرهیزکاران امت تو پس از مرگ است» و سپس آیه ۶۸ آل عمران را تلاوت می‌کند؛ ابراهیم، محمد و امتش را به خیر بشارت می‌دهد و سپس بهشت را به محمد نشان می‌دهند. در نخستین آیات سوره نجم چنین آمده که جبراییل، محمد را تا جایی بالا برد که به اندازه دو سر کمان یا کمتر با خدا فاصله داشت این مکان در قرآن درخت سدرة المنتهی نامیده شده و جایی است که جبراییل در آستانه آن از همراهی با محمد بازماند و محمد سوار بر براق به‌تنهایی از آن درخت گذشت.[۶]

بازگشت[ویرایش]

محمد در بازگشت از این سفر، در اورشلیم فرود آمد و بازهم سوار بر براق از مسیر هوایی، راه مکه را پی گرفت. او در میان راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد و در حالیکه آنان شتری را گم کرده بودند و به دنبال آن می‌گشتند، از ظرف آبی که آنجا بود مقداری آب خورد و باقی آن را بر روی زمین ریخت. بنا به روایتی سرپوشی بروی آن گذاشت. تا پیش از طلوع خورشید در ساعات بامدادی، در خانهٔ ام‌هانی فرود آمد و برای نخستین بار راز خود را نزد او بازگفت. در صبح همان روز، محمد در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت. داستان معراج که در میان قریش امری محال بود در تمام مراکز دهن به دهن گشت و موجبات نگرانی سران قریش را فراهم آورد.[۷] قریش نیز همچون همیشه به تکذیب ادعاهای محمد پرداخت و در تأیید این ادعا گفتند: «کسانی در مکه هستند که بیت‌المقدس را دیده‌اند، اگر راست می‌گویی ویژگی‌های ساختمان بیت‌المقدس را تشریح کن.» بر پایهٔ روایات محمد نیز به تشریح خصوصیات ساختمان بیت‌المقدس پرداخت و حتی حوادثی را که در میان مکه و بیت‌المقدس بر او گذشته بود بازگو کرد و گفت: «در میان راه به کاروان فلان قبیله برخورد نمودم و شتری از آن‌ها گم شده بود و در میان اثاثیهٔ آن‌ها ظرفی پر از آب بود و من از آن آب نوشیدم و سپس سر آن را پوشاندم و در نقطه‌ای به گروهی برخوردم که شتری از آن‌ها رمیده و دست آن شکسته بود.»[۸] قریش پرسیدند: از کاروان قریش خبر ده. محمد گفت آن‌ها را در «تنعیم» (ابتدای حرم است) دیدم و شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آن‌ها حرکت می‌کرد، و کجاوه‌ای روی آن گذارده بودند و اکنون وارد شهر مکه می‌شوند. قریش که از صدق خبر او نگران و سخت عصبانی شده بودند، گفتند اکنون صدق و کذب گفتار تو بر ما روشن می‌شود. چیزی نگذشت که کاروان وارد شهر شد و «ابوسفیان» و مسافران جزئیات گزارش‌های محمد را تصدیق کردند.[۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

معجزات منسوب به محمد شق القمر

پانویس[ویرایش]

  1. قرآن - سوره النجم - آیات ۸ تا ۱۰ - ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی ﴿۸﴾ سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد (۸) فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی ﴿۹﴾ تا [فاصله اش] به قدر [طول] دو [انتهای] کمان یا نزدیکتر شد (۹) فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی ﴿۱۰﴾ آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی کند وحی فرمود (۱۰)
  2. کاشانی، منهج‌الصادقین، ۱۳۳۶ش، ج۵، ص۲۳۵؛ بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱۸، ص۲۸۳، به نقل از سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۳۷۰.
  3. ترجمه تفسیر المیزان - محمد حسین طباطبایی - جلد نوزدهم صفحه 57
  4. https://hawzah.net/fa/Magazine/View/4227/5719/56783/حکایت-معراج-پیامبر
  5. سبحانی، فروغ ابدیت، جلد ۱، صفحه ۳۸۴.
  6. ترجمه تفسیر المیزان - محمد حسین طباطبایی - جلد نوزدهم صفحه 48-50
  7. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، صفحهٔ ۱۷۰
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، صفحهٔ ۱۷۱

منابع[ویرایش]

تصویری زیبا از معراج در کتاب اسحاق نیشابوری [۱]

  • فرهنگ معین، ذیل کلمه معراج
  • سبحانی کتاب نزدیکتر بیا احمد
  • تفسیر المیزان، جلد ۱۳ ذیل آیه ۱ سوره اسراء
  • سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، بعثهٔ مقام معظم رهبری، معاونت آموزش و تحقیقات، تهران، ۱۳۷۱.