معراج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در این نقاشی تخیلی بخشی از مشاهدات پیامبر اسلام در واقعه معراج ( سوختن گناهکاران در جهنم ) به نمایش در آمده است . (نگاره متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

مسلمانان طبق آیات قرآن (نخستین آیات سوره اسرا و آیات نخست سوره نجم) به سیر شبانه محمد بن عبد الله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجدالاقصی و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج می‌نامند.[۱]

حدیث معراج[ویرایش]

طباطبائی در تفسیر المیزان در مورد آیه اول سوره اسراء براساس سخنی از جعفر بن محمد به نقل از محمد، روایاتی درباره معراج می‌آورد:

سوارشدن بر بُراق[ویرایش]

نوشتار اصلی: براق
معراج (سفر شبانه) یک تابلو نقاشی از عروج به آسمان‌ها، سوار بر اسب بُراق، در صفحه‌ای از یک نسخهٔ بوستان سعدی متعلق به سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: نامعلوم، خوشنویس: سلطان محمد نورالله).

جبرئیل و میکائیل و اسرافیل به منظور سفر محمد به آسمان مرکبی موسوم به براق را برای او آوردند، یکی مهار آن را گرفت و دیگری رکابش را و سومی جامه محمد را در هنگام سوار شدن مرتب کرد، و سپس معراج آغاز شد.

توقف و نماز در طور سینا، بیت‌الحم و سپس بیت‌المقدس[ویرایش]

سپس آنگونه که در روایات و نقل قولها آمده است محمد در طور محل سخن گفتن خدا با موسی و بیت الحم محل تولد عیسی توقف کرده و نماز می خواند، و سپس به بیت المقدس می‌رود. در آنجا به ابراهیم خلیل و موسی و عیسی در میان عده‌ای زیاد از انبیاء برخورد می‌کند که همگی آماده برای نماز بودند که به همراه رسول اکرم نماز اقامه می شود.

پیشنهاد آب و شراب و شیر به وی و تأویل آن‌ها[ویرایش]

گفته شده که فرشته ایی سه ظرفِ آب، شراب و شیر به وی تعارف می‌کند و محمد شیر را انتخاب می‌کند. جبرئیل می‌گوید هدایت شدی و امتت نیز هدایت شد، و محمد می شنود که کسی می‌گفت اگر آب را انتخاب می‌کرد، غرق می‌شد و امتش نیز غرق می‌شد و اگر شراب را انتخاب می‌کرد، هم خودش و هم امتش گمراه می‌شدند. سپس جبرئیل می‌گوید اگر به منادی سمت راست پاسخ می‌دادی، امتت بعد از خودت به یهودی‌گری می‌گرائیدند و اگربه منادی سمت چپ پاسخ میدادی امتت پس از خودت مسیحی می‌شدند و اگر به زن با دستان برهنه که نشانه دنیا بود پاسخ می‌گفتی، امتت دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دادند.

صعود به آسمان دنیا (آسمان اول)[ویرایش]

سپس محمد با جبرئیل بالا می‌روند، در آنجا فرشته‌ای به نام اسماعیل که مسئول دفع شیاطین با شهاب بوده است را ملاقات می‌کنند.

آسمان دوم[ویرایش]

یک نقاشی دیگر در باب وقایع شب معراج. (نگاره متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

محمد پس از ورود به آسمان دوم همه فرشتگان را خوش و خندان می‌یابد، جز یک فرشته بسیار بزرگ را که دائم غضبناک بود. که جبرئیل وی را خازن و مالک جهنم معرفی می‌کند. محمد درخواست می‌کند که آتش دوزخ را به وی نشان دهند. که او پرده از چشمانش کنار می برد تا او آتشی را که به آسمان شعله می کشد را ببیند.محمدگمان مي كنداورادربرخواهدگرفت،وسپس پرده رابرمي گرداند.سپس مردی گندم‌گون و فربه می بیند و متوجه می‌شود وی آدم ابوالبشر است، سلام می‌کند و آدم هم به وی سلام می‌کند و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و آدم او را تهنیت گفته به پیش می‌روند. سپس ملک موت، عزرائیل را می بینند و عزرائیل؛ محمد را مژده می‌دهد که تمامی نیکی ها و خوبی ها را می‌بینم که در امت تو جمع می شود. سپس فرشتگانی را می بیند که هر یک دعایی می‌کنند از جمله فرشته‌ای که دعا می‌کند:«ای الله همانگونه که میان آتش و آب را سازگاری داده ای دلهای بندگانت را هم با همدیگر مهربان بفرما  »و یا دیگری که دعا می‌کند: «پروردگارا به هر کسی که انفاق می‌کند پاداش عطا بفرما» سپس برخی از اهل جهنم که شامل حرام خواران و سخن‌چینان و مسخره‌کنندگانند، و آنان که نماز را سبک شمرده اند و کسانی که مال یتیم خورده اند، و ربا خواران را به ایشان نشان می دهند . سپس به آسمان دوم صعود می‌کنند و عیسی و یحیی ملاقات کرده و ادای احترام نموده وبرای یکدیگر استغفار می‌کنند. جبرئيل به محمد پيامبر درشب معراج جهنم رانشان ميدهدكه درآن شيطاني سبزرنگ نگهبان زناني است كه درنتيجه دروغ گفتن به شوهرانشان وخارج شدن ازخانه بدون اجازه آنان،باقلاب هايي اززبان آويزان شده ودرميان شعله هاي آتش ميسوزند وبدين سان عذاب مي بينند.محمدسواربربراق به همراه جبرئيل درشب معراج جهنم راميبيندكه درصحنه اي ازآن،شيطاني سرخ،نگهبان زناني است كه به دروغ،فرزندان حرامزاده شان رابه شوهرانشان منتسب نموده اندوبراي عذاب ديدن باقلاب هايي ازسينه آويزان شده ودرميان شعله هاي اتش ميسوزند.

آسمان سوم[ویرایش]

در آسمان سوم مرد بسیار زیبایی را می بیند که جبرئیل او را یوسف معرفی می‌کند.و با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و یوسف مثل همه انبیاء دیگر می‌گوید: «مرحبا به پیغمبر صالح و برادر صالح و مبعوث در زمان صالح.»

آسمان چهارم[ویرایش]

در آسمان چهارم ادریس که خدا او را به مقام رفیع مرتبت داده می بیند و با او مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان پنجم[ویرایش]

در آسمان پنجم محمد مردی سالخورده و بزرگ چشم می بیند که هرگز پیر مردی به آن عظمت ندیده است، و نزد او جمع کثیری از امتش بودند که از کثرت ایشان تعجب می‌کند و جبرئیل او را، پیغمبری که امتش دوستش می‌داشتند، هارون پسر عمران، معرفی می‌کند.

آسمان ششم[ویرایش]

در آسما ن ششم، مردی بلند بالا و گندم‌گون دیدو ، شنیدکه می‌گوید: «بنی اسرائیل گمان کردند که من محترم‌ترین فرزندان آدم نزد پروردگار هستم و حال آنکه این مرد گرامی‌تر از من است» و جبرئیل او را موسی بن عمران معرفی می‌کند و بار دیگر با وی مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان هفتم[ویرایش]

در آسمان هفتم، مردی که و بر کرسی نشسته بود می بیند و او جواب می‌دهد، ای محمد او ابراهیم است در اینجا محل تو و منزل پرهیزکاران امت تو است. و سپس آیه ۶۸ آل عمران را تلاوت می‌کند. و ابراهیم محمد و امتش را به خیر بشارت می‌دهد. و سپس بهشت را به محمد نشان می‌دهند. در نخستین آیات سوره نجم چنین آمده که جبراییل پیامبر را تا جایی بالا برد که به اندازه دو سر کمان یا کمتر با خدا فاصله داشت این مکان در قرآن سدره المنتهی نامیده شده و جایی است که جبراییل در آستانه آن از همراهی پیامبر بازماند.[۲]

بازگشت[ویرایش]

یک مینیاتور تخیلی ایرانی .

در مراجعت در بیت المقدس فرود آمد و راه مکه را پی گرفت. او در میان راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد و در حالیکه آنان شتری را گم کرده بودند و به دنبال آن می‌گشتند، از ظرف آبی که آنجا بود مقداری آب خورد و باقی آن را بر روی زمین ریخت. بنا به روایتی سرپوشی بروی آن گذاشت. تا پیش از طلوع خورشید در خانهٔ «ام‌هانی» فرود آمد و برای نخستین بار راز خود را به نزد او بازگفت. در روز همان شب محمد در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت. داستان معراج که در میان قریش امری محال بود در تمام مراکز دهن به دهن گشت و موجبات نگرانی سران قریش را پیش آورد.[۳] قریش نیز چون همیشه به تکذیب او پرداخت و در تایید این ادعا گفتند: «کسانی در مکه هستند که بیت المقدس را دیده‌اند، اگر راست می‌گویی ویژگی‌های ساختمان بیت المقدس را تشریح کن.» بر پایهٔ روایات محمد نیز به تشریح خصوصیات ساختمان بیت‌المقدس پرداخت و حتی حوادثی را که در میان مکه و بیت المقدس بر او گذشته بود بازگو کرد و گفت: «در میان راه به کاروان فلان قبیله برخورد نمودم و شتری از آن‌ها گم شده بود و در میان اثاثیهٔ آن‌ها ظرفی پر از آب بود و من از آن نوشیدم و سپس آن را پوشانیدم و در نقطه‌ای به گروهی برخوردم که شتری از آن‌ها رمیده و دست آن شکسته بود.»[۴] قریش پرسیدند: از کاروان قریش خبر ده. محمد گفت آن‌ها را در «تنعیم» (ابتدای حرم است) دیدم و شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آن‌ها حرکت می‌کرد، و کجاوه‌ای روی آن گذارده بودند و اکنون وارد شهر مکه می‌شوند. قریش که از صدق خبر او نگران و سخت عصبانی شده بودند، گفتند اکنون صدق و کذب گفتار تو بر ما روشن می‌شود. چیزی نگذشت که طلائع کاروان وارد شهر شد و «ابوسفیان» و مسافران جزئیات گزارش‌های محمد را تصدیق کردند.[۴] اهل سنت می‌گویند که وقتی محمد داستان معراج خود را به ابوبکر خلیفه اول گفت، ابوبکر بلافاصله به این داستان ایمان آورد و پذیرفت و لقب صدیق را از محمد گرفت.

پانویس[ویرایش]

  1. ترجمه تفسیر المیزان - محمد حسین طباطبایی - جلد نوزدهم صفحه 57
  2. ترجمه تفسیر المیزان - محمد حسین طباطبایی - جلد نوزدهم صفحه 48-50
  3. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، صفحهٔ ۱۷۰
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، صفحهٔ ۱۷۱

منابع[ویرایش]

تصویری زیبا از معراج در کتاب اسحاق نیشابوری [۱]

  • فرهنگ معین، ذیل کلمه معراج
  • سبحانی کتاب نزدیکتر بیا احمد
  • تفسیر المیزان، جلد ۱۳ ذیل آیه ۱ سوره اسراء
  • سبحانی، جعفر، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام، بعثهٔ مقام معظم رهبری، معاونت آموزش و تحقیقات، تهران، ۱۳۷۱.