زبان مازندرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از زبان طبری)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مازندرانی
مازنی، مازِرونی، تبری، طبری، گِلِکی
زبان بومی درایران
استان‌های مازندران، سمنان، گلستان، تهران، البرز
منطقهساحل جنوب شرقی دریای خزر
تعداد گویشوران
۷ میلیون[۱]  (۲۰۱۷)
گویش‌ها
مرکزی
شهمیرزادی
گرگانی کهن †
گویش استرابادی
رویانی
کتولی
قصرانی (شمیرانی)
الفبای فارسی
وضعیت رسمی
تنظیم‌شده توسطدانشکده زبان‌شناسی دانشگاه مازندران
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۳Either:
mzn – زبان مازندرانی
srz – شهمیرزادی
Mazandarani Language Map.PNG
مناطقی که گویشوران مازندرانی دارد.

زبان مازَندَرانی (مازنی، مازِرونی، تبری، طبری، گِلِکی) نام یکی از زبان‌های ایرانی شمال‌غربی است که در گروه زبان‌های کاسپین قرار دارد. این گروه شامل زبان‌های زازاکی، گورانی، تالشی، گیلکی، مازندرانی، تاتی، هرزندی و سمنانی می‌باشد و از لحاظ تاریخی جزء شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی بوده و در ارتباط با زبان پهلوی اشکانی می‌باشد.[۲][۳] زبان مازندرانی از غرب با گویشوران گیلکی، از جنوب با گویشوران تاتی و از شرق و جنوب شرق با گویشوران ترکمنی و فارسی همجوار است و در درون خود دارای گونه‌هایی است.[۴]

پراکندگی زبانی[ویرایش]

زبان مازندرانی تنها در کشور ایران تکلم می‌شود. پراکندگی این زبان در نیمه شمالی این کشور است و به جز استان مازندران که نام این زبان از آن گرفته شده در استان‌های گلستان، سمنان، تهران و البرز نیز در میان برخی مردم بومی آن مناطق رواج دارد. پاره‌ای از ایل‌های کوچ‌نشین که در شمال ایران به سر می‌برند نیز مازندرانی‌زبان هستند.[۴]

این زبان در

  1. استان مازندران تا روستای زوار بخش نشتارود شهرستان تنکابن
  2. مناطق غربی استان گلستان مانند شهرستان بندرگز، شهرستان کردکوی، شهرستان گرگان، شهرستان علی‌آباد کتول و بصورت پراکنده در سایر مناطق استان
  3. استان سمنان مناطقی مانند شهمیرزاد، شاهرود، گرمسار، دامغان، کلاته رودبار، آرادان، دیباج، مجن، کهن آباد، خطیرکوه، فولاد محله، فروان و چاشم
  4. مناطق شرقی و شمالی استان تهران مانند فیروزکوه، دماوند، رودبار قصران
  5. مناطق شمالی استان البرز مانند ولاترو و شهرستانک
  6. همچنین در بین برخی از ایلات و عشایر همچون الیکاییهای گرمسار رواج دارد.[۵]

گویش‌ها[ویرایش]

گویش شهمیرزادی[ویرایش]

این گویش از زبان طبری در بخش شهمیرزاد در شهرستان مهدیشهر استان سمنان گویش می‌شود.[۶][۷][۸][۹]

گویش گرگانی کهن[ویرایش]

گویش گرگانی کهن یکی از گویش‌های زبان مازندرانی است که درگذشته در شهر گرگان بدان صحبت می‌شده‌است. دانشنامه ایرانیکا گویش گرگانی را گویشی از زبان مازندرانی یا گویشی بسیار نزدیک به آن می‌داند.[۱۰] این گویش هم‌اکنون منقرض شده‌است.[۱۱] لغت‌نامه دهخدا نیز گویش قدیم گرگانی را جزوی از زبان مازندرانی دانسته و تصریح کرده‌است که هنوز هم در گرگان و روستاهای اطراف گرگان گویشوران زبان مازندرانی زندگی می‌کنند.[۱۱] بسیاری از نوشته‌های حروفیان به این گویش بوده‌است.[۱۱]

گویش طبری استرابادی[ویرایش]

گویش طبری استرابادی گویشی از زبان مازندرانی[۱۲] است که درحال‌حاضر در شهرستان گرگان گویش می‌شود.[۱۳] گویش طبری استرابادی زبان بومیان آبادی‌های دهستان استرآباد جنوبی، دهستان انجیرآب، دهستان روشن آباد و همچنین زبان بخش عمده ای از مردم شهر گرگان است. همچنین گویش کتولی که زبان بومیان شهرستان علی‌آباد کتول هست به همراه گویش طبری استرابادی در آبادی‌های دهستان استرآباد شمالی و دهستان قرق رایج هست.[۱۴] زیارت، اصفهان‌کلاته، لمسک، زنگیان و کلاجان قاجار نمونه ای از آبادی‌های طبری زبان شهرستان گرگان هستند.

گویش طبری رویانی[ویرایش]

طبری رویانی یکی از کهن‌ترین گویش‌های زبان مازندرانی است که در نواحی غربی طبرستان گویش می‌شد که خود به دو لهجهٔ طبری کلارستاقی و طبری کجوری تقسیم می‌شود. منطقه رویان کهن از نواحی غربی طبرستان بوده‌است که شامل شهرستان‌های نور، نوشهر، چالوس، کلاردشت (کلار)، عباس‌آباد (لنگا)، تنکابن و رامسر (سختسر) می‌شده‌است و گاهی مرز غربی آن تا رودسر (هوسم) ادامه می‌یافت مردم رویان کهن به زبان طبری و گویش طبری رویانی که زبان اسپهبدان طبرستان نیز بود سخن می‌گفتند.[۱۵]

طبری کجوری: لهجه طبری کجوری شاخه ای از گویش طبری رویانی است که در شهرستان‌های نور و نوشهر گویش می‌شود.[۱۶]

طبری کلارستاقی: لهجه طبری کلارستاقی شاخه ای از گویش طبری رویانی است که در شهرستان‌های چالوس، کلاردشت، عباس‌آباد و همچنین نواحی شرقی تنکابن همچون نشتارود گویش می‌شود.[۱۷]

گویش کتولی[ویرایش]

گویش کتولی یکی از گویش‌های زبان طبری است که در علی‌آباد کتول و دشت کمالان در استان گلستان گویش می‌شود.[۱۸] از مهم‌ترین محله‌هایی که در شهرستان علی‌آباد کتول به گویش کَتولی صحبت می‌کنند: محله خارکلاته، محله علی‌آباد و روستاهای آلوستان پیچک محله کتول، مزرعه کتول و محمد آباد کتول و برفتان و شیرنگ و سنگدوین… می‌باشد.
موسیقی مقامی کتول: چاربیده (چهاربیته) کَله کَش، نی بید (نِی بیت) منظومه عاشقانه طالب (مشترک با مازندران) و منظومه حماسی عباس گالش (مشترک با منطقه ملک)

گویش قصرانی (شمیرانی)[ویرایش]

مردمان مناطق قصران باستانی شامل مناطق تجریش میگون، لالان، زایگان، روته، گرمابدر، شمشک، دربندسر، شهرستانک، اوشان، فشم، آبنیک، امامه، ایرا، وسکاره، جورد، آردینه و غیره به این گویش صحبت می‌کردند.[۱۹][۲۰][۲۱][۴]

اما امروزه به سبب مهاجرت اقوام از نقاط مختلف کشور در سال‌های گذشته، جز تعداد معدودی از بومی‌های قدیمی، اکثریت اعم از بومی و غیر بومی به فارسی معمول با لهجه تهرانی سخن می‌گویند و نسل جدید دیگر به لهجه قدیم تکلم نمی‌کند.

لهجه‌ها[ویرایش]

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف درمازندران شده‌است:[۲۲]

  1. منطقه کردکوی: شامل هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گز شرقی و غربی و روستاهای غیر ترکمن‌نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.
  2. منطقه بهشهر: شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه‌ای از گلوگاه، شاه کیله تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.
  3. منطقه ساری: شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان‌های دودانگه، جلگه‌های مابین میان دورود و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
  4. منطقه قائمشهر: شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه‌ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه‌ای بیشه سر.
  5. منطقه بابل: از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه‌های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه‌ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
  6. منطقه آمل: از کوهستان‌های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه‌های دو سمت هراز، دشت‌سر و محمودآباد و کوهپایه‌ها و جلگه‌های جاده چمستان، میان آمل و نور.
  7. منطقه نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه‌های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
  8. چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد.
  9. تنکابن مرکزی: شامل لهجه‌های دوهزاری و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجانی چالکش یعنی حدفاصل آب نشتا تا آب شیرود.
  10. منطقه علی‌آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمودآباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرترکمن‌نشین بلوک استارآباد قدیم.
  11. منطقه قصران باستانی: شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، دیزین، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.
  12. منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

قصران باستانی[ویرایش]

زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی رازی است که زبان مازندرانی و اندکی عربی بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تأثیر یافته‌است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجهٔ مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنان‌که در لهجهٔ میگون و شمشک و دربندسر و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شهرستانک[۲۳] همچنین آبنیک و امامه[۲۴] لهجهٔ مازندرانی غلبه دارد. آن لمبتون در کتاب Three Persian Dialects در سال ۱۹۳۸ به بررسی گویش ولاترو/ولایت‌رود که جزو گویش‌های منطقه قصران می‌باشد، پرداخته‌است.[۲۵] گیتی دیهیم در کتاب بررسی خرده‌گویش‌های منطقهٔ قصران به انضمام واژه‌نامهٔ قصرانی آورده‌است: البته زبان رایج در لالان مانند اوشان، فشم، میگون و لواسان، کاملاً تاتی نیست و زبان مازندرانی بسیار در آن نفوذ یافته‌است. گویش مردم لالان به گویش روستاهای امامه، زایگان، آبنیک، گرمابدر، میگون و شمشک در قصران بسیار نزدیک است. نفوذ مازندرانی در زبان تاتی قصران به این دلیل است که قصران در گذشته تحت حاکمیت طبرستان قرار داشته اما در تقسیمات کشوری معاصر جزو استان تهران محسوب می‌شود.[۲۶]حسین کریمان در جلد دوم کتاب قصران کوهسران آورده‌است :منطقه قصران باستانی شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود. زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی است که زبان طبری یا مازندرانی، که از ریشهٔ زبانهای دیرین ایرانی است، و عربی و اندکی ترکی، بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تأثیر یافته‌است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجهٔ مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنان‌که در لهجهٔ میگون و شهرستانک و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شمشک و دربندسر لهجهٔ مازندرانی غلبه دارد.[۲۷]

الیکایی[ویرایش]

الیکایی لهجه ای از زبان مازندانی است که توسط اقوام طبری‌تبار الیکایی گویش می‌شود. این ایل طبری‌تبار در قدیم به صورت عشایری زندگی می‌کردند. اقوام الیکایی درمناطق گرمسار، آرادان، ورامین، فیروزکوه، دماوند، چالوس و نوشهر زندگی می‌کنند.[۲۸]

گِلِکی[ویرایش]

مردم مازندران زبانشان را گِلِکی نیز می‌نامند.[۲۹][۳۰] به اعتقاد برخی از پژوهشگران گِلِک کسی است که به زبان مازندرانی تکلم می‌کند و گِلِکی هم به معنای زبان مازندرانی است. این دسته از پژوهشگران گِلِک را دسته ای از رعایای مازندرانی می‌دانند که کشتکار بوده و بر خلاف مختاباد مجاز به ترک جلگه در تابستان نبوده‌اند و ریشه گِلِک در واژه‌های سنسکریت کیل، کیلانیا و کیلان kIl و kIlanIya و kIlana به معنی وابسته می‌دانند.[۳۱] عدهٔ دیگری از پژوهشگران گِلِکی را «اشتباه رایج» قلمداد کرده و نام این زبان را عیناً «مازندرانی» یا «تبری» ثبت می‌کنند.[۳۲][۳۳]

تاریخ زبان[ویرایش]

زبان مازندرانی را می‌توان زبان دوم مذهب زیدی در سده‌های هشتم و نهم دانست از آن دوران کتب فراوانی بجای مانده که با توجه به آن‌ها می‌توان این زبان را پس از فارسی با قدمت‌ترین زبان ایرانی دانست که نگارش ادبی تاریخی دارد. از کتب زیدی باقی مانده که به زبان‌های مازندرانی و عربی نگاشته شده می‌توان به چند تفسیر زیدی قران مانند: تفسیرکتاب الله (قرن۹)، تفسیرمغنیسا (قرن۹)، تفسیرقرآن سورتچی (قرن۷)، و همچنین کتابی دربارهٔ مذهب زیدی به نام الابانه (قرن۹) به عربی و مازندرانی توسط ابوجعفر محمد بن یغوب هوسمی نگاشته شده همچنین کتبی مانند: دوم مشیخ زیدی (قرن۹)، سوم مشیخ زیدی (قرن۹)، مقامات الحریری (قرن۷)، الکفایه (قرن۹)، قصیده طنطرانیه (قرن۹) و چند کتاب دیگر به طبری نگاشته شده‌اند.

همچنین زبان مازندرانی با لهجهٔ گرگانی از زبان‌های مقدس فرقهٔ حروفی که یکی از فرقه‌های صوفی ایران است اشاره کرد. کتاب‌های محبت نامه، جاودان نامه و نوم نامه نوشتهٔ ملا فضل‌الله نعیمی استرآبادی از مهم‌ترین و با ارزش‌ترین کتب عرفانی و ادبی به زبان مازندرانی با گویش گرگانی است که متعلق به قرن هشتم هجری است. بخشی از آثار قدیمی که یا به مازندرانی نگاشته شده یا بخش‌هایی از آن مازندرانی است: ۱. تفسیر قران سورتچی (قرن۷) ۲. مقامات الحریری (قرن۷) ۳. تاریخ تبرستان (قرن۷) ۴. جاودان نامه (قرن۸) ۵. نوم نامه (قرن۸) ۶. محبت نامه (قرن۸) ۷. الکفایه (قرن۹) ۸. الابانه (قرن۹) ۹. تفسیر کتاب الله (قرن۹) ۱۰. تفسیر مغنیسا (قرن۹) ۱۱. دوم مشیخ زیدی (قرن۹) ۱۲. سوم مشیخ زیدی (قرن۹) ۱۳. قصیده طنطرانیه (قرن۹) ۱۴. اشعار امیر پازواری (قرن۹) نویسندگان مسالک و ممالک در نخستین قرن‌های اسلامی در ذیل گفتار دیلمان و طبرستان از این گویش یاد می‌کنند. ابوعبدالله مقدسی می‌گوید: «زبان کومش و گرگان به هم نزدیک است. ها بکار می‌برند و می‌گویند هاکن و هاده و آن را حلاوتی‌ست، و زبان مردم طبرستان بدانها نزدیک است مگر در آن شتاب است».[۳۴] از این‌گونه نوشته‌ها فقط پیداست که گویش طبری را در قرن‌های نخستین اسلامی بازشناخته‌اند ولی از آنچه در ادامه می‌آید می‌توان دریافت که به این گویش نوشته‌ها و شعرهایی بوده که امروز پاره‌ای از آن‌ها به ما رسیده‌است. این نام‌ها و نوشته‌های اندک نشان می‌دهد که چون طبرستان پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانی مدت‌ها از دایره نفوذ خلافت بیرون بوده و چندین قرن حکومت محلی داشته این گویش دارای سنت ادبی شده و این سنت پس از برافتادن آن حکومت‌ها از میان رفته‌است.[۳۵]

  • آثار از میان رفته[۳۶]
  1. مرزبان نامه از اسپهبد مرزبان بن رستم (سدهٔ چارم) که متن طبری آن از دست رفته و دو ترجمه فارسی از آن به جا مانده‌است.
  2. نیکی نامه دیوان شعر همین اسپهبد که ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان از آن به عنوان «دستور نظم طبرستان» یاد کرده‌است.
  3. باوند نامه تاریخ طبرستان به شعر بوده که در میانهٔ سده‌های پنجم و ششم گرد آورده بودند.
  4. شکره در نوروزنامه خیام از آن نام برده شده‌است.
  • آثار بازمانده[۳۷]

از آثار نظم و نثر طبری قرون چهارم تا نهم هجری، تنها ابیات و عباراتی پراکنده در لابلای سطور قابوس نامه، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، تاریخ رویان اولیاءالله آملی و تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ظهیرالدین مرعشی بر جای مانده‌است. همه این آثار را صادق کیا بررسی کرده و داوود منشی زاده کار او را دنبال کرده‌است (نیز رجوع کنید: هَمِّر، ۱۹۱۳؛ بهار، ۱۳۱۶؛ ادیب طوسی، ۱۳۳۲؛ عمادی، ۱۳۵۹).

همچنین شش دوبیتی طبری در میان برگه‌های نسخه‌ای خطی از دیوان نظامی گنجوی، محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، الحاق شده که محمد قزوینی آن‌ها در «مسائل پاریسیه» ی خود ضبط کرده‌است (افشار، ۱۳۸۳) و نیز چهار بیت طبری در جامع الالحان عبدالقادر مراغی ثبت است. (صادقی، ۱۳۷۳). افزون بر این‌ها مفردات و ترکیبات طبری قدیم را در جای جای تاریخ مازندران شیخ علی گیلانی (سدهٔ یازدهم)، تحفة المؤمنین حکیم مؤمن تنکابنی (سدهٔ یازدهم)، فرهنگ انجمن آرای ناصری، فرهنگ آنندراج و … می‌توان یافت. عموم اینگونه لغات شامل نام گیاهان و جانوران و خوراک و پوشاک و اصطلاحات مدنی و جغرافیایی است (کیا، ۱۳۲۶؛ عمادی، ۱۳۶۲؛ صمدی، ۱۳۷۲؛ قاسمی، ۱۳۸۳).

جدول زیر[۳۸] فهرستی از آثار طبری کهن بازمانده‌است، شامل اشعار و عبارات و کلمات پراکنده. غالب اشعار منسوب به امرا و بزرگان طبرستان در موضوع رزم و بزم و شکار و طبیعت و مهر و کین و پیمان است.

شماره اختصار گوینده؛ موضوع اندازه قرن منبع مطالعات انجام شده
۱ پیروجه دربارهٔ علی پیروزه ۱ بیت ۴ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۷، ترجمه، ص ۸۷ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۲ مسته دیواره‌وز یا مسته‌مرد؛ دو قطعه ۹ بیت ۴ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۹، ترجمه، ص ۸۸ کسروی؛ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی؛ منشی زاده
۳ کاووس عنصرالمعالی کیکاووس، دوبیتی دربارهٔ از جان گذشتن در میدان رزم ۲ بیت ۵ کیکاووس، بکوشش نفیسی؛ ترجمه، ص ۸۷ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی، منشی زاده، عمادی، ۱۳۵۹
۴ خورشید اسپهبد خورشید ممطیر، دوبیتی در سوختن کوشک باذن قاضی ۲ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۰۸، ترجمه، ص ۶۱؛ اولیاءالله، بکوشش خلیلی، ص ۹۷؛ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۴۳ کسروی؛ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۵ باربد باربد جریر طبری؛ تک بیت ناظر به دو یابوی شاه ۱ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۱۳، ترجمه، ص ۶۵؛ اولیاءالله، بکوشش ستوده، ص ۱۳۴؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۶۵ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی
۶ گرده گرده بازو؛ دوبیتی در رنجوری خویش ۲ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۲، ص ۱۱۵؛ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۱۷۷ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۷ ساری شاعران ساری؛ بیت در وصف مُجیر ۱ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۲، ص ۹۷ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۸ آمله عباراتی به سبک ادب ساسانی از زبان آمله دختر اشتاد افسانه‌ای ۳ عبارت ؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۷۰، ترجمه، ص ۲۴؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۲۷ کیا، ۱۳۲۷
۹ سام ابواعمرو؛ بیت در اژدها کشیِ سام ۱ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۸۹، ترجمه، ص ۴۱ بهار، اقبال، کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۱۰ معینی ابراهیم معینی؛ دوبیتی حاوی یک بیت از نیکی‌نومه ۲ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۷، ترجمه، ص ۸۶ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۱۱ هجیم قاضی هجیم؛ بخشی از ملمع بلند فارسی درآمیخته به کلمات و عبارات عربی و طبری؛ در حدود ۱۸ مصراع طبری خالص دارد ۳۲ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۴، ترجمه، ص ۸۳ کیا، ۱۳۲۷؛ مؤید
۱۲ قطب قطب رویانی؛ ترجیع بندی در سه بند ۱۴ بیت ۷ ابن اسفندیار، ترجمه، ص ۲۶۰؛ اولیاءالله، بکوشش خلیلی، ص ۱۱۱؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۸۶ کسروی؛ کیا، ۱۳۲۷، منشی زاده
۱۳ امیرعلی امیر علی؛ مطلع مرثیهٔ ترجیع بند ۱ بیت ۷ اولیاءالله، بکوشش ستوده، ص ۱۶۶ کیا، ۱۳۲۷
۱۴ امیر افراسیاب کیا افراسیاب چلاوی؛ دو دوبیتی ۴ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۵ داوود امیر داوود یک دوبیتی ۲ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۶ حسن حسن کیا؛ سه دوبیتی ۶ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۷ عظیم میر سید عبدالعظیم؛ دو دوبیتی ۴ بیت ۹ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۲۹۳–۲۹۲؛ کنزالاسرار، ج ۲، ص ۷۰ کیا، ۱۳۲۷، منشی زاده
۱۸ ظهیر ۱ عبارات طبری در «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» ۵ جمله ۹ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۲۳۵، ۳۷۶، ۴۱۳، ۴۳۹ کیا، ۱۳۲۷
۱۹ جامع دو دوبیتی ۴ بیت ۹ نسخه‌های خطی «جامع الالحان عبدالقادر مراغی، بنقل از صادقی، ۱۳۷۱ صادقی، ۱۳۷۱
۲۰ شیخ علی ضربالمثلی در حمله تیمور ۱ جمله ۱۱ ملا شیخ علی، ص ۵۶ عمادی، ۱۳۶۲
۲۱ اسفندیار کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ طبرستان» ۷ ابن اسفندیار، جاهای مختلف کیا، ۱۳۲۷
۲۲ اولیاء کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ رویان» ۸ اولیاءالله، جاهای مختلف
۲۳ ظهیر ۲ کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» ۹ ظهرالدین، جاهای مختلف کیا، ۱۳۲۷

ادبیات طبریِ گرگانی[ویرایش]

بخشی از ادبیات طبری را گویش گرگانی تشکیل می‌دهد[۳۹] که کتاب‌هایی مانند محبت نامه،[۴۰] نوم نامه،[۴۱] جاودان نامه،[۴۲] محرم نامه، و لغت نامه ای به نام لغت‌استرآبادی به این گویش نگاشته شده‌اند که صادق کیا از روی این متون واژه‌نامه گرگانی را تهیه کرد.

  • جاودان نامه:

سَبب چه بی که عیسی واتِی که با شِمِه هر چه واتِن به اشاره واتِن(طبری امروزی:سبب چه بی‌یه که عیسی باته که با شِما هر چه باتمِه به اشاره باتمه/فارسی:سبب چه بود که عیسی گفت که با شما هر چه گفتم به اشاره گفتم)

  • نوم نامه:

واتِی که هَنِه کو تِنِ زمین سِرخ بو(طبری امروزی:باته که ونِه که تِنِ زمین سِرخ بوئه/فارسی:گفت که باید که زمینَت سرخ باشد)

وضعیت امروزی زبان مازندرانی[ویرایش]

زبان مازنی (زبان مازندرانی) از خرده‌زبان‌های در خطر مرگ است.[۴۳][۴۴] یک پژوهشگر زبان مازندرانی نسبت به خطر نابودی این زبان کهن دارای ریشه هندی اروپائی هشدار داد و گفت که بر اساس نتایج یک تحقیق ۶۰ درصد خانواده‌های مازندرانی در جمع خانوادگی هم به زبان فارسی مکالمه می‌کنند. محمد صالح ذاکری در نشستی با موضوع آینده زبان مازندرانی افزود: رغبت نداشتن خانواده‌های مازندرانی برای آموزش زبان بومی به فرزندانشان، مهم‌ترین علت به خطر افتادن زبان مازندرانی است. وی محدود شدن حوزه کاربرد، تأثیر زبان‌های دیگر و دلسردی و نداشتن اعتماد به نفس کاربران در استفاده از زبان مادری را از دیگر عوامل تهدیدکننده زبان مازندرانی برشمرد. ذاکری با بیان اینکه نگرش مثبتی به زبان مازندرانی در خانواده‌ها وجود ندارد، گفت: این نگرش منفی در دختران بیشتر از پسران و در کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان است.[۴۵]

ترجمه‌هایی از عربی به طبری[۴۶][ویرایش]

آنچه میراث مکتوب طبری را از دیگر زبان‌ها ممتاز می‌سازد وجود چندین ترجمه از قرآن کریم و ترجمه‌ای از مقامات حریری است. روشی که در عموم این آثار اختیار شده ترجمهٔ کلمه به کلمه در زیر هر سطر از متن عربی‌ست و عیبش آن است که استخراج نحو زبان مقصد (طبری) را دشوار می‌سازد.

  • نسخه قرآن کتابخانهٔ لژ بزرگ اسکاتلند

خوشبختانه نسخه قرآن اسکاتلند از دسترس زبانشناس برجسته‌ای چون لارنس پائول الول ساتن بیرون نبوده‌است. وی در سال ۱۹۶۳، در بررسی جامع این ترجمه میان سطری نسخه قرآن محفوظ در کتابخانهٔ لژ بزرگ اسکاتلند، زمان آن را در حدود سده دوازدهم هجری/ هجدهم میلادی و زبانش را از حوزهٔ گویشی دریای خزر برآورد می‌کند گو اینکه برخی ویژگی‌های گویشی آن نه گیلکی‌ست نه مازندرانی. از ۱۷۰۰ لغت مندرج در متن ۶۰۰ فقره محلی و باقی فارسی است. مطالعه الول ساتن تطور تاریخی صامتها، صرف، نحو و واژگان را در بر می‌گیرد.[۴۷]

  • ترجمه طبری مقامات حریری

ترجمه مقامات الحریری در نسخه‌ای در کتابخانهٔ ملک تهران نگهداری می‌شود و دارای ۱۸۹ برگ است. صادق کیا(۱۳۲۳) در ارزیابی کوتاهی ترجمه را از اوایل قرن هفتم برآورد کرده اما فضل‌الله پاکزاد(۱۳۸۴) در مطالعه‌ای که از شش مقامهٔ نخست متن به عمل آورده تاریخی قدیمی‌تر از قرن نهم و دهم هجری برای آن قائل نمی‌شود.

  • نسخه قرآن خاندان سورتیجی

ترجمهٔ دیگری از قرآن در خاندان سورتیجی در شهر ساری نگهداری می‌شود و داری ۲۵۰ برگ است. متن حاوی نیمه دوم قرآن منهای سوره‌های کوتاه آخر است و حدوداً بیش از یک سوم کتاب آسمانی را در بر می‌گیرد و زبان ترجمه به زبان مقامات الحریری نزدیک است؛ بنابراین قدمت آن ممکن است به سدهٔ هفتم هجری برسد. به عنوان مثال آیه‌ای از قرآن بدین صورت ترجمه شده‌است:

«یا ایها النّاس اِتّقوا ربّکُم انّ زلزله السّاعه شییٌ عظیم» ای مردمون بترسین شما خیا را کی زمین‌لرز قیومتی جیش وزرک
  • دو نسخه قرآن کتابخانهٔ مجلس

نسخه‌های خطی دو ترجمه طبری قرآن در کتابخانهٔ مجلس نگهداری می‌شود: یکی به شماره ۱۲۲۷۸ در ۳۱۸ برگ با عنوان «تفسیر قرآن با ترجمه طبری جلد اول» و دیگری به شماره ۱۷۹۸۲ در ۳۸۸ برگ با عنوان «تفسیر قرآن از سورهٔ مریم تا آخر با ترجمهٔ فارسی و طبری کهن» که در ذیل بررسی می‌شود.

در تصویر، سورهٔ قدر قرآن به همراه ترجمهٔ طبری کهن
در تصویر، سورهٔ کوثر قرآن به همراه ترجمهٔ طبری کهن

ترجمه زیدی قرآن کریم به زبان طبری[۴۸][ویرایش]

از آثار ارزشمند طبری قدیم ترجمه‌ای است از قرآن کریم از سورهٔ مریم تا آخر با ترجمه فارسی و طبری کهن که به شماره ۱۷۹۸۲ در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. شهاب‌الدین حسینی نجفی مرعشی پشت جلد کتاب می‌نویسد: «آنچه به نظر حقیر آمد پس از ملاحظهٔ بسیار مختصر: در حواشی آیات شریفه تفسیری است ملتقط از کشاف، بیضاوی، تفسیر ناصر کبیر از ائمهٔ زیدیهٔ جد مادری سید مرتضی، تفسیر ابواسحاق ثعلبی، تفسیر سُدّی و کسی که تفسیر به امر او نوشته شد اسمش ملاحاجی پسر فقیه مازندرانی دیلمی از اعلام زیدیه می‌باشد. آنچه به نظر حقیر می‌رسد تفسیر تألیف علامه بحّاثه شیخ مجدالدین مازندرانی است از اعلام زیدیه که در حدود سنه ۷۰۰ فوت شد (والعم عندالله). نفاست نسخه از حیث قدم و مشتمل بودن بر لغات مازندرانی ست و علاوه مشتمل است بر کلمات بعضی از علما زیدیه در تفسیر آیات شریفه قرآن»

به عنوان مثال در ترجمه سوره کوثر آمده‌است:

  • «إنّا أعطَیناکَ الکَوثَرَ» اما ترا هادائیم یا محمد (ص) وهشتی خونی چشمه
  • «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانحَر» نماج بکن، تی خیا شکر بجار دنی بره، دیم هاقبله کن، قربان بکن
  • «إنَّ شانِئَکَ هوَ الأَبتَرُ» که ترا بزا نوم بوسته اونه

آثار سده نوزدهم میلادی[۴۹][ویرایش]

آثاری که تا کنون یاد شد، گرچه طبری یا خویشاوندی نزدیک است، غالباً ناقص و ناخواناست و سیمای زبان را بدرستی نشان نمی‌دند و برای مازندرانیان معاصر بدرستی مفهوم نیست. نخستین آثاری که زبان طبری را تمام و کمال به ما عرضه می‌دارد مربوط به نیمه اول سدهٔ نوزدهم میلادی است. این آثار حاکی از آن است که در دویست سال اخیر مازندرانی دستخوش دگرگونی مهمی نشده‌است.

  • نصاب طبری

یادگار پر و پیمان این عصر نصابی است که امیر تیمور قاجار ساروی مشهور به امیر مازندرانی، در عهد محمد شاه قاجار سرود. در این اثر ۸۵۳ لغت مازندرانی و برابر فارسی هرکدام در چند بحر عروض به رشته نظم کشیده شده‌است. این لغات را صادق کیا از روی سه نسخه استخراج کرده و در واژه‌نامهٔ طبری(۱۳۲۷) تنظیم نموده‌است.

  • کوشش‌های خاورشناسان

آثار دیگر مازندرانی از سدهٔ نوزدهم مرهون کوشش‌های خاورشناسان و کنجکاوی جهانگردان است: الکساندر خوجکو(۱۸۴۲)، ایلیا برزین(۱۸۵۳)، گریگوری والریانویچ ملگنوف(۱۸۶۱٬۶۸)، برنهارد دارن(۱۸۶۲٬۷۵)، ژاک دمورگان(۱۹۰۴) در تألیفات خویش مقدار قابل توجهی لغات و اصطلاحات و عبارات و اشعار مازندرانی ثبت کرده‌اند.

در اینجا باید از متون منثور مازندرانی نیز یادکرد که به توصیهٔ اروپائیان نوشته شده یا از فارسی ترجمه شده‌است:

  1. ترجمه بخشی از طوفان البکاء (برزین ۱۸۵۳، ج۲، ص ۷۲–۷۹)
  2. ترجمه چندین حکایت فارسی، از جمله حکایات گلستان سعدی (دارن ۱۸۶۰٬۶۶، ج۲، ص ۱–۱۲۲)
  3. روایتی از حادثهٔ معروف به شیخ طبرسی در نزدیکی بارفروش (دارن ۱۸۶۵)
  4. دو روایت در مورد آمل و بارفروش به تاریخ ۱۳۰۷ هجری قمری (مورگان ۱۹۰۴، ص ۲۴۸–۷۶۰)
  • دیوان امیر پازواری

این دیوان مجموعه‌ای از دو بیتی‌های طبری منسوب به شاعری به نام «امیر پازواری» است که «برنهارد دارن» شرق‌شناس روسی به یاری محمد شفیع مازندرانی، در سال ۶–۱۸۶۰ میلادی تحت عنوان کنز الاسرار در سن پطرزبورگ با برگردان پارسی چاپ کرده‌است.

تفاوت زبان مازندرانی و زبان فارسی[ویرایش]

نقشهٔ مناطق دارای زبان‌های کناره دریای خزر بر اساس محدودهٔ دهستان‌های ایران. کشیده شده توسط جهاد سازندگی در سال ۱۹۸۶ میلادی.

زبان مازندرانی در همهٔ سطوح ساختاری سه‌گانه: آوایی، واژگانی و نحوی ویژگی‌هایی دارد که آن را از زبان فارسی معیار امروزی متمایز می‌سازد.

  • اختلاف آوایی ساختواژی
فارسی معیار مازندرانی فارسی معیار مازندرانی
شب šō آب ō
خواب تاب
پدر piyer مادر mār
دار/درخت dār دختر detær
خوک xi باران vāreš
  • اختلاف واژگانی
فارسی معیار مازندرانی فارسی معیار مازندرانی
قاشق چوبی/کفچه kæče بشقاب duri
مرغ kerk خروس telā
گردو æğuz کاسه tās
گنجشک mičkā قدم (گام) šāb
قابلمه læve طویله kelom
عمیق (ژرف) jol عریان، خشک و خالی tisā
  • نحو

ساختمان عبارات در زبان مازندرانی، بر خلاف برخی از زبان‌های ایرانی دیگر مانند فارسی معیار، به صورت «هسته آخر» بوده در صورتی که ساختمان اسمی فارسی معیار به صورت «هسته اول» است.

فارسی معیار مازندرانی (بهشهری)
اسب سفید espe æsb
دختر زیبا qæšenge kijâ
دختر بسیار زیبا xæle qæšenge kijâ
دختر زیبای من me qæšenge kijâ

دستور زبان[ویرایش]

ضمیر[ویرایش]

در مازندرانی ضمیر سه حالت دارد: فاعلی، مفعولی و ملکی.

ضمیر ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
فاعلی، ساری[۵۰] men te ve emâ šemâ vešun
مفعولی، ساری mere tere vere emâre šemâre vešunre
ملکی، ساری me te vene ame šeme vešune
فاعلی، کلاردشت[۵۱][۵۲] men to un/on amâ šomâ ušon
مفعولی، کلاردشت mene tere une/vere amâre šomâre ušone
ملکی، کلاردشت me te une/ve ame šeme ušone
فاعلی، شهمیرزاد[۵۳] mo to/tu ü/o h-ama šamâ ošan
مفعولی، شهمیرزاد mor-o tar-a/ter ür-a hamira šamira ošanra
ملکی، شهمیرزاد me to/te e hami šami ošene
ملکی، تنکابنی mi ti vi ami šimi ušane
فاعلی، تنکابنی mo to vi amâ šomâ ušân
مفعولی، تنکابنی mere tere vere amere šemere ušâne

شناسه (شرق مازندران)[ویرایش]

در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: گذشته و حال. اما در زبان طبری سه دسته شناسه داریم: گذشته، حال ساده و حال التزامی.[۵۴] (نمونه زیر بر اساس گویش قائمشهری تنظیم شده‌است)

۱. گذشته:

  • بن ماضی ساده: -ba-pet = پخت
  • بن ماضی استمراری: -pat = می‌پخت
گذشته ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه eme i e emi eni ene

۲. حال ساده:

  • بن مضارع اخباری: -paj = می‌پزد
حال ساده ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه embe eni ene embi enni enne

۳. حال التزامی:

  • بن مضارع التزامی: -ba-pej = بپزد
حال التزامی ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه em i e im in en

شناسه (غرب مازندران)[ویرایش]

در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: گذشته و حال. اما در زبان طبری سه دسته شناسه داریم: گذشته، حال ساده و حال التزامی.[۵۵] (نمونه زیر براساس گویش کلاردشت صرف شده‌است)

۱. گذشته:

  • بن ماضی ساده: _ba_berd = برد
  • بن ماضی استمراری: _bard = می‌بَرد
گذشته ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان eme i e emi enni enne
شناسه پس از واکه me i e mi nni nne
شناسه پس از واکه (ی) yame ya yami yanni yanne

در جدول زیر افعال خوردن (boxordan)، آمدن (bimân) و دیدن (badiyân) در زمان گذشته صرف شده‌اند.

گذشته ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان baxordeme baxordi baxorde baxordemi baxordenni baxordenne
شناسه پس از واکه bimâme bimâi bimâe bimâmi bimânni bimânne
شناسه پس از واکه (ی) badiyame badi bidiya badiyami badiyanni badiyanne

۲. حال ساده:

  • بن مضارع اخباری: _bar = می‌بُرد
حال ساده ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان eme ni ne emi enni enne
شناسه پس از واکه me ni ne mi nni nne

در جدول زیر افعال خوردن (boxordan) و خواستن (bexâysan) در زمان حال صرف شده‌اند.

حال ساده ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان xoreme xorni xorne xoremi xorenni xorenne
شناسه پس از واکه xâyme xâyni xâyne xâymi xâynni xâynne

۳. حال التزامی:

  • بن مضارع التزامی: _ba_ber = ببرد
حال التزامی ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان am i e im in an
شناسه پس از واکه m y e ym yn n
شناسه پس از واکه (ی) yam yey ye yeym yeyn yan

در جدول زیر افعال خوردن (boxordan)، رفتن (beyšan) و آمدن (bimân) در زمان حال التزامی صرف شده‌اند.

حال التزامی ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
شناسه پس از همخوان baxoram baxori baxore baxorim baxorin baxoran
شناسه پس از واکه bašom bašoy bašoe bašoym bašoyn bašon
شناسه پس از واکه (ی) biyam biyey biye biyeyem biyeyn biyan

صرف فعل (شرق مازندران)[ویرایش]

در جدول زیر فعل گرفتن (baiten) بر اساس گویش قائمشهری در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. برای منفی کردن این فعل در زمان‌های: گذشته ساده، گذشته کامل، گذشته التزامی، گذشته کامل التزامی و حال التزامی n جایگزین b در ابتدای فعل می‌شود و در زمان‌های گذشته استمراری و حال ساده na جایگزین g در ابتدای فعل می‌گردد بنابراین نفی زمان‌های گذشته ساده و گذشته استمراری یک صورت دارد. همچنین دو زمان گذشته و حال در حال انجام حالت منفی ندارند.

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده baiteme baiti baite baitemi baiteni baitene
گذشته کامل bait-bime bait-bi bait-bie bait-bimi bait-bini bait-bine
گذشته التزامی bait-buem bait-bui bait-bue bait-buim bait-buin bait-buen
گذشته التزامی کامل bait-bi-bum bait-bi-bui bait-bi-bu bait-bi-buim bait-bi-buin bait-bi-buen
گذشته استمرای giteme giti gite gitemi giteni gitene
گذشته در حال انجام daime-giteme daii-giti daie-gite daimi-gitemi daini-giteni daine-gitene
حال ساده/آینده girembe girni girne girembi girenni girenne
حال در حال انجام darme-girebme dari-girni dare-girne darmi-girembi darni-girenni darne-girenne
حال التزامی bairem bairi baire bairim bairin bairen

صرف فعل (غرب مازندران)[ویرایش]

در جدول زیر فعل بردن (baberden) بر اساس لهجه کلاردشت در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. برای منفی کردن این فعل در زمان‌های: گذشته ساده، گذشته کامل، گذشته التزامی، گذشته کامل استمراری n جایگزین b در ابتدای فعل می‌شود و در زمان‌های: حال ساده، گذشته استمراری و حال التزامی n در ابتدای فعل اصلی می‌آید.[۵۶]

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده baberdeme baberdi baberde baberdemi baberdenni baberdenne
گذشته کامل baberde-biyame baberde_bi baberde_biya baberde-biyami baberde-biyanni baberde-biyanne
گذشته التزامی baberde-bum baberde-buy baberde-buye baberde-buym baberde-buyn baberde-bun
گذشته التزامی کامل baberde-bi-bum baberde-bi-buy baberde-bi-buye baberde-bi-buym baberde-bi-buyn baberde-bi-bun
گذشته استمراری bar_imi_yame bar_imi bar_imi_ya bar_imi_yami bar_imi_yanni bar_imi_yanne
گذشته در حال انجام dabiyame-barimiyame dabi-barimi dabiya-barimiya dabiyami-barimiyami dabiyanni-barimiyamnni dabiyanne-barimiyanne
حال ساده/آینده barme barni barne baremi barenni barenne
حال در حال انجام darme-bareme dari-barni dare-barne darmi-baremi darni-barenni darne-barenne
حال التزامی baberam baberi babere baberim baberin baberan

ماضی نقلی[ویرایش]

برخی از محققان بر این باورند که در زبان مازندرانی ساخت ماضی نقلی وجود ندارد و گویشوران از ساخت گذشتهٔ ساده به جای آن استفاده می‌کنند. اما شواهد نشان می‌دهند که ماضی نقلی در این زبان به دو شیوه، با بهره‌گیری از جایگاه تکیهٔ اولیه و قید، ساخته می‌شود.[۵۷] (داده‌های پژوهشی حاضر از منطقه بابلکنار گردآوری گردیده‌است)

  • اگر تکیهٔ اولیه بر روی پیشوند فعلی باشد، ساخت گذشته ساده‌است.
او آن کار را کرد vә unta kar-rә ‘hæ-kәrdә
بچه خوابید væčә ‘ba-xәtә
ناهار خوردم čašt ‘bæ-xәrdәmә
من چشمم را بستم mәn šә čәš-(r)ә ‘dæ-vәssәmә
دخترم برنج را باد داد (خاکش را جدا کرد) mә kija/dәtәr dunә-rә ‘hә-patә
  • چنانچه تکیهٔ اولیه بر روری هجای اول فعل قرار گیرد، ساخت ماضی نقلی خواهد بود.
او آن کار را کرده‌است ve unta kar-(r)ә ha-‘kәrdә
بچه خوابیده‌است (اکنون در خواب است) væčә ba-‘xәtә
ناها خورده‌ام čašt bæ-‘xәrdәmә
من چشمم را بسته‌ام mәn šә čәš-(r)ә dæ-‘vәssәmә
دخترم برنج را باد داده‌است mә kija/dәtәr dunә-rә hә-‘patә

نمونه واژگان[ویرایش]

شماری از واژه‌های مازندرانی با برابر گیلکی و فارسی و انگلیسی آن در اینجا به الفبای فونتیک بین‌المللی آوانویسی شده‌است:

مازندرانی (لهجه قائمشهر) مازندرانی (لهجه کلاردشت)[۵۸] گیلکی فارسی فارسی آوانویسی شده انگلیسی
dim dim dim روی/چهره/دیم ruy/čehreh face
vače vače zäy کودک/بچه kudæk/bæčé Child
piyer piyar pier پدر pedær Father
ši piyer ši piyar mərdə per پدرشوهر pedær šohar Father-in-law
kijâ/deter kijâ/detar kor/kilka/läku دختر doxtær Girl/Daughter
rikâ/peser rikâ/pesar rey/ri پسر pesær Boy/Son
kerk kerk kark مرغ خانگی morgh khanegi Hen
guw gow gäb گاو gāv Cow
melije malije pitär مورچه murčé Ant
kangeli zanbur/kangali siftäl=garzak زنبور zanbur Bee
bâmeši piča/bameši piča/piche گربه/پیشی gorbe/piši Cat
mičkâ miška malĵå, čičini گنجشک gonješk Sparrow
zemun/geder zamon zəmat زمان zaman Time
esare/rooja esâre/setâre kiĵi/setarə ستاره setare Star
nesum/sâyne nesum/sâye nesä/saye سایه saye Shadow
jur jur buĵor / jor بالا bāla Up
gat gat pilə=pila بزرگ bozorg Big
vene vene/eštehâ vastån اشتها یا میل ešteha یا meyl Appetite
bašendiyen barixtan šondån/fotan ریختن مایعات rixtan e mayeāt Bottling

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. [۱]
  2. DIMLĪ in Encyclopædia Iranica = Linguistic position of Dimlī. After their migration in the Middle Ages, for almost a millennium the Dimlīs had no direct contact with their closest linguistic relatives. Nevertheless, their language has preserved numerous isoglosses with the dialects of the southern Caspian region, and its place in the Caspian dialect group of Northwest Iranian is clear. The Caspian dialects comprise Ṭālešī, Harzan(d)ī, Gūrānī, Gīlakī, Māzandarānī, and some dialects in Tātī-speaking areas and in the area around Semnān. Historically the Caspian dialects belong to the “Northwest Iranian group of languages” and are related to Parthian (see Windfuhr). The isoglosses are of historical phonetic, morphological, and lexical order, Garnik Asatrian
  3. in Variations of the language of "Pahalvi" are still spoken among Iranians.The Kurds of Iran as well as many Kurds of Turkey and Iraq speak variations of Pahlavi. Turks cannot understand Kurdish and require interpreters to communicate with Kurds who speak Sorani and/or Kurmanjii (variations of Pahalvi amongst Kurds). The people of northern Iran speak variations of Pahalvi as well - Mazandarani and Gilani for example. Baluchi in southeast Iran also has Pahlavi elements (e.g. Ahsen "Iron" or "Eisen" in English and Ahsan in Pahlavi - "Ahsen" is not "Iron" in Turkish), By Dr. Kaveh Farrokh
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ahouraa.ir/1392/01/27/zaban%20tabari خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «ReferenceA» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  5. گویش الیکایی، علیرضا شاه حسینی، انتشارات بوستان اندیشه، سمنان، 1384
  6. اشمیت، رودیگر (١٣٨٢). راهنمای زبان‌های ایرانی. به کوشش ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ بیدی. تهران: انتشارات ققنوس. ص. صفحه ۴۹۰ جلد دوم. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۸۸-۰. گویش‌های مازندرانی در بین رشته کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب شرقی دریای خزر مورد استفاده قرار می‌گیرند: ساری، بابل، آمل، تنکابن، شاهی، چالوس، همچنین در چندین روستای رشته کوه‌های البرز مانند ولاترو در شمال تهران و شهمیرزاد در سی کیلومتری شمال سمنان. گویش مازندرانی یکی از معدود گویش‌هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است (طبری، گرگانی، دیوان امیر پازواری)
  7. «در نواحی شمالی شهرستان مهدیشهر مناطقی چون شهمیرزاد و روستاهای این بخش مانند (فولاد محله، چاشم و …)، به دلیل مجاورت به استان مازندران با اندک تغییری به لهجه مازندرانی سخن می‌گویند». سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان سمنان.
  8. «پیشینه تاریخی سمنان (زبان در استان سمنان)». وبسایت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات.
  9. «معرفی استان سمنان (زبان در استان سمنان)». وبسایت استانداری سمنان.
  10. GORGĀNI DIALECT in Encyclopædia Iranica =,
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ «حروفیان». لغت‌نامه دهخدا. دریافت‌شده در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۴.
  12. GORGĀNI DIALECT in Encyclopædia Iranica =,
  13. http://www.golestanchto.ir/tourism/post.php
  14. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حیسن صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  15. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  16. https://www.otaghak.com/fa/cities/490
  17. «زبان مردم بومی چالوس مازندرانی است که به طبری کلارستاقی شهرت دارد». سایت استانداری مازندران فرمانداری چالوس.
  18. میردیلمی، سیدضیاء، تاریخ کتول، ناشر مؤلف، ص ۲۸ و ۲۱.
  19. دیهیم گیتی، کتاب «بررسی خرده‌گویش‌های منطقه قصران»، ۱۳۸۴، چاپ اول، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  20. کریمان، حسین (۱۳۸۶). قصران (کوهسران). تهران: وزیری (کالینگور). ص. جلد دوم صفحه ۷۵۸. شابک ۹۷۸۹۶۴۵۲۸۱۰۱۲.
  21. قصران (کوهساران)، حسین کریمیان، جلد دوم، ص 758
  22. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  23. قصران (کوهساران)، حسین کریمیان، جلد دوم، ص 758
  24. دیهیم گیتی، کتاب «بررسی خرده‌گویش‌های منطقه قصران»، ۱۳۸۴، چاپ اول، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  25. Lambton, Ann K. S. , Three Persian Dialects, London 1938
  26. دیهیم گیتی، کتاب «بررسی خرده‌گویش‌های منطقه قصران»، ۱۳۸۴، چاپ اول، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  27. کریمان، حسین (۱۳۸۶). قصران (کوهسران). تهران: وزیری (کالینگور). ص. جلد دوم صفحه ۷۵۸. شابک ۹۷۸۹۶۴۵۲۸۱۰۱۲.
  28. گویش الیکایی، علیرضا شاه حسینی، انتشارات بوستان اندیشه، سمنان، 1384
  29. "گفتگوی مازندنومه با ع. پاشایی". mazandnume.com. مازندنومه.
  30. "شناخت مازندران باستان را از کجا آغاز کنیم، پانویس ١". kulaian.com.
  31. "گیل، گیلک، گیلکی". kulaian.com.
  32. "زبان تپوری یا تبری یا مازندرانی". bonyadtabari.ir.
  33. "گویش مرمان گیلان و مازندران". parsi.wiki.
  34. احسن التّقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص ۳۶۸
  35. واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، انتشارات دانشگاه تهران، سال 1327، ص 10
  36. کیا، همان، سال 1327
  37. متون طبری، حبیب برجیان، فصلنامه آئینه میراث، ضمیمه شماره 15، سال 1388، ص 13
  38. برجیان، همان، ص 51
  39. عبدالباقی گولپینارلی، فهرست متون حروفیه، ۱۴.
  40. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۶.
  41. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۶–۲۳۷.
  42. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۱–۴۲.
  43. http://www.shomalnews.com/view/157617/زبان-مازنی-در-خطر-نابودی!/
  44. http://www.mazandnume.com/fullcontent/14179/چقدر-تا-انقراض-کامل-زبان-مازندرانی-باقی-مانده-است؟-/
  45. http://www.irna.ir/fa/News/82312952
  46. برجیان، همان، ص 14
  47. Elwell-Sutton, L. P. , "An eighteenth century (?) caspian dialect," Tehran (Univ. series no. 843), 1342/1963, pp. 110-140
  48. برجیان، همان، ص 105
  49. برجیان، همان، ص 16
  50. گویش ساری (مازندرانی)، گیتی شکری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، سال 1374، ص 75
  51. ثمره, یدالله. "تحلیل ساختاری فعل در گویش گیلکی کلاردشت" (PDF). ensani.ir.
  52. گویش کلاردشت (رودبارک)، ایران کلباسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، سال 1376، ص 44
  53. راهنمای زبانهای ایرانی، رودریگر اشمیت، انتشارات ققنوس، سال 1388، جلد دوم، ص 504
  54. اشمیت، همان، ص 503
  55. کلباسی، گویش کلاردشت (رودبارک)، ۹۱.
  56. کلباسی، گویش کلاردشت (رودبارک)، ۹۸–۹۳.
  57. نقش نحوی تکیهٔ اول در گویش مازندرانی، فردوس آقاگل‌زاده، مجله گویش‌شناسی، دوره چهارم، شماره اول و دوم، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال 1386، ص 33
  58. کلباسی، گویش کلاردشت (رودبارک)، ۱٧۴_۲۷۲.

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف M است