کمزاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کمزاری
Oman Musandam.png
بومی برای عمان، شمال، شمال‌غرب و شمال‌شرق : شامل مناطق کُمزار، جزیره‌های خصب، لارَک و مسندم[۱]
منطقه غرب آسیا
قومیت مردم لر
بومی سخن‌رانان
‏ ۱۷۰۰ نفر در سال ۱۹۹۳ میلادی[۲]  (بدون تاریخ)
الفبای فارسی در ایران و الفبای عربی در عمان
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۱ zum
ایزو ۶۳۹-۳ -
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.

گویش کُمزاری یا گویش کومزاری یا گویش لارَکی یکی از گویش‌های زبان لری است.[۲][۳] گستردگی این گویش در دو سوی تنگهٔ هرمز است.[۳] ویژگی‌ها و واژگان مشترکی نیز میان این گویش و زبان فارسی وجود دارد.[۳]

جغرافیا[ویرایش]

به‌طورکلی، جغرافیای گویش‌وران کُمزاری (کومزاری) در دو سوی تنگه هرمز است.[۳] بخشی از گویش‌وارن کُمزاری در جنوب ایران و بخشی در شمال کشور عمان ساکن هستند.[۳] کُمزاری همچنین در روستای کُمزار، شهر خصب و دبا در شبه‌جزیرهٔ مسندم در عمان و امارات متحدهٔ عربی نیز صحبت می‌شود.[۱] در لارَک این زبان هنوز شکل اصلی خود را حفظ کرده، ولی در کُمزار، خصب و دبا به‌دلیل گستردگی استفاده از زبان عربی در اداره‌ها، مدرسه‌ها و رادیو و تلویزیون، در کُمزاری تعداد زیادی واژهٔ عربی وارد شده‌است.

وابستگی زبانی[ویرایش]

دانشنامهٔ ایرانیکا و اِتنولوگ، گویش کُمزاری را گویشی از زبان لری معرفی می‌کنند.[۲][۳] مالچانوا، زبان‌شناس روس، عقیده دارد که کُمزاری یکی از لهجه‌های اَچُمی است.[۴] با این حال، کُمزاری شباهت‌های زیادی نیز با گویش مینابی دارد. از دیگر ویژگی‌های کُمزاری این است که برای گویش‌وران لری قابل فهم می‌باشد.[۳]
در گسترهٔ پراکندگی کُمزاری در عمان، عربی زبان رسمی است. ارتباط مستمر لرهای کُمزاری با عرب‌ها در عمان، پیدایش مجموعه‌ای (بیش از ۳۰٪) از واژه‌های عربی در واژگان کُمزاری و نیز پدیدهٔ تداخل آوایی (بیشکار از واژهٔ کهن‌ترِ «پیشکار»، «حین» از واژهٔ کهن‌ترِ «آهن»، و غیره) در آواهای آن را سبب شد. در نحوِ کُمزاری، همانندی‌هایی با زبان عربی دیده می‌شود که احتمالاً به‌سبب رشد همگراییِ این زبان‌هاست؛ مانند ساختارهایی با معنی «داشتن» با حرف اضافهٔ حالتِ بایی: وای مه («با من»، «من دارم»)، مقایسه کنید با: عربیِ مَعَهُ (با او)، و نیز در ترکیب صفت و موصوف که در زبان عربی، صفت ازلحاظ شمار و معرفه یا نکره بودن با اسم مطابقت می‌کند.[۱]

نمونه‌هایی از زبان کُمزاری[ویرایش]

عناصر زبان فارسی در لارَکی به‌فراوانی یافت می‌شوند، ولی بعضی اندکی تغییرشکل داده‌اند؛ مانند: خانه = خانوغو،
مرد = مردوکو

چند جملهٔ کوتاه به زبان لارَکی:

  • پ گییا تای؟ = از کجا می‌آیید؟
  • کییا تو خوری؟ = چه می‌خورید؟
  • بپ تو گییا هه؟ = پدرت کجاست؟
  • مَ توخاووم = من می‌خوابم.
  • مَ توگوم = من می‌گویم.
  • مَ توخوروم = من می‌خورم.

دستور زبان[ویرایش]

کُمزاری بسیاری از خواص زبان‌های کهن ایران را تاکنون محفوظ داشته‌است؛ مانند صرف نام‌ها در حالت‌های هفت‌گانه و به‌کاربردن پیشوندهای متعدد برای فعل‌ها.

  • ضمیرهای شخصی:
مفرد جمع
اول‌شخص مَی‌اَم mæɪ æm ماهِم mɑ:hem
دوم‌شخص تُوی tovi: شومائه ʃumɑ:ə
سوم‌شخص ییهِه ji:he یِهِن jehen

در گفتگوهای روزمره معمولاً «مَ» mæɪ æm، «تُو» tovi: و «یِ» je (برای من، تو، او) به‌کار می‌رود.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ «گویش‌های بَشکَردی، کردشولی و کُمزاری». ویژه‌نامهٔ نامهٔ فرهنگستان (گویش‌شناسی)، ۱۳۸۳. بازبینی‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۵. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «Kumzari». اِتنولوگ (Ethnologue). بازبینی‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۵. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ «LORI LANGUAGE ii. Sociolinguistic Status of Lori»(انگلیسی)‎. دانشنامهٔ ایرانیکا (Encyclopædia Iranica). بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۲۳ آوریل ۲۰۱۴. 
  4. Molchanova, E.K., Kumzari yazyk/dialekt, in Yazyki mira: Iranskie yazyki. I. Yugo-Z apadnye Iranskie yazyki, Moskva: Indrik, ۱۹۹۷, pp. ۱۹۱-۱۹۳.

پیوند به بیرون[ویرایش]

[۱][۲]

  1. صارمی، سهیلا. ساخت فعل در گویش ملایری. زبان و ادبیات، ۱۳۸۶. ۴۵. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  2. «گویش شناسی». فرهنگستان زبان و ادب فارسی. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  3. صارمی، سهیلا. ساخت فعل در گویش ملایری. زبان و ادبیات، ۱۳۸۶. ۴۵. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴. 
  4. «گویش شناسی». فرهنگستان زبان و ادب فارسی. بازبینی‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۴.