چاشم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۵°۵۳′۴۷″ شمالی ۵۳°۱۵′۳۱″ شرقی / ۳۵.۸۹۶۳۹° شمالی ۵۳.۲۵۸۶۱° شرقی / 35.89639; 53.25861[۱]

چاشم
تصویری از چاشم
تصویری از چاشم
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان سمنان
شهرستان مهدی‌شهر
بخش شهمیرزاد
دهستان چاشم
نام‌های دیگر چهار برج، سیدآباد، میرچشمه
سال بنیاد دارای قدمت تاریخی
چاشم بر ایران واقع شده‌است
چاشم
۳۵°۵۳′۴۷″ شمالی ۵۳°۱۵′۳۰″ شرقی / ۳۵.۸۹۶۲۷۹° شمالی ۵۳.۲۵۸۴۳۳° شرقی / 35.896279; 53.258433
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۲۱۵۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۸
بارش سالانه 280 میلیمتر
کد آماری ۲۴۰۹۱۳

'چاشم' یکی از روستاهای مازندرانی زبان[۲] شهرستان مهدی‌شهر در استان سمنان ایران است. این روستا در فاصلهٔ ۲۴ کیلومتری شمال شهمیرزاد و ۴۸ کیلومتری شمال سمنان در البرز شرقی در دامنهٔ کوه نیزوا واقع شده‌است روستای چاشم با مسیری به طول ۳۶ کیلومتر به دوآب سوادکوه متصل می‌گردد و به شهر پل سفید و زیر آب و قائم شهر راه می‌یابد فاصله چاشم تا مرکز شهرستان مهدی شهر 30 کیلومتر می باشد. ارتفاع این روستا ۲۱۵۰ متر از سطح دریا است آب شرب این روستا از چشمه زرنگیس تامین می شود که در گذشته از وسط روستا عبور نموده و در مسیر آن چندین آسیاب قرار داشته است. روستای چاشم مرکز دهستان چاشم است و یکی از ۴ نقطهٔ هدف گردشگری در استان سمنان می باشد.

موقعیت جغرافیایی دهستان چاشم[ویرایش]

این روستا در دامنهٔ دومین کوه مرتفع استان سمنان به نام نیزوا (۳۸۱۰ متر) واقع شده است بارندگی سالانه چاشم 280 میلی متر در سال می باشد بارشهای این منطقه متاثر از سیستمهای کم فشار مدیترانه ای می باشد در ضمن قرارگیری هسته پرفشار سرد بر فراز دریای خزر که منجر به بارشهای سواحل خزر در مازندران و گیلان می گردد به صورت هوای مه آلود و ابرهای سطح پایین در جلگه چاشم خود را به نمایش گذاشته و تصاویر بی بدیلی از حرکت ابر در سطح روستاو دامنه کوهها به وجود می آورد رودهای حوضه آبریز چاشم از سر شاخه‌های رودخانه تلار قائم شهر می‌باشد و در شهرستان سیمرغ به دریای مازندران منتهی می‌شود. بلندترین قله‌های استان سمنان در منطقه چاشم واقع شده‌است که عبارت‌اند از:

  1. نیزوا با ۳۸۱۰ متر ارتفاع در شمال شرق که روستای چاشم در دامنهٔ جنوبی این کوه واقع شده‌است ---ارمنی ها و انگلیسی ها در سده های پیشین به اشتباه این کوه را دومین کوه بلند ایران بعد از دماوند می دانستند حال این که این کوه دومین قله مرتفع استان سمنان می باشد.
  2. قله قدمگاه با ۳۶۵۱ متر ارتفاع در جنوب غرب و در فاصلهٔ ۱۰ کیلومتری چاشم---به اعتقاد ریش سفیدان چاشم این کوه محل عبور امام اول شیعیان حضرت علی ع به مازندران می باشد اما یقیناً دلیل تقدس این کوه وجود زیارتگاه و آتشکده پیش از اسلام بوده است که مردم برای روشن نمودن آتش و عبادت به این کوه می رفتند.
  3. رشته کوه بشم چاشم ۳۳۰۸ متر ارتفاع در ۱۰ کیلومتری جنوب---رشته کوه بشم خط الراس اصلی کوهستان البرز ما بین سمنان و مازندران می‌باشد آب های دامنهٔ جنوبی این رشته کوه از سرشاخه‌های رودخانهٔ سمنان می‌باشد و آبهای شمالی این رشته کوه سرشاخه‌های اصلی رودخانهٔ تلار قائمشهر است که به دریای مازندران می‌ریزد
  4. ارم (orem)با ۳۳۲۵ متر ارتفاع در ۴ کیلومتری جنوب غرب---در نقشه ای قدیمی نام ارم در شمال غرب سمنان و جنوب شرق ساری و شرق فیروزکوه در ۳۴۰ هجری آمده‌است
  5. سه او با ۳۵۰۰ متر ارتفاع در ۸ کیلومتری جنوب غرب
  6. کوه دکارچا با ۳۱۰۰ متر ارتفاع در شمال (دامنه)
  7. کوه (سه دیم و سنگچال) بوردر با ۳۰۹۰ متر ارتفاع در شمال غرب

جاذبه‌های توریستی[ویرایش]

روستای چاشم به دلیل قرارگرفتن در بین سلسله جبال البرز دارای آب وهوای خنک در تابستان می‌باشد که حداکثر دمای مطلق آن در سال ۲۹ درجه سانتی گراد می‌باشد که ۱۵ درجه از حداکثر دمای شهر سمنان که ۴۴ درجه می‌باشد[۳] پایین تراست و این موضوع باعث می‌گردد در تابستان جمعیت زیادی از مازندران و سمنان و تهران به این منطقهٔ خوش آب وهوا سفر کنند از مناظر زیبا در این منطقه کوه نیزوا با۳۸۱۰ متر ارتفاع را می‌توان نام برد که زیبایی خاصی به این منطقه داده است کوه زیبای ارم که در بهار چمن زار و سرسبز است و با پرندگانش همچون بلدرچین، کبک و سایر پرندگان زیبایی خاصی به منطقه می‌بخشد از دیگر جاذبه‌های زیبای طبیعی آبشار روزیه است که در مسیر چاشم به خطیرکوه و دوآب قرار گرفته واین آبشار در تنگه ی روزیه قرار دارد و همه ساله افراد زیادی به این مکان می‌آیند از آثار تاریخی در داخل روستای چاشم نیز می‌توان به برج چاشم و چنار دوقلوی قدیمی و درختان کهنسال گردو نام برد که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است مسیر چاشم به دوآب یکی از زیباترین مناطق سفر به مازندران می‌باشد که از تنگهٔ زیبای خطیرکوه عبور می‌کند و کوههای بلند مزارع و باغات بسیاری در این منطقه وجود دارد ناصرالدین شاه قاجار در سفر به خراسان از چاشم عبور نموده است و از بلدرچین، کبک و آفتابگردانهای مسیر بسیار تعریف نموده است و چاشم را سرسبزتر و خوش آب و هواتر از فیروزکوه و لار ذکر نموده است.[۴]

حدود چاشم[ویرایش]

نام منطقهٔ معروف ارم(orem) در شمال سمنان

حدود چاشم از ناحیه غربی تا انتهای ییلاق شهزوار می‌باشد که در گذشته به همت مردم خطیرکوه و چاشم دیوار کشیده شده‌است و کلاته‌هایی مانند سولا /کلیس/چشمه و آبشار روزیه چاشم/علیم/شن دره و سرلش قرار دارد و اسناد قانونی و تاریخی آن موجود است حد جنوبی چاشم خط الراس سلسله کوه بشم می‌باشد که سنگسر و شهمیرزاد را از چاشم جدا می‌کند که در دوران اسپهبدان طبرستان دروازه داشته و به دروازه بشم موسوم بوده است. حد شمالی آن سلسله جبال دو برار (گوگلی) می‌باشد که حد فاصل چاشم از دشت فریم است و این فاصله جلگهٔ چاشم را تشکیل می‌دهد ناحیه چاشم قبل ازانقلاب زیر نظر حکمرانی دودانگه (فریم) از شهرستان ساری و زمانی نیز از توابع شهرستان سوادکوه بوده است در نقشهٔ ایران در دوران قاجار نام چاشم و نیزوا در جنوب دودانگه مشخص گردیده‌است در نقشهٔ سال ۱۸۱۸ یکی از کلاته‌های مهم چاشم به نام دربند کلیس در ایالت مازندران وجود دارد.

تاریخچه[ویرایش]

میان کلیس چاشم در شمال غرب سمنان

منطقهٔ چاشم و روستاها و آبادی های این ناحیه در قدیم به شهریارکوه معروف بوده‌است. شهریارکوه جزیی از قارن کوه (دودانگه امروزی) بوده‌است در کتب قدیم در مورد قارن‌کوه که در شمال این محل واقع شده چنین می‌خوانیم:

نویسندگان مسلمان پیوسته از کوهی به نام قارن (کارن) نام برده‌اند[۵] مسعودی کوه قارن را میان طبرستان و ناحیهٔ قومس می‌داند و در اکثر کتب از تبرستان(طبرستان) که ریشهٔ تپورستان است جدا از قومس و مازندران یاد می شود. مطابق نزهه القلوب حمد الله مستوفی هفت تومان ولایت مازندران عبارت بود از: جرجان، مورستاق، آمل، رستمدار، دهستان ، روغد و سارستاق. از طرف دیگر دیار قومس و طبرستان مشتمل بر سمنان، دامغان، فیروزکوه، دماوند و فریم بود.

نواحی شمالی سمنان در دوران گذشته نشیمنگاه اقوام تپور بوده‌است. تپورها توانستند از این محدوده به جلگه نفوذ کرده و حکومت مازندران را در دست بگیرند و قلمروی آنها تپورستان نامیده شد[۶] تپوریها درکنار مردها در جنگ گوگمل (داریوش سوم و اسکندر مقدونی) دلیرانه جنگیدند، درعهد ساسانی گروهی به نام آل قارن (از نوادگان کارن پهلو) به شهریارکوه مهاجرت می‌کنند و از این مکان سوادکوه و فریم و هزارجریب را تحت اختیار خود در می‌آورند. شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود[۷] این کوهستان به کوهستان شروین نیز یاد شده است (کوهستان شروین و شهریارکوه نام اختصاصی مناطق مشرف به کومش و در کوهستانات فریم قرار داشته است که شامل نواحی چاشم و روستاهای تابعه آن می باشد). از کتب تاریخ می توان دریافت که شهریارکوه (نواحی چاشم) بیشتر از سایر نواحی اهمّیت نظامی داشته‌است. منطقهٔ چاشم در قدیم ۳ راه مهم داشته، یکی شمال به جنوب که کلید فتح طبرستان و بهترین راه شمال به جنوب بوده (راه ساری فریم چاشم و سمنان) و دیگری راه شاهی که صددروازه را به فیروزکوه و ری متصل می‌کرده (صددروازه، رضاآباد، دشت خینگ، آسران، فیروزکوه و ری) که راه لشکرکشی تیمور و گریز حسن صباح و سفر ناصرالدین شاه به خراسان بوده‌است.[۸] راه دیگر از آسران به سوادکوه‌است که صددروازه را به سوادکوه متصل می‌کرده‌است گویا ما بین پارتیان و تپوریها با جلگه نشینان درگیری وجود داشته‌است و قلعه‌های بر روی کوهها از آن دوران وجود دارد که از جمله آن قلعه کنگلو آریم در تنگه آریم در مسیر چاشم به سوادکوه می باشد.

آسران[ویرایش]

در ۳ کیلومتری جنوب چاشم سرز مین وسیع و با چشمه‌های فراوانی وجود دارد که نام آن آسران (آثران= نگهبانان آتش مقدس (ورجاوند)) است این منطقه بر اساس استناد محلی در قدیم شهری آباد با جمعیتی حدود ۱۶٬۰۰۰ نفر بوده‌است و از آن به‌عنوان مرکز شهریار کوه و مرکز حکومت آل قارن یاد می‌شود حکمرانی آسران اولین سنگر در مقابل هجوم اقوام بیگانه به طبرستان محسوب می شده است لذا برای سپهبدان باوندی و قارن وندی مستقر در فریم که در 6 فرسنگی شمال چاشم قرار داشته ناحیه ای بسیار با اهمیت محسوب می شده است در حوالی آسران آثاری از وجود آتشکده و قلعه های متعدد که عموماً تخریب شده به چشم می خورد از قلاع مرتبط با آن می توان به قلعه سارو، شیرقلعه شهمیرزاد، قلعه بشم، قلعه کلیس، برج دیده بانی قدمگاه و قلعه کنگلو(معبد میترا) اشاره نمود که از طریق دود آتش با یکدیگر ارتباط برقرار می نمودند بر اساس معنی تحت‌الفظی کلمه آسران احتمال دارد آتشکده ای که در حوالی قومس از تخریب اسکندر مقدونی مصون ماند و آتش آن خاموش نگردید همین آتشکده آسران باشد مهمترین آبادی‌های آسران به ترتیب چاشم، کلیس، پرور، هیکوه، شهمیرزاد، افتر و آبگرم بوده‌است آسران در کنار پریم و هزارجریب یکی از نواحی سه گانه کوهستان مازندران شرقی بوده‌است که به خاطر موقعیت خاص جغرافیایی و قلعه های فراوان تسلط خاصی بر جاده ابریشم داشته است. آسران در قرن هشتم بعلّت حملهٔ غافلگیرانهٔ هزارجریبیان که میرعمادالدین محمود را تحریک به حمله به چاشم و آسران می نمودند از بین رفت گویا میرعمادالدین محمود بدون توجه به تحریکات سران هزارجریب بی دلیل قصد حمله و آزار به ملک محمود ولاش را نداشت روزی میرعمادالدین با لباس صوفیان سوار بر استر از هزارجریب به سمت آبگرم افتر حرکت می کند و جهت استراحت در آسران اتراق می کند که با رفتار توهین آمیز ملک محمود که او را درویش ساده ای می پنداشت مواجه می گردد لذا بر اساس ذهنیات منفی او در مورد ملک محمود و رفتار توهین آمیز وی از رفتن به آبگرم منصرف شده و با دو هزار نفر سپاه هزارجریب به آسران حمله می کند و ملک محمود که به قصد شکار از آسران خارج شده بود غافلگیر شده و شکست سختی خورده و به دلیل نداشتن تاب مقاومت به اصفهان عزیمت می کند لذا سلسله ایرانی حکومت محدود آل قارن منقرض گردید و آسران و چاشم و روستاهای توابع به خاک هزارجریب ضمیمه گشت و غیر از سنگسر و شهمیرزاد که از تخریب مصون ماند عموم آبادی های این منطقه دچار زوال گردیدند آخرین فرمانروای آسران ملک محمود ولاش از سلسلهٔ بلاشیان آل قارن بود و حکمرانی محدود آل قارن در طبرستان به پایان رسید به دستور میرعمادالدین در جهت جلوگیری از شورش در حمایت از ملک محمود ولاش آخرین حکمران قارنوندیان۴۰۰ خانوار از مردم چاشم و مجموعاً 12000 نفر از جلگه چاشم به خلرد هزارجریب تبعید شدند و برخلاف آن چه در تاریخ آمده دیگر به موطن خود بازگردانده نشدند[۹]

شهریارکوه[ویرایش]

به گفتهٔ نظامی عروضی (ص ۴۹-۵۰) فردوسی پس از بی مهری محمود غزنوی به طبرستان نزد شهریار رفت و هجویه‌ای را که دربارهٔ سلطان سروده بود به او عرضه کرد و خواست شاهنامه را به نام او کند اما شهریار او را از این کار منع و در حق او خوبیها کرد. شهریار در ۳۹۷ درگذشت و با مرگ او نخستین سلسلهٔ باوندیان از میان رفت. سکه‌ای به نام او و فخرالدوله ضرب ۳۷۶ نشان می‌دهد که او از این تاریخ تا ۳۸۷ (مرگ فخرالدوله) به طور یقین فرمانروای شهریارکوه بوده‌است.

در مورد شهریارکوه ( قلعه آسران) در کتب تاریخ سخن رفته که به چند نمونهٔ زیر اشاره می‌شود:

شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود.[۱۰] همچنین در مورد شجاعت مردم شهریارکوه و فریم می‌خوانیم: یکی از فرمانروایان شروین معروف به ملک الجبال بود. در زمان او کارگزاران خلیفهٔ عباسی بر دشت طبرستان چیره و با حاکمان کوهستانها درگیر شدند تا اینکه شروین با عمر بن العلا (متوفی ۱۶۵) نایب منصور در طبرستان که قصابی از اهل ری بود جنگید و بر او پیروز شد[۱۱] و آبادیهایی را که خالد بن برمک والی پیشین ساخته بود ویران کرد. پس از منصور، مهدی عباسی عبدالحمید مضروب را والی طبرستان کرد امّا به سبب ظلم و خراج بسیار مردم شکایت او را نزد وندادهرمز از دودمان قارن‌وند بردند و از او یاری خواستند. وندادهرمز پس از مشورت با اسپهبد شروین در شهریارکوه و مصمغان ولاش در میانه رود و اطمینان از حمایت آن دو در ۱۶۶ به همراهی مردم در یک روز به آنان و ایرانیانی که مسلمان شده بودند حمله کردند. همبستگی مردم در این شبیخون چنان استوار بود که زنانی که به عقد مسلمانان درآمده بودند شوهران خویش را «از ریش گرفته» دم تیغ دادند. خلیفه پس از دریافت این خبر سالم فرغانی مشهور به شیطان فرغانی را به طبرستان فرستاد[۱۲] اما او به دست وندامید فرزند ونداد هرمز کشته شد[۱۳]). از اینرو مهدی فراشه را با ده هزار مرد به طبرستان فرستاد ولی آنان نیز در برابر وندادهرمز و شروین کاری از پیش نبردند.[۱۴] سپس در ۱۶۷ مهدی پسرش موسی ملقّب به هادی را راهی طبرستان کرد و او نیز پسر فرید شیبانی را به جنگ شروین و وندادهرمز فرستاد اما نتیجه‌ای نداشت و والیان مهدی هرگز نتوانستند کوهستان شروین و وندادهرمز را در طبرستان فتح کنند.

راههای تاریخی[ویرایش]

در قدیم راه شهمیرزاد چاشم ، کوهستان قارن و ساری کلید فتح طبرستان و یکی از مهم‌ترین راههای مهم منطقه بوده‌است راهی دیگر انشعابی از جاده ابریشم بوده است که از مسیر قلعه سلطان میدان عبور کرده و از طریق قلعه آسران در جلگه چاشم و دره جاش به فیروزکوه و ری منتهی می شده است و به راه شاهی معروف بوده است راه دیگر نیز از آسران به سمت مازندران می رفته است که به سوادکوه منتهی می گشته و آثار باستانی آن نیز هنوز وجود دارد از مهم ترین آبادی های جلگه چاشم، چاشم، آسران، کلیس، بشم، سولا، ازنابن، خاریه بوده است مردم این منطقه از طبرستان به دلیل همجواری با مازندران تا سالیان پس از هجوم اعراب و اقوام مغول بر رسوم دیرینه ی خود پایبند ماندند.

نامهای تاریخی مناطق جلگه چاشم[ویرایش]

نام های باستانی مناطق و مزرعه های چاشم گواه بر تاریخ دیرینه ی این آب و خاک دارد از این آبادی ها می توان به چاشم،مازیاری، سولا، کلیس،آسران،آرم، کالیاور،لجیمرد، سیرد، تالیا، تالاس، خرند، لاپرت و گنگادر، لاکولا،اومند، اسپرز ... اشاره نمود گورستان های تاریخی خرند مربوط به عصر آهن، شهسوار و چاشم و بشم بن و چهار برج چاشم و قلاع آسران، برج دیدبانی قدمگاه همگی مبین اهمیت جلگه چاشم در زمانهای دور داشته است لازم به ذکر است اگر لا را به معنی دره و تنگه بپذیریم لا کولا همان است که شرح آن در کتب قدیمی آمده است رابینو ( سفرنامه نویس انگلیسی در عصر پهلوی اول ) در باره موقعیت تاریخی کولا گفت : بر سر دربند کولا نزدیک جاده آرم قصری بوده که از قدیم به عائشه کرگیلی دژ شهرت داشته ، در آن جا اسپهبد خورشید هنگام هجوم لشکر اسلام به طبرستان زن ها و خانواده خود را منزل داد. اندکی بعد فرمانده لشکر خلیفه فراشه بر طبرستان تاخت. اسپهبد وندا هرمزد در دربند کولا منزوی شد و در گوازونو نزدیکی آن جا دو سد بزرگ ساخت.یکی در بالا و یکی هم در پایین در پای قصر کوزا بالای دهکده تاپور. مردم کولا با اهالی کوه قارن برای سهراب بن باو قصر و حمام گرم و میدانی ساختند. این عمارات بعدها به وسیله اسپهبد شروین توسعه یافت و تا زمان ابن اسفندیار وجود داشت غار اسپهبد خورشید نیز در مسیر جاده چاشم به دوآب سوادکوه قرار گرفته است سولا نیز نامش از لوسیوس کورنلیوس سولا سردار یونانی در سدهٔ پیش از میلاد گرفته شده‌است که به صددروازه آمده بود مدتی در سولا زیست و سپس در راه بازگشت به موطن خود درگذشته است نام سولا به پاس خدمات سردار یونانی در تحکیم استحکامات نظامی جلگه چاشم نامگذاری شده است

آسران در کتب قدیمی[ویرایش]

در زیر به یک نمونه از اهمیت آسران و جلگه چاشم برای اسپهبدان تبرستان که در زمان سلطنت سلطان سنجر سلجوقی رخ داده اشاره می گردد: جاولي دانست که بدين راه نمی تواند بیاید، لذا به سمت سمنان رفت، اسپهبد طبرستان نیز به پریم رفت و حاکم آمل با نیروهای رويان و لاریجان و جلاب به جاولي پیوستند ، به ایشان دو هزار نیرو داده و از راه جلاب به آمل برگشتند و گفتند ما نیز به جنگ اصفهبد خواهيم رفت، چون خبر به اسپهبد رسيد فرامرز بن رستم را که برادر زاده اش بود بخواند و از او خواست از فريم به آمل حمله نماید و ترکان و نیروهای جاولی که برای تجدید قوا به قراکلاته رسیده بودند لشکر اسپهبد به آنان ناگهانی حمله آوردند و قتل عام شدند و برخی نیز گریخته به نزد جاولی در سمنان بازگشتند و لشکر اسپهبد غنائم را گرفتند و نزد اسپهبد به فریم بازگشتند اسپهبد به جهت این پیروزی به آنان هدایای گرانبهایی تقدیم کرد چون جاولي وضعیت اسف بار نیروهای خود را دید با یرغش یاداشت همدست شد و همراه او به ویمه (فیروزکوه) آمد و او را به کمک خود گرفت و او را نزد کج ارسلانیان که دربان کلیس بود فرستاد کج ارسلانیان را تطمیع و فریب داد و دروازه کلیس را گشود اصفهبد از پريم با ناِم و ميان رودان رفت و کج ارسلانيان به همراه قوای جاولي و يرغش ياداشت به آسران حمله برده و هر چه بر سر مسیر بود غارت کرده و از بین بردند اصفهبد کجمج بن غازي را به چاشم فرستاد تا از وضعیت با خبر شود ، کجمج بن غازی پیکی به اسپهبد در فریم روانه کرد که لشکر دشمن بسیار است نیروهای کمکی پیاده فرستاده تا نیروهای دشمن را از آسران بیرون نماید اسپهبد نیروهای پیاده روانه چاشم و آسران نمود چون لشکر اسپهبد به کرگه ساوه رسیدند کجمج بن غازی دید که لشکریان جاولی بسیار هستند و نمی توانند مقاومت کنند درصدد عقب نشینی بودند تا تجدید قوا نمایند که لشکریان جاولی رسیدند و لشکریان سپهبد در کرگه ساوه شکست خوردند لذا عقب نشینی کردند سپاهیان جاولی لشکر اسپهبد را تا قلعه کوزا تعقیب کردند دشمن که آسران را تصرف کرده بود از قلعه کوزا به آسران بازگشت چون اسپهبد در فریم خبردار شد محمد سبكتكين و چارق و کجمج بن غازي را با نزدیکان خويش و از غلامان پدر غزاغلي و آلتونتاش اميرشكار و آلتونتاش روس و سنقر دهستاني و پنجاه نفر ديگر از غلامان پدر و از مفردان اسپهبد يرغش و بشه و سنقرچه و متنه دويست و پنجاه غلام ترك بودند به كجمج بن غازي سپرد و او را به سمت آسران فرستاد و در آنجا کمین کرد پس از چند جنگ و گریز لشکریان دشمن شکست خوردند و کشته و اسیر شدند و آسران دوباره تحت تصرف اسپهبد طبرستان درآمد سپاه جاولی در جنگ آسران و چاشم رجه و کرگه ساوه شکست خوردند و به اسارت اسپهبد در فریم درآمدند.[۱۵]

مردم چاشم[ویرایش]

مردم چاشم به گویش چاشمی که زیر شاخه ای از زبان مازندرانی است تکلم می‌کنند و به خاطر محصور بودن بسیاری از اصطلاحات آن دست نخورده تر از گویش مازندرانی می باشد زیرا آنچه که به عنوان زبان مازندرانی در شهرهای شمالی تکلم می شود به شدت با کلمات فارسی ترکیب شده است مردم چاشم با شهمیرزاد ارتباط دیرینه‌ای دارند و بخشی از آن مرتبط به امور روزمره مردم این نواحی مانند خرید خوراک و پوشاک در سده های اخیر پس از افول آسران باستانی و چاشم بوده است از پوشش دیرینه زنان چاشم نیز میتوان به روسری‌های بلند طبری که به مکنا شهرت دارد اشاره نمود پیشه مردم این منطقه دامداری و کشاورزی می باشد عشایر چاشمی با شیر گوسفندان بیش از 30 محصول لبنی تولید می کنند که می توان به پنیر، ماست، چکو، آروشه و وارغون اشاره نمود در چاشم چند گروه نژادی دیده می‌شود که از مهم ترین آن سادات عمادی، موسوی و نبوی و هاشمی است و بخاطر کثرت علویان در طبرستان چاشم نیز روزگاری به سیدآباد و میرچشمه معروف بوده است و مامن و پناهگاه علویانی بوده است که از سرزمین خود به دلیل فشار حکام بنی امیه و بنی عباس به طبرستان مهاجرت کرده انداز طوایف غیرسادات می‌توان به جعفری و قادری و احمدیان و اکبری اشاره کرد که از قدیمی ترین گروههای ساکن در جلگه چاشم بوده‌اند روستای چاشم در ۸ سال جنگ ایران و عراق ۲۲ شهید و ۱۵۰ جانباز داشته است. از کشته شدگان جنگ، می‌توان از فرمانده سپاه قم سید احمد نبوی نام برد. روستای چاشم در زمرهٔ مناطق محروم کشور می‌باشد[نیازمند منبع].

ساخت خانه‌ها[ویرایش]

طریقه ساخت خانه در چاشم امروزه بیشتر به شکل شیروانی است که این شیروانی ها رااز مازندران می‌آورند[نیازمند منبع] اما در گذشته از شیروانی استفاده نمی‌کردند و با استفاده از کاه گل‌خانه می‌ساختند و در سقف از چوب درختان تبریزی استفاده می شده بر روی دیوارهای حیاط و پشت بام از گون برای جلوگیری از باران شستگی استفاده می‌شد و در داخل نیز از طریق گچ دیوارهای درون را سفید می نمودند و گچ بری های زیبا و قدیمی در معدود خانه های باقی مانده مشاهده می شود پنجرهٔ خانه عموماً به شکل مربع گاهی نیم دوار و یا۶ ضلعی بوده است و برای ورود به خانه یک پله به سمت پایین وجود داشته است در کنار خانه یک انباری وجود داشته که هیزم‌ها را در آن قرار می‌دادند و به آن گیسگاه می‌گفتند.

مفاخر[ویرایش]

مردم و جوانان چاشم به تحصیل علم و دانش اهمیت بسیاری قائل می شوند و گواه آن آمار بالای جمعیت مهندسین و پزشکان و اساتید دانشگاهی در این روستا می باشد در گذشته های دور نیز می توان به سردارانی نام برد که سلطه بیگانگان را به جبر زور تحمل ننموده و بارها لشکریان عرب و ترک و مغول را در هم شکسته و از سرزمین خود بیرون راندند و بر آداب و رسوم دیرینه خود پایبند ماندند که از جمله آن می توان به مازیار طبرستانی و اسپهبد شروین و ... اشاره نمود که نام کلاته ی مازیاری بازمانده از دوران گذشته این آبادی دارد.

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. کمیته تخصصی نام نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران:
  2. «معرفی شهرستام مهدی شهر - سنگسر». انجمن دیدبانان میراث ایل سنگسر. 
  3. اداره کل هواشناسی استان سمنان
  4. سفرنامهٔ خراسان ناصرالدین شاه قاجار
  5. (نک: طبری، ۹/۹۰؛ ابن اثیر، ۸/۱۶۶؛ ابن خلدون، ۳(۴)/۷۸۱، ۴(۴)/ ۷۳۱).
  6. افسانه‌های مردم مازندران
  7. جوینی ج۳ص۳۸۵
  8. سفرنامهٔ خراسان
  9. تاریخ سربداران عبدالرفیع حقیقت
  10. (جوینی ج۳ص۳۸۵)
  11. (همان قسم ۱ ص ۱۸۱ بلاذری ص ۳۳۰)
  12. (ابن اسفندیار قسم ۱ ص ۱۸۳)
  13. (همان ص ۱۸۵)
  14. (همان قسم ۱ ص ۱۸۶)
  15. تاریخ تبرستان نوشته ابن اسفندیار جلد 2 صفحه 68

منابع[ویرایش]

  • جعفری، عباس. گیتاشناسی، جلد سوم، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران. چاپ دوم. تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ۱۳۸۴. شابک ‎۷-۰۹۵-۳۴۲-۹۶۴. 

جستارهای وابسته[ویرایش]