صفاریان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
صفاریان
امارت

۲۴۷/۸۶۱۳۹۳/۱۰۰۲
پایتخت زرنج
ساختار سیاسی امارت
امیر یعقوب لیث
عمرو لیث
تاریخچه
 - تأسیس ۲۴۷/۸۶۱
 - انقراض ۳۹۳/۱۰۰۲

صَفّاریانیا ماهکیان از دودمان‌های ایرانی و فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود و خود را از نوادگان ساسانیان می دانستند که پس از حمله اعراب به سیستان مهاجرت کرده‌ بودند.

یعقوب لیث صفاری مردی عیار و جوانمرد اهل سیستان بود و به دلیل محبوبیتی که میان مردم آنجا به خاطر جنگ با خوارج به دست آورده بود، توانست قدرت را به دست گیرد و به حکومت برسد. یعقوب لیث بعد از تشکیل حکومت خود، ابتدا به کرمان و شیراز حمله کرد و آن صفحات را تسخیر نمود، سپس به خراسان رفت و آنجا را فتح کرد و حکومت طاهریان را نابود ساخت. وی سپس به طبرستان رفت، ولی در جنگ با علویان طبرستان شکست خورد و عقب نشینی کرد . یعقوب لیث صفاری همیشه آرزو داشت روزی حکومت بنی عباس را سرنگون کند، به همین جهت با لشکری فراوان خوزستان را تسخیر کرد و به سوی بغداد حرکت نمود، اما در جنگ با خلیفه شکست خورد و به شدت زخمی شد. در اواخر عمر، دوباره با لشکر خود خوزستان را تسخیر کرد و قصد داشت دوباره با خلیفه جنگ کند، اما در همین زمان به طور ناگهانی بیمار شد و کمی بعد از دنیا رفت . تمامی مورخان در این که یعقوب لیث مردی بسیار شجاع و دلاور و باهوش و سیاستمدار بوده است، اتفاق نظر دارند . بعد از مرگ او برادرش عمرو لیث فرمانروای سیستان و کرمان شد. عمرو لیث هم چون برادر مردی بسیار شجاع بود، با این حال در ابتدای حکومت با خلیفه بیعت کرد. پس از چند سال عمرو لیث حکومت خراسان را از خلیفه ی بنی عباس طلب کرد. خلیفه گفت که اگر عمرو در جنگ با امیر اسماعیل سامانی حاکم خراسان پیروز شود، حکومت خراسان به دست او خواهد بود. عمرو لیث در جنگ با امیر اسماعیل سامانی شکست خورد و اسیر شد و در نزد آن خلیفه ی بغداد به قتل رسید.

کشمکش میان صفاریان و خلافت بغداد[ویرایش]

تندیس یعقوب لیث در دزفول

محمد بن واصل تمیمی بر فارس مستولی شده بود. المتعمد عباسی فارس را به موسی بن بغا داد. موسی نیز عبدالرحمان بن مفلح را به جنگ محمد بن واصل فرستاد. عبدالرحمان شکست خورد و اسیر شد. چون یعقوب در سیستان خبر بالا گرفتن کار ابن واصل را شنید، طمع در ولایت فارس بست. در حالی که محمد بن واصل در اهواز بود، وی رو به فارس نهاد و فارس را تصرف کرد. در سال ۲۶۲ یعقوب از فارس رو به خوزستان نهاد. چون خبر به خلیفه المعتمد رسید، فرمان حکومت خراسان، گرگان، طبرستان، ری و فارس را در حضور حاجیان به شمول شرطگی بغداد به وی داد. اما یعقوب راضی نشد و به خلیفه پیغام داد که به چیزی راضی نیست جز رسیدن به بغداد. خلیفه برادرش الموفق را به جنگ با یعقوب فرستاد. یعقوب در این جنگ شکست خورد و فرار کرد. بسیاری از اموال یعقوب به دست سپاهیان بغداد افتاد و به نام غنیمت به بغداد برده شد. المؤفق به علت بیماری به بغداد بازگشت و یعقوب نیز در گندی‌شاپور به بیماری قولنج مبتلا گشت. خلیفه رسولی را با منشور ولایت فارس و استمالت نزد یعقوب فرستاد. یعقوب قدری نان خشک و پیاز و یک شمشیر پیش روی خود نهاد و به رسول گفت: «به خلیفه بگو که من بیمارم و اگر بمیرم تو از من رها می شوی و من از تو، اگر ماندم این شمشیر میان ما داوری خواهد کرد، اگر من غالب شوم که به کام خود رسیده باشم و اگر مغلوب شوم، این نان خشک و پیاز مرا بس است.» یعقوب در سال ۲۶۵ در گندی شاپور در اثر مرض قولنج در گذشت. یعقوب را مردی باخرد و استوار توصیف کرده اند. حسن بن زید علوی که یکی از دشمنانش بود، او را به خاطر استقامت و پایداریش سندان لقب داده بود.

تاریخ ایران
تاریخ ایران
دوران باستان
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پ.م.
ایلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پ.م.
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پ.م.
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پ.م.
  (سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پ.م.)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پ.م.
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پ.م.
اشکانیان ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
سده‌های میانه
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳
صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵
سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷
مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲
سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸
تیموریان
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
معاصر اولیه
صفویان ۱۵۰۱–۱۷۳۶
افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۴۷
زندیان
۱۷۶۰–۱۷۹۴
افشاریان
۱۷۴۷–۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز

رسمی کردن زبان فارسی[ویرایش]

در زمان یعقوب لیث زبان فارسی برای اولین بار پس از حمله اعراب زبان رسمی شد وتا حدی از نابودی زبان فارسی و ریشۀ ان جلوگیری شد به همین دلیل هم گویش فارسی در شرق ایران پاک تر و زنده تر مانده است. در سیستان به طور غیرمستقیم از ورود کلمات عربی به فارسی جلوگیری شد، شاید به همین دلیل است که گویش مردم سیستان شباهت زیادی به فارسی باستان و پهلوی دارد و کلمات عربی خیلی کمتر دیده میشود که بیشتر انها هم ظرف چند سال اخیر از طریق رسانه ها وارد شده است.

ترویج مذهب تشیع در ایران[ویرایش]

سیستانیان از نخستین ایرانیانی بودند که مسلمان شدند، زیرا در دوران امپراتوری ساسانی سیستان یکی از بزرگترین و مهم ترین و مقدس ترین مراکز زرتشتیان بود و اعراب به این مسئله پی برده بودند و دستور ویرانی آتشکده ها و کشتار موبدان زرتشتی سیستان را دادند که براثر این اقدام سیستان یکپارچه مسلمان گشت و با به وجود آمدن رهبران تشیع درسیستان، مذهب تشیع به شدت رواج یافت و در زمان حکومت صفاریان، یعقوب لیث که شیعۀ متعصبی بود، ترویج مذهب تشیع را سرعت بخشید و مذهب تشیع درسیستان، قهستان، کرمان، یزد و حتی قسمت هایی از فارس برتری یافت و به گفته ی برخی از محققین، مذهب تشیع مذهب غالب بلوچستان بوده است که جمعیت شیعه بر اثر دوربودن بلوچستان از مراکز تشیع و نزدیک بودن به مراکز وهابیت و همچنین عوامل طبیعی و مهاجرت طوایف سنی به بلوچستان باعث غلبه مذهب تسنن در قرون اخیر شده است، به طوری که وجود زیارتگاه های مورد تقدس شیعیان نیز بر آن گواه است.

  • البته هیچگونه سندی بر گرایش یعقوب لیث به شیعه در تاریخ موجود نیست وحتی سالهایی از عمرش را به جنگیدن با علویان در طبرستان گذراند*

فرمانروایان صفاری[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • تاریخ دوم راهنمایی ص ۳۵و۳۶
  • فرهنگنامه معین ج ۳
  • فرهنگ جامع تاریخ ایران - عباس قدیانی

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]