شمال ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
استان‌های شمال ایران

[۱]

منظره‌ای از کوهستان البرز در شمال ایران
منظره جنگلی در شمال ایران

شمال ایران یا بطور کوتاه شُمال اصطلاحی است جغرافیایی که به سرزمینی نسبتاً کم‌وسعت اما سرسبز و حاصلخیز در جنوب دریای خزر و شمال رشته‌کوه البرز گفته می‌شود و شامل استان‌های گیلان و مازندران و بخشی از استان گلستان است.

راه‌های اصلی ورود به شمال جاده‌های هراز، چالوس، فیروزکوه، قزوین-رشت، گردنه حیران و جاده مشهد-گرگان هستند.

شمال ایران در عهد اشکانی[ویرایش]

آنچه در ذیل آمده، توصیفی است که استرابو جغرافی دان قرن اول میلادی و عهد اشکانیان، از مردمان حاشیه جنوبی دریای هیرکانی یا کاسپین (دریای مازندران/خزر) بیان نموده است:[۲] و[۳]

بخش دوم از آسیای شمالی با دریای کاسپین آغاز می‌شود که به دریای هیرکانی هم معروف است. ما در اینجا از این دریا و ملتهایی که بر ساحل آن زندگی می‌کنند، صحبت می‌کنیم. این دریا از اقیانوس به سمت جنوب آغاز می‌شود و در ابتدا بسیار باریک است؛ و کم‌کم تا ۵۰۰ استادیوم وسیع می‌شود.

اراستوسن می‌گوید که ناوبری در این دریا برای یونانیان شناخته شده بود. بخشی از سفر در امتداد سواحل آلبانی و کادوسی حدود ۵۴۰۰ استادیا می‌گردید؛ و سپس بخشی که متعلق بود به سرزمین اناریاکی، مَردی و هیرکانی؛ و تا آنجا که دهانه رودخانه جیحون حدود ۴۸۰۰ استادیا و به لگسارتس حدود ۲۴۰۰ استادیا. البته این اطلاعات، بخصوص فاصله‌ها ممکن است چندان دقیق نباشد. قبائل نزدیک دریا، همچنین عشایر و قبائل اروپایی، اسکیتیان و سرمتی‌ها هستند. یونانیان باستان تمام قبائل شمالی را با نام مشترک از اسکیت‌ها، و کِلتو (سِلتو)- اسکیت‌ها می‌نامیدند. همچنین قبائل ساکائی و ماساژت‌ها که در طرف شرقی دریای هیرکانی ساکن بوده‌اند.

عشایر و یا قبائل سرگردان، که در سمت شرقی دریای کاسپین زندگی می‌کردند، داهه و یا پرنی نامیده می‌شدند. پس از آنجا با کویری روبرو می‌شویم و سپس به هیرکانیا می‌رسیم. در سرزمین هیرکانیا دریای کاسپین عمیق و گسترده می‌شود و این تا سرزمین ماد و کوه‌های ارمنستان ادامه دارد. دریا، تپه‌ها و کوهستان در اینجا شکلی «هلالی» می‌گیرد. با فاصله گرفتن از دریا و نزدیک شدن به دامنه کوه‌ها تا رسیدن به ارتفاعات، در بخش کوچکی از این سرزمین برخی قبائل آلبانی و ارمنی و بخش بزرگتری توسط گلائی‌ها، کادوسیان، آمردی‌ها، ویتی‌ها، و اناریاکائی– که برخی قبائل پرهسی (محتملا پارسی؟) نیز با آنها هستند- ساکن‌اند.

در سرزمین ویتی‌ها، شهری با دیوار در اطرافش توسط آئینیانس ساخته شده است، که اکنون آن را آئینا (آئینیانا) می‌نامند. در این شهر زره‌پوش یونانی، کشتی‌های جنگی (بی باک)، و مقبره‌هایی مشاهده شده است. همچنین نیز در شهر اناریا، یک اوراکل وجود دارد که مشاوره دربارهٔ خوابها می‌دهد؛ و همچنین بقایایی از مهاجرنشین‌های یونانی مشاهده شده است. اما این قبائل به خاطر طبیعت خشن و ناهموار منطقه، بیشتر به شکارگری و غارتگری می‌پردازند و بیشتر استعداد در جنگیدن دارند تا دامداری و کشاورزی. بخش بزرگتر ساحل در پای منطقه کوهستانی که به ۵۰۰۰ استادیا می‌رسد، در تصرف کادوسیان است، اما این سرزمینها، کم حاصل است.

هیرکانیا سرزمینی بسیار حاصلخیز و گسترده است و دربرگیرنده دشتها و شهرستانهای قابل توجهی است. مانند تالابروس، سمریان و کارتا و محل اقامت خانواده سلطنتی، تِیْپْ (یا تپه)، که گفته می‌شود کمی بالاتر از سطح دریا واقع شده است و به فاصله ۱۴۰۰ استادیوم از کاسپین گیت واقع است. تاک‌های فراوان و درخت‌های انجیر پرمحصول دارد. زنبورهای عسل در میان درختان کندو دارند و قطرات عسل از برگها می‌چکد. در ماتیانه و ماد و سکاسنه و ارکسنه و ارمنیه نیز تقریباً چنین است.

اما نه به این دریا و نه به این سرزمین توجه خاصی نشده است؛ و این به دلیل حاکمان آن بوده است. اولین فرمانداران هیرکانیا بربرها بودند، سپس مادها، هخامنشیان و در نهایت پارتیان بودند. باید افزود که تمام سرزمین‌های مجاور آن دریا نیز یا بیابان بی آب و علف است و یا پناهگاه‌های راهزنان و بیابانگردان که بر بیابانها می‌افزایند. در دوره کوتاه تسلط مقدونیان هم توجه چندانی بدان نشد، چرا که هم دور بودند و هم دائماً در حال جنگ با دیگران.

بنا به گفته آریستوبولوس هیرکانیا، سرزمینی جنگلی است و در آن به تولید و کاشت درختان بلوط می‌پردازند، اما کاج و سرو که در هندوستان فراوان است، ندارد. منطقه نسا را نیز متعلق به هیرکانیا می‌دانند، البته برخی نویسندگان، نظر متفاوت دارند.

منابع[ویرایش]

  1. Tahmasbpour, Ali (2016). The Mystery of Mazandaran's Daevas. Volume II:The Rostam's Seven Labours. Tehran.Ashjae. ISBN 978-600-97086-1-1. 
  2. طهماسب پور کوتنائی، علی. راز دیوان مازندران. جلد اول: گفتار اندر پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران. تهران: اشجع، ۱۳۹۵. 87. شابک ‎۲-۹۲-۲۶۱۳-۹۶۴-۹۷۸. 
  3. Strabo- Book XI- Chapter 6&7- page 239 to 243