کلاردشت

مختصات: ۳۶°۳۱′۰۰″شمالی ۵۱°۱۰′۰۰″شرقی / ۳۶٫۵۱۶۷°شمالی ۵۱٫۱۶۶۷°شرقی / 36.5167; 51.1667
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کلاردشت
Kelardasht r.jpg
کشور ایران
استانمازندران
شهرستانکلاردشت
نام(های) پیشینکلار
مردم
جمعیت۱۳٫۴۰۱ نفر در سال ۹۵[۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع۱۱۰۷ متر
اطلاعات شهری
شهردارمتین ربیعی
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۱۱
شناسهٔ ملی خودروایران ۷۲ ن
کلاردشت بر ایران واقع شده‌است
کلاردشت
روی نقشه ایران
۳۶°۳۱′۰۰″شمالی ۵۱°۱۰′۰۰″شرقی / ۳۶٫۵۱۶۷°شمالی ۵۱٫۱۶۶۷°شرقی / 36.5167; 51.1667

کِلاردَشت شهری در استان مازندران و مرکز شهرستان کلاردشت است. این شهر در ۴۸ کیلومتری شهر چالوس است و ۱۳۰ کیلومتر با تهران[۳] و ۱۶۰ کیلومتر با کرج[۴] فاصله دارد. کلاردشت دارای ۵ منطقه لاهو حسنکیف، رودبارک، کردیچال و ولبال است.[۵] بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت کلاردشت ۳۹۱۹۸ نفر و ۱۰٬۰۹۲ خانوار است.[۶] کلاردشت دشتی بر فراز کوه‌ها است. مرکز تجاری و سیاسی کلاردشت شهر حسن کیف است.

این ناحیه از جنوب به کوه‌های تخت سلیمان تا حدود گردنهٔ کندوان، از شمال به شهر عباس‌آباد و دریای خزر، از شرق به شهر مرزن‌آباد چالوس و بخش کجور نوشهر و از غرب به سه هزار تنکابن محدود است.

اکثریت مردم بومی و غیر مهاجر در کلاردشت به زبان مازندرانی[۷][۸][۹][۱۰][۱۱] سخن می‌گویند. عده‌ای از مردم کلاردشت به زبان کردی سخن می‌گویند که از دیرباز به آن‌ها خواجه وند گفته می‌شود؛ که از کرمانشاه هستند.

کلاردشت دو جاده ارتباطی مهم دارد. جاده نخست در جاده چالوس از مرزن آباد در ۲۵ کیلومتری جنوب چالوس منشعب شده و با مسیری ۲۰ کیلومتری که از میان تپه‌هایی که بر دامنه‌شان گندم و جو کاشت می‌شود به کلاردشت می‌رسد. جاده دوم از عباس‌آباد واقع در جاده کناره خزر، در بین راه چالوس و تنکابن منشعب شده و با طول ۲۵ کیلومتر پس از گذشتن از جنگل‌های متراکم و بسیار زیبا در ناحیه مکارود به غرب کلاردشت می‌رسد.

در منطقه کلاردشت ۴۵ قله با ارتفاع بیش از ۴۰۰۰ متر قرار دارد و علم‌کوه با ارتفاع ۴۸۴۵ متر، بلندترین آن‌هاست.[۱۲]

کلاردشت دشتی است در میان دره‌ای باز و گسترده که ییلاقات و آبادی‌های فراوانی را دربر گرفته‌است. مرکز کلاردشت «حسن کیف» بوده و در ده زیبای رودبارک در زیر قله علم کوه با رودخانه‌ای پرآب و زیبا و ویلاهای متعدد از محل‌های مهم و جاذبه‌های گردشگری ویژه منطقه به‌شمار می‌رود. کلاردشت در ایران به بهشت گمشده معروف شده و هرساله به دلیل زیبایی طبیعی و بی‌نظیر و آب و هوای بسیار مطبوع و به ویژه درفصل تابستان پذیرای هزاران گردشگر داخلی و خارجی است.

وجه تسمیه

کَلار

کَلار (kalār) [فتحه بر حرف ک] شهری در غرب طبرستان و در ناحیه رویان و رستمدار بوده و به گفته مورخین صدر اسلام فاصله ناتل تا چالوس یک منزل و فاصله چالوس تا کلار یک منزل و فاصله کلار تا دیلم یک منزل بوده است. همچنین کلار نام دژی در فراسوی رود چالوس در کنار رود سردآبرود بوده که مرز‌های کوهستانی رویان و طبرستان را از حمله دیلمیان محفوط می‌داشت. شهر کَلار در دوران اسپهبد شهریار سال ۱۳۶ هجری مرکز رویان و مرکز بخش کوهستانی طبرستان بوده است. شهر کلار و چالوس در سال ۱۴۴ قمری توسط عمر بن علاء عامل خلافت عباسی فتح شد.[۱۳][۱۴] نخستین بار در قرن سوم نام کَلار به عنوان ناحیتی در طبرستان در متون تاریخی ثبت شده است. ابن خردادبه شهرهای ساریه، آمل و چالوس را جز شهرهای جلگه‌ای طبرستان و شهرهای رویان و کلار را جز شهرهای کوهستانی طبرستان دانسته‌است.[۱۵] ابن خردادبه می‌نویسد: در طبرستان شهرهای رویان، آمل، ساریه، شالوس، لارز، شرز، طمیس، دهستان، کلار، گیلان و بدشوارگر می‌باشد.[۱۶] اصطخری مورخ قرن سوم می‌نویسد: آمل، ناتل، سالوس، کلار، رویان، میله، برجی، چشمهٔ‌الهم، ممطیر، ساری، مهروان، لمراسک و تمیشه در شمار طبرستان است.[۱۷] ابن رسته[۱۸] مورخ قرن سوم، طبرستان از جانب مشرق به گرگان و قومس و از طرف مغرب به دیلم و از طرف شمال به دریا و از طرف جنوب به به بعضی از نواحی قومس و ری محدود می‌شود. به گفته ابن رسته مراکز و بخش‌های طبرستان چهارده تا است و خورهٔ آمل که کرسی و مرکز آن ناحیت است و شهرهایش عبارتند از: ساری و مامطیر و تُرنجه و روُبست و میله و مرارکدیه (کدح) و مِهروان و طَمیس و تَمار و ناتل و شالوس و رویان و کلار.[۱۹] واژه کَلار (kalār) دگرگون گشته واژه کَلاک (kalāk) و کَلات (kalāt) در مفهوم قلعه هست که در زبان مازندرانی بصورت کَلا (kalā) و کُلا(kolā) تلفظ می شود و در مفهوم دژ و آبادی مجهز به جایگاه دفاعی می باشد و این واژه در اکثر نام روستاهای مازندران از تنکابن تا گرگان دیده می شود.[۲۰]

کَلارستاق

کَلارستاق (kalārestāq) [فتحه بر حرف ک] نام ناحیتی در طبرستان و رستمدار است که از رود نمک آبرود در غرب تا رود چالوس در شرق که به ترتیب آن را از بخش‌های لنگا و کجور جدا می‌کنند، امتداد دارد. کلارستاق از جنوب توسط ارتفاعات تخت سلیمان و کندوان در کوه‌های البرز مرکزی از طالقان جدا می‌شود که شامل شهرستان‌های چالوس و کلاردشت است. نخستین بار در قرن هشتم اولیاءالله آملی در کتاب تاریخ رویان نام کلارستاق را به عنوان ناحیتی آباد در رستمدار طبرستان ثبت نموده‌است که تحت حاکمیت نصیرالدوله شهریار حاکم رستمدار بوده است. نصیرالدوله شهریار با لشکرکشی به گیلان، گرجیان، دیلمان و اشکور، موجب آبادانی رستمدار شد و تا تیمجان رودسر در قلمرو او بود. [۲۱] بومیان کلارستاق به زبان مازندرانی و گویش طبری کلارستاقی صحبت می‌کنند. منطقه کلارستاق (چالوس، مرزن آباد و کلاردشت) به همراه کُجور (نور و نوشهر)، لنگا (عباس‌آباد و نشتارود) و تنکابن بخشی از رویان کهن بود که بعدها رستمدار نام گرفت. رویان کهن از نواحی غربی طبرستان محسوب می‌شده‌است.[۲۲]

کلاردشت

کِلاردشت (kelārdašt) [کسره بر حرف ک] نام ناحیتی کوهستانی در غرب مازندران در منطقه رستمدار و کلارستاق می باشد. نخستین بار در قرن نهم ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران نام کلاردشت را به عنوان ناحیتی در مازندران بصورت کلاره‌دشت ثبت نموده است.[۲۳]

تاریخ

نقشه‌ای از حدود طبرستان. کلار در غرب نقشه و در حدود رویان مشخص است
نقشه قدیم مازندران ۱۸۱۴ میلادی

کلاردشت با نام تاریخی کلار، از شهرهای بومی و تاریخی طبرستان است که نامش در منابع تاریخی سده‌های نخست اسلامی و آثار جغرافی‌نگاران به‌عنوان شهری آباد و یکی از پایگاه‌های اسپهبدان طبرستان آمده‌است. موقعیت جغرافیایی آن در منطقه کوهستانی و هم‌مرز با دیلم خاصه، مطابق با کلاردشت در مازندران امروزی بوده‌است. پژوهشگران باستان‌شناس بر این باورند که شهر کلار در دوره اسلامی بعنوان مرکز فرمانروایان اسلامی کلار در محوطه ای بالغ بر ۲۵ هکتار که امروزه در زبان طبری به شهر دِلِه (Shahr-e Dele) به معنای «محوطه واقع شده درون شهر» نامیده می‌شود، با فاصله اندکی از بقایا و موقعیت جغرافیایی شهر کلار دوره ساسانی در فاصله یک و نیم کیلومتری محور شمالی تپه کلار و در مجاورت حریم شمالی رودخانه سرد آبرود بنا شده بود. هرچند که این شهر در میانه سده سوم هجری مرکز شکل‌گیری قیام علویان طبرستان بر ضد طاهریان بوده‌است. در منابعی چون «المسالک و الممالک» ابن خردادبه و «البلدان» ابن فقیه و «مسالک و ممالک» اصطخری و صورة الارض ابن حوقل و کتاب حدود العالم از کلار بعنوان یکی از شهرهای آباد طبرستان یاد شده‌است. در حدود العالم آمده‌است: «ناتل و چالوس و روذان و کلار، شهرک‌هایی اند اندر کوه‌ها و شکستگی‌ها و این ناحیتی است هم از طبرستان … و کلار و چالوس بر حدی است میان دیلم خاصه و طبرستان … و ایشان را هیچ شهری با منبر نیست و شهرشان کلار است و چالوس» در آثار مورخانی چون ابن اسفندیار و اولیاالله آملی و طبری نیز در روایت رخدادهای طبرستان در دوره اسلامی بارها از شهر کلار و اسپهبدان، مرزبانان و بازرگانانی که از این منطقه و شهر برخاسته اند، یاد کرده‌اند. پژوهشگران تغییر نام شهر تاریخی کلار به کلارستاق و کلاردشت بعنوان یک منطقه را دال بر کاهش اهمیت شهری و جایگزینی اهمیت منطقه ای آن در طبرستان دانسته‌اند. اهمیت موقعیت شهر تاریخی کلار بعنوان سرحد دیلم خاصه و طبرستان و نیز وجود راه ارتباطی دره چالوس با نواحی آن سوی رشته کوه البرز به‌ویژه ری در دوران آغازین اسلامی چنان بوده که در سده دوم اسلامی، شاهزادگان دودمان پادوسبانیان طبرستان از این شهر بعنوان پایگاه قدرت خود بهره ببرند. نام کلار در رخدادهای مهم طبرستان چون شورش طبرستان یا همان شورش همگانی اسپهبدان و مردم طبرستان که بسال‌های ۱۶۹ و ۱۸۱ هجری قمری که به کشتار گسترده والیان عرب خلیفه عباسی انجامید و همچنین در شورش مازیار به سال ۲۲۴ هجری قمری، بعنوان نقش آفرینان آن رخدادها آمده‌است. در سال ۲۵۰ هجری قمری کلار نخستین محل ورود و بیعت حسن بن زید در طبرستان بود و بدین گونه رخداد تشکیل دولت شیعی علویان در طبرستان رقم خورد[۲۴][۲۵][۲۶].

آثار تاریخی

گنجینه کلاردشت

در سال ۱۳۱۸ هـ. ش به هنگام پی‌کنی به منظور احداث قصر اجابیت در گنج تپه روستای اجابیت کلاردشت تعدادی ظروف زرین و مفرغی و سفالین کشف و به گنجینه کلاردشت معروف گردید. اشیاء مکشوفه سفالی شامل قمقمه، کوزه، بشقاب و ظروف لوله دار و ریتون بود و ظروف زرین مجموعه فوق شامل جام و خنجر و … و در مجموعه به وزن ۵۷۴٫۷۹ گرم در ابتدا به عنوان پشتوانه اسکناس با خزانه بانک ملی تسلیم و در سال ۱۳۲۲ به موزه ایران باستان (موزه ملی) تحویل گردید. در بین اشیاء مکشوفه جام زرین استوانه‌ای شکل با نقش سه شیر با سر برجسته از لحاظ تکنیک ساخت قابل مقایسه با جام مارلیک است. روی هم رفته گنجینه کلاردشت بیانگر فرهنگ و هنر پیشرفته منطقه در هزاره‌های دوم و اول ق. م و ارتباط گسترده آن با مناطق گیلان و حسنلو آذربایجان و سیلک کاشان ونیز لرستان است.

مجموعه سیمین کلاردشت

علاوه بر مجموعه فوق در طی کاوش‌های باستان‌شناسی و با عملیات ساختمانی مجموعه ظروف سیمین بعضاً با نقوش طلاکوب متعلق به دوره ساسانی کشف گردیده‌است ازجمله این ظروف جام‌های متعدد با نقوش انسانی و حیوانی است به عنوان نمونه روی دو جام سیمین قباد اول اولین پادشاه ساسانی سوار بر اسب در صحنه شکار گورخر به تصویر کشیده شده‌است نیز تنگی نقره‌ای با پس زمینه طلایی، نقوش و تصاویر رامشگران را به صورت برجسته در صحنه نوازندگان و در میان انواع حیوانات مانند روباه، کبک، بلدرچین و ببر نشان می‌دهد.

تاریخچه

از آثاری که در ناحیهٔ کلاردشت و تپه‌های اطراف آن کشف شده معلوم می‌شود که قسمتی از این منطقه در ادوار باستانی، آباد و دارای ساکنینی بوده‌است. از شاعران، ابوذر فقیه ملک مرزبان که اشعاری در توصیف کلاردشت سروده‌است می‌توان نام برد.

آب و هوا

وجود رشته کوه‌های البرز در کناره‌های دریای خزر موجب متوقف شدن رطوبت در دامنه‌های آن گردیده و سبب بارش باران فراوان در این ناحیه از شمال کشور می‌شود. بخشی از این بارندگی‌ها در ارتفاعات کلاردشت منجر به بارش برف می‌شود و به همین دلیل است که هوای کلاردشت در مقایسه با دیگر مناطق استان مازندران بسیار خنک‌تر و مطبوع‌تر است. هوا در کلاردشت مه نسبتاً دایمی دارد و دمای آن در برخی از روزهای سرد زمستان به حدود ۳۰ درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌رسد. در شب‌های تابستان نیز گاه مردم به استفاده از لباس گرم نیاز دارند.[۱۲]

جنگل‌های انبوه و سرسبز، رودخانهٔ سرداب‌رود، کوه‌های علم‌کوه و تخت سلیمان در بخش غربی، جنگل‌های عباس‌آباد در بخش شمالی، جنگل‌های بخش جنوبی، کوه‌های کم ارتفاع و روستاهای دامنهٔ این کوه‌ها در بخش شرقی، از دیگر مشخصه‌های این منطقه‌است.

طوایف

سکنه کلاردشت به سه دسته طبری، طالقانی و خواجوند تقسیم می‌شوند:[۲۷]

  1. طوایف طبری‌تبار: سوادکوهی، دادویی (اصالتا از سوادکوه)، لمسو (اصالتا از نور)، لاشکی (اصالتا از کجور)، فخی (فقیه)، میارج، ملک مرزبان،لکورج ،اکچ، امرج، انگریج (انگورج)، ازوج، رودگر و متکا
  2. طایفه طالقانی: طالقانی و جوستانی (اصالتا از طالقان)
  3. طوایف خواجوند: خواجوند، لک، قریاق، زندی، مشعشی و دلفان آذری

زبان

مردم بومی کلاردشت به زبان مازندرانی[۲۸][۲۹][۳۰] با لهجه کلارستاقی[۳۱] گویش می‌کنند.

نمونه واژگان گویش کلاردشت

شماری از واژه‌های مازندرانی در گویش کلاردشت و قائمشهر با برابر گیلکی و فارسی و انگلیسی آن در اینجا به الفبای فونتیک بین‌المللی آوانویسی شده‌است:

مازندرانی (لهجه قائمشهر) مازندرانی (لهجه کلاردشت)[۳۲] گیلکی فارسی فارسی آوانویسی شده انگلیسی
dim dim dim روی/چهره/دیم ruy/čehreh face
vače vače zäy کودک/بچه kudæk/bæčé Child
piyer piyar pier پدر pedær Father
ši piyer ši piyar mərdə per پدرشوهر pedær šohar Father-in-law
kijâ/deter kijâ/detar kor/kilka/läku دختر doxtær Girl/Daughter
rikâ/peser rikâ/pesar rey/ri پسر pesær Boy/Son
kerk kerk kark مرغ خانگی morgh khanegi Hen
guw gow gäb گاو gāv Cow
melije malije pitär مورچه murčé Ant
kangeli zanbur/kangali siftäl=garzak زنبور zanbur Bee
bâmeši piča/bameši piča/piche گربه/پیشی gorbe/piši Cat
mičkâ miška malĵå, čičini گنجشک gonješk Sparrow
zemun/geder zamon zəmat زمان zaman Time
esare/rooja esâre/setâre kiĵi/setarə ستاره setare Star
nesum/sâyne nesum/sâye nesä/saye سایه saye Shadow
jur jur buĵor / jor بالا bāla Up
gat gat pilə=pila بزرگ bozorg Big
vene vene/eštehâ vastån اشتها یا میل ešteha یا meyl Appetite
bašendiyen barixtan šondån/fotan ریختن مایعات rixtan e mayeāt Bottling

روستاها

از نگاه کمال‌الملک
جادهٔ کلاردشت به عباس‌آباد

کلاردشت مشتمل بر ۳۹ آبادی است.[۱۲] برخی از آبادی‌های مهم کلاردشت که بیش از ۱۰۰ خانوار جمعیت دارند عبارت‌اند از:[نیازمند منبع]

والت

* حسن کیف
  • کُردیچال (اولین بانک کلاردشت قبل از انقلاب در این روستا احداث شده و همچنین دومین مدرسه کلاردشت پس از لاهو در سال۱۳۰۶در این روستا تأسیس شد. کردیچال بعد از شکر کوه قدیمی‌ترین محل محسوب می‌گردد و هم‌اکنون به همراه چند محل دیگر شهر کلاردشت شمالی را می‌سازد) از برزگترین طایفه این منطقه خاندان غرایاق زندی را می‌توان نام برد و پس از آن طایفه‌های انگورج تقوی و قرایاق زندی بیش‌ترین تعداد را دارند به‌طوری‌که محله‌ای به همین نام (انگریج محله) و (قرایاق محله) در کردیچال وجود دارد.
  • وَلْوال (خاندان بزرگ اِزُوجی ezoji دراین محل سکونت دارند، ازوجی برگرفته از نام منطقه کوهپایه ای ازو در این محل می‌باشد)
  • گَرَکِپَس
  • پیمبور
  • مُکا
  • لاهو (اولین مدرسه به سبک جدید در سال۱۳۰۱در این روستا تأسیس شد و خاندان میار برای این روستا هستند)
  • رودبارک (خاندان بزرگ ربیع پور در رودبارک سکونت می‌کردند)
  • مِجل جنگل مجل در روستایی به همین نام و در نزدیکی دره کلاردشت قرار دارد. این جنگل یکی از زیباترین مناطق جنگلی و طبیعی در مازندران است. این جنگل بر روی تپه‌های مشرف به روستای مجل در ۶ کیلومتری غرب شهر حسنکیف قرار دارد. برای رفتن به این جنگل باید به فاصله ۴ کیلومتر از شهر حسنکیف عام روستای رودبارک شد و آنگاه در محل روستا جاده ای به سمت چپ هدایت می‌شد که به روستای مجل معروف است. پس از گذشتن از میان روستا به ویلاهایی برمی‌خوریم که در ابتدای جنگل احداث شده‌اند.

به علت فقدان اب جاری به ویژه در فصل تابستان در بخش ورودی این جنگل، اکثر جهانگردان چند صباحی همین را به تماشای این جنگل انبوه می‌نشینند و سپس راهی جنگل‌های رودبارک که در مجاورت همین روستا قرار دارد و می‌گردند و از آب روان و همیشه جاری رودخانه سرداب‌رود بهرهٔ کافی می‌برند. از هر ۱۰۰ خودروی عبوری به مسیر رودبارک و مجل، فقط ۱۵ خودرو ممکن است عازم روستای مجل و جنگل‌های آن گردد و این امر نشانگر جذابیت بیش از اندازه روستای رودبارک و مناظر اطراف آن است. با این اوصاف، چشم‌انداز جنگل‌ها با دره‌های خالی از آب به ویژه در فصل گرما بسیار دیدنی است. با رفتن به جنگل مجل فقط می‌توان بر خود روستا و جنگل مسلط بود و از زیبایی اش لذت برد ولی با دسترسی به راه‌های ورودی و خروجی این روستا به روستاها و نقاط دیگر، بهتر است به جاده ای رفت که از آنجا به کوی دوبال سس به روستای اجابیت و کاخ سلطنتی راه می‌یابد. فاصلهٔ بین کوی دوبال و روستای مجل بسیار رؤیایی و دلچسب است. اکنون که جنگل‌ها در هر بهار سرسبز شده و زندگی جاودانه را ازسر می‌گیرند، ما نیز از آنان الگو برداری کنیم تا طمع لذت‌های گذشته را بچشیم و خوشی زندگی را فقط برای خود نخواهیم. باشد که راه و رسم شاد بودن را از جنگل آموخته و به دیگران هم بیاموزیم و از آنجایی که جنگل‌ها دچار بحران شده‌اند و این بحران هم روند خطرناکی را طی می‌کند بر همه ما واجب است که فرصتی را فراهم سازیم تا متوجه شویم خطر چیست و چگونه م توان با آن مقابله کرد ؟

خاندان نقوی (حاج بزرگ آقا نقوی بزرگ خاندان نقوی) از فرهنگیان و بازاریان و افراد بنام این روستا و شهرستان کلاردشت می‌باشد.
یاسر نقوی.

منابع

  1. http://www.amar.org.ir/سرشماری-عمومی-نفوس-و-مسکن/نتایج-سرشماری/جمعیت-به-تفکیک-تقسیمات-کشوری-سال-1395
  2. «قاسم احمدی لاشکی نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس، گفت: زبان مازندرانی در حال فراموشی است که باید برای احیای آن فکری شود». خبرگزاری مهر.
  3. از طریق قطعه یک آزادراه تهران–شمال
  4. از طریق جاده چالوس
  5. «Wayback Machine». web.archive.org. ۲۰۱۱-۰۹-۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۱۱.
  6. «مازندران- اداره ثبت احوال کلاردشت - صفحه اصلی». www.sabteahval.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۱۱.
  7. Dialect: Kelardashti, , “Dialect: Kelardashti” glottolog,
  8. برجیان، حبیب (۱۳۸۸). متون طبری. تهران: آینه میراث صاحب امتیاز مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب. ص. ۱۱. شابک ۱۵۶۱–۹۴۰۰ مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
  9. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  10. زبان تبری[پیوند مرده]
  11. کلباسی، ایران (۱۳۷۶). گویش مردم کلاردشت (رودبارک). پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ «کلاردشت؛ بهشت گمشده البرز». وبگاه مازندنومه.
  13. Madelung, W. (1975). "The Minor Dynasties of Northern Iran". In Frye, R.N. The Cambridge History of Iran, Volume 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 198–249. ISBN 978-0-521-20093-6.
  14. Madelung, W. (1985). "ʿALIDS OF ṬABARESTĀN, DAYLAMĀN, AND GĪLĀN". Encyclopaedia Iranica, Vol. I, Fasc. 8. London u.a.: Routledge & Kegan Paul. pp. 881–886. ISBN 0-7100-9099-4.
  15. نیستانی، جواد (۱۳۸۹). «مکان‌یابی پادگان‌های نظامی طبرستان در صدر اسلام (براساس منابع مکتوب)» (PDF). دانشنامه علوم اجتماعی. ۱ (۴): ۱۳۵.
  16. سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۳۴.
  17. سجادی، محمد تقی (۱۳۷۸). تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر. انتشارات معین. ص. ۶۷.
  18. ابن رسته، احمد بن عمر (۱۳۶۵). الاعلاق النفیسه. ترجمهٔ حسین قره چانلو. مؤسسه انتشارات امیرکبیر. ص. ۱۷۶.
  19. آقاجانی الیزه، هاشم (۱۳۹۲). «خاستگاه تپوریها تا تشکیل شهربی تبرستان» (PDF). ۸ (۳۱): ۵–۹.
  20. یوسفیان، علی اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان:‌ واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، ... انتشارات پارپیرار. ص. ۳۳۳.
  21. یوسفیان، علی اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان:‌ واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، ... انتشارات پارپیرار. ص. ۳۳۵-۳۳۶.
  22. http://www.iranicaonline.org/articles/kalarestaq-1
  23. یوسفیان، علی اصغر (۱۳۹۱). آن سوی نامواژگان:‌ واژه‌شناسی تاریخی اماکن دو سوی البرز در حوزه‌های زبان تبری مازندران، گلستان، گیلان شرقی، البرز (تالقان)، تهران (قصران داخل)، ... انتشارات پارپیرار. ص. ۳۳۴.
  24. «مکان‌یابی، تعیین فرم و سازمان فضایی شهر کلار در سده‌های نخستین اسلامی بر اساس شواهد باستان شناختی». وبسایت مجله مطالعات باستان‌شناسی دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه تهران. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹.
  25. «مکان‌یابی، تعیین فرم و سازمان فضایی شهر کلار در سده‌های نخستین اسلامی بر اساس شواهد باستان شناختی». وبسایت پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  26. «مکان‌یابی، تعیین فرم و سازمان فضایی شهر کلار در سده‌های نخستین اسلامی بر اساس شواهد باستان شناختی». پایگاه مجلات تخصصی نور.[پیوند مرده]
  27. منوچهر ستوده، از آستارا تا استارباد، ج 3، تهران:سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، 1355، ص 126
  28. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  29. زبان تبری[پیوند مرده]
  30. کلباسی، ایران (۱۳۷۶). گویش مردم کلاردشت (رودبارک). پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی.
  31. KALĀRESTĀQ ii. The Dialect, http://www.iranicaonline.org/articles/kalarestaq-2-restored
  32. کلباسی، گویش کلاردشت (رودبارک)، ۱٧۴_۲۷۲.

پیوند به بیرون