پرش به محتوا

زبان تاتی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تاتی
Tâti Zobun
تاتی زبون
تاتی زبون
زبان بومی دراستان‌های قزوینالبرزتهراناردبیلگیلانخراسان شمالیمرکزیزنجانآذربایجان شرقیقم (روستای آمره)
منطقهنیمه شمالی ایران و به ویژه شمال غربی
شمار گویشوران
۳۵۰٬۰۰-۴۰۰٬۰۰ (۲۰۱۶)[۱]  (بدون تاریخ)
کدهای زبان
ایزو ۳–۶۳۹-
گلاتولوگtati1244[۳]

زبان تاتی ایران یا تاتی جنوبی (به تاتی: Tâti Zobun, تاتی زُبون)[۴] از دستهٔ زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال غربی است. زبان‌های خانواده تاتیک در کنار دیگر زباهای حاشیه دریای مازندران مانند زبان مازندرانی، زبان تالشی، زبان گیلکی، زبان سمنانی و غیره جزو زبان‌های شمال غربی ایران محسوب می‌شوند.[۵] براساس اعلام یونسکو، زبان تاتی، یکی از زبان‌های در خطر انقراض است.[۶]زبان تاتی از آنجا که یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است به زبان‌های شاخه شمال غربی از جمله گیلکی،مازندرانی[۷] و به‌خصوص به تالشی شبیه و نزدیک‌تر می‌باشد. هر دو زبان، تاتی و تالشی از بقایای آذری قدیم به‌شمار می‌روند.[۸][۹] والتر هنینگ، زبان‌شناس و ایران‌شناس آلمانی، نشان داد که گویش هرزندی زبان تاتی ایرانی دارای بسیاری از ویژگی‌های زبانی مشترک با تالشی و زازا است و گویش هرزندی زبان تاتی را بین تالشی و زازا قرار داد.

[۱۰] زبان تاتی همچنین به زبان کُردی و اوستایی نزدیک است.[۱۱][۱۲] تاتی بسیاری از ویژگی‌های آوایی، واژگانی و صرف و نحوی کهن همچون تمایز جنس دستوری، ساخت ارگتیو، مادهٔ مجهول، گردش مصوت‌ها، حالت دوگانهٔ فاعلی و غیرفاعلی در اسم و … را حفظ کرده است.[۱۳]

گویش‌های این زبان در گذشته از شمال آذربایجان ایران تا شمال استان خراسان گسترده بود ولی امروزه با زبان‌های ترکی آذربایجانی و پارسی جایگزین شده و تنها در بخش‌هایی از شمال‌باختری ایران گویش‌های تاتی در منطقه که زبان آذری کهن از آن به جا مانده است. می‌توان پراکندگی آن‌ها را به جزایری در دریا تشبیه نمود.

ریشه و کاربرد واژهٔ تات

بوریس میلر معتقد است که با دلایل روشن می‌توان گفت که تاتی و تالشی ادامهٔ زبانی است که دست‌کم هم‌زمان با آغاز زبان فارسی میانه بدان سخن می‌گفته‌اند؛ هر چند، نشانه‌هایی نیز از پیشینهٔ این زبان‌ها در دوران پیش از فارسی میانه دیده می‌شود. این شواهد و نشانه‌ها همان اندازه که وجه اشتراک این گویش‌ها را با زبان پهلوی پارتی نشان می‌دهد گویای پیوندهای خیلی نزدیک آن‌ها با مادی و اوستایی نیز هست؛ زیرا که تفاوت زبان پهلوی با زبان‌های دیرین مانند مادی و اوستایی به همانگونه است که تشابه و تفاوت تاتی و تالشی با آن زبان‌ها.[۱۴]

دربارهٔ نام تات و نامگذاری زبان تاتی استدلال‌ها و نظرات مختلفی از سوی دانشمندان و صاحب نظران عنوان شده است، برخی مثل بارتولد و ایوانف کلمه تات را با تاجیک مرتبط دانسته‌اند. ارگانسکی معتقد است که لفظ تات به قوم یا نژاد خاصی اطلاق نمی‌شده است و یک نام عمومی است که ترک‌ها آن نام را به مردمان تبعه حکومت خود اطلاق می‌کردند.[۱۵]

تات واژه‌ای است که ترک‌زبانان برای مردم ایرانی‌زبان و ایرانی‌تبار یک‌جانشین نیز به‌کار برده‌اند.[۱۶] به‌گفتهٔ هونی (۱۹۵۷) فارسی‌زبانان را تات می‌نامیدند.[۱۷] هنینگ معتقد است تاجیک لفظی ترکی است و ساخته شده از تا=تات (ترک) به علاوه پسوند چیک که به معنی تبعه ترک است.[۱۵]

قدیمی‌ترین سندی که کلمهٔ تات در آن استفاده شده، کتیبه‌های اورخون است. تات در در این کتیبه‌ها ظاهراً به‌معنای «اتباع» و «رعایا» استفاده شده است. لفظ «تات» علاوه بر این که بر ایرانیان و یکجانشینان گفته می‌شده عنوانی بوده که قبل از حکومت ایلخانی به عناصر خارجی سرزمین‌های ترکان (احتمالاً خارجی‌های یکجانشین ترکستان، بعضی قبایل متمدن ترک، اقوام مغلوب و ساکنان مناطق تحت تصرف ترکان) گفته می‌شده است.[۱۸]

در مثل‌ها و افسانه‌های مردم تبریز «تات» به‌معنی مرد دانا و باسواد و شهرنشین است.[۱۹] استعمال کلمهٔ «تات» در بین ترکان ساکن ایران رواج داشته ولی انعکاس آن در ادبیات فارسی بسیار کم است.[۱۸] همچنین در دیوان لغات ترک کاشغری تات به‌شکل تَت نیز ضبط شده و به‌معنای ایرانی، فارسی، فارسی‌زبان و کافر اویغوری آمده است.[۲۰] تاتارهای کریمه نیز مسیحیان یونانی را که در سلطنت کاترین دوم (۱۷۶۲–۱۷۹۶) و در فاصلهٔ ۱۱۸۹–۱۱۹۲/ ۱۷۷۵–۱۷۷۸ به ناحیهٔ ماریوپل (ژدانوف امروزی) واقع در کنار دریای آزوف مهاجرت کرده بودند، تات می‌نامیدند.[۲۱]

طبقه‌بندی زبان‌های خانواده تاتیک

احسان یارشاطر در سال ۱۳۳۶ برای اولین بار با بررسی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی (آریایی زبان‌ها) به زبان تاتی در کنار دیگر زبان‌های سواحل دریای خزر اشاره می‌کند و زبان‌های طبری، گیلکی، تاتی و تالشی را به عنوان زبان‌های خانواده شمال غربی و زبان‌های کاسپین معرفی می‌کند.[۲۲]

امروزه گروهی از گویش‌های ایرانی (آریایی) در خارج از ایران و داخل ایران از جمله در منطقه خراسان وجود دارند که به تاتی معروف هستند ولی از دید دانش زبان‌شناختی ارتباط چندانی به خانواده زبان‌های تاتیک و زبان‌های شمال غربی ایران ندارند[۲۳] و متعلق به خانواده زبان‌های جنوب غرب ایران و شاخه‌ای از زبان فارسی قلمداد می‌شوند.[۲۳] زبانی که به تاتی شمالی معروف است و در منطقه قفقاز (داغستان و آذربایجان) به صورت پراکنده وجود دارد شاخه ای از زبان فارسی است که در گذشته بدست مرزداران و سپاهیان ارتش ساسانی به این مناطق منتقل شده است و با وجود اینکه در میان مردم بومی آن مناطق تاتی خوانده می‌شود ولی ارتباط زبان‌شناختی با زبان‌های تاتی ایران ندارد و زبان جدایی از زبان‌های تاتی است.[۲۳] پژوهشگرانی مانند دونالد استیلو نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند و زبان فارسی که در دوران ساسانیان بدست سربازان پارس به منطقه قفقاز منتقل شده است و امروزه به تاتی شمالی شناخته می‌شود، یک زبان جدا بوده و ارتباطی به زبان‌های خانواده تاتیک و تات‌های شمال غرب و مرکز ایران ندارد.[۲۴]

گروهی دیگر از گویش‌های ایرانی وجود دارد که با وجود اینکه جزو خانواده زبان‌های تاتیک طبقه‌بندی نشده‌اند و تاتی نیز نامیده نمی‌شوند ولی از دید ویژگی‌های زبان شناختی وشباهت‌های موجود با زبان‌های خانواده تاتیک و زبان‌های خانواده کاسپین ارتباط‌های نزدیکی دارند.[۲۴] مناطقی از البرز جنوبی مانند سمنان، تهران و گویش‌های پراکنده در مرکز ایران جزو این دسته می‌باشند که بررسی شواهد نشان می‌دهد باید در طبقه‌بندی خانواده زبان‌های تاتیک ذکر شوند.[۲۴]

گویش‌های تاتُید «tatoid» یا گویش‌های تاتی گونه گویش‌هایی از زبان تاتی می‌باشند که در شهرستان‌های رودبار، الموت صحبت می‌شود و گویش طالقانی، الموتی و رودباری گویش‌هایی از زبان تاتی می‌باشند. گویش‌های تاتی مانند در اصل زبان تاتی بودند که به‌دلیل تأثیرات شدید زبان‌های کاسپین و زبان فارسی تمام ویژگی‌های زبان تاتی را از دست داده‌اند.[۲۵]

ریشه زبان تاتی

تاتی با توجه به اینکه یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است بیشترین نزدیکی را به زبان‌های تالشی، کردی، زازاکی، گیلکی، مازندرانی، لکی و بلوچی دارد. نظرات بسیاری در مورد ریشهٔ تاتی داده شده است. برخی به شباهت‌های تاتی با اوستایی اشاره داشته‌اند. عده‌ای نیز کوشیده‌اند به شباهت‌ها و پیوندهای تاتی با پهلوی اشاره داشته باشند. برخی نیز تاتی را به‌همراه طبری و تالشی و گیلکی و کُردی، بازمانده‌های زبان مادی کهن دانسته‌اند.

باتوجه به اینکه از زبان مادی اطلاعات چندانی باقی نمانده است، این امر باعث شده است در مورد تاریخ ماد سخنان ضد و نقیض فراوان و گاه متناقض از سوی نویسندگان و پژوهشگران مختلف بیان شود.[۲۶] دیاکونوف با اذعان به آشفتگی منابع و عدم اعتماد به منابع مربوط به تاریخ ماد بیان می‌کند: «در هیچ‌یک از تاریخ‌های عهد عتیق به قدر تاریخ ماد، این همه اظهار نظرهای گوناگون و ضد و نقیض و غالباً بی اساس و عجیب و غریب به عمل نیامده است.»[۲۶]

دیاکونوف در مورد زبان‌های تاتی و تالشی می‌نویسد:[۷]

«در زمان حاضر هم تات‌ها و تالشان و گیلک‌ها و مازندرانی‌ها به زبان‌هایی سخن می‌گویند که خود بقایای زبان هند و اروپائی می‌باشد که در آغاز زبان ماد شرقی بوده است. امتیاز ویژه این زبان‌ها کهنگی و مهجوری ترکیب اصوات می‌باشد که با زبان پارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مناسبت دارد.»

با وجود اینکه محققان سرشناسی مانند دیاکونوف سال‌ها روی منابع مادی در زبان‌های مختلف سومری، اکدی، عیلامی، عبری باستان، اورارتویی، اوستایی، یونانی و غیره مطالعه داشته‌اند ولی با صراحت و قاطعیت در مورد زبان‌های تاتیک و ارتباط مستقیم این زبان‌ها با زبان مادی چیزی ننوشته است، بلکه زبان تاتی را در کنار دیگر زبان‌های شمال غربی ایران مرتبط با زبان پارت‌ها (زبان پهلوی) و زبان اوستایی نیز دانسته است.[۲۷]

مادی بودن ریشه تاتی را کسان دیگری چون عباس طاهری، اسدالله رحمانی و ابراهیم جهان‌بخش در مقاله‌های «بررسی گویش تاتی تاکستان»، «راهکارهای حفظ زبان تاتی» و «ساختار دستوری تاتی» و همچنین احسان یارشاطر در دانشنامهٔ اسلام و ایران بیان داشته‌اند.[نیازمند منبع]

احمد کسروی معتقد است که زبانی که تات‌ها بدان سخن می‌گویند در زمان‌های گذشته گسترش زیادی داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهش‌های انجام‌شده، زمانی همهٔ مردم آذربایجان و قزوین را دربرگرفته ولی بعدها با اشاعه و استیلای زبان ترکی کم‌کم از بین رفته است.[۲۸][نیازمند بازبینی منبع]

در هر حال می‌توان ریشهٔ اصلی زبان تاتی را زبان مادی دانست که در طول قرون متمادی تحت تأثیر اوستایی که زبان مذهبی مردمان این سامان بوده، و فارسی باستان و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و فارسی دری، که به‌ترتیب زبان رسمی حکومت‌های هخامنشی و اشکانی و ساسانی و حکومت‌های پس از اسلام بوده، قرار گرفته، و امروزه در آخرین شکل خود تحت عنوان تاتی درآمده است.[۲۹]

از دلایلی که برخی از محققان به ارتباط زبان‌های خانواده تاتیک و زبان ناشناخته مادی با شک و تردید برخورد می‌کنند مربوط به نوشته‌های دوران اسلامی است. در این دوران، مورخان مسلمان وقتی به زبان شهرهای نواحی آذربایجان و همدان و غیره اشاره می‌کنند از لفظ پهلوی/فهلوی (زبان پارتی) استفاده می‌کنند.[۳۰] زبان‌های اصلی و رایج در سرزمین‌های تحت کنترل حکومت ساسانی در اواخر دوران ساسانی شامل ۵ گروه اصلی آریایی و غیر آریایی گزارش شده است که شامل زبان پهلوی (آذربایجان، همدان و اصفهان و ری)، زبان دری (زبان شاهان ساسانی و زبان پایتخت)، زبان فارسی (زبان موبدان و مذهب)، زبان خوزی (زبان جنوب غرب ایران و خوزستان) و زبان سریانی (زبان دشت عراق) بوده است.[۳۱]

برخی پژوهشگران معتقدند زبان تاتی، زبان قدیم مردم آذربایجان بوده و آذری نامیده می‌شده است.[۳۲] یوزف مارکوات نیز زبان پهلوی را کاملاً منطق بر زبان منطقه آذربایجان و شمال غرب ایران می‌داند که ادامه دهنده زبان امپراتوری اشکانیان است.[۳۱] مورخان دوره اسلامی نیز زبان‌های فارسی و دری را در کنار زبان پهلوی که مختص منطقه پهله(آذربایجان، اصفهان، همدان و کرانه‌های غربی دریای خزر) بوده، متذکر شده‌اند و این نشان می‌دهد زبان کهن مردم آذربایجان و شمال غرب ایران ارتباطی به قوم فارس و امپراتوری ساسانی یا زبان موبدان فارسی‌زبان نداشته است و یک زبان جدا و جزو زبان‌های شمال غربی ایران بوده است.[۳۱]

امروزه برخی زبان‌شناسان و پژوهشگران زبانی، نامِ آذری را به نام زبانِ تاتی ایران و لهجه‌های مختلف آن ترجیح می‌دهند و در آثار خود، هنگام بررسی زبان تاتی ایران، از نامِ «آذری» استفاده می‌کنند.[۳۳]

قوم تات

مردمی که امروزه تات نامیده می‌شوند، در نواری منقطع از کوهستان قفقاز تا کوه‌های خراسان پراکنده‌اند. سرنوشت تاریخی مردم تات هرچه بوده در نهایت به این انجامید که تات‌ها در نواحی دوراُفتاده و روستاهای صعب‌العبور و حاشیه‌ای بقاء خود را به دست آورند. امروزه، همان‌طور که گفته شد، این مردم در گسترهٔ وسیعی از ایران حضور دارند. با توجه به داده‌های جمعیت‌شناختی موجود و صحبت‌هایی که با اهالی تات‌نشین مناطق مختلف ایران شده، می‌توان به‌تقریب گفت در حدود بیش از ۴۰۰ هزار نفر تات در ایران زندگی می‌کنند که در گذشته عمدتاً از حضور دیگران آگاهی خاصی نداشتند و عموماً بیشترشان به‌صورت جزایری مجزا از هم زندگی می‌کردند. امروزه هم اطلاعاتی کلی از یکدیگر دارند که به‌عنوان مثال تات‌نشین‌های دشت قزوین به‌ندرت یکی از تات‌نشین‌های اطراف بجنورد را دیده‌اند، چه برسد به اینکه ارتباطی با هم داشته باشند.[۳۴]

علی عبدلی، نویسنده چند کتاب از قبیل فرهنگ تطبیقی تالشی، تاتی، آذری، تهران ۱۳۸۰.[۱۱]

در مجموع می‌توان تات‌های ایران را در چند ویژگی مشترک خلاصه کرد:

  1. زبان تاتی، که در تمام مناطق تات‌نشین، وجود دارد.
  2. منشأ و تبار مشترک که به مادها بر می‌گردد (هرچند خودآگاهی کمی نسبت به این مسئله در میان تات‌ها وجود دارد).
  3. تاریخ و سرنوشت تاریخی مشترک که سبب شده وضعیت تاریخی مشابهی داشته باشند.

۴- سنت و میراث فرهنگی مشترک. باید گفت از آنجا که زبان تاتی، یک زبان غیرمکتوب است و فرهنگ آن‌ها نیز یک فرهنگ شفاهی است، لذا مهم‌ترین و اصلی‌ترین محمل فرهنگی آنها، زبانشان بوده که سنت فرهنگی‌شان را در طی سال‌ها و قرون متمادی تا به امروز انتقال داده است.[۳۴]

ادبیات تاتی

حوزهٔ ادبیات تاتی با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، سدهٔ هشتم هجری قمری می‌باشد که بر جای مانده است و دارای سابقهٔ طولانی است. اما تاریخ آغاز جدید آن در ایران به پس از دورهٔ مشروطه، و در قفقاز به پس از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ روسیه می‌رسد که اشعار و نمایشنامه‌های م. بخشی اف (متولد ۱۹۱۰) و اشعار و داستان‌های ده آنتی لوف (متولد ۱۹۱۳) گواه این موضوع است.

یکی از آثار ادبیات تاتی، داستان عاشقانهٔ عزیز و نگار است که به زبان تاتی نوشته‌شده و نسخه‌های متعددی از آن در دست است. این داستان تاکنون به زبان تاتی منتشر نشده، اما یوسف علیخانی نسخه‌ای از آن را به زبان فارسی به نثر تنظیم و چاپ کرده است.

در دهه‌های اخیر حس هویت‌خواهی تات‌های ایران سبب خلق تعدادی آثار مکتوب به این زبان شده است. کتاب فرهنگ موضوعی تاتی به فارسی گویش تاتی روستای لرد بخش شاهرود خلخال، اثر جواد معراجی لرد، از جملهٔ آن‌هاست که شامل لغات، ترکیبات، کنایات و اصطلاحات است و اشاره‌ای کوتاه نیز به دستور زبان تاتی این منطقه داشته است. اشعار و داستان‌هایی نیز به زبان تاتی سروده و نوشته شده‌اند. دو نمونه از این کتاب «آوای تات: سروده‌هایی به زبان تاتی تاکستان» اثر عباس پدرام و کتاب «زورق شکسته» اثر محمود زرندی است.

پراکنش گویشوران زبان تاتی

در ایران پراکندگی تات‌زبانان دامنهٔ قابل‌توجهی دارد. تا قرن گذشته، مردمی که در سرزمین‌های میان سراب و نیر اردبیل سکونت داشتند، مخلوطی از تات‌ها و شاهسون‌ها بودند و طول مسیر رودخانه‌های بالق‌لو و قره‌سو تا رودخانهٔ ارس نیز تات‌نشین بود. اینان در همان زمان مدت‌ها بود که زبان خود را فراموش کرده بودند و به ترکی آذری سخن می‌گفتند. دره شاهرود خلخال، بزرگ‌ترین محل تجمع تات‌زبان‌ها در آذربایجان و اردبیل است. و ۱۵ روستا در این دره و یکی دو ناحیهٔ دیگر خلخال،تات‌زبان است. در قزوین نیز انبوهی از تات‌زبانان سکونت دارند. در سال ۱۲۷۶ به‌دستور علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم و صنایع و تجارت، لغات رایج در میان تات‌های بلوک رامند و دیگر روستاهای تات‌نشین جنوب قزوین جمع‌آوری گردید و کتابی تألیف شد با عنوان رسالهٔ لغات فرس قدیم که اهل قزوین را از قبایل قدیم ایران و مردمی پهلوی‌زبان معرفی کرده است. شمس‌العلما محمدمهدی عبدالرب آبادی، از مؤلفان نامه دانشوران، از این طایفه بود. امروزه از جنوب غربی تا جنوب شرقی قزوین، گروه‌های بزرگی از مردم بخش‌های رامند شمالی، رامند جنوبی، بخشی از بوئین‌زهرا،اسفرورین و اشتهارد، تات نامیده می‌شوند.

امروز اگر نقشهٔ شمال ایران را در برابر خود قرار دهیم و خطی از آخرین نقطهٔ ارتفاعات طالقان به طرف سیاهکل و رستم‌آباد کشیده و آن را تا تاکستان ادامه بدهیم، مثلثی مشخص می‌گردد که در آن گویشوران تاتی در میان سایر گروه‌های زبانی زندگی می‌نمایند[نیازمند منبع] و البته عمده مرکز تجمع تات‌ها خود تاکستان می‌باشد. تاکستان در گذشته به نام «سیادهن» خوانده می‌شد و اکنون هم بومیان آن را «سیادن» می‌نامند. تاکستان در دوران ساسانیان در نهایتِ آبادی بوده و موقعیت ممتازی داشته است. به‌طور کلی زنجیرهٔ مناطق تات‌نشین در ایران از شهر الموت تا تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین‌زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

استان های مرکزی، البرز، تهران، اردبیل، گیلان، زنجان، خراسان شمالی و قم در شهرستان‌ها و مناطق آشتیان، روستای وفس، روستای چهرقان، روستای فَرَک، روستای گورچان، روستای الویر، روستای ویدر، شهر های تاکستان، اشتهارد، ایوانکی، شاهرود خلخال، در زنجان روستای خوئین و در قم روستای قدیمی آمُره دیده می‌شوند.[۳۵][۳۶][۳۷] و همچنین در زنجان زبان تاتی بخشی از شمال طارم علیا دامنهٔ کوه البرز به جا مانده است در حدود ۸ روستا (جمال‌آباد، بالکور ، چرزه، هزارود، بندرگاه، سیاورود، نوکیان، قوهیجان) به زبان تاتی صحبت می‌کنند. محل سکونت آنها بر کمره کوه واقع شده است.[۳۸]

همچنین زبان تاتی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی ایران از استان آذربایجان شرقی نیز ثبت شده است. این زبان با لهجه‌های هرزندی و کرینگانی در این مناطق همچنان سخن گفته می‌شود.[۳۳][۳۹]

تات‌های ایران که به تات‌های جنوبی شهرت یافته‌اند، در استان‌ها، شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

شهرستان خلخال:

در بخش‌ شاهرود شهر کلور و روستاهای لرد، درو، اسکستان، اسبو، شال، دیز، گندم‌آباد، کرین، خانقاه گیلوان، گیلوان، خلار، کهل و در بخش خورش رستم کرنق، کزج، کجل (شاهرودی، خورش رستمی (کرانی)، کجلی).

شهرستان اشتهارد:

شهر اشتهارد و روستاهای بخش پلنگ آباد شامل خود پلنگ آباد، جعفرآباد، مزرعه فدک ،قزل چشمه، جارو، بوجعفر، مهدی آباد، فرد آباد، مختار آباد، احمد آباد، قشلاق گِنگ، اوپشته و بیشتر روستا های دهستان صحت آباد بخش مرکزی شامل خود صحت آباد، شهرک صنعتی اشتهارد، نکوجار و مرادتپه (اشتهاردی).

طبق کتاب تات نشین‌های بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد گویش تاتی اشتهارد خالص‌ترین و دست نخورده‌ترین گویش زبان تاتی است، چون منطقهٔ اشتهارد که در سر راه کرج به بوئین‌زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بوئین‌زهرا قرار دارد به‌علت خشکی و کمی آب از دستبرد مهاجرت مردمان ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده‌اند.[۴۰]

شهرستان طالقان:

شهر طالقان و تمام روستاهای بخش مرکزی و دهستان کنار رودِ بخش بالاطالقان (طالقانی).

شهرستان دماوند:

شهرهای کیلان و آبسرد(دماوندی).(کیلان - کلون)

شهرستان رودبار:

در بخش های عمارلو و خورگام شهرهای جیرنده و بره سر و روستاهای انبوه، کلیشم، خرم‌کوه، ویه، ناوه، لایه، نوده فاراب، یکنم، ایینه‌ده، پاکده، داماش، بیورزین، پارودبار، اسکابن، کرماک، ناش، اسطلخ‌کوه، چیچال،لیاول علیا، چلوانسرا، قوشه لانه ،سه پستانک، گرزنه چاک وکشکش و در دهستان رستم آباد جنوبیِ بخش مرکزی دو روستا‌ی کلاس و کبته (رودباری، کبته‌ای، کرانی (خورش رستم)).[۴۱][۴۲]

شهرستان تاکستان:

شهرهای تاکستان و اسفرورین و روستاهای قرقسین و خروزان (تاکستانی، اسفرورینی).

شهرستان بوئین‌زهرا:

شهرهای دانسفهان، شال و سگزآباد و روستاهای خیارج ،خوزنین و ابراهیم‌آباد[۴۳][۴۴](دانسفهانی، شالی، سگزآبادی، ابراهیم آبادی).

شهرستان قزوین:

شهرهای رازمیان و معلم کلایه و بیشتر روستاهای بخش رودبار الموت غربی و بخش رودبار الموت شرقی و همچنین در بخش مرکزی روستاهای اردبیلک، الولک، نیاق، زرشک، سوته‌کش، کش‌آباد علیا، کش‌آباد سفلی و اَسبَمِرد اقبالیه غربی و روستا های رزجرد، رشتقون، شینقر، اشنستان، میان‌بر و دستجرد اقبالیه شرقی(الموتی، مراغی، اردبیلکی، رزجردی).

شهرستان البرز:

روستاهای میرچین(اکبرآباد جدید)، چاله، آقاگیر، ورس( الموتی، مراغی).

شهرستان آبیک:

شهر زیاران[۴۵]و روستاهای میان کوه، دارالسرور، خوزنان، قاضی کلایه، آقچری، صمغ‌اباد ،کلایه و ابراهیم‌آبادِ دهستان زیاران و روستا های طیخور، توداران، کذلک ،کهوان، آتانک، جزمه؟، حاجی آباد ،مزرعه غریب، نوده، کیاده ،شکرناب، چناسک و زرجه بستانِ فشگلدره (دهستان های کوهپایه شرقی و غربی)(زیارانی، طیخوری).

شهرستان زرندیه:

روستاهای الویر و ویدر (الویری-ویدری).

شهرستان کمیجان:

روستاهای وفس، چهرقان و فرک (وفسی).

شهرستان فراهان:

روستای گورچان (وفسی).

شهرستان تفرش:

روستای کهک (آشتیانی).

شهرستان آشتیان:

شهر آشتیان و همه روستاها به جز چند روستای خلج نشین (آشتیانی).

شهرستان طارم:

۸روستا به نام‌های سیاه رود، جمال آباد، باکلور، هزاررود ،بندرگاه، چرزه، قوهیجان و نوکیان که این روستاها در دهستان درام واقع شده‌اند(طارمی، کبته‌ای، کرانی(خورش رستمی).

شهرستان ایجرود:

روستاهای خوئین، قرنه،حلب، آرکوئین، سفیدکمر، سعید‌آباد سفلی و بلوبین (خوئینی).گویش خوئینی از اصیل‌ترین گویش های تاتی یه شمار می رود چون این گویش به همراه گویش های هرزندی،کلاثوری،کِرنگانی و کیلیتی نزدیک تری گویش ها به به آذری باستان هستند.اما متاسفانه این گویش جزء درمعرض‌خطر ترین گویش های تاتی است،بااینکه دیگر گویش های تاتی هم در معرض خطر انقراض هستند ولی خطر انقراض این گویش اصیل و غنی بیشتر است چون از طرفی از دهه ۴۰ میلادی نفوذ زبان ترکی آذری بیشتر شده است و بیشتر مردم به جز سالخوردگان این زبان را جایگزین زبان خویش کرده اند و از طرف دیگر هم این گویش هیچ حمایتی را از مقامات محلی و دولت ایران دریافت نمی کند.

شهرستان زنجان:

روستای شیخ‌ جابر

شهرستان مرند:

روستاهای گلین قیه، هرزند عتیق، هرزند جدید و روستا های دیگر (دهستان‌های هرزندات شرقی و غربی)

شهرستان کلیبر:

روستا‌های کلاثور و خونیرود (کلاثوری).

شهرستان ورزقان:

روستای کِرِنگان (کرنگانی)

شهرستان هریس:

روستای چای کندی.

شهرستان سراب:

روستای دمیرچی

شهرستان اسفراین:

روستای‌های ادکان و بیدواز.

شهرستان بجنورد:

روستا های قلعه محمدی، گیفان پایین، گیفان بالا، میانزو، رزقانه.

شهرستان جاجرم:

شهر سنخواست و روستاهای دوبرجه، طبر، کرف، خراشا، غمیطه، جربت ،اسلام‌آباد، ارک و اندقان.

شهرستان شیروان:

روستای‌های برزل آباد، گلیان، و برزلی.

در این مناطق، زبان تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات‌ها همراه با سایر اقوام و به‌ویژه با کردها زندگی می‌کنند[نیازمند منبع]. تات‌های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه‌ای، جاجرمی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه‌ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است. برخی همچون ملک الشعرای بهار بر این عقیده‌اند که اصطلاح تات در شمال خراسان برگرفته و تغییریافتهٔ اصطلاح «تازیک» یا «تاجیک» است که پس از حملهٔ اعراب به شمال خراسان ابتدا از سوی ایرانیان به اعراب و سپس از سوی اقوام ترک به فارس‌زبانان گفته شده است.

شهرستان قم:

روستای آمُره

گویش‌های گروه زبانی تاتی

تاتی (ایرانی) به ۶ گونهٔ (شاخه) اصلی تقسیم میشود

  1. تاتی نیمه جنوبی استان قزوین:

الف)تاکستانی

ب)اسفرورینی

پ)شالی

ت)دانسفهانی

ث)سگز‌آبادی

جیم)ابراهیم آبادی

  1. تاتی شهرستان اشتهارد (اشتهاردی)
  2. تاتی استان مرکزی

الف)الویری-ویدری

ب)وفسی (به تاتی:ووسی)

پ)آشتیانی

  1. تاتی مناطق شمالی استان قزوین

الف)الموتی-گازرخانی

ب)مراغی

پ)رزجردی

ت)اردبیلکی

ث)زیارانی

جیم)طیخوری

  1. تاتی رودباری
  2. تاتی طالقانی
  3. تاتی دماوندی

الف) دماوندیِ اصل (شهر های کیلان و آبسرد)

ب)ایوانکی

  • گروه ۳: تاتی خراسانی (هیچ اطلاعاتی در مورد تقسیم بندی گویش ها و لهجه های این گونه وجود ندارد)
  • گروه ۴:تاتی استان آذربایجان شرقی.
  1. تاتی منطقه قره داغ(ارسباران)

الف)هرزندی

ب)کیلیتی در منطقه خودمختار نخجوان جمهوری آذربایجان (منقرض شده است)

پ) کلاثوری

ت)کرینگانی

۲. تاتی روستای چای‌کندی

۳.تاتی روستای دمیرچی

  1. تاتی خوئینی
  2. تاتی روستای شیخ جابر
  • گروه ۶: خلخالی-طارمی.
  1. خلخالی (شامل کرانی)

الف)شاهرودی

ب)کجلی

پ)کرانی (شامل خورش‌رستمی):الف)خورش‌رستمی (روستاهای کرنق و کزج)، ب)کَلاسی، پ)هزار‌رودی

۲.طارمی (به جز روستای هزاررود)

۳.کبته‌ای

مقایسه گویش‌های مختلف تاتی[۴۶]

فارسی تاتی تاکستان تاتی لرد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران زبان زازایی (دیملی)ن کردی کرمانجی
بچه، کودک zārin/bālā
بالا/زارین
khordan
خُردَن
zāru
زارو
vača
وچه
eyāl
عیال
qeček mendal
پشت بام bon
بُن
bun
بان
bön
بون
bom
بوم
bum
بوم bon
bon bān
دست bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
bāl
بالdest
dest dest
تیز tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج tij
tij tûž
خواهر xāke
خواکه
xua
خو
xuāka
خوآکه
xāxor
خاخور
xoār
خُوآر
wa/war xwişk
وضو dasnemāz
دسنماز
dasnemāz
دسنماز
dasnemāz
دسنماز
dasnemāz
دسنماز
dastnemāz
دست نِماز
desmaz destnimêj
کدبانو keyvuniye/kalöntare zeyniye
کلُونتَره زینیه/کیوونیه
čeybonua
چی بنوه
keyvānu
کیوانو
keyvānu
کیوانو
kalentar
کلنتر
keyne/čeyne kebanî
عدس marjömake
مرجومکه
marjuمرجو marjeva
مرجوه
marju
مرجو
marju
مرجو
marju nîsk
آرام، دنج dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinc aram
فریاد harāy
هرای
qālmaghāl

قال مِقال

harāy/qeya
قیه/هرای
harāy/qiyu
قیو/هرای
qālmeqāl/harāy
هرای/قال مِقال
fiğan hewar/qîr
فارسی پهلوی اوستایی تاتی تاکستان تاتی سگزآباد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران زبان زازایی (دیملی)ن کردی کرمانجی
سگ sag span asbe/māččiye
ماچیه/اَسبه
asba
اَسبه
asba
اَسبه
sag
سگ
sayg/māčča
ماچه/سَیگ
espe seg
استخوان ast/astag/

astaxvān

ast esqonj
اسقُنج
xasta
خسته
xasta
خسته
esdeqān
اسدقان
hasta
هَستَه
aste hestî
دروغ drōgh/drō droj duru
دورو
deru
درو
doru
دُرو
duru
دورو
duru
دورو
zur derew
سوزن darzik/sōzan dereza darzone
درزُنه
darzena
درزنه
darzena
درزنه
darzan
درزَن
darzen
درزِن
derzen derzî
چهره čihr/čihrak dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
rû/dêm
داماد dāmāt zāmātar zomā
زُما
zummā
زوما
zomā
زوما
zāmā
زاما
zāmā
زاما
zama/zuma zava
خانه katag/xānag kata kiye
کیه
čia
چیه
chia
چیه
xāna
خانه
xāna
خانه
kiye/čiye xanî
مرد mart mereta mardak
مردک
miarda
میرده
mardachمردچ merdi
مِردی
mardek
مَردِک
merde/merdek mêr
بره varrak vare
وَره
vara
وره
vara
وره
vara
وره
vara
وره
varek berx
عروس viyūdag vaze veye
ویه
veya
ویه
veya
ویه
arus
عروس
ayris/eris
عریس/عَی ریس
veyve bûk
بینی vēnīg vaenā vinniye
وینیه
venia
ونیه
venia
ونیه
vini
وینی
vini
وینی
viniye poz
گرگ gurg vehraka varg
ورگ
varg
ورگ
varj
ورج
verg
وِرگ
gurg
گورگ
verg gûr


در گویش اسفرورینی

برخی از واژه‌های زبان تاتی به گویش اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)

  • کجا: کوآ / kuặ/ کجا:اکو
  • آنجا: بورَ /Bura/ آنجا:براء
  • برف: وارَ /vara/ برف :ور
  • پدر: پیه /piya/ پدر: ببه
  • مادر: مایَه /mặya/ مادر: ما. یا (ننه)
  • برادر: برا /Bərặ/ برادر :برا
  • خواهر: خاک (Khak) خواهر: خؤ
  • پسر: پور (Pura) پسر: کوته
  • دختر: تیتی (Titi) دختر:کیله
  • من: اَز (Az)
  • تو: ته (Ta)
  • ما: آما (Ama)
  • شما: شما (Shema)
  • او (مؤنث): آیَه (Aya)
  • او (مذکر): آندا (Anda)
  • مرا: چمن (Chemen)
  • تو را: اِشت (Eshte)
  • پریروز: اَپِری (Aperi)
  • دیروز: اَزیر (Azira)
  • امروز: آرو (Aru)
  • فردا: سابا (Saba)
  • پس‌فردا: پسرا (Pesara)
  • خانه: کی یه (Kiya)
  • عروس: وِیَه(veya)
  • خربزه: کالیکَه (kalika)
  • حیاط: کِلاگا (Kelaga)
  • باغ: رَز (Raz)
  • بیرون: بَر (Bar)
  • بالا: جُر (Jor)
  • پایین: جَر(jar)
  • کفش: چُستُه (Chosto)
  • قاشق: کَنچه (Kanche)
  • گربه: مَرچین (Marchin)
  • سگ: اَسبه (seba)
  • مرغ: کرگ (Karg)
  • تخم‌مرغ: کرخا (Karkha)
  • دارم: دیرم (direm)

در گویش سگز آبادی

برخی از واژه‌های زبان تاتی به گویش روستای سگزآباد (از توابع شهرستان بوئین‌زهرا استان قزوین)

  • خانواده
  • خانه: چیَ
  • پدر: دَدَ (dada)
  • مادر: مایَ (maya)
  • پسر: فِر (fer)
  • دختر: تی تی (titi)
  • خواهر: خاچَ (khcha)
  • برادر: برا (bera)
  • برادر زن: زن برا
  • خواهر زن: زن خاجه
  • مادر زن: زن مایَه
  • پدر زن: زن پیه
  • مادر بزرگ: پیلَه مایَ
  • عروس: وِیه
  • داماد: زوما
  • میوه
  • سیب: اَسواَ
  • خربزه: چالیچَه
  • گلابی: اَنبری
  • هندوانه: هَندونهَ
  • زردآلو: شِلونیکَ
  • انگور: اَنجروَ
  • زمان
  • امروز: آرِو
  • دیروز: اَزیرَ
  • پری روز: پَریرَ
  • فردا: صَبا
  • پس فردا: سَرا
  • پسین فردا: پَرچینی
  • پسون فردا: پس پَرچینی
  • ظهر: نمِرو
  • غروب: دَمِ شوم
  • شب: شؤ
  • جانور
  • گربه: مَرچین
  • سگ: اَسب
  • گوسفند: چاروا
  • گاو: گُئوَ
  • گرگ: وَرگ
  • مرغ: کَرگَ
  • خرگوش: خَروش
  • گنجشک: گُئوش
  • کیوتر: کُؤتر
  • پوشاک
  • شلوار: شالوار
  • پیراهن: شوی
  • کفش: پوجار
  • کمربند: قیش
  • آب و هوا
  • برف: فرف
  • باران: وارون
  • تگرگ: تی اَرس
  • صفت
  • کوچک: قیجل (ghijel)
  • بزرگ: پیل (pil)
  • خوب: خار (khar)
  • بد: پیس (pis)
  • اشاره
  • این: جِم (jem)
  • کجا: چوآ (choa)
  • اینجا: اِندیا (endia)
  • جهات
  • بالا (زبر): جوئر
  • پائین (زیر): جیرا
  • جلو: پَرون
  • عقب: پَسا
  • وسط: مونینجا
  • ضمایر
  • من: اَ (a)
  • تو: تَ (ta)
  • او :آ (a)
  • ما: اَما (ama)
  • شما: اماهاین، شما (emahayn,shema)
  • آنها: آهاین (ahayn)

در گویش شالی

برخی از واژه‌های زبان تاتی به لهجهٔ شهر شال (استان قزوین)

  • خانواده
  • پیَه = پدر
  • مایَ = مادر
  • برا = برادر
  • خاکه = خواهر
  • تتی = دختر
  • پورَ = پسر
  • میوه
  • رَز = باغ انگور
  • چالج = شالی
  • جانور
  • جیلی = جوجه
  • مرچینه = گربه
  • پاجار = کفش
  • صفت
  • خواریش = خوبی؟
  • نمونه جمله
  • بی = بیا
  • بشه = برو
  • کاگو بیش = کجا بودی؟
  • بی کیه؟ بفرمایید منزل.
  • چنه = چرا، برای چه؟

صرف فعل

گویش تاکستان

در جدول زیر فعل رفتن در زبان تاتی با گویش تاکستان در زمان‌های مختلف صرف شده است.[۴۷]

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد مذکر مفرد ۳ مؤنث ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده bešeimə bešeišə böšö bišiyə bešeimon bešeyon bešində
گذشته کامل bešə-veimə bešə-veiše bešə-ve bešə-veiyə bešə-veimon bešə-vəyon bešə-vində
گذشته التزامی bešə-bim bešə-bi bešə-be bešə-biyə bešə-beimon bešə-beiyon bešə-bində
گذشته نقلی bešeimə bešeišə biši bišiyə bešeimon bešayon bišində
گذشته استمرای mešeimə mešeiše möšö mišiyə mešeimon mešayon mišində
گذشته در حال انجام dâštem-mešeimə dešti-mešeiše dačče-möšö dačče-mišiyə daštemon-mešeimon daštiyon-mešayon daččon-mišində
حال ساده/آینده mešemə mešei mišu mišiyə mešeim mešeyâ mišundə
حال در حال انجام derem-mešemə deri-mešei dere-mišu deriyə-mišiyə derom-mešeim derâ-mešeyâ derende-mišundə
حال التزامی bešemə bešei bišu bišiyə bešom bešeiyâ bišində
آینده mogom bešem mogoy bešei mogoš bišu mogošə bišiyə nogomon bešom mogoyon bešeiyâ mogošon bišondə

گویش الموت

در جدول زیر فعل کردن (kordon) بر اساس زبان تاتی با گویش الموت در زمان‌های مختلف صرف می‌شود.[۴۸](نمونه زیر براساس گویش الموت می‌باشد)

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده kordom kordi kord kordim kordin korden
گذشته کامل korde biyam korde biyey korde ba korde biyeym korde biyeyn korde biyen
گذشته التزامی korde bom korde bi korde bu korde bim korde bin korde bon
گذشته استمراری mokordom mokordi mokord mokordim mokordin mokorden
گذشته در حال انجام dabiyam bokonom dabiyey bokoni dabiya bokona dabiyeym bokonim dabiyeyn bokonin dabiyan bokonen
گذشته نقلی kordiyama kordiyeya kordiiya kordiyeyma kordiyeyna kordiyana
حال ساده/آینده mokonom mokoni mokona mokonim mokonin mokonen
حال در حال انجام darom bokonom dari bokoni dara bokons darim bokonim darin bokonin daren bokonen
حال التزامی bokonom bokoni bokona bokonim bokonin bokonen
آینده mexâm bokonom mexây bokoni mexâ bokona mexâym bokonim mexâyn bokonin mexân bokonen

گویش طالقان

در جدول زیر فعل آمدن (biâmiyan) بر اساس زبان تاتی با گویش طالقان در زمان‌های مختلف صرف می‌شود.[۴۹]

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
حال التزامی biyem biyey biya biyeym biyeyn biyan
حال ساده miyem miyey miya miyeym miyeyn miyan
حال در حال انجام darem-miyem dari-miyey dare-miya darim-miyeym darin-miyeyn daren-miyan
گذشته ساده biyâmiyama biyâmiey biyâmia biyâmieym biyâmieyn biyâmiana
گذشته استمراری miyâmiyama miyâmiey miyâmia miyâmieym miyâmieyn miyâmiana
گذشته در حال انجام dabiyam-miyâmiyam dabiy-miyâmiey dabiya- miyâmia dabiyeym-miyâmieym dabiyeyn- miyâmieyn dabiyan-miyâmian
گذشته کامل biyâma biyam biyâma bi biyâma ba biyâma biyeym biyâma biyeyn biyâma biyan
آینده mexâm biyem mexây biyey mexâ biya mxâym biyeym mexâyn biyeyn mexân biyan

نمونه فعل‌های تاتی تاکستان[۵۰]

رساندن arasendon

رسیدن arasesan

افتادن ikatan

انداختن ijayntan

نشستن neštan

خرد کردن - ریز کردن benjaton

بریدن berian

ریسیدن reštan

دیدن vintan

رفتن šian

اجازه دادن - امکان دادن aštan

آمدن omian

آوردن aydan

شیر خوردن از مادر (حیوانات) šet axardan

شیر دادن به بچه حیوانات bočobāndon

نگه داشتن - متوقف کردن nia daštan

خواباندن boxosondan

خوابیدن xotan

مردن mardan

دوشیدن došesan

دوختن dotan

گفتن vātan

زیر دندان خرد کردن bukurujoston

کشتن - ذبح کردن bukušton

ساییده شدن busunoston

شکستن beškeston

شکاندن šekastan

ریختن - به زمین ریختن ikardan

با دست فشردن bošqāloston

شستن šurdan

قطع کردن bosāndon

قطع شدن - جدا شدن bososton

ساییدن - آسیاب کردن bossovoston

جا انداختن - در جای خود قرار دادن der antay

واژگون کردن agardenesan

خاموش کردن ikoštan

پاشیدن opātan

گرفتن igatan

نهادن (بر جایی نهادن) nayan

گذاشتن به زمین همراه با رها کردن hārengaton

گم شدن (غیرقابل پیدا شدن)avir abian

پرتاب کردن ijayntan

عقب افتادن peykaton

جلو افتادن piš ikatan

در جلوی خود نگهداشتن pišgatan

رها کردن sarādāyan

از بین بردن - برانداختن varengatan

برگرداندن - بازگرداندن vegardāndon

برگشتن vegardoston

لیسیدن velišton

برداشتن vigiton

برگشتن agar desan

باد دادن خرمن - افشاندن خرمن vošāndon

با دست زیر و رو کردن voškaloston

دریدن - پاره کردن vozarāndon

وفسی

این گویش در منتهی‌الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنان این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به‌طور جزئی تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آن‌ها یکی است. این روستاها جمعیت ساکن فعلی آن‌ها حدود ده هزار نفر است.

لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفته‌اند، لهجه‌ای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه‌ای از تاتی ›› می‌نامند.[۵۱] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می‌برند.[۵۲] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده‌ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می‌نویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.»[۵۳] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که دربارهٔ گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.

در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

  • «دیرم» (دارم): تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا
  • «ته» (تو): بی ته یارب به بستان گل مرویا
  • «وینم» (ببینم): گرم دسترس نبی آیم ته وینم
  • «بَسُم» (بشوم، بروم): بسم آنان بوینم که ته وینند
  • «بوره» (بیا): دمی بوره بوین حالم ته دلبر
  • «سوته» (سوخته): بوره سوته دلان با ما بنالیم
  • «واتنی» (گفتنی): به کس درد دل مو واتنی نه

ارتباط با زبان‌های شمالی

تاتی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است و به زبان تالشی بسیار نزدیک است. تاتی و تالشی از هم متاثرند، اما مقدار این تأثیر در مناطق مختلف متفاوت است. شدت نزدیکی این دو گویش با یکدیگر عاملی برای مخفی ماندن حدود و ثغور جغرافیای زبانی این دو شده است، چنان‌که گاه گونه‌های تاتی در دل تالشی، و گونه‌هایی تالشی در دل تاتی یافت می‌شوند. ویژگی‌ها و مؤلفه‌های مهم زبانی خاص تاتی و تالشی، سابقه ارتباط این دو منطقه با هم، ارائه شواهد و مثال‌هایی در چند بخش آوایی، ساخت‌واژی، و واژگانی، و بررسی ملاحظات جغرافیایی منطقه مؤید این مدعاست.[۵۴]

مقایسه تالشی و مازندرانی با گویش‌های مختلف تاتی

فارسی تالشی آستارا تاتی تاکستان تاتی سگزآباد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران مازندرانی ساری گویش طالقانی زبان زازایی کردی کرمانجی
پایین jina
جینه
jir
جیر
jirā
جیرا
jir
جیر
jir
جیر
jir/jirā
جیرا/جیر
jir
جیر
jir cir žêr
پدر dādā
دادا
dādā
دادا
dada
دده
dada
دده
dādā/piyar
پی‌یر/دادا
dada/piyar
پی‌یر/دده
piyar
پی‌یر
piyar pi/pêr bav
تلخ tel
تِل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal thal tal
دختر kela
کِلَه
titiye
تیتیه
titia
تی تیه
titia
تی تیه
detari
دتری
detar
دتری
deter
دتر
detar keyne dot
دیوانه tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur xint dîn/tûre
زن žen
ژِن
zeyniye
زینیه
zania
زنیه
zania
زنیه
zen
زِن
zenek
زنک
zena
زِنا
zen ceniye žen
سفید ispi
ایسپی
isbi
ایسبی
esbi
اسبی
isbiایسبی
sivid
سوید
isbi
ایسبی
isbe
اِسبه
isbe sipe sepî
مرغ kāg
کاگ
karke
کرکه
čarga
چرگه
karga
کرگه
kerg
کرگ
kerg
کرگ
kerg
کرگ
kerg kerg mirîşk
نردبان serd
سِرد
aselte
اَسلته
sorda
سورده
nardona

نردونه

palkān/palkāna
پلکانه/پلکان
kati
کاتی
pelakân/kati nerdiban nêrdevan
چهره dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim rû/dêm

نقش زبان تاتی در جنگ ایران و عراق

در جنگ هشت ساله ایران و عراق زبان تاتی نقش تعیین‌کننده ای در پیروزی اطلاعاتی ایران ایفا نمود؛ ضداطلاعات ارتش عراق با شنود مکالمات بیسیم چی‌های ایرانی، متوجه تحرکات و برنامه‌های عملیاتی ارتش و سپاه ایران می‌شدند. نیروهای ایرانی از هر کدام از گویش‌ها و زبان‌های ایرانی برای مکالمات بیسیم چی‌ها استفاده می‌نمودند؛ توسط استخبارات و ضداطلاعات ارتش بعث عراق شنود و ترجمه می‌شد، تا اینکه از گویشوران تات زبان در دو سوی بیسیم‌های نیروهای ایرانی استفاده شد و پس از آن بودکه ارتش بعث عراق و همپیمانانش نتوانستند هیچ‌کدام از مکالمات اطلاعاتی عملیاتی ایران را تا پایان جنگ رمزگشایی نمایند این بیسیم چی‌ها از روستاهای اسبو (شهرستان خلخال) وفس و چهرقان از شهرستان کمیجان در استان مرکزی انتخاب شده بودند؛ در سال ۱۳۷۰ و سه سال بعد از پایان جنگ، صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش ایران با حضور در این روستاها و افشای این موضوع، از مردم و کشته شدگان جنگ قدردانی کرد[۵۵]

نمونه‌هایی از نسخه‌های خطی به زبان تاتی

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. Ethnologue, Languages of the World: Tati people including Alviri-Vidari بایگانی‌شده در ۲ اکتبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, Eshtehardi بایگانی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Gozarkhani بایگانی‌شده در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, Harzani (Population: 28.100 in 2000) بایگانی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Kabatei بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Kajali بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Karingani (Population: 17.600 in 2000) بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Kho’ini بایگانی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Koresh-e Rostam بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Maraghei بایگانی‌شده در ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۲ توسط Archive.today, Razajerdi بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Rudbari بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today, Shahrudi بایگانی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine, Takestani (Population: ۲۵۰٬۰۰۰) بایگانی‌شده در ۷ ژوئیه ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine and Taromi, Upper بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ توسط Archive.today ethnic groups.
  2. "AZERBAIJAN vii. The Iranian Language of Azerbaijan". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی).
  3. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "تاتی". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology. {{cite book}}: Invalid |display-editors=4 (help)
  4. کتاب «دستور زبان لهجه‌های تاتی جنوبی»، احسان یارشاطر، لاهه - پاریس ١٩٦٩
  5. جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 53.
  6. «زبان-های-تالشی-و-تاتی-در-آستانه-مرگ». بایگانی‌شده از اصلی در ۱ فوریه ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۱۲ آوریل ۲۰۲۳.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ای. م. دیاکونوف، "تاریخ ماد"، ۱۹۸۵، فصل ششم
  8. Adharic languages (۲۰۲۳). «Glottolog». Glottolog.
  9. Paul, Ludwig. "The Position of Zazaki Among West Iranian languages". p-174. :"The study of historical phonology shows that Zazaki, besides Gorani, Azari and Talesi figures among the "most northern" of W. Iranian dialects today."
  10. Henning, Walter Bruno (1955). The Ancient Language of Azerbaijan. Austin & Sons. pp. 174–175.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ علی عبدلی، فرهنگ تطبیقی تالشی، تاتی، آذری، تهران 1380
  12. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  13. زبان تاتی (توصیف گویش تاتی رودبار)، دکتر جهاندوست سبزعلیپور.
  14. رابینو, ه. ل. ولایت دارالمرز ایران: گیلان. رشت: رشت، طاعتی، 1374.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 55.
  16. صفرزاده، حبیب، پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان و کاربرد آن در تصحیح و شرح متون ادب فارسی] مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد (علمی- پژوهشی)، شماره ۱۵۹- زمستان ۱۳۸۶.
  17. Mohammad-Reza Djalili, Alessandro Monsutti, Anna Neubauer Le monde turco-iranien en question KARTHALA Editions, 2008 pg 72
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ تات بایگانی‌شده در ۶ مارس ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine، دانشنامهٔ جهان اسلام
  19. همان.
  20. کاشغری، ذیل «تات»، «تَتْ»، نیز رجوع کنید به ذیل «اُس»، «سُملِم تَتْ»
  21. «دانشنامه جهان اسلام». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۶ دسامبر ۲۰۱۶.
  22. جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 58.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 72.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 73.
  25. یوسفی، سعیدرضا (۱۴۰۰). «نقد و بررسی فصل پنجم از کتاب جامع زبان‌ها و زبان‌شناسی آسیای غربی: رویکردی منطقه‌ای با عنوان «منطقهٔ کاسپین و جنوب آذربایجان: کاسپین و تاتی»» (PDF). پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی. ۲۱ (۱): ۳۹۴.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 78.
  27. جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 78-79.
  28. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام ReferenceB وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  29. محمدرضا بابایی‌کهن، مقاله "دریچه‌ای بر تات و تات‌شناسی"، بخش جمع‌بندی
  30. جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 80.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ جهاندوست سبزعلیپور، گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)، 81.
  32. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل تاتی
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ Lecoq, Pierre, Le classement des langues irano-aryennes occidentales in Études irano-aryennes offertes à Gilbert Lazard, Studia Iranica, Cahier 7, p.247-264, Paris, Association pour l'avancement des études iraniennes, 1989. p.248.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ علی عبدلی، "ادبیات تات و تالش"، 1380، نشر سهامی انتشار، فصل تاتی
  35. «وَفس؛ دیار تات زبان‌ها». دریافت‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۱۶.
  36. «تات‌نشینان بلوک ایران». دریافت‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۱۶.
  37. «زبان «تاتی» در چند قدمی فراموشی/ گویش‌وران کم و کمتر می‌شوند». خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency. ۲۰۱۷-۱۲-۲۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۱-۱۶.
  38. «مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۲-۱۴.
  39. ثبت زبان تاتی در فهرست میراث معنوی-جام جم آنلاین
  40. آثنولوگ
  41. دکتر منوچهر ستوده، سال۱۳۳۲، فرهنگ گیلکی، ص۲۱
  42. دکتر جهاندوست سبزعلیپور، مقاله «گویش رودبار»، فصلنامه گیلان ما- شماره ۳۷، ۱۳۸۹
  43. تات نشین‌های بلوک زهرا، جلال آل احمد، چاپ سوم- امیرکبیر،1353
  44. دوبرادر، محمد حسین دانایی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1392
  45. «زیاران شهر شد». خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency. ۲۰۲۰-۱۱-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۱۸.
  46. http://www.mehremihan.ir/language-and-dialect/2956-tati-ghazvini.html
  47. دستور زبان تاتی تاکستان، جواد رحمانی، انتشارات گیوا، تهران، سال ۱۴۰۰، ص ۱۷۷
  48. دقیقی، فرنوش (۱۳۹۱). «بررسی روستای گویش روچ علیا (بالا روچ) در الموت». دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی: ۴۳۱.
  49. BORJIAN, HABIB (2013). ""Perso-Tabaric Dialects in the Language Transition Zone Bordering Mazandaran"". Studia Iranica (به انگلیسی): 213.
  50. بررسی گویش تاتی تاکستان، عباس طاهری، نشر سال، ۱۳۸۸، صفحهٔ ۱۸۰
  51. دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵
  52. معین، محمد، فرهنگ
  53. افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه
  54. نشانه‌های تالشی در مناطق تات زبان خلخال، دکتر جهاندوست سبزعلیپور.
  55. یادمان شهید سپهبد امیر صیاد شیرازی- عروج

منابع

  • لکوک، پیر (۱۳۹۰). «گویش‌های حاشیه دریای خزر و گویش‌های شمال غرب ایران». راهنمای زبان‌های ایرانی. ج. ۲. ترجمهٔ آرمان بختیاری، عسکر بهرامی، حسن رضایی باغ‌بیدی، نگین صالحی‌نیا. تهران: انتشارات ققنوس. ص. ۴۸۹-۵۱۵. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۳۹۰-۶.
  • زبان‌شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
  • تاتی و هرزنی - عبدالعلی کارنگ - ۱۳۳۳ - تبریز - ناشر واعظ پور
  • جستاری در زبان تاتی، نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
  • نوشتار: پراکندگیِ «تات» ها در تاکستان و بوئین‌زهرا، نوشته: عباس رحمانی
  • علیجانزاده، حسین (۱۳۷۲). زبان کویر (کتاب اول). حسین علیجانزاده. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۴۴۰-۶۱-۳.
  • یکسال در میان ایرانیان (سفرنامه) ادوارد براون
  • سبزعلیپور، and جهاندوست. "گسترهٔ جغرافیایی زبان تاتی و ارتباط آن با زبان پهلوی اشکانی (پارتی)." زبانشناسی و گویش‌های خراسان 15, no. 1 (2023): ۵۳–۹۴