زبان تاتی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تاتی
Tâti Zobun
تاتی زبون
بومی برای استان‌های قزوین • البرز • تهران • اردبیل • گیلان • خراسان شمالی • مرکزی • زنجان • آذربایجان شرقی
منطقه شمال ایران
بومی سخن‌رانان
۴۰۰ هزار[۱]  (بدون تاریخ)
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۳
{{{mapalt}}}

زبان تاتی ایران (به تاتی: Tâti Zobun, تاتی زبون‎) یا تاتی جنوبی[۲] از دستهٔ زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است. گویش‌های این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارسی‌زبان شدن بخشی از شمال‌باختری ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده‌است. بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در استان‌های مرکزی، قزوین، البرز، تهران، اردبیل، گیلان، زنجان و خراسان شمالی یعنی شهرستان‌های زرندیه، تاکستان و بوئین‌زهرا و الموت، اشتهارد و طالقان، دماوند، شاهرود خلخال، رودبار، طارم، جاجرم و اسفراین و شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان دیده می‌شوند.
همچنین زبان تاتی در فهرست میراث ناملموس آثار ملی ایران از استان آذربایجان شرقی نیز ثبت شده است. این زبان در روستای کرینگان ورزقان سخن گفته می‌شود.[۳]

زبان تاتی از آنجا که یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است با فارسی تفاوت دارد و به زبان تالشی نزدیک می‌باشد. تاتی، بسیاری از ویژگی‌های آوایی، واژگانی و صرف و نحوی کهن همچون تمایز جنس دستوری، ساخت ارگتیو، ماده‌ی مجهول، گردش مصوت‌ها، حالت دوگانه‌ی فاعلی و غیرفاعلی در اسم و ... را حفظ کرده است.[۴]

ریشه زبان تاتی[ویرایش]

تاتی با توجه به اینکه یکی از زبان‌های ایرانی شمال غربی است بیشترین نزدیکی را به زبان‌های تالشی، کردی، گیلکی، مازنی و بلوچی دارد. نظرات بسياری در مورد ريشه تاتی داده شده است. برخی به شباهت‌های تاتی با اوستايی اشاره داشته‌اند. عده‌ای نيز كوشيده‌اند به شباهت‌ها و پيوندهای تاتی با پهلوی اشاره داشته باشند. برخی نيز تاتی را به همراه تالشی و مازندرانی و گيلكی، بازمانده‌های زبان مادی كهن دانسته‌اند. دياكونوف در اين باره می‌گوید:

«در زمان حاضر هم تات‌ها و تالشان و گليك‌ها و مازندرانی‌ها به زبان‌هایی سخن می‌گویند كه خود بقايای زبان هند و اروپائی می‌باشد كه در آغاز زبان ماد شرقی بوده است. امتياز ويژه اين زبان‌ها كهنگی و مهجوری تركيب اصوات می‌باشد كه با زبان پارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستايی مناسبت دارد.»

مادی بودن ريشه تاتی را كسان ديگری چون عباس طاهری، اسدالله رحمانی و ابراهیم جهان‌بخش در مقاله‌های «بررسی گویش تاتی تاکستان»، «راهکارهای حفظ زبان تاتی» و «ساختار دستوری تاتی» و همچنین احسان یارشاطر در دانشنامه اسلام و ایران بیان داشته‌اند.

احمد کسروی معتقد است که زبانی که تات‌ها بدان سخن می‌گویند در زمان‌های گذشته گسترش زيادی داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهش‌های انجام‌شده، زمانی همه مردم آذربايجان و قزوين را در بر گرفته ولی بعدها با اشاعه و استيلای زبان ترکی کم کم از بين رفته است.

در هر حال می‌توان ریشه اصلی زبان تاتی را مادی دانست که در طول قرون متمادی تحت تأثیر اوستایی که زبان مذهبی مردمان این سامان بوده، و فارسی باستان و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و فارسی دری، که به ترتیب زبان رسمی حکومت‌های هخامنشی و اشکانی و ساسانی و حکومت‌های پس از اسلام بوده، قرار گرفته، و امروزه در آخرین شکل خود تحت عنوان تاتی درآمده است.

ادبیات تاتی[ویرایش]

حوزه ادبيات تاتی با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، سده هشتم هجری قمری می‌باشد كه بر جای مانده است و داراي سابقه طولانی است. اما تاريخ آغاز جديد آن در ایران به پس از دوره مشروطه، و در قفقاز به پس از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ روسيه می‌رسد که اشعار و نمايشنامه‌های م. بخشی اف (متولد ۱۹۱۰) و اشعار و داستان‌های ده آنتی لوف (متولد ۱۹۱۳) گواه اين موضوع است.
در دهه‌های اخیر حس هویت‌خواهی تات‌های ایران سبب خلق تعدادی آثار مکتوب به این زبان شده است. اشعار و داستان‌هایی به زبان تاتی سروده و نوشته شده‌اند. دو نمونه از این کتاب «آوای تات: سروده‌هایی به زبان تاتی تاکستان» اثر عباس پدرام و کتاب (زورق شکسته) اثر محمود زرندی است.

نام‌های دیگر و کاربردشان[ویرایش]

هر چند که سخنوران کنونی، همگی، زبان خود را تاتی می‌خوانند (همانند نیما یوشیج در مقدمهٔ اشعار روجا با عنوان – می اتا گپ - می نویسد که: من شاعر زبان تاتی هستم.[۵]) اما پژوهشگرانی نیز می‌کوشند تا در راستای اهداف پژوهش خویش نام‌هائی دیگر بر آن بنهند. بیش تر ایشان نام تات و تاتی را نام بومی ندانسته و در پی نامی بومی بر این زبان‌اند. اما احسان یارشاطر از ایرانشناسان و بنیان‌گذار بنیاد ایرانیکا در رساله خود، دربارهٔ زبان تاتی، که با راهنمایی والتر هنینگ نوشته است، نام صحیح این زبان را تاتی می‌داند. وی اشاره می‌کند که زبان مردم آذربایجان نه ترکی بلکه زبان تاتی بوده است.[۶] نام‌های پیشنهادی در میان غیر بومیان این گونه است:

  • البرزی: گروهی از پژوهش گران این دسته زبانی را بر پایه پراکنش جغرافیائی سخنوران موجود زبان البرزی می‌خوانند که برگرفته از نام رشته کوه البرز است.
  • رودباری: شماری از پژوهشگران بر پایه تراکم جغرافیائی سخنوران کنونی حول شهرستان رودبار و رودبار الموت و نیز برای تأکید بر پیوستگی جغرافیایی - زبانی با زبان تالشی آن را زبان رودباری می‌خوانند.
  • آذری: شماری از پژوهشگران بر پایه شواهد تاریخی حضور جغرافیائی سخنوران در آذربایجان (ماد آتروپاتگان) آن زبان آذری می‌نامند.
  • دیلمی: شماری بر این پندارند که سرزمینی که آن را دیلمستان می‌خوانند (به معنی جغرافیای تاریخی قوم دیلم) به این زبان گپ می‌زده‌اند.

پیشینه و سخنوران[ویرایش]

در ایران پراکندگی تات‌زبانان دامنه قابل توجهی دارد. تا قرن گذشته، مردمی که در سرزمین‌های میان مانقوطای سراب و نیر اردبیل سکونت داشتند، مخلوطی از تات‌ها و شاهسون‌ها بودند و طول مسیر رودخانه‌های بالق لو و قره‌سو تا رودخانه ارس نیز در دست تا‌ت‌ها بود. اینان در همان زمان مدت‌ها بود که زبان خود را فراموش کرده بودند و به ترکی سخن می‌گفتند. دره شاهرود خلخال، بزرگترین محل تجمع تات‌زبان‌ها در آذربایجان و اردبیل است. حدود چهل روستا در این دره و یکی دو ناحیه دیگر خلخال، تات‌زبان است. در نیمه قرن سیزدهم، مردم یکجانشین رحمت‌آباد و اهالی رودبار زیتون به زبان‌ تاتی سخن می‌گفتند. در قزوین نیز انبوهی از تات‌‌زبانان سکونت دارند. در سال ۱۲۷۶ به دستور علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم و صنایع و تجارت، لغات رایج در میان تات‌های بلوک رامند و دیگر روستاهای تات‌نشین جنوب قزوین جمع‌آوری گردید و کتابی تألیف شد با عنوان رساله لغات فرس قدیم که اهل قزوین را از قبایل قدیم ایران و مردمی پهلوی‌زبان معرفی کرده است. شمس‌العلما محمدمهدی عبدالرب آبادی، از مؤلفان نامه دانشوران، از این طایفه بود. امروزه از جنوب غربی تا جنوب شرقی قزوین، گروه‌های بزرگی از مردم بخش‌های رامند شمالی، رامند جنوبی، بخشی از بوئین زهرا، دودانگه، افشاری، دشتابی و اشتهارد، تات نامیده می‌شوند. حضور تات‌ها در مازندران و استرآباد نیز سابقه‌ای طولانی دارد؛ از قرن دهم به بعد، تات‌ها یکی از گروه‌های جمعیتی ولایت استرآباد بوده‌اند. سلطانعلی تات در صفر ۱۰۰۵، استشهادنامه رعایا و مالکان قریه چوپلانی استرآباد را درباره حقابه آن روستا تأیید کرده بود. در دوره نهضت مشروطه، زبان تاتی در ولایت استرآباد رایج بود و گروه‌هایی از تات‌ها در بلوک سدن رستاق استرآباد و شهر اشرف (بهشهر امروزی) سکونت داشتند.

امروز اگر نقشه شمال ايران را در برابر خود قرار دهيم و خطی از آخرين نقطه ارتفاعات طالقان به طرف سياهكل و رستم آباد كشيده و آن را تا تاكستان ادامه بدهيم، مثلثی مشخص می‌گردد كه در آن گويشوران تاتی در ميان ساير گروه‌های زبانی زندگی می‌نمايند و البته عمده مركز تجمع تات‌ها خود تاكستان می‌باشد. تاكستان در گذشته به نام «سيادهن» خوانده می‌شد و اكنون هم بوميان آن را «سيادن» می‌نامند. تاکستان در دوران ساسانيان در نهايت آبادی بوده و موقعيت ممتازی داشته است.

تات‌های ایران که به تات‌های جنوبی شهرت یافته‌اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

  • در استان مرکزی (شهرستان کمیجان) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌نمایند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده‌اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و... سکونت می‌نمایند. همچنین در لهجه اراکی قدیم واژه‌های تاتی مثل چنه (چرا) برار (برادر) خوسبیدن (خوابیدن) ملوچ (گنجشک) گل (آویزان) بوویه (پدر) و ... بسیار دیده می‌شود.
  • روستای ابیانه

مهم‌ترین و دستنخورده‌ترین گویش تاتی، گویش اشتهاردی است که در استان تهران قرار دارد طبق کتاب تات نشین‌های بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص‌ترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچنشین‌های ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده‌اند.[۹]

  • طارم علیا

در حدود ۴ روستا به نام‌های سیاه‌رود، گندم‌آباد، قوهیجان و نوکیان تات هستند که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شده‌اند.

در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، دوبرجه،کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می‌زنند. در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات‌ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می‌کنند. تات‌های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه‌ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه‌ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است. برخی همچون ملک الشعرای بهار بر این عقیده‌اند که اصطلاح تات در شمال خراسان برگرفته و تغییر یافته اصطلاح «تازیک» یا «تاجیک» است که پس از حمله اعراب به شمال خراسان ابتدا از سوی ایرانیان به اعراب و سپس از سوی اقوام ترک به فارس زبانان اطلاق شده است.

گویش‌های تاتی[ویرایش]

زبان تاتی دارای ۴ گویش اصلی‌ست:

  1. جنوب استان قزوین (تاکستانی، اشتهاردی، شالی، دانسفهانی، اسفرورینی، ابراهیم‌آبادی، سگزآبادی)
  2. استان اردبیل (خلخالی)
  3. دامنه رشته کوه‌های البرز (دماوندی، رودباری، الموتی، طالقانی، زیارانی، طیخوری)
  4. استان خراسان شمالی (خراسانی)

از دیگر گویش‌های زبان تاتی می‌توان به وفسی، هرزندی، خوئینی و کلیتی اشاره کرد.

مقایسه گویش‌های مختلف تاتی[۱۰][ویرایش]

فارسی تاتی تاکستان تاتی سگزآباد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران تاتی طیخور
بچه zārin/bālā
بالا/زارين
zāru
زارو
zāru
زارو
vača
وچه
eyāl
عيال
vača
وچه
پشت بام bon
بُن
bun
بون
bön
بون
bom
بوم
bum
بوم
bum
بوم
دست bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
bāl
بال
تیز tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
tij
تیج
خواهر xāke
خواکه
xuača
خواچه
xuāka
خوآکه
xāxor
خاخور
xoār
خُوآر
xoār
خُوآر
وضو dasnemāz
دسنماز
dasta māz
دست ماز
dasnemāz
دسنماز
dasnemāz
دسنماز
dastnemāz
دست نِماز
dastnemāz
دست نِماز
کدبانو keyvuniye/kalöntare zeyniye
کلُونتَره زينيه/کيوونيه
čeybonua
چي بنوه
keyvānu
کيوانو
keyvānu
کيوانو
kalentar/xojirezen
خوجيره زِن/کلنتر
xojirezen
خوجيره زِن
عدس marjömake
مرجومکه
marjeva
مرجوه
marjeva
مرجوه
marju
مرجو
marju
مرجو
marju
مرجو
آرام dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
dinj
دینج
فریاد harāy
هرای
harāy/qia
قيه/هرای
harāy/qeya
قيه/هرای
harāy/qiyu
قيو/هرای
qālmeqāl/harāy
هرای/قال مِقال
hara
هَرَه


فارسی پهلوی اوستایی تاتی تاکستان تاتی سگزآباد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران تاتی طیخور
سگ sege span asbe/māččiye
ماچيه/اَسبه
asba
اَسبه
asba
اَسبه
sag
سگ
sayg/māčča
ماچه/سَيگ
sayg/māčča
ماچه/سَيگ
استخوان ast/xastak ast esqonj
اسقُنج
xasta
خسته
xasta
خسته
esdeqān
اسدقان
hasta
هَستَه
hasta
هَستَه
دروغ drog/droo droj duru
دورو
deru
درو
doru
دُرو
duru
دورو
duru
دورو
duru
دورو
سوزن darzik/darzi dereza darzone
درزُنه
darzena
درزنه
darzena
درزنه
darzan
درزَن
darzen
درزِن
darzen
درزِن
چهره čihr/čihrak dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
داماد zāmāt zāmātar zomā
زُما
zummā
زوما
zeymā
زیما
zāmā
زاما
zāmā
زاما
zāmā
زاما
خانه katak kata kiye
کیه
čia
چیه
kia
کیه
xāna
خانه
xāna
خانه
xāna
خانه
مرد mart mereta mardak
مردک
miarda
میرده
miarda
میرده
merdi
مِردی
mardek
مَردِک
mardek
مَردِک
بره varrak vare
وَره
vara
وره
vara
وره
vara
وره
vara
وره
vara
وره
عروس vazyok vaze veye
ویه
veya
ویه
veya
ویه
ayris/eris
عریس/عَی ریس
ayris/eris
عریس/عَی ریس
بینی vinik vaenā vinniye
وینیه
venia
ونیه
venia
ونیه
vini
وینی
vini
وینی
vini
وینی
گرگ gurg vehraka varg
ورگ
varg
ورگ
varg
ورگ
verg
وِرگ
gurg
گورگ
gurg
گورگ

در گویش اسفروینی[ویرایش]

برخی از واژه‌های زبان تاتی به گویش اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)[نیازمند منبع]

  • کجا: کوآ / kuặ/ کجا:اکو
  • آنجا: بورَ /Bura/ آنجا:براء
  • برف: وارَ /vara/ برف :ور
  • پدر: پیه /piya/ پدر: ببه
  • مادر: مایَه /mặya/ مادر: ما. یا (ننه)
  • برادر: برا /Bərặ/ برادر :برا
  • خواهر: خاک (Khak) خواهر: خؤ
  • پسر: پور (Pura) پسر: کوته
  • دختر: تیتی (Titi) دختر:کیله
  • من: اَز (Az)
  • تو: ته (Ta)
  • ما: آما (Ama)
  • شما: شما (Shema)
  • او (مؤنث): آیَه (Aya)
  • او (مذکر): آندا (Anda)
  • مرا: چمن (Chemen)
  • تو را: اِشت (Eshte)
  • پریروز: اَپِری (Aperi)
  • دیروز: اَزیر (Azira)
  • امروز: آرو (Aru)
  • فردا: سابا (Saba)
  • پس‌فردا: پسرا (Pesara)
  • خانه: کی یه (Kiya)
  • حیاط: کِلاگا (Kelaga)
  • باغ: رَز (Raz)
  • بیرون: بَر (Bar)
  • بالا: جُر (Jor)
  • کفش: چُستُه (Chosto)
  • قاشق: کَنچه (Kanche)
  • گربه: مَرچین (Marchin)
  • سگ: اَسبه (seba)
  • مرغ: کرگ (Karg)
  • تخم‌مرغ: کرخا (Karkha)

در گویش سگز آبادی[ویرایش]

برخی از واژه‌های زبان تاتی به گویش روستای سگزآباد (از توابع شهرستان بوئین‌زهرا استان قزوین)

  • خانواده
  • خانه: چیَ
  • پدر: دَدَ (dada)
  • مادر: مایَ (maya)
  • پسر: فِر (fer)
  • دختر: تی تی (titi)
  • خواهر: خاچَ (khcha)
  • برادر: برا (bera)
  • برادر زن: زن برا
  • خواهر زن: زن خاجه
  • مادر زن: زن مایَه
  • پدر زن: زن پیه
  • مادر بزرگ: پیلَه مایَ
  • عروس: وِیه
  • داماد: زوما
  • میوه
  • سیب: اَسواَ
  • خربزه: چالیچَه
  • گلابی: اَنبری
  • هندوانه: هَندونهَ
  • زردآلو: شِلونیکَ
  • انگور: اَنجروَ
  • زمان
  • امروز: آرِو
  • دیروز: اَزیرَ
  • پری روز: پَریرَ
  • فردا: صَبا
  • پس فردا: سَرا
  • پسین فردا: پَرچینی
  • پسون فردا: پس پَرچینی
  • ظهر: نمِرو
  • غروب: دَمِ شوم
  • شب: شؤ
  • جانور
  • گربه: مَرچین
  • سگ: اَسب
  • گوسفند: چاروا
  • گاو: گُئوَ
  • گرگ: وَرگ
  • مرغ: کَرگَ
  • خرگوش: خَروش
  • گنجشک: گُئوش
  • کیوتر: کُؤتر
  • پوشاک
  • شلوار: شالوار
  • پیراهن: شوی
  • کفش: پوجار
  • کمربند: قیش
  • آب و هوا
  • برف: فرف
  • باران: وارون
  • تگرگ: تی اَرس
  • صفت
  • کوچک: قیجل (ghijel)
  • بزرگ: پیل (pil)
  • خوب: خار (khar)
  • بد: پیس (pis)
  • اشاره
  • این: جِم (jem)
  • کجا: چوآ (choa)
  • اینجا: اِندیا (endia)
  • جهات
  • بالا (زبر): جوئر
  • پائین (زیر): جیرا
  • جلو: پَرون
  • عقب: پَسا
  • وسط: مونینجا
  • ضمایر
  • من: اَ (a)
  • تو: تَ (ta)
  • او :آ (a)
  • ما: اَما (ama)
  • شما: اماهاین، شما (emahayn,shema)
  • آنها: آهاین (ahayn)

در گویش شالی[ویرایش]

برخی از واژه‌های زبان تاتی به لهجهٔ شهرشال (استان قزوین)

  • خانواده
  • پیَه = پدر
  • مایَ = مادر
  • برا = برادر
  • خاکه = خواهر
  • تتی = دختر
  • پورَ = پسر
  • میوه
  • رَز = باغ انگور
  • چالج = شالی
  • جانور
  • جیلی = جوجه
  • مرچینه = گربه
  • پاجار = کفشدسِ
  • صفت
  • خواریش = خوبی؟
  • نمونه جمله
  • بی = بیا
  • بشه = برو
  • کاگو بیش = کجا بودی؟
  • بی کیه؟ بفرمایید منزل.
  • چنه = چرا، برای چه؟

نمونه فعل‌های تاتی[ویرایش]

رساندنarasendon

رسیدن arasesan

افتادن ikatan

انداختن ijayntan

نشستن neshtan

خرد کردن - ریز کردن benjaton

بریدن berian

ریسیدن reshtan

دیدن vintan

رفتن shian

اجازه دادن - امکان دادن ashtan

آمدن omian

آوردن aydan

شیر خوردن از مادر (حیوانات) shet akhardan

شیر دادن به بچه حیوانات bochobAndon

نگه داشتنن - متوقف کردن nia dashtan

خواباندن bokhosondan

خوابیدن khotan

مردن mardan

دوشیدن doshesan

دوختن dotan

گفتن vaatan

زیر دندان خرد کردن bookooroojoston

کشتن - ذبح کردن bookooshton

ساییده شدن boosoonoston

شکستن beshkeston

شکاندن shekastan

ریختن - به زمین ریختن ikardan

با دست فشردن boshghAloston

شستن shoordan

قطع کردن bosAndon

قطع شدن - جدا شدن bososton

ساییدن - آسیاب کردن bossovoston

جا انداختن - در جای خود قرار دادن der antay

واژگون کردن agardenesan

خاموش کردن ikoshtan

پاشیدن opAtan

گرفتن igatan

نهادن (بر جایی نهادن) nayan

گذاشتن به زمین همراه با رها کردن hArengaton

گم شدن (غیرقابل پیدا شدن)avir abian

پرتاب کردن ijayntan

عقب افتادن peykaton

جلو افتادن pish ikatan

در جلوی خود نگهداشتن pishgatan

رها کردن sarAdAyan

از بین بردن - برانداختن varengatan

برگرداندن - بازگرداندن vegardAndon

برگشتن vegardoston

لیسیدن velishton

برداشتن vigiton

برگشتن agar desan

باد دادن خرمن - افشاندن خرمن voshAndon

با دست زیر و رو کردن voshkaloston

دریدن - پاره کردن vozarAndon

وفسی[ویرایش]

این گویش در منتهی‌الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است.

لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفته‌اند، لهجه‌ای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه‌ای از تاتی ›› می‌نامند.[۱۱] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می‌برند.[۱۲] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده‌ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می‌نویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.»[۱۳] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که دربارهٔ گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.

در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

«دیرم» (دارم): تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا
«ته» (تو): بی ته یارب به بستان گل مرویا
«وینم» (ببینم): گرم دسترس نبی آیم ته وینم
«بَسُم» (بشوم، بروم): بسم آنان بوینم که ته وینند
«بوره» (بیا): دمی بوره بوین حالم ته دلبر
«سوته» (سوخته): بوره سوته دلان با ما بنالیم
«واتنی» (گفتنی): به کس درد دل مو واتنی نه

عمارلویی[ویرایش]

گویشوران تاتی عمارلو در روستاهای کوهستانی کرانه شاهرود و سفیدرود زندگی می‌کنند. روستاهایی از عمارلو که به گویش تاتی صحبت می‌کنند:

بره‌سر * لیاول علیا * پاکده * پارودبار * سنگرود * داماش * گوورد * یکنم * آیینه دیه * بیورزن * اسکابن * انبوه * خرمکوه * کلیشم * لایه * ناوه نواخان لایه * نواخان ناوه * نودیه * ویه * جیرنده

گویش تاتی عمارلو، یکسانی زیادی با زبان پهلوی نشان می‌دهد:

  • تاتی: خوجچیر = پهلوی: حوچیر، حوژیر = پارسی: خوش چهره، خوش گل، زیبا. نمونه: چه خوجچیرَ بی؟! = چه خوشگل شده؟!
  • تاتی: پیلّه = پهلوی: پیل = پارسی: بزرگ. نمونه: آشآن پیلّه بیبین. = اونا بزرگ شدن.
  • تاتی: بیشیَن = پهلوی: بشدن = پارسی: رفتن. نمونه: اَما بیشیم. = ما بریم.
  • تاتی: زوؤان = پهلوی: زوؤان = پارسی: زبان، زبون. نمونه: مُنی زوؤان دِ بوگوتی. = از زبون من گفته.
  • تاتی: زیندَگی = پهلوی: زیندَگی = پارسی: زِندِگی. نمونه: اَما زیندَگی نُکُدیم. = ما زندگی نکردیم.
  • تاتی: نآم = پهلوی: نآم = پارسی: نام. نمونه: آنی نام اسفندیار بِه. = اسمش اسفندیار بود.
  • تاتی: دیه = پهلوی: دیه = پارسی: دِه. نمونه: جیریندیه دِ بِیمین. = از جیرنده اومدن.
  • تاتی: سرشب = پهلوی: سرشب = پارسی: عصر. نمونه: سرشب بازار دِبَست. = عصر بازار تعطیل کرد.

خطری که این گویش‌ها را تهدید می‌کند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ می‌شوند است.

تاتی و تالشی[ویرایش]

تاتی و تالشی از زبان‌های ایرانی شمال غربی هستند که بسیار به هم نزدیک می‌باشند. تاتی و تالشی از هم متاثرند، اما مقدار این تاثیر در مناطق مختلف متفاوت است. شدت نزدیکی این دو گویش با یکدیگر عاملی برای مخفی ماندن حدود و ثغور جغرافیای زبانی این دو شده است، چنان که گاه گونه‌های تاتی در دل تالشی، و گونه‌هایی تالشی در دل تاتی یافت می‌شوند. ویژگی‌ها و مؤلفه‌های مهم زبانی خاص تاتی و تالشی، سابقه ارتباط این دو منطقه با هم، ارائه شواهد و مثال‌هایی در چند بخش آوایی، ساخت‌واژی، و واژگانی، و بررسی ملاحظات جغرافیایی منطقه مؤید این مدعاست.[۱۴]

مقایسه تالشی با گویش‌های مختلف تاتی[ویرایش]

فارسی تالشی آستارا تاتی تاکستان تاتی سگزآباد تاتی ابراهیم‌آباد تاتی اردبیلک تاتی زیاران
پایین jina
جینه
jir
جیر
jirā
جیرا
jirā
جیرا
jir
جیر
jir/jirā
جیرا/جیر
پدر dādā
دادا
dādā
دادا
dada
دده
dada
دده
dādā/piyar
پیر/دادا
dada/piyar
پیر/دده
تلخ tel
تِل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
tal
تل
دختر kela
کِلَه
titiye
تیتیه
titia
تی تیه
titia
تی تیه
detari
دتری
detari
دتری
دیوانه tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
tur
تور
زن žen
ژِن
zeyniye
زینیه
zania
زنیه
zania
زنیه
zen
زِن
zenek
زنک
سفید ispi
ایسپی
isbi
ایسبی
esbi
اسبی
sebi
سبی
sivid
سوید
isbi
ایسبی
مرغ kāg
کاگ
karke
کرکه
čarga
چرگه
karga
کرگه
kerg
کرگ
kerg
کرگ
نردبان serd
سِرد
aselte
اَسلته
sorda
سورده
sorda
سورده
palkān/palkāna
پلکانه/پلکان
چهره dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم
dim
دیم

نقش زبان تاتی در جنگ ایران و عراق[ویرایش]

در جنگ هشت ساله ایران و عراق زبان تاتی نقش تعیین کننده ایی در پیروزی اطلاعاتی ایران ایفا نمود؛ ضداطلاعات ارتش عراق با شنود مکالمات بیسیم چی‌های ایرانی متوجه تحرکات و برنامه‌های عملیاتی ارتش و سپاه ایران می‌شدند و نیروهای ایرانی از هر کدام از گویشها و زبانهای ایرانی برای مکالمات بیسیم چی‌ها استفاده می‌نمودند، توسط استخبارات و ضد اطلاعات ارتش بعث عراق شنود و ترجمه می‌شد؛ تا اینکه از گویشوران زبان تاتی در دو سوی بیسیم‌های نیروهای ایرانی استفاده شد و ارتش بعث عراق و هیچ‌یک از همپیمانانش تا پایان جنگ نتوانستند هیچ‌کدام از مکالمات اطلاعاتی عملیاتی ایران را رمزگشایی نمایند این بیسیم چی‌ها از دو روستای وفس و چهرقان استان مرکزی انتخاب شده بودند؛ در سال ۱۳۷۰ و سه سال بعد از پایان جنگ، سپهبد امیر صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش ایران با حضور در این دو روستا و افشای این موضوع، از مردم و شهدای این دو روستا قدردانی کرد[۱۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]


پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Ethnologue, Languages of the World: Tati people including Alviri-Vidari, Eshtehardi, Gozarkhani, Harzani (Population: 28.100 in 2000), Kabatei, Kajali, Karingani (Population: 17.600 in 2000), Kho’ini, Koresh-e Rostam, Maraghei, Razajerdi, Rudbari, Shahrudi, Takestani (Population: 220,000) and Taromi, Upper ethnic groups.
  2. کتاب «دستور زبان لهجه‌های تاتی جنوبی»، احسان یارشاطر، لاهه - پاریس ١٩٦٩
  3. ثبت زبان تاتی در فهرست میراث معنوی-جام جم آنلاین
  4. زبان تاتی (توصیف گویش تاتی رودبار)، دکتر جهاندوست سبزعلیپور.
  5. [۱]
  6. بی‌بی‌سی فارسی - برنامه به‌عبارت دیگر
  7. تات نشین‌های بلوک زهرا، جلال آل احمد، چاپ سوم- امیرکبیر،1353
  8. دوبرادر، محمد حسین دانایی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، 1392
  9. [www.ethnologue.com آثنولوگ]
  10. http://www.mehremihan.ir/language-and-dialect/2956-tati-ghazvini.html
  11. دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵
  12. معین، محمد، فرهنگ
  13. افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه
  14. نشانه های تالشی در مناطق تات زبان خلخال، دکتر جهاندوست سبزعلیپور.
  15. یادمان شهید سپهبد امیر صیاد شیرازی- عروج

منابع[ویرایش]

  • زبان‌شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
  • جستاری در زبان تاتی، نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
  • نوشتار: پراکندگیِ «تات» ها در تاکستان و بوئین زهرا، نوشته: عباس رحمانی
  • علیجانزاده، حسین. زبان کویر (کتاب اول). حسین علیجانزاده، ۱۳۷۲. شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۶۴۴۰-۶۱-۳. 
  • یکسال در میان ایرانیان (سفر نامه) ادوارد براون

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف X است الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف T است الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف R است الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف E است