پروپاگاندا در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

پروپاگاندا گونه‌ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می‌شود. پروپاگاندا در ایران سابقه‌ای طولانی دارد.[۱]

دوران پهلوی[ویرایش]

پوستری که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را «رستاخیز ملی» و عامل پی‌ریزی «انقلاب اجتماعی ششم بهمن» (انقلاب سفید) می‌نامد.

هنگامی که رضاخان در سال ۱۳۰۴ به قدرت و پادشاهی رسید نام «پهلوی» را برای نام خانوادگی و حکومت خود یعنی سلسله پهلوی برگزید، نامی که اشاره‌ای پروپاگاندایی بود به زبان ایران در سال‌های طلایی سلسله ساسانیان.[۱] در این دوره همچنین سعی می‌شد تا با استفاده از المان‌هایی نظیر شیر و ستون‌های تخت جمشید در معماری ساختمان‌های دولتی، ایران باستان یادآوری شود.[۱] هدف اصلی پروپاگاندای حکومت در این دوره، حزب توده بود.[۱] رضاشاه علاوه بر کنترل شدید روی مطبوعات، اصرار بر تغییر لباس مردم داشت.[۱] از سال ۱۳۱۸ که رضاشاه «دفتر آموزش و هدایت افکار عمومی» را ایجاد کرد، پروپاگانداهای حمایت از شاه در مطالب سخنرانی‌ها و مطبوعات در موضوعات مختلف وارد می‌شد.[۱]

تبلیغات در دوران حکومت محمدرضا شاه به ویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مرهون آمریکا بود.[۱] آمریکایی‌ها به آوردن تلویزیون به ایران کمک کردند و سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران از سال ۱۳۴۶ به عنوان ابزاری برای تبلیغات سیاسی به کار می‌رفت. حکومت اتفاقاتی را برای بردن جلوی دوربین ترتیب داد که برگزاری پر زرق‌وبرق تاجگذاری (۱۳۴۶) و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله (۱۳۵۰) از آن جمله‌اند.[۱] آنابل سربرنی، استاد ارتباطات و عضو مرکز مطالعات ایران دانشگاه لندن این احتمال را مطرح کرده‌است که نحوه پوشش این وقایع و سخنرانی‌های شاه او را بیش از حد در معرض توجه قرار داده و در واقع به سقوط او کمک کرده‌است.[۱] در سال ۱۳۵۷ همزمان با بالاگرفتن اعتراضاتی که به انقلاب منتهی شد، پروپاگاندای حکومت هم افزایش می‌یافت.[۱]

دوران جمهوری اسلامی[ویرایش]

در جمهوری اسلامی تبلیغات امری بسیار مهم است[۲] و در این راستا نهادهای زیادی فعال هستند. نهادهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مستقیماً چنین وظایفی دارند و وزارت‌های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد و دادگستری به همراه نهادهایی مانند سازمان صدا و سیما، بسیج، سپاه پاسداران، ارتش و نیروی انتظامی به عنوان اعضای مختلف یک بدن کار می‌کنند.[۲]

سابقه دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی به سال‌های ابتدایی انقلاب بازمی‌گردد. تبلیغات جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب و زمان جنگ ایران و عراق بسیار موفق بوده‌است، به حدی که در زمان جنگ به یک سلاح قدرتمند بدل شد.[۲] در این دوران که دفاع مقدس نامیده می‌شد، سعی می‌شد وظیفه و فضیلت از خود گذشتگی و ایثار مورد تأکید قرار گیرد.[۱]

اگرچه تمرکز تبلیغات مثبت بر اسلام شیعه و ولایت فقیه است، تکنیک‌های استفاده‌شده در جمهوری اسلامی بیشتر ابعاد سلبی دارند تا ایجابی.[۲] عموماً مواجه نشدن با نقطه‌نظرات مخالف از ارائه اطلاعات به ذهن مردم بیشتر صورت می‌گیرد.[۲] تبلیغات بر پایه نفی دیگران هستند، چه نفی ادیان و مذاهب دیگر و چه نفی دیگر ایدئولوژی‌ها، به‌ویژه ایدئولوژی‌های سکولار. مکاتبی که نامشان به پسوند ایسم ختم می‌شود مردود هستند و بدترین آن‌ها لیبرالیسم است. البته در دهه ۸۰ میلادی کمونیسم و سوسیالیسم نیز در این رده قرار داشتند.[۲] ایجاد تنفر از دشمنان خارجی و داخلی نیز از اهداف اصلی است. تصویر تیره‌ای از جهان غرب، آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی به ویژه انگلیس به عنوان دشمنان خارجی ارائه می‌شود و وجه تشابه همه این دشمنان این است که با مبانی اسلام و حکومت اسلامی مخالف هستند.[۲] آمریکا که شیطان بزرگ لقب دارد به عنوان نقطه مقابل ایران مطرح است.[۱] صدا و سیما در برنامه‌های خود همواره اتفاق‌های منفی که در جهان غرب رخ می‌دهد را انعکاس می‌دهد اما اتفاق‌های مشابه در داخل ایران را کاملاً نادیده می‌گیرد.[۲]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ Nicholas John Cull, David Holbrook Culbert, David Welch. “Iran”. In Propaganda and Mass Persuasion: A Historical Encyclopedia, 1500 to the Present. ABC-CLIO, 2003. 183-186. ISBN 1-57607-820-5, 9781576078204. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ Majid Mohammadi. “Propaganda and Inductrination”. Mehran Kamrava & Manochehr Dorraj. In Iran Today: Life in the Islamic Republic. Westport, CT: Greenwood, 2008. 398-403.