فیروزکوه (تهران)

مختصات: ۳۵°۲۷′شمالی ۵۲°۲۶′شرقی / ۳۵٫۴۵°شمالی ۵۲٫۴۴°شرقی / 35.45; 52.44
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فیروزکوه
فیروزکوه
Firuzkuh in Iran.jpg
کشور ایران
استانتهران
شهرستانفیروزکوه
بخشمرکزی
نام(های) پیشیندیمه
مردم
جمعیت۱۷٬۴۵۳ نفر[۱][یادداشت ۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع۱۹۳۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه۸ درجهٔ سلسیوس
میانگین بارش سالانه۲۳۰ و
۲۸۵/۲ میلی‌متر[۳]
روزهای یخبندان سالانه۱۷۴ روز
اطلاعات شهری
ره‌آوردعسل و سیب زمینی و گردو
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۲۱
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو ایران ۷۸ ق
فیروزکوه بر ایران واقع شده‌است
فیروزکوه
روی نقشه ایران
۳۵°۲۷′شمالی ۵۲°۲۶′شرقی / ۳۵٫۴۵°شمالی ۵۲٫۴۴°شرقی / 35.45; 52.44

فیروزکوه مرکز شهرستان فیروزکوه در استان تهران است که در کنارهٔ جادهٔ فیروزکوه قرار دارد. مردم فیروزکوه از قومیت مازندرانی هستند و به گویش فیروزکوهی[۲][۴] که لهجه ای از زبان مازندرانی[۵][۶] است، سخن می‌گویند.

مردم[ویرایش]

نقشهٔ زبانی استان تهران ،رنگ سبز تیره زبان مازندرانی ، رنگ سبز روشن گویش های فارسی-مازندرانی(تجریشی، لواسانی و دماوندی) ، رنگ زرد زبان فارسی

شهر فیروز کوه ۱۷٬۴۵۳ نفر[۱][۷] جمعیت دارد. مردم فیروزکوه از قومیت تبری (مازندرانی)[۸] هستند و به گویش فیروزکوهی[۹] زبان مازندرانی[۲][۱۰] سخن می‌گویند.

جغرافیای تاریخی[ویرایش]

فیروزکوه یکی از بخش‌های کوهستانی تبرستان باستانی بود که از شمال به سوادکوه و از جنوب به خوار و از باختر به دماوند همسایه بود.[۱۱] نام طبرستان پیش از اسلام به‌صورت تپورستان بود که ریشه در نام قوم تپور دارد که در شمال ایران و ارتفاعات البرز سکونت داشتند و پس از اسلام طبری نام گرفتند.[۱۲]

یاقوت حموی در معجم‌البلدان فیروزکوه را از قلعه‌های سرزمین طبرستان دانسته و در مورد فیروزکوه آورده است:[۱۳]

و فیروزکوه قلعة فی بلاد طبرستان قرب دنباوند مشرف علی بلدة یقال لها ویمه رایتها

حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب از ولایت مازندران و ولایت قومس و طبرستان سخن آورده و از فیروزکوه به عنوان یکی از شهرهای ولایت قومس و طبرستان یاد شده است:[۱۴]

در این کتاب جرجان، استرآباد، آمل، دهستان، رستمدار، ساری و روغد از شهرهای مازندران یاد شده و خوار، دامغان، سمنان، بسطام، فیروزکوه و دماوند را از شهرهای قومس و طبرستان شمرده شده است.[۱۵]

حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب آورده است:[۱۶]

فیروزکوه قلعه‌ای است که کوه دماوند بر آن مشرف است ؛ هوایش سرد، درخت نباشد و غلات بسیار زراعت کنند، حاصل نیکو دارد و آب خوار از در قلعه و دیه میگذرد.

اعتمادالسلطنه در مطلع الشمس آورده است:[۱۷]

فیروزکوه ولایتی است ما بین دماوند و هزارجریب، آبش از رودخانه‌ها است و فاضلاب آن به خوار میرود، هوایش خوب و شکارگاه مرغوب دارد، مردم آنجا سفید چهره‌اند و اثنی عشری.

اعتمادالسلطنه در مطلع الشمس آورده است:[۱۸]

فیروزکوه سه حمام و شش یا هفت باب مسجد، یک تکیه و سه آسیا و سی کاروانسرای بارانداز و پنجاه باب دکان دارد و سکنه آن تقریبا ۱۲۰۰ خانوار و هفت طایفه اند: طایفه شیرازی، طایفه کیائیه، طایفه شهرآشوب، طایفه رئیسی، طایفه کاردگر، طایفه فخرآور و طایفه بابتیه که میرزا فضل الله خان و میرزا امان الله، مستوفی این شهر از این طایفه‌اند.

ظهیرالدین مرعشی در کتاب تاریخ طبرستان و رویان و مازندران می‌نویسد: حد طبرستان از طرف شرقی دیناره‌جاری و از طرف غربی ملاط که آن قریه شهر هوسم که اکنون به فرضه روده‌سر اشتهارد دارد. حد مازندران از طرف شرقی بیشه انجدان می‌باشد و از طرف غربی ملاط می‌باشد. حد گرگان حالیا که به استرآباد مشهور است و اصلا دهستان میگفتند شرقی دیناره جاری است که حد شرقی تمام طبرستان است و غربی انجدان که حد شرقی مازندران است. به گفتهٔ ظهیرالدین مرعشی مازندران بخشی از طبرستان است و سرزمین طبرستان، گرگان و مازندران هر دو را در بر می‌گرفت.[۱۹]

دهخدا در فرهنگ خود ذیل واژه تبرستان می نویسد:[۲۰]

آنچه از تاریخ طبرستان معلوم است و آن ولایت به تبرستان که لفظ فارسی قدیم است موسوم شده و حدود آن رویان، نور، کجور، آمل، ساری، استرآباد، گرگان، لاریجان، گیلان، دماوند، سوادکوه، دامغان، سمنان، تهران، رودبار و قزوین بوده.

قوم تپور[ویرایش]

فیروزکوهی‌ها از قوم تبری می‌باشند که ریشه در قوم باستانی تپور دارند که گروهی از تپورها در شمال قومس (سمنان) و ارتفاعات البرز سکونت داشتند.

جایگاه قوم تپور[ویرایش]

استرابون(۶۳ ق. م) اقوام تپوری را در کنار اقوام آمارد به عنوان اقوام کوهستان نشین در شمال کشور یاد می‌کند. استرابو می‌نویسد: تمام مناطق این کشور به استثنای بخشی به سمت شمال که کوهستانی و ناهموار و سرد است و محل زندگی کوهنشینانی به نام کادوسی (Cadusii) و آماردی (Amardi) و تپوری (Tapyri) و کرتی (Cyrtii) و سایر مردمان دیگراست، حاصلخیز است.[۲۱]

استرابون(۶۳ ق. م) اعتقاد دارد نواحی تپور و ری و دروازه کاسپین بخشی از سرزمین ماد بود که اشکانیان بر آن سلطه یافتند و می‌نویسد: مناطقی از کشور پارت قومس (Comisene) و (Chorene) است و می‌توان گفت کل منطقه ای است که تا دروازه کاسپین (Caspian Gates) و ری (Rhagae) و تپوری (Tapyri) گسترش می‌یابد، که قبلاً متعلق به ماد بود.[۲۲]

بطلمیوس(۹۰–۱۶۸ میلادی) در کتاب ۶، فصل ۲، بخش ۶ از جغرافیای خود که دربارهٔ سرزمین ماد هست، از تیره دیگری از قوم تپور یاد کرده که در شمال قومس (choromithrena) و منطقه الیماس (helymais) تا سرچشمه رود چرینداس (charindas river) (رودخانه چرینداس در شرق مازندران واقع شده است) در سرزمین ماد ساکن بودند. بطلمیوس می نویسد سرزمین قومس (choromithrena) تا پارت ادامه می‌یابد و در شمال آن الیمایس (helymais) هست، از آنجا تا سرچمشه‌های رودخانه چرینداس (charindas) مناطقی هستند که تپوری‌ها (tapuri) ساکن هستند.[۲۳]

تاریخ قوم تپور[ویرایش]

به گفته کتزیاس (۴۴۱–۳۹۲ق. م) نینوس پادشاه آشور تپوریان را مطیع خویش کرد.[۲۴]

بنابر گزارش کوینت کورس مورخ رومی، ۱۰۰۰ کماندار تپوری در جنگ گوگمل و در ارتش داریوش سوم هخامنشی حضور داشتند.[۲۵]

کوینت کورس می‌نویسد: در همسایگی هیرکانیا مردمی می‌زیستند که موسوم به ماردها بودند. اینها حاضر نشدند رسولانی نزد اسکندر فرستاده و تمکین کنند. این قضیه بسیار به اسکندر گران آمد و گفت: خیلی غریب است که یک مشت مارد نمی‌خواهند مرا فاتح بدانند. پس از آن از قشون خود عده ای از سپاهیان زبده برداشته و قصد ماردها حرکت کرد و در طلیعه صبح مقابل آنها پدید آمد. ماردها بلندی‌ها رااشغال کرده بودند و اسکندر پس از جنگ آنها را از مواقعشان براند. بر اثر این احوال آنها به داخل مملکت خود عقب نشستند و دهات همجوار به دست مقدونی‌ها افتاد. ولی پس از آن حرکت قشون مقدونی به درون ولایت آنها دچار مشکل گردید، توضیح آنکه جنگل‌های وسیع و کوه‌های بلند در اینجا زیاد بود و بومی‌ها جلگه‌ها را هم با استحکاماتی سد کرده بودند.[۲۶]

کوینت کورس این استحکامات را چنین شرح میدهد: تپوری‌ها مخصوصا (به عمد) درختان را خیلی نزدیک به هم کاشته اند. پس از آنکه این درختها قدری نشو و نما کرد، ماردها جوانه‌های درختان را با دست در خاک فرو میبرند و هر یک از جوانه‌ها جوانه‌های دیگری را بیرون می‌دهد ولی تپوری‌ها نمی‌گذارند جوانه‌ها به‌طور طبیعی برویند بلکه آنها را بهم نزدیک کرده گره میزنند و بعد این ترکه ها دارای برگهای ضخیم میگردد تمام این زمین را فرو می‌گیرد. بدین ترتیب از جوانه‌ها و شاخ و برگ‌های آنها دامی مانند تور ایجاد شده تمام راه را مسدود می‌دارد. برای حرکت قشون اسکندر چاره ای جز استعمال تبر نبود ولی آنهم در مقابل سختی درختان که از گره‌های زیاد و از شاخه های درهم دویده حاصل شده بود به کار نمی‌آمد.[۲۷]

از طرف دیگر تپوری‌ها در پناه استحکامات خود به مقدونی ها باران تیر می‌باریدند. بالاخره اسکندر امر کرد که این جنگل ها را از هر طرف احاطه کنند و اگر روزنه‌ای یافتند حمله برند. مقدونی‌ها چنین کردند و چون محل را نمی‌شناختند اغلب مقدونی‌ها راه را گم کردند. در این احوال تپوری‌ها اسب اسکندر که بوسیفال نام داشت را ربودند. اسکندر چون این اسب را خیلی دوست می‌داشت در خشم فرو رفت جارچی فرستاده، تهدید کرد که اگر اسب او را پس ندهند به احدی امان نخواهد داد. پس از این تپوری ها اسب را به او رد کردند با وجود این اسکندر امر کرد درختان را بیندازند از کوه خاک آورده روی جوانه‌ها و شاخ و برگ‌ها بریزند. مقدونی‌ها به اجرایی امر اسکندر پرداختند و تپوری‌ها چون دیدند استحکامات آنها بدین ترتیب خراب خواهد شد فرستاده‌ای فرستادند و تمکین کردند. پس از آن اسکندر فرادات را حاکم آنها قرار داده و به اردوی خود برگشت.[۲۸]

فرادات حاکم تپورهای بخش شمالی تپورستان (دشت و هامون) بوده که با اسکندر مصالحه نمود و تپورهای بخش جنوبی تپورستان (کوهپایه و کوهستان) فرمانروای دیگری داشتند که حاضر به مصالحه با اسکندر نبودند و در نهایت فرادات بر سرزمین تپورهای کوهستان و آماردها دست یافت.[۲۹]

تاریخ و اساطیر[ویرایش]

فیروزکوه شهری قدیمی است که برخی آن را با حوادث مرتبط با دماوند هم چون افسانه فریدون و ضحاک مرتبط می‌دانند. یکی از نوشته‌های معتبر دربارهٔ تاریخ این شهر به نوشته محمدبن جریر طبری (۳۱۰–۲۲۶ ه‍. ق) در کتاب «تاریخ الرسل و الملوک» بازمی‌گردد.

در این نوشته طبری می‌نویسد:

«فیروز پسر یزدگرد، پسر بهرام بود و پادشاهی وی پس از آن بود که برادر و سه تن از خاندان خویش را کشت. گویند در ملک وی هفت سال پیاپی قحطی شد و در آن دوران سخت، رعیت را چنان راه برد که هیچ‌کس از گرسنگی نمرد مگر یکی و او به خداوند نالید که رحمت خویش از او و رعیت او دریغ ندارد و باران ببارد و خدای اجابت کرد ولایت مانند پیش پرآب شد و درختان جان گرفت. فیروز بگفت تا به ری شهری بسازند و آن را فیروز نام کرد و مابین گرگان و دربند نیز شهری بساختند و آن را فیروز نام کردند و…»

آب وهوای فیروزکوه[ویرایش]

از نظر ویژگی‌های آب و هوایی و اقلیمی، این شهرستان دارای زمستان سرد و تابستان معتدل و خنک می‌باشد. متوسط بارندگی سالانه سال ۱۳۸۰ در این ۲۳۰ میلی‌متر بوده و حداکثر بارندگی ۲۴ ساعته ۲/۴۰ و تعداد روزهای یخبندان ۱۷۴ روز می‌باشد.

صنایع و معادن[ویرایش]

در این شهرستان اولین کارخانه صنعتی توسط شرکت تأمین ماسه ریخته‌گری (سهامی عام) درسال۱۳۵۱هجری شمسی باهدف تأمین نیاز صنعت ریخته‌گری کشور تأسیس شد وتا کنون به کار خود ادامه می‌دهد. این کارخانه دارای۲۰۰نفر نیروی مشغول به کاراست که بیش از۱۷۰نفر آنها بومی هستند. درراستای ایجاد اشتغال بیش ازپیش این شرکت اقدام به فراهم نمودن زیرساختهای ایجاد دو کارخانه دیگر نموده که رشد صنعت شهرستان را نیز در پی خواهد شد. درسالهای گذشته توسعه غیراصولی و خلاف مقررات مهندسی شهرسازی باعث توسعه شهر و درنتیجه همجواری آن با کارخانه ماسه گردیده که جابجایی کارخانه رابرای آسایش شهروندان فیروز کوهی می‌طلبد. صنعت شیشه‌سازی رواج دارد و کارخانه‌های شیشه‌سازی زیادی در آن مشغول به کارند. همچنین به تازگی کارخانهٔ سیمان فیروزکوه با ظرفیت تولید بالا در این شهرستان راه اندازی شده‌است

دامداری و دامپروری[ویرایش]

دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و آب و هوای مساعد، و همچنین وجود رودخانه‌ها و منابع آب شیرین در این شهرستان، باغداری رواج زیادی دارد. از محصولات کشاورزی فیروزکوه می‌توان به گندم، جو، بنشن، تره بار، زرد آلو، سیب، گیلاس، گلابی، گردو، انگور و آلبالو اشاره کرد.

دامداری در فیروزکوه به دو شکل مدرن و سنتی وجود دارد. در این شهرستان واحدهای مرغداری هم مشغول به کارند که مرغ و تخم مرغ تولیدی آن‌ها عموماً به مصرف داخلی می‌رسد.

پرورش آبزیان: در زمینه پرورش آبزیان ۱۰ استخر پرورش ماهی با تولید ۱۸۶ تن در سال بیش از ۲۵٪ تولید ماهیان سردابی استان را به خود اختصاص می‌دهد. ضمناً ایجاد اولین مجتمع شیلاتی کشور در این شهرستان در زمینی به وسعت ۲۰ هکتار توسط اداره کل شیلات استان در دست مطالعه‌است که به زودی عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد. مجتمع مذکور در ۴۰ مزرعه پرورش ماهی قزل آلا به صورت مداربسته با تولید سالانه ۴۰۰۰ تن و اشتغال زایی حدود ۴۰۰ نفر، در کاهش میزان بیکاری در شهرستان تأثیر قابل ملاحظه‌ای خواهد داشت. شایان ذکر است دمای مناسب آب در شهرستان فیروزکوه (۱۴ درجه سانتیگراد) مناسبترین دما برای پرورش آبزیان است.

اماکن گردشگری[ویرایش]

تنگه واشی مهمترین جاذبه توریستی فیروزکوه[ویرایش]

بخش‌های تازه ساخت شهر
بخش‌های تازه ساخت شهر
نمای شهر از بلندی‌های مفت آباد
نمای شهر از بلندی‌های مفت آباد

تنگه واشی مکانی با جاذبه‌های گردشگری است که در حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی شهرستان فیروزکوه قرار گرفته و با داشتن آب و هوای مناسب در تابستان‌ها، میزبان جمعیت کثیری از مسافران و گردشگران می‌باشد. شاید یکی از جذابترین بخش‌های سفر به تنگه واشی حرکت در رودخانه‌ای است که در بین یک دره سنگی قرار دارد. با توجه به نزدیکی تنگه واشی به شهر تهران، امکان مسافرت یک روزه به این منطقه وجود دارد و به‌خصوص در تابستان هزاران نفر از ساکنین استان تهران و دیگر استان‌های اطراف به این منطقه مسافرت می‌کنند. در سال‌های اخیر، بسیاری از موسسه‌های توریستی، اقدام به برگزاری تورهای گوناگونی در این منطقه نموده‌اند که همین امر باعث افزایش شهرت و معروفیت این منطقه شده‌است.

آثار باستانی تنگه واشی[ویرایش]

قلعه باستانی فیروزکوه
قلعه باستانی فیروزکوه

تنگه واشی علاوه بر طبیعت زیبا، دارای آثار باستانی نیز می‌باشد. یکی از سه کتبیه معروف دوره قاجار در این تنگه واقع شده‌است. دو کتبیه دیگر در چشمه علی شهر ری و تونل وانا در جاده هراز واقع شده‌اند. هر سه این کتیبه‌ها به دستور فتحعلی شاه قاجار حکاکی شده‌است. فتحعلی شاه که دوران پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجسته‌های آن دیار، سه نفر به نامهای حجارباشی، نقاش باشی و معمارباشی را مسئول ساخت این سه کتبیه در تهران کرد. کتیبه واقع در تنگه واشی دارای ابعاد شش در هفت متر است که وقایع زمان فتحعلی شاه دور تا دور کتیبه روایت شده‌است. بزرگ‌ترین نقش برجسته این کتیبه‌ها، نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن می‌توان عباس میرزا، علی قلی میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید. این کتیبه که حدوداً ۱۸۵ ساله‌است به گونه‌ای در دل کوه حک شده که از بارش باران و تابش آفتاب در امان بوده‌است اما صنعت گردشگری به آن آسیب وارد نموده‌است.

چشمه آب معدنی خمده[ویرایش]

چشمه آب معدنی خمده در فاصله ۱۵ کیلومتری جاده تهران، فیروزکوه و در مسیر رودخانه حبله رود و در نزدیکی روستای خمده واقع شده‌است. فاصله این چشمه تا جاده فیروزکوه – زرین دشت ۵ کیلومتر است. آب این چشمه برای درمان بیماری‌های مفاصل و استخوان، بیماری‌های پوستی (جوش- زخم و …) و زردی کاربر دارد. فصل استفاده از این آب بهار و تابستان است.

دانشگاه‌ها[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. آمار بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ است و بر همین اساس، جمعیت شهر فیروزکوه ۱۷٬۴۵۳ تن و استان تهران ۱۳٬۲۶۷٬۶۳۷ تن بوده‌است.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ بایگانی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۹ توسط Wayback Machine وبگاه مرکز آمار ایران
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «زبان مردم فیروزکوه مازندرانی». دانشنامه آریانیکا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶.
  3. (در ۲ سال ۱۳۸۰ و ۱۳۸۶)
  4. «زبان مردم فیروزکوه بسیار نزدیک به مازندرانی است». سایت فرمانداری فیروزکوه. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۱۶.
  5. نجفیان، آرزو؛ سراج، فرشته. «بررسی صيغگان فعل در لهجۀ جليزجندی زبان مازندرانی». وبگاه مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری. دریافت‌شده در ۱۰ مارس ۲۰۲۱.
  6. Voskanian، Vardan السادات (۱۹۹۸). «Some Mazandarani Materials From Firuzkuh». Iran and The Caucasus: ۱.
  7. آمار بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ است و بر همین اساس، جمعیت شهر فیروزکوه ۱۷٬۴۵۳ تن و استان تهران ۱۳٬۲۶۷٬۶۳۷ تن بوده‌است.
  8. ابهزاد خلیل زاده، سیری در گویش مردم فیروزکوه به انضمام کنایات، اشارات، ناسزاها، سوگندها و ...، ۱۲.
  9. اصغر اسفندیار، گویش فیروزکوهی(روستای لزور)، ۱۱.
  10. «زبان مردم فیروزکوه بسیار نزدیک به مازندرانی است». سایت فرمانداری فیروزکوه. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۱۶.
  11. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  12. مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  13. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  14. کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. ۳۰.
  15. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  16. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  17. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  18. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان جلد دوم. انتشارات رسانش. ص. ۷۵.
  19. کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. ۲۹-۲۸.
  20. شجاع شفیعی، محمد مهدی (۱۳۷۷). تاریخ اسلام در نواحی شمالی ایران. نشر اشاره. ص. ۲۷.
  21. All regions of this country are fertile except the part towards the north, which is mountainous and rugged and cold, the abode of the mountaineers called Cadusii, Amardi, Tapyri, Cyrtii and other such peoples, who are migrants and predatory. strabo (11.13.3)
  22. Parts of the Parthian country are Comisene and Chorene, and, one may almost say, the whole region that extends as far as the Caspian Gates and Rhagae and the Tapyri, which formerly belonged to Media. strabo (11.9.1)
  23. after which is the choromithrena region which extends even to parthia, on the north of which is helymais, from which to the source of the charindas river are the regions the tapuri inhabit, . Ptolemy (6.2.6)
  24. Ctesias (2010). Ctesias' History of Cersia: Tales of the Orient. Translated by translated with commentaries bylloyd Lewellyn-jones and james robson. simultaneously published in the USA and Canada by Routledge. p. 115.
  25. The Hyrcani had mustered 6000 as excellent horseman as those nations could furnish , as well as 1000 Tapurian cavalry. The Derbices had armed 40000 foot-soldiers ; most of these carried spears tipped whit bronze or iron , but some had hardened the wooden shaft by fire. curtius rufus quintus , history of ALEXANDER (3.2.7)
  26. پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان جلد دوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۳۴۵.
  27. پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان جلد دوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۳۴۶.
  28. پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان جلد دوم. انتشارات نگاه. ص. ۱۳۴۷.
  29. برزگر، اردشیر (۱۳۸۰). تاریخ تبرستان پیش از اسلام (جلد اول). نشر رسانش. ص. ۵۱.

منابع[ویرایش]