هنر ایرانی


| هنر ایرانی |
|---|
| هنرهای تجسمی |
| هنرهای تزئینی |
| ادبیات ایرانی |
| هنرهای اجرایی |
| دیگر هنرها |
| تاریخ هنر |
|---|
هنر ایرانی به مجموعهای از هنرهای تجسمی، هنرهای کاربردی و هنرهای نمایشی گفته میشود که در گسترهٔ فرهنگی و تاریخی ایران بزرگ پدید آمده یا تحت تأثیر مستقیم آن شکل گرفته است.[۱] این اصطلاح، علاوه بر آثار ایجادشده در محدودهٔ جغرافیای امروز ایران، شامل دستاوردهای هنریای است که در سرزمینها و تمدنهای همجوار زیر نفوذ فرهنگ ایرانی ــ از بینالنهرین شرقی و آسیای میانه تا شبهقاره هند و قفقاز ــ پدید آمدهاند.[۲]
هنر ایرانی از دوران پیشاتاریخ تا روزگار معاصر پیوستگی بیمانندی را در طیف گستردهای از رشتهها مانند معماری ایرانی، نگارگری و مینیاتور، فرش ایرانی، سفال و کاشیکاری، فلزکاری، خوشنویسی، موسیقی و رقص ایرانی نشان داده است.[۳] این هنرها نهتنها بازتابدهندهٔ فرهنگ ایرانی و باورهای مردمان این سرزمیناند، بلکه در دورههایی بر هنر فرهنگهای دیگر ــ همچون هنر اسلامی، هنر مغولی هند، هنر عثمانی و هنر قفقاز ــ تأثیری ژرف نهادهاند.[۴]
بهکارگیریِ زیباییشناسی پیچیده، نمادگرایی چندلایه و نوآوری در مواد و فنون، از ویژگیهای برجستهٔ هنر ایرانی در تمام ادوار است. آثار بهجامانده در موزه ملی ایران، موزه لوور، موزه بریتانیا و متروپولیتن، تنها بخشی از این میراث است که جایگاهی شاخص در تاریخ هنر جهان دارد.[۵]
هنر ایران یکی از غنیترین میراثهای هنری در تاریخ جهان است[۶] و دربرگیرندهٔ بسیاری از رشتهها از جمله معماری، نقاشی، بافندگی، سفالگری، موسیقی، رقص، خوشنویسی، فلزکاری و نزدیک ۳۰۰۰ گونهٔ هنر مختلف در ۴۰۰ گروه هنری است.
از هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ دوم پیش از میلاد، هنر در ایران، بیشتر شامل عناصری از باورهای دینی میشده است. ظرفهای منقش و کندهکاریهایی همانند آنچه که در کورانگون و نقش رستم صورت گرفته، از بازماندگان آثار هنری آن دوران هستند. در اواخر هزارهٔ سوم و در هزارهٔ دوم، صنعت برنز در ایران، با مهارت بالا و استادی دنبال شد. در این دوران، سفالسازی ظریف گردید و نقوش جاندارانی بر آنان گذارده شد. مجسمههایی نیز در تورنگتپه یافت شدهاند که احتمال دارد، ساخت مردم همین دوران باشند.[۷] در کاخهای هخامنشی، با همکاری تمام کشور، تلاش شده است که تصویری از آن دوران نمایش یابد و هنرهای بسیاری در ساخت آنان به کار رفته است؛ سنگنگارهها و کندهکاریها، جزئیات رنگی، روکشهای طلا و برنز و نقوش روی اشیاء درونی ساختمانها، بخشی از هنر هخامنشی هستند که تاکنون حفظ شدهاند.[۷] پس از هنر پارتها که تحت تأثیر هنر یونانی بود، هنر ساسانیان، تمدن ایرانی را بار دیگر زنده کرد. هنر ساسانی، از فرهنگهای دیگر هم اثر گرفت اما اساساً ایرانی بود؛ از رویدادهای مهم در این دوران، این بود که معماری طاقدار در ساختمانها رواج یافت.[۷] معماری ایرانی در طول تاریخ همواره بهعنوان عالیترین بخش هنر ایران، شناخته شده است. این معماری در دورههای هخامنشیان، پارتها و ساسانیان برتر بوده است و در دوران اسلامی نیز برتری خود را حفظ کرد.[۸]
در کل، فرهنگ دوره اسلامی در ایران، مکاتب بومی قدرتمندی از هنرهای تجسمی را توسعه نداد. اما موارد استثنایی نیز وجود دارد؛ یکی از این موارد مهم، گسترش نگارگری ایرانی در مکاتبی چون مکتب تبریز اول و دوم، مکتب شیراز و اصفهان است. با این حال، نگارگری ایرانی، در اواخر دوران صفوی، رو به انقراض رفت. اما هنرهایی چون خوشنویسی ایرانی، تذهیب، بافندگی، سفال ایرانی و فلزکاری ادامه یافتند. نقاشی و مجسمهسازی کلاسیک غربی در اواخر سده ۱۹ میلادی وارد ایران و با مضامین ایرانی تطبیق دادهشدند. گرایش به اسلامیسازی پس از انقلاب ۱۳۵۷، هنرهای تجسمی را محدود کرد اما این هنرها همچنان از راه نمایشگاهها و سپس با دسترسی به اینترنت، در حال پیشرفت هستند.[۹]
نوگرایی، در هنر ایران، قدرت گرفته است و مهمترین تحول در نوگرایی هنری در این کشور، حاصل تغییرات اجتماعی انجام شده توسط رضاشاه پهلوی است. حدوداً در میان سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۸، هنر نوین در ایران رشد قابل توجهی کرد و بسیاری از هنرمندان نامی معاصر این کشور، در آن دوران رشد و شکوفایی داشتند.[۱۰] روزنامه گاردین اعلام داشته است که آثار موزه هنرهای معاصر تهران، بزرگترین گنجینهٔ هنر مدرن در بیرون از آمریکا و اروپای غربی است. در دوران شاهنشاهی پهلوی، گالریهای خصوصی راهاندازی شدند و وزارت فرهنگ و هنر نیز جشنوارههای سالیانهای را برگزار کرد.[۱۱] جشن هنر شیراز از همان دوران آغازینش با توجه به ابتکار گماشتگی و گوناگونی برنامههایش در میان جشنوارههای موسیقی بینالمللی موجود، برجسته بود.[۱۲]
تاریخچه
[ویرایش]تاریخ هنر ایران مسیری چند هزار ساله را از دوران پیشاتاریخ تا روزگار معاصر پیموده و در هر دوره، بازتابدهندهٔ شرایط اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی زمان خود بوده است.[۱۳] این گسترهٔ تاریخی را میتوان به چند دورهٔ اصلی با ویژگیها و دستاوردهای خاص تقسیم کرد:
- دوران پیشاتاریخ و تمدنهای باستانی ایران (از هزارهٔ هشتم پ.م. تا شکلگیری دولتهای نخستین) شامل محوطههایی مانند تپه سیلک، شهر سوخته، مارلیک و تمدن ایلام. این دوران شاهد شکلگیری نخستین فنون سفالگری، نقشنگاری، زیورسازی و معماری ابتدایی بود.[۱۴] آثار شاخص: زیگورات چغازنبیل، پیکرهٔ ملکه ناپیرآسو، برنزهای لرستان و سفالهای منقوش سیلک.
- دوران شاهنشاهیها شامل:
- هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰ پ. م) که با معماری درخشان تخت جمشید و پاسارگاد، سنگنگارههای آیینی، فلزکاری ظریف و تلفیق هنرهای ملل مختلف امپراتوری شناخته میشوند.[۱۵]
- اشکانیان (۲۴۷ پ.م. –۲۲۴ م) با سنتهای ترکیبی ایران–یونان، تمرکز بر پیکرهسازی، گچبری و نقاشی دیواری، و شکلگیری الگوهای شمایلنگاری خاص ایرانی.[۱۶]
- ساسانیان (۲۲۴–۶۵۱ م) که اوج هنر پیشااسلامی ایران دانسته میشوند: طاق کسری، نقش رستم، ظروف نقرهٔ زراندود، مهرهای سلطنتی و بافت ساسانی.[۱۷]
- دوران اسلامی (از سده ۷ میلادی تا اوایل دوران معاصر) که با ظهور خط کوفی و نستعلیق، شکوفایی نگارگری ایرانی، تذهیب، و کاشیکاری در مسجد شاه اصفهان و مسجد جامع یزد همراه بود. مکاتب مهم نگارگری مانند مکتب تبریز دوم و مکتب اصفهان در این دوره پدید آمدند.[۱۸] سلسلههای صفویان، افشاریان، زند و قاجاریان هر یک با سبکهای خاص در معماری، فرشبافی و تزئینات کاربردی شناخته میشوند.
- دوران نوگرا و معاصر (از دوره پهلوی تا امروز) با نفوذ هنر مدرن، تأسیس نهادهایی چون موزه هنرهای معاصر تهران، گسترش جنبش سقاخانه، و ترکیب سنت و مدرنیسم در آثار هنرمندانی مانند حسین زندهرودی، پرویز تناولی و منیر فرمانفرماییان شناخته میشود.[۱۹] هنر معاصر ایران در عرصههای عکاسی، مجسمهسازی، هنر مفهومی و هنر دیجیتال نیز رشد داشته و در بازارهای جهانی حضور پررنگ یافته است.
در هر یک از این ادوار، معماری، خوشنویسی، صنایعدستی، نقاشی و موسیقی دچار نوآوری و تحولاتی اساسی شدهاند و گاه نیز با تأثیرگذاری بر هنر فرهنگهای دیگر، جایگاهی فراتر از مرزهای ایران یافتهاند.[۲۰][۲۱]
هنر دوران پیشاتاریخ و تمدنهای باستانی ایران
[ویرایش]پیشینهٔ هنر در ایران به چند هزار سال پیش و حتی پیش از شکلگیری تمدنهای شناختهشدهٔ باستانی بازمیگردد. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که از اواخر هزاره هشتم پیش از میلاد تا هزارهٔ چهارم پ.م. در بخشهای گوناگون فلات ایران نقوش و اشیاء هنری ساخته میشدند که بیانگر شکلگیری نخستین جلوههای هنرهای تجسمی، هنرهای کاربردی و حتی نمادهای آیینی بودهاند.[۲۲]
از مهمترین مراکز هنری این دوران میتوان به تپه سیلک (کاشان)، شهر سوخته (سیستان)، تپه گیان (نهاوند)، تپه یحیی (کرمان)، تپه مارلیک (رودبار) و گنجدره (کرمانشاه) اشاره کرد. در این محوطهها انواع آثار بهدست آمدهاند، از جمله:
- سفالهای منقوش با طرحهای هندسی، خطی و جانوری، که گاه نشاندهندهٔ باورهای اساطیری و ارتباط انسان با طبیعتاند.[۲۳]
- پیکرههای گلی کوچک با فرمهای انسانی یا زومورفیک (حیواننما) که بهعنوان آیین باروری یا نمادهای نگهبان مورد استفاده قرار میگرفتند.[۲۴]
- هنر سنگتراشی و سنگنگارهها که از نقشهای ساده و ابتدایی جانداران تا صحنههای پیچیدهٔ آیینی را شامل میشود.
در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد و اوایل هزاره اول پیش از میلاد، فلزکاری پیشرفت چشمگیری یافت. برنزهای لرستان نمونهای شاخص از این هنر هستند که شامل سرنیزهها، مفرغنوشتها، کمربندها و مجسمههای ترکیبی با نقوش اساطیری و حیوانیاند، که با دقت فنی بالا و اغلب برای کاربرد آیینی یا تدفینی ساخته شدهاند.[۲۵]
ویژگیهای هنری و فرهنگی این دوره عبارتند از:
- میل به تجرید و نمادگرایی در نقوش سفال و فلزات؛
- تنوع در مواد خام، از گل و سنگ آهک تا مس، مفرغ و طلا؛
- شکلگیری نظامهای نمادین که بعدها در هنر ایلامی، مادی و هخامنشی استمرار یافت؛
- ارتباطات فرهنگی با حوزههای تمدنی همجوار همچون بینالنهرین، دره سند و آسیای میانه، که باعث تبادل ایدهها و تکنیکهای هنری شد.[۲۶]
در شهر سوخته، کشف اشیایی چون جام سفالی با نقوش متحرک (نخستین انیمیشن شناختهشدهٔ جهان)، مهرهای تراشیده، پارچههای بافتهشده و ابزارهای جراحی چشم، نشانگر پیچیدگی و چندرشتهای بودن هنر و صنعت است.[۲۷]
برخی محققان، از جمله آرتور پوپ، معتقدند که پیوستگی فنون و موتیفهای تزئینی از این دوران تا قرون بعد، یک «هویت بصری ایرانی» را شکل داده که پایهٔ هنرهای کلاسیک ایران است.[۲۸] این آثار، زمینهساز مکاتب منسجم هنری در دوران ایلامی، مادی و هخامنشی شدند و بسیاری از عناصر تزئینی، نمادین و فنی خود را تا سدهها بعد در رشتههای گوناگون هنر ایرانی حفظ کردند.
هنر ایلامی
[ویرایش]
هنر ایلامی به گسترهٔ زمانی اواخر هزارهٔ سوم تا سدهٔ ششم پیش از میلاد تعلق دارد و در پهنهٔ خوزستان، جنوبغربی ایران کنونی، بخشهایی از ایران مرکزی، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و حتی سواحل خلیج فارس شکل گرفت.[۲۹] این هنر با ظهور دولتشهرهای ایلامی در شوش، انشان (تل ملیان)، چغازنبیل، هفتتپه، تپه ملیان و مراکزی چون کول فرح شکل گرفت و طی بیش از دو هزار سال، مجموعهای غنی از آثار معماری، پیکرهسازی، سنگنگاره، فلزکاری، سفالگری، زیورآلات و هنرهای آیینی را به وجود آورد.[۳۰]
از شناختهشدهترین آثار معماری ایلامی میتوان به زیگورات چغازنبیل اشاره کرد که به دستور اونتاش ناپیریشا، شاه ایلامی سدهٔ سیزدهم پیش از میلاد، در شهر مذهبی «دور–اونتاش» ساخته شد.[۳۱] نقوش برجستهٔ کول فرح و ایذه با نمایش صحنههای نیایش، پیشکش، و شکار، غنای هنری و مذهبی این تمدن را بازتاب میدهد. پیکرهسازی ایلامی هم شامل مجسمههای نذری کوچک از مفرغ، تندیس شاهان و الههها (مانند پیکرهٔ ناپیرآسو در موزه لوور) و سرستونها و لوحهای سنگی کتیبهدار بوده است.[۳۲]
فلزکاری ایلامی با ساخت ظروف نقرهای منقوش، خنجرهای مفرغی، و پلاکهای طلایی با نقش موجودات اسطورهای گواهی بر مهارت بالای صنعتگران این سرزمین است.[۳۳] سفالگری نیز با لعابهای رنگی و نقوش هندسی یا گیاهی، و گاه استفاده از نقشبرجستههای ساده، نشانگر پیوند میان سنتهای بومی و تأثیرات همسایگان بینالنهرینی بود.
هنر ایلامی نهتنها بیانگر ذوق و ابتکار هنرمندان این سرزمین، بلکه بازتابی از ساختار اجتماعی، باورهای دینی (چندخدایی با محوریت ایزدبانوان)، و روابط سیاسی–اقتصادی ایلام با تمدنهای پیرامون خود است. این پیوندها در سبک معماری، نقشمایهها و حتی فناوریهای مورد استفاده در آثار، بهویژه پس از روابط طولانی با دولتهای آشور و بابل، کاملاً مشهود است.[۳۴]
هنر ایلامی ضمن تأثیرپذیری از بینالنهرین، بهویژه سومر، بابل و آشور، ویژگیهای بومی ویژهای را حفظ کرد. این ویژگیها شامل فرمهای معماری پلهپله و زیگوراتی، نقشمایههای مرتبط با ایزدان محلی چون اینشوشیناک و کیریریشا، و استفادهٔ ویژه از سنگآهک محلی و خشت خام در ساخت بناهای عظیم است.[۳۵]

از شاخصههای هنر ایلامی:
- پیکرهسازی در قالب مجسمههای گلی، سنگی، برنزی و نقرهای، همچون مجسمه ملکه ناپیراسو (۱۲۵۰ پ. م) با وزن بیش از ۱۷۰۰ کیلوگرم، از شاهکارهای موزه لوور است. همچنین پیکرههای برنزی کوچک از هفتتپه و آثار ساختهشده با تکنیک ریختهگری موم گمشده از نوآوریهای این دورهاند.[۳۶]
- حجاری و سنگنگارهها مانند سنگنگاره کورانگون، کولفرح و نقشبرجستههای سرپل ذهاب که صحنههای آیینی و نبردهای اسطورهای را نمایش میدهند.[۳۷]
- معماری مذهبی با اوج تجلی در زیگورات چغازنبیل که در میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.[۳۸]
- فلزکاری و زیورآلات شامل مهرهای استوانهای نیاایلامی، ظروف برنزی و طلایی با نقوش گیاهی و جانوری.[۳۹]
- سفالگری با لعاب و نقوش هندسی یا تصویری از مکانهایی چون شوش و تل ملیان.[۴۰]

هنر ایلامی نهتنها از جهان پیرامون تأثیر میپذیرفت، بلکه بر هنر فرهنگهای همسایه، از جمله هنر بابل و تمدن دره سند، اثر گذاشت.[۴۱] مهرهایی که با نقوش جانوران و موجودات اسطورهای ساخته میشدهاند، کاربرد اداری و آیینی داشتند.[۴۲]
آثار شاخص
[ویرایش]هنر سیلک
[ویرایش]هنر سیلک به آثار هنری و صنایعدستیِ بهدستآمده از تپه سیلک، واقع در حاشیهٔ جنوبی کاشان، گفته میشود. این محوطه یکی از کهنترین سکونتگاههای کشاورزی و شهری در ایران باستان است و لایههای فرهنگی آن از هزارهٔ پنجم پیش از میلاد تا حدود هزارهٔ اول پ.م. ادامه دارد.[۴۳]
از شاخصترین عناصر هنر سیلک میتوان موارد زیر را برشمرد:
- سفالگری با نقوش هندسی و جانوری (مانند بز کوهی و پرندگان آبزی) که با رنگهای سرخ، قهوهای و سیاه بر زمینهٔ نخودی یا قرمز اجرا میشد.[۴۴]
- پیکرههای گلی کوچک با فرمهای ساده و گاه اغراقشده که احتمالاً کاربرد آیینی یا تدفینی داشتند.
- مهرهای مسطح و استوانهای با طرحهایی انتزاعی یا شمایل انسانی و حیوانی که بیانگر آغاز نظامهای اداری و نمادین در این فرهنگ است.
طرحها و زیباییشناسی هنر سیلک نهتنها در مناطق همجوار فلات ایران، بلکه در دورههای بعدی مانند تمدن ایلام و تمدن جیرفت بازتاب یافت. کاوشهای باستانشناسی بهسرپرستی رومن گیرشمن و دیگران در سدهٔ بیستم میلادی، اطلاعات گستردهای دربارهٔ پیوستگی فرهنگی این محوطه با سایر مراکز هنری پیشاتاریخی فراهم کرده است.[۴۵]

هنر شهر سوخته
[ویرایش]هنر در شهر سوخته بخشی مهم از هنر ایران در دوران پیشاتاریخ بهشمار میآید و بازتابدهندهٔ شکوفایی تمدنی در هزارهٔ سوم پیش از میلاد در جنوب شرق ایران است. این محوطهٔ باستانی که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، حوزهای بیش از ۱۵۰ هکتار را دربر میگیرد و حاصل پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردمان تمدن هلمند است.[۴۶] یافتههای باستانشناختی از این مکان، نشاندهندهٔ تنوع بالای هنرها، از جمله سفالگری، صنایع دستی، زیورآلاتسازی، هنرهای آیینی و تزئینی، و آثار تصویری است که نهتنها جنبهٔ زیباییشناختی داشتند بلکه حامل پیامهای مذهبی و اجتماعی بودند.
از برجستهترین دستاوردهای هنری شهر سوخته میتوان به سفالهای منقوش اشاره کرد که با بهرهگیری از رنگهای معدنی مانند قهوهای، سیاه و قرمز روی زمینهٔ نخودی یا خاکستری تزئین میشدند. این نقوش شامل طرحهای هندسی دقیق، عناصر گیاهی، و پیکر جانوران است که گاه به شکلی روایی کنار هم قرار میگیرند. مشهورترین نمونه، جام سفالی منقوش به صحنهٔ حرکت یک بز کوهی به سمت یک درخت است که آن را بهعنوان نمونهای بسیار کهن از پویانمایی (انیمیشن) میشناسند و در موزهٔ ملی ایران نگهداری میشود.[۴۷]
حفاریها افزون بر سفال، جواهرات و اشیای زینتی ساختهشده از لاجورد، فیروزه، عقیق و سنگهای نیمهقیمتی را آشکار کردهاند که بیانگر روابط بازرگانی گسترده با آسیای مرکزی، مکران، سند و حتی بینالنهرین بوده است. برخی از این قطعات، مانند گردنبندهای سنگی با مهرههای تراشخوردهٔ دقیق یا آویزهای طلایی، نشانگر مهارت استثنایی صنعتگران شهر سوخته در تراش و صیقل مواد سخت است.[۴۸]
سنگتراشی و هنر کار با استخوان و عاج نیز در این شهر رایج بوده است. ابزار کار، دستهٔ تزئینشدهٔ چاقو و شانههایی با نقوش حکاکیشده از جمله نمونههای این هنرها هستند. آثار چوبی کمیاب همچون جعبههای کوچک تزئینی نیز در شرایط خاص آبوهوایی حفظ شدهاند و از فناوریهای ظریف نجاری حکایت دارند. همچنین، کشف مهرهای استوانهای و مسطح با نقوش هندسی یا اسطورهای، نشان میدهد که هنر مهرسازی نیز جایگاهی ویژه در زندگی اداری و مذهبی این فرهنگ داشته است.[۴۹]
هنر در شهر سوخته، افزون بر جنبههای زیباشناسانه، دریچهای به دنیای باورها، ساختار اجتماعی، فناوریهای هنری، و تعاملات فرهنگی مردمان این تمدن میگشاید. پژوهشها نشان میدهد که این آثار نهتنها بیانگر ذوق و خلاقیت بومی بودند، بلکه بازتابی از تبادل فرهنگی و هنری با تمدنهای همسایه محسوب میشوند.[۵۰]
هنر مادی
[ویرایش]




بررسی آثار مادها مستلزم توجه به سه حوزهٔ جغرافیایی و فرهنگی مهم است: نخست، مسیر جادهٔ قدیم خراسان که در عصر آهن بهعنوان شاهراه تجاری میان شرق و غرب فلات ایران و محل تبادل هنر و صنعت مادها با سرزمینهای همجوار عمل میکرد؛ دوم، منطقهٔ میان کرمانشاه و همدان که مرکز سیاسی و مذهبی ماد بزرگ باستان و جایگاه هگمتانه بوده است؛ و سوم، بخشهای شمالی و مرکزی فلات ایران که یا از آغاز در قلمرو مادها بود یا در دورهٔ گسترش قدرت به این سرزمینها پیوستهاند. دستاوردهای فرهنگی و هنری این محدوده، در محوطههایی همچون گودینتپه در درهٔ کنگاور، تپه نوشیجان در نزدیکی ملایر، تپه سیلک در کاشان و باباجان در شمال لرستان کشف شده است.[۵۵][۵۶]
با وجود این، ویژگیهای دقیق «هنر مادی» همچنان در هالهای از ابهام است. اسکار وایت موسکارلا و گروهی از باستانشناسان بر این باورند که شواهد موجود برای انتساب مستقیم آثار به دورهٔ ماد ناکافی است و بسیاری از اشیای منسوب به این دوره را میتوان به هخامنشیان یا فرهنگهای همسایه مانند اورارتو و آشور نسبت داد.[۵۷] دلیل این تردید، ناتمامماندن کاوشهای علمی در هگمتانه و سایر مراکز شهری مادی و همچنین نبود کتیبههای شناساییکنندهٔ آثار است.[۵۸]
با این حال، شماری از پژوهشگران تپه نوشیجان، گودینتپه و باباجان را نمونهٔ شاخص سنتهای معماری و هنری مادی میدانند. معماری این دوره بر استفاده از خشت خام و آجر در پلانهای چهارگوش، دیوارهای ضخیم، و تالارهای ستوندار (شبیه آپادانا) استوار بوده است. آتشکده نوشیجان با تالار اصلی، معبد مرکزی، و فضاهای انبار غلّه، الگویی از ترکیب کارکرد آیینی و کارکرد دفاعی در یک سازه است.[۵۹]
بافت شهری هگمتانه، با شبکهای از خیابانهای منظم و چیدمان منازل خشتی پیرامون مراکز اداری و مذهبی، نشاندهندهٔ سطح بالای سامانیافتگی شهرسازی در عصر ماد است. در این شهر، استفاده از تزیینات هندسی روی دیوارهای گچی و نقشمایههای گیاهی و حیوانی گزارش شده است که با سنتهای آسیای غربی همخوانی دارد.[۶۰]
هنر مادی، علاوه بر معماری، در شاخههای دیگری چون فلزکاری، جواهرسازی و سفالگری شکوفا شد. وجود ظروف زرین، نقرهای و برنزی، تکوکهای حیوانسر، و پیکرههای کوچک جانوری – همچون تکوک طلایی بز کوهی هگمتانه که در موزه ملی ایران نگهداری میشود – بیانگر مهارت بالای هنرمندان ماد در خلق آثار ترکیبیِ کاربردی و نمادین است.[۶۱]
جواهرسازی با استفاده از طلا، نقره و سنگهای قیمتی نیز رواج داشته است. مهرهای استوانهای و انگشتریهای یافتشده در محدودهٔ ماد مرکزی، با نقشمایههای اسطورهای و صحنههای شکار، ارتباط هنری مادها با آشور و بابل را آشکار میسازد.[۶۲]
در هنر سنگتراشی، مجسمه شیر سنگی همدان جایگاه ویژهای دارد. این مجسمه با ابعادی بزرگ و سبکی سادهشده، احتمالاً به عنوان نماد محافظت از شهر یا بناهای آیینی به کار میرفته است؛ هرچند در مورد تاریخگذاری آن بین اواخر دورهٔ مادی و آغاز دورهٔ هخامنشی اختلاف نظر وجود دارد.[۶۳]
سفالگری مادی، اگرچه اغلب کارکردی و ساده است، اما نمونههای تزیینی آن، نظیر سفال اردکشکل موزهٔ لوور، دارای اشکال جانوری و خطوط منحنی هستند که پیوندی میان سنت سفال عصر آهن و تأثیرات خارجی ایجاد میکنند.[۶۴]
آیین تدفین در میان مادها، به استناد کاوشهای باستانشناسی، شامل دفن در خمرهها و گورها با همراه داشتن اشیای شخصی بوده است؛ این گورآوندها اغلب شامل ظروف کوچک فلزی یا سفالی و زیورآلات بودهاند که جنبهٔ نمادین و اعتقادی داشته است.[۶۵]
هنر هخامنشی
[ویرایش]هنر هخامنشی را میتوان نابترین و والاترین شکل هنر خاورمیانهٔ باستان دانست که نهتنها اوج ذوق و خلاقیت هنرمندان ایرانی، بلکه نقطهٔ تلاقی چندین سنت هنری کهن بود. همچنین دوران هخامنشی نمایندهٔ بالاترین درجهٔ قدرت سیاسی است که ایرانیان در طول تاریخ به آن رسیدهاند. پس از آن، ایرانیان هرگز همان درجهٔ چیرگی را بر مردم آسیای غربی و مناطقی از شمال آفریقا اعمال نکردند. این اقتدار، بستر گسترش و شکوفایی هنر هخامنشی را در حوزههای گوناگون از معماری و پیکرتراشی تا صنایع دستی و موسیقی فراهم کرد.[۶۶]
مراکز هنری و معماری
[ویرایش]نخستین کانون هنری شاهنشاهی هخامنشی در پاسارگاد است. این مجموعه، که به فرمان کوروش بزرگ ساخته شد، ترکیبی از عناصر عیلامی، آشوری و سنتهای بومی را در خود داشت. پلانهای تالارها، ستونهای سنگی بلند با سرستونهای گاو دوسر یا شیر، و باغهای طراحیشده (چهارباغ) از ویژگیهای شاخص آن بودند.[۶۷] محوطهٔ پاسارگاد همچنین شامل آرامگاه کوروش و سازههای آیینی بود که نشانگر تأکید بر شکوه سلطنت و تقدس پادشاهی است.[۶۸]
آنچه که بعدها از شوش به مجموعه معماری هخامنشی راه پیدا کرد در قالب یک کاخ بزرگ بود با دیوارهای منقوش به حیوانات اساطیری و نگهبانان، که با خود هنر بینالملل آن دوره را هم به ارمغان آورد. در تزئینات کاخ شوش، کاشیهای لعابدار رنگین با نقش سربازان جاویدان، شیر بالدار و گلهای نیلوفر آبی دیده میشود.[۶۹] دروازهها، حیاطهای ستوندار و تالارهای ستونچوبی با سقفهای بلند، فضایی باشکوه و آیینی ایجاد میکرد.
در دوره هخامنشی شاهد ترکیب عناصر فراوانی از هنر ایرانی، آشوری، مصری، یونانی و سکایی هستیم.[۷۰] اوج این ترکیب را میتوان در تخت جمشید مشاهده کرد؛ جایی که پلکانهای عظیم، تالار صدستون، و آپاداناهای مرتفع، صحنههایی از آوردن هدایا توسط نمایندگان ۲۳ ساتراپی را در قالب نقشبرجستههای دقیق به نمایش میگذارند.[۷۱] تزیینات معماری تخت جمشید با حجاری دقیق گلبرگهای نیلوفر آبی و نقوش حیوانات افسانهای، علاوه بر زیبایی، جنبهٔ نمادین و آیینی نیز داشت.
پیکرتراشی و نگارهها
[ویرایش]دستاورد اصلی و بزرگ هخامنشیان در زمینهٔ پیکرتراشی، نگارههای مسطح بوده است. در اینجا نیز پای میراثی ایلامی در کار است. اما این بار نیز پارسیان از روی الگوی بیگانه هنری کاملاً مستقل پدیدآوردند که با دیگر هنرها اشتباه نمیشود.[۷۲] این نگارهها با جزئیاتی چون چین لباس، نقش اسلحهها، و آرایش مو و ریش، پیامآور نظم، شکوه و عظمت شاهنشاهی بودند. صحنههای شکار، نبرد و آیینهای مذهبی گاه با ظرافتی نزدیک به کار مینیاتور حجاری شده است.
برجستهکاریهای موجود در پلکانها و دیوارهای تخت جمشید، ضمن نمایش قدرت شاه، بر اهمیت وحدت اقوام گوناگون تحت سلطهٔ هخامنشیان تأکید میکند.[۷۳]
فلزکاری و صنایع دستی
[ویرایش]ظرفهای سیمین و زرین ایران باستان در دوره هخامنشیان بینظیرند. در میان ظرفهای فلزی هخامنشیان به وفور به دستههای زینتی پر نقش و نگاری برمیخوریم به شکل قوچ کوهی. این نماد خورنه هستند. در تصویرهای تخت جمشید به عطردانهای رخامی، عودسوزهای زرین، سطل زرین کندر، و حولههای ظریف کتان در دست جامهدار و خواجگان شاهنشاه برمیخوریم.[۷۴]
در زمان هخامنشیان حتی قالیبافی هم ارج و قرب بسیار داشت. قالی پازیریک که در یخهای سیبری یافت شد و امروزه در موزه آرمیتاژ نگهداری میشود، نمونهای با نقوش سوارکاران و گوزن است که بسیاری پژوهشگران آن را محصول کارگاههای هخامنشی میدانند.[۷۵] همچنین زیورآلات شخصی، کمربندها، غلاف خنجر و اجزای اسبآرایی با طلا و نقره و سنگهای قیمتی تزیین میشد.

موسیقی در دربار
[ویرایش]بهطوریکه از منابع متأخر بر میآید، موسیقی در ایران باستان هنری ظریف و به کمال بود، و قواعد آن از نظر دقت قابل قیاس است با «کُنترپوان» غربی. ظاهراً رایجترین ساز در دربار چنگ بوده است. شواهد دیگری نیز مبنی بر استفاده از رباب، بربط، تنبور، قانون، نی و نیز دف و دهل موجود است. در دوره هخامنشیان به استادان موسیقی در دربار احترام بسیار گذاشته میشد. بهطوریکه اینان در میان ملازمان دربار از بلند پایگان بودند. خوانندگان و نوازندگان به سه طبقه تقسیم میشدند و هیچ خوانندهای نمیتوانست با نوازندهای بخواند که در طبقهٔ او نبود.[۷۶]
اگر شاهنشاه ضیافتی میداد، در سکوتی که نفسهای مهمانان در سینهها حبس بود، پردهای که پادشاه را از چشم درباریان او پنهان نگه میداشت کنار میرفت. سپس رئیس تشریفات که عنوان پر معنی «شادباش» را داشت، استاد آواز را به خواندن ترانهای معین ندا میداد یا از یکی از نوازندگان دربار میخواست تا قطعهای را که با دقت گزیده شده است بنوازد. روایتهای باستانی همچنین به اجرای گروههای کر و رقص آیینی در برخی مراسم اشاره دارند.
جواهرسازی، مهرها و هنرهای تزیینی
[ویرایش]
کارگاههای جواهرسازی هخامنشی با استفاده از طلا، نقره و سنگهای قیمتی مانند لاجورد و فیروزه، آثار ظریف و ارزشمندی خلق میکردند. مهرهای استوانهای و تخت از سنگهای سخت، با صحنههای اسطورهای، شکار و مراسم مذهبی، نهتنها ابزار اداری، بلکه آثار هنری بهشمار میرفتند.[۷۸] برخی مهرها امضای هنرمندان یا نام مقامات را داشتند و به عنوان نشان هویت سیاسی یا اداری استفاده میشدند.
ظروف شیشهای رنگین، کاشیهای موزاییکی و اشیای تزیینی کوچک نیز بخشی از تولیدات هنری آن دوره بودند که در کاخها، معابد و خانههای اشراف به کار میرفتند.[۷۹]
تأثیرات فرهنگی و میراث
[ویرایش]هنر هخامنشی نماد تمام هنرهای جهان باستان بود، و طرح و هدفها و هویت آن خرجی بود، و اجزاء آن از هنرهای مردم باتجربه جهان کهن یعنی آشوریان، مصریان، اوراتوئیان، بابلیان، لودیان، ایونیان، هندوان، سکائیان و غیره گرفته شده بود.[۸۰]
این میراث، با وجود فروپاشی شاهنشاهی در پی حملهٔ اسکندر مقدونی، همچنان در دورههای اشکانیان و ساسانیان ادامه یافت و بسیاری از موتیفها و سازههای معماری آن در هنر اسلامی نیز الهامبخش بود.[۸۱] برخی عناصر، مانند نقوش نیلوفر آبی یا فرم تالارهای ستوندار، حتی به هنر و معماری هند و آسیای مرکزی انتقال یافت.
هنر اشکانی
[ویرایش]

اگرچه فرهنگ و هنر یونانی در دوره هلنی نزد مردم خاور نزدیک مقبولیت قابل توجهی پیدا کرده بود، اما در دوره اشکانی شاهد احیای فرهنگ ایرانی در فرهنگ و هنر و … هستیم.[۸۳]
هنر دوره اشکانی را میتوان به سه بخش جغرافیایی-تاریخی: هنر اشکانی، هنر فلات ایران و هنر میانرودان تقسیم نمود.[۸۴] این تقسیمبندی نه تنها بر مبنای جغرافیا بلکه با توجه به جریانهای فرهنگی و سیاسی شکل گرفته است. در مهردادکرت، پایتخت اولیهٔ اشکانی، شاهد ادغام عناصر هنر یونان باستان با میراث کهن ایرانی هستیم که در ترکیب با سنتهای هخامنشیان و ساختارهای سلوکیان، سبک خاصی به نام «شیوهٔ پارتی» را پدیدآورد.[۸۴] این سبک، هم در معماری و هم در هنرهای تزیینی بازتاب داشت و زمینهساز انتقال موتیفهای هلنی به فلات ایران شد.
اولین بخش هنر اشکانی پیدا شده در مهردادکرت، ترکیبی از هنر یونانی و ایرانی در راستای سنتهای هخامنشی و سلوکی است.[۸۴] در این شهر، برنامهریزی شهری و معماری عمومی متأثر از شهرسازی هلنیستی بود اما تزئینات و فرمها بومیسازی شده بودند. بخش دوم آن، گویای تأثیر آثار هنری دوره هخامنشی میباشد[۸۵]؛ بهویژه در استفاده از ایوانهای بلند، تالارهای ستوندار، و نقشمایههای گیاهی که در کاخها و معابد اشکانی تداوم یافتند. بخش سوم بهتدریج با گذشتن مرزهای اشکانی از میانرودان شکل گرفته است[۸۵] و از نظر سبکشناسی عناصری از هنر بینالنهرین متأخر، همچون سنتهای آشوری-بابلی، در آن حضور دارد.[۸۶]

نقوش متداول به جا مانده از دوران اشکانی معمولاً شامل تصاویری از شکارهای سلطنتی و اهدای نشان توسط پادشاهان است.[۸۷] این تصاویر گاه با صحنههایی از ضیافتهای درباری، موسیقینوازی و حضور موبدان همراهاند که کارکردی آیینی و تبلیغاتی داشتهاند. استفاده گسترده از این نقوش منجر به استفاده حتی توسط حاکمان محلی شده بود[۸۴] تا جایی که نقشبرجستههای مشابهی در شهرهایی چون هترا و دورا اوروپوس پیدا شده است. این نقوش معمولاً شامل انواع نقش برجسته، فرسکو و دیوارنگاری میشد[۸۴] که تکنیک رنگآمیزی آن بیشتر تخت و بدون پرسپکتیو عمیق بوده و بر نمادپردازی تأکید داشت. همچنین از الگوهای هندسی و طرح گیاهان به صورت گچبری بر دیوار نیز استفاده میشده است.[۸۵] نمونههایی از این گچبریها، با نقوش گل لوتوس، خوشهٔ انگور و پیچک، در کاخهای اشکانی جنوب ترکمنستان کشف شدهاند.[۸۸]
پارتیان در شمال خاوری ایران معماری نوینی را تکوین بخشیدند. معماری پارتیان، با ترکیب عناصر ایرانی و یونانی شیوه جدید و بینظیری را در معماری بهوجود آورد[۸۹] که بعدها در معماری ساسانی به اوج رسید. بهکارگیری طاق گهوارهای و طاق جناقی، استفاده از پلانهای چهارایوانی، و نمای بیرونی آجری با پوشش گچاندود، از ویژگیهای شاخص این معماری بود.[۹۰] بناهایی چون کاخهای نسا، تالارهای ستوندار آشور و ایوان بزرگ کسری در تیسفون، مصادیق بارز این سبک هستند.
یکی از هنرهای برجسته پارتها، ظروف کنده کاری شده از عاج است که در نسا پیدا شده و نقوشی از حیوانات، الههها و موجودات تخیلی بر آنها نقش بسته است. این ظروف مربوط به قرن دوم قبل از میلاد است[۹۱] و به احتمال از کارگاههای سلطنتی تهیه شدهاند که مقاصد تشریفاتی یا مذهبی داشتهاند. کنده کاری بر روی استخوان نیز از هنرهای دوره پارتیان است که در شهر الویا در ساحل دریای سیاه یافت شده است. علاوه بر این، فلزکاری با نقره و برنز، ساخت گردنبندها و کمربندهای منقوش، و ظروف سفالی با پوشش لعابدار نیز بخشی از صنایع دستی رایج بودند.[۹۲] مهرها و مسکوکاتی که تصویر پادشاهان بر آنها نقش بسته است همچنین از جمله آثار هنری دوره اشکانی محسوب میگردد و گاه کتیبههایی به زبان پهلوی اشکانی یا یونانی بر آنها دیده میشود که اطلاعات سیاسی و مذهبی ارزشمندی ارائه میدهند.[۹۳]
یکی از خصوصیات هنر نقاشی و مجسمهسازی پارتیان موضوع نماسازی است که به عنوان میراث به ساسانیان انتقال پیدا کرده و سپس به هنر بیزانس نیز راه یافت.[۹۴] این تکنیک، که چهرهٔ انسان را به شکل تمامرخ و با چشمان درشت نشان میدهد، بیانگر اهمیت جایگاه فرد و ارتباط مستقیم او با بیننده است. در دیوارنگارههای دورا اوروپوس، صحنههای مذهبی، نظامی و خانوادگی با همین سبک ارائه شدهاند و رنگهای سرخ، اُخرایی، آبی و سفید غالباند.[۹۵] این میراث بصری، بعدها در نگارگری اسلامی نیز بهطور غیرمستقیم تأثیر گذاشت.
هنر ساسانی
[ویرایش]




دورهٔ ساسانیان یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین دورههای تاریخ ایران بهشمار میآید. شاهنشاهی ساسانی، واپسین شاهنشاهی ایرانی پیش از حمله اعراب به ایران و اسلام آوردن ایرانیان بود و این حکومت توانست طی چهار سده بر پهنهٔ وسیعی از آسیا و بخشهایی از اروپا فرمانروایی کند. در این دوره، تمدن ایرانی در عرصههای گوناگون فرهنگی، هنری و علمی به اوج شکوفایی خود رسید و توانست تحولات گستردهای را رقم بزند. جامعهٔ ایران در این دوره بر روم تأثیر گذاشت و عناصر هنری ایرانی به آن راه یافت. نفوذ هنر ساسانی به هند، چین، اروپای غربی و آفریقا گسترش یافت و به جریانی جهانی تبدیل شد. هنرمندان و معماران ایرانی توانستند پایههای سبکهای هنری اروپایی و آسیایی را در سدههای میانه بنا گذارند. آنچه امروزه با عنوان دوران طلایی اسلام شناخته میشود، در حوزهٔ هنر، معماری، موسیقی و دیگر رشتهها، ریشه در میراث این دوره دارد.[۹۷]
هنر ساسانی بر پایهٔ «جهانبینی مذهبی» شکل گرفت و هنرمندان این دوره آثار خود را در خدمت آیین و قدرت سیاسی خلق کردند. این هنر ادامهٔ سنتهای کهن ایران، بهویژه هنر هخامنشی و هنر اشکانی بود و جریانهای فرهنگی وارداتی از شرق و غرب را با ذوق ایرانی آمیخت.[۹۸]
ویژگیهای کلی
[ویرایش]هنرمندان ساسانی آثار خود را برای نمایش قدرت شاهنشاه و تأکید بر فره ایزدی خلق کردند. این هنرمندان توانستند با پیوند دادن سنتهای بومی با نوآوریهای فنی و بهرهگیری از تأثیرات هنر بیزانس و هنر هند، سبکی پایدار را ایجاد کنند.[۹۹]
معماری
[ویرایش]معماران ساسانی توانستند کاخها، بناهای آیینی و سازههای مهندسی شگفتانگیزی را خلق کنند:
- کاخهای شاهی: مانند کاخ اردشیر در فیروزآباد و کاخ سروستان که معماران با پلانهای چهارایوانی، تالارهای طاقدار عظیم و گنبد دوپوشه آنها را ساختند.[۱۰۰]
- بناهای آیینی: مانند آتشکده کاریان و آتشکده آذرگشسب که سازندگان آنها را با توجه به اصول آتشپرستی بنا کردند.[۱۰۱]
- بناهای عامالمنفعه: مانند پل شوشتر و سدهای آبرسانی که مهندسی ساسانی آنها را ممکن ساخت.[۱۰۲]
- ویژگیهای فنی: استفاده از قوس بیضوی (شلجمی)، طاق گهوارهای، طاقضربی و تزیینات گچبری.
نقشبرجستهها
[ویرایش]سنگتراشان ساسانی توانستند آثار تصویری و سیاسی مهمی را ایجاد کنند:
- طاق بستان با صحنههای شکار شاهانه و تاجگذاری خسرو پرویز.[۱۰۳]
- نقش رستم و نقش رجب با مضامین پیروزی (شاپور یکم بر والریانوس) و دریافت فره ایزدی.[۱۰۴]
- تلفیق واقعگرایی در نمایش اسب و سوار با نمادپردازی مذهبی.
فلزکاری و جواهرسازی
[ویرایش]فلزکاران و جواهرسازان ساسانی توانستند آثاری فاخر بیافرینند:
- ساخت ظروف نقره و طلا با نقش شکارگاه، ضیافت و اسطورههای ایرانی.
- بهرهگیری از قلمزنی برجسته، حکاکی و تذهیب.
- آثار مهم: جام خسرو در موزه لوور و تنگهای طلاکوب تیسفون.[۱۰۵]
نساجی و هنر پارچه
[ویرایش]بافندگان ساسانی توانستند:
- پارچههای ابریشمی مزین به درخت زندگی، حیوانات جفتی و مدالیونهای دایرهای تولید کنند.
- این آثار را به سلسله تانگ در چین و همچنین به اروپا صادر کنند و بر نساجی اسلامی اثر بگذارند.[۱۰۶]
گچبری و تزئینات داخلی
[ویرایش]گچبران و معماران داخلی توانستند کاخهای بیشاپور و تیسفون را با دیوارپوشهای گچی مزین به نقوش گیاهی، هندسی و فیگوراتیو بیارایند و با رنگکاری و طلااندازی بر جلوهٔ فضا بیفزایند.[۱۰۷]
موسیقی و نمایش
[ویرایش]در دربار ساسانی، موسیقیدانانی مانند باربد، نکیسا و رامتین توانستند ساختار موسیقی ایرانی را نظاممند کنند و آثار ماندگاری پدید آورند:
- تدوین سی لحن، هفت خسروانی و سیصد دستان.
- استفاده از سازهایی چون چنگ، عود، کرنا و دهل.
- اجرای نمایشهای آیینی و رزمی در جشنها و آیینهای رسمی.[۱۰۸]
سکهشناسی و مهرها
[ویرایش]ضرابان ساسانی توانستند سکههایی با نیمرخ شاهنشاه و تاج ویژهٔ هر پادشاه ضرب کنند و پشت آنها را با نقش آتشدان مزین نمایند. مهرسازان نیز مهرهای استوانهای و تخت را با کتیبهٔ خط پهلوی و نماد فره ایزدی ایجاد کردند.[۱۰۹]
هنر مذهبی
[ویرایش]معماران و هنرمندان مذهبی توانستند آتشکدههایی با ترکیب سادگی ساختاری و تقدس آیینی بسازند و اشیای نیایش را با نقش ایزدان زرتشتی بیارایند.[۱۱۰]
نفوذ بر دیگر فرهنگها
[ویرایش]هنرمندان ساسانی توانستند بر هنر اسلامی، هنر بیزانس, هنر گورکانیان هند و هنر چین اثر بگذارند. این نفوذ در طرح پارچهها، تزیینات فلزی و معماری قابل مشاهده است.[۱۱۱]
افول و تداوم
[ویرایش]با شکست شاهنشاهی ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی توسط سپاه اسلام، نهادهای رسمی هنری از میان رفتند، اما هنرمندان توانستند میراث ساسانی را به شهرهای اسلامی منتقل کنند و الگویی ماندگار برای هنرهای بعدی فراهم آورند.[۱۱۲]
صفوی
[ویرایش]

هنر دوره صفویان پیشرفت چشمگیری داشت. فرشها و پارچههای زیبایی با رنگهای غنی و طرحهای شگفتانگیز ساخته میشدند. کتابهای خطی دارای خوشنویسی عالی و تصاویر دلانگیزی بودند. همچنین، کاشیهای سرامیکی با نقشونگارهای دقیق و زیبا برای تزیین ساختمانهای معروفی مانند مسجد شاه (اصفهان) و مسجد شیخ لطفالله در اصفهان استفاده میشدند. این بناها در دوران حکومت شاه عباس یکم ساخته شدند.[۱۱۳]
دولت صفوی (۹۰۷–۱۱۳۵ هـ. ق / ۱۵۰۱–۱۷۲۲ م) با تثبیت قدرت مرکزی و رسمیکردن مذهب شیعه دوازدهامامی، شرایطی بیسابقه برای شکوفایی هنرهای تجسمی، معماری، صنایعدستی و هنرهای کاربردی در سراسر ایران ایجاد کرد.[۱۱۴] سیاست هنری صفویان بر دو پایهٔ اصلی استوار بود:
- حمایت گستردهٔ دربار از هنرمندان
- سازماندهی کارگاههای سلطنتی (نقاشخانه، کاشیخانه، زرکارخانه، فرشبافیخانه) در شهرهای مهم.
معماری و شهرسازی
[ویرایش]اصفهان به عنوان پایتخت از سال ۱۰۰۶ هـ. ق هستهٔ اصلی نوآوریهای معماری صفوی بود. برنامهریزی شهری شاه عباس یکم میدان نقش جهان را به مرکز اداری، مذهبی و تجاری بدل کرد.[۱۱۵]
- مسجد شاه: نمونهٔ برجستهٔ معماری مساجد چهارایوانی با گنبد دوپوشهٔ فیروزهای، نمای کاشی هفترنگ و خطاطی ثلث، کار علیرضا عباسی.
- مسجد شیخ لطفالله: فاقد مناره و صحن، با گنبدی موزون و کاشیکاری معرق که از شاهکارهای هنری عصر صفوی محسوب میشود.
- کاخ عالیقاپو: بنایی ششطبقه با تالار موسیقی و نقشمایههای گل و مرغ و صحنههای بزم در دیوارنگاریها.
- بازار قیصریه و کاروانسراهای متعدد که شبکهٔ اقتصادی و فرهنگی را پشتیبانی میکردند.[۱۱۶]
کاشیکاری و فنون تزئین
[ویرایش]
تکنیکهای کاشی معرق و کاشی هفترنگ در این دوره به کمال رسیدند. هفترنگ امکان نقشاندازی پیچیده با هزینه کمتر را فراهم میکرد، درحالیکه معرق برای سفارش های سلطنتی و مذهبی با نهایت ظرافت اجرا میشد.[۱۱۷] نقشمایههای رایج شامل اسلیمی، ختایی، شمسه، کتیبههای مذهبی، و آیات قرآن به خط ثلث و نستعلیق بود.
فرشبافی و منسوجات
[ویرایش]در دوره صفوی، مراکز قالیبافی چون کاشان، اصفهان، تبریز و کرمان قالیهایی با رجشمار بالا، طراحی پیچیده و استفاده از ابریشم، پشم مرغوب و نخهای زر و سیم تولید کردند.[۱۱۸]
- «قالی اردبیل» (۹۴۶ هـ. ق) از شاهکارهای جهان، بافتهٔ کارگاه مقصود کاشانی.
- طرحها شامل لچکترنج، شکارگاه با حیوانات در حال حرکت، و تلفیق نقش گیاهان و پرندگان است.
کارگاههای سلطنتی همچنین زربفت، مخملهای برجسته و شال کرمان را برای مصرف دربار و صادرات به اروپا تولید میکردند.[۱۱۹]
نگارگری و کتابآرایی
[ویرایش]نگارگری صفوی امتداد و تحول مکتب تبریز دوم و قزوین بود. استادانی چون سلطان محمد، میرک و بهویژه رضا عباسی سبکهایی با تأکید بر افراد منفرد، صحنههای عاشقانه و بزم، و استفادهٔ هنرمندانه از فضای خالی پدیدآوردند.
- شاهکار «شاهنامه شاه طهماسبی» با بیش از ۲۵۸ مجلس مصور و رنگهای معدنی و طلا.
- مرقعات رضا عباسی که در آنها چهرههای جوانان ظریفاندام با لباسهای فاخر و نقش گلوبوته دیده میشود.[۱۲۰]
خوشنویسی
[ویرایش]خط نستعلیق بهعنوان خط ملی ایران، با آثار میر عماد حسنی به کمال رسید. علیرضا عباسی و محمد شفیع هروی در کتیبهنگاریهای معماری نیز برجسته بودند.[۱۲۱] خوشنویسان در مرقعات هنری، کتابهای مذهبی و دیوانهای شعری، نقش اساسی داشتند.
فلزکاری، شیشهگری و صنایع دستی
[ویرایش]
ظروف برنجی و مسی با قلمزنی اسلیمی و ختایی، فیروزهکوبی روی مس در اصفهان، و زیورآلات با نگینهای فیروزه نیشابور و یشم، از تولیدات شاخص بودند.[۱۲۲] شیشهگری نیز با ساخت جامها و قلیانهای رنگین رونق داشت، که گاه به امپراتوری عثمانی و اروپا صادر میشد.
موسیقی و نمایش
[ویرایش]دربار صفوی از موسیقی و نمایش حمایت میکرد. سازهایی چون تار، کمانچه، نی و دهل در مراسم بزم و اعیاد اجرا میشدند. نمایشهای تعزیه در اواخر صفوی شکل گرفت که بعدها در دوره قاجار به اوج رسید.[۱۲۳]
کاخها و باغها
[ویرایش]کاخهای چهلستون (اصفهان) با تالار آینه و نقاشیهایی از جنگها و پذیرایی از سفرای خارجی، و هشتبهشت با پلان چلیپا، ترکیبی از معماری و نمادپردازی نجومی را نشان میدهند.[۱۲۴] باغهای صفوی همچون باغ فین و چهارباغ اصفهان، نمونهٔ بارز باغ ایرانی با محورهای آبی و تقارن هندسی بودند.

تأثیرات و روابط خارجی
[ویرایش]صفویان با استفاده از دیپلماسی هنری، آثار خود را به اروپا، هند و آسیای مرکزی فرستادند. سفرنامهنویسانی چون ژان شاردن، پیترو دلاواله و ژان باتیست تاورنیه اوصاف دقیق از هنر و شهرسازی اصفهان ارائه دادهاند.[۱۲۵] هنر صفوی الهامبخش گورکانیان هند در قالیبافی و معماری بود.
افول و میراث
[ویرایش]با حملهٔ افغانها و سقوط اصفهان (۱۱۳۵ هـ. ق)، بسیاری از کارگاههای هنری از رونق افتاد، اما سنتهای صفوی در زندیه و قاجاریه ادامه یافت و تا امروز بخش مهمی از هویت بصری و صنایعدستی ایران را شکل میدهد.[۱۲۶]
هنرهای برجسته
[ویرایش]معماری
[ویرایش]
معماری ایرانی دارای دانش بومی و پیشینهای طولانی است و در طول تاریخ، همواره به عنوان عالیترین بخش هنر ایران، شناخته شده است. این معماری در دورههای هخامنشیان، پارتها و ساسانیان برتر بوده است و در دوران اسلامی نیز برتری خود را حفظ کرد.[۸] فرهنگ باستانی ایران، از سبک معماری عمیقی برخوردار است. ایلامیها، هخامنشیان، هلنیستیها و دیگر سلسلههای پیش از اسلام، آثار سنگی برجستهای را از عظمت معماری خود، به جای گذاشتند. چغازنبیل و پارسه از این آثار هستند و هر دو در سال ۱۹۷۹ میلادی، به عنوان میراث جهانی یونسکو شناخته شدند. مجموعهآثار رهبانی ارامنه ایران در سال ۲۰۰۸ م، به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ معماری این مجموعه، نمایانگر ترکیبی از فرهنگهای بیزانس، پارسی و ارمنی است. از آغاز دوران اسلامی، دستاوردهای معماری سلسلههای سلجوقی، ایلخانی و صفوی، منحصراً قابل توجه است. در این دوران، شهرهایی در ایران، نظیر نیشابور، اصفهان و شیراز در بین شهرهای بزرگ جهان اسلام قرار گرفتند و شمار بالای مساجد، مدرسههای اسلامی، زیارتگاهها و کاخهای آنها، یک سبک معماری ایرانی را شکل داد که در مجموعهٔ بزرگتر اسلامی قرار داشت.[۱۲۸]
در بررسی نمونهای کهن، معماری هخامنشیان به دست آوردهای ایرانیان هخامنشی در ساخت شهرهایی چون (تخت جمشید، شوش، هگمتانه)، معابد برای عبادت و گردهماییهای اجتماعی (مانند معابد زرتشتی) و آرامگاه پادشاهان گذشته (مانند آرامگاه کورش بزرگ) اشاره دارد. از ویژگیهای بنیادین این معماری میتوان به ترکیب خود با عناصر مادها، آشوری، یونانی و آسیایی اشاره کرد. میراث معماری هخامنشی با گسترش امپراتوری در حدود ۵۵۰ پیش از میلاد، شروع شد. با ظهور دومین امپراتوری ایرانی یعنی امپراتوری ساسانی (۲۲۴–۶۲۴ میلادی) سنتهای هخامنشی با ساخت معابد مخصوص آتش و قصرهای عظیم دوباره زنده شد.
در دوران شاهنشاهی پهلوی، دو گونه معماری در ایران، توسعه داده شد؛ نخستین گونه، تقلیدی از سبک معماری غربی بود که ارتباط کمی با اقلیم این کشور داشت و دومین گونه، تلاشی برای احیای معماری بومی ایرانی بود. به تدریج، مسئولان ایرانی از تقلید کورکورانه از غرب، دلسرد شدند و به پشتیبانی از سبکهای بومی ایرانی که برای رفع نیازهای نوین، اصلاح شده بودند، پرداختند. از برجستهترین نمونههای معماری این دوران، برج آزادی است.[۱۲۸] همچنین دو دورهٔ برجستهٔ نفوذ معماری غربی در ایران وجود دارد که نخستین آن در دوران قاجار بود. در دورهٔ دوم نیز که کلاً در دوران پهلوی رخ داد، همهٔ معماری ایران دگرگون گردید و ساختمانهایی با عنوان و کارکرد غربی در این کشور، متداول شدند.[۱۲۹] در گفتگوی سال ۱۳۹۷ مهر و امیر منصوری، پژوهشگر معماری، این خبرگزاری به اهمیت ندادن مسئولان جمهوری اسلامی به برقراری پیوندی میان معماری و هویت تاریخی ایران اشاره داشت و اعلام کرد که یک سردرگمی در زمینهٔ معماری ایجاد شده است.[۱۳۰]
باغ ایرانی
[ویرایش]
باغ ایرانی به ساختار و طراحی منحصر به فرد آن اشاره دارد. باغ ایرانی پاسارگاد را ریشهٔ معماری این باغها دانستهاند. کوروش بزرگ شخصاً دستور داده بود که باغ پاسارگاد چگونه ایجاد شود و درختها نیز به چه شکل کاشته شوند و در واقع هندسیسازی باغ و شکل و شمایل آن از دیدگاه که کوروش به باغ ایرانی گرفته شده است. در دورهٔ ساسانیان نیز باغها در جلوی کاخها و معابد شکل گرفتند و این موضوع در دورهٔ اسلامی نیز ادامه یافت.[۱۳۱] این باغها عنوان یک ساختار کامل، بیانگر رابطهٔ تنگاتنگ میان بستر فرهنگی و طبیعی است و نشانهای از سازگار نمودن و همسو کردن نیازهای انسان و طبیعت است. در گذشته باغ ایرانی بروز توان نهفتهٔ محیط و ادراک پیچیدگیهای آن بود. خالق باغ با اتکا به دانش تجربی خود فضایی را ایجاد میکرد که باعث بقاء و پویایی بستر طبیعی میشد.[۱۳۲] در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱ میلادی) در ۳۵امین نشست یونسکو روی هم رفته ۹ باغ ایرانی به عنوان میراث جهانی یونسکو پذیرفته شدند. این باغها دربرگیرندهٔ باغهای ایرانی پاسارگاد، ارم، چهلستون، فین، عباسآباد، شازده، دولتآباد، پهلوانپور، اکبریه میباشد.[۱۳۳]
فرش
[ویرایش]
قدیمیترین فرش دنیا نمونه ای است از یک قالی ایرانی که قالیچهای است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی در درهٔ پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده و قالی پازیریک نامیده میشود. پژوهشگران این قالی را از دستبافتهای پارتها یا مادها میدانند. قالی ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاریخنگار یونانی در کتاب سیرت کوروش مینویسد: ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود میگسترند.
نگارگری ایرانی
[ویرایش]
نگارگری ایرانی که مینیاتور نیز خوانده میشود شامل آثاری از دورههای مختلف تاریخ ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار، و…)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی، و…)، تاریخی (جامع التواریخ، و…)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه میباشد.
سفال و سرامیک
[ویرایش]
سفالگری یا کوزهگری ایرانی سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد. سفالگری یکی از اولین و مهمترین اختراعهای ساخته شده توسط انسان است. برای مورخان و باستان شناسان از مهمترین مظاهر هنری است. باستان شناسان از راه سفالگری با شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره یا یک منطقه آشنا میشوند. با مطالعه سفالها در مورد زندگی، دین مردم و تاریخ، روابط اجتماعی و نگرش جامعه را نسبت به همسایگان تفسیر میکنند.
ساخت سفال در ایران دارای سابقه طولانی و درخشان است. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، که در محل تقاطع تمدنهای باستانی و در مسیرهای کاروانهای مهم واقع است، تقریباً در هر بخشی از ایران، در زمانهای مختلف درگیر ساخت سفال بودهاند. با این حال، حفاریهای اخیر و تحقیقات باستانشناسی نشان داد که چهار منطقه عمده در تولید سفال در فلات ایران وجود دارد که بخش نخست شامل غرب کوههای زاگرس و نواحی لرستان است، بخش دوم شامل نواحی جنوب دریای خزر که استانهای گیلان و مازندران را در بر میگیرد. این دو منطقه نخستین نواحی در فلات ایران بودهاند که سفالگری را آغاز نمودهاند. بخش سوم شامل شمال غرب کشور و نواحی آذربایجان را شامل میشود، بخش چهارم در جنوب شرقی است که استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان را شامل میشود. افزون بر این ۴ منطقه، تپههای باستانی حاشیه نواحی کویری ایران را نیز میتوان به مناطق ساخت سفال در ایران اضافه کرد. قدمت ساخت سفال در ایران به هزاره هشتم پیش از میلاد بر میگردد.
موسیقی
[ویرایش]
موسیقی سنتی ایرانی شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بوده است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکلگیری این موسیقی داشتهاند، از موسیقیدانها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان میتوان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.
رقص
[ویرایش]گونههای متفاوتی از رقص در میان ایرانیان مرسوم است، از جمله آنها میتوان به رقصهای آیینی، رقصهای محلی و رقصهای سنتی اشاره کرد.
ادبیات
[ویرایش]
ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته میشود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفتهاند.
آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهرههای شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان میتوان به صادق هدایت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره کرد.
خوشنویسی
[ویرایش]
خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمینهای وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت؛ و نه تنها از مفاخر هنر ایرانی بلکه از مفاخر هنر اسلامی و حتی هنر جهان بهشمار میرود.
سینما
[ویرایش]
نخستین دوربین فیلمبرداری در زمان مظفرالدینشاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار فارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد. ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب میآید، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نیفتاد. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تأسیس شده به نمایش فیلمهای غربی که در مواردی زیرنویس فارسی داشتند میپرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۸ توسط اوانس اوگانیانس، با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخته شد.
صنایع دستی
[ویرایش]زریبافی
[ویرایش]
در فرهنگ معین آمده است: زری یعنی پارچهٔ ساخته شده از زر (طلا). پارچهای که پودهای آن از طلا است. زری یا زربفت پارچهای ظریف و بسیار گران بهاست که چله یا تار آن از ابریشم خالص است و پودهای آن ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون است که میتواند زرین یا سیمین باشد. زری نفیسترین و افسانهایترین منسوج ایرانی که در روزگار رونق و رواج خود شهرتی عالمگیر داشته و هماکنون نمونههایی از آن زینتبخش موزهها و سایر مراکز هنری ایران و دیگر کشورهای جهان است و دارای سابقهای طولانی از لحاظ بافت و تولید میباشد. بافت پارچههایی که در متن و نقوش آنها، نخهای گلابتون به کار گرفته شده بنا به روایات تاریخی به هفت هزار سال پیش میرسد.
پتهدوزی
[ویرایش]
یکی از رودوزی یا سوزندوزیهای زیبای ایران پتهدوزی است و هنری است که اختصاص به زنان خوش ذوق در استان کرمان دارد و زیبایی خیرهکننده و چشمنوازی دارد. این رودوزی زیبا را بر روی پارچههای پشمی یک رنگ که عریض یا شال نامیده میشود میدوزند. این پارچه را از پشم گوسفند یا موی بز میبافند. نخهایی که بهکار میروداز جنس پشمی هستند و این نخها ظریف و رنگارنگ هستند و معمولاً به رنگهای عنابی، مشکی، سبز، زرد، نارنجی، قرمز و آبی سفید استفاده میشوند، طرحهای مختلف اعم از انواع بته جقه یا طرحهای هندسی را استفاده میکنند.[۱۳۴] امروزه پتهدوزی بر روی سجاده، پرده، رومیزی، سوزنی، بقچه و… انجام میشود، پته بهطور معمول در رنگهای عنابی، مشکی، سبز روشن، سبز تیره، زرد، نارنجی، قرمز، آبیتیره، سبز ماشی، لاکی و … است. به نظر میرسد قدیمیترین پته موجود، اثری است که در موزه هنرهای تزئینی تهران نگهداری میشود. این اثر یادگاری از قرن سیزدهم هجری قمری (۱۲۸۵ قمری) است و بهصورت سوزنی و با نخهای ابریشمی دوخته شده است. طرح این پته به شکل گلهای افشان ریز و محرمات جناغی کج بوده و تمام زمینه کرم رنگ آن با نخهای ابریشمی پردوزی شده است. علاوه بر این اثر، گفته میشود اثر پتهدوزیشده دیگری در کرمان وجود دارد که مربوط به سال ۱۲۸۰ قمری است. این اثر توسط استاد فرجالله کرمانی دوخته شده و چنین بهنظر میرسد که قدیمیترین پته باقیمانده در ایرن باشد. در حال حاضر یکی از معروفترین و قدیمیترین آثار هنر پتهدوزی مربوط به قطعه پته ای است که روکش آرامگاه شاه نعمتاله ولی بهشمار میرود. این پته هماکنون در موزه آستان شاه نعمتاله ولی در ماهان کرمان نگهداری میشود.
خاتمکاری
[ویرایش]
هنر آراستن سطح اشیاء بهصورتی شبیه موزائیک، با مثلثهای کوچک. طرحهای گوناگون خاتم همواره بهصورت اشکال منظم هندسی بوده است. این اشکال هندسی را با قراردادن مثلثهای کوچک در کنار هم نقشبندی میکنند. مثلثها را از انواع چوب، فلز و استخوان میسازند. هرچه مثلثها ریزتر و ظریفتر باشند، خاتم مرغوبتر است. در یک طرح خاتم، برای ساختن کوچکترین واحد هندسی، حداقل سه مثلث و برای بزرگترین آن، حداکثر چهارصد مثلث بهکار میرود.
میناکاری
[ویرایش]میناکاری عبارت است از نقاشی و تزیین فلزاتی همانند طلا، نقره و مس به وسیلهٔ رنگهای لعابدار مخصوصی که در حرارت بسیار زیاد پخته و ثابت شود.[۱۳۵][۱۳۶]
قلمزنی
[ویرایش]قَلَمزنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج یا بهعبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش بهوسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلمزنی یکی از رشتههای هنرهای سنتی ایران است که در دستهبندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد. قلمزنی روی مس. ساختن اشیاء با فلز مس، برنج، نقره و… به روش سرد را «دواتگری» گویند.
نقشبرجسته و مجسمهسازی
[ویرایش]
دیگر
[ویرایش]نگارخانه
[ویرایش]-
معماری ایران، بازار کرمان
-
معماری ایران، آجرکاری مسجد جامع نیریز
-
معماری ایرانی، کاشیکاری سردر مسجد جامع کرمان
-
باغ ایرانی، باغ اکبریه بیرجند
-
باغ ایرانی، باغ شاهزاده، ماهان، کرمان
-
نقش و نگار سردر حمام گنجعلیخان کرمان
-
نقش و نگار سردر آبانبار گنجعلیخان کرمان
-
سردیس اشکانی، موزه ایران باستان
-
مجسمه مرد پارتی، موزه ایران باستان
-
فرش کرمان
-
گلیم شیرکی پیچ سیرجان
-
کاشیکاری مجموعه ابراهیمخان کرمان
-
شیشهگری در ارگ کریمخان
-
کاشیکاری مسجد شیخ لطف الله اصفهان
-
شیشه گری باستانی نیشابور
-
نقاشی، چهل ستون اصفهان
-
قالی کرمان قرن ۱۶/۱۷، موزه میهو ژاپن
-
پارچ برنزی، دوره صفوی
-
بشقاب، قرن ۱۵ میلادی، موزه لوور
-
جام شراب، قرن ۱۷ میلادی
-
مینیاتور کمالالدین بهزاد
-
معماری هخامنشی، تخت جمشید
جستارهای وابسته
[ویرایش]- فرهنگ ایرانی
- طراحی ایرانی
- معماری هخامنشیان
- هنر اشکانیان
- هنر ساسانیان
- هنر دوره صفوی
- هنر دوره قاجاریه
- هنر صخرهای در ایران
- هنر ایران باستان
- فهرست صنایع دستی ایران
- صنایع دستی (هرمزگان)
- صنایع دستی شمال شرق ایران
- صنایع دستی اصفهان
- فهرست صنایع دستی استان اصفهان
- صنایع دستی بختیاریها
- صنایع دستی قزوین
- فهرست صنایع پتروشیمی ایران
منابع
[ویرایش]- ↑ پوپ، آرتور آپهام (۱۳۴۵). بررسی هنر ایران. ج. ۱. دانشگاه تهران.
- ↑ "Iranian art". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ ویل دورانت، ویل (۱۳۵۴). تاریخ تمدن. ج. ۱. امیرکبیر. ص. ۴۵۲.
- ↑ بلر, شِلا (2012). هنر و معماری اسلامی (به انگلیسی). Vol. ۳. متروپولیتن.
{{cite book}}:|نام2=missing|نام2=(help) - ↑ "Collections of Persian Art". MMA (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ Arthur Upham Pope, (2005), A Survey of Persian Art from Prehistoric Times to the Present, LA: Mazda Publishers, p. 8.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ هنر ایران، آندره گدار/ت بهروز حبیبی، ۱۳۷۷، چاپ سوم، چاپ و انتشارات دانشگاه بهشتی، صفحه ۱۵، ۱۴۷، ۲۳۲.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ هنر ایران، آندره گدار/ت بهروز حبیبی، ۱۳۷۷، چاپ سوم، چاپ و انتشارات دانشگاه بهشتی، صفحه ۱۳۴.
- ↑ "Iran - Cultural life". Encyclopedia Britannica (به انگلیسی). Archived from the original on 8 May 2020. Retrieved 2020-05-08.
- ↑ «آشنایی با هنر نوگرا و معاصر ایران ۱». همشهری آنلاین. ۲۰۱۸-۰۵-۲۸. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۳ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۱۳.
- ↑ «فرح پهلوی از جمعآوری آثار هنر معاصر در ایران میگوید». رادیو فردا. بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۳ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۱۳.
- ↑ «SHIRAZ ARTS FESTIVAL». دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۲-۱۸.
- ↑ "Art history in Iran". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۳۵–۵۵.
- ↑ کرتیس، جان (۲۰۱۰). هنر هخامنشی. British Museum Press. شابک ۹۷۸-۰۷۱۴۱۱۱۶۵۷ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ شاهچراغی، کریستف (۲۰۱۶). Parthian Art. Routledge. شابک ۹۷۸-۰۴۱۵۶۲۴۴۰۰ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ هارپر، پرودنس (۱۹۸۱). Silver Vessels of the Sasanian Period. Metropolitan Museum of Art.
- ↑ بلر، شلا (۲۰۱۲). هنر و معماری اسلامی. Metropolitan Museum of Art.
- ↑ "Modern art in Iran". Tate (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ یارشاطر، احسان (۱۳۷۳). میراث ایران. امیرکبیر. صص. ۱۵–۲۸.
- ↑ پوپ، آرتور آپهام (۱۳۴۵). بررسی هنر ایران. ج. ۱. دانشگاه تهران.
- ↑ گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران: از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. علمی و فرهنگی. ص. ۳۴–۴۰. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۲۰-۹ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ "Sialk Pottery". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ آلدن، چارلز (۲۰۲۰). Elamite Art. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸۱۱۰۸۴۸۱۹۲۲.
- ↑ "Luristan Bronzes". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ کلام، لورنس (۲۰۰۶). The Archaeology of Elam. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸۰۵۲۱۶۸۲۶۴۸ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ "Shahr-e Sukhteh". یونسکو (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ پوپ، آرتور آپهام (۱۳۴۵). بررسی هنر ایران. ج. ۱. دانشگاه تهران.
- ↑ کورت، آملی (۱۳۸۱). هنر ایلام. ترجمهٔ عبدالمجید ارفعی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. صص. ۹–۱۵. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۲۵۶-۶ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ هینز, والتر (1964). Elam (به انگلیسی). University of California Press.
- ↑ Tapper, Richard (2023). The Elamite World (به انگلیسی). Routledge. p. 112.
- ↑ "Hall of the Elamites". Louvre Museum (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ Curtis, John (1990). Ancient Persia (به انگلیسی). British Museum Press. pp. ۴۵–۴۸.
- ↑ Potts, Daniel T. (2016). The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State (به انگلیسی) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. ۲۵۵–۲۷۲.
- ↑ کاوانا، آنه (۲۰۱۸). The Elamite World. Routledge. شابک ۹۷۸۱۱۳۸۹۴۳۸۹۰ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ «Statue of Queen Napir Asu». موزه لوور.
- ↑ پورفیض، عبدالمجید (۱۳۹۰). سنگنگارههای ایران. پژوهشگاه میراث فرهنگی.
- ↑ «Chogha Zanbil». یونسکو.
- ↑ «Proto-Elamite Cylinder Seals». Metropolitan Museum of Art.
- ↑ هینز، والتر (۲۰۰۹). Lost Worlds of Elam. I.B. Tauris.
- ↑ آلدن، چارلز (۲۰۲۰). Elamite Art. Cambridge University Press.
- ↑ «Proto-Elamite Seals». Encyclopaedia Iranica.
- ↑ گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۴۱–۴۹. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۲۰-۹ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ "Tepe Sialk Pottery". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ گیرشمن، رومن (۱۳۸۰). آثار ایران و بینالنهرین. ترجمهٔ سیفالدین نجمآبادی. دانشگاه تهران.
- ↑ سار، ج.ف. (۱۳۹۴). پایگاه باستانشناسی شهر سوخته. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری. صص. ۶۵–۹۲. شابک ۹۷۸۶۰۰۲۴۰۲۳۷۴ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ توسلی، حسین (۱۳۹۰). هنر و صنعت در شهر سوخته. انتشارات سمت. صص. ۱۱۷–۱۲۳. شابک ۹۷۸۶۰۰۰۲۰۳۸۶۷ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ مارشال, جان (2009). Early Civilizations of the Indus Valley and Beyond (به انگلیسی). Cambridge University Press. p. 78.
- ↑ Potts, Daniel T. (2016). The Archaeology of Elam and its Neighbours (به انگلیسی). Cambridge University Press. pp. ۳۳۲–۳۳۶.
- ↑ "Shahr-e Sūkhté". UNESCO World Heritage Centre (به انگلیسی). Retrieved 12 September 2025.
- ↑ گیرشمن، ر. تاریخ ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ دکتر محمد معین. ص. ۱۲۱.
- ↑ پیرنیا، حسن؛ اقبال آشتیانی، عباس. «دوم: تمدن مادی». ایران قبل از اسلام.
- ↑ Encyclopædia Britannica Encyclopedia Article: Media ancient region, Iran
- ↑ «تنها اثر به جا مانده مادها». موزه علوم و فناوری جمهوری اسلامی ایران. بایگانیشده از اصلی در ۱۶ مارس ۲۰۱۵.
- ↑ Calmeyer, Median Art and Architecture.
- ↑ Curtis and John, The Medes and Persians.
- ↑ Muscarella and Oscar White, Median Art, 112.
- ↑ Genito and Bruno, The Medes, 11.
- ↑ Stronach and David, Excavations at Tepe Nush-i Jan.
- ↑ Haerinck and Ernie, Median urbanism.
- ↑ Curtis and John, Ancient Persia, 35–37.
- ↑ Danti and Michael, Art of the Medes.
- ↑ Shahbazi, A. Shapur (2005). The Lion of Hamadan (به انگلیسی). Iranica.
- ↑ Ghirshman and R., Iran: From the Earliest Times to the Islamic Conquest.
- ↑ Kroll and Stefan, Burial customs of the Medes.
- ↑ «IRAN ii. IRANIAN HISTORY (1) Pre-Islamic Times – Encyclopædia Iranica». www.iranicaonline.org. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۱۲-۱۳.
- ↑ Root and Margaret, The King and Kingship in Achaemenid Art.
- ↑ Stronach and David, Pasargadae.
- ↑ Perrot and Jean, Art of the Ancient Near East.
- ↑ ابوذری، م. (١٣٨٠) آشنایی با میراث فرهنگی هنری ایران، تهران، سازمان پژوهش فرهنگی.
- ↑ Curtis and John, Persepolis.
- ↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، 402.
- ↑ Roaf and Michael, The Subject Peoples on the Apadana Reliefs at Persepolis.
- ↑ Boardman and John, Persia and the West.
- ↑ Schmidt and E., Persepolis.
- ↑ هینتس، داریوش و ایرانیان، 408.
- ↑ ذکاء، «یکی دیگر از رازهای…»، هنر و مردم، ۱۹.
- ↑ Amiet and Pierre, Art of Ancient Iran.
- ↑ Cantarella and Eva, Luxury in the Persian Empire.
- ↑ شهبازی، علیرضا شاهپور (۱۳۸۴). راهنمای مستند تخت جمشید. انتشارات سفیران و فرهنگسرای میردشتی. ص. ۱۱. شابک ۹۶۴-۹۱۹۶۰-۶-۴.
- ↑ Canby and Sheila, The Golden Age of Persia.
- ↑ «PersianEmpire.info». بایگانیشده از اصلی در ۱۴ مه ۲۰۱۱. دریافتشده در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۱.
- ↑ (Curtis 2007، صص. 14–15); see also (Katouzian 2009، ص. 45)
- ↑ ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ ۸۴٫۲ ۸۴٫۳ ۸۴٫۴ (Brosius 2006، ص. 127)
- ↑ ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ ۸۵٫۲ (Brosius 2006، ص. 128)
- ↑ Hauser and Stefan, The Parthian Period.
- ↑ (Brosius 2006، ص. 127); see also (Schlumberger 1983، صص. 1041–1043)
- ↑ Invernizzi, Scavi a Nisa.
- ↑ ابوذری، م. (١٣٨٠) آشنایی با میراث فرهنگی هنری ایران، تهران، سازمان پژوهش فرهنگی.
- ↑ Huff and Dietrich, Parthian Architecture.
- ↑ Colledge and Malcolm, The Art of Parthians.
- ↑ Curtis and Vesta S., The World of Achaemenid Persia.
- ↑ Lerner and Judith A., Parthian and Early Sasanian Art.
- ↑ دیاکونف، میخائیل. م (۱۳۴۶). تاریخ ایران باستان. بنگاه ترجمه و نشر کتاب (ترجمه روحی ارباب).
- ↑ Ghirshman and Roman, Iran: Parthians and Sassanians.
- ↑ Soudavar, Abolala (2012). "FARR(AH) ii. ICONOGRAPHY OF FARR(AH)/XᵛARƎNAH". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی).
- ↑ زرینکوب، روزگاران: تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی، 305.
- ↑ ابوذری، آشنایی با میراث فرهنگی هنری ایران، 77–85.
- ↑ Ghirshman، Iran: Parthians and Sassanids، 145–160.
- ↑ Huff، Sasanian Architecture.
- ↑ Boyce، Zoroastrianism.
- ↑ Fischer، Water and Water Supply Systems of Iran، 55–60.
- ↑ Canepa، The Two Eyes of the Earth، 210–215.
- ↑ Herrmann، Sasanian Rock Reliefs، 95–102.
- ↑ Harper، The Royal Hunter: Art of the Sasanian Empire.
- ↑ Scerrato، Islam: Monuments Past and Present.
- ↑ Azarnoush، Gachbori: Iranian Stucco Work، 45–50.
- ↑ During، Music in the Sasanian Era.
- ↑ Göbl، Sasanian Numismatics، 120–130.
- ↑ Boyce، Zoroastrianism.
- ↑ Mode، Art of the Sasanian Empire.
- ↑ Matthee، Persia in Crisis، 25–27.
- ↑ Munshi, Eskandar Beg (1629). History of Shah 'Abbas the Great (Tārīkh-e ‘Ālamārā-ye ‘Abbāsī) / Roger M. Savory, translator. p. xxii - xxiii. Retrieved May 6, 2025.
- ↑ Blair و Sheila، The Art and Architecture of Islam 1250–1800.
- ↑ Babayan و Kathryn، Isfahan and Its Palaces.
- ↑ Blake و Stephen P.، Half the World.
- ↑ Golombek و Lisa، Timurid and Safavid Tilework.
- ↑ Eiland و Murray، Oriental Carpets.
- ↑ Floor و Willem، The Economy of Safavid Persia.
- ↑ Canby و Sheila R.، Persian Painting.
- ↑ Bayani و Mehdi، Ahval va Asar-e Khoshnevisan.
- ↑ Watson و Oliver، Ceramics from Islamic Lands.
- ↑ During و Jean، The Art of Persian Music.
- ↑ Blair و Sheila S.، Islamic Architecture.
- ↑ Matthee و Rudi، Persia in Crisis.
- ↑ Necipoğlu و Gülru، The Topkapi Scroll.
- ↑ «برج آزادی پس از۲۰ سال شسته میشود - BBC Persian». بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۳ مه ۲۰۲۰. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۵-۱۳.
- ↑ ۱۲۸٫۰ ۱۲۸٫۱ "Iran - Cultural life". Encyclopedia Britannica (به انگلیسی). Archived from the original on 8 May 2020. Retrieved 2020-05-08.
- ↑ سبکشناسی معماری ایرانی، محمدکریم پیرنیا، معماریان.
- ↑ «۹۹ درصد معماری شهری در تهران بیهویت است». بایگانیشده از اصلی در ۲۰۲۱-۰۲-۱۸. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۲-۱۸.
- ↑ «جام جم». بایگانیشده از اصلی در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۱. دریافتشده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ حیدری ۱۳۸۷، ص۳
- ↑ http://whc.unesco.org/en/list/1372
- ↑ «هنر پتهدوزی کرمان؛ تصاویر و اطلاعات، کاربردهای پته - نابرو». مجله گردشگری نابرو، تجربه ناب گردش. ۲۰۱۹-۱۲-۲۸. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۵.[پیوند مرده]
- ↑ «جستوجوی میناکاری در لغتنامه دهخدا». واژهیاب (به فا). دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۵.
- ↑ ویکی، پارسی. «معنی میناسازی | لغتنامه دهخدا». پارسی ویکی. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۵.
پیوند به بیرون
[ویرایش]- Iranian Artists and Persian Art Resource
- Iran Arts and Entrtainment Directory
- Central Asian miniature painting