دیو سپید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
رستم و دیو سفید

دیوِ سپید بر پایه داستان‌های شاهنامه نام فرمانروای دیوان در کشور مازندران (با استان مازندران اشتباه نشود) بود. او کیکاووس شاه ایران و سپاهش را در غاری به بند کشید که رستم برای آزادی ایرانیان به نبردِ دیو سفید رفت. رستم به یاریِ اولاد غارِ دیوسفید را یافت و دیو سپید را در غار خفته دید. برای به جا آوردنِ آیینِ جوانمردی، او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید. یک دست و یک پای دیو را برید و جگرش را از سینه بیرون کشیده و از کاسهٔ سر او، کلاه‌خودی برای خویش ساخت. کیکاووس و یارانش را نیز آزاد کرد.

رفتن کاووس به جنگ دیو سپید[ویرایش]

حادثهٔ رفتن کیکاووس به جنگ دیوان مازندران اینگونه آغاز شده که پس از جلوس، همه را تحت امر و فرمانبردار دید در نتیجه کمی مغرور شده بحثی که شاهان پیش از او جسارت ابراز او را نداشتند ابراز نمود و گفت که وی قصد تسخیر مازندارن را دارد. دیوی از کشور مازندران در این وسوسه و تحریک نقشی ایفا نموده و طراری او مثمر ثمر افتاده بود:

چنان بُد که در گلشن زرنگارهمی خورد روزی می خوشگوار
یکی تخت زرّین بلورینش پاینشته بَرو بر جهان کدخدای
ابا پهلوانان ایران به همهمی رای زد شاه بر بیش و کم
چو رامشگری دیوزی پرده داربیامد که خواهد بر شاه بار
چنین گفت کز شهر مازندارنیکی خوش‌نوازم ز رامشگران
اگر در خورم بندگی شاه راگشاید بر تخت او راه را

دیو از زیبایی‌های مازندارن بسیار گفت و توانست اندیشهٔ کیکاووس را نسبت به تصرّف آنجا عوض نماید. کیکاووس در مجمع بزرگان برای مقدمهٔ آغاز بحث جنگ مازندران، اشاره کرد که اگر دلیران و جنگاوران ایرانی کاهلی پیشه گیرند از راحت‌طلبی و آسایش سیر نخواهند شد. با این سخنان همهٔ بزرگان روی زرد و دژم به کیکاووس ابراز دشتند که کسی از میان ایشان آرزوی جنگ دیوان مازندران را ندارد.

خوان هفتم[ویرایش]

داستان نبرد رستم با دیو سپید خوان هفتم از هفت‌خوان رستم است. دیو سپید در غار تاریک و هولناکی زندگی می‌کند و رخساری سیاه، گیسوانی سفید و هیکلی تنومند دارد.[۱] دیو سپید دیوی است که پزشکان معتقد بودند خون دل و مغز او داروی کوری کیکاووس و سپاهیانش است.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. محمدرضا راشدمحصّل-فاطمه حسین‌زاده هرویان. «بررسی پیرنگ، شخصیت پردازی، توصیف، زاویه دید و تصویرپردازی در داستان نبرد رستم با دیو سپید». متن‌شناسی ادب فارسی دانشگاه اصفهان. بازبینی‌شده در ۲۰ خرداد ۱۳۹۴. 
  2. محمدرضا برزگرخالقی. «دیو در شاهنامه». زبان و ادب پارسی، پاییز ۱۳۷۹. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]