زبان‌های رایج در ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
زبان‌های ایران
رسمیزبان فارسی
اصلیزبان فارسی ۶١٪, زبان ترکی آذربایجانی و دیگر زبان‌های ترکی ١٨٪ (مانند زبان ترکی قشقایی، زبان ترکمنی), زبان‌های کردی ۷٪, زبان گیلکی و زبان مازندرانی ۶٪, زبان لری ۳٪, زبان عربی ۲٪, زبان بلوچی ۲٪, و سایر زبان‌ها (زبان تاتی ایران، زبان تالشی، زبان اچمی، زبان ارمنی، زبان گرجی، آرامی جدید آشوری، زبان‌های سرکسی) ۱٪[۱]
اقلیتیزبان ارمنی، زبان گرجی، زبان‌های سرکسی و آرامی جدید آشوری
اشارهزبان اشاره فارسی
جانمایی صفحه‌کلید
Persian keyboard
درصد متکلمین زبان‌های رایج در ایران بر اساس گزارش سازمان ملل متحد[۲]

جمعیت ایران بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۷۰٬۴۲۷٬۸۴۶ نفر و بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ خورشیدی، بالغ بر ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر بوده‌است. نشریه‌های مختلف، گزارش‌های متنوع و عمدتاً متفاوتی را از آمار پراکندگی زبانی در ایران منتشر نموده‌اند.

تفاوت آمارها[ویرایش]

علت تنوع آمارها به این خاطر است:

  1. مرز روشنی از زبان‌ها وجود ندارد و زبان فارسی به‌عنوان زبان میانجی و زبان رسمی در تمامی نقاط ایران که زبان‌های بومی رایج هست، وجود دارد.
  2. جابجایی‌ها و مهاجرت‌ها تعادل زبانی یک منطقه را بهم می‌زند.

گزارش‌ها و تخمین‌ها[ویرایش]

زبان‌ها، اقوام و مذاهب عمده در ایران بر اساس آمار سازمان اطلاعات آمریکا (سیا)، سال ۲۰۰۸ میلادی
پراکنش مردم ترک در استان‌های ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی
پراکنش مردم کرد در استان‌های ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی
پراکنش مردم لر در استان‌های ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی
پراکنش مردم عرب در استان‌های ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی

اتنولوگ[ویرایش]

اتنولوگ جمعیت فارسی زبانان ایران در سال ۲۰۱۶ را ۵۰ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر یعنی بیش از ۶۲ درصد می‌داند.[۳][۴] اِتنولوگ (به انگلیسی: ethnologue) از معتبرترین دانشنامه‌های موجود در جهان است که داده‌های آماری از تعداد گویشوران زبان‌های مختلف را به صورت اینترنتی منتشر می‌کند.

جمعیت گویشوران زبان‌های ایرانی و غیرایرانی[ویرایش]

جمعیت ایران در پایان سال ۲۰۱۶ میلادی، طبق تخمین‌های متفاوت بین ۷۹ تا ۸۱ میلیون نفر بوده‌است. اتنولوگ جمعیت گویشوران زبان‌های مختلف در ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی را به ترتیب زیر بیان کرده‌است. به این نکته توجه شود که بین قومیت و گویشور تفاوت وجود دارد و برای نمونه میزان جمعیت آذری زبانان در جدول لحاظ شده‌است در حالی که جمعیت آذری تباران اندکی بیش تر است.[۳] بیش از ۸۱ درصد مردم ایران در سال ۲۰۱۶ میلادی به یکی از زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.

ردیف نام جمعیت(۲۰۱۶) درصد از کل جمعیت ایران(۲۰۱۶)
زبان‌های ایرانی
۱ زبان فارسی ۵۰٬۴۰۰٬۰۰۰ ۶۲٫۷۴
۲ زبان کردی ۵٬۵۹۰٬۰۰۰ ۶٫۹۵
۳ زبان لری ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ ۲٫۱۱
۴ زبان گیلکی ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ ۲٫۹۸
۵ زبان مازندرانی ۲٬۳۴۰٬۰۰۰ ۲٫۹۱
۶ زبان بلوچی ۱٬۹۲۰٬۰۰۰ ۲٫۳۹
۷ زبان لکی ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۱٫۲۴
۸ زبان تاتی و زبان تالشی ۴۰۰٬۰۰۰ ۰٫۴۹
۹ سایر زبان‌های ایرانی محدود ۰٫۰۴
کل زبان‌های ایرانی ۶۵٬۷۵۰٬۰۰۰ ۸۱٫۴۵
زبان‌های غیرایرانی
۱ زبان ترکی آذربایجانی ۱۰٬۹۰۰٬۰۰۰ ۱۳٫۵۷
۲ زبان ترکمنی ۷۹۰٬۰۰۰ ۰٫۹۸
۳ زبان ترکی خراسانی ۸۸۶٬۰۰۰ ۱٫۱۰
۴ زبان ترکی قشقایی ۹۵۹٬۰۰۰ ۱٫۱۹
۵ زبان عربی ۱٬۳۲۰٬۰۰۰ ۱٫۶۴
۶ زبان ارمنی ۱۰۰٬۰۰۰ ۰٫۱۲
۷ زبان آشوری ۱۵٬۰۰۰ ۰٫۰۲
۸ سایر زبان‌های غیر ایرانی محدود ۰٫۰۲
کل زبان‌های غیرایرانی ۱۴٬۹۷۰٬۰۰۰ ۱۸٫۵۵
کل تجمیعی کل زبان‌های رایج در ایران ۸۰٬۷۲۰٬۰۰۰ ۱۰۰

مرکز آمار ایران[ویرایش]

بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶ درصد از آن‌ها فقط فارسی را می‌فهمند. پس از فارس‌ها، قوم آذری فراوانی بیشتری دارد. جمعیت آذری‌ها حدود ۱۵ الی۱۷ درصد و جمعیت ترکمن‌ها حدود ۲/۱ درصد جمعیت ایران است. حدود ۵/۳ الی ۵ درصد از جمعیت به سومین گروه قومی، یعنی کردهای سنی و شیعهٔ غرب کشور اختصاص دارد. پس از آن‌ها به ترتیب قوم عرب در جنوب غربی کشور با حدود ۳ درصد و قوم بلوچ در جنوب شرقی کشور با حدود ۲ درصد از کل جمعیت قرار دارند.[۵]

سازمان سیا[ویرایش]

سازمان سیا در کتاب حقایق خود درصد گویشوران هر زبان از جمعیت ایران را این‌گونه اعلام کرده‌است:[۶]

دانشنامه وورلد اطلس[ویرایش]

دانشنامهٔ وورلد اطلس در گزارش خود زبان‌های اصلی رایج در ایران را این‌گونه معرفی می‌کند:[۷]

صندوق جمعیت ملل متحد[ویرایش]

بر پایه‌گذارش صندوق جمعیت ملل متحد نیز زبان جمعیت ایران متشکل از[۲]

  • ۵۱٪ پارسی
  • ۲۴٪ آذربایجانی
  • ۷٪ گیلکی و مازندرانی
  • ۷٪ کردی
  • ۳٪ عربی
  • ۲٪ بلوچی
  • ۲٪ لری
  • ۲٪ ترکمنی
  • ۱٪ تاتی و تالشی
  • ۱٪ دیگر زبان‌ها مانند لکی، قشقایی، قزاقی، هزارگی، گرجی، ارمنی و…

سازمان فردای بی ترور[ویرایش]

بر پایه آماری که به تازگی سازمان مستقر در آمریکا به نام «فردای بی ترور» با ضریب خطای +/- ۳٫۱٪ که با نمونه برداری یکنواخت به تفکیک جمعیت آماری هر استان گرفته شده‌است آمار زیر به دست آمده‌است:[۸]

  • فارسی ۵۰٫۵٪
  • آذربایجانی ۲۱٫۶٪
  • کردی ۷٫۶٪
  • گیلکی و مازندرانی ۶٫۹٪
  • عربی ۲٫۷٪
  • لر ۵٫۹٪
  • بلوچی ۱٫۴٪
  • ترکمن ۰٫۹٪
  • نامشخص ۱–۱٫۵٪

زبان‌های در خطر انقراض در ایران[ویرایش]

زبان‌های ایرانی به چهار دوره پیشا ایرانی، ایرانی کهن، ایرانی میانه و ایرانی نو دسته‌بندی می‌شوند.[۹][۱۰]

کتاب اطلس زبان‌های در معرض خطر جهان که به سردبیری کریستوفر موزلی و به قلم تعدادی از کارشناسان زبانشناسی در مناطق مختلف جغرافیایی جهان نوشته شده و توسط «سازمان یونسکو» منتشر گردیده، مطالبی را در خصوص زبانهای درمعرض خطر یا انقراض در جهان به رشته تحریر درآورده است. یونسکو برای نخستین بار در سال ۱۹۹۶ اطلس زبان‌های در معرض خطر را منتشر نمود. زبان در معرض خطر یا در حال انقراض، زبانی است که توسط نسل‌های قبلی به نسل جدید منتقل نمی‌شود. اینگونه زبان‌ها حتی در بین افرادی که به آن زبان صحبت می‌کنند فاقد هرگونه اعتبار بوده و در بسیاری از موارد به صورت مکتوب نیستند و فقط جنبه شفاهی دارند. طبق اعلام اطلس زبان‌های جهان بیش از ۲۰ زبان در ایران در معرض نابودی و انقراض کامل هستند. یونسکو نیز ۲۴ یا ۲۵ زبان را در خطر نابودی در ایران اعلام کرده‌است. آماری که در منابع از جمله اطلس زبان‌های درخطر سازمان یونسکو از شمار و نام زبان‌های درخطر ایران ارائه شده متأسفانه دقیق نیست. به عنوان مثال در این اطلس تعداد زبان‌های در خطر ایران، ۲۵ زبان برآورد شده‌است اما این فهرست از دید متخصصان فهرست قابل قبولی نیست. براساس اطلاعاتی که در منابع آمده‌است تعداد زبان‌های زنده ایران ۷۶ زبان است. در بین این ۷۶ زبان چیزی حدود نیمی از این زبان‌ها با درجه‌های مختلف در خطر هستند. سازمان یونسکو ۶ درجه برای میزان درخطربودن یک زبان در نظر گرفته‌است و ۹ عامل را در این امر مؤثر می‌داند. از بین این عوامل دو عامل از اهمیت بالایی برخوردارند. یکی از آن‌ها تعداد سخنگویان زبان است. عامل دوم که یونسکو از آن به عنوان عامل طلایی یاد می‌کند، عامل انتقال بین نسلی است.[۱۱][۱۲][۱۳]

گویش‌های هرزنی و گرینگانی در استان اردبیل، تالشی در استان گیلان، وفسی و آشتیانی در استان مرکزی و تاکستانی در استان قزوین که همگی از گویش‌های زبان تاتی به‌شمار می‌روند، در خطر هستند. همچنین گویشوران لاهیجی، بالاخانی، سوراخانی و… که گویش‌های تاتی جمهوری آذربایجان محسوب می‌شوند نیز با چنان سرعتی در حال کاهشند که از دیدگاه زبانشناسی جزو زبان‌های «در حال انقراض» شمرده می‌شوند. شماری از گویش‌های استان سمنان نیز در معرض نابودی است. همچنین لُریِ «کُمزاری» (Komzari) که یک گویش ایرانی است و گویشوران آن در آنسوی تنگه هرمز و در کشور عمان هستند نیز جزو زبان‌های در خطر است. راهجردی، دزیدی، نطنزی، گزی، خونسازی، نائینی، دری زرتشتی، سنها (Sonha)، سیوندی، کرشی (Koroshi)، اچمی و گویشهای آن از جمله بشکردی و کمزاری از دیگر زبان‌های ایرانی در خطر هستند. شماری از زبان‌هایی که گویشورانشان در تاجیکستان، ازبکستان، افغانستان و شرق چین زندگی می‌کنند نیز در گروه زبان‌های تهدید شونده قرار دارند.[۱۴][۱۵]

براساس اطلاعاتی که در منابع آمده‌است تعداد زبان‌های زنده ایران ۷۶ زبان است. در بین این ۷۶ زبان چیزی حدود نیمی از این زبان‌ها با درجه‌های مختلف در خطر هستند. سازمان یونسکو ۶ درجه برای میزان درخطربودن یک زبان در نظر گرفته‌است و ۹ عامل را در این امر مؤثر می‌داند. از بین این عوامل دو عامل از اهمیت بالایی برخوردارند. یکی از آن‌ها تعداد سخنگویان زبان است. عامل دوم که به نظر من مهم‌تر است و یونسکو از آن به عنوان عامل طلایی یاد می‌کند، عامل انتقال بین نسلی است. یعنی پدر و مادر در خانواده این زبان را به فرزندان‌شان منتقل می‌کنند یا خیر. تصور کنید که خانواده به هر دلیلی برای مثال به دلیل اعتبار بالای زبان دیگر، با فرزندانشان به زبان بومی خود حرف نزنند و برای صحبت با آن‌ها آن زبان دوم را به کار برند. در چنین حالتی نسل والدین آخرین سخنگویان آن زبان بومی خواهند بود و با مرگ آن‌ها آن زبان هم از بین می‌رود. براساس آمارهای رسمی سازمان یونسکو بیش از ۵۰ درصد از هفت هزار زبان شناخته شده در دنیا در آستانه نابودی هستند. از میان هفت هزار زبان، تنها چند صد زبان در نظام‌های آموزشی و رسمی در دنیا ارائه می‌شوند و کمتر از ۱۰۰ زبان در دنیای دیجیتال به کار گرفته می‌شوند. آماری که در منابع از جمله اطلس زبان‌های درخطر سازمان یونسکو از شمار و نام زبان‌های درخطر ایران ارائه شده متأسفانه دقیق نیست. به عنوان مثال در این اطلس تعداد زبان‌های در خطر ایران، ۲۵ زبان برآورد شده‌است اما این فهرست از دید متخصصان فهرست قابل قبولی نیست. نکتهٔ دیگر این‌که اصطلاح‌های زبان، گویش و لهجه را زبان‌شناسان با وسواس خاصی استفاده می‌کنند و بین آن‌ها بر سر تعاریف این اصطلاح‌ها در مواردی اتفاق نظر وجود ندارد. باید توجه داشته باشیم این تعدادی که می‌گوییم بسته به اینکه زبان و گویش را با چه تعریفی استفاده می‌کنیم و چه چیزی را مد نظر داریم، متفاوت است. زبان‌شناسان باور دارند که بیش از نیمی از زبان‌هایی که در سراسر جهان رواج دارد، کم‌تر از ۱۰۰ سال آینده از بین می‌روند. علت این است که زبان‌های دنیا از نظر تعداد سخنگو، از نظر اهمیت اقتصادی و اجتماعی و بقیه فاکتورهای که می‌تواند به حفظ یک زبان کمک کند، شرایط یکسانی ندارند. پنجاه درصد جمعیت جهان تنها به حدود بیست زبان سخن می‌گویند. زبان‌های چینی، انگلیسی و اسپانیایی در زمرهٔ این ۲۰ زبان و جزو زبان‌های اکثریت هستند. هر یک از زبان‌های اکثریت به تنهایی بیش از ۵۰ میلیون سخنگو دارند و معمولاً قدرت اقتصادی و اجتماعی در دست سخنگویان این زبان‌هاست؛ بنابراین این زبان‌ها از پایگاهی قوی برخوردار هستند. غیر از این ۲۰ زبان، بقیه زبان‌هایی که در جهان هستند، به نوعی زبان اقلیت محسوب می‌شوند. به دلیل اینکه به نسبت زبان‌های اکثریت چه به لحاظ تعداد سخنگو و چه به لحاظ وضعیت اقتصادی در رتبهٔ پایین‌تری قرار دارند. پنجاه درصد بقیهٔ مردم جهان به بقیهٔ زبان‌های متعدد موجود در دنیا تکلم می‌کنند؛ بنابراین شمار سخنگویان بعضی از این زبان‌ها بسیار کم است و ممکن است تنها چند ده یا چند صد سخنگو داشته باشند. زبان‌هایی که تعداد سخنگویانشان کمتر است و جایگاه اجتماعی بالایی ندارند، در معرض خطر نابودی قرار دارند. این موضوع هم چند عامل دارد. یکی اینکه فشاری که از سوی زبان‌های اکثریت بر آنها وارد می‌شود و باعث می‌شود سخنگویان این زبان‌ها به دلیل پایگاه اجتماعی و اعتبار بالایی که زبان دیگر دارد، زبان خودشان را کنار بگذارند. عوامل بیرونی هم ممکن است در کاهش تعداد سخنگویان یک زبان و قرار دادن آن در معرض خطر انقراض مؤثر باشند. برای مثال بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله، بیماری و جنگ می‌تواند بر تعداد سخنگویان یک زبان اثر بگذارد. علت بعدی خود سخنگویان هستند که به دلیل اعتبار پایین آن زبان و بهایی که به آن داده نمی‌شود، تصمیم می‌گیرند به آن تکلم نکنند و با زبان دیگر که اعتبار بیشتری دارد صحبت کنند.[۱۶]

در این بحث، زبان‌ها و گویش‌های در خطر نابودی به ۶ گروه، دسته‌بندی شده‌اند. در این میان ۲۴ زبان یا گویش در ایران از زبان‌های ایرانی، ترکی و سامی جز آمار بالا هستند. اما نکته قابل توجه آن است که ۱۷ تای آنها جز زبان‌های ایرانی هستند. این در حالی است که «فریار اخلاقی»، مدیر گروه زبان و گویش رایج پژوهشگاه زبان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران اعتقاد دارد بیش از ۳۸ زبان از مجموع ۷۶ زبان زنده در ایران در خطر نابودی کامل هستند. طبق اعلام یونکسو ایران دارای ۳ زبان آسیب‌پذیر، ۱۴ زبان در معرض خطر، ۲ زبان به شدت در خطر نابودی، ۳ زبان در شرایط بحرانی و دو زبان منقرض شده (در سال‌های اخیر) دارد.

  1. زبان‌های امن
  2. زبان‌های باثبات ولی در معرض تهدید
  3. زبان‌های آسیب‌پذیر: تالشی (ایرانی ۴۰۰٬۰۰۰ تن)، خلجی (ترکی ۲۰٬۰۰۰ تن)، ترکی خراسانی (۲۰۰٬۰۰۰ تن)
  4. زبان‌های در معرض خطر: تاتی (ایرانی، جمعیت نامشخص)، آرامی (۲۴٬۰۰۰ تن)، هورامی (ایرانی ۲۳٬۰۰۰ تن)، جیدی (ایرانی ۳۰٬۰۰۰ تن)، وفسی (ایرانی ۱۸٬۰۰۰ تن)، آشتیانی (ایرانی ۲۱٬۰۰۰ تن)، سمنانی (ایرانی ۲۱٬۰۰۰ تن)، خوانساری (ایرانی ۲۱٬۰۰۰ تن)، گزی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)، دری زرتشتی (ایرانی ۱۵٬۰۰۰ تن)، سوی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)، بشاگردی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)، اچمی (ایرانی ۸۰٬۰۰۰ تن)، سیوندی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)
  5. زبان‌های شدید در معرض خطر (به شدت در خطر نابودی): نطنزی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)، نایینی (ایرانی ۷٬۰۰۰ تن)
  6. زبان‌های کامل در معرض خطر (بحرانی): سنایا (آرامی ۶۰ تن)، مندائی (آرامی ۳۰۰ تن)، کوروشی (ایرانی ۲۰۰ تن)
  7. زبان‌های منقرض شده: لشان ددان (آرامی) و هولئولا (آرامی)

زبان‌های زیر در خطر نابودی کامل قرار دارند:

وضعیت زبان‌های محلی در ایران[ویرایش]

زبان‌های ترکی[ویرایش]

ترکی آذربایجانی[ویرایش]

زبان ترکی آذربایجانی شاید پس از زبان ازبکی دومین زبان از زبان‌های ترکی باشد که بیشترین تأثیر را از فارسی گرفته‌است. این تأثیر بیشتر در واج‌شناسی، مجموعه لغات و ساختار بوده‌است و به صورت کمتر در صرف این زبان بوده‌است. تأثیر عناصر زبان‌های ایرانی بر اغوزی از آسیای میانه آغاز شده‌است.[۱۷] علی ابوالقاسمی، کارشناس و پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ بومی ضمن هشدار در مورد نابودی زبان ترکی آذری شمال استان همدان گفت: زبان ترکی در شمال استان همدان آسیب جدی دیده‌است و طی سال‌های آینده نابود می‌شود. وی گفت زبان ترکی در شمال استان همدان مورد بی‌توجهی و بی‌مهری قرار گرفته‌است که بخشی از علل آن به بطن جامعه ترک زبانان شهرستان‌های شمالی استان همدان برمی‌گردد. به مرور زمان، واژه‌های زبان ترکی در معرض فراموشی قرار گرفته‌است و کلماتی از دیگر زبان‌ها، از جمله فارسی در میان لهجه‌های ترک‌زبان این استان رسوخ یافته‌است. ابوالقاسمی بیان کرد اکثر والدین کودکان زبان گفتاری آنان را از ترکی به فارسی تغییر داده‌اند.[۱۸] اتنولوگ جمعیت آذری زبان‌های ایرانی در سال ۲۰۱۶ میلادی را ۱۰٬۹۰۰٬۰۰۰ می‌داند و گسترش آن را در شمال (غربی) و مرکز ایران می‌داند.[۳][۱۹]

اگر چه خطر انقراض، زبان ترکی آذربایجانی در ایران را تهدید نمی‌کند ولی آسیب‌ها و چالش‌های عمده ای دارد:

۱- آب رفتن زبان ترکی و گسترش پدیده زبان فآذری: پدیده «زبان فآذری» (فارسی + آذری) به زبان ترکی آمیخته با واژگان و دستور زبان فارسی گفته می‌شود که از نظر شکل و محتوا تهی شده و بر اثر ترکیب مفرط و لجام گسیخته با زبان فارسی به شکل زبانی فاقد ساختار، قاعده و پویایی درآمده است. گسترش پدیده فآذری بویژه در میان جمعیت‌های مهاجر به کلانشهرها، بزرگ‌ترین تهدید پیش روی زبان ترکی آذربایجانی است چرا که آن زبان را از درون تهی و گویشوران آن را به فراموشی تدریجی زبان مادری و جایگزینی آن با زبان غالب (فارسی) سوق می‌دهد. دو عامل در شکل‌گیری این پدیده نقش‌آفرینی کرده‌اند. نخست، رسانه‌ها و دوم، نظام آموزشی.

۲- نازایی زبانی: فقدان مراکز علمی، پژوهشی به همراه عواملی مانند فراموشی و رقیق‌تر شدن زبان مادری (پدیده فآذری) در روند انتقال شفاهی از یک نسل به نسل دیگر و عدم امکان معادل‌سازی و معادل‌یابی برای موضوعات، مفاهیم و اشیای جدید، می‌تواند آن زبان مادری را به زبانی نازا و ایستا تبدیل کند. عدم انتقال نسلی و نازایی زبانی می‌تواند در یک بازه زمانی طولانی، یک زبان را به گویش تبدیل کند و یا حتی منجر به مرگ تدریجی آن زبان شود. به طور نمونه، زبان‌های مازنی و گیلکی دست کم در مناطق شهری در طی دهه‌های اخیر تبدیل به گویش و لهجه شده‌اند که بر پایه تعاریف زبان‌شناسی، دیگر به سختی می‌توان آن‌ها را زبان نامید.

۳- فقدان زبان و الفبای معیار و انشقاق زبانی: در کشورهای وسیعی مانند آمریکا، روسیه و چین نظام آموزشی و رسانه‌های سراسری، نقش مهمی در کم رنگ کردن لهجه‌های مختلف زبان‌های انگلیسی، روسی و چینی و تقویت یک لهجه استاندارد برای زبان‌های مادری ایفا کردند. در آذربایجان ایران اما عکس این موضوع را شاهد هستیم به طوری که به علت نبود رسانه‌های حرفه ای، نظام آموزشی و الفبای استاندارد و یکسان به زبان ترکی، لهجه‌های مختلف زبان ترکی (به طور مثال ترکی قشقایی و ترکی خلجی) در درک و فهم یکدیگر دچار مشکل بوده و در حال تبدیل شدن به زبان‌هایی مجزا (زبان قشقایی و زبان خلجی) هستند.

۴- نگاه کلیشه‌ای و منفی: در گفتمان غالب در ایران، تصور می‌شود که زبان ترکی آذربایجانی، ضعیف، فاقد پتانسیل، غیرعلمی و غیرادبی است. اثر مشهور جهانی در سال‌های اخیر از زبان ترکی آذربایجانی ایران ایجاد نشده‌است.

۵- نگاه امنیتی: توجه و اهتمام به این زبان، معادل تقویت واگرایی و نشانه‌ای از جدایی‌طلبی تلقی می‌شود و توطئه خارجی و مغایر با امنیت ملی کشور دانسته می‌شود.[۲۰]

ترکمنی[ویرایش]

زبان ترکمنی در ایران و افغانستان با خط فارسی نوشته می‌شود. در کشور ترکمنستان تا سال ۱۹۲۸ خط فارسی و سپس خط لاتین جایگزین آن شد و در سال ۱۹۴۰ خط سریلیک جای آن را گرفت. در ۱۹۹۱ خط لاتین بر پایه خط ترکی (استانبولی) جایگزین خط سریلیک شد.[۲۱]

ترکی خراسانی[ویرایش]

سازمان یونسکو از زبان‌های در معرض خطر جهان یا منسوخ شده، اطلسی تهیه کرده‌است که به صورت آنلاین و به کمک نقشه‌های گوگل قابل مشاهده است. در این لیست، برای کشور ایران ۲۵ زبان در معرض خطر نشان داده شده‌است که ترکی خراسانی یکی از این زبان‌ها است و با عنوان زبان آسیب‌پذیر (Vulnerable) از آن یاد شده‌است.[۲۲][۲۳] این زبان بیشتر در استان خراسان شمالی صحبت می‌شود ولی در استان‌های خراسان رضوی و گلستان هم گویشور دارد. بیشتر کسانی که به زبان ترکی خراسانی سخن می‌گویند به زبان فارسی نیز مسلط هستند. نابودی تدریجی زبان ترکی خراسانی در شمال و مرکز خراسان رخ داده‌است.

ترکی قشقایی[ویرایش]

زبان ترکی قشقایی یکی از لهجه‌های شاخه جنوب غربی زبان ترکی است که قشقایی‌ها بدان تکلم می‌کنند.[۲۴] در واژگان قشقایی تأثیر زبان فارسی مشخص است، در متون جمع‌آوری شده توسط دوئرفر و همکارانش از فیروزآباد دخیل‌های فراوان عربی دیده می‌شود. واژگان حکومتی و نظامی مانند پاسبان، پیکان و شاه بیشتر از فارسی وارد این زبان شده‌اند. قاموس دینی بیشتر ریشه عربی دارد اما از فارسی وارد این زبان شده‌اند و ویژگی‌های فارسی‌شان را حفظ کرده‌اند. واژگان پزشکی نیز تحت تأثیر فارسی است مانند بیمار، درد و دارو.[۲۵] بنا به یک پژوهش، در فیروزآباد قشقایی‌ها در همه سنین از زبان مادری در حوزه‌های دوستانه و خانوادگی استفاده می‌نمایند، اما در شیراز افراد زیر بیست سال خانواده‌های ترک‌زبان تمایل چندانی به استفاده از زبان مادری ندارند. در شیراز در حوزه‌های مختلف زبان غالب فارسی است و در موقعیت‌های غیررسمی در بعضی از مواقع زبان مادری استفاده می‌شود در صورتی که در فیروزآباد در شرایط مشابه ترکی ترجیح داده می‌شود. ترکی در شیراز به شدت تحت تأثیر فارسی است. زبان قشقایی در میان جوانان به تدریج در حال از دست دادن کاربری‌اش است.[۲۶]

زبان قزاقی[ویرایش]

جمعیت قزاق‌های ایران بیش از ۵٫۰۰۰ نفر است که در شهرهای گرگان، بندر ترکمن و گنبد کاووس زندگی می‌کنند. بیشتر آن‌ها در اوایل قرن بیستم از قزاقستان شوروی به ایران مهاجرت کردند.[۲۷] زبان قزاقی در بین آن‌ها رایج است.

زبان خلجی[ویرایش]

نشانه‌هایی تاریخی نشان می‌دهد که خلج‌ها احتمال دارد در اصل مردمی آریایی‌نژاد و گروهی از سکاها بوده‌اند که در آسیای میانه ترک‌زبان شده‌اند.[۲۸] مردم خلج از نظر فرهنگی ایرانی محسوب می‌شوند. امروزه زبان خلجی در معرض انقراض قرار دارد و جای خود را بین نسل جدید خلجی‌ها به فارسی داده‌است. نسل جدید تنها در حد درک مطلب با این زبان آشنائی دارند و دیگر در میان خود از این زبان استفاده نمی‌کنند.[۲۹] بر اساس آمار سایت اتنولوگ تعداد گویش وران زبان خلجی در ایران ۴۲٫۱۰۰ نفر می‌باشد.[۳۰]

ایل بچاقچی[ویرایش]

بچاقچی، یکی از بزرگترین ایلات استان کرمان است. ایشان شیعه‌مذهب هستند و در گذشته به گویشی از ترکی صحبت می‌کردند ولی امروزه بیشتر شهرنشین شده و به فارسی صحبت می‌کنند. واژه بچاقچی در ترکی به معنای چاقوساز است و گویا از نام یکی از رؤسای گذشته ایل گرفته شده‌است.[۳۱]

زبان کردی[ویرایش]

زبان کردی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی غربی است.[۳۲] همچنین کردی به زنجیره گویشی ای گفته می‌شود که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند.[۳۳] زبان کردی یا زبان‌های کردی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸] هستند که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند. تعریف یک زبان به عنوان «کردی» همواره دستخوش عوامل غیر زبان‌شناختی به‌ویژه عوامل سیاسی، و فرهنگی است.[۳۹] در واقع «زبان کُردی» به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست[۳۹][۴۰] بلکه امروزه به طیفی از زبان‌های ایرانی شمال غربی اطلاق می‌شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان‌شناسی دور هستند.

با اعلام حسن روحانی مبنی بر تدریس زبان کردی در دانشگاه کردستان این خبر بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور داشت. اکنون ۴۸ نشریه در کردستان به دو زبان فارسی و کردی مجوز فعالیت گرفته و برای انتشار بیش از ۱۸۰ عنوان کتاب کردی نیز در دو سال اخیر مجوز صادر شده که این آمار و ارقام نشان دهنده میزان توجه به حفظ و تقویت زبان کردی در ایران است.[۴۱]

زبان لری[ویرایش]

زبان لری یکی از زبان‌هایی است که حیاتش به دلایل مختلف درون و برون قومی، در معرض تهدید است. با توجه به استفادهٔ وافر و نسنجیده از شیوهٔ واژه‌گزینی، این شیوه به مهم‌ترین عامل آسیب‌رسان به زبان لُری تبدیل شده‌است. امروزه تعامل اقوام و ملل به شکل عجیبی گسترش یافته‌است و این امر موجب تأثیرگذاری بیش از پیش بر روی یک‌دیگر در همه عرصه‌ها شده‌است. در این خصوص، تأثیر زبان‌ها بر یک‌دیگر برای بعضی از اقوام به فرصت و برای برخی دیگر به تهدیدی جدی تبدیل شده‌است. برخی از زبان‌ها به دلیل برخورداری از عوامل رشد زبان که بیش‌تر درون‌قومی است دارای فرصت و برخی دیگر به دلیل عدم برخورداری از این عوامل مورد تهدید روزافزون و خطر از دور خارج شدن هستند. به نظر می‌رسد لُری در زمرهٔ زبان‌های دستهٔ دوم یعنی زبان‌های مورد تهدید قرار می‌گیرد.[۴۲] این قوم به علت نداشتن رسم‌الخط مشخص و واحد و نیز به علت شرایط خاص زیستی خود، موفق به مکتوب نمودن آثار ادبی خود نشده و از سوی دیگر در سال‌های اخیر نسل جدید مردمان لرتبار به فارسی صحبت کردن و دوری از زبان‌های بومی گرایش پیدا کرده‌اند که هر دوی این عوامل خطری برای ادامه حیات زبان‌های مردم لر می‌باشند. پرهیز از لری صحبت کردن در میان قشر تحصیل کرده و به ویژه جامعه دانشگاهی لرها بیش از قشرها دیگر شدت یافته‌است.[۴۳]

زبان لکی[ویرایش]

زبان لکی زبان طوایف لک ایران و از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی رایج در مناطق غرب ایران است. حدود یک‌ونیم میلیون نفر شامل یک میلیون نفر با زبان مادری (۲۰۰۲) به این زبان سخن می‌گویند.[۴۴] زبان لکی در مرداد ماه ۱۳۹۶ با در خواست استان لرستان به عنوان یک زبان مستقل ایرانی ثبت ملی شد.[۴۵][۴۶] زبان لکی یکی از زبان‌های بسیار قدیمی است. تعداد واژه‌ها در این زبان را تا ۳۰ هزار واژه اعلام کرده‌اند. در زبان لکی کنونی هنوز بسیاری از لغات، اصطلاحات و واژه‌های موجود در زبان اوستا به همان شکل اولیه بدون هیچ تغییری رایج و معمول هستند. لکی زبانی است تقریباً منظوم و مملو از اشعار، ضرب‌المثل‌ها، تمثیل‌ها، افسانه‌ها و بسیاری از کلمات و جملات آن دارای اوزان عروضی است، با این تفاوت که شعر لکی همه‌جا ۱۰هجایی است، اما گاهی ۸ و ۱۲هجایی نیز دارد.[۴۷] زبان و ادبیات لکی در معرض فراموشی و آسیب جدی است. رسم‌الخط واحدی در زبان لکی وجود ندارد. عبدالعلی میرزانیا کارشناس، شاعر و پژوهشگر زبان لکی می‌گوید: واژه‌های زبان لکی در معرض فراموشی قرار دارند که این موضوع هشداری جدی برای مقابله با آسیب رسیدن به این زبان کهن است. زبان گفتاری اکثر کودکان لک زبان، فارسی است.[۴۸]

زبان گیلکی[ویرایش]

مردم گیلک زبان با گویش‌های مختلف سخن می‌گویند که ریشه در زبان‌های ایران باستان دارد. در بین گویش‌های مختلف زبان گیلکی از نظر فونتیک (بیان صوت و آوا) و صرف افعال اختلاف جزئی دیده می‌شود که ناشی از تحول تدریجی و ویژگی فرهنگی اقلیمی هر منطقه‌است. منوچهر ستوده گویش‌های زبان گیلکی رایج در گیلان را به بخش‌های زیر تقسیم کرده‌است:[۴۹][۵۰]

  1. گویش بیه‌پیشی (گویش جلگه نشینان خاور سفیدرود): لاهیجان، رودسر، اشکور پایین، لاهیجان، لنگرود، کنار فریضه و جز آن را شامل می‌شود.
  2. گویش بیه‌پسی (گویش جلگه نشینان باختر سفیدرود): انزلی، صومعه‌سرا، فومن، رشت، چهار فریضه، گسکر، کسما، تولم، شفت، خمام، موازی، کهدم، لشت نشا را شامل می‌شود.
  3. گالشی (دیلمی) گونهٔ دیگری از گویش‌های گیلکی است که مردم نواحی کوهستانی شرق گیلان و را مسر مازندران به آن سخن می‌گویند.

نادر جهانگیری دربارهٔ گونه‌های گیلکی این چنین گفته‌است:

گیلکی خود سه گونهٔ عمده دارد.
الف. گونهٔ گیلکی لاهیجان (بیه‌پیش) در منطقه‌ای محدود از شمال به دریای کاسپی، از جنوب به بلندی‌های سیاهکل، از غرب به آستانه و حسن‌کیاده تا مرزهای کوچصفهان و از شرق به لنگرود و رودسر که به تدریج به گویش مازندرانی می‌آمیزد.
ب. گونهٔ گیلکی رشت (بیه‌پس) که در رشت، خشکبیجار، بندر پهلوی [انزلی]، فومن و شفت، خمام به آن سخن می‌گویند.
ج. گونهٔ گالشی گونهٔ دیگری از گونه‌های گیلکی است که مردم نواحی کوهستانی گیلان و رامسر به آن سخن می‌گویند.[۵۱]

بررسی‌هایی نشان می‌دهد زبان گیلکی در خطر است و پدران و مادران گیلک‌زبان به خصوص در شهرهای گیلک‌نشین اصرار دارند فرزندانشان فارسی صحبت کنند. این عامل، با کاهش دانسته‌های واژگان گیلک زبان‌ها، از یک سو باعث اختلال در فرایند زایش واژگانی و دستوری گیلکی می‌شود و از سوی دیگر با تشدید دو زبانه شدن گیلکی و استفاده اجباری گیلک‌ها از واژگان فارسی در گفتگوهایشان، فرایند مرگ تدریجی گیلکی را شتاب می‌دهد.[۵۲] زبان گیلکی، مشتمل بر سه لهجه بیه‌پسی (گیلان غربی)، بیه‌پیشی (گیلان شرقی) و گالشی (مناطق کوهستانی گیلان و رامسر) می‌باشد. البته مردم شمال غربی گیلان، به زبانی دیگر از خانواده زبان‌های حاشیه دریای کاسپین که زبان تالشی است تکلم می‌کنند. با توجه به روند تغییر زبان و لهجه در شهرستان‌های گیلان از جمله رشت، دو نسل آینده دیگر قادر به تکلم زبان گیلکی نیستند.[۵۳] دکتر مریم‌سادات فیاضی عضو هیئت علمی زبان و ادبیات پژوهشکده گیلان‌شناسی با اشاره به اینکه بنابر اعلام مؤسسه مکس پلانک، زبان گیلکی دومین زبان ایرانی در معرض خطر است، گفت: گیلکی را می‌توان در طبقه‌ای میان «آسیب‌پذیر» و «به شدت در معرض خطر» جای داد. بر اساس اطلس زبان‌های در معرض خطر یونسکو، زبان‌های جهان را می‌توان در ۶ طبقه «سالم»، «آسیب‌پذیر»، «نسبتاً در معرض خطر»، «به شدت در معرض خطر»، «بحرانی» و «منقرض‌شده» جای داد. «زبان‌های سالم» گویشورانی دارد که زبان‌شان را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند، «زبان‌های آسیب‌پذیر» شامل زبان‌هایی است که گویشوران خردسالش در برخی از مناطق و در پاره‌ای موقعیت‌های خاص به آن سخن می‌گویند، «زبان‌های در معرض خطر» شامل دسته ای است که کودکان آن زبان را به عنوان زبان مادری‌شان در خانه نمی‌آموزند، «زبان‌های به شدت در معرض خطر» به زبان‌هایی اطلاق می‌شود که گویشوران‌شان افراد کهنسال هستند و اگرچه نسل جوان‌تر (پدرها و مادرها) کاملاً آن را متوجه می‌شوند اما آن را به کودکان خود نمی‌آموزند، گویشوران «زبان‌های بحرانی» کهنسالانی هستند که در بافت‌هایی خاص به زبان خود تکلم می‌کنند و «زبان‌های منقرض‌شده» گویشور ندارند. با توجه به تقیسم‌بندی پیش‌گفته گیلکی را می‌توان در طبقه‌ای میان «آسیب‌پذیر» و «به شدت در معرض خطر» جای داد.[۵۴]

زبان مازنی[ویرایش]

محدوده جغرافیایی فعلی زبان مازندرانی از مرز گیلان در غرب تا دشتهای گرگان در شرق امتداد دارد. مرز جنوبی زبان مازندرانی تا حدودی ناشناخته است و این زبان فراتر از رشته کوه البرز، شامل فیروزکوه و دماوند می‌شود و تمام مسیر جنوب به حومه تهران در شمیرانات، لواسانات، رودهن و غیره را در بر می‌گیرد. روستای ولاترو استان البرز که گویش آن توسط لامبتون (۱۹۳۸) ضبط شده‌است نیز گویشی از زبان مازندرانی می‌باشد. در حاشیه جنوب شرقی مازندران، مجموعه ای از شهرها دراطراف شهر سمنان مانند سنگسر (مهدی شهر)، سرخه، لاسجرد، افتر وجود دارد که گویش آن دارای خصوصیات مشترک قابل توجهی با زبان مازندرانی است به خصوص گویش شهمیرزاد که گونه ای از زبان مازندرانی است.[۵۵]

زبان مازندرانی تنها در کشور ایران تکلم می‌شود.[۵۶] پراکندگی این زبان در نیمه شمالی این کشور است و به جز استان مازندران که نام این زبان از آن گرفته شده در استان‌های گلستان، سمنان، تهران و البرز نیز در میان برخی مردم بومی آن مناطق رواج دارد. پاره‌ای از ایل‌های کوچ‌نشین که در شمال ایران به سر می‌برند نیز مازندرانی‌زبان هستند.[۵۷] زبان مازندرانی (تبری)، زبان کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، دامنه‌های شمالی البرز و بخش گسترده‌ای از شمال ایران بوده‌است که بالغ برشش میلیون نفر[۵۸] از جمعیت کشورمان را در برمی گیرد.[۵۹] زبان مازندرانی، زبان بومی مازندرانی‌ها، یعنی ساکنان اصلی استان‌های مازندران، گلستان، و مناطق شمالی استان‌های سمنان، تهران و البرز است.

این زبان در

  1. استان مازندران تا روستای زوار بخش نشتارود شهرستان تنکابن
  2. استان گلستان در مناطقی مانند بندرگز، کردکوی، گرگان، علی‌آباد کتول و به‌صورت پراکنده در سایر مناطق استان
  3. استان سمنان مناطقی مانند شهمیرزاد، شاهرود، گرمسار، دامغان، کلاته رودبار، آرادان، دیباج، مجن، کهن آباد، خطیرکوه، فولاد محله، فروان، چاشم، رامه، قالیباف و چهارطاق
  4. مناطق شرقی و شمالی استان تهران مانند فیروزکوه، دماوند، رودهن، بومهن، رودبار قصران شمیرانات و لواسان
  5. مناطق شمالی استان البرز مانند طالقان، ولاترو، شلنک، لانیز، همه جا و شهرستانک
  6. همچنین در بین برخی از ایلات و عشایر همچون الیکایی ، بختیاری، قشقایی و عرب میش مست در آرادان، گرمسار و ورامین رواج دارد. گویش الیکایی رایج ترین زبان در شهرستان آرادان می باشد.[۶۰]

زبان مازندرانی از خرده‌زبان‌های در خطر مرگ است.[۶۱][۶۲] محمد صالح ذاکری پژوهشگر زبان مازندرانی نسبت به خطر نابودی این زبان کهن دارای ریشه هندی اروپائی هشدار داد و گفت که بر اساس نتایج یک تحقیق ۶۰ درصد خانواده‌های مازندرانی در جمع خانوادگی هم به زبان فارسی مکالمه می‌کنند. او در نشستی با موضوع آینده زبان مازندرانی افزود: رغبت نداشتن خانواده‌های مازندرانی برای آموزش زبان بومی به فرزندانشان، مهم‌ترین علت به خطر افتادن زبان مازندرانی است. وی محدود شدن حوزه کاربرد، تأثیر زبان‌های دیگر و دلسردی و نداشتن اعتماد به نفس کاربران در استفاده از زبان مادری را از دیگر عوامل تهدیدکننده زبان مازندرانی برشمرد. ذاکری با بیان اینکه نگرش مثبتی به زبان مازندرانی در خانواده‌ها وجود ندارد، گفت: این نگرش منفی در دختران بیشتر از پسران و در کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان است.[۶۳]

زبان تالشی[ویرایش]

زبان تالشی نام یک گروه زبانی، از زبان‌های ایرانی شمال غربی است. زبان تاتی نزدیک‌ترین زبان از زبان‌های ایرانی شمال غربی، به زبان تالشی است؛ به گونه‌ای که برخی منبع‌های زبان‌شناسی، مانند اتنولوگ، این دو را یک گروه زبانی دانسته‌اند.[۶۴] طبق اعلام اطلس زبان‌های جهان این زبان در خطر انقراض قرار دارد.

زبان تاتی[ویرایش]

تات‌های ایران به زبان تاتی سخن می‌گویند. از دستهٔ زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است. گویش‌های این زبان روزگاری از آذربایجان تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارسی‌زبان شدن بخشی از شمال‌باختری ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده‌است. طبق اعلام اطلس زبان‌های جهان این زبان در خطر انقراض قرار دارد.

زبان طالقانی[ویرایش]

زبان طالقانی شاخه ای از زبان‌های ایرانی شمال غربی و زیر مجموعه زبان‌های کاسپین می‌باشد. گویش طالقانی به دو گویش تاتی طالقانی و طبری طالقانی تقسیم می‌شود. به عقیده صاحب نظران گویش مردم طالقان به دو دسته مازندرانی و تاتی تقسیم می‌شود. روستاهایی که بین جوستان و کوه‌های کندوان قرار گرفته‌اند به لهجه مازندرانی سخن می‌گویند. از جوستان به سمت باختر «تات» زبان اند. لهجه تاتی آن‌ها هم فارسی ولایتی است و چندان واژه‌های کهن را نگه نداشته‌اند.[۶۵][۶۶] به گفته اعظام الوزاره زبان اهل طالقان مرکب است از لهجه و لسان قزوینی و طبرستانی چون با این دو ولایت همسایگی و مجاورت دارند و از هر دو سمت وضع تکلم و تلفظ خود را اقتباس نموده‌است.[۶۷] به عقیده زبانشناسان گویش تاتی طالقانی[۶۸] مرز انتقال گویش کاسپین (مازندرانی و گیلکی)، تاتی و فارسی می‌باشد و در ساختار با گویش‌های فارسی-مازندرانی همچون تجریشی و لواسانی متفاوت است و بسیاری از ویژگی‌های نحوی آن به گویش تاتی قزوین شباهت دارد.[۶۹] این در حالی است که گویش طبری طالقانی گویشی از زبان مازندرانی و زیر مجموعه گویش کلارستاقی می‌باشد که به گویش مردم شهرستان چالوس شباهت دارد و برخی ویژگی‌های نحوی آن به گویش‌های مازندرانی گونه همچون شمیرانی شباهت دارد.[۷۰]آبادی‌های بالا طالقان همچون گته ده، اسکان، دهدر، درا پی، گرآب، ناریان، مهران، خیکان و پراچان به گویش طبری طالقانی گویش می‌کنند.

گویش طبری طالقانی و تاتی طالقانی در نواحی شمالی از وضعبت مطلوبی برخوردارند ولیکن در نواحی جنوبی به شدت تحت تاثیر زبان فارسی می باشند.

زبان دماوندی[ویرایش]

زبان دماوندی گویشی از زبان‌های ایرانی شمال غربی و زیر مجموعه زبان‌های کاسپین و زیر شاخه گویش‌های فارسی-مازندرانی[۷۱] می‌باشد که در شهرستان دماوند استان تهران و بخش ایوانکی استان سمنان گویش می‌شود.[۷۲] این گویش همچون دیگر گویش‌های فارسی-مازندرانی با زبان مازندرانی قرابت زیادی دارد و در فعل و واژه با گویش شمیرانی قصران شبیه هست و تنها در صرف فعل با گویش شمیرانی قصران متفاوت می‌باشد. در گویش شمیرانی قصران افعال مازندرانی در غالب مازندرانی صرف می‌شوند ولی در گویش دماوندی افعال مازندرانی در غالب فارسی صرف می‌شوند. گویش ایوانکی نیز گونه ای از گویش دماوندی است که در استان سمنان صحبت می شود.[۷۳] عده‌ای به اشتباه گویش دماوندی را به زبان تاتی مرتبط می‌دانند؛ در حالی که ساختمان زبان تاتی با دماوندی به ویژه از نظر دستوری کاملاً متفاوت است.[۷۴]

به گفتهٔ مهدی علمداری نویسنده کتاب گویش دماوندی: بعضی از پژوهشگران گویش دماوندی را «تاتی» نامیده‌اند. زبان تاتی در شمار زبان‌های ایرانی جنوب غربی است و هرچند بین بعضی از لهجه‌های تاتی و دماوندی مشابهت‌هایی دیده می‌شود، نمی‌توان این گویش را تاتی دانست؛ زیرا از نظر دستوری و خصوصیات نحوی، تفاوت زیادی میان آن دو وجوددارد. لفظ تاتی گاه به لهجه‌های دیگر به جز زبان تاتی نیز اطلاق شده‌است. به‌طور کلی، چون گویش‌ها و لهجه‌های فارسی از اصل واحدی منشعب شده‌اند، به یقین بین واژه‌ها و قواعد دستوری آنها شباهت‌هایی وجود دارد؛ اما میزان این تشابهات بین گویش دماوندی و گویش‌های تهرانی قدیم و مازندرانی و شمال تهران بیشتراست.[۷۵]

تردید نیست که در اثر نزدیکی جغرافیایی و تماس مناطق با یکدیگر، هر منطقه ای برخی از خصوصیات زبانی و آداب و رسوم منطقه دیگر را کسب کرده‌است. اگرچه نمی‌توان این پیوندها را صرفاً معلول رابطه مستمر بین این گویش‌ها دانست، اما می‌توان رد پایی از خصوصیات این گویش به دست آورد تا در تحلیل‌های دقیق و علمی زبان شناسان از آنها استفاده شود. از آنجا که تفاوت این گویش با گونه‌های دیگر آن در روستاها و بخش‌های دماوند و همچنین با گویش‌های شمیرانات و دیگر نقاط شمالی تهران بسیار اندک است، بیشتر خصوصیات این گویش در مورد آنها نیز صادق است. در شمال شهر دماوند، به فاصله دو یا سه کیلومتر از مرکز شهر، گویش مازندرانی رایج است؛ اما درجنوب شهر تا شعاع ۳۰ کیلومتری لهجه‌های گویش دماوندی رواج دارد.[۷۶]

زبان دماوندی از جمله گویش های درحال انقراض می باشد و در دماوند زبان های مازندرانی و فارسی بیشتر از گویش دماوندی استفاده می شود.

زبان کرجی[ویرایش]

زبان کرجی شاخه ای از زبان‌های ایرانی شمال غربی و زیر مجموعه زبان‌های کاسپین و زیر شاخه گویش‌های فارسی-مازندرانی[۷۷] می‌باشد که در شهرستان کرج از دهستان آدران تا شهر کرج، شهرستان فردیس و شهرستان ساوجبلاغ گویش می‌شود. این گویش به زبان‌های مازندرانی و تاتی نزدیکی دارد ولیکن ویژگی‌های دستوری و واژگانی منحصر به فرد باعث شده که زبانشناسان این گویش را از مازندرانی و تاتی جدا بسازند و در شاخه ای مجزا به نام گویش‌های فارسی-مازندرانی قرار دهند.[۷۸]

این گویش جز گویش های در حال انقراض می باشد ولی در روستاها و محلات قدیمی کرج به حیات خود ادامه می دهد.

زبان لواسانی[ویرایش]

زبان لواسانی شاخه ای از زبان‌های ایرانی شمال غربی و زیر مجموعه زبان‌های کاسپین و زیر شاخه گویش‌های فارسی-مازندرانی می باشد.[۷۹] این گویش در منطقه لواسانات تهران گویش می شود و به زبان های مازندرانی، شمیرانی، تجریشی و دماوندی نزدیکی دارد.

وضعیت این گویش در نواحی جنوبی لواسان مطلوب نمی باشد ولیکن در نواحی مرکزی و شمالی این گویش دارای وضعیت مناسبی می باشد.

زبان تجریشی[ویرایش]

زبان تجریشی شاخه ای از زبان‌های ایرانی شمال غربی و زیر مجموعه زبان‌های کاسپین و زیر شاخه گویش‌های فارسی-مازندرانی[۸۰] می باشد که در تجریش، آهار، اوشان و فشم گویش می شود.[۸۱] این گویش در بین دیگر گویش‌های فارسی-مازندرانی بیشترین نزدیکی را با زبان مازندرانی دارد و در فعل و واژه با گویش شمیرانی قصران شبیه هست و تنها در صرف فعل با گویش شمیرانی قصران متفاوت می باشد. در گویش شمیرانی قصران افعال مازندرانی در غالب مازندرانی صرف میشوند ولی در گویش تجریش افعال مازندرانی در غالب فارسی صرف می شوند.گویش های آهاری، اوشانی و فشمی نیز گونه ای از گویش تجریشی آمیخته به زبان مازندرانی هستند.

این گویش به علت مهاجرت غیر بومی ها در تجریش تقریبا منقرض شده و عده قلیلی توانایی استفاده از این گویش را دارند ولی در روستاهای شمالی تجریش و نواحی همچون آهار وضعیت این گویش مطلوب می باشد.

زبان شمیرانی[ویرایش]

زبان شمرونی یا زبان قصرانی گویشی از زبان مازندرانی[۸۲] می باشد که تحت تاثیر زبان فارسی قرار دارد و در اکثر نواحی بخش رودبار قصران شهرستان شمیرانات همچون میگون، لالان، شمشک، زایگان، امامه، روته، جیرود، دربندسر، گرمابدر، دیزین، آبنیک گویش می شود. این گویش علاوه بر رودبار قصران در نواحی شرقی بخش لواسانات همچون ایرا و وسکاره و در نواحی شرقی و شمالی بخش آسارا شهرستان کرج همچون شهرستانک، لانیز، شلنک و همه جا گویش می شود. شدت تاثیر زبان فارسی در نواحی شمالی و غربی رودبار قصران کمتر از نواحی جنوبی رودبار قصران می باشد. گویش شمیرانی بخش رودبار قصران شمیرانات به همراه گویش هایی که در ناحیه جنوبی البرز مرکزی محدوده جاجرود و بخش آسارا کرج گویش می شود گونه ای از زبان طبری می باشند که با مقادیر مختلفی با زبان فارسی ترکیب شده اند و زیر مجموعه‌ی گویش‌های مازندرانی گونه قرار میگیرد.[۸۳]

این گویش به نسبت سایر گویش های شمیرانات از وضعیت بهتری برخوردار است و به علت وجود ارتباطات مردم این ناحیه با اهالی نواحی مرکزی مازندران این گویش به حیات خود ادامه داده است.

زبان های کومشی[ویرایش]

زبان‌های کومشی[۸۴] گروهی از زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال غربی [۸۵] و زیرمجموعه زبان‌های کاسپین هستند.[۸۶]که در استان سمنان توسط مردم کومشی گویش می شود. زبان های کومشی مرز انتقال بین گویش هاس کاسپین با زبان‌های ایران مرکزی می باشد.[۸۷] برخی از این گویش‌ها مانند سنگسری و افتری تحت تاثیر زبان مازندرانی (طبری) هستند.[۸۸]

این زبان ها در منابع شش زبان جزو این گروه ذکر شده است، که بر سر گویش بودن برخی از آنان اختلاف وجود دارد:

زبان سمنانی جز زبان های در خطر انقراض می باشد و تنها سی درصد اهالی سمنان به این زبان گویش می کنند ولیکن دیگر گویش های کومشی همچون افتری و شرایط بهتری دارند و بیش از هشتاد درصد مردم به آن زبان ها گویش می کنند.

زبان بلوچی[ویرایش]

زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال‌باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی، گیلکی و تالشی نزدیکی زیادی دارد.[۸۹] بلوچی بیشتر رابطه نزدیکی با زبان پارتی تا زبان پارسی میانه دارد[۹۰] برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشتهٔ دور از نواحی شمالیِ ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند. سخنگویان بلوچی احتمالاً نخست در حاشیه دریای کاسپین می‌زیستند و در حدود قرن ۴ق/۱۰م به مناطقی که اکنون هستند مهاجرت کردند.[۹۱]

زبان عربی[ویرایش]

زبان عربی خوزستانی گویشی از زبان عربی و بسیار نزدیک به لهجه عربی بین‌النهرینی است که در جنوب غرب ایران به ویژه استان خوزستان و نواحی جنوبی استان ایلام توسط مردم عرب بدان تکلم می‌شود.

سایر زبان‌ها[ویرایش]

زبان ارمنی[ویرایش]

اقتباس زبان ارمنی از زبان‌های ایرانی بیشتر به زبان پهلوی اشکانی در دوره اشکانیان بازمی‌گردد. بعضی از کلمات پهلوی اشکانی یا ساسانی در زبان ارمنی حفظ شده و هنوز به کار برده می‌شوند در صورتی که در فارسی کنونی آن کلمات دیگر کاربرد ندارند. به این ترتیب می‌توان از طریق زبان ارمنی برخی از واژه‌های متروک و منسوخ پهلوی را یافت. تعدادی واژه در زبان ارمنی وجود دارد که مشابه آن در زبان پهلوی موجود است ولی در زبان فارسی کنونی از آن‌ها استفاده نمی‌شود. زبان ارمنی امانت دار صدیقی برای این واژه‌های اصیل پهلوی بوده‌است.

زبان گرجی[ویرایش]

زبان گرجی تنها در بین عده محدودی از گرجی‌های ایران رواج دارد. آن‌ها گروهی از مردم گرجی و یکی از قومیت‌های ساکن ایران هستند که نیاکان آن‌ها اغلب به دلیل مقاومت در برابر پادشاهان ایران، از وطن خود گرجستان، به ایران تبعید می‌شدند. به‌طوری‌که در طول حکومت سلسله‌های صفویه، افشاریه و قاجاریه حدود سیصد هزار گرجی در قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان، فارس، خراسان، تهران و یزد ساکن شده‌اند.[۹۲] امروزه پس از گذشت حدود سه سده، تنها صد هزار تَن از آنان قابل شناسایی هستند که از این میان برخی از گرجی‌های مناطقِ ساحلیِ شمالِ ایران با حفظ برخی از عناصر فرهنگی خود یعنی لباس، رقص، موسیقی، آشپزی و معماری شناخته می‌شوند و همچنین بعضی از گرجی‌های مناطقِ کوهستانیِ غربِ اصفهان به واسطهٔ گویش به زبان گرجی قابل شناسایی هستند.[۹۳]

زبان آشوری[ویرایش]

زبان آشوری توسط آشوریان ایران در کنار زبان فارسی به کار می‌رود.

زبان چرکسی[ویرایش]

چرکس‌ها در ایران قادر به سخن گفتن به زبان چرکسی نیستند و به زبان فارسی سخن می‌گویند. چرکس‌ها پس از گرجی‌ها، دومین گروه بزرگ قفقازی در ایران هستند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. "The World Factbook — Central Intelligence Agency". Cia.gov. Archived from the original on 2012-02-03. Retrieved 2017-01-17.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ "Country Profile (IRAN)". UNFPA IRAN. Archived from the original on 29 July 2013.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ https://www.ethnologue.com/country/IR/languages
  4. https://www.ethnologue.com/language/pes
  5. مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ایران
  6. . The world factbook https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  7. "Actual Statistics from Iran". azargoshnasp.net.
  8. "Results of a New Nationwide Public Opinion Survey of Iran before the June 12, 2009 Presidential Elections" (PDF). Terror Free Tomorrow. line feed character in |title= at position 53 (help)
  9. https://web.archive.org/web/20200621101217/http://uupload.ir/files/oohc_0.jpg
  10. https://www.isna.ir/news/92111107050/سرنوشت-زبان-های-ایرانی-از-هخامنشیان-تا-امروز
  11. https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=List_of_endangered_languages_in_Asia&oldid=808904800#Iran
  12. https://www.khabaronline.ir/news/737198/موشن-گرافیک-گزارش-یونسکو-از-گویش-های-منقرض-شده-و-در-حال-انقراض
  13. https://plus.irna.ir/news/83227819/كدام-زبان-ها-و-گویش-های-ایرانی-در-معرض-خطر-نابودی-هستند
  14. زبان‌های ایرانی در معرض خطر، دانشنامه دنبلید
  15. https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_endangered_languages_in_Asia#Iran
  16. https://plus.irna.ir/news/83227819/كدام-زبان-ها-و-گویش-های-ایرانی-در-معرض-خطر-نابودی-هستند
  17. http://www.iranicaonline.org/articles/azerbaijan-ix
  18. http://www.dana.ir/news/359108.html/زبان-ترکی-شمال-استان-همدان-در-معرض-فراموشی-است
  19. https://www.ethnologue.com/language/azb
  20. https://iranintl.com/دیدگاه/روز-جهانی-زبان-مادری-و-پنج-چالش-پیش-روی-زبان-ترکی-آذربایجانی-در-ایران
  21. Turkmen language, alphabets and pronunciation
  22. http://www.unesco.org/languages-atlas/
  23. https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_endangered_languages_in_Asia#Iran
  24. Ethnologue report for language code: qxq
  25. Michael Knüppel، دانشنامه ایرانیکا.
  26. حسین‌آبادی، «زوال تدریجی گویش ترکی قشقایی»، گویش‌شناسی، ۵۸.
  27. Новости Казахстана. Агентство Казинформ
  28. Bosworth, C.E. ; Doerfer, G. «K̲H̲alad̲j̲.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 04 November 2008 <http://www.brillonline.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0485>
  29. * Kıral, Filiz. 2007. Cultural changes in the Turkic world. Istanbuler Texte und Studien, Bd. 7. Würzburg: Ergon-Verl. p.۱۶۵
  30. Ethnologue report for Iran
  31. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ ژوئیه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۴ فوریه ۲۰۱۸.
  32. https://www.ethnologue.com/subgroups/kurdish-1
  33. * مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Kurdish language». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۲.
  34. دکتر محرم رضایتی کیشه خاله. «مقایسة گویش کرمانجی رودباری با گویشهای کرمانجی خراسان».
  35. وبگاه تخصصی زبانشناسی اتنولوگ. «زبان کردی».
  36. دانشنامه ایرانیکا. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  37. «ساخت ارگتیوو فروپاشی آن در گویش کرمانجی خراسان» (PDF). دانشگاه فردوسی مشهد.
  38. (PDF). Jagiellonian university http://www.kurdishstudies.pl/files/Fritillaria%20Kurdica%2001.pdf. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i Encyclopaedia Iranica بایگانی‌شده در ۱۳ فوریه ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine، سرواژهٔ Kurdish language
  40. بنیاد مطالعات ایران، بازدید: مه ۲۰۰۹.
  41. http://www.ion.ir/News/7949.html
  42. http://noronline.ir/news/show/4792/زبان-لری-در-خطر-نابودی
  43. http://www.mirmalas.com/news/19748/زبان-لری-لکنت-زبان-گرفته-است/
  44. Ethnologue report for language code:lki
  45. http://www.asriran.com/fa/news/552261/زبان-لکی-ثبت-ملی-شد
  46. http://alef.ir/vdcepv8e7jh8o7i.b9bj.html?498060
  47. http://www.asriran.com/fa/news/552261/زبان-لکی-ثبت-ملی-شد
  48. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ فوریه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۴ فوریه ۲۰۱۸.
  49. دکتر منوچهر ستوده، سال۱۳۳۲، فرهنگ گیلکی، ص۱۷–۱۸
  50. «مرگ تدریجی یک زبان». خبرگزاری ایسنا. ۸ مهر ۱۳۹۳.
  51. گویش گیلکی لاهیجان. واژه‌نامه و پاره‌ای ویژگی‌های آوایی و ساخت‌واژه‌ای. جلد اول. دکتر نادر جهانگیری. چاپ دانشگاه مطالعات خارجی توکیو.
  52. «مرگ تدریجی یک زبان». ایسنا.
  53. http://rankoohnews.ir/زنگ-خطر-نابودی-زبان-گیلکی،-مدت‌هاست-ک/
  54. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۰.
  55. حبیب برجیان، طبرستان زبان و مردم، ۲۹۵.
  56. [https://iranicaonline.org/articles/iran-vi2-documentation = The “Caspian dialects” are spoken between the Caspian Sea and the Alborz, Gilaki in the west in the province of Gilān (q.v.), notably in Rašt, and Māzanderāni (with transitional forms; see GILAKI) and related dialects in the east in the province of Māzanderān and as far south as the southern valleys of the Alborz, north of Tehran (Ve-lātruʾi) and still farther to the east (Šāhmerzādi). Older dialects in Ṭabarestān and Gorgān are known from quotations (see Monchi-Zadeh, 1969). The term “Tabari” is often found used in the sense of “Māzanderāni.” Māzandarāni has an old literary tradition, including the poets Ṭāleb Āmoli (1586-1626; Maṯnawi, ed. Gudarzi, 1376 Š./1997, in vocalized Persian script) and Amir Pāzvāri (12th/18th century[?]; see Dorn and Schafy, 1860-66; Grundriss I/2, p. 346; Ṣaffāri, 1347 Š. /1968-69; Amir Pāzvāri, ed. Rujā, [1369 Š./1990]; Nayestāni, 1376 Š. /1997). Kiā (1316 Y. /1947) is an edition of a Neṣāb-e ṭabari, compiled under Moḥammad Shah Qājār (r. 1834-48). The poet Nimā Yušij (1274-1338 Š. /1895-1951) wrote poetry in Ṭabari dialect (ed. ʿAẓimi, Tehran, 1381 Š. /2002). Collections of contemporary Gilaki poetry include those by Moḥammad-qoli Ṣadr Eškavari (1376 Š. /1997) and Mojtabā Ruḥāni Mendij (1379 Š. /2000). The first important publications were those of Zhukovskiĭ (1888: Šāhmarzādi) and, later, Christensen (1930: Gilaki; 1935: Šāhmarzādi) and Lambton (1938). For bibliography to date, see Osnovy III/2 and CLI, p. 312. Recent publications include Jahāngiri (2003: Gilaki); Rādmard (1382 Š. /2003: Gāleši, gramm. sketch, gloss. , text samples). On Māzanderāni: Partovi Āmoli (1358 Š. /1979 (glossaries, idioms, dobaytis), Najafzāda Bārforuš (1368 Š. /1989: gramm. sketch, gloss.), Humand (1369 Š. /1990, 1380 Š. /2001: poetry), Qoṣayri (1371 Š. /1992: songs), Ḥejāzi Kenāri (1374 Š. /1995: etymological glossary), Šokri (1374 Š. /1995: Sāri, gramm. sketch, text samples, gloss.), Yoshie (1996: Sāri), Kalbāsi (1376 Š. /1997: Kalārdašti from Rudbārak), Yazdān-panāh Lamuki (1376 Š. /1997: proverbs), ʿEmrān (1382 Š. /2003: Āmol, riddles and proverbs), Raḥimiān (ed. , 1383 Š. /2004: Rāmsar). The dictionary edited by Naṣri Ašrafi (1381 Š. /2002) contains vocabulary from the dialects of ʿAbbāsābād, Āmol, Bābol, Behšahr, Katul, Kord-kuy, Nowšahr, Sāri, Qāʾem-šahr, Tonokābon, etc. (in part compared with Pahlavi)
  57. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام ReferenceA وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  58. http://www.mazandnume.com/fullcontent/12255/واژگان-روسی-در-زبان-مازندرانی-(تبری)/
  59. http://www.imanabadkarokela.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1494:2014-05-15-17-05-53&catid=111&Itemid=515
  60. گویش الیکایی، علیرضا شاه حسینی، انتشارات بوستان اندیشه، سمنان، 1384
  61. http://www.shomalnews.com/view/157617/زبان-مازنی-در-خطر-نابودی!/
  62. http://www.mazandnume.com/fullcontent/14179/چقدر-تا-انقراض-کامل-زبان-مازندرانی-باقی-مانده-است؟-/
  63. http://www.irna.ir/fa/News/82312952
  64. Ethnologue report for Talysh
  65. «در گفتگو با مهر عنوان شد: مدیر کل میراث فرهنگی استان البرز:استان البرز کانون تمرکز لهجه‌ها و گویش‌ها از سراسر کشور». وبگاه خبرگزاری مهر.
  66. «زبان مردم طالقان فارسی و مازندرانی و لهجه آنها تاتی می‌باشد». وبگاه سازمان حفاظت محیط زیست استان البرز. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۹ مارس ۲۰۲۰.
  67. اعظام الوزاره، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله، ۱۵۰.
  68. محمد داودی، محمدعلی منوچهری، جهاندوست سبزعلی پور، زبان تاتی و گویش طالقانی آن، ۳۰.
  69. حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۸.
  70. حبیب برجیان، گویشهای تبروید در البرز مرکزی: همگرایی زبانی بین طبری و فارسی، ۴۳۰.
  71. حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  72. الهه گل بستان، نظام صرف فعلی در گویش آهاری، ۱۲۱.
  73. منطقه ایوانکی: تاتی با گویش دماوندی
  74. http://damavandamarezust.ir/علمداری-گویش-دماوندی-برای-نسل-جدید-ک
  75. مهدی علمداری، گویش دماوندی، ۴۱.
  76. دماوند نامه، گویش دماوندی.
  77. حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  78. رضا آقازاده، گویش کرجی، ۸۸.
  79. حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  80. حبیب برجیان، گویشهای پارسی-تبری در منطقه انتقال زبان با مرز مازندران، ۱۹۵.
  81. الهه گل بستان، نظام صرف فعلی در گویش آهاری، ۱۲۱.
  82. واژه‌نامه بزرگ تبری، گروه پدید آورندگان به سرپرستی: جهانگیر نصراشرفی و حسین صمدی، سال 1377، جلد اول، ص 31
  83. حبیب برجیان، گویشهای تبروید در البرز مرکزی: همگرایی زبانی بین طبری و فارسی، ۴۲۷.
  84. حبیب برجیان، گویش کومشی افتر، ۲۶۹.
  85. زبان‌های سمنانی در Ethnologue
  86. Habib Borjian. "Māzandarān: Language and People (The State of Research)." Iran & the Caucasus 8, no. 2 (2004): 289-328. http://www.jstor.org/stable/4030997.
  87. حبیب برجیان، گویش کومشی افتر، ۲-۱.
  88. جعفری دهقی، محمود؛ خلیلی پور، نازنین؛ جعفری دهقی، شیما (۱۳۹۳). زبان‌ها و گویش‌های ایرانی ( گذشته و حال). تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی. ص. ۲۶۱. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۳۲۶-۶۳-۴.
  89. Balochi language:History
  90. Compendium Linguarum Iranicarum, Herausgegeben von Rudiger Schmitt, p353
  91. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، رضایی باغ بیدی، بلوچی، ص 520
  92. [۱] [۲]
  93. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، صفحات متعدد.

لینک‌های مرتبط[ویرایش]