سینمای ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سینمای ایران عبارت است از فیلم‌هایی که در ایران تولید می‌شود. همچنین به فیلم‌هایی که محصول ایران یا اصطلاحاً جزو سینمای ایران هستند فیلم ایرانی اطلاق می‌شود.(با فیلمفارسی اشتباه نشود) پس از انقلاب اسلامی تعدادی از کارگردانان ایرانی که از ایران خارج شدند، به ساخت فیلم در خارج از کشور مبادرت نمودند.[۱] همچنین تعدادی از فیلم‌ها که برای سینمای عامه‌پسند ایران به کار برده شد به فیلم فارسی یا «فیلم‌فارسی» مشهور شدند. تا امروز حدود دوهزار فیلم ایرانی ساخته شده است.سینمای ایران به ادوار مختلفی تقسیم می شود[۲]

.

نخستین دستگاه سینماتوگراف[ویرایش]

آبی و رابی (نخستین فیلم صامت ایرانی)

با ورود نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه و ورود آن به ایران آغاز می‌شود. نخستین فیلم صدادار فارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۲ خورشیدی توسط اردشیر ایرانی ساخته شد.[۳]ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب می‌آید.

نخستین سالن سینمای ایران در سال ۱۲۷۹ (۵ سال پس از اختراع جهانی آن توسط برادران لومیر) با نام «سینما سولی» که توسط کاتولیک‌ها در شهر تبریز تأسیس شده بود، آغاز به کار کرد؛ اما به دلیل عدم دسترسی به فیلم‌های جدید، در سال ۱۲۹۵ تعطیل شد.[۴][۵]

تا سال ۱۳۰۹ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تأسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیرنویس فارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۹ توسط اوانس اوگانیانس ساخته شد.

اولین فیلم ناطق[ویرایش]

در سال ۱۳۱۲ خورشیدی اولین فیلم ناطق ایرانی به نام «دختر لر» توسط «اردشیر ایرانی» در بمبیی ساخته شد. استقبالی که از این فیلم شد، مقدمات ساخت چند فیلم ایرانی دیگر را فراهم کرد. تغییر جو سیاسی کشور طی سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۷ و اعمال سانسور شدید و مواجهه با جنگ جهانی دوم فعالیت سینمای نوپای ایران را با رکود مواجه ساخت. هر چند نباید از نظر دور داشت که تا این دوره هنوز سینما در ایران جنبه عمومی نیافته بود و استفاده از معدود سینماهای موجود در تهران و شهرهای بزرگ، تقریباً مختص اشراف و قشرها خاصی از جامعه بود. از طرف دیگر در بین سازندگان فیلم نیز خط فکری خاصی وجود نداشت و به جز عبدالحسین سپنتا که به دلیل ویژگی‌های فرهنگی وی عناصر ادبیات کهن ایران در ساخته‌های وی به چشم می‌خورد، در بقیه موارد فیلم‌های ساخته شده عمد تاً اقتباسی ناشیانه از فیلمهای خارجی بود.

سالن سینمای عمومی[ویرایش]

اولین سینمای عمومی در ایران در سال ۱۹۰۴ میلادی، افتتاح شد.[۶]

دهه‌های بیست و سی[ویرایش]

در سالهای بعد از ۱۳۲۲ فعالیت‌های فیلمسازی به دلیل تأسیس چند شرکت سینمایی توسط تعدادی سرمایه‌گذار و همچنین عمومی تر شدن سینما در بین مردم، گسترش یافت. اما متاًسفانه از آنجایی که در این گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمایه‌گذاری از یک طرف و وضعیت سیاسی جامعه از بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تحدید آزادیها، یعنی مهمترین عنصر توسعه فرهنگی، سینمای ایران عمدتاً با محصولاتی عوام پسند و بی محتوا مواجه شد و این عناصر جزو سنت رایج فیلم سازی در این دوره گردید. اسماعیل کوشان ساموئل خاچیکیان، هوشنگ کاووسی، فرخ غفاری فیلم‌سازان مطرح این دوره به شمار می‌آیند که از این میان اسماعیل کوشان در تثبیت جریان سینمای تجاری عامه‌پسند ایرانی موسوم به فیلمفارسی نقش عمده‌ای داشت.

دهه چهل و پنجاه: گنج قارون و موج نوی سینمای ایران[ویرایش]

با نمایش گنج قارون در سال ۱۳۴۴، سینمای فیلمفارسی اوج خود را تجربه کرد و موجی از فیلم‌های «گنج قارونی» سینماهای ایران را درنوردید. این روند طی سال‌های بعد از فرط تکرار به ابتذال کامل کشیده شد و در سال ۱۳۴۸ با ظهور فیلم‌هایی مانند گاو و قیصر تغییری اساسی کرد؛ جریان تازه‌ای ایجاد شد که موج نوی سینمای ایران لقب گرفت. از سویی تاًسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۸ فرصت مناسبی برای شکل‌گیری سینمای فرهنگی در ایران شد. همکاری یونسکو با این کانون به عنوان توزیع کننده فیلم‌های کودکان در ایران که با اعزام نورالدین زرین‌کلک به بلژیک عملی گردید، تأثیر مهمی بر ارتقاء سطح فرهنگی کانون گذاشت. جریان فرهنگی شکل گرفته از سوی سینماگران پیش‌رو همراه با ایجاد کانون پرورش فکری و همچنین کاهش استقبال عمومی از عناصر سرگرم‌کننده‌ای چون خشونت، سکس، جاهل مسلکی در بین قشرها جوان و بخصوص قشر تحصیل‌کرده کشور عواملی بودند که دست در دست هم، جریان نو و سازنده‌ای را در سینمای ایران طی سال‌های ۵۰ تا ۵۷ به وجود آوردند. سهراب شهید ثالث، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، خسرو سینایی، کامران شیردل، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی علی حاتمی، امیر نادری ،فریدون گله، بهمن فرمان آرا، خسرو هریتاش، پرویز کیمیاوی و... از افرادی بودند که با بهانه‌های غیر مادی نقش اساسی در این جریان داشتند و مقدماتی را فراهم نمودند تا سینمای ایران گام‌های مهمی در سال‌های بعد بر دارد.

سینمای پس از انقلاب[ویرایش]

«وقتی آدم وارد کادر سینمای امروز ایران می‌شود، بغض می‌کند، همه با یک نظر دیگر به آدم نگاه می‌کنند. برای من آن گذشته‌ها بسیار شیرین است. هم خوب بود و هم زود سپری شد.»
حسن رضیانی دربارهٔ تجربه‌اش از سینمای پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران.[۷]

«
»

بعد از انقلاب طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ به دلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی، سینمای ایران تقریباً در وضعیتی نابسامان بسر می‌برد. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلمسازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود، عناصری چون خشونت و سکس را اجباراً از سینمای ایران خارج ساخت و از طرف دیگر به دلیل مصادره بسیاری از سینماها و شرکت‌های تولید فیلم و اعمال نظارت دولتی بر آنها به طور غیر مستقیم نقش عامل سودآوری در سینما کمرنگ تر شد. این عوامل همراه با تکامل کیفی فیلمسازان دهه پنجاه چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی تأثیر مثبتی بر روند فیلمسازی در ایران گذاشت که با توجه به محدودیت‌ها، محصولات بدیعی را آفریدند و تحسین منتقدان جهانی را به همراه داشت. در این دوره فیلمسازان جوانی چون محسن مخملباف، ابراهیم حاتمی کیا، جعفر پناهی، مجید مجیدی و ابوالفضل جلیلی که با تمایلات مختلف پا به عرصه فیلمسازی گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتی هنرمندانه عناصر این هنر را بکار بگیرند، نقش موًثری در این تحول ایفا نمودند.[نیازمند منبع]

همچنین برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین‌المللی فیلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در کشور برگزار می‌گردد نیز در ایجاد علاقه به سینما در قشر جوان کشور از یکسو و توسعه این هنر نقش مهمی ایفا نموده‌است.[۸]

دیدگاها[ویرایش]

در مورد تحلیل محتوا و سبک اندیشه ایرانیان در سینمای ایران پس اس از انقلاب نیز انتقادات جدی ای وجود دارد. مثلا حمید رجایی منتقد و مدرس سینما که یک روحانی و فارغ التحصیل تهیه کنندگی است در این باره دیدگاه های متمایزی دارد:

  • سبک اندیشه­ ی نسبتا پر بار و بر ما از آنجا که پا به پای زمان پیشین نیامده در مقابل پرسش­ ها و اقتضائات زمان پاسخ های پیشین را می­ دهد و هندسه و منظومه ی جدیدی را بر خود نساخته است و به خاطر عدم ارتباط معنا دار با پدیده های آفاقی به مفهوم امروزین­ اش در برابر آن با نگاهی انفسی و صرفاً آسمانی روزگار می­ گذراند.عرفان سینمایی ما خیلی وقت­ ها بطور زیرپوستی، لایه­ هایی از تصوف دوران مغولی ما است. اما خوشبختانه این کلیشه با سینمای دفاع مقدس سخت شکسته شده است و با پا به عرصه گذاشتن نخبگان سینماگر جدید سینماگران پیشکسوت هوشمند قدیم، نگاه آفاقی و همه علومی اندک اندک به میان می­آید و این اتفاق مبارکی است. بنابراین اگر این همه ایرادات سترگ را بر سبک زندگی و توصیف عالم و توصیه به کردار را ذیلا آورده ایم نه چشم­مان از شکوه­ ها و عظمت ­های سینمای ایران بسته است و نه مشعوف سینما و سبک اندیشه غربیان­ ایم.[۹]
  • فیلم خوب، فیلمی است که پا به پای تعمق مخاطب، معنا و مطلب ارائه کند و اگر هم با بیانی ساده، با او مسائلی را در میان می­گذارد، اما همان را ضمن نگاهی سیستمی منتقل می­کند. وقتی تولید بر مبنای نگاه سیستمی بود به جای حلّ مسأله از راه بررسی یک مورد، لازم می­افتد که راه حلّ سیستمی هم ارائه کند و البته راه حلّ­های سیستمی، تقریباً راه حلّ­هایی هستند برای تمام فصول. در میان فیلم­های ایرانی، در نمونه هایی مانند اتوبوس(1364 نگاه سیستمی به ورود امر تازه در سیستم نا اشنا و بی توجهی به افعی های احتمالی زیرین آن ) افسانه آه 1369 نگاه سیستمی به جایگاه فرد در موفعیت عاطفی و نفی سیستمی حسرت) هزاران زن مثل من (1379 نگاه سیستمی به آسیب عاطفی حق حضانت، فارغ از داوری در مورد محتوا) گرگ‌ها (مجموعه تلویزیونی) (آناتومی قدرت در تعامل با حکمت1366) و برخی از آثار خانم پوران درخشنده، نوبت عاشقی (69 امکان صلح و عشق در موارد خیلی سخت) و... تا حد قابل قبولی نگاه سیستمی وجود دارد. (در آثار جهانی، آثاری چون: زنده باد زاپاتا (1952 سیستم و آناتومی قدرت) دزدان دوچرخه (1948 آنتومی فقر و واکنش فرد و جامعه) وکیل مدافع شیطان (1977سیستم عملیات شیطان) باراکا (فیلم) (1992 سیستم مدرنیته و پست مدرن در تعامل با طبع و طبیعت) ربات‌ها (فیلم) (2005 سیسیتم خلاقیت در سامانه تجاری سازی) بروس قدرتمند(2003 نگاه سیستمی به اینکه خدای جای خود انسان جای خود) و مانند آن را می­ توان از این قبیل نام برد)[۱۰]

اولین‌ها[ویرایش]

نقش زنان در سینمای ایران[ویرایش]

طی سالهای بعد از انقلاب فیلمسازان زن مانند رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده، تهمینه میلانی، منیژه حکمت و سمیرا مخملباف حضور جدی‌تر یافتند.

نهادهای صنفی در سینمای ایران[ویرایش]

خانه سینما بزرگترین نهاد صنفی عوامل تولید فیلم سینمایی در ایران است. این نهاد شامل بیش از بیست صنف قانونی است. خانه سینما در دوره احمدی نژاد تعطیل شد اما در ابتدای دوره دکتر روحانی مجدداً بازگشایی گشت.

دیدگاه ها در باره سینمای ایران[ویرایش]

موفقیتهای بین‌المللی سینمای ایران[ویرایش]

وضعیت سینماها در ایران[ویرایش]

در سال ۱۳۹۲در ایران ۲۴۷ سالن سینما وجود داشته است که در ۶۰ شهر ایران پراکنده بوده‌اند و در مقابل، ۱۰۸۱ نقطه شهری ایران فاقد سالن سینما بوده‌اند. شهر تهران و استان تهران بیشترین تعداد سینماهای کشور را دارند و این در حالی است که سه استان سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و کهگیلویه و بویراحمد فاقد سالن سینما هستند. در سال ۱۳۹۱ حدود ۸٫۵ میلیون نفر از سینماهای ایران بازدید کرده‌اند که به این ترتیب مشخص می‌شود که هر ایرانی هر ۹ سال یکبار به سینما می‌رود.[۱۳]

پرفروش‌ترین فیلم‌های ایرانی[ویرایش]

با توجه به فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران پرفروشترین فیلمهای ایرانی تا سال ۱۳۹۴، فیلم‌های شهر موشها ۲، رسوایی و اخراجی‌ها ۳ است.

پانویس[ویرایش]

  1. تاریخ سینما در ایران
  2. فرهنگ فیلم‌های سینمای ایران
  3. http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138109110003
  4. «گاهشمار سینمای ایران». وبگاه موزه سینمای ایران. بازبینی‌شده در ۹ فروردین ۱۳۹۲. 
  5. «تبریز شهر اولین‌هاست». خبرگزاری فارس، ۸ فروردین ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۹ فروردین ۱۳۹۱. 
  6. تصاویری از اجساد سینماهای تهران در هیاهوی زندگی پایتخت، دویچه وله فارسی
  7. حسن رضیانی، بازیگر نقش «عین‌الله باقرزاده» درگذشت، رادیو زمانه
  8. دوگانه تصویر زن در سینمای ایران
  9. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931114001097
  10. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931115001290
  11. روزروشن بهترین فیلم شیکاگو آمریکا
  12. جشنواره بین‌المللی کرالا هند
  13. [هhttp://www.tabnak.ir/fa/news/317561/هر-ایرانی-چند-سال-یکبار-سینما-می‌رود «هر ایرانی چند سال یکبار به سینما می‌رود؟»]. تابناک، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]