مردم مازندرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مازندرانی
تبری
مازرونی
tapuri منابع جغرافیای یونانی
Nima Yushij - Original.jpg
Rezashah.jpg
امیر پازواری 1.jpg
Hedayat113.jpeg
Mehri-mer-nia.jpg
Ehsan-Tabari.jpg
Doostdar Ehsanullah1.jpg
Emad Ram (6).jpg
Mashti pelveri.jpg
JAVADSAEED.jpg
Msc 2009-Friday, 16.00 - 19.00 Uhr-Dett 007 Larijani.jpg
Moshirossaltaneh.jpg
Imam-Ali Habibi.png
Mohammad Reza Pahlavi.jpg
Abdollah Movahed.png
Delkesh.jpg
سیمین غانم.jpg
Farhad Majidi 2012.jpg
Parisa.jpg
Sepahsalar-e Azam-e Tonekaboni.jpg
Reza Yazdani.jpg
Guran.ciyos1.JPG
Bahaullah from miller.jpg
Sheikh Fazlollah Noori.jpg
Kianuri ghazie.jpg
Gh-banan.jpg
Davoud Rashidi.jpg
Khanlari.jpg
Amir movaied savadkohi.png
کل جمعیت
۳[۱] تا ۴[۲] میلیون (۲۰۰۶)
مناطق با جمعیت قابل توجه
زبان‌ها
مازندرانی، فارسی
دین
اسلام (شیعهبهایی

مردمان مازندرانی به مردمانی که به طور کلی دارای پس‌زمینهٔ قومی مازندرانی هستند، و به زبان مازندرانی صحبت می‌کنند، گفته می‌شود. مردم مازندران از نسل قوم تپور می باشند . قوم تپور یکی از طوایف سکاها بوده است .

دلایل سکایی بودن تپوری ها و مازندرانی ها[ویرایش]

سرزمین سکاها در جغرافیای بطلمیوس. سرزمین قوم تپور با نام Tapurei در شمال شرق دیده می شود. نقطه ای در سرزمین باستانی سکاها ، جایی که امروزه در آسیای میانه و ماوراالنهر قرار دارد.

در منابع باستانی و جغرافیای بطلمیوس و استرابو / قوم سکایی تپور مردمان تپوری / معرب به طبری (پس از سرایش شاهنامه و تغییر نام طبرستان به مازندران ، مازندرانی) یکی از اندکشمار اقوام ایرانی تبار هستند که امروزه از هویت و نام باستانی قومیت ایشان ، در جغرافیای یونانی و رومی چون جغرافیای بطلمیوس و استرابو و همچنین گزارش مورخان یونانی و رومی چون آریان و کوینت کورس ، نامی بر جای مانده است.[۳]

مردمی که امروزه مازندرانی یاد می شوند ، همان مردم طبرستان هستند . نام طبرستان معرب نام تپورستان بوده و به پیشینه اسکان یکی از اقوام سکاها و ایرانی با نام تپور ، در حاشیه جنوبی دریای مازندران کنونی بازمیگردد . قومی سکایی و ایرانی که در جغرافیای بطلمیوس و جغرافیای استرابو و همچنین در کتاب آناباسیس اسکندر نوشته آریان مورخ یونانی و گزارش کوینت کورس از این قوم یاد شده است.

در کتاب 6، فصل 14، بخش 12 از جغرافیای بطلمیوس که درباره سرزمین های سکاها در آسیای میانه هست ، از تیره ای از این قوم بعنوان قومی سکایی و ساکن در دل سرزمین های سکایی یاد شده است . بطلمیوس قوم تپور را سکایی خواند . در شمال شرق نقشه بطلمیوسی که ارائه شده ، نام قوم تپور (tapurei) دیده می شود .

"Scymbi scythae are the tapurei"[۴]

دو نقشه از کتاب جغرافیای ششم بطلمیوس بخش سرزمین های سکایی و دیگری نقشه ای از تپورستان در دوران اشکانیان که ضمیمه شده است . نام و محل اسکان نخستین قوم سکایی تپور در این نقشه ها مشخص شده است.

همچنین بطلمیوس در کتاب 6، فصل 2 ، بخش 6 از جغرافیای خود که درباره سرزمین ماد هست ، از تیره دیگری از قوم تپور یاد کرده که در سرچشمه رود چرینداس (charindas river ) در سرزمین ماد ساکن بودند.[۵]

دانشنامه ایرانیکا نواحی یاد شده در گزارش استرابو را در امتداد "دروازه کاسپین" (Caspian Gates) و ری (Rhaga) میداند که در سرزمین ماد واقع بوده است و چنین نتیجه گیری کرده که بنابر این گزارش ، دسته دیگری از قوم تپور در آن نواحی گسترده شده بودند.[۶]

در جغرافیای استرابو از قوم تپور بعنوان قومی ساکن میان سرزمین هیرکانی و سرزمین آریا (هرات باستان) یاد شده است. [۷] سرزمین آریا که در جغرافیای یونانی از آن یاد شده است ، همان هَرَیو بوده که در سنگ نبشته بیستون نام آن قید شده است . هرات باستان که امروزه در افغانستان واقع شده است.

ساتراپ باستانی هیرکانی در جنوب و جنوب شرق دریای کاسپین و برابر وضعیت جغرافیایی استان های گلستان و مازندران کنونی بوده است . استرابو اقوام ساکن در حاشیه جنوبی دریای کاسپین و غرب هیرکانی را بدین گونه نام میبرد: در یک مدار در اطراف دریا پس از هیرکانی ها (Hyrcanins ) ، آماردی ها (Amardi) و غیر ایرانیان (Anariacae ) و کادوسی ها ( cadusi ) و آلبانی ها ( albani ) و ( viti ) و شماری دیگر از مردمان ، تا جایی که به سکاها (scythians ) میرسیم و از سوی دیگر به سرزمین هیرکانی (شرق هیرکانی) دربیک ها (Derbices ) هستند و کادوسی ها در مرز ماد ... تا جایی که بسیار روشن هست استرابو اقوام جنوبی دریای کاسپین را تا قفقاز یاد کرده است و در جغرافیای استرابو از قوم تپور بعنوان سکنه حاشیه جنوبی دریای کاسپین (هیرکانی) یاد نشده است . همانگونه که بالاتر گفته شد ، استرابو قوم تپور را ساکن سرزمینی میان هیرکانی و آریا (هَرَیو در سنگنوشته بیستون = هرات باستان) ، یعنی در شرق هیرکانی یاد کرده است . دانشنامه ایرانیکا موقعیت جغرافیایی سرزمین یاد شده را برابر سرزمین مرو باستان (Margiana/مرو) دانسته است.[۸] گفتنی است که مرو باستان هم یکی از سرزمین های سکایی نشین در آسیای میانه بوده و در محدوده سرزمینی اقوام سکایی داهه.

دانشنامه ایرانیکا با اشاره به گزارش جغرافیای بطلمیوس که تپور ها را قومی سکایی و ساکن سرزمین های سکاها یاد کرده بود ، تپوری های غربی را نتیجه یک تقسیم قومی در شمال رود اترک (اترک امروزه در ترکمنستان ) دانسته و نشانه ای از کوچ دسته هایی از این قوم سکایی از شرق و از سرزمین های سکایی و مرو باستان به درون فلات ایران.[۹]

دانشنامه ایرانیکا همچنین گزارش آریان (مورخ) یونانی در کتاب آناباسیس اسکندر و کوینت کورس را یکی از دلایل جدا بودن ساتراپ آمارد ها (در مرکز مازندران کنونی) با محل اسکان قوم تپور میداند.[۱۰] این واقعیت که قوم تپور پیش از قدرت گیری اشکانیان در بیرون از حاشیه جنوبی دریای کاسپین میزیسته ، یافته تازه ای نیست . چنانچه "یحی ذکاء" در < کاروند کسروی> آورده است : آما ، آماردان یا ماردان ، در زمان لشگر کشی اسکندر مقدونی به ایران ، این تیره در مازندران نشیمن می داشتند و آن هنگام هنوز قبایل تپوران به آنجا نیامده بودند ولی سپس چنانکه از گفته های استرابو پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند.

نقش کمانداران تپوری در جنگ گوگمل و در سپاه داریوش سوم هخامنشی[ویرایش]

بنابر گزارش کوینت کورس مورخ رومی ، 1000 کماندار تپوری در جنگ گوگمل و در ارتش داریوش سوم هخامنشی حضور داشتند.[۱۱]

شکل گیری تپورستان باستانی (Tapuria ) در دوران اشکانیان[ویرایش]

اخراج آمارد ها و ورود قوم تپور به حاشیه جنوبی دریای کاسپین[ویرایش]

نقشه دولت یونانی بلخ. نام سرزمین Tapuria در جنوب دریای کاسپی دیده می شود.

پس از قدرت گیری اشکانیان ، در دوران فرهاد یکم اشکانی ، فرهاد به آمارد ها حمله کرد و پس از شکست آنان ، قوم آمارد وادار به کوچ اجباری به بیرون از حاشیه جنوبی دریای کاسپین شدند.[۱۲]

کوچ گسترده دسته های قوم تپور و جایگزین شدن این قوم سکایی در حاشیه جنوبی دریای کاسپین به شکل گیری سرزمین تپورستان منجر شد . چنانچه بعد ها از سرزمین تپورستان در نقشه های جغرافیایی یونانی و رومی و گزارش مورخان یونانی و رومی ، چه در دوران اشکانیان و چه در دوران ساسانیان میتوانیم ببینیم . مانند تصویر نقشه ای از قلمرو دولت یونانی بلخ که ارائه شده است . که در پی شکست اشکانیان از دولت یونانی بلخ ، تپورستان باستان (TAPURIA) و خراسان باستان (TRAXIANE) برای مدتی در تصرف دولت یونانی بلخ مانده بود . پس از حمله عرب ها و اشغال ایران بدست عرب ها ، تپورستان در نوشته ها و منابع ایرانی و عربی به طبرستان معرب گشت و پسوند نام بسیاری از بزرگانش ، طبری بود ، چون محمد بن جریر طبری و ابن ربن طبری و مازیار بن قارن طبری و فضل بن قارن طبری و ... طبرستان تا سیصد سال در برابر حملات عرب ها پایداری کرد و مستقل ماند و هرگز به تصرف ترکان و مغولان در نیامد .

زبان[ویرایش]

زبان مازندرانی ، زبان بومی تپوری‌ها (مازندرانی‌ها) یعنی ساکنان اصلی استان‌های مازندران، غرب گلستان، و مناطق شمالی استان‌های سمنان و تهران است.[۱۳] زبان مازندرانی یکی از زبان‌های ایرانی شمال‌غربی است که در گروه زبان‌های کنارهٔ دریای خزر قرار دارد. این گروه شامل زبان‌های زازاکی، گورانی، تاتی، تالشی، گیلکی و مازندرانی می‌باشد که از دیدگاه تاریخی به زبان پهلوی اشکانی وابسته‌اند.[۱۴] [۱۵] ساکنان مناطق مختلف آن را به نام‌های مختلفی می‌شناسند، به ویژه پس از جدایی استان گلستان در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶ شمسی و ۱۵۰۸ مازندرانی) مردم آن دیار ترجیحاً خود را تبری (تپوری) می‌شناسند. همچنین در کوهپایه‌های جنوبی البرز (حومهٔ تهران)، علاوه بر نام مازنیکی (مازندرانی) با نام بومی گیلکی نیز شناخته شده‌است.
در میان زبان‌های ایرانی، این زبان بیشترین آثار نوشتاری را در طی سده‌های دهم تا پانزدهم میلادی، به خود اختصاص داد؛ که با حکومت مستقل و نیمه مستقل اسپهبدان در تبرستان این وضعیت بدست آمده‌است. کارهای بزرگ و ارزشمندی به این زبان نوشته شد که غیر از برخی خرده‌نوشتارهای میان مطالب مرتبط به مازندران در فارسی؛ همگی از بین رفتند. مازندرانی متعلق به گروه زبان‌های شمال غربی ایرانی بوده و از لحاظ زبان‌شناختی با فارسی به صورت دوجانبه غیر مفهوم می‌باشد.

پراکندگی جغرافیایی[ویرایش]

این مردم در زبان مازندرانی به نام تبری خود را می‌شناسند و به صورت کم یا زیاد در استان‌های گلستان، تهران، سمنان( ايل اليكايياصفهان (در فولاد شهر و شهر اصفهان) و سایر نقاط ایران؛ گسترده شده‌اند.[نیازمند منبع]

فهرست افراد مشهور[ویرایش]

شاعران مازندرانی‌زبان[ویرایش]

شاعران فارسی‌زبان[ویرایش]

نویسندگان مازندرانی[ویرایش]

مورخین[ویرایش]

سیاستمداران[ویرایش]

ورزشکاران[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • تاریخ ماد؛ نوشته دکتر کشاورز
  • ptolemy (6.14.12)
  • مردم مازندران؛ نوشته اسماعیل مهجوری
  • تاریخ تبرستان؛ نوشته اردشیر برزگر
  • تاریخ پادشاهی تبرستان؛ نوشته پور اسفندیار؛ پدر تاریخ نگاران مازندرانی

پانویس[ویرایش]

  1. Middle East Patterns: Places, Peoples, and Politics By Colbert C. Held, John Cummings, Mildred McDonald Held,2005, page 119.
  2. Iran Provinces
  3. curtius rufus quintus , history of ALEXANDER (3.2.7-12)
  4. ptolemy (6.14.12)
  5. (Ptolemy (6.2.6
  6. http://www.iranicaonline.org/articles/iran-v2-peoples-pre-islamic
  7. (11.8.8) strabo
  8. (11.8.8) strabo
  9. http://www.iranicaonline.org/articles/iran-v2-peoples-pre-islamic
  10. http://www.iranicaonline.org/articles/iran-v2-peoples-pre-islamic
  11. (curtius rufus quintus , history of ALEXANDER (3.2.7
  12. https://en.wikipedia.org/wiki/Phraates_I
  13. Windfuhr, G. L. (1989). New Iranian languages: Overview. In R. Schmitt. (Ed.), Compendium linguarum Iranicarum (pp. 246-49). Wiesbaden: L.Reichert.
  14. DIMLĪ in Encyclopædia Iranica = Linguistic position of Dimlī. After their migration in the Middle Ages, for almost a millennium the Dimlīs had no direct contact with their closest linguistic relatives. Nevertheless, their language has preserved numerous isoglosses with the dialects of the southern Caspian region, and its place in the Caspian dialect group of Northwest Iranian is clear. The Caspian dialects comprise Ṭālešī, Harzan(d)ī, Gūrānī, Gīlakī, Māzandarānī, and some dialects in Tātī-speaking areas and in the area around Semnān. Historically the Caspian dialects belong to the “Northwest Iranian group of languages” and are related to Parthian (see Windfuhr). The isoglosses are of historical phonetic, morphological, and lexical order, Garnik Asatrian
  15. in Variations of the language of "Pahalvi" are still spoken among Iranians.The Kurds of Iran as well as many Kurds of Turkey and Iraq speak variations of Pahlavi. Turks cannot understand Kurdish and require interpreters to communicate with Kurds who speak Sorani and/or Kurmanjii (variations of Pahalvi amongst Kurds). The people of northern Iran speak variations of Pahalvi as well - Mazandarani and Gilani for example. Baluchi in southeast Iran also has Pahlavi elements (e.g. Ahsen "Iron" or "Eisen" in English and Ahsan in Pahlavi - "Ahsen" is not "Iron" in Turkish), By Dr. Kaveh Farrokh
  16. مجمع‌الفصحا - رضاقلی‌خان‌هدایت - پوشینهٔ دوم

ptolemy (6.14.12)