زمان حال (زبان)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زمان حال یا مضارع یا کنونی[۱] در زبان فارسی به رویداد یا وجود حالتی (به‌صورت مثبت یا منفی) در زمان حال یا آینده می‌پردازد و دارای انواع زیر است:

حال ساده[ویرایش]

مثال: رَوَم، رَوی، رَوَد، رَویم، رَوید، رَوند

  • امروزه فقط برای صرف فعل بودن (است و هست) و داشتن به کار می‌رود:

ام، ای، اد، ایم اید، اند

استم، استی، است، استیم، استید، استند

هستم، هستی، هست، هستیم، هستید، هستند

دارم، داری، دارد، داریم، دارید، دارند

و...

  • و گاهی در پایان تعریف‌های دانشی یا ادبی:

زاویه ۱۸۰° را نیم‌صفحه گویند.

مردم آن شهر را مهربان خوانند.

ضرب چندباره یک شماره در خودش را توان نامند.

ریاضی را درسی پایه دانیم.

ما ایرانیان پارسی را دوست داریم و بر ماست که آن را پاس بداریم.

او را زیبا و مهرو پندارم. تو روزانه به مکتب رَوی.

حال اِخباری(گزارشی، استمراری)[ویرایش]

فعلی که وجود حالتی یا رویداد واقعه‌ای را به‌طور قطعی در زمان حال یا آیندهٔ نزدیک بیان می‌کند. به زبان ساده خبری را به ما می‌دهد.

  • ساختار: می + بن مضارع + شناسه «َم، ی، َد، یم، ید، َند»

مثال: می‌روم، می‌روی، می‌رود، می‌رویم، می‌روید، می‌روند

حال اِلتِزامی[ویرایش]

فعلی که انجام آن با شک و تردید همراه باشد.

  • ساختار: بـ + بن مضارع + شناسه «َم، ی، َد، یم، ید، َند»

مثال: بروم، بروی، برود، برویم، بروید، بروند

حال مستمر(ملموس)[ویرایش]

فعلی که انجام آن هم‌اکنون در حال جریان است.

  • ساختار:دارم،داری،دارد،... +مضارع اخباری

مثال:دارم می روم،داری می روی،دارد می رود،داریم می رویم،دارید می روید،دارند می روند

پانویس[ویرایش]

  1. «An Etymological Dictionary of Astronomy and Astrophysics - 1». dictionary.obspm.fr. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۸-۰۷.
  2. مضارع، لغتنامهٔ دهخدا

جستارهای وابسته[ویرایش]