طاهریان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
طاهریان
ایران

۲۰۷/۸۲۱۲۵۹/۸۷۳
 

گسترهٔ فرمانروایی طاهریان
پایتخت مرو، نیشابور، بلخ
زبان‌(ها) فارسی (رسمی)
ساختار سیاسی ایران
امیر طاهر بن حسین
محمد بن طاهر
تاریخچه
 - تأسیس ۲۰۷/۸۲۱
 - انقراض ۲۵۹/۸۷۳

طاهریان اولین حکومت مستقل ایران بعد از حملهٔ اعراب بودند. آنان از تبار دهقانان خراسان بودند.

در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و به دلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان بلخ به پایتختی برگزیده شد.

طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمین‌های دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف درآوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند.

در زمان طاهریان قیام‌های بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طبرستان (مازندران) رخ داد، باعث شد که آن‌ها را از توجه به شرق ایران بازدارد. به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند. آخرین امیر طاهری، محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود. در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.

امیران خانواده طاهریان[ویرایش]

امیران خانواده طاهریان عبارت اند از:

طاهریان در یک نگاه[ویرایش]

طاهریان (۸۷۳ → ۸۲۰)
تاریخ ایران
تاریخ ایران
پیش از تاریخ
ایران پیش از تاریخ ۱۰۰۰۰۰–۳۲۰۰ پیش از میلاد
دوران دیرینه‌سنگی ایران ۱۰۰۰۰۰–۱۰۰۰۰ پیش از میلاد
تمدن‌های پیش از تمدن ایلام‏ ۱۰۰۰۰–۳۲۰۰ پیش از میلاد
دوران باستان
پیش‌ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پیش از میلاد
عیلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پیش از میلاد
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پیش از میلاد
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پیش از میلاد
(سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پیش از میلاد)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پیش از میلاد
اشکانیان ۲۴۷ پیش از میلاد–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
سده‌های میانه
خلافت راشدین ۶۵۱–۶۶۱
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
طاهریان ۸۲۱–۸۷۳
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳
صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵
سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷
مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲
سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
امپراتوری تیموری ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸
امپراتوری تیموری
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
مرعشیان
۱۳۵۹–۱۵۸۲
معاصر اولیه
صفویان
۱۵۰۱–۱۷۲۱
هوتکیان
۱۷۰۹–۱۷۳۸
افشاریان ۱۷۳۸–۱۷۵۰
زندیان
۱۷۵۰–۱۷۹۴
افشاریان
۱۷۵۰–۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز

«طاهریان نخستین سلسله ایرانی است که از اطاعت خلفای بغداد سر پیچید و به تشکیل دولتی محلی و تا اندازهٔ زیادی مستقل در خراسان توفیق یافت. طاهریان از خاندان امیران و سرداران ناحیه‌ای در نزدیکی هرات به نام پوشَنگ یا فوشَنج بودند و در مبارزات ابومسلم برای روی کار آوردن بنی‌عبّاس شرکت داشتند. در اختلاف بین پسران هارون الرشید، امین و مأمون، طاهر پسر حسین جانب مأمون را گرفت و در جنگی که علی بن عیسی بن ماهان، سردار امین، در ری برضدّ مأمون کرد، طاهر بن حسین او را شکست داد و کشت. هنگامی که مأمون به خلافت رسید به پاس این خدمات طاهر را، برای پاسداری از امنیّت شهر، شُرطه بغداد کرد و چند سال بعد حکومت خراسان را به او داد. نوشته‌اند که طاهر پس از فتح بغداد، هنگامی که می‌خواست با علی ابن موسی الرضا ولیعهد مأمون بیعت کند، با دست چپ با او بیعت کرد! و گفت:

دست راست من در خراسان در بیعت مأمون است.

چون مأمون این گفته را شنید گفت:

من هر دو دست طاهر را راست می‌گویم تا بیعت او بر هردوی ما درست باشد.

[نیازمند منبع]

از این جهت به طاهر لقب " ذوالیمینین " داد یعنی کسی که دارای دو دستِ راست است. بازگفته‌اند که طاهر با هر دو دست شمشیر می‌زد و لقب ذوالیمینین به این مناسبت بدو داده شده‌است. درسال ۲۰۷ه/۸۲۲م، هنگامی که طاهر حکومت خراسان را داشت، روزی در مسجد جامع مرو نام خلیفه را از خطبه انداخت. اگرچه فردای آن روز او را مرده یافتند و گمان می‌رود که به وسیله جاسوسان خلیفه مسموم شده باشد، امّا این تاریخ را آغاز تلاش برای تشکیل حکومت‌های ملّی ایرانی شمرده‌اند.[نیازمند منبع]

پس از طاهر ذوالیمینین جانشینان او ۵۰ سال حکومت خراسان را داشتند و در بغداد نیز با نفوذ بسیار چندی در مقام شُرطه بودند. معروف‌ترین امیر طاهریان، پس از طاهر ذوالیمینین، عبدالله بن طاهر است که مردی دانا و دادگر بود و با آن که نام خلیفه را در خطبه نماز جمعه می‌آورد و هر ساله بخشی از خراج خراسان را به دربار خلافت می‌فرستاد، امّا به خلیفه اجازه دخالت درامور داخلی خراسان را نمی‌داد. این امیر دانشمند در آبادانی نیشابور بسیار کوشید. به کشاورزی توجّهی خاص داشت و از همین رو به فرمان او کتابی دربارهٔ راه نگه‌داری از قنات‌ها نوشته شد. [نیازمند منبع] دربارِ او محلّ رفت‌وآمد دانشمندان و شاعران و نویسندگان پارسی‌زبان بود. آخرین امیر طاهریان، محمّد بن طاهر، به دست یعقوب لِیث صفّار زندانی شد. وی پس از مرگ یعقوب آزاد گردید و دوباره به مقام ریاست شهربانی بغداد رسید. امّا دیگر نتوانست حکومت خراسان را به دست آورد.»

چکیده[ویرایش]

طاهریان نخستین سلسله ایرانی هستند که از سوی حکمای عباسی بر بخش‌های مهمی از ایران یعنی خراسان – هندوستان – کرمان و گرگان وبرخی از مناطق طبرستان – ری و همدان حکومت کردند قبل از این در زمان خلافت امویان حکمرانان عرب بر ایران حکومت می‌کردند. دولت طاهریان در حدود ۵۵ سال توانست حاکمیتی یک پارچه تشکیل دهد.

ریشه طاهریان[ویرایش]

پیرامون نسب طاهر میان مورخان مباحث بسیاری شکل گرفته و نظرات گوناگونی مطرح شده‌است که بر اساس آن نسب طاهر به یکی از دو شکل ذیل است: طاهر بن حسین بن مصعب بن رزیق بن ماهان[۱][۲][۳][۴][۵][۶] یا طاهر بن حسین بن مصعب بن زریق بن اسعد بن زادان.[۷][۸][۹] طاهریان دارای‌تبار ایرانی بودند و لقب خزاعی را به سبب این که از موالی قبیلهٔ خزاعه بودند به دست آورده‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] البته به همین سبب، نسب خود را به قبیلهٔ خزاعه که در دوران دعوت پیامبر از قبایل بزرگ مکه بودند، می‌رساندند. عده‌ای از راویان و مورخان از یک سو و طاهریان نیز از سمتی دیگر خاندان طاهری را منسوب به رستم، پهلوان ایرانی و منوچهر، پادشاه ایرانی می‌دانستند.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] مورخان بر این عقیده‌اند که علت این نسب سازی‌ها، اهمیت نسب و ریشه هر خاندان در آن دوره بوده‌است که طاهریان و به‌طور ویژه طاهر با تلاش‌های هوادارانشان، توانستند از این راه حمایت و دوستی خاندان‌های محلی را جلب کرده و از این طریق نفوذ و قدرت خویش را افزایش دهند.[۲۲][۲۳] طاهریان یک خاستگاه اصیل ایرانی و زندگی اشرافی داشتند و از منافع توده مردم غافل نبودند و با مواردی مانند ترویج علم و فرهنگ و تشویق شعرا دانش وسیع و فعالیت ادبی در میان فرمانروایان جایگاه ممتازی داشتند. بیشتر امیران طاهری شاعر نیز بوده‌اند.

تشکیل سلسله به‌وسیله طاهر بن حسین[ویرایش]

طاهر بن حسین از فرماندهان بزرگ عباسیان بود طاهر فرماندهی لشکر مأمون علیه برادرش یعنی امین را بر عهده داشت و طاهر با قتل امین به عنوان حاکم شام و عراق و مغرب تعیین شد اما در چند سال بعد به حکومت تمام سرزمین‌های شرق بغداد که مهم‌ترین آن خراسان بود منصوب گردید. استقلال طاهر از آنجا شروع شد که فعالیت‌های خود را از جمله انداختن نام مأمون از خطبه‌ها و منابر مساجد شروع کرد و همین کار را ادامه داد (کمی جلوتر مفصلاً توضیح داده خواهد شد).

هارون الرشید آغازی بر سلسله طاهریان[ویرایش]

هارون الرشید در دوران حکومت خویش و به منظور تحکیم قدرت خلافت و پیشگیری از هرگونه مشکلات احتمالی در روند انتقال قدرت، سلسله تمهیداتی را در نظر گرفته و بر اساس آن سیستم جانشینی پیچیده‌ای طراحی کرد. بدین ترتیب، امین به عنوان جانشین هارون، پس از وی به خلافت می‌رسید و مأمون نیز به عنوان جانشین امین منصوب گشت و قاسم، فرزند دیگر هارون، جانشین مأمون شد. تمام این تصمیمات تبدیل به عهدنامه‌ای گشت که بر کعبه آویخته شد و به ایالات فرستاده شد،[۲۴][۲۵][۲۶] اما پس از مرگ هارون، امین با سلسله اقداماتی مأمون را تحت فشار قرار داد و مدتی پس از عزل قاسم، مأمون را از جانشینی عزل کرد و فرزند خود موسی را با لقب الناطق بالحق به عنوان جانشین خویش اعلام کرد که نامش را در خطبه، جایگزین نام مأمون ساختند. مأمون نیز در اقدامی متقابل هرگونه ارتباط با بغداد را قطع کرد و از فرامین امین سرپیچی کرد و به ستیزی آشکار با وی پرداخت که نتیجهٔ آن، درگیری نظامی میان دو برادر بود.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱] پس از مرگ هارون الرشید و پدیدار شدن اختلاف و درگیری میان مأمون و امین بر سر خلافت، طاهر عهده‌دار وظایف سنگین تری از سمت مأمون گشت و به کنشگری فعال و عنصری مهم در روند تصاحب قدرت توسط مأمون تبدیل گشت.[۳۲][۳۳][۳۴]

جنگ طاهر و ابن ماهان[ویرایش]

امین در سال ۱۹۵ هجری علی بن عیسی را در راس سپاهی به جنگ با مأمون و دستگیری او گسیل کرد.[۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰] مأمون نیز پس از مشورت با فضل بن سهل، وزیر خود، طاهر را به فرماندهی لشکر خود منصوب کرد و او را به جنگ با علی بن عیسی فرستاد.[۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]

پس از گفتارها و اعمال معمول قبل از جنگ، نبرد میان دو لشکر آغاز شد و به زودی شدت گرفت.[۴۷][۴۸] طاهر در اثنای نبرد نیز به تهییج سپاهیان خویش می‌پرداخت و آنان را در جهت شکست دشمن راهنمایی می‌کرد.[۴۹][۵۰] روایت است جنگ ادامه داشت تا زمانی که علی بن عیسی در جریان جنگ، بر اثر تیر یا ضربت داوود سیاه از اسب سرنگون گشته و کشته شد و با مرگ او، سپاهیان امین همگی راه فرار در پیش گرفتند.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷][۵۸][۵۹][۶۰] البته به روایتی علی بن عیسی در همدان از طاهر شکست یافت.[۶۱] عدهٔ زیادی از لشکریان امین تسلیم طاهر گشتند و غنایم و ثروت بسیاری از جمله هفتصد کیسه هزار درهمی به چنگ طاهر افتاد.[۶۲]

پیروزی‌های طاهر بن حسین و سقوط امین[ویرایش]

طاهر، پس از این پیروزی در نبرد ری، به مقابله با لشکرهایی که به صورت پیاپی از سمت امین گسیل می‌گشتند، پرداخت.[۶۳] و به پیشروی به سمت عراق ادامه داد. وی در همدان با یکی از سرداران امین، به نام عبدالرحمن بن جبله ابناوی، روبرو گشت و پس از جنگی سخت با آنان و محاصره چند ماهه همدان، وی را از پای درآورد و لشکرش را وادار به هزیمت کرد.[۶۴][۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱] پس از این واقعه، طاهر شهرها را یکی پس از دیگری با جنگ‌های پراکنده یا روش‌های دیگر فتح کرد.[۷۲][۷۳][۷۴]

طاهر و هرثمه به وسیلهٔ لشکریانی که در اختیار داشتند، در سال ۱۹۷ هجری/۸۱۲ میلادی، به محاصرهٔ اطراف بغداد مشغول گشتند و با شدت بخشیدن به این محاصره، فشار را بر لشکریان امین افزون کردند.[۷۵][۷۶][۷۷][۷۸][۷۹] محاصرهٔ بغداد تا سال ۱۹۸ هجری/ ۸۱۳ میلادی، به صورت فرسایشی به درازا کشید تا در محرم همین سال، طاهر بر شدت حملات خود افزود و محلات را یکی پس از دیگری فتح کرد و به لشکر دستور داد که برای فتح نهایی بغداد، حمله را آغاز نمایند و سرانجام بغداد، در همین زمان فتح گردید.[۸۰][۸۱][۸۲][۸۳][۸۴][۸۵] امین پس از ناامیدی از جانب طاهر، به هرثمه بن اعین روی آورد. در نظر امین، هرثمه بهترین شخص برای تسلیم گشتن بود. او هرثمه را از موالی و خدمتگزاران خود و پدرش می‌دانست و به وفاداری‌اش نیز اطمینان داشت و در اثر شرایط پیش آمده، شناخت و اعتمادش نسبت به او فزونی یافته بود؛ بنابراین در نامه‌ای از هرثمه درخواست کمک و امان کرد.[۸۶][۸۷][۸۸] پنج شب مانده از محرم سال ۱۹۸ هجری/ ۸۱۳ میلادی، امین با وجود اخطار هرثمه به او دربارهٔ تأمین امنیتش و توصیه به تسلیم گشتنش در روز بعد برای محافظت از جانش، به علت جایز ندانستن هرگونه تعلل و تأخیر، از کاخ خود بیرون آمده و به اخطار هرثمه بی‌توجهی کرد. امین بر قایقی که برای او در کنار دجله آماده کرده‌بودند و هرثمه خود با آن به استقبال امین آمده بود، سوار شد. هرثمه در مواجهه با امین، اظهار اطاعت و بندگی کرد.[۸۹][۹۰] مسیری طی نشده بود که سپاهیان طاهر از کمینگاه خویش خارج گشته و به سوی قایق، سنگ و تیر پرتاب کردند. در ادامه افرادی به زیر قایق رفته و آن را واژگون ساختند. یکی از یاران هرثمه او را نجات داد و امین نیز با شنا، خود را به کنار آب رساند. روایت است که پیش از اسارت امین، یکی از یارانش که احمد بن سلام نام داشت را اسیر کردند که پس از پرسش از او دربارهٔ امین، وی اظهار بی‌اطلاعی کرد. سرانجام امین اسیر گشت و توسط محمد بن حمید طاهری شناسایی گشته و این خبر به اطلاع طاهر رسید، که او نیز بلافاصله دستور قتل امین را به قریش دندانی، حاجب خویش، ابلاغ کرد. بدین ترتیب امین در اسارت کشته شد.[۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰][۱۰۱] بدن امین در باغ مونسه دفن گردیده و سرش به همراه فتحنامه‌ای توسط قاصدی به نزد مأمون در مرو، فرستاده شد.[۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴]

تأسیس حکومت طاهریان[ویرایش]

سرانجام به علت تمایل مأمون برای واگذاری خراسان به طاهر و همچنین تلاش بی‌وقفهٔ طاهر و اطرافیانش، به خصوص وزیر مأمون، احمد بن ابی‌خالد احول، حکومت خراسان بزرگ و ایالات شرقی در سال ۲۰۵ هجری / ۸۲۱ میلادی به طاهر واگذار شد.[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷]

مسئلهٔ خوارج و عدم کامیابی کامل طاهر در کنترل و سرکوب تحرکات آنان یا امری دیگر، موجب ایجاد تنش میان او و مأمون گردید.[۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱] منقول است که مأمون، طبق نگرانی خاطری که از زمان بخشیدن حکومت خراسان، نسبت به طاهر داشت و همچنین در اثر سعایت دشمنان طاهر در نزد وی، پس از بروز مجدد تنش در روابطش با او، اقدام به بخشیدن کنیزکی به وی به قصد مسموم کردنش کرد، اما با اطلاع طاهر از این موضوع و ارسال پیامی حاوی ابراز وفاداری و عدم پیمان‌شکنی به مأمون، خاطر وی از جانب طاهر آسوده گشت.[۱۲۲] طاهر که مترصد فرصتی مناسب برای اعلام استقلال بود، تنش موجود را دستاویزی قرار داد و یک سال و شش ماه پس از حکومت خود بر خراسان، در سال ۲۰۷ هجری/ ۸۲۲ میلادی با حذف نام خلیفه از خطبهٔ نماز جمعه، استقلال حکومت خود را اعلام کرد.[۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴] از دیگر علائم اعلام استقلال نیز، حذف نام خلیفه از سکه‌هایی که ذوالیمینین نیز بر روی آنان ضرب گشته بود (۲۰۶ هجری/ ۸۲۱ میلادی)، در دورهٔ طاهر می‌دانند.[۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹][۱۴۰]

نظر مأمون دربارهٔ طاهر بن حسین[ویرایش]

مأمون می‌گفت او هیچ وقت از کسی پروا نداشت و در کارها سستی نمی‌کرد و همیشه مردی فراتر از انتظار بود. زمانی که بغداد را فتح کرد هیچ چیزی برای خودش نخواست و شفاعت وزیران و مریدان امین را کرد از قتل بسیاری از مردم عادی توسط مأمون گذشت.

رسیدن حکومت به طلحه بن طاهر[ویرایش]

به هر صورت، پس از مرگ طاهر، مأمون با وجود طغیان او، حکومت نواحی شرقی را به پسران وی واگذار کرد، زیرا قصد داشت تا شورش سپاهیان طاهر، که بر اثر مرگ وی شکل گرفته بود را آرام نماید و همچنین به نفوذ خاندان ایشان در آن نواحی واقف بود و به تجربه دریافته بود که فقط ایرانیان توانایی ادارهٔ ایالات مختلف و حل مسائل داخلی ایران را دارند و به سبب اطلاع از شایستگی افراد این خاندان در ادارهٔ امور آن نواحی، حکومتشان را بر مناطق شرقی تأیید کرد و این واقعه آغازگر، حکومت ۵۰ سالهٔ طاهریان، به عنوان نخستین حکومت نیمه مستقل ایرانی گشت.[۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶][۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱] پس از مرگ طاهر حکومت به طلحه رسید که در کل هفت سال حکومت کرد و از مهم‌ترین اقدامات او جنگ‌های بی پایان با خوارج بود که نتیجه خاصی را هم در برنداشت.

آغاز حکومت عبدالله بن طاهر[ویرایش]

عبدالله با توجه به این که با فرزند مأمون به دنیا آمد مأمون عبدالله را مثل فرزند خود تربیت کرد و به او مانند فرزندش در کارهای مختلف دربار وظیفه‌ای می‌داد و عبدالله از این نظر بسیار به ماون علاقه‌مند بود. از جمله کارهای مؤثر او در این دوره لشکر کشی به منطقه جزیره، فتح مصر و فتوحات دیگری در همین مناطق البته با اقتدار بود. او پس از این جنگ‌ها توانست به منطقه اسکندریه (ناحیه‌ای در جنوب اسپانیا) برود و آنجا را فتح کند.

جنگ عبدالله با خرم دینان[ویرایش]

خرم دینان در واقع فرقه‌ای بودند که پس از قتل ابومسلم خراسانی بر ضد عباسیان برخاستند خرمیه در واقع نهضتی در جهت اصلاح آیین مزدک بود که عبدالله بن طاهر با آن‌ها جنگید ولی نتیجه ای حاصل نشد .

قیام علویان[ویرایش]

در زمان طاهریان قیام‌هایی علیه آن‌ها صورت گرفت از جمله قیام محمد بن قاسم علوی بر ضد طاهریان و عباسیان بود قاسم که از نوادگان امام چهارم شیعیان بود در نواحی خراسان قیام کرد و به دلیل اخلاق نیکویی که داشت در بین مردم بسیار مورد اعتماد بود و به راحتی مردم را قانع می‌کرد زمانی که در مسجد پیامبر ملازم بود تعدادی از مردم خراسان با او بیعت کردند ولی در جنگ با عبدالله شکست خورد و سپس عبدالله او را به بغداد فرستاد اما توسط یارانش از زندان فرار کرد و دیگر هیچ‌کسی نتوانست او را پیدا کند.

قیام مازیار[ویرایش]

اما قیام دوم قیام مازیار بود که حوادث خاصی داشت مازیار در کل با طاهریان روابط خوبی نداشت و خراج را مستقیماً به بغداد می‌داد همین کینه‌توزی‌های بین مازیار و عبدالله با دخالت افشین که یکی از سرداران معتصم بود شدت گرفت و سر انجام با کمک روستاییان و شهرنشینان در منطقه طبرستان شورش کردند ابتدا مازیار توانست بر قسمت‌هایی از ساری و آمل مسلط شود اما با فرستادن نیروهای بسیار زیادی از ری و بغداد از سوی معتصم مازیار محاصره شد و سرانجام دستگیر و به بغداد فرستاده شد و معتصم که از حیله‌گری افشین آگاه شده بود او را با افشین در بغداد روبرو کرد و پس از اقرار مازیار بر کمک افشین به او مازیار به ۵۰۰ ضربه شلاق محکوم شد که پس از تحمل ۴۵۰ شلاق مرد اما به همین صورت افشین به زندان محکوم شد و در همان زندان چند سال بعد مرد. عبدالله بن طاهر پس از گذشت ۱۵ سال و حکومت بر مناطق مهم ایران سر انجام در نیشابور در گذشت.

رسیدن پسر عبدالله به قدرت[ویرایش]

پس از عبدالله پسر او طاهر بن عبدالله با میانجیگری قاضی القضات دواد به جای پدر نشست در زمان طاهر اتفاقات و بلایای طبیعی به شدت در ایران اوج گرفت مانند باد سردی که از سمت ترکستان می‌وزید و باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم به وسیله بیماری زکام شد بعد از زلزله‌ای بسیار مهیب رخ داد و حدود شصت هزار نفر زیر آوارها جان خود را از دست دادند و در این دوران به شدت بر مردم ایران سخت گذشت.

سراشیبی سلسله طاهریان[ویرایش]

بعد از طاهر حکومت به دست محمد بن طاهر افتاد و این فرد با خود سری‌ها و اقدامات ساده خود باعث کوچک شدن سلسله طاهریان شد در زمان او علوان بر طبرستان، آمل، ساری و ری مسلط شدند اما پس از چند سال با فشارهای خارجی محمد بن طاهر با نیروهای بی‌شماری بر بسیاری از مناطق طبرستان مسلط شدند در همین زمان بود که یعقوب لیث صفار به هرات لشکر کشید و در جنگی سخت موفق به شکست آن‌ها شد بعد از آن بود که یعقوب بر مناطق کرمان، فارس و بلخ چیره شد و دودمان طاهریان را از این ولایات برچید.

پایتخت طاهریان[ویرایش]

پایتخت طاهریان در ابتدا شهر مرو بود که امروزه به نام ترکمنستان است اما عبدالله بن طاهر آن را به نیشابور برد.

اوضاع اداری و فرهنگی طاهریان[ویرایش]

طاهریان امیرانی بخشنده بودند و خواسته‌های مردم را شخصاً رسیدگی می‌کردند با افرادشان بسیار مهربان بودند در یکی از این موارد فضل بن محمد مسئول رابط بین مردم و امیر در هنگام انجام وظیفه خود اندکی تأخیر می‌کند عبدالله از او می‌پرسد چرا دیر کردی؟ گفت کاری شخصی داشتم مانده بودم کارم را انجام دهم یا به پیش شما بیایم و کار مردم را رسیدگی کنم در همین زمان بود که عبدالله به او دستور می‌دهد تو برو و من نیز کار دارم الان وقت انجام دادن این کار را ندارم بعد از این که فضل ناراحت از این که نه کار خودش را انجام داده و نه کار مردم را بیرون می‌آید مردم به سمت او می‌روند و با عجله نامه‌های خود را بیرون می‌آورند و همه نامه‌ها را امضا شده می‌بینند یا در مورد دیگر عبدالله بن طاهر که به علت فتوحات و جنگ‌های زیادی که انجام می‌داد معمولاً کمتر در خراسان بود به همین دلیل یک نایبی در خراسان منصوب می‌کند اما این حاکم ظالم با مالیات‌های مردم کاخی مجلل برای خود می‌سازد و مزارع مردم را تصرف می‌کند تا این که روزی عبدالله به خراسان می‌آید و از مردم دربارهٔ حاکم سؤال می‌کند اما مردم سکوت می‌کنند در همین زمان بود که عبدالله می‌فهمد و دستور می‌دهد کاخ او را خراب و او را از مقامش برکنار و زمین‌های مردم را به همراه خسارت‌هایشان به آن‌ها بازمی‌گرداند.

ورزش‌های مورد علاقه طاهریان[ویرایش]

در زمان طاهریان شکار، شطرنج و چوگان ورزش مورد علاقه آن‌ها بود و آن‌ها برای گذراندن اوقات بیکاری خود معمولاً چوگان بازی می‌کردند.

طاهریان مبلغان آیین‌های ایرانی[ویرایش]

اما در زمان طاهریان دستگاه‌های اداری و لشکری به دست کارداران و دبیران ایرانی اداره می‌گردد از این راه شیوه‌های کشور داری و آیین‌های کهن ایرانی هم مانند میراث ساسانیان به آن‌ها منتقل شد. اسلام در این زمان در عمق جان مردم ریشه گرفت و زبان عربی زبان سیاست و علم بود اما زبان فارسی هم چنان در بین مردم جای داشت.[۱۵۲]

دیوان سالاری[ویرایش]

در زمان طاهریان امور اداری توسط سازمان‌هایی به نام دیوان اداره می‌شد اما یکی از کارهای شگفت‌انگیز که توسط طاهر اتفاق افتاد گماشتن افرادی بود که در آن دیوان تجربه‌ای نداشتند اما همین افراد توانستند در دیوان‌هایی مانند خراج (وزارت دارایی)، دیوان خاتم (دبیر خانه شاهی) و دیوان‌های دیگر تسلط کامل پیدا کنند طاهر چند سال بعد در این باره می‌گویید من این افراد را برگزیدم تا مردان سیاست فکر نکنند افراد دیگر حق دخالت در امور مملکتی را ندارند. تعلیم و تعلم در زمان طاهریان بسیار اهمیت داشت و طاهر در عهدنامه خویش به فرزندش سفارش کرد که فقیهان و حاملان دین و عاملان به کتاب خدا را برگزینید و در کارها با آن‌ها مشورت کنید. طاهریان به آداب و حکمت‌های ایرانی توجه و گرایش خاصی داشتند و همواره چه در بغداد و چه در خراسان آیین‌های کهن ایرانی را به دیگر افراد می‌آموختند البته این نکته نیز قابل ذکر است که بخش مهمی از کتاب‌های ایران در پایتخت ایران یعنی مرو نگهداری می‌شده‌است. اما در مورد مذهب باید گفت طاهریان روابط بسیار نزدیکی با شیعیان داشتند چنان‌که محمد بن ابی العاس برادر زن طاهر فردی شیعی مذهب بود و بر سر شیعه با برخی عالمان و ادبیان دربار مأمون بحث می‌کند و آن‌ها را در این مباحثه محکوم می‌کند که باعث ناراحتی و عصبانیت مأمون می‌شود که طاهر میانجیگری می‌کند. در زمان طاهریان نهادهای اصلی کشور دبیری، شرطه، برید، قضا و سپاه نام داشت که هرکدام کار مخصوص به خود را انجام می‌دانند. در زمان طاهریان به قیام‌های علویان، طبرستان، عراق قاطعانه ایستادند و به این وسیله حمایت خود را از عباسیان اعلام کردند در ضمن در آن زمان با خوارج که مردمانی شورش گر و مفسد شده بودند به شدت برخورد کرد و آن‌ها را نابود کرد زوال طاهریان نیز به دست یعقوب لیث صفار اتفاق افتاد که در متن به آن کاملاً اشاره شد.

تبارنامهٔ طاهریان[ویرایش]

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
زریق یا رزیق
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مصعب
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
احمد
 
 
علی
 
 
 
 
حسین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسن
 
 
محمد
 
 
 
 
 
 
طاهر ذوالیمینین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ابراهیم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
محمد
 
 
حسن
 
 
 
 
عبدالله
 
 
طلحه
 
علی
 
حسین
 
 
اسمعیل
 
طاهر
 
اسحق
 
محمد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
علی
 
عبدالعزیز
 
احمد
 
سلیمان
 
طلحه
 
طاهر
 
حسین
 
مصعب
 
عبیدالله
 
محمد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
علی
 
مطهر
 
عبدالله
 
حسین
 
محمد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
طاهر
 
احمد
 

پانویس[ویرایش]

  1. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۱.
  2. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  3. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۶۱.
  4. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۹–۱۴۸.
  5. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  6. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  7. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۴.
  8. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۶۱.
  9. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۲۴، ۳۸.
  10. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۱.
  11. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۴.
  12. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۷–۶۴، ۶۹.
  13. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  14. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۶.
  15. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  16. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۱۸۶.
  17. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۱.
  18. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۶۱، ۶۵، ۷۰–۶۹.
  19. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۹.
  20. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۷.
  21. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۲۴، ۳۸.
  22. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۱.
  23. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۶۱، ۴–۶۳، ۷۰–۶۹، ۴–۷۳.
  24. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۹–۳۵.
  25. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۱.
  26. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۵.
  27. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۷–۵۱.
  28. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، صص ۹۲–۱۹۱، ۱۹۴.
  29. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۴۶–۱۴۵.
  30. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۷.
  31. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۳–۴۲.
  32. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۲.
  33. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۶۵.
  34. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۸۱.
  35. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۸۱، ۸۵.
  36. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۴.
  37. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۶.
  38. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۴.
  39. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۷.
  40. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، ۴۳.
  41. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۵–۸۱، ۱۰۹، ۱۲۴.
  42. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۱۴۷، ۱۴۹.
  43. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  44. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۷.
  45. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۳۵، ۴۲، ۴۴، ۴۶.
  46. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  47. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۰.
  48. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۴.
  49. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۲.
  50. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۰.
  51. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۲.
  52. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  53. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۶۵.
  54. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۱.
  55. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۴.
  56. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۷.
  57. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۴.
  58. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  59. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۷.
  60. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۴۵، ۴۹.
  61. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  62. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۱.
  63. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  64. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۶۶.
  65. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  66. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۶۵.
  67. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۴–۹۳.
  68. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۵.
  69. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۴.
  70. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۸.
  71. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۷–۶۵.
  72. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۴.
  73. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  74. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۷۰–۶۸.
  75. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۹۸.
  76. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۵.
  77. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  78. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۸.
  79. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۴–۸۳.
  80. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۲.
  81. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  82. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۴.
  83. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۷.
  84. زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ۱۸۷.
  85. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۵.
  86. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۱۰۴.
  87. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۸.
  88. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، ۹۷.
  89. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۶–۱۰۵.
  90. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، ۱۰۲.
  91. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۲.
  92. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۵.
  93. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۱۰۶.
  94. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۵.
  95. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، ۱۴۷.
  96. زرین‌کوب، دو قرن سکوت، صص ۸۸–۱۸۷.
  97. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۹۵.
  98. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  99. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، صص ۴۹۵، ۴۹۸.
  100. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۱۱–۱۰۲.
  101. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  102. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  103. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۴۹۸.
  104. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۴–۱۰۳، ۹–۱۰۷.
  105. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، صص ۶۷، ۸۴.
  106. باسورث، تاریخ سیستان، ۲۱۴.
  107. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۶.
  108. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۵.
  109. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۱۳۶، ۱۳۹، ۴۳–۱۴۱، ۳۶–۳۳۵.
  110. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۷.
  111. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۱۴۸، ۱۵۰.
  112. زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ۱۹۲.
  113. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۱۰۱.
  114. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  115. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، صص ۴۹۵، ۴۹۹.
  116. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۱۲۵، ۱۴۱، ۱۴۳، ۴۹–۱۴۵.
  117. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  118. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۵.
  119. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۱۴۵، ۱۵۴.
  120. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ۵۰۳.
  121. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، ۱۷۱.
  122. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ۱۵۴.
  123. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۴.
  124. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، ۲۰۶.
  125. خضری، تاریخ خلافت عباسی، صص ۷۵، ۹۰.
  126. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۵۶–۱۵۴، ۱۵۹، ۳۲۰، ۳۳۶.
  127. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۷.
  128. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۱–۱۵۰.
  129. زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ۱۹۲.
  130. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۱۰۱.
  131. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  132. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، صص ۹۶–۴۹۵، ۵۰۳.
  133. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۴۹-‍۱۴۸، ۱۶۷، ۱۷۱.
  134. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  135. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، صص ۸۴، ۳۲۳.
  136. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، صص ۲۰۶، ۲۰۸.
  137. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۱۵۶، ۱۵۹، ۳۰۴، ۳۳۷.
  138. التون، تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان، ۱۹۷.
  139. مفتخری و زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان، صص ۱–۱۵۰.
  140. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  141. باسورث، تاریخ ایران کمبریج، ۸۵.
  142. باسورث، تاریخ سیستان، ۲۱۵.
  143. فرای، عصر زرین فرهنگ ایران، صص ۲۰۶، ۲۰۸.
  144. خضری، تاریخ خلافت عباسی، ۷۶.
  145. اکبری، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، صص ۶۲–۱۶۱، ۶۵–۱۶۴، ۲۸۶.
  146. زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ۱۹۲.
  147. اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، صص ۲–۱۰۱.
  148. Forstner, “ABU’L-ṬAYYEB ṬĀHER”, Encyclopædia Iranica.
  149. زرین‌کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، صص ۹۶–۴۹۵، ۵–۵۰۴.
  150. نفیسی، تاریخ خاندان طاهری، صص ۱۶۸، ۷۲–۱۷۰، ۷۷–۱۷۴.
  151. Bosworth, “Ṭāhir b. al-Ḥusayn”, Encyclopaedia of Islam.
  152. بغدادی، ابوبکر. تاریخ بغدادی. انتشارات اساطیر، ۱۳۸۶. 

منابع[ویرایش]

  • اشپولر، برتولد. تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی. ترجمهٔ مریم میراحمدی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۹. 
  • اکبری، امیر. تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، ۱۳۸۴. 
  • التون، دانیل. تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان. ترجمهٔ مسعود رجب‌نیا. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۹. 
  • باسورث، ک. ا. تاریخ ایران کمبریج. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. 
  • باسورث، ک. ا. تاریخ سیستان. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۸. 
  • خضری، احمدرضا. تاریخ خلافت عباسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، ۱۳۸۴. 
  • زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۳. 
  • زرین‌کوب، عبدالحسین. دو قرن سکوت. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۹. شابک ‎۹۶۴–۵۹۸۳–۳۳–۶. 
  • فرای، ریچارد نلسون. عصر زرین فرهنگ ایران. تهران: انتشارات سروش، ۱۳۶۳. 
  • مفتخری، حسین و حسین زمانی. تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا برآمدن طاهریان. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، ۱۳۹۵. 
  • نفیسی، سعید. تاریخ خاندان طاهری. تهران: شرکت نسبی اقبال و شرکاء، ۱۳۳۵. 

پیوند به بیرون[ویرایش]