زبان پشتو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مناطق پشتوزبان
Gul Muhammad Khan of the Ghilzais.jpg

پشتون‌ها

پَشتو (به پشتو: پښتو) (که به‌صورت‌های پُشتو، پَختو و پُختو نیز تلفظ می‌شود) نام یکی از دو زبان رسمی در افغانستان و از شاخهٔ زبان‌های ایرانیِ شمال‌شرقی است. گویشوران آن قوم پشتون می‌باشند و در افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند.

زبان پشتو در نواحی جنوبی و شرقی کشور افغانستان و قسمت شمال‌غربی پاکستان متداول است. گروهی از پشتوزبانان در بلوچستان و معدودی در چیترال و کشمیر زندگی می‌کنند. برخی نیز در کنار مرزهای ایران و افغانستان سکونت دارند.

هرچند زبان‌های فارسی و عربی در این زبان نفوذ یافته، پشتو بسیاری از خصوصیات اصیل زبان‌های ایرانی را حفظ کرده و خود لهجه‌های مختلف دارد، مانند وزیری، آفریدی، پیشاوری، قندهاری، غلزه‌ای، بنوچی و غیره.

در قانون اساسی جدید افغانستان، هر دو زبان رایج آن کشور، یعنی فارسی دری و پشتو، به‌عنوان زبان‌های رسمیِ ملی پذیرفته شده‌است.

تعداد گویشوران زبان پشتو در افغانستان حدود هشت‌میلیون نفر، در پاکستان حدود هفت‌میلیون نفر، و در ایران حدود ۵۰‌هزار نفر برآورد می‌شود.[۱] برخی منابع، تعداد گویشوران آن را حتی بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان تخمین زده‌اند.[۲]

زبان باستانی ایرانی‌تباری که نیای پشتو بوده، به احتمال زیاد با زبان گاتاهای زرتشت نزدیکی داشته‌است.[۳] با گذشت زمان، شاخهٔ زبان‌های هندوآریایی تأثیر عمیقی برروی پشتو گذاشته‌است، اما زبان پشتو درعین‌حال بسیاری از ویژگی‌های اصلی زبان‌های ایرانی‌تبار را در خود حفظ کرده‌است.[۴]

الفبای پشتو[ویرایش]

الفبای زبان پشتو دارای چهل‌وچهار حرف است:

ا
/ɑ, ʔ/
ب
/b/
پ
/p/
ت
/t/
ټ
/ʈ/
ث
/s/
ج
/dʒ/
ځ
/dz/
چ
/tʃ/
څ
/ts/
ح
/h/
خ
/x/
د
/d/
ډ
/ɖ/

/z/

/r/
ړ
/ɺ̢/

/z/
ژ
/ʒ/
ږ
/ʐ, ʝ, ɡ/
س
/s/
ش
/ʃ/
ښ
/ʂ, ç, x/
ص
/s/
ض
/z/
ط
/t/
ظ
/z/
ع
/ʔ/
غ
/ɣ/
ف
/f/
ق
/q/
ک
/k/
ګ
/ɡ/
ل
/l/
م
/m/
ن
/n/
ڼ
/ɳ/
و
/w, u, o/
ؤ
/o/
ه
/h, a, ə/
هٔ
/ə/
ی
/j, ai/
ی
/i/
ې
/e/
ۍ
/əi/
ئ
/ai/

واج‌شناسی[ویرایش]

زبان پشتو، چه از نظر واج‌شناسی و چه ازنظر ساختمان دستوری، با دیگر زبان‌های ایرانی تفاوت‌هایی دارد. این زبان را به دو گروه غربی (یا جنوب‌غربی) و شرقی (یا شمال‌شرقی) تقسیم می‌کنند. گویش مهم گروه غربی، گویش قندهاری است و در گروه شرقی گویش پیشاوری اهمیت دارد. اختلاف میان این دو گروه، هم در چگونگی ادای واکه‌ها و هم در برخی نکته‌های دستوری است. ازجمله نام یا عنوان زبان که در قندهاری «پشتو» و در پیشاوری «پختو» تلفظ می‌شود.

پیشینهٔ نام[ویرایش]

پشتو ظاهراً از لفظ پشتون یا پختون آمده‌است که نام قبیله‌ای از نژاد آریایی است. این زبان در اصل جزو زبان‌های هندوایرانی است. قواعد آواشناختی نشان می‌دهد که واژهٔ پشتو شکل دیگرگون‌شده‌ای از همان واژهٔ پَرْسَوا (به‌معنی پارسی) است.[۵][۶]

لفظ پشتون در ریگ‌ْوِدا «پکتس» آمده‌است. هرودوت، مورخ یونانی، آن را «پکتیس» و «پکتویس»، و سرزمین آن‌ها را پکتیکا ذکر کرده (در پشتو این نام پشتونخوا آمده‌است.) بطلمیوس هم آن را پکتین نوشته‌است. بنابراین، نام پشتو از همان پکهت ـ پکتویس ـ پکتین ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ می‌شود.

آثار ادبی زبان پشتو[ویرایش]

نوشتار اصلی: ادبیات پشتو

آثار ادبی پیش از اسلام به این زبان به‌دست نیامده؛ ولی بعد از قرن اول هجری، اشعار و منظوماتی موجود است که بر حیات ادبی این زبان در اوایل اسلام دلالت می‌کند. کتاب پته خزانه (گنجینهٔ پنهان) که به‌ سال ۱۱۴۲ ه‍.ق/ ۱۷۲۹ م در قندهار نوشته شده، به استناد کتاب‌های قدیمیِ پشتو برخی از منظومات و اشعار پشتو را که به قرن دوم هجری تعلق دارد نقل کرده‌است. البته اصالت این کتاب ازسوی پژوهشگران در افغانستان و پاکستان رد شده‌است. عبدالحی حبیبی، پژوهشگر افغان، مدعی می‌شود که آن کتاب در ۱۳۲۲ ه.ش به دستش افتاده‌است، اما بیشتر پشتوشناسان و مورخان نظریهٔ وی را رد كرده‌اند و آن را از جعلیات آقای عبدالحی حبیبی می‌دانند.[۷]

در طی سده‌های پیاپی، پشتو تنها در گفتار به‌کار می‌رفته و آثار ادبی به این زبان بسیار اندک بوده‌است. تنها از سی ـ چهل سال پیش بود که دولت افغانستان پشتو را زبان رسمی کشور قرار داد و ازآن‌پس روزنامه، کتاب و آثار ادبی به این زبان پدید آمد و تدریس آن در آموزشگاه‌ها معمول شد.

قدیمی‌ترین شاعر پشتو که یک منظومهٔ حماسی، او را مؤلف کتاب پته خزانه به استناد تاریخ سوری نامیده، امیر کرور (Krur)، پسر امیر پولاد سوری است که به‌ سال ۱۳۹ ه‍.ق/ ۷۵۶ م در مندشِ غور امیر بود. اصالت این کتاب مورد تأیید حلقه‌های آکادمیک قرار ندارد. نویسندگانی در پیشاور پاکستان و افغانستان این کتاب را زیر سؤال برده‌اند و در آن مواردی یافته‌اند که حدس و گمان مبنی بر جعلی بودن گنجینهٔ پنهان را نزدیک به یقین می‌کند؛ ازجمله در ذکر روزهای هفته و ماه‌ها. نویسندگان کتاب، ازجمله عبدالحی حبیبیِ مرحوم، گمان نمی‌کردند تقویمی به‌وجود بیاید که بتواند روزها و تاریخ‌های هزار سال پیش و هزار سال بعد را معین کند. اما امروز چنین تقویم‌هایی وجود دارند که براساس آنها می‌توان جعل بودن این کتاب را ثابت کرد. مثلاً نویسندهٔ کتاب می‌گوید: روز دوشنبه ۱۶ ربیع‌الاول فلان سال. وقتی به تقویم همان سال نگاه کنید، ۱۶ ربیع‌الاول سال موردنظر نه دوشنبه که پنجشنبه‌ است!

از شاعران دیگرِ پشتو می‌توان به خوشحال‌خان ختک (۱۶۱۳-۱۶۹۴ م)٬ عبدالرحمن بابا (زادهٔ ۱۰۴۲ ه‍.ق/ ۱۶۳۲ م)٬ حمید مهمند (درگذشتهٔ حدود ۱۶۹۰ م) و پیرمحمد کاکر (درگذشتهٔ حدود ۱۷۷۰ م) اشاره کرد.

زبان پشتو، پس از طی یک دورهٔ طولانی، که نزد تحصیل‌کردگان در محاق بود، در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم بیشتر در میان ملت افغان متداول و رایج شده و ادبیاتی پدید آورده‌است.

سیاست احیای زبان پشتو[ویرایش]

در دورهٔ محمد ظاهرشاه و پس از تدوین قانون اساسی در ۱۳۴۳ ه.ش، رجال سیاسیِ پشتون، به سرپرستی رِشتِین، کوشیدند تا زبان پشتو را به‌عنوان یگانه زبان رسمی کشور در متن قانون اساسی به تصویب برسانند، اما اعتراض جدی مردم از یک‌ سو، و دفاع نمایندگان فارسی‌زبان قانون‌گذار از دیگر سو، از این امر جلوگیری کرد. سرانجام، پشتون‌ها پذیرفتند که رسمیت زبان‌های فارسی دری و پشتو را در قانون اساسی بگنجانند. بدین‌ترتیب، افغانستان کشوری دوزبانه شد و امکانات محدود مربوط به زمینه‌های آموزش‌ و پرورش و نیز قابلیت‌های مطبوعاتی و استعدادهای فرهنگی به دو نیم گردید. نیمهٔ نخست و سنگین‌ترِ آن به رشد زبان و ادب پشتو اختصاص یافت و نیمهٔ واپسین و سبک‌ترِ آن در راه ادامهٔ حیات زبان و ادب فارسی دری صرف شد.[۸]

ازاین‌پس، درحقیقت، قابلیت‌ها و استعدادهای محدود اقتصادی، ادبی و فرهنگی کشور، صرف طرح و عرضهٔ مفهومی واحد با دو صورت زبانی گردید و نتیجهٔ آن رخداد این شد که از یک سو، ادب فارسی دری سیر طبیعی و معمول خود را ازدست داد، و از دیگر سو، پاره‌ای از استعدادهای واژگانیِ فارسی در افغانستان مختل شد و از قوه به فعل نرسید و واژه‌های پشتو بر آن تحمیل شد و وجه زیبایی‌شناختیِ آن مخدوش و مغشوش گردید.[۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]


منابع[ویرایش]

  1. دانشنامهٔ ایرانیکا: سرواژهٔ AFGHANISTAN vi. Paṧto
  2. Penzl, Herbert; Ismail Sloan (2009). A Grammar of Pashto a Descriptive Study of the Dialect of Kandahar, Afghanistan. Ishi Press International. p. 210. ISBN 0-923891-72-2. Retrieved 2010-10-25. 
  3. دانشنامهٔ ایرانیکا: سرواژهٔ AFGHANISTAN vi. Paṧto
  4. همان منبع.
  5. Comrie, Bernard (1990). The World's Major Languages. Oxford University Press. p. 549.
  6. دانشنامهٔ ایرانیکا: سرواژهٔ AFGHANISTAN vi. Paṧto
  7. گنج بادآورده: «پته خزانه» در زیر ذره‌بین تحقیق و بررسی
  8. وب‌گاه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، سرواژهٔ "افغانستان"، ذیل «ادبیات فارسی در افغانستان»
  9. نجیب مایل هروی، سایه، ص۱۴۰-۱۴۱
  • فرهنگ جهانگیری
  • مقالهٔ عبدالحی حبیبی در سالنامهٔ کابل، سال ۱۳۲۵–۱۳۲۶ ه‍.ش، ص۲۴۸ به‌بعد.

پیوند به بیرون[ویرایش]