آمل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آمل
آمل
Amol-County-poster-2012.jpg
کشور  ایران
استان مازندران
شهرستان آمل
بخش مرکزی
نام(های) قدیمی آمارد، آمرد، آمنیوس، هفت شهر، آمارد، همرو، آمرداد، آموی، آمله، ایالت طبرستان،[۱]
مردم
جمعیت ۲۷۱۲۶۹ نفر
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۷۶ متر
از سطح دریاهای آزاد
آب‌وهوا
روزهای یخبندان سالانه ندارد
اطلاعات شهری
شهردار امیرسلیمانی
ره‌آورد برنج، غذاهای محلی، صنایع دستی، علم و فلسفه
پیش‌شماره تلفنی ۰۱۱ مرکز منطقه یک مخابراتی کشور[۲]
وبگاه پایگاه اطلاع رسانی شهرداری آمل
شناسهٔ ملی خودرو ایران ۷۲ ب، ۸۲ د، ۸۲ ق
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به شهر علم و فلسفه
شهر باستانی
هزار سنگر آمل خوش آمدید
موقعیت جغرافیایی و استراتژیک آمل که ورودی چند شهر مهم مازندران می‌باشد

آمل (دربارهٔ این پرونده تلفظ ) یکی از شهرهای استان مازندران در ایران است. این شهر با ۲۷۱۲۶۹ نفر جمعیت (بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰)[۳] در جلگهٔ مازندران و در دوسوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۳۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری، مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد. آمل از مراکز مهم جمعیتی، فرهنگی، گردشگری، صنعتی و تاریخی ایران به شمار می‌آید.[۴]

وجه تسمیه[ویرایش]

نام یکی از اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. نام شهر آمل در مازندران را دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند. واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالاً از قبیله باستانی (آ) مردها یا (آ) ماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی (mardio) یا آمردی (Amardio) آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را بر نهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و «آمل» بدل شد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیان‌گذارش «آمله» نیز می‌تواند باشد، چنان‌که در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده است و در جای دیگر پیرنیا می‌گوید این قوم مهاجر بادیه نشین بوده‌اند که به تاخت تاز در اراضی اقوام دیگر می‌پرداختند و به روزگار کوروش تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند، آمردها در حدود سه هراز سال پیش از میلاد نیز در حال پیدا نمودن سرزمین بوده‌اند. در اطلس شناسی آمده آمل از سرزمین‌های قدیمی بوده و دیرینه گی آن به درازای بلندی می‌رسد و مردمانش از آمردها هستند که اولین قوم در کنار دریا پارس اند. اردشیر می‌گوید؛ هزاران سال، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره‌های پیشین آن چندان روشن نیست. نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود، نام گروه مرد در نوشته‌ها «مارد» یا «آمارد» آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه‌های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می‌گیرد. رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوههای شمالی سمنان اقامت داشتند و دیگری آمردها که شهر آمل (آمرد همان آمل است چنان‌که پرد همان پل می‌باشد) به اسم آنها نامیده شد اولین گروه در حاشیه دریا در ایران بودند و مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود، از خاور به مرز ورگانا، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین (کاسپین، کاسو، کازاک یا قزاق) و از باخترن تا آن دست لنکران (قفقاز) و از جنوب خاوری به کومیسین (قومس یا دامغان) و از جنوب رکا (رک یا ری) و جنوب باختری به کسپین (قوزوین) و سرزمین مدی چسبندگی داشت.[۵]

  • پورداود نوشته است: «آمیانوس Ammianus در حدود سال ۳۶۰ میلادی کتاب خود را نوشت وی و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می‌کنند که در سواحل دریای خزر می‌زیستند و تیره‌ای از همین مردم در آسیای مرکزی، نزدیکی مرو رود جیحون (آمویه) بسر می‌بردند.»[۶]

با توجه به متن کتیبه‌های آشوری در نزدیکی شهر کنونی آمل مازندران فرض گردیده است، نکته جالب اینجاست که سرزمین اسپاردا یا ساپاردا نیز در همین منطقه در نظر گرفته شده است، این نام دقیقاً مشابه با نامی است که در کتیبه‌های پارسی باستان برای سرزمین لیدیه در غرب کشور کنونی ترکیه به کاربرده می‌شده است، مسلماً این نام با نام اسپارتا که هم نام استانی است در کشور ترکیه و هم نام شهری باستانی در یونان که نبرد ۳۰۰ تن از جنگجویان این شهر با خشایارشا شهرت جهانی دارد، شباهبت بسیار دارد.[۷]

  • واژه آمل، حرف «آ» در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد» داشته و «مُل» به معنی مرگ و «آمل» ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است. آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

تاریخچه[ویرایش]

آمل یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران و قدیمی‌ترین شهر مازندران است که در شمال ایران، استان مازندران قراردارد که مرکز شهرستان آمل است. آمل از شهرهای قدیمی و فلاتی ایران است که پیشینه آن به دوره قبل از اسلام می‌رسد. آمل پایتخت اقلیمی و رسمی اشکانیان بود و در دوران اساطیری منوچهر و بهرام و فریدون نیز پایتخت اساطیری ایران بود و در ادامه در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز، آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند. جاده شوسه‌ای که ساری و گرگان را به آمل وصل می‌کرد، درزمان او احداث شد. از این شهر با عنوان "پایتخت دنیای مسکون" به جهت بزرگی و عظمت آن یاد می‌شده است.[۸]

کتیبه‌ای از مارلیک، که از بقایای آمردها

ابن اسفندیار آمل را بازار جهانی روزگار خود معرفی و ذکر کرده بود. ابن راوی در کتاب خود آمل را بزرگتر از اصفهان و قزوین می‌خواند. بعضی از مورخان و جغرافی نویسان سابقه آمل را به دورهْ پیشدادیان و کیائیان نسبت داده‌اند و آثار آمل را به مادها نسبت داده‌اند. احتمالاً مردم آمل در زمان حکومت مهدی خلیفهْ عباسی، به دین اسلام گرویدند و بعد از آن بناهای اسلامی در آنجا ساخته شد. اوایل قرن هفتم حسام الدین اردشیر مرکزیت را از ساری به آمل آورد و قصر خود را در آنجا برپا داشت. در سال ۷۹۵ هـ. ق امیر تیمور گورکانی آمل و ساری را غارت کرد و فرمان قتل‌عام ساکنین آن‌ها را صادر کرد و سه قلعهْ مهم از جملهُ ماهان سر را با خاک یکسان کرد. از آن پس آمل رو به ویرانی نهاد. آمل جدید در جوار شمال آمل قدیم بنا شده‌است. ابن اسفندیار آملی، مؤلف کتاب تاریخ طبرستان نام شهر آمل را برگرفته از نام دختری افسانه‌ای به نام آمله می‌داند که دختر یکی از امیران دیلمی و همسر فیروزشاه، حاکم بلخ بوده‌است.[۹]

آماردها در کرانه‌های دریای آمارد در نقشه‌ای فرانسوی دیده می‌شوند.
  • راوی در مورد آمل این چنین ذکر می‌کند و شعر می‌سراید: رسیدم به آمل شهر هفت رنگ همه شاعر و عارف و مرد جنگ بزرگان ایران زمین و بزرگان شهیر ز میر حیدر فخر رازی و ابن جریر/در قباله‌های کهن مذکور است که معنی آمل به واژه طبری آهوش است وهش وهل مرگ را گویند و کنایه از این است که تو را هرگز مرگ مباد.[۱۰] به گفتهٔ مورخان امروزی نیز این قوم در غرب مازندران کنونی و شرق گیلان می‌زیستند.[۱۱] پیش از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران و سکنا گزیدنشان، اقوامی در منطقه شمالی رشته کوه البرز و در حاشیه جنوبی دریاچه خزر شده است، که به آماردها معروف بوده‌اند.[۱۲][۱۳]

خرابی بسیاری از شهرهای مرکزی و غربی ایران به دست سپاهیان جبه نویان و سبتای بهادر بود که در تعقیب محمد خوارزمشاه بودند.[۱۴] در ناحیه توس هر کدام از این دو سردار مغول از یک جهت به تعقیب خوارزمشاه حرکت کردند سبتای از شاهراه دامغان و سمنان راهی ری شد و جبه راه مازندران را انتخاب کرد و بعد از غارت آبادی‌های مازندران بخصوص آمل به ری رسید.[۱۵] فرهاد یکم پادشاه اشکانی (۱۸۱–۱۷۳ ق م) ماردها را در منطقه آمل مغلوب کرد. گفته می‌شود وی گروهی از این قوم را به سرزمین پارت در شمال خراسان کوچ داد و آنان در غرب آمودریا که آن را آمل زم نیز می‌خوانند، ساکن شدند.

تاریخچه اساطیری[ویرایش]

نام آمل شانزده بار در شاهنامهٔ سترگ فردوسی حکیم یاد شده است. نبردهای فریدون، آرش، ضحاک، کیخسرو و ... در زیر پای دیو سفید آمل انجام شده است. شهر آمل از روزگاران کهن همواره شهری آباد و پر رونق بوده است. نام آمل شانزده بار در شاهنامهٔ فردوسی یاد شده است. فریدون، پادشاه اسطوره‌ای که اژدهاک ماردوش را درون چاهی در دماوند کوه آویخت، خود پرورش یافتهٔ دامان البرز بود و پژوهشگران، پایتخت او را حوالی آمل می‌دانند و امروز نیز باشندگان لاریجان، دشت خرمی در پای دماوند را تخت فریدون مس خوانند. سال‌ها بعد، در عصر پادشاهی نوادهٔ وی، منوچهر شاه، سپاه توران از جیحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقی ایران را تصرف کرد، ولی به واسطهٔ مقاومت دلاورانهٔ ایرانیان، پشت دروازه‌های آمل زمین گیر شد و به موجب پیمان صلحی، آرش کمانگیر تیری از دماوندکوه در اطراف آمل تا فرارود در آسیای میانه رها کرد و جان داد و مرزهای ایران را باز تا آن سوی جیحون کران داد.[۱۶]

نسخه خطی شاهنامه: فریدون ضحاک را شکست می‌دهد.

آمل در زمان باستان[ویرایش]

طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالاً از ۷۶ هزار سال پیش محل زیست انسان بوده است. در ۱۳۳۰ ش کارلتون کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن (آمردها) اقوام ساکن کرانهٔ دریای خزر بوده است، در غارهای هوتو و کمربند واقع در مغرب بهشهر کشف کرد.[۱۷] از جملهٔ این اقوام رکانیان (هیرکانیان) یا (هرکانیان) در گرگان، تَپوران در منطقهٔ کوهستانی البرز، ماردها (مَردها) در مازندران و حدود آمل، و کادوسان (تالشان) در گیلان بودند.[۱۸] در روی سکه‌های ساسانی، نام شهرهایی که سکه در آن‌جا زده شده با علامت اختصاری مشخص گردیده است، «ام» علامت شهر آمل بوده است.[۱۹]

حوادث تلخ تاریخی[ویرایش]

مسیر لشکرکشی سرداران مغول به ایران. مسیر بازگشت جبه و سبتای از ایران با رنگ بنفش کمرنگ نشان داده شده‌است. خواندن حروف نقشه تنها با کلیک کردن و بزرگنمایی حداکثر نقشه میسراست.

از جمله حوادثی که منجر به کشتار و ویرانی در آمل گردید می‌توان به حوادث زیر اشاره کرد:

  • جنگ بین ساسانیان و سلطنت داران ایران در آمل که خندق‌های آمل و شهر آمل به کلی نابود شد.
  • بروز بیماری خطرناک طاعون که درسال ۱۱۹۸هجری رخ داد، شهروندان بیشماری رانابود گرداند و شهر به ویرانه‌ای تبدیل گشت.
  • در سال ۱۲۶۹ هجری بیماری وبا در آمل به جان مردم افتاد و عده‌ای از مردم شهر را از بین برد و دستخوش فنا کرد.
  • در سال ۱۳۳۶ هجری شمسی بیماری خطرناکی به نام بیماری مشمشه به آمل حمله کرد که افراد زیادی از شهروندان نابود و به دیار باقی شتافتند.
  • حمله چنگیز خان مغول و فرزندانش به تبرستان که طی آن شهرهای زیادی از جمله آمل ویران گردید ولی دوباره و به‌سرعت بازسازی شد.
  • حمله امیر مسعود به شهر آمل و جنگ با سادات علوی که این سلسله را منقرض کردند و مازندران و آمل را ضمیمه قلمرو حکومت خود کردند.
  • حمله سامانیان با اسپهبدان آمل و رویان که ویرانی و کشتار ظالمانه و بیشماری در پی داشت.
  • پس از تبعید سادات (مراعشه) به سمر قند و خوارزم و کاشغز بعد از آن صاحبقران (امیر تیمور۷۹۴ق) ساری و آمل را غارت کرد و تالان فرمود و قتل‌عام نمود و چنین ساخت که در تمامی آن خروس و ماکیانی نماند که بانگ کند و بیضه نهد؛ و بقیه السیف مردان که بودند گریختند. عورات پیر و ضعفا و اطفال به گرسنگی مردند چون که دیگر غله نمانده بود، خانه و آدمی نبود.
  • جنگ امیر تیمور گورکانی با پادشاهان مرعشیان آمل که ویرانی و کشتار ظالمانه و بیشماری در پی داشت و معروف است که از سرهای مردم بی گناه آمل و لاریجان در میر بزرگ مناره‌ای درست کرده و سرانجام سلسله مرعشیان را منقرض و به ترکمنستان تبعید نمود.
  • جنگ‌های شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی به آمل که طی آن خلق زیادی کشته شدند. ناگفته نماند که در این جنگها شهر و روستا بکلی ویران نشدند، زیرا ساکنین شهر معدودی باقی‌ماندند و دوباره شهر را آباد و به سرعت بازسازی کردند و کشاورزی و بازار را رونق دادند.
  • حمله آقا محمد خان قاجار به لاریجان و آمل که چندین ماه به طول انجامید و سرانجام با حمله آقا محمد خان قاجار و حمله محمد قلی خان مردم بی گناه لاریجان و آمل را کشتند و شهر را ویران کردند.[۲۰]
  • زمین لرزه سنگچال در تاریخ 01957-07-02 ۲ ژوئیه ۱۹۵۷ میلادی، برابر با ‎۱۱ تیر ۱۳۳۶، ساعت ۰:۴۲:۲۸ به زمان یوتی‌سی در مازندران رخ داد. ژرفای این زلزله ۳۵ کیلومتر بود. بزرگی آن ۷٫۱ در مقیاس Mw اعلام شده‌است. زمین‌لرزه به وقت محلی در روز سه‌شنبه، ساعت ۳٫۵ روی داده و منطقه زمانی آن یوتی‌سی +۳٫۵ بوده‌است. سازمان زمین‌شناسی آمریکا[۲۱] نیز جای این زمین‌لرزه را در مختصات ۳۶°۰۶′ شمالی ۵۲°۴۲′ شرقی / ۳۶.۱° شمالی ۵۲.۷° شرقی / 36.1; 52.7 و بزرگی آن را برابر با ۶٫۶ در مقیاس ریشتر اعلام کرده‌است. ژرفای گزارش شده از سوی این سازمان ۱۴ کیلومتر می‌باشد. شمار کشتگان زلزله حدود ۱۲۰۰ نفر بوده‌است.

محلات تاریخی آمل و طوایف[ویرایش]

آمل از جمله شهرهای کهن ایران است که شماری از عناصر کالبدی ارزشمند آن هنوز پا برجاست. در این شهر نیز فضای شهری به محلات متعدد تقسیم می‌شد که این امر اداره شهر را آسان می‌کرد. محله‌هایی مانند: مشایی محله، کاردگر محله، شاهاندشتی محله، کاشی محله، پایین بازار، نیاکی محله، قادی محله، گرجی محله، شهربانو محله، چاکسر، اسپه‌کلا، مصیبتان از محله‌های کهن و معروف این شهر هستند که در مرکز خود، فضای مذهبی، تجاری و خدماتی هم داشته‌اند. خط سیر بازار قدیمی آمل به خصوص محورهای آن نقش مهمی در تفکیک کالبد محله‌ای این شهر ایفا می‌کرد. رشد و گسترش کالبد بازار آمل به صورت تک محوری سبب شده است تا محلات مسکونی متعددی در پیرامون آن شکل گیرد. بازار اصلی آمل شامل: لمه‌سو راسته، نو راسته و چهارسوق (چارسو) است که به میدانی که تکیه مشایی‌ها در آن واقع شده ختم می‌شود. مسجد جامع آمل هم در همین منطقه قراردارد. این محله‌ها بر مبنای شاخصه‌هایی چون بستگی‌های طایفه‌ای شکل یافته‌اند و معمولاً تکیه‌ای که مرکز گردهمایی‌های طایفه‌ای می‌باشد در هر محل وجود دارد. طایفه‌هایی چون چلاوی (زرخونی، گنگرج، چمه بن، پاشاکلا، تیار، پاریمه، نجارکلا)، آملی (صرّافی، ظرفی، ظروفی، انورسالار، اعتضادی، جوان، زرگر، کاردگر، رودگر، کمانگر، چنان، نبی، دیر، سالار، چلابی، ساروی، غفاری، حکیمی، ایزدی، نیکزاد، خراسانی و کاشانی)، نیاکی (سادات و غیر سادات)، شاهان دشتی (سادات و غیرسادات)، مشائی (رجایی، اخوان، رضایی، شفیعی، تاجرمشایی، صمیمی، نیکپور، حبشی، کوهی، گشتاسبی، عالی‌نزاد)، گرجی، اسکی (قادی، درزی، امیری، رئیسی)، بهرستاقی (آهنگر، اردشیر، درویش، گریپ، بلقمی، بلر، قلباف، باتیجی، نوسر، اوک و بوستان)، نوائی (مجیدی، بلالی، گودرزی، حمزه، جغتا، ملا، ارزانی، درزی و خزات)، دلارستاقی (خواجه سلیمان، کهرودی، کیانی، رستگار، فولادوش، امیر، شیوخ، دیلم، موتن، پل وار، درکانی، یهری، متکان، میان دهی، واعظ جوادی، کرنی و مغولی)، ایرائی (رودگر، الیاس، طاهری، داوودی، آماک، گرشاسب)، امیری (سادات غیر سادات، از ساکنان اصلی لاریجان)، و گروه‌هایی چون لاسمی‌ها، نوری‌ها، لیتکوهی‌ها، کلشی‌ها (۱۴) در طی ادوار مختلف تاریخی در شهر ساکن شدند و محله‌های مخصوص به خود را شکل دادند. نظم اجتماعی مزبور تا امروز نیز کم و بیش در قالب اجتماعات آیینی (مراسم محرم و غیره) و رسوم اجتماعی (عروسی و غیره) قابل ردگیری است.[۲۲] ۱- نیاکی محله (حسینیه ارشاد) ۲-اسپه‌کلا(تکیه اسک) ۳-قادی محله (تکیه شهدا) ۴- کاردگر محله (مسجد امیری‌ها) ۵- مشائی محله (چهار سوق - تکیه مشایی) ۶- شاهاندشت محله (تکیه هاشمی) ۷- چاکسر محله (امامزاده قاسم) ۸- کاشی محله (مسجد جامع حاج علی کوچک) ۹- پائین بازار محله (تکیه آملی‌ها - حسینیه هدایت) ۱۰- گلباغ محله (مسجد جامع) ۱۱- گرجی محله (امامزاده تقی)[۲۳]

هر یک از محله‌های مسکونی فوق تقریباً دارای محدوده و مرز معین وتعریف شده هستند. این محدوده‌ها توسط حصار یا موانع کالبدی مشخص نمی‌شود، بلکه گذرها و کوی‌ها یا محدوده پلاکها محدوده هر محله را تشکیل می‌دهد.

آمل و اسلام[ویرایش]

نخستین فرمانروای عرب طبرستان، سُویدبن مقرن بود که از سوی برادرش، سعیدبن مقرن، در سال ۲۲ ه. ق به این ناحیه آمد. پادشاه طبرستان در این زمان، فرخان اسپهبدی بود که ناچار شد با سوید سازش کند. دومین کسی که به این منطقه لشکر کشید، سعید بن عاص بود و بعد آن اسپهبد جای آن را گرفت. حسن بن علی ملقب به ناصر کبیر، سومین فرمانروای علویان بوده است. سلسله علویان طبرستان، اولین حکومت شیعی مذهب (شیعه زیدیه یا چهار امامی) در جهان اسلام بوده است که در بین سال‌های ۲۵۰ تا ۳۱۶ هجری به تناوب در طبرستان (مازندران) حکومت کردند. پس از مرگ داعی کبیر، برادرش محمد بن زید معروف بن داعی، پس از درگیری با ابوالحسن احمد فرزند محمد بن ابراهیم و داماد داعی کبیر که خود را جانشین داعی کبیر می‌دانست، توانست حکومت علویان را به دست گیرد. پس از قتل داعی محمد یکی از علویان بزرگ مشهور به ناصر کبیر(۴۱) که سابقه دیرینه‌ای در همکاری با این نهضت داشت به خونخواهی وی قیام کرد اما مورد حمایت امرا قرار نگرفت و از طریق دامغان به ری گریخت. محمدبن هارون مدت یکسال و نیم بر طبرستان حکومت کرد، ولی بعد از این مدت به جستان دیلمی و حتی ناصرکبیر برای نجات طبرستان از سلطه سامانیان نزدیک شد و در سال ۲۸۹ه. ق عَلَم استقلال برافراشت و بر اسماعیل سامانی عصیان کرد، اما نهضتش توسط سامانیان سرکوب شد و طبرستان مدت سیزده سال تحت سلطه سامانیان قرار گرفت.[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷]

قلمرو علویان طبرستان و گیلان در اوج قدرت ایشان

در سال ۳۱۶ هجری حکومت علویان با مرگ داعی صغیر نابود شد و مردآویج زیاری حکومت مناطق جنوبی دریای خزر و نواحی بسیاری از ایران را بدست گرفت.[۲۸] پس از مرگ مردآویج چند نفر از سربازانش، سلسله‌ای جدید با نام آل‌بویه بنا نهادند و توانستند برای نخستین بار بغداد را ضمیمه قلمرو خود کنند.[۲۹] سلسلهٔ آل‌بویه توانست بیش از پیش تعالیم شیعی را رواج دهد، ولی در ۴۴۷هجری نابود شد و سلجوقیان قدرت یافتند. در این دوره همچنین فعالیات اسماعیلیان شدت گرفت و حسن صباح در الموت تشکیلاتی ایجاد نمود.[۳۰]

در سال ۶۱۶ه‍. ق با حملهٔ مغول به ایران، پادشاه ایران به آبسکون گریخت و یک سال پس از آن همان‌جا درگذشت[۳۱] در سال ۷۳۶ه‍. ق پس از مرگ آخرین حاکم مغولانِ ایران، که ابوسعید نام داشت، سرداران مغولی و حکام ولایات، ایران را تقسیم نمودند و به طور کامل بر دفتر و ایوان ایلخانی چیره شده و به آشوب و ناامنی دامن زدند.[۳۲] خلأ قدرت سیاسی در ایران پس از دوره ایلخانان به سیدها و درویش‌ها امکان داد تا تأثیر گذاری خود را اعمال کنند.[۳۳]مرعشیان یا مرعشیه یکی از دودمان‌های شیعی در تبرستان بود که در ۷۶۱ هجری قمری مقارن با ۱۳۵۹ میلادی، توسط میربزرگ مرعشی بنیان گذاشته شد و در ۱۰۶۴هجری برابر با ۱۵۸۲ میلادی توسط شاه عباس یکم صفوی با سلسلهٔ صفویان ادغام گردید و شاه عباس خود را پادشاه این دودمان نامید و بعد تصرف اولین شهر تشعیع در آمل و به خواسته مردم بنیان‌گذاری شد و در زمان زیدیه و علوی آمل مرکز بود.[۳۴]

نظامیه: نظامیه نام مدارسی بود که در زمان سلجوقیان برای آموزش علوم و فنون روز در شهرهای بزرگ جهان آن دوره؛ بغداد، نیشابور، آمل، قاهره و اصفهان، بلخ و هرات تأسیس شد.[۳۵]

جاذبه‌های تاریخی و گردشگری[ویرایش]

مهمترین جاذبه‌ها:[۳۶]

جاذبه‌های تفریحی[ویرایش]


دانشگاه و مراکز آموزشی[ویرایش]

فرهنگ و مراسم‌ها[ویرایش]

آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیلی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.[۳۷]

گسترش شهری[ویرایش]

آمل در گذشته دارای هشت دروازه بوده که ورود و خروج از شهر از طریق آن‌ها انجام می‌پذیرفته‌است. بعدها در امتداد این دروازه‌های تاریخی، بازارچه‌هایی احداث گردیدند تا نیاز مردم هر منطقه را تأمین نمایند و از مراجعهٔ مستمر مردم به بازارهای مرکزی جلوگیری شود. رفته‌رفته در پیرامون این بازارچه‌ها واحدهای مسکونی شروع به ساخت گردیدند و از همین روی بازارچه‌ها به هم متصل شدند و محله‌های جدیدی در گوشه و کنار شهر پدید آمدند. همچنین چهار دروازه اصلی به این شهر باز می‌شد و بعدها بعد خرابی خندق‌ها زیاد شکل شمایل دیگر در مکان‌های مرکزی و کناری شهر صورت گرفت.[نیازمند منبع]

صنعت و معادن و تولیدات[ویرایش]

آمل یکی از شهرهای صنعتی ایران می‌باشد که ۶۰٪ صنعت مازندران را در خود جای داده است، از صنایع بزرگ آن می‌توان به صنعت کارخانه‌ای، تولید برنج، تنباکو، چای، لبنیات، گندم، دام پروری، صنایع دستی، پرتغال، نارنج، سبزیجات، زغال و طلا نام برد که بعضی از ارقام‌های صادراتی ایران هستند؛ و آمل صنعتی‌ترین شهر مازندران و شمال کشور است. در طول تاریخ آمل به واسطه مرکزیت در منطقه البرز و واقع بودن در یک منطقه حاصلخیز به محل طبیعی برای مبادلات خارجی و ایرانی تبدیل شده بود، صاحب کتاب العالم نقل می‌کند که وقتی داخل شهر آمل شدم صدها تاجر بغدادی و یونانی دیده‌ام که برای خرید طلا و نمد طبری آمده بودند، آمل در مرکز راه تاریخی و کهن ایرانی قرار داشته و دارای مبادر خانه‌های عظیم بین راهی در قرن‌های سوم تا سیزدهم بوده است.[۳۸]

ورزش[ویرایش]

آمل از شهرهای ورزشی و مشهور است که سنت ورزشی آن والیبال، کشتی، بسکتبال و بدمینتون و رزمی است. اما هر ساله ورزش‌های فوتسال، تنیس، اسکواش، پینت بال، اتوموبیل‌رانی و شطرنج در سطح کشور و منطقه مقام‌آور می‌باشد. باشگاه والیبال کاله مازندران و باشگاه بسکتبال کاله مازندران پیام صنعت آمل و شهرداری آمل معروفترین تیم ورزشی این شهر است. از نظر امکانات ورزشی آمل برترین شهر مازندران است. همچنین تیم والیبال مازندران در لیگ پاسارگارد قهرمان شد و تیم به مرحله بین‌المللی رسید و تمام تیم هارا بدون شکست، شکست داد و در آن تیم چند آملی حضور داشتند. مجموعه مرعش، بزرگترین و مدرنترین مجموعه ورزشی سرپوشیده شمال کشور- مجموعه پیامبر اعظم-نشاط-مجموعه ورزشی آدمرس-ورزشگاه چمران-ورزشگاه‌های شهرک‌های آمل-ورزشگاه و سالن شهید حسن نژاده-ورزشگاه چهل شهید-پارک و سالن بانوان غدیر-حجاب-سالن‌های بلیارد و بولینگپ-یست اسکیت و چند ده ورزشگاه و مجموعه دیگرو دوازده مجموعه ورزشی خوصوصی، این ورزشگاها از ورزشگاه‌های رسمی آمل هستند.[نیازمند منبع]

ارتباط‌های بین‌المللی[ویرایش]

شهرهای هم پیوند و خواهرخوانده[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. DARYOUSH KARGAR. «دانشنامه ایرانیکا (برخط)»(انگلیسی)‎ (مقاله). ۲۰۰۶. بازبینی‌شده در ۲۲ مه ۲۰۱۱ میلادی. «Nišāpur, the city known also as Irānšahr (Moqaddasi, pp. 299-300; Ebn Faqih, p. 321)» 
  2. شرکت مخابرات مازندران
  3. درگاه ملی آمار ایران
  4. موقعیت جغرافیایی آمل
  5. [۱]
  6. [۲]فرمانداری شهرستان آمل
  7. قدمت نام آمل
  8. باشهرستانهای استان مازندران
  9. ابن اسفندیار (۶۱۳ه-ق)
  10. . حکیمیان، ۱۷، خواندمیر، ۲/۴۰۴، رابینو، ۵۸ابن‌اسفندیار، ۱۸۱، زرین‌کوب، ۵۴۶، اقبال، ۴۰، رابینو، ۷۰، بارتولد، ۲۴۳، کرزن، ۲/۶۰۹؛ محبوبی اردکانی، ۴۱، فرهنگ جغرافیایی ایران، ۳/۲۵، کرزن، ۱/۵۰۲–۵۰۳؛ بارتولد، ۲۴۳–۲۴۴
  11. تاریخ مازندران، اسمعیل مهجوری
  12. [۳]
  13. [۴]
  14. ستوده، «نقش مردم ایران در مدافعه از تهاجم مغولان»، ۴۰۷.
  15. اقبال آشتیانی، تاریخ مغول، ۵۳.
  16. درباره شهر اساطیری آمل
  17. (عسگری، 110)
  18. (بارتولد 233-234)
  19. [۵]
  20. سرزمین پارس -آمل
  21. The Preliminary Determination of Epicenters (PDE) Bulletin
  22. محله‌های تاریخی آمل
  23. (فرهنگ جغرافیایی ایران، 3/25).
  24. محمد بن حسن، ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، بی جا، انتشارات پدیده خاور، 1366ش، ص56.
  25. رابینو، ه. ل، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۳ش، ص ۲۲ و 24.
  26. محمدبن جریر طبری، تاریخ الرسول و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر1363ش، ج11، ص 4832-8.
  27. مطهربن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ؛ به اهتمام کلمان هوار، پاریس، 1899م، ج6، ص100.
  28. مجد، ۶۰.
  29. مجد، ۶۲.
  30. مجد، ۶۴–۶۳.
  31. مجد، ۶۸.
  32. مجد، ۷۲.
  33. «Marʿas̲h̲is».
  34. مرعشیان آمل پایتخت شیعه
  35. کتابخانه نظامیه آمل طبرستان
  36. «الیمستان آمل» در نوروز شما را می‌خواند + جاذبه‌های گردشگری و دیدنی آمل
  37. و هنر مازندران
  38. صنعتی‌ترین شهر استان مازندران
  • آمل بی مرگ است
  • وجه تسمیه
  • تاریخچه
  • آمل خاستگاه آمارد، نگاهی به بافت کهن شهر آمل، مهندس علیرضا اسلامی مقدم، ۱۳۸۹
  • آمل دروازه شمال کشور
  • کشف ۷۰۷ عدد سکه دوره هخامنشی در آمل
  • دورتینا ایران توریسم
  • ابن اسفندیار کاتب، حسن، ۱۳۲۰، تاریخ طبرستان، تصحیح عباس اقبال، چاپخانه مجلس، جلد اول، تهران.
  • اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان، ۱۳۷۳، تاریخ طبرستان، مقدمه، تحشیه و تعلیقات میترا مهرآبادی، انتشارات دنیای کتاب، چاپ اول، تهران.
  • بارتولد، ولادیمیر، ۱۳۷۲، تذکره جغرافیای تاریخی ایران، ترجمه حمزه سردادور، انتشارات توس، چاپ سوم، تهران.
  • رابینو، ه. ل، ۱۳۴۳، سفرنامه مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران.
  • رابینو، ه. ل. ۱۳۶۵، مازندران و استرآباد، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.
  • ستوده، منوچهر، ۱۳۷۴، از آستارا تا استرآباد (آثار و بناهای مازندران غربی)، انتشارات معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد و انجمن آثار و *مفاخر فرهنگی، جلد سوم، چاپ دوم.
  • سرزمین آمردها، جلد دوم، مازندران

پیوند به بیرون[ویرایش]