گویش کرشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

کُرُشی یا به بیان صحیح تر کورشی خود یک زبان مستقل نزدیک به زبان بلوچی است که در میان قومی تحت نام کورش که بیشترین تراکم جمعیتی آنها در هرمزگان شرق بندرعباس و منطقه جلابی می باشد و همچنین به صورت پراکنده در نواحی مختلف استان فارس و میان ساربانان رایج است[۱]، متکلمان این زبان در استان فارس در سال ۱۹۹۲ حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ نفر اعلام شده‌اند[۲] مردمان کورش خود را بازمانده کورش بزرگ بنیانگذار سلسله هخامنشی می دانند . در استان فارس آنها را«دارغه dârye» نیز می‌نامند. دارغه شکل تغییر یافته داروغه به معنی پاسبان و نگهبان است و به علت اینکه این شاهزادگان بی نام و نشان سالهای متمادی در مشاغل نظامی و انتظامی مشغول خدمت بوده اند این نام بر آنها جاری شده است . ref: وبلاگ قوم کورش . لغت نامه زبان کورشی به انضمام تاریخچه . علی تیماس روزنامه نگار در هرمزگان . کورش‌ها گرچه امروزه تعداد زیادی تحصیلکرده و دانشگاهی دارند معهذا شترداری و کشاورزی و دامداری در حاشیهٔ شهرها و روستاها، جزو مشاغل آنان است یا با تشکیل روستاهای مستقل اسکان یافته‌اند،تعدادی از آنها خصوصادر استان فارس شیوهٔ دامداری و زندگی عشایری را رها نکرده‌اند و به پرورش بز و گوسفند و بعضاً گاو مشغولند. غیر از تعدادی از کورش‌ها که هنوز کوچ می‌کنند و در پی مراتع مناسب در طی سال به سرحد و گرمسیر می‌روند، تعداد زیادی از آنان در نقاطی از جمله بالاده کازرون، کرش آباد منطقه دژگاه فراشبند و دادین و جدول ترکی و شور عبدل خانی در سمت جنوب و شمال بالاده و نقاطی در طول فیروزآباد تا خنج، فداغ و بیرم لارستان، برخی قسمتهای بخش علامرودشت لامرد و چاه سرخ مرودشت و احمدآباد شیراز و همچنین اطراف بندرعباس و میناب پراکنده‌اند. . این قول از زبان پیران کورش نیز شنیده شده است که خود را تیره‌هایی از طایفه فارسی مدان می دانند .واژگان زیر به خوبی نشان می‌دهد که کورشی شاخه‌ای از زبان های پارسی باستان نزدیک به زبان بلوچی است و ارتباطی با ترکی قشقایی ندارد.[۳] زبان کورشی (Koroshi) جزئی از زبان‌های شمال غربی ایرانی است. جایی که زبان بلوچی در آن واقع شده است. این لهجه در تقسیم‌بندی زبانشناسی بخشی از لهجه‌ها و شاخه‌های زبان بلوچی قرار می‌گیرد. چون این لهجه خارج از محدوده جغرافیایی بلوچستان قرار گرفته است کمتر مورد توجه قرار گرفته است. زبان کورشی به علت همسایگی با زبان فارسی بسیاری از ویژگی‌های این زبان را به خود گرفته است.

آواشناسی[ویرایش]

واکه‌ها: - کوتاه: â, a, e, i, o, u - بلند: â:, ā, ē, ī, ō, ū همخوان‌ها: سایشی: ð مانند ‘sað’ یا صد سایشی کامی صدادار: ɣ سایشی چاکی: مانند ‘اره” کامی: مانند ‘g’ و ‘k’

دستور[ویرایش]

فعل‌ها: - نشان مصدر ساز: -ag یا اگ اسم: پسوند ‘-یوک’ اسم را شناسه می‌کنند. مانند golâbi-yok یا گلابیوک همان گلابی در فارسی است.

- نشانه “i” در این لهجه اسم را به نکره مبدل می‌کند. مثلاً چوکی (بچه‌ای) - اسم‌ها توسط پسوندهای ‘گل’ یا ‘اوبار’ جمع بسته می‌شوند. مثلاً مردینگال (مردها) یا سیب-اوبار (سیب‌ها) - برعکس فارسی صفت‌ها قبل از اسم قرار می‌گیرند. مثلاً سیاهین انگور (انگور سیاه)

لغات[ویرایش]

در اینجا چندین لغت که در این لهجه وجود دارد با معادل فارسی و بلوچی آنها آورده شده است. - کشنگ (فارسی =قشنگ -بلوچی= شر) - نگن (نان – نگن) - تاریک (تاریک – تهار) کننگ (خندیدن – کندگ) گاد (باد – گوات) مثال‌های از جمله‌ها - ای چین (i či-yen?) = این چیست؟ - علی کو اِن (ali ko-yen?) = علی کجاست؟ کید منا گونکی جد (kayad manâ ganki jad?) = چه کسی مرا صدا زد؟درباره لهجه کرشی

منابع[ویرایش]

  1. FĀRS viii. Dialects
  2. Ethnologue report for language code: ktl
  3. بررسی اجمالی گویش کرشی- نامه فرهنگستان بهمن ۱۳۸۳; ۱(۳ (ضمیمه گویش شناسی)):۳۹-۵۶.

پیوند به بیرون[ویرایش]

بررسی اجمالی گویش کرشی