پرش به محتوا

زازاکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
زبان زازاکی
وضعیت رسمی
تنظیم‌شده توسطمؤسسهٔ زبان زازایی
کدهای زبان
ایزو ۱–۶۳۹diq
ایزو ۲–۶۳۹diq
ایزو ۳–۶۳۹zzz

زازایی، زازا یا زازاکی[۱][۲][الف] یکی از زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال‌غربی است که در شرق آناتولی (ترکیه) توسط مردم زازایی صحبت می‌شود. شمار زازازبانان را تا حدود ۴ میلیون تن نیز برآورد می‌کنند.[۳] زازا زبانان با جمعیتی حدود ۲ تا ۳ میلیون نفر، چهارمین گروه قومی بزرگ ترکیه را پس از ترک‌ها، کردها و عرب‌ها تشکیل می‌دهند.[۴][۵][۶] زبان زازایی از نظر دستور زبان، ژنتیک، زبان‌شناسی و واژگان با زبان‌های تالشی، آذری، تاتی ایران، سنگسری، سمنانی، گیلکی و مازندرانی که در کرانه دریای مازندران و ایران مرکزی صحبت می‌شوند، ارتباط نزدیک دارد.[۷][۸][۹][۱۰] زبان زازایی همچنین شباهت‌های قابل توجه با زبان پارتی (پهلوی اشکانی) که یک زبان منقرض‌شده‌ی شمال غربی ایرانی دارد.[۱۱] این زبان اساساً از دو گویش اصلی، گویش شمالی و گویش جنوبی تشکیل شده است.[۱۲][۱۳][۱۴] بیشتر زازازبانان در شرق و جنوب شرق ترکیه ساکن هستند. زازاها پس از ترک‌ها، کردها و عرب‌ها چهارمین گروه قومی بزرگ ترکیه را تشکیل می‌دهند.[۴][۵] زبان کردی برای مردم زازایی غیر مفهوم است و درک متقابل زبانهای کردی و زازایی کاملاً کم است.[۱۵] زبان زازایی قبلاً دارای لهجه‌هایی است که در ترکیه صحبت می‌شود.[۱۶][۱۷]

کلان‌زبان

[ویرایش]

زبان زازایی توسط مراجع زبان‌شناسی بین‌المللی به عنوان یک کلان‌زبان طبقه‌بندی شده است. موسسه زبان شناسی بین المللی ( SIL Global) زبان زازایی را به عنوان یک کلان‌زبان که متشکل از گویش‌های زازایی جنوبی (diq) و زازایی شمالی (kiu) طبقه‌بندی می‌کند.[۱۸] دیگر مراجع زبان‌شناسی بین‌المللی اتنولوگ و گلاتولوگ نیز زبان زازایی را به عنوان یک کلان‌زبان متشکل از دو گویش مجزا, زازایی جنوبی و زازایی شمالی, طبقه‌بندی می‌کنند.[۱۹][۲۰]

تاریخچه زبانی

[ویرایش]

زبان زازا از دید زبان‌شناسی به شاخه ایرانی گروه اصلی هند و ایرانی از خانواده زبان‌های هند و اروپایی تعلق دارد.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] زبان زازایی از دید دستور زبان، ژنتیک، زبان‌شناسی و واژگان با زبان‌های تالشی، پارسی آذری، سنگسری، سمنانی، تاتی، گیلکی و مازندرانی که در کرانه دریای مازندران و ایران مرکزی صحبت می‌شوند، ارتباط نزدیک دارد.[۲۵][۲۶] لودویگ پل نشان داد و فاش کرد که زازایی به زبان تالشی، آذربایجانی قدیم و اشکانی که یک زبان مرده ایرانی است نزدیک است و شباهت‌های زیادی با این زبان‌ها دارد[۲۷] و تغییرات صوتی که کردی در طول تاریخ متحمل شده است در زازایی وجود ندارد.[۲۸] به همین ترتیب، در مطالعه ای که در منطقه الازیغ-کبان انجام شد، مشخص شد که درک متقابل بین زازاها و کرد زبانان بسیار کم است.[۲۹] اولین تحقیق در مورد زبان زازایی در سال ۱۸۵۶ با گردآوری‌های زبان‌شناس پیتر لرچ آغاز شد. لرچ به روسلو رفت، جایی که سربازان عثمانی که در جریان جنگ کریمه به اسارت روس‌ها درآمده بودند، در میان سربازان عثمانی اصالتاً زازا[۳۰] در آنجا رفت و آمد کرد و تالیفات زیادی در زازا ساخت. لرچ این آثار را به ترتیب در سالهای ۱۸۵۶، ۱۸۵۷ و ۱۸۵۸ در سه جلد در روسی منتشر کرد. بعدها، مولر در مطالعه خود زازایی را به عنوان یک گویش فارسی ارزیابی کرد، اما همچنین تشخیص داد که زازایی قدیمی تر از کردی و فارسی است و زازایی از نظر توسعه تاریخی با کردی و فارسی متفاوت است[۳۱] این دیدگاه مولر بعدها توسط ف. سپگل (۱۸۷۱)، و. توماسچک (۱۸۸۷)، و. گایگر (۱۸۹۱–۱۹۰۱) و ا. سوچین (۱۹۰۱) پشتیبانی شد.[۳۲]

نخستین پژوهشگر که زبان زازا را مورد بررسی قرار داد و آن را به تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، اسکار مان، زبان‌شناس آلمانی بود. در سال ۱۹۰۵ /۱۹۰۶ زبانشناس آلمانی اسکار مان از سوی آکادمی علوم پروس برای مستندسازی و تحلیل زبانی زبانهای ایرانی غربی مأمور شد. اسکار مان گردآوری‌های جامع زازا و ضبط‌های زبانی را در مناطق بینگول و سیورک انجام داده است. اسکار مان که زازایی را از نظر آوایی، صرف‌شناسی، واژگان (لغت‌شناسی) و ریشه‌شناسی بررسی کرد، به این نتیجه رسید که زازایی گویش فارسی یا کردی نیست، بلکه به خودی خود زبانی جداگانه است. اسکار مان در نتیجه تحقیقات خود گفت: «دیدگاهی که قبلاً از جانب من دفاع شده است تأیید شده است، یعنی زازایی مطلقاً ربطی به کردی ندارد و من تمام صرف فعل‌های عجیب گویش شمالی فارسی میانه متون تورفان را در زبان زازایی می‌بینم[۳۳] پس از مرگ اسکار مان، کارل هادانک کتاب "Mundarten der Zaza" را با تحلیل‌های دستوری در سال ۱۹۳۲ منتشر کرد. هادانک در این کتاب به وضوح زازایی را خارج از کردی طبقه‌بندی کرده است.[۳۴] جایگاه زبان زازایی در زبان‌شناسی، پس از اسکار مان (۱۹۰۶) و کارل هادانک (۱۹۳۲)، توسط دیوید نیل مکنزی (۱۹۶۱)، گرنوت ویندفور (۱۹۸۹)، یوست گیپرت (۱۹۹۶) و بسیاری از پژوهشگران زبان‌شناس دیگر مورد بررسی قرار گرفت و دیدگاه اسکار مان تأیید شد.[۳۵]

جایگاه زازایی در تاریخ زبان‌شناسی معاصر مورد بررسی بسیاری از زبان شناسان مانند اسکار مان (۱۹۰۶), کارل هادانک (۱۹۳۲), دیوید نیل مکنزی (۱۹۶۱–۹۵), گرنوت ویندفور (۱۹۸۹), یوست گیپرت (۱۹۹۶), :ودویگ پال (۱۹۹۸) و مقامات بین‌المللی زبان اتنولوگ،[۲۰] گلاتولوگ[۳۶] و دانشنامه ایرانیکا[۳۷] قرار گرفته و در نوع خود به عنوان یک زبان ایرانی غربی مشخص شده است.[۳۸]

توزیع جغرافیایی

[ویرایش]

محدودهٔ سکونت زازاها، مناطق غربیِ کردستان ترکیه شامل درسیم، الازیغ، ارزنجان، ملاطیه، سیواس، مرعش و دیاربکر است که البته در بسیاری مناطق با کرمانج‌ها در مناطق مشترکی زندگی می‌کنند، از جمله در دیاربکر. اکثر زازاها قادر به تکلم به کردی کرمانجی نیز می‌باشند. زازایی زبانی است که تقریباً ۲ تا ۳ میلیون نفر در حوضه فرات علیا و دجله در شرق آناتولی به آن صحبت می‌کنند، اگرچه تعداد دقیق آن مشخص نیست. جاهایی که زازایی بیشتر صحبت می‌شود و زازاها بیشتر زندگی می‌کنند عبارتند از: بینگول (در همه مناطق)، استان تونجلی، (در همه مناطق), الازیغ (منطقه شرقی، شمال و جنوب)، دیاربکر (مناطق شمالی و غربی چرمیک، چنگوش، ارغانی، اغیل، دیکل، لیسه، هانی، کولپ، هازرو، اورفا (مناطق سیورک، هیلوان)، موش (منطقه وارتو)، سیواس (مناطق زارا، اولاش، کانگال)، آدییامان (منطقه گرگر)، ارزنجان (مرکزی، ترجان، چاییرلی)، رفاهیه و گهگاه در سایر ولسؤالی‌ها)، بتمن (بتمن، کوزلوک)، بیتلیس (موتکی، تاتوان)، مالاتیا (منطقه شرقی)، اردهان (دو روستای گوله)، آکسارای (منطقه ایکجیک) و ارزروم (هینیس، تکمان، آشکاله)، چات و گهگاه در مناطق دیگر). زبان زازا با نام‌های زازا، زازایی، دیمیلی، دیملی، دیمیلکی نیز شناخته می‌شود[۳۹][۴۰][۴۱] و همچنین با نام‌های زازا و دیملی شناخته می‌شود. زبان زازایی را یکی از زبان‌های ایرانیِ شمال غربی می‌دانند که به زبان‌های گیلکی، مازندرانی و تالشی بسیار نزدیک است.[۴۲][۴۳] گلاتولوگ زبان زازایی را زیرمجموعه زبان آذری معرفی می‌کند.[۴۴] برخی زبان‌شناسان بر این باورند که زازایی زبانی مستقل در بین زبان‌های ایرانی است و نام اصلی زازاها یعنی «دیملی» نیز شکل دگرگون‌شدهٔ واژهٔ دیلمی است و خاستگاه این مردم نیز منطقهٔ دیلمستان در غرب رشته‌کوه البرز و جنوب گیلان حدس زده شده است؛ و زازایی نیز شکل نوین زبان دیلمی است.[۴۵] این فرضیه از نظر ژنتیک (نسل‌شناسی) تقویت نمی‌شود. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که اصل دیمیلی بومی خاور آناتولی بوده و از نظر نسل‌شناسی از همسایگان کرمانج خود غیرقابل تشخیص و جدایی هستند و تنها از نظر زبانی با جنوب دریای خزر پیوند دارند.[۴۶] به یکی از ریزابه‌های دجله دیاله می‌گفتند که دجله کوچک یا دیله کوک نیز خوانده می‌شد. دهخدا نام دجله را از معجم البلدان دیلکه نقل نموده است و گفته است در کتیبه‌ها به‌صورت دگلت بوده است.[۴۷] نواحی شمالی رود دجله دیلمان نامیده می‌شدند و طبق بندهش دجله رود از دیلمان بیاید و به خوزستان به دریا ریزد.[۴۸]

طبقه‌بندی زبانی

[ویرایش]

زازایی از نظر زبانشناسی زبانی است متعلق به شاخه ایرانی از گروه اصلی هند و ایرانی خانواده زبانهای هند و اروپایی. زازایی یک زبان ایرانی غربی از شاخه شمال غربی این گروه است. زازایی در زبان‌شناسی به خودی خود یک زبان جداگانه (جدا از کردی) محسوب می‌شود و به گفته اتنولوگ، همراه با زبان گورانی بخشی از یک زیر گروه ژنتیکی به نام زبان‌های زازا-گورانی است.[۴۹][۵۰]

گلاتولوگ زازایی را همراه تالشی، تاتی ایران و گویش‌های رایج در سواحل جنوبی دریای خزر در گروه زبان‌های آذری برگرفته از آذری قدیم طبقه‌بندی می‌کند.[۱۲][۵۱] زبان‌شناس آلمان یوست گیپرت و زبان‌شناس بلژیکی پریر لکوک زازایی را همراه با تاتی ایران، تالشی و سنگسری در گروه زبان‌های گرگانی (هیرکانی، کورکان), با اشاره به منطقه تاریخی گرگان در جنوب دریای خزر، طبقه‌بندی کردند.[۵۲] به گفته زبان‌شناس و ایران‌شناسی لودویگ پل، زازایی به گورانی و آذربایجانی قدیم، زبان مرده ایرانی، و تالشی نزدیک است. پل تشخیص داد که زازایی به زبان‌های تالشی، تاتی ایران، سمنانی، سنگسری وزبان‌های مرده ایرانی آذربایجانی قدیم و اشکانی قدیم نزدیک است و شباهت‌های زیادی با این زبان‌ها دارد و تغییرات صوتی که کردی در طول تاریخ متحمل شده است در زازایی وجود ندارد.[۲۷][۵۳] به همین ترتیب، در مطالعه ای که در منطقه الازیق-کبان انجام شد، مشخص شد که درک متقابل بین زازایی و کرد زبانان بسیار کم است.[۵۴]

همچنین زازایی همانندی‌های نزدیکی با زبان اورامانی و گویش باجلانی دارد و به این خاطر، زبان‌شناسان این سه گویش را درون خانواده‌ای به نام زازا-گورانی قرار می‌دهندو آن را زبانی جدا از کردی در شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی درنظر می‌گیرند.[۵۵][۱۴][۵۶]

گویش‌های زبان زازایی

[ویرایش]
سه گروه گویش اصلی زبان زازایی در ترکیه:[۵۷] شمال (آبی روشن)، مرکزی (قرمز)، جنوب (آبی تیره).

بر اساس گزارش مؤسسه زبان زازا فرانکفورت[۵۷] و پروفسور دکتر ل. پل[۵۸] زبان زازا به سه گویش اصلی تقسیم می‌شود: شاخه شمالی، مرکزی و جنوبی. علاوه بر این، زبان زازایی دارای گویش‌های انتقالی و حاشیه ای نیز می‌باشد که جایگاه ویژه ای دارند و نمی‌توان آنها را به‌طور کامل در هیچ گروه گویشی قرار داد. در زازایی کلمات از ناحیه ای به منطقه دیگر دستخوش تغییرات صوتی گوناگون شده‌اند. علاوه بر تفاوت در تلفظ، گویش‌های زازا ممکن است در واژگان خود نیز متفاوت باشند. با گذشت زمان، برخی از کلمات اهمیت خود را از دست دادند، یا به کلی فراموش شدند و به شکل‌های دیگر کلمه تبدیل شدند یا استفاده از آنها در پس زمینه یا رتبه سوم قرار گرفت. ویژگی‌های مشخصی وجود دارد که گویش‌های شمالی، مرکزی و جنوبی را از یکدیگر متمایز می‌کند. تقسیم زازاها به سه فرقه (حنفی، شافعی، علوی) به شکل‌گیری گویش‌ها کمک کرد:

  • زازایی جنوبی (توسط زازاهای حنفی):[۵۷] دیاربکر، شانلی‌اورفه، آدیامان، الازی، چرمیک، سیورک، گرگر، چونگوش، موتکی، آکسارای، سریز، کولپ، لیس، ارگانی، مادن.
  • زازایی مرکزی (توسط زازاهای شافعی):[۵۷] پالو، بینگول، هانی، الازیغ، پیران (دجله).
  • زازایی شمالی (توسط زازاهای علوی):[۵۷] تونجلی، گوموشانه، ارزروم، سیواس.

آواشناسی

[ویرایش]

زبان‌هایی که از نظر دستور زبان، ژنتیک، تاریخ و تکامل زبان درزمانی و واژگان پایه به زبان‌ زازایی نزدیک‌ترند، زبان آذری تالشی، تاتی ایران، سنگسری، سمنانی، گیلکی و مازندرانی هستند که در سواحل دریای خزر و شمال ایران صحبت می‌شوند.[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳] زبان زازایی همچنین از نظر آواشناسی، صرف، نحو و واژگان، شباهت‌های قابل توجهی با زبان پارتی، یک زبان مرده شمال غربی ایرانی، دارد.[۶۴] از آنجایی که آنها کمتر از مصوت‌ها تغییر می‌کنند، صامت‌ها اساس زبان‌شناسی فرگشتی تاریخی زبان‌ها و طبقه‌بندی گروه‌های زبانی را تشکیل می‌دهند. برای تمایز زبان‌های ایرانی غربی به شمال غربی و جنوب غربی در چارچوب زبان‌های ایرانی، معیارهای خاصی از جمله کلمات موروثی از نظر هم‌زبانی‌ها (isoglosses) به عنوان مبنا در نظر گرفته می‌شوند. تشکیل حروف صامت (isoglosses) که اساس تکامل تاریخی زبان‌ها و طبقه‌بندی گروه‌های زبانی را تشکیل می‌دهند، در زبان یی تقریباً همان زبان‌های تالشی، تاتی ایران و برخی از زبان‌های مرکزی ایران است. زبان زازایی کمربندی با زبان‌های تاتی ایران، تالشی سنگسری، سمنانی وگیلکی در میان زبان‌های ایرانی شمال غربی را تشکیل می‌دهد. این کمربند از نظر جغرافیایی توسط گویشوران فارسی، آذربایجانی و کردی به دو بخش تقسیم می‌شود: زبان‌های زازایی، تالشی و تاتی در بخش غربی و سمنانی، سنگسری، گیلکی (و دیگر گویش‌های خزری/مرکزی) در بخش شرقی. روی هم رفته، از زازایی، تاتی و تالشی گرفته تا کردی و فارسی، زبان‌های ایرانی غربی به ترتیب کمتر باستانی هستند. بر خلاف کردی، زبان زازایی به شدت ریشه‌های همخوانی پروتو-هندواروپایی، شبیه تاتی ایران، و تالشی را حفظ کرده است. زبان زازایی، به همراه تالشی و تاتی، در غربی‌ترین بخش زبان‌های ایرانی غربی قرار دارد، از سوی دیگر، فارسی و کردی در شرقی‌ترین بخش آن قرار دارند:[۶۵][۶۶]

زبان نیاهندواروپایی پارتی آذری/تاتی زبان زازایی تالشی سمنانی کاسپین زبان‌هایمرکزی بلوچی کردی زبان فارسی
*ḱ/ĝ s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z s/z h/d
*kue -ž- -ž- -ĵ- -ĵ, ž- -ĵ- -ĵ-, ž, z -ĵ- -ž- -z-
*gue ž ž (y-) ĵ ž ĵ,ž ĵ ĵ ž z
*kw29 ? isb esb asb esp s esb ? s s
*tr/tl hr (h)r (hi)r (h)*r (h)r r r s s s
*d(h)w b b b b b b b d d d
*rd/*rz r/rz r/rz r/rz rz l/l(rz) l/l l/l(rz) l/l l/l l/l
*sw wx h w h x(u) x(u) x(u), f v x(w) x(u)
*tw f u w h h h h(u) h h h
*y- y y ĵ ĵ ĵ ĵ ĵ (y) ĵ ĵ ĵ

دستور زبان زازایی

[ویرایش]

گرامر

[ویرایش]

اگرچه زازایی با زبان‌های همسایه تعامل داشته است، اما می‌توان گفت که ساختار خود را از نظر دستوری و واژه‌های میراثی از دوره ایران میانه بسیار خوب حفظ کرده است. به غیر از مبادله کلمات از زبان‌های همسایه یا غالب، در سایر حوزه‌های زبان تعامل چندانی وجود ندارد. از نظر فرهنگی، زازاها به عنوان مردم بومی، ویژگی‌های مشترک بسیاری با مردم همسایه دارند. اگر با توجه به شرایطی که در آن پیدا شده و توسعه یافته ارزیابی شود، دایره واژگانی غنی دارد. ریشه‌های فعل پسوندهای زمان در زازایی با پسوند n/ant پس از ریشه، مشترک با سمنانی، سنگسری، مازندرانی، تالشی، تاتی ایران، گیلکی و دیگر زبان ها/گویش‌های سواحل دریای خزر تشکیل می‌شود:[۶۷][۶۸]

فارسی زازایی سمنانی گیلکی تاتی تالشی
"می‌رو-" ši-n- še-nn- šu-n- še-nd- še-d-
"می‌آی-" ye-n- ā-nn- ā-n- āmā-nd- ome-d-
"می‌کن-" ke-n- ke-nn- kū-n- kö-nd- kerd-ed-
"می‌گوی-" vā-n- vā-nn- gū-n- ot-n- vot-ed-
"می‌بین-" vīn-en- ? ī-n- vīn-n- vīn-d-
فارسی زازایی سمنانی گیلکی سنگسری تاتی تالشی
می‌روم ez ši-n-a a še-nn man šu-n-em a šu-nd men še-nd-en ez še-d-am

جنس

[ویرایش]

جنس دستوری (تقابل مذکر و مؤنث) در تمام صرف‌شناسی زازایی اعم از اسم، صفت، ضمیر و صرف فعل وجود دارد.[۶۹][۷۰] جنسیت دستوری موجود در زبان نیاایرانی تا حد زیادی در زازایی ثابت مانده است، به جز جنسیت خنثی.[۷۱][۷۲] در زبان زازایی اسامی، صفت‌ها، صرف فعل همیشه جنس دستوری دارند. این جنسیت می‌تواند مذکر یا مؤنث باشد. جنسیت اسامی را در ساده‌ترین حالت می‌توان از پسوند آن‌ها شناسایی کرد. پسوند o نشان دهنده صفتهای مذکر، پسوند a نشان دهنده صفتهای مؤنث. در زبان زازایی، پسوند مونثِ زبان نیاایرانیā به صورت پسوند بدون تأکید –e[] در گویش شمالی و به صورت -ı در گویش جنوبی زازا باقی ماند. [۷۳][۷۴]

در کنار زبان زازایی، زبان‌های سمنانی و تاتی نیز همین شکل پسوند (–ā) مونث را دارند. برای مثال، کلمه «خر» در زازا و «her» در سمنانی و تاتی «xar»:[۷۵]

در حالی که کلمات her و xar به خر (الاغ) نر در زازا، سمنانی و تاتی، اشاره دارند, شکل مؤنث کلمات her و xar، به ترتیب، کلمه‌ای با پسوند –e، در زبان زازایی her و در سمنانی و تاتی xára, به خر (الاغ) ماده اشاره دارد.

غیر از زبان‌ زازایی، زبان‌های ایرانی مانند زبان سمنانی، زبان سنگسری، زبان تاتی ایران، هزاررود، چالی، تاکستانی، کجلی، خلخالی، کرانی، لردی، دیزی، سگزآبادی، اشتهاردی، آشتیانی، آمره‌ای، الویری، ابیانه‌ای، جوشقانی, ابوزیدآبادی و فریزندی زبان سیوندی، کالی، فارسیدی، دلیجانی، جوشقانی، ابیانی نیز جنسیت دستوری (مذکر - مؤنث) را که از زبان نیاایرانی به ارث رسیده حفظ کرده‌اند. [۷۶][۷۷][۷۸] [۷۹][۸۰][۸۱] [۸۲][۸۳][۸۴] تمایز جنسیت دستوری بر اساس تمایز مذکر-مونث در سایر زبان‌های هندواروپایی مرتبط با زازایی مانند زبان فرانسوی، زبان اسپانیایی، زبان ایتالیایی، زبان ونیزی، زبان ایرلندی، اسکاتلندی، زبان لیتوانیایی و زبان لتونیایی نیز حفظ شده است (مذکر-مونث).

به عنوان یک ویژگی زبانی منحصر, در میان تمام زبان‌های شمال غربی ایرانی، تنها در زبان‌های زازا، سمنانی، سنگسری و تاتی، جنسیت دستوری در افعال وجود دارد.[۸۵][۸۶][۸۷][۸۸][۸۹] و برخلاف دیگر زبان‌های شمال غربی ایرانی، زازایی و برخی از گویش‌های تاتی جنسیت دستوری را در دوم شخص مفرد نیز دارند.[۹۰] علاوه بر اسم، صفت و فعل، در زبان‌های زازایی، سمنانی و گویش‌های تاتی جنسیت دستوری در ضمایر اشاره نیز مشخص می‌شود:[۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵]

فارسی زازایی سمنانی تاتی[ب] تاتی[پ] تاتی[ت] تاتی[ث][۹۶] تاتی[ج][۹۷]
این (مذکر) eno en eno na əm ém am
این (مؤنث) ena ena enona nā əma éma ama

حالت دستوری

[ویرایش]

در نظام اسمیِ تمامی گویش‌های زازایی، معمولاً میان دو جنس مذکر و مؤنث تفاوت وجود دارد. در صرف اسم، دو حالت فاعلی و غیر فاعلی وجود دارد. در زازایی دو حالت دستوری، حالت فاعلی و حالت مفعولی وجود دارد. یکی از آنها ریشه در پسوند تخصیص -ahya دارد که قدمت آن به زبان نیاایرانی می‌رسد. و در زبان‌هایی مانند تالشی، تاتی ایران و سمنانی نیز وجود دارد که زازایی با آن‌ها گروهی از زبان‌های شمال غربی ایرانی را تشکیل می‌دهد:[۹۸][۹۹]

پدر پدر (غیرمستقیم)
زازایی r
تالشی r
سمنانی pia piär
تاتی pia piar
فارسی میانه pid pidar

علاوه بر جدول، مادر (غیرمستقیم) و مادر (مستقیم), mā -> mār در زازایی, mâ -> mâr در تاتی, mā -> moār در تالشی و بردار (غیرمستقیم) و بردار (مستقیم) bıra -> bırar در زازایی, bera -> berar در تاتی and bäre -> bärār در سمنانی هستند.[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲] در عبارات اسمی و صفتی، درست مانند اسم در عبارت اسمی، صفت در عبارت صفت بعد از اسم می‌آید :مثلا. her-o siya "خر سیاه", her-ê siya "خرهای سیاه", her-an-ê siyay-an "خرهای سیاه..

ساختار فعل

[ویرایش]

حالت مجهول و سببی

[ویرایش]

یکی دیگر از ویژگی‌های زبان زازایی که به دوره‌های ایرانی باستان و میانه برمی‌گردد، این است که ساختار مجهول فعل بدون فعل کمکی ساخته می‌شود. پسوند مجهول هندوایرانی باستان -ya در شکل پهلوی -īh- در زازایی با -i- منعکس شده است.[۱۰۳] درست مانند زبان زازایی، در دیگر اعضای کمربند زبانی، در گویش‌های تاتی (مثلاً اشتهاردی، شتیانی، لویری، چالی، چارزا و غیره) و تالشی (مثلاً اسالم)[۱۰۴] ریشه مجهول با افزودن -i به ریشه فعل ساخته می‌شود.[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] مثلاً، nan weriyeno: نان خورده می‌شود، nuşte nuşiyeno: متن نوشته می‌شود، şıt şımiyeno: شیر نوشیده می‌شود و kiye viniyeno: خانه دیده می‌شود. ریشه ساختار سببی از -n مشتق شده است که خود از پسوند سببی -ēn دوره ایرانی میانه می‌آید.[۱۰۸] نمونه‌هایی از ساختار سببی عبارتند از: veşneno: می‌سوزد، vurneno: تغییر می‌دهد، musneno: مي آموزاند. ریشه ساختار سببی -n- در زازایی در سمنانی به صورت -,(e)n،[۱۰۹] در تاتی و تالشی به صورت -en-[۱۱۰] و در مازندرانی به صورت -en(d)- [۱۱۱]ظاهر می‌شود.

حال ساده

[ویرایش]

پسوند زمان حال ساده بیان می‌کند که فاعل امکان انجام عملی را دارد یا این فرصت را به دست آورده است، یعنی فاعل فرصت انجام این عمل را دارد. در زبان زازا، زمان حال ساده در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که نشان‌دهنده عادت و استمرار است. همچنین در روایت افسانه‌ها نیز به کار می‌رود. پسوند «-(e)n» و پسوند شخص به انتهای ریشه فعل اضافه می‌شوند. جنس دستوری در زمان حال ساده مشهود است. برای مثال، ریشه حال افعال şiyaene «رفتن» و vınderdene «ایستادن» [۱۱۲][۱۱۳]

حال استمراری

[ویرایش]

در زبان زازایی، زمان حال استمراری در موارد متعددی استفاده می‌شود. رایج‌ترین کاربرد آن توصیف چیزی است که دقیقاً در لحظه‌ی گفتار در حال رخ دادن است. زمان حال استمراری همچنین می‌تواند رویدادی را که در آینده برنامه‌ریزی شده است، در ترکیب با یک نشانگر زمان برای آینده توصیف کند.[۱۱۴][۱۱۵] زمان حال استمراری در زبان زازا با صرف فعل ربطی مطابق با فاعل و صرف فعل مطابق با زمان حال ساخته می‌شود.[۱۱۶] برای ساختن یک جمله حال استمراری در زبان زازایی، ابتدا پسوند زمان حال استمراری به انتهای ضمیر اضافه می‌شود. پسوند "e]n]-" به ریشه فعل اضافه می‌شود و به دنبال آن پسوند شخص می‌آید. ریشه‌های فعل پسوندهای زمان در زازایی (e]n]-) با پسوند n/ant پس از ریشه، مشترک با سمنانی، سنگسری، مازندرانی، تالشی، تاتی ایران، گیلکی و دیگر زبان ها/گویش‌های سواحل دریای خزر تشکیل می‌شود.[۶۷][۶۸]

اول شخص دوم شخص (مذکر) دوم شخص (مؤنث) سوم شخص (مؤنث) سوم شخص (مذکر)
زازایی ezo şına (ezan şınan) tıya şınay tıyê şınê aya şına oyo şıno
فارسی دارم می‌روم داری می‌روی (مؤنث) داری می‌روی (مذکر) دارد می‌رود (مؤنث) دارد می‌رود (مذکر)

این زبان همچنین دارای وجوه خبری، امری و مطلوب است که در زمان حال استمراری در افعال مشهود است. این ویژگی در وجه التزامی به دوره ایران باستان و میانه برمی‌گردد. برای مثال، beno «او می‌برد»، berd «او برد»، eke bero «اگر ببرد»، ber -> نیاایرانی bar -> نیاهندواروپایی *bher-.

گذشته ساده

[ویرایش]

در زبان زازایی، در جملاتی که زمان گذشته دارند، فاعل اهمیتی ندارد، مفعول صرف فعل را تعیین می‌کند. مذکر-مونث یا مفرد-جمع بودن مفعول، صرف فعل را بر اساس گذشته ساده تعیین می‌کند. به دلیل فعل کنایی، ضمایر اول (ez)، دوم ()، سوم (o:مذکر/a:مؤنث) شخص مفرد و ضمیر سوم شخص جمع (ê/i) به صورت غیر مستقیم (oblique) بیان می‌شوند، : من، to: تو، ey: او (مذکر), ay: او (مؤنث), inan/ina: آنها، ایشان. ضمایر اول و دوم شخص جمع به همان شکل باقی می‌مانند: ma: ما و şıma: شما؛ مثلاً به فعل şımıten (آشامیدن); mı şımıt: من آشامیدم، to şımıt: تو آشامیدی، ey şımıt: او آشامید (مذکر), ay şımıt: او آشامید (مؤنث), ma şımıt: ما آشامیدیم، şıma şımıt: شما آشامیدید، inan şımıt: آنها آشامیدند یا به فعل kerden (کردن); mı kerd: من کردم، to kerd: تو کردی، ey kerd: او کرد (مذکر), ay kerd: او کرد (مؤنث), ma kerd: ما کردیم، şıma kerd: شما کردید، inan kerd: آنها کردند. در جملات دارای مفعول، مصدر فعل حذف می‌شود و ریشه فعل باقی می‌ماند و پسوندی که نشان دهنده جنسیت مفعول است، بر اساس جنسیت مفعول به انتهای ریشه فعل اضافه می‌شود؛ مثلاً mı kıtab wend: من کتاب (مذکر) خواندم، mı engure/ı werde/ı: من انگور (مؤنث) خواردم یا mı nan werd: من نان (مذکر) خواردم.

شمار مفرد، جمع و اعداد

[ویرایش]

اسم‌ها در زبان زازایی برای حالت مفرد بدون علامت و برای حالت جمع با -i بدون تاکید مشخص می‌شوند.[۱۱۷] مثلا، kerg (مرغ) kergi (مرغ ها)، verg (گرگ) vergi (گرگ ها)، merdım (مرد) merdımi (مردان)، vaş (علف) vaşi (علف ها)، estor (اسب) estori (اسب ها). درست مانند زبان زازایی، در زبان سمنانی، یکی دیگر از اسامی بسیار نزدیک به آن، اسم‌ها با پسوند جمع -i در حالت مستقیم جمع می‌شوند. درست مانند زبان زازایی, در زبان سمنانی، اسم‌ها با پسوند جمع -i در حالت فاعلی جمع می‌شوند.[۱۱۸][۱۱۹] علاوه بر پسوند جمع مستقیم مشترک -i در دو زبان, اسم‌ها هم در زبان زازایی و هم در زبان سمنانی با پسوند جمع -un در حالت جمع غیر مستقیم مشخص می‌شوند.[۱۲۰][۱۲۱] مثلا :[۱۲۲]

مارها (م. جم.) مارها (غم. جم.) بزها (م. جم.) بزها (غم. جم.)
زازایی mor + i mor + un bız + i bız + un
سمنانی mār + i mār + un boz + i boz + un

در میان تمام زبان‌های ایرانی غربی، تنها در زبان زازایی و زبان‌های نزدیک به آن مانند سمنانی (و گویش‌های آن مانند سرخه‌ای, لاسگردی، بیابانکی) و تاتی (و گویش‌های آن مانند هرزندی، کیلیتی) که در زیر فهرست شده‌اند، عدد سه با hry/hrē زبان پارتی هم‌ریشه است. [۱۲۳][۱۲۴] در این زبان‌ها، تغییر صامت‌های v به b و s به h (vist و das در زازایی، سمنانی، تاتی، پارتی و غیره در مقابل bist و dah در فارسی و کردی) نیز به وضوح مشهود است.به عنوان یک ویژگی زبانی منحصر، تنها در زازایی و سمنانی این عدد هم شکل مذکر و هم مونث دارد. در زبان اوستایی، که یک زبان منقرض‌شده‌ی ایرانی باستان است، اعداد شکل‌های خاص جنسیتی داشتند.[۱۲۵] اعداد اصلی در زبان زازایی و دیگر زبان‌های نزدیک به آن به شرح زیر است:

یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت nine نه ده
اوستایی[۱۲۶] aēva/aēvā (مذ./مو.) dva hrī čahwar panca hšvaš hapta ašta nava dasa vīsati
پارتی[۱۲۷] ēw hrē čafār panǰ šwah haft hašt nah das wist
زازایی žew/žû (مذ./مو.) di hīrē čahār panǰ šaš hawt hašt naw das vist
سمنانی i/iya (مذ./مو.) do heyra čār panǰ šaš haft hašt na das vist
سمنانی[چ] i do heré čār panǰ šaš haft hašt na das vist
سمنانی[ح] i do heyré čār panǰ šaš haft hašt na das vist
سمنانی[خ] i häirä čāhār pahānǰ šāš hāft hāšt dās vist
تاتی[۱۲۸] i de here čö pinǰ šoš hoft hašt növ doh vist
تاتی[د][۱۲۸] i de heri ču pinǰ šaš hoft hašt nov da vist
تاتی[ذ][۱۲۹] ivi dèv he čoy pinǰ šaš haft hašt nav dah vist

اعداد اصلی از ۱۰ تا ۲۰ و اعداد دهگان در زبان زازایی شباهت‌های زیادی با زبان اوستایی، که به همراه زبان فارسی باستان، یکی از دو زبان مستقیماً تأیید شده از دوران ایران باستان و زبان پارتی که یک زبان منقرض شده شمال غربی ایرانی از دوران ایران میانه است، نشان دارند:

یازده دوازده سیزده چهارده پانزده شانزده هفده هجده نوزده
زازایی žewendes diwēs hirēs čahārēs panǰēs šiyēs hawtēs haštēs nawēs
پارتی[۱۳۰] ēwandas dwaδes hrēδas čafārδas panǰδas šwahδas haftād haštād nawad
اوستایی[۱۳۱] aēvandasa dvadasa hrīdasa čahrudasa pancadasa hšwašdasa haptadasa aštadasa navadasa
ده بیست سی چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد
زازایی das vist hīris čāwras panǰās šašti hawtāy haštāy nawāy sa
پارتی[۱۳۲] das wist hrīst čāfarast panǰāst šašt ? ? ? sad
اوستایی[۱۳۳] dasa vīsati hrīsat čahwarsat pancasāt hšvašti haptaiti aštaiti navaiti sata

ضمایر

[ویرایش]

زبان زازایی جنسیت ضمیر سوم شخص را هم در حالت مستقیم و هم در حالت غیرمستقیم متمایز می‌کند. ضمیر سوم شخص مذکر o و ضمیر سوم شخص مونث a است.[۱۳۴][۱۳۵] در میان تمامی زبانهای ایرانی غربی، زازایی، سمنانی، سنگسری، گویش‌های تاتی ایران، هزاررود، چالی، تاکستانی، کجلی، خلخالی، کرانی، لردی، دیزی، سگزآبادی، اشتهاردی، آشتیانی، آمره‌ای، الویری، ابیانه‌ای، جوشقانی, ابوزیدآبادی و فریزندی جنسیت را برای ضمیر سوم شخص تشخیص می دهند:[۱۳۶][۱۳۷]

فارسی زازایی تاتی [ر] تاتی[ز] تاتی[ژ] تاتی[س] تاتی[ش] تاتی[ص] آشتیانی تاتی[ض] سمنانی[۱۳۸] سنگسری نطنزی تالشی[۱۳۹] آسی[۱۴۰]
من ez az az az az az az az a(z) a a az əz əz
تو ta ta ta ta ta
او/مذکر o o o u a a av ān āv u nūn əv/ay wɨj
او‌‌‌/مؤنث a oa ona ua ā aya ava āna āvā una nūnā
ما amā hāmā ǰema čama amā âmâ īma āmā hamā ham hāmā ama maχ
شما šımā šomā šomā šemā šəma šömā šâmâ īšma šomā šemā šömā šımə sɨmaχ
آنها ê/inā o (en)ogal unehā āhā ay avə āngal ānā uni anun nūmā əvon/ayēn wɨdon

زبان زازایی نیز مانند تعدادی از زبان‌های ایرانی دیگر مانند تالشی،[۱۴۱] تاتی ایران،[۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴][۱۴۴] زبان‌ها و گویش‌های مرکزی ایران مانند سمنانی، کهنگی، وفسی،[۱۴۵][۱۴۶] دارای ارگاتیو شکافی در ریخت‌شناسی خود است که نشان‌دهنده ارگاتیو در بافت‌های گذشته و کامل و در غیر این صورت هم‌ترازی اسمی است. در میان تمامی زبان‌های ایرانی غربی، زبان زازا، سمنانی،[۱۴۷][۱۴۸][۱۴۹] سنگسری،[۱۵۰] تاتی ایران،[۱۵۱][۱۵۲] گویش‌های مرکزی ایران مانند کالی، فرزندی، دلیجانی، جوشقانی، ابیانی،[۱۵۳] جنسیت دستوری جنس مذکر و مؤنث را از هم تشخیص می‌دهند. همه اسامی در حالت فاعلی و مفعولی در زبان زازا یا مذکر هستند یا مؤنث هستند.

اشتقاق واژه

[ویرایش]

پسوند تأکیدی «-ıj» که در زبان زازایی به اسم‌های مکان اضافه می‌شود، نشان‌دهنده‌ی ریشه یا نسبت است.[۱۵۴] درست مانند زبان زازایی، در زبان‌های تاتی و تالشی، به ترتیب پسوند «-ij» و «-ıj» به اسم‌ها اضافه می‌شود تا ریشه یا نسبت را نشان دهد.[۱۵۵] گمان می‌رود این پسوند یادگاری از زبان دیلمی باشد. کلمه «دهچه» در زبان دیلمی به معنای دهقان، اهل روستا و کشاورز بوده است. دهچه: به کسر اول و سکون ثانی و فتح جیم فارسی، به زبان دیلم رعیت و دهقان را گویند وجه اشتقاق محتملا: ده + چه. "ده" (روستا، ده) مشتق از ایرانی باستان "دهوویه" (سرزمین، ملک) که در فارسی پهلوی به صورت "ده" و به معنای "روستا درآمده است. نکته قابل توجه پسوند "-چه" می‌باشد که همان "-یج" امروزین در گویشهای شمالی ایران است و پسوندی است برای انتساب به محل (مانند "یوشیج" - "اهل یوش") [۱۵۶][۱۵۷]

مثلا: Soyreg -> Soyreg-ıj- در زبان زازایی,[۱۵۸] Lankon -> Lankon-ıj- در زبان تالشی,[۱۵۹] Teron -> Teron-ij در زبان تاتی,[۱۶۰] و Yosh -> Yosh-ij در زبان‌های کاسپین.[۱۵۷] به ترتیب کسی اهل سورک، لنکران، تهران و یوش. و در زبان زازایی dew -> dew-ıj- (روستا -> دهاتی)[۱۶۱] و زبان تالشی di -> div-oj- (روستا -> دهاتی)[۱۶۲]

محل از, اهل
زازایی Soyreg Soyregıj
تاتی Teron Teronij
تالشی Lankon Lankonıj
کاسپین Yosh Yoshij

آواشناسی

[ویرایش]

توسعه و تکامل زبان‌ها در طول تاریخ با استفاده از رویکردی دیاکرونیک (diachronic) مورد بحث قرار می‌گیرد.[۱۶۳] در رویکرد دیاکرونیک، مراحل فرگشتی زبان یا زبان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخ با هم مقایسه می‌شوند و چگونگی و جهت فرگشتی و تغییر زبان‌ها در طول تاریخ بررسی می‌شود. زبان‌های ایرانی غربی نیز در طول تاریخ دچار تغییر و تحول شده‌اند و ویژگی‌های آوایی متفاوتی را توسعه داده‌اند و در طبقه‌بندی این زبان‌ها از رویکرد دیاکرونیک استفاده می‌شود. زبان‌شناس آلمانی، کارل هادانک، تغییرات آوایی (واج‌شناختی) زبان زازایی را به تفصیل در اثر خود با عنوان Mundarten der Zâzâ «گویش‌های زازایی» که در سال ۱۹۳۲ منتشر شد، تجزیه و تحلیل کرد و تفاوت‌های واج‌شناختی بین زبان زازایی و کُردی را از نظر زبان‌شناسی در بخش das Zâzâ nicht Kurdisch «زازایی کُرد نیست» آشکار ساخت.[۱۶۴] تغییرات واجی قابل توجه در زبان‌های ایرانی غربی از نظر زبان‌شناسی فرگشتی (diachronic) به شرح زیر است::[۱۶۵][۱۶۶][۱۶۷][۱۶۸][۱۶۹][۱۷۰][۱۷۱]

ادبیات زازایی

[ویرایش]
مولود به زبان زازایی با خط عربی که توسط نویسنده زازا احمد الحاسی در سال ۱۸۹۱ نوشته است.

ادبیات زازا شامل متون شفاهی و نوشتاری است که به زبان زازا تولید شده است. ادبیات زازا که از آثار شفاهی و نوشتاری تشکیل شده بود، عمدتاً از طریق انواع ادبیات شفاهی پیش رفت تا زمانی که زبان زازا مکتوب شد. بر این مبنا ادبیات زازا از نظر آثار شفاهی بسیار غنی است. زبان زازا فرآورده‌های ادبی شفاهی زیادی دارد مانند دیر (آهنگ عامیانه)، کیلام (آهنگ)، دسه (سرود)، شانیکه (افسانه)، حکاتی (داستان)، قسه وَرَنان (ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات). تولید آثار مکتوب در دوره امپراتوری عثمانی آغاز شد و آثار دوره اول ماهیت مذهبی/ اعتقادی داشتند. پس از جمهوری در ترکیه، ممنوعیت‌های طولانی مدت زبان و فرهنگی باعث احیای ادبیات زازا در اروپا شد که عمدتاً در دو مرکز ترکیه و اروپا توسعه یافت. پس از لغو ممنوعیت‌ها، ادبیات زازا در ترکیه توسعه یافت.[۱۷۲]

ادبیات زازایی در دوره امپراطوری عثمانی

[ویرایش]

نخستین آثار مکتوب شناخته شده ادبیات زازا در دوره عثمانی نوشته شد. آثار مکتوب به زبان زازا که در دوره عثمانی تولید شده است با حروف عربی نوشته شده و دارای ویژگی مذهبی است. اولین اثر مکتوب به زبان زازایی در این دوره در اواخر دهه ۱۷۰۰ نوشته شد. این اولین متن مکتوب زبان زازا توسط عیسی بیگ بن علی، ملقب به سلطان افندی، نویسنده تاریخ اسلامی، در سال ۱۲۱۲ هجری قمری (۱۷۹۸) نوشته شد. این اثر با حروف عربی و با فونت نسیح نوشته شده است که در ترکی عثمانی نیز استفاده می‌شود. این اثر که از دو بخش تشکیل شده است، شامل موضوعات منطقه آناتولی شرقی در زمان سلیم سوم، زندگی علی (خلیفه)، عقاید و تاریخ علویان، ترجمه بخش‌هایی از نهج‌البلاغه به زبان زازا، آخرالزمانی است.[۱۷۳] حدود صد سال پس از این اثر، اثر دیگری به زبان زازا به نام مولیت (مولید نبی) توسط روحانی، نویسنده و شاعر عثمانی-زازا، احمد الحاسی (۱۸۶۷–۱۹۵۱) در سال‌های ۱۸۹۲–۱۸۹۲ نوشته شد. اولین اثر مولیت به زبان زازا با حروف عربی نوشته شد و در سال ۱۸۹۹ منتشر شد. . مولودی که با علم عروض نوشته شده، شبیه مولود سلیمان چلبی است، شامل سیره پیامبر اسلام محمد و موضوعات دینی از جمله الله، توحید، منکات، معراج، ولادت، ولادت و خلقت و موضوعات دینی مشابه است و مشتمل بر ۱۴ باب و ۳۶۶ دوبیتی است.[۱۷۴][۱۷۵] اثر مکتوب دیگری که در این دوره نوشته شده است، مولیت دیگری است که مفتی سیورک، عثمان اسعد افندی (۱۸۵۲–۱۹۲۹) نوشته است. این اثر به نام بیسیشا پغامبری (ولادت پیامبر) مشتمل بر فصولی در مورد پیامبر اسلام محمد و دین اسلام است و به زبان زازا با حروف عربی در سال ۱۹۰۱ میلادی (بر اساس برخی منابع، ۱۹۰۳) نوشته شده است. این اثر در سال ۱۹۳۳ پس از مرگ نویسنده منتشر شد.[۱۷۶] به غیر از نویسندگان زازا، پیش از جمهوری، نویسندگان خارجی، مانند پیتر ایوانوویچ لرچ (۱۸۸۴–۱۸۲۷),[۳۰][۱۷۷] رابرت گوردون لاتام (۱۸۱۲–۱۸۸۸),[۱۷۸][۱۷۹] هامفری ساندویث (۱۸۲۲–۱۸۸۱), ویلهلم استرکر (۱۸۳۰–۱۸۹۰), اتو بلاو (۱۸۲۸–۱۸۷۹),[۱۸۰] فردریش مولر (۱۸۶۴)[۱۸۱] و اسکار مان (۱۸۶۷–۱۹۱۷)[۱۸۲] محتوای زازا (افسانه‌ها، داستان‌ها، لغت نامه‌ها) را در آثار خود گنجانده‌اند.[۱۸۳]

ادبیات زازایی پس از جمهوری ترکیه

[ویرایش]

ادبیات زازا پس از جمهوری خواهان از طریق دو شاخه ترکی محور و اروپا محور توسعه یافت. در این دوره، توسعه ادبیات زازا در ترکیه به دلیل ممنوعیت‌های طولانی مدت زبان و فرهنگی راکد شد. مهاجرت زازاها به کشورهای اروپایی در دهه ۱۹۸۰ و محیط نسبتاً آزاد باعث احیای ادبیات زازا در اروپا شد. یکی از آثاری که به زبان زازا در ترکیه پس از جمهوریت نوشته شده است، دو اثر منظوم در زمینه اعتقادی و فقهی است که در دهه ۱۹۴۰ نوشته شده است. به دنبال این اثر، مولتی دیگر حاوی موضوعات و داستان‌های مذهبی توسط محمد علی هون در سال ۱۹۷۱ نوشته شد. دیوان زازا، نسخه خطی ۳۰۰ صفحه ای مشتمل بر اشعار و قصیده‌های زازایی که در سال ۱۹۷۵ توسط محمد دمیرباش شروع به نگارش کرد و در سال ۲۰۰۵ تکمیل شد، یکی دیگر از آثار ادبی در ژانر دیوانی است که در این دوره نوشته شده است.[۱۸۴] مولود و سیره عبدالقادر ارسلان (۱۹۹۲–۱۹۹۵)،[۱۸۵] کمیل پوئگی (۱۹۹۹)، محمد مرادان (۱۹۹۹–۲۰۰۰) و جمعه اوزوسان (۲۰۰۹) از دیگر آثار ادبی زازا با محتوای مذهبی هستند.[۱۸۶] ادبیات مکتوب زازا سرشار از آثار مولودی و دینی است و نخستین آثار مکتوب این زبان در این گونه‌ها آورده شده است.[۱۸۶] توسعه ادبیات زازا از طریق انتشار مجلاتی توسط زازاهایی که پس از سال ۱۹۸۰ به اروپا مهاجرت کردند و منحصراً به زبان زازا منتشر می‌شد، مجلاتی که عمدتاً به زبان زازا بودند اما به چند زبان منتشر می‌شدند و مجلاتی که به زبان زازا نبودند اما آثاری به زبان زازا داشتند، صورت گرفت. کرمشکان، تیژا صودیری، واته مجلاتی هستند که همگی به زبان زازایی منتشر می‌شوند. جدای از اینها، آیره (۱۹۸۵–۱۹۸۷), پییا (۱۹۸۸–۱۹۹۲), رآ زازایسانی (۱۹۹۱) که به عنوان مجلات زبان، فرهنگ، ادبیات و تاریخ توسط ابوبکیر پاموکچو، نام برجسته ناسیونالیسم زازا منتشر می‌شد، یکی از مجلات مهم این دوره است که عمدتاً به زبان زازا و انتشارات چند زبانه است. واره، زازاپرس، پیر، راشتیه، ونگ زازایستانی، زازایی، زرک، دسمال سر، وقت، چمه مجلات دیگری هستند که عمدتاً زازایی هستند و به زبانهای چند زبانه منتشر می‌شوند. علاوه بر این مجلات منتشر شده در کشورهای اروپایی، واتی (۱۹۹۷ء۱۹۹۸) که اولین مجله ای است که به‌طور کامل به زبان زازا در ترکیه منتشر شد است و میراز (۲۰۰۶) و ونگ و واژ (۲۰۰۸) از دیگر مجلات مهمی هستند که در زبان زازا در ترکیه منتشر شد. مجلاتی که عمدتاً به زبان‌های دیگر منتشر می‌شوند، اما آثاری به زبان زازا نیز دارند، مجلاتی هستند که به زبان‌های کردی و ترکی منتشر می‌شوند. روژا نیو (۱۹۶۳)، ریا آزادی (۱۹۷۶)، تیرج (۱۹۷۹) و جنگ (۱۹۹۷) به زبان کردی، آرمین (۱۹۹۱)، آتش هیرسیزی (۱۹۹۲)، اوتوپیا، ایشکین، منزور (۲۰۰۰)، بزووار (۲۰۰۹) مجلاتی به زبان ترکی هستند که شامل متون به زبان زازا هستند.[۱۸۷] در این دوره روزنامه‌هایی نیز به زبان زازایی منتشر می‌شد. امروزه آثاری در ژانرهای مختلف ادبی مانند شعر، داستان و رمان به زبان زازا توسط مؤسسات انتشاراتی مختلف در ترکیه و کشورهای اروپایی منتشر می‌شود.

زبان زازایی در سینمای ترکیه

[ویرایش]

استفاده از زبان زازا در رسانه‌های دیداری و شنیداری نسبتاً جدید است. توسعه زبان زازا در رسانه‌های دیداری و شنیداری عمدتاً در سینما آغاز شد. فیلم «دیوار» ساخته ییلماز گونی که در سال ۱۹۸۳ فیلمبرداری شد، نخستین فیلمی است که در آن از زبان زازا در سینما استفاده شد. در این فیلم یک آهنگ فولکلور زازا (نام آهنگ «حایداره» است) پخش شد. پس از این فیلم سینمای زازا پس از یک دوره راکد تا دهه ۲۰۰۰ گسترش یافت. فیلم‌های ماهسون قرمزی‌گل بیاز ملک، در سال ۲۰۰۷ و معجزه، در سال ۲۰۱۵, دارای دیالوگ‌هایی به زبان زازا بودند. فیلم‌ها و فیلم‌های مستند به زبان زازا در این دوره عبارتند از: نورای شاهین پره دما شو (دنبال پر) (۲۰۰۴), اینور صارای زارا (۲۰۰۹), جانر جانریک واس (گیا) (۲۰۰۶), صاید (۲۰۰۷)، پههتی (۲۰۰۷)، پیرده سور (۲۰۰۸), مویا شاها (۲۰۰۹) باوا دوزگین (۲۰۰۹)، رایا حق (۲۰۰۹)، بهرتیج (۲۰۱۰)، محمد علی کونار بابا (۲۰۱۰), قامر اردوگان سپه (۲۰۱۲), یوجل یاووز گنرال (۲۰۱۲), چتین باسکین گیراییش (برگشتن) (۲۰۱۲), گوک‌حان تونج زمستو بژییو (۲۰۱۳), محتار (۲۰۱۴), گلسوسین (۲۰۱۵) ولکا کوو (گل کوه) (۲۰۱۵), سیپلا (۲۰۱۶)، پیه من توز شکر (۲۰۱۶)، جنییا نه‌یسایی (۲۰۱۶), قاضم اوز زر (۲۰۱۷)، زمستو ورد را (۲۰۱۷)، ویر (۲۰۱۷)، فوتوگرافکش (۲۰۱۸).

استفاده از زبان زازا در تلویزیون ترکیه دیرتر از سینما آغاز شد. پس از مقررات مربوط به پخش رادیو و تلویزیون به زبان‌ها و لهجه‌های مختلف که به‌طور سنتی توسط شهروندان ترکیه در زندگی روزمره استفاده می‌شود، که در سال ۲۰۰۲ به عنوان بخشی از بسته‌های هماهنگی اتحادیه اروپا ترکیه به تصویب رسید،[۱۸۸] در سال ۲۰۰۴، نخستین برنامه‌های پخش دوره ای به زبان زازا در سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه همراه با سایر زبان‌های ترکیه آغاز شد.[۱۸۹] بعدها با تأسیس TRT-6، پخش برنامه‌های زیادی به ویژه برنامه‌های خبری به زبان زازا از این شبکه آغاز شد. اما پخش TRT-6 عمدتاً به زبان کردی مورد اعتراض انجمن‌های زازا قرار گرفت و زازاها، همراه با سایر اقلیت‌های ترکیه، خواستار کانال تلویزیونی خود شدند.[۱۹۰][۱۹۱][۱۹۲][۱۹۳] در سال ۲۰۲۱، کانال تلویزیونی Zaza TV با پخش به زبان زازا توسط فدراسیون زازا شروع به پخش کرد.[۱۹۴]

واژگان زبان زازایی

[ویرایش]

شباهت با تالشی

[ویرایش]

به عدهٔ برخی دیملی‌ها ممکن است از شهری با نام یاردیملی از حدود قومی مردم طالش ارتباط داشته باشند.

زازا تالشی[۱۹۵] زازا تالشی زازا تالشی[۱۹۶] زازا تالشی[۱۹۷]
ez əz/āz berz berz nızm nızım siye si, sə, səǧ
biye bıe pır puɾ
o/a/ey əv bın neweş noxəş çım çam
ma əmə boy bu kahn kanə gav ɡo
şıma şıme ke/keye teze tožə post pust
keyne kinə vist vist panc penç mêrdek merdək
çıçı çiç bız bız şeş şeş xoz xu
pi/pêr pi/piye mae moə hawt haft mu mu
şıt şıt serd sard new nəv non, nun nun
verg vərg kerg karg/kag nezdi nez du
vıl vıl velg velg engışt angışte ɾı, ɾu
va va engimin engivin sine sinə dew di
kam kom merde marde dından dandon vizer iˈzəɾ
şiyen- şiyen- zıwan zıvon lıng lıng espe əspa
şew şev aw ov zımıstan zımıston dızdi dızdi
vat- vâtē- zan- zun/zan- vesar əvəsor bıra bərâ
gêc gıc morjela mujnə/morjenə vor, vewre voə çi çi
bermayen beramesan roc/roz roz bumlerz buməlarzə new serre bi nəv surə bim
veng vang mezg mazg ne veyve veye
zama zuma zımıstan zımıston şew şev name/nome nom

مقایسهٔ ریشه‌شناختیِ زازایی، فارسی و برخی زبان‌های دیگر هندواروپایی

[ویرایش]

در زبان‌های خانواده زبان‌های هند و اروپایی، همه اعداد از دیدگاه ریشه‌شناسی مبتنی بر زبان نیاهندواروپایی هستند و از یک ریشه می‌آیند. در این مرحله، اعداد در زبان زازا شبیه به زبان‌هایی ماننداول فارسی و روسی، یونانی، لاتین، ایتالیایی، اسپانیایی، پرتغالی، آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، لیتوانیایی ایرلندی هستند از یک ریشه می‌آیند. در زبان نیاهندواروپایی اعداد به صورت فرضی *hoi-no- (1), *d(u)wo- (2),*trei- (3), *kʷetwor- (4), *penkʷe (5),s(w)eḱs (6),*septm̥ (7),oḱtō/*h₃eḱtou (8), (h₁)newn̥ (۹),*deḱm̥(t) (10) و wīḱm̥t (20) هستند[۱۹۸] در زبان زازا اینگونه است:

اعداد زازایی فارسی روسی یونانی لاتین ایتالیایی اسپانیایی پرتغالی آلمانی فرانسوی انگلیسی لیتوانیایی ایرلندی
(۱) yew/ju yek odin ena ūnus, ūna uno uno um eins un one viena a haon
(۲) do dva dyo duo, duae due dos dois/duas zwei deux two dvi a do
(۳) hirê/hiri se tri tria trēs, tria tre tres três drei trois three tris a trí
(۴) çehar çahar çetyre tesera quattuor quattro cuatro quatro vier quatre four keturi a ceathair
(۵) panc penc pyatʹ pende quīnque cinque cinco cinco fünf cinq five penki a cúig
(۶) şeş şeş şestʹ eksi sex sei seis seis sechs six six şeşi a sé
(۷) hewt heft semʹ epta septem sette siete sete sieben sept seven septyni a seacht
(۸) heşt heşt vosemʹ okto octō otto ocho oito acht huit eight aştuoni a hocht
(۹) new noh devyat ennia novem nove nuevo novo neun neuf nine devyni a naoi
(۱۰) des deh desyatʹ dheka decem dieci diez dez zehn dix ten dešimt a deich
(۲۰) vist bist dvadtsatʹ eíkosi vinti/viginti venti veinte vinte zwanzig vingt twenty dvidešimt fiche

ویژگی‌ها و الفبا

[ویرایش]

متون زازایی نوشته شده در دوره عثمانی با حروف عربی نوشته می‌شد. آثار این دوره محتوای مذهبی دارد. اولین متن زازایی که در سال ۱۷۹۸ توسط عیسی بیگ بن علی ملقب به سلطان افندی نوشته شد، با حروف عربی با قلم نسیح نوشته شد که در ترکی عثمانی نیز استفاده می‌شد. به دنبال این اثر، اولین مولید زازایی که توسط روحانی، نویسنده و شاعر عثمانی-زازا احمد الحاسی در سال ۱۸۹۱ نوشته شد، با حروف عربی نوشته شد و در سال ۱۸۹۹ منتشر شد.[۱۸۳][۱۸۶] مولیت زازایی دیگری که توسط یکی دیگر از روحانیون عثمانی-زازا عثمان اسعد افندی در سال ۱۹۰۱ یا ۱۹۰۳ نوشته شده است نیز با حروف عربی نوشته شده است.[۱۷۶] پس از جمهوری، آثار زازایی با کنار گذاشتن الفبای عربی با حروف لاتین شروع به نوشتن کردند. امروزه زازایی الفبای مشترکی ندارد که همه زازاها از آن استفاده کنند. الفبای به نام الفبای جاکابسون با مشارکت زبانشناس آمریکایی سی ام جیکوبسون ایجاد شد و توسط مؤسسه زبان زازا فرانکفورت که روی استانداردسازی زازا کار می‌کند استفاده می‌شود. همچنین سیستم نوشتاری ویکی‌پدیا است.[۱۹۹] یکی دیگر از الفبای زازا که توسط زلفی سلجان تهیه شد و از سال ۲۰۱۲ در دانشگاه منزور استفاده شد، سیستم نوشتاری دیگری است که برای زازایی ایجاد شده است که شامل ۳۲ حرف است که ۸ حرف آن مصوت و ۲۴ حرف صامت هستند.[۲۰۰] هر چند زازایی جزء کردی نیست، ناسیونالیست‌های کرد که زازایی را گویش کردی می‌دانند، از الفبای لاتین کردی برای زازایی استفاده می‌کنند. نظام آوایی زازا به نظام آوایی گیلکی و تالشی بسیار نزدیک است؛[نیازمند منبع] با این تفاوت که نظام آوایی زازا از تعدادی آواهای دندانیِ تأکیدی نیز برخوردار است و تعداد مصوت‌های آن بیشتر است. در نظام اسمیِ تمامی گویش‌های زازایی، معمولاً میان دو جنس مذکر و مؤنث تفاوت وجود دارد. در صرف اسم، دو حالت فاعلی و غیر فاعلی وجود دارد.

حرف
A

a

B

b

C

c

Ç

ç

D

d

E

e

Ê

ê

F

f

G

g

Ğ

ğ

H

h

I

ı

İ

i

J

j

K

k

L

l

M

m

N

n

O

o

P

p

Q

q

R

r

S

s

Ş

ş

T

t

U

u

Û/Ü

û/ü

V

v

W

w

X

x

Y

y

Z

z

واج
a be ce çe de e ê fe ge ğe he ı i je ke le me ne o pe qe re se şe te u u/ü ve we xe ye ze
تلفظ در زازاکی: [/a/] تلفظ در زازاکی: [/b/] تلفظ در زازاکی: [/dz/] تلفظ در زازاکی: [/ts/] تلفظ در زازاکی: [/d/] تلفظ در زازاکی: [/ɛ/] تلفظ در زازاکی: [/e/] تلفظ در زازاکی: [/f/] تلفظ در زازاکی: [/ɡ/] γε/ تلفظ در زازاکی: [/h/] تلفظ در زازاکی: [/ɪ/] تلفظ در زازاکی: [/i/] تلفظ در زازاکی: [/ʒ/] تلفظ در زازاکی: [/k/] تلفظ در زازاکی: [/l/] تلفظ در زازاکی: [/m/] تلفظ در زازاکی: [/n/] تلفظ در زازاکی: [/o/] تلفظ در زازاکی: [/p/] تلفظ در زازاکی: [/q/] تلفظ در زازاکی: [/r/] تلفظ در زازاکی: [/s/] تلفظ در زازاکی: [/ʃ/] تلفظ در زازاکی: [/t/] تلفظ در زازاکی: [/y/] تلفظ در زازاکی: [/u/] تلفظ در زازاکی: [/v/] تلفظ در زازاکی: [/w/] تلفظ در زازاکی: [/x/] تلفظ در زازاکی: [/j/] /zε/


مانند فارسی، فعل دارای بن مضارع و بن ماضی است.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

یادداشت

[ویرایش]
  1. به زبان زازایی: عمدتاً و به‌طور گسترده: زازاکی، زازا، دیملی، دیملکی و توسط زازاهای علوی زُن ما، شُ به، کیرمانجکیی دسیمکی و بسیار محدود اقلیت: کیردکی
  2. آشتیانی
  3. اشتهاردی
  4. کجلی
  5. چالی
  6. الویری
  7. سرخه‌ای
  8. لاسگردی
  9. بیابانکی
  10. هرزندی
  11. کیلیتی
  12. Hazārrūdi
  13. Amorei
  14. Alviri-Vidari dialect
  15. Eštehārdi
  16. Cālī
  17. Khalkhali
  18. Tākestāni

پانویس

[ویرایش]
  1. "DIMLĪ". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی).
  2. Keskin, Mesut (2015). "Zaza Dili (Zaza Language)". Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi (به ترکی استانبولی). 1 جلد (1): 93-114.
  3. Anand, Pranav; Nevins, Andrew (2004). "Shifty Operators in Changing Contexts". In Young, Robert B. (ed.). Proceedings of the 14th Semantics and Linguistic Theory Conference held May 14–16, 2004, at Northwestern University. Semantics and Linguistic Theory. Vol. 14. Ithaca, NY: Cornell University. p. 36. doi:10.3765/salt.v14i0.2913. ISSN 2163-5943.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Akan، Sertaç (۳ مه ۲۰۱۹). «تحقیق قابل توجه از KONDA: اگر جمعیت ترکیه 100 نفر بود». Euronews.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Yetgin، Murat (۲۰۱۹). «چند کرد، چند سنی و چند علوی در ترکیه زندگی می‌کنند؟». Yetgin Report.
  6. Sertaç Aktan (2019). "KONDA'dan dikkat çeken araştırma: Türkiye'nin nüfusu 100 kişi olsaydı". Euronews (به ترکی استانبولی).
  7. "DIMLĪ". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی).
  8. Ehsan Yar-Shater (1990). Iranica Varia: Papers in Honor of Professor Ehsan Yarshater. Leiden: E. J. Brill. p. 267. ISBN 90-6831-226-X.
  9. Foundation, Encyclopaedia Iranica. "Welcome to Encyclopaedia Iranica". iranicaonline.org. Retrieved 20 May 2023.
  10. Kahnemuyipour, Arsalan, and Andrew Peters. "Separating concord and agree: The case of Zazaki ezafe." Proceedings of the CLA Annual Meeting. 2019. ‏
  11. Jost Gippert (۴ مه ۱۹۹۶). "توسعه تاریخی زازاکی". Zazaki.de (به ترکی استانبولی).
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Adharic languages (۲۰۲۳). «Glottolog». Glottolog.
  13. «639 Identifier Documentation: zza». SIL International.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ "Indo-European | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (به انگلیسی). Retrieved 2023-08-21.
  15. Ozek, Fatih; Saglam, Bilgit; Gooskens, Charlotte (2021). "Mutual intelligibility of a Kurmanji and a Zazaki dialect spoken in the province of Elazığ, Turkey". De Gruyter Mouton - Applied Linguistics Review (به انگلیسی).
  16. Adharic languages (۲۰۲۳). «Glottolog». Glottolog.
  17. "ISO 639-3 Identifier Documentation: zza". ISL (به انگلیسی). 2024.
  18. "639 Identifier Documentation: zza". SIL International. 2008. Retrieved 6 May 2024.
  19. "Adharic/Zaza". Glottolog. Retrieved 2 April 2024.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Zaza language (2024). "Ethnologue". Zaza (به انگلیسی).
  21. Kjeilen, Tore. "Zazaki". LookLex Encyclopaedia. Archived from the original on 8 January 2018. Retrieved 28 June 2017. Zazaki has earlier been classified under Kurdish. Similar to the Dimli language (mainly Iran), Zazaki's relation to Kurdish is clear, though, but influences from other languages and an independent history have set them apart.
  22. "Iranian languages | History, Map, Countries, Family, & Facts | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-08.
  23. «Zazaki, Southern language resources | Joshua Project». www.joshuaproject.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۱-۰۸.
  24. Arakelova, Victoria (1999). "The Zaza People as a New Ethno-Political Factor in the Region". Iran & the Caucasus. 3/4: 397–408. doi:10.2307/4030804?uid=3739192&uid=2&uid=4&sid=21101221288217. ISSN 1609-8498.
  25. Ehsan Yar-Shater (1990). Iranica Varia: Papers in Honor of Professor Ehsan Yarshater. Leiden: E. J. Brill. p. 267. ISBN 90-6831-226-X.
  26. Foundation, Encyclopaedia Iranica. "Welcome to Encyclopaedia Iranica". iranicaonline.org. Retrieved 20 May 2023.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Paul, L. (1998). The position of Zazaki among West Iranian languages. Old and Middle Iranian Studies, 163-176.
  28. Elfenbein, J. (2000). Zazaki: Grammatik und Versuch einer Dialektologie. By Ludwig Paul. pp. xxi, 366. Wiesbaden, Reichert Verlag, 1999. Journal of the Royal Asiatic Society, 10(2), 255-257. p. 255
  29. Ozek, F. , Saglam, B. , & Gooskens, C. (2021). Mutual intelligibility of a Kurmanji and a Zazaki dialect spoken in the province of Elazığ, Turkey. Applied Linguistics Review. ISO 690
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Arslanoğulları, M. (2014). Lerch’in zazaki derlemelerinin çevrimyazımı ve türlerine göre sözcüklerin tahlili (Master's thesis, Bingöl Üniversitesi).
  31. Aslan, J. (2020). The Zazas in Crisis: A qualitative study on the influence of the Turkish political discourse on the Zaza Identity.
  32. Varol, M. , & Elaltuntaş, O. F. (2011). Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. Bingöl: Bingöl Üniversitesi Yayınları.
  33. O. Mann, Nachlaß in der Staatsbibliothek Berlin (W), Briefe; vgl. auch ebenda, Vortrag vom 4. Juli 1909 und 20. Jan. 1909, S. 11.
  34. Oskar Mann, Karl Hadank: Die Mundarten der Zâzâ, hauptsächlich aus Siverek und Kor. Leipzig 1932
  35. O. Mann/K. Hadank, Mundarten der Zāzā, Berlin 1932, 19-31; G. L. Windfuhr, Western Iranian Dialects, in: Corpus Linguarum Iranicarum, Hg. : R. Schmitt, Wiesbaden 1989, 294-295; s. auch New Iranian Languages: Overview, ebenda, 246-250 und New West Iranian, ebenda, 251-262; J. Gippert, Die historische Entwicklung der Zaza-Sprache, in: Ware, Nr. 10, Nov. 1996, Frankfurt a. M. , 148-154.
  36. Glottolog (2024). "Northwestern Iranian/Adharic/Zaza". Zaza language (به انگلیسی).
  37. "DIMLĪ". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی).
  38. O. Mann/K. Hadank, Mundarten der Zāzā, Berlin 1932, 19-31; G. L. Windfuhr, Western Iranian Dialects, in: Corpus Linguarum Iranicarum, Hg. : R. Schmitt, Wiesbaden 1989, 294-295; s. auch New Iranian Languages: Overview, ebenda, 246-250 und New West Iranian, ebenda, 251-262; J. Gippert, Die historische Entwicklung der Zaza-Sprache, in: Ware, Nr. 10, Nov. 1996, Frankfurt a. M. , 148-154. Paul, Ludwig. (1998) "The Position of Zazaki Among West Iranian languages", University of Hamburg.
  39. Michiel Leezenberg (1993). "Gorani Influence on Central Kurdish: Substratum or Prestige Borrowing?" (PDF). ILLC - Department of Philosophy, University of Amsterdam.
  40. "Minority Rights Group International (MRG)-Minorities-Kurds".
  41. The Kurds: A Contemporary Overview. ISBN 978-1-138-86974-5.
  42. «Redirecting...». www.ethnologue.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۶.
  43. http://books.google.de/books?id=LuVSkpVuAkAC&pg=PA385&dq=zazaki+paul+ludwig&hl=de&ei=SJ5NTs-oKcvG8QOagL26Bw&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=2&ved=0CDUQ6AEwAQ#v=onepage&q=zazaki%20paul%20ludwig&f=false
  44. «Glottolog 5.2 - Zaza». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۴.
  45. , Encyclopedia of the developing world, Thomas M. Leonard, Taylor & Francis, 2006 ISBN 0-415-97662-6, 9780415976626, p.1576
  46. مرشد، سیاوش (۱۳۹۳). زبان زازا (دیمیلی). انتشارات بلخ. ص. ۱۳.
  47. گلیجانی مقدم، ندا (۱۳۹۵). «تحول معنایی واژه دیلم» (PDF). مطالعات تاریخ اسلام: ۱۱۱.
  48. دادگی، فرنبغ (۱۳۶۹). بندهش. ترجمهٔ بهار، مهرداد. انتشارات توس. ص. ۱۷۵.
  49. Kehl-Bodrogi, Krisztina. "Syncretistic religious communities in the Near East: Collected Papers of the International Symposium, Alevism in Turkey and Comparable Syncretistic Religious Communities in the Near East in the Past and Present", Berlin, 14–17 April 1995
  50. دانشنامۀ ایرانیکا: دِملی، نوشتۀ گارنیک آساتریان، منتشرشده در ۱۵ دسامبر ۱۹۹۵؛ بازدید در ۲۹ اوت ۲۰۲۱.
  51. «Glottolog 4.8 - Zaza». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۸-۲۱.
  52. Jost Gippert (۲۰۲۲). «Zazaca'nın tarihsel gelişimi».
  53. Elfenbein, J. (2000). Zazaki: Grammatik und Versuch einer Dialektologie. By Ludwig Paul. pp. xxi, 366. Wiesbaden, Reichert Verlag, 1999. Journal of the Royal Asiatic Society, 10(2), 255-257. s. 255 Kategori
  54. Ozek, F. , Saglam, B. , & Gooskens, C. (2021). Mutual intelligibility of a Kurmanji and a Zazaki dialect spoken in the province of Elazığ, Turkey. Applied Linguistics Review. ISO 690.
  55. Kahnemuyipour, Arsalan, and Andrew Peters. "Separating concord and agree: The case of Zazaki ezafe." Proceedings of the CLA Annual Meeting. 2019. ‏
  56. «Zaza». Endangered Language Alliance. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۸-۲۱.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ ۵۷٫۲ ۵۷٫۳ ۵۷٫۴ "Keskin, M. (2010). Zazaca Üzerine Notlar, Herkesin Bildiği Sır: Dersim-Tarih, Toplum, Ekonomı; Dil ve Kültür. İstanbul: İletişim Yayınları".
  58. Paul, Ludwig: Zazaki - Versuch einer Dialektologie. Reichert Verlag, 1998, Wiesbaden.
  59. Asatrian, Garnik (1995). "DIMLĪ". Encyclopedia Iranica. VI. Archived from the original on 2011-04-29. Retrieved 2021-06-11.
  60. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2025.
  61. Windfuhr, Gernot (2009). The Iranian Languages (به انگلیسی). New York: Routledge. pp. 19–21. ISBN 978-0-7007-1 131-4.
  62. "Northwestern/Adharic/Zaza". Glottolog. Retrieved 1 April 2024.
  63. Ehsan Yar-Shater (1990). Iranica Varia: Papers in Honor of Professor Ehsan Yarshater. Leiden: E. J. Brill. p. 267. ISBN 90-6831-226-X.
  64. Jost Gippert (4 May 1996). ""Historical Development of Zazaki"" (pdf). Zazaki.de (به ترکی استانبولی). Retrieved 30 April 2024.
  65. Ludwig, P. (1998). The Pozition of Zazaki the West İranian Languages.
  66. Keskin, M. (2012). Orta ve eski İrani dillerin Zazacaya tuttuğu ışık. II. Uluslararası Zaza Tarihi ve Kültürü Sempozyumu, 232-253.
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ Paul, L. (1998). The position of Zazaki among West Iranian languages. Old and Middle Iranian Studies, 163-176
  68. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ Henning, W. B. (1954). The Ancient Language of Azerbaijan. Transactions of the philological Society, 53(1), 157-177. s. 175.
  69. Selcan, Zülfü (2011). "Zaza Dilinin Tarihi Gelişimi" [Historical Development of Zaza Language] (PDF). I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. 124, 130–133. Retrieved 2 November 2025.
  70. Paul, Ludwig (2017). "ZAZA". 3 (6). Alanoğlu, Murat. Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi.
  71. Selcan, Zülfü (2011). "Zaza Dilinin Tarihi Gelişimi" [Historical Development of Zaza Language] (PDF). I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. 124, 130–133. Retrieved 2 November 2025.
  72. Hayıg, Roşan; Werner, Brigitte (2012). Zazaca-Türkçe Sözlük ; Türkçe-Zazaca Sözcük Listesi (Çermik – Çüngüş – Siverek – Gerger Bölgeleri) [Zaza-Turkish Dictionary; Turkish-Zaza Word List (Çermik - Çüngüş - Siverek - Gerger Regions)] (به ترکی استانبولی). Istanbul: Tij Yayınları. p. 421.
  73. Selcan, Zülfü (2011). "Zaza Dilinin Tarihi Gelişimi" [Historical Development of Zaza Language] (PDF). I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. 124, 130–133. Retrieved 2 November 2025.
  74. Hayıg, Roşan; Werner, Brigitte (2012). Zazaca-Türkçe Sözlük ; Türkçe-Zazaca Sözcük Listesi (Çermik – Çüngüş – Siverek – Gerger Bölgeleri) [Zaza-Turkish Dictionary; Turkish-Zaza Word List (Çermik - Çüngüş - Siverek - Gerger Regions)] (به ترکی استانبولی). Istanbul: Tij Yayınları. p. 421.
  75. Keskin, Mesut (2015). "Zaza Dili (Zaza Language)". Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi. 1 (1). 100, 106.
  76. Mohammad- Ebrahimi, Z. et. al. (2010). "The study of grammatical gender in Semnani dialect". Papers of the First International Conference on Iran’s Desert Area Dialects. Pp. 1849-1876.
  77. Seraj, F. (2008). The Study of Gender, its Representation & Nominative and accusative cases in Semnani Dialect. M. A. thesis in Linguistics, Tehran: Payame- Noor University.
  78. Rezapour, Ebrahim (2015). "Word order in Semnani language based on language typology". IQBQ. 6 (5): 169-190
  79. Borjian, H. (2021). Essays on Three Iranian Language Groups: Taleqani, Biabanaki, Komisenian (Vol. 99). ISD LLC.
  80. Vardanian, A. (2016). Grammatical gender in New Azari dialects of Šāhrūd. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 79(3), 503 511.
  81. A Morpho-phonological Analysis of Vowel Changes in Takestani-Tati Verb Conjugations: Assimilation, Deletion, and Vowel Harmony
  82. Lecoq, Pierre (1989). "Les Dialectes Caspiens Et Les Dialectes Du Nord-ouest De L'iran". In Schmitt, Rüdiger (ed.). Compendium Linguarum Iranicarum (به فرانسوی). Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag. 301, 309, 314, 318. ISBN 3-88226-413-6.
  83. رضایتی, محرم; سبزعلي پور, جهاندوست (2007). "ساخت ارگتيو در گويش تاتي خلخـال". ادب پژوهی. 1 (1): 92.
  84. H. Rezai Baghbidi (ed.), Exploring grammatical gender in New Iranian languages and dialects, proceedings of the First Seminar of Iranian Dialectology, 29 April-1 May 2001, Tehran, Department of Dialectology, Academy of Persian Language and Literature, 2003.
  85. Hayıg, Roşan; Werner, Brigitte (2012). Zazaca-Türkçe Sözlük ; Türkçe-Zazaca Sözcük Listesi (Çermik – Çüngüş – Siverek – Gerger Bölgeleri) (به ترکی استانبولی). Istanbul: Tij Yayınları. p. 423. ISBN 978-975-8277-43-8.
  86. Hassanzadeh-Nodehi, Ramin (2025). Towards a grammar of the Semnāni language (PDF) (PhD thesis) (به انگلیسی). Sapienza – Università di Roma. p. 77. Retrieved 11 November 2025.
  87. سبزعلیپور, جهاندوست (2013). "تمایز جنس مونث و مذکر در گویش تاتی خلخال" [Distiniction of the Feminine and Masculine Gender in the Tāti Dialect of Khalkhāl]. نامه فرهنگستان (in Persian). 13 (1): 79.
  88. امینی, عطیه; مهند, محمد راسخ (2024). "جنس دستوری در زبان آمُره ای" [Grammatical Gender in Amora'i Language]. زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی. 6 (1): 117.
  89. Windfuhr, Gernot L. (1998). "EŠTEHĀRDĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 9 November 2025.
  90. Stilo, Donald (2019). "Loss vs. expansion of gender in Tatic languages: Kafteji (Kabatei) and Kelāsi". In Korangy, Alireza; Mahmoodi-Bakhtiari, Behrooz (eds.). Essays on Typology of Iranian Languages. Berlin: De Gruyter. pp. 74–76. ISBN 978-3-11-060174-9.
  91. Hayıg, Roşan; Werner, Brigitte (2012). Zazaca-Türkçe Sözlük ; Türkçe-Zazaca Sözcük Listesi (Çermik – Çüngüş – Siverek – Gerger Bölgeleri) (به ترکی استانبولی). Istanbul: Tij Yayınları. p. 423. ISBN 978-975-8277-43-8.
  92. Hassanzadeh-Nodehi, Ramin (2025). Towards a grammar of the Semnāni language (PDF) (PhD thesis) (به انگلیسی). Sapienza – Università di Roma. p. 77. Retrieved 11 November 2025.
  93. سبزعلیپور, جهاندوست (2013). "تمایز جنس مونث و مذکر در گویش تاتی خلخال" [Distiniction of the Feminine and Masculine Gender in the Tāti Dialect of Khalkhāl]. نامه فرهنگستان (in Persian). 13 (1): 79.
  94. امینی, عطیه; مهند, محمد راسخ (2024). "جنس دستوری در زبان آمُره ای" [Grammatical Gender in Amora'i Language]. زبان‌شناسی و گویش‌های ایرانی. 6 (1): 117.
  95. Windfuhr, Gernot L. (1998). "EŠTEHĀRDĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 9 November 2025.
  96. Yarshater, Ehsan (1990). "ČĀL". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 28 November 2025.
  97. Yarshater, Ehsan (1989). "ALVĪRĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 28 November 2025.
  98. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2023.
  99. Talysh Picture Dictionary، Qulieva, Humay; Quliyeva, Ferqane; Quliyev, Şahar; Keyes, Ken (۲۰۱۶). «Tolışə şikilinə kitob». Academia.
  100. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2023.
  101. Werner, Eberhard (2017). "Rivers and Mountains: A Historical, Applied Anthropological and Linguistical Study of the Zaza People of Turkey including an Introduction to Applied Cultural Anthropology" (PDF). SIL Global. pp. 193–194. Retrieved 1 November 2025.
  102. سبزعلیپور, جهاندوست (2013). "تمایز جنس مونث و مذکر در گویش تاتی خلخال" [Distiniction of the Feminine and Masculine Gender in the Tāti Dialect of Khalkhāl]. نامه فرهنگستان. 13 (1): 78.
  103. Keskin, Mesut (2015). "Zaza Dili (Zaza Language)". Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi. 1 (1). 100, 106.
  104. Yarshater, Ehsan (1996). "The Taleshi of Asālem". Studia Iranica. 25 (1): 107.
  105. Windfuhr, Gernot L. (1998). "EŠTEHĀRDĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 9 November 2025.
  106. Yarshater, Ehsan (1990). "ČĀL". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 28 November 2025.
  107. Yarshater, Ehsan (1989). "ALVĪRĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 28 November 2025.
  108. Keskin, Mesut (2015). "Zaza Dili (Zaza Language)". Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi. 1 (1). 100, 106.
  109. Borjian, Habib (2008). "The Komisenian Dialect of Aftar". ORIENTAL ARCHIVE. 78: 416.
  110. Mahand, Mohamad Rasekh; Izadifar, Raheleh. "Causative Construction in Tāti". Adab Pazhuhi. 7 (25): 150.
  111. Borjian, Habib (2019). "Mazandarani: A typological survey". In Korangy, Alireza; Mahmoodi-Bakhtiari, Behrooz (eds.). Essays on Typology of Iranian Languages. Berlin: De Gruyter. p. 92. ISBN 978-3-11-060174-9.
  112. Varol, Murat (2011). "I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu" (PDF). Bingöl Üniversitesi. pp. 296–298. Retrieved October 29, 2025.
  113. Keskin, Mesut (2022). "Zazaca Üzerine Notlar" [Notes on Zaza] (PDF). Zazaki.de (به ترکی استانبولی). p. 6. Retrieved 2 November 2025.
  114. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza (به انگلیسی). Stockholm: Iremet Förlag. pp. 102–104.
  115. Varol, Murat (2011). "I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu" (PDF). Bingöl Üniversitesi. pp. 296–298. Retrieved October 29, 2025.
  116. Varol, Murat (2011). "I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu" (PDF). Bingöl Üniversitesi. pp. 296–298. Retrieved October 29, 2025.
  117. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza (به انگلیسی). Stockholm: Iremet Förlag. pp. 102–104.
  118. ساالر, آرش (1398). نظام حالت در زبان سمنانی در چهارچوب ردهشناسی (PDF) (master's thesis). تهران. pp. 89–91.
  119. Пахалина, Т. Н. (1999). "Языки мира: Иранские языки. II. Северо-западные иранские языки" (PDF). Министерство науки и высшего образования Ро. РОССИЙСКАЯ АКАДЕМИЯ НАУК. p. 145. Retrieved 1 November 2025.
  120. Arslan, İlyas (2022). "Ezafe (Genitive) in Zaza Language". Anemon Muş Alparslan Üniversitesi Sosyal Bilimler Dergisi. 10 (1): 410.
  121. کلباسی, ایران (2005). "ویژگیهاي شاخص گویش سمنانی" [The Main Characteristics of Semnani Dialect] (PDF). Language and Linguistics. 1 (2): 139.
  122. Gippert, Jost (2008). "Zur dialektalen Stellung des Zazaki". Die Sprache. 47 (1): 90–91.
  123. Asatrian, Garnik Serobi (1995). "DIMLĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 3 November 2025.
  124. Skjaervo, Prods Oktor (2009). "Middle West Iranian". In Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages (به انگلیسی). New York: Routledge. p. 211. ISBN 978-0-7007-1131-4.
  125. Jackson, Abraham Valentine Williams (1892). An Avesta Grammar in Comparison With Sanskrit (به انگلیسی). Stuttgart: W. Kohlhammer. pp. 106–108.
  126. Jackson, Abraham Valentine Williams (1892). An Avesta Grammar in Comparison With Sanskrit (به انگلیسی). Stuttgart: W. Kohlhammer. pp. 106–108.
  127. Skjaervo, Prods Oktor (2009). "Middle West Iranian". In Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages (به انگلیسی). New York: Routledge. p. 211. ISBN 978-0-7007-1131-4.
  128. ۱۲۸٫۰ ۱۲۸٫۱ کارنگ, عبدالعلی (1952). تاتی و هرزنی دو لهجه از زبان باستان آذربایجان [Tati, Harzani, two dialects from the ancient language of Azerbaijan]. تبریز: چاپخانه‌ی شفق. p. 84.
  129. Гасанов, Агамали (1966). О "тайном" Языке Жителей Села Килит Нахичеванской Асср [About The "Secret" Language Of The Residents Of The Village Of Kilit, Nakhchivan Assr] (به روسی). Baku: ИЗДАТЕЛЬСТВО АКАДЕМИИ НАУК АЗЕРБАЙДЖАНСКОЙ ССР. p. 91.
  130. Skjaervo, Prods Oktor (2009). "Middle West Iranian". In Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages (به انگلیسی). New York: Routledge. p. 211. ISBN 978-0-7007-1131-4.
  131. Jackson, Abraham Valentine Williams (1892). An Avesta Grammar in Comparison With Sanskrit (به انگلیسی). Stuttgart: W. Kohlhammer. pp. 106–108.
  132. Skjaervo, Prods Oktor (2009). "Middle West Iranian". In Windfuhr, Gernot (ed.). The Iranian Languages (به انگلیسی). New York: Routledge. p. 211. ISBN 978-0-7007-1131-4.
  133. Jackson, Abraham Valentine Williams (1892). An Avesta Grammar in Comparison With Sanskrit (به انگلیسی). Stuttgart: W. Kohlhammer. pp. 106–108.
  134. Hayıg, Roşan; Werner, Brigitte (2012). Zazaca-Türkçe Sözlük ; Türkçe-Zazaca Sözcük Listesi (Çermik – Çüngüş – Siverek – Gerger Bölgeleri) (به ترکی استانبولی). Istanbul: Tij Yayınları. p. 423. ISBN 978-975-8277-43-8.
  135. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza. Stockholm: Iremet Förlag. pp.45
  136. Lecoq, Pierre (1989). "Les Dialectes Caspiens Et Les Dialectes Du Nord-ouest De L'iran". In Schmitt, Rüdiger (ed.). Compendium Linguarum Iranicarum (به فرانسوی). Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag. 301, 309, 314, 318. ISBN 3-88226-413-6.
  137. رضایتی, محرم; سبزعلي پور, جهاندوست (2007). "ساخت ارگتيو در گويش تاتي خلخـال". ادب پژوهی. 1 (1): 92.
  138. کلباسی, ایران (2005). "ویژگی‌های شاخص گویش سمنانی" [The Main Characteristics of Semnani Dialect] (PDF). Language and Linguistics. 1 (2): 140.
  139. Wolfgang, Schulze: Northern Talysh. Lincom Europa. 2000. (page 35)
  140. "Iranian Languages Linguistic: Ossetian". The University of Arizona. Retrieved 30 October 2025.
  141. Mirdehghan, M. , & Nourian, G. Ergative Case Marking and Agreement in the Central Dialect of Talishi.
  142. Schulze, W. , 2000. Northern Talysh. Publisher: Lincom Europa. ISBN 3-89586-681-4
  143. Iranica entry on Eshtehārdi, one of Tati dialects
  144. ۱۴۴٫۰ ۱۴۴٫۱ Ergative in Tāti Dialect of Khalkhāl, Jahandust Sabzalipoor
  145. Koohkan, Sepideh. The typology of modality in modern West Iranian languages. 2019. PhD Thesis. University of Antwerp.
  146. Agnes Korn. The Ergative System in Balochi from a Typological Perspective. Iranian Journal of Applied Language Studies, 2009, 1, pp.43-79. ffhal-01340943
  147. Mohammad- Ebrahimi, Z. et. al. (2010). “The study of grammatical gender in Semnani dialect”. Papers of the First International Conference on Iran’s Desert Area Dialects. Pp. 1849-1876.
  148. Seraj, F. (2008). The Study of Gender, its Representation & Nominative and accusative cases in Semnani Dialect. M. A. thesis in Linguistics, Tehran: Payame- Noor University.
  149. Rezapour, Ebrahim (2015). "Word order in Semnani language based on language typology". IQBQ. 6 (5): 169-190
  150. Borjian, H. (2021). Essays on Three Iranian Language Groups: Taleqani, Biabanaki, Komisenian (Vol. 99). ISD LLC.
  151. Vardanian, A. (2016). Grammatical gender in New Azari dialects of Šāhrūd. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, 79(3), 503 511.
  152. A Morpho-phonological Analysis of Vowel Changes in Takestani-Tati Verb Conjugations: Assimilation, Deletion, and Vowel Harmony
  153. H. Rezai Baghbidi (ed.), Exploring grammatical gender in New Iranian languages and dialects, proceedings of the First Seminar of Iranian Dialectology, 29 April-1 May 2001, Tehran, Department of Dialectology, Academy of Persian Language and Literature, 2003.
  154. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza (به انگلیسی). Stockholm: Iremet Förlag. p. 85.
  155. Umnyashkin, Alexandr; Shodiev, Rustamkhon A. "Word Forming Models of Everyday Talish Vocabulary". Journal Arbitrer. 6 (2): 79.
  156. محمدتقی پوراحمد, جکتاجی (1385). گیلان نامه (6th ed.). گیلکان. p. 242.
  157. ۱۵۷٫۰ ۱۵۷٫۱ Borjian, Habib (2013). Is There Continuity between Persian and Caspian: Linguistic Relationships in the South-Central Alborz (به انگلیسی). New Haven: American Oriental Society. p. 33. ISBN 978-0940490857.
  158. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza (به انگلیسی). Stockholm: Iremet Förlag. p. 85.
  159. Umnyashkin, Alexandr; Shodiev, Rustamkhon A. "Word Forming Models of Everyday Talish Vocabulary". Journal Arbitrer. 6 (2): 79.
  160. Taherkhani, Neda; Muhammed, Ourang (2013). "A Study of Derivational Morphemes in Lari and Tati as Two Iranian Endangered Languages: An Analytical-Contrastive Examination with Persian". Journal of American Science. 9 (11): 41.
  161. Lynn Todd, Terry (2002). A grammar of Dimili also known as Zaza (به انگلیسی). Stockholm: Iremet Förlag. p. 85.
  162. Umnyashkin, Alexandr; Shodiev, Rustamkhon A. "Word Forming Models of Everyday Talish Vocabulary". Journal Arbitrer. 6 (2): 79.
  163. Giacalone Ramat, Anna; Mauri, Caterina; Molinelli, Piera, eds. (2013). Synchrony and Diachrony: A dynamic interface. Philadelphia, Pennsylvania: John Benjamins North America. pp. 17, 18. ISBN 978-9027272072. Retrieved 3 April 2017.
  164. Hadank, Karl (1932). Kurdisch-Persische Forschungen: Ergebnisse einer von 1901 bis 1903 und 1906 bis 1907 in Persien und der Asiatischen Türkei ausgeführten Forschungsreise. Mundarten der Zâzâ, Hauptsächlich aus Siwerek und Kor (آلمانی). Walter de Gruyter 18-23.
  165. Selcan, Zülfü (2011). "Zaza Dilinin Tarihi Gelişimi" [Historical Development of Zaza Language] (PDF). I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. 124, 130–133. Retrieved 2 November 2025.
  166. Stilo, Donald (2007). "Isfahan xxi. PROVINCIAL DIALECTS". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 3 November 2025.
  167. Asatrian, Garnik Serobi (1995). "DIMLĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 3 November 2025.
  168. Paul, Ludwig (1998). "The Pozition of Zazaki the West Iranian Languages" (PDF). Iran Chamber. Open Publishing. Retrieved October 28, 2025.
  169. Windfuhr, Gernot L. (1998). "EŠTEHĀRDĪ". Encyclopaedia Iranica. Retrieved 9 November 2025.
  170. Asatrian, Garnik; Borjian, Habib (2005). "Talish and the Talishis (The State of Research)". Iran & the Caucasus. 9 (1): 53–55.
  171. Borjian, Habib (2008). "The Komisenian Dialect of Aftar". ORIENTAL ARCHIVE. 78: 271.
  172. Bozbuğa, Rasim (2014). "Bilinmeyen Halk: Zazalar". Akademik Hassasiyetler. 1 (1): 1–50.
  173. «Zazaki.de» (PDF). Sultan Efendi'nin El Yazması. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۴.
  174. Murat, Varol, (2012-05). "Zazalar'da mevlid ve siyer geleneği" (به انگلیسی). {{cite journal}}: Cite journal requires |journal= (help); Check date values in: |date= (help)نگهداری CS1: نقطه‌گذاری اضافه (link)
  175. https://dergipark.org.tr/tr/download/article-file/220224
  176. ۱۷۶٫۰ ۱۷۶٫۱ Özer, Osman (2016). Mevlid Ahmed-i Hasi. İstanbul: Bingöl Üniversitesi Yayınları. ISBN 978-605-65457-0-2.
  177. Lerch, Peter, Forschungen über die Kurden und die Iranischen Nordchaldaer - Band I, St. Petersburg (Петр Лерх, Изслѣдованія об иранских курдах и их предках, сѣверных халдеях: Введеніе и подробное исчисленіе курдских племен) I-II-III, продаеця у Коммисіонеров Императорской академіи наук: И. Глазунова, 1856/57/58
  178. Robert Gordon Latham, "On a Zaza Vocabulary", Transactions of The Philological Society, London, 1856, ss. 40-42
  179. Robert Gordon Latham, "On a Zaza Vocabulary", Opuscula: Essays, Chiefly Philological and Ethnographical, Williams & Norgate, London, Edinburg, Leipzig, 1860, s.242
  180. Blau, Otto (1862),"Nachrichten über kurdische Stämme-III, Mittheilungen über die Dusik-Kurden", Zeitschrift der Deutschen Morgenländischen Gesellschaft, Steiner in Komm, 1862, s.621-627
  181. Müller, Friedrich (1865) Beiträge zur Kenntniss der neupersischen Dialekte: Zaza-Dialekt der Kurdensprache (Aus dem November-Hefte des Jahrganges 1864 der Sitzungsberichte der phil. -hist. Classe der kais. Akademie der Wissenschaften, XLVIII. Bd. , besonders abgedruckt) , cîld: 3
  182. O. Mann, Nachlaß in der Staatsbibliothek Berlin (W), Briefe; vgl. auch ebenda, Vortrag vom 4. Juli 1909 und 20. Jan. 1909, S. 11
  183. ۱۸۳٫۰ ۱۸۳٫۱ Keskin, Mesut (2015). "Zaza Dili (Zaza Language)". 1 (1). Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Dergisi. ss. 93-114.
  184. Ahmet Kayıntu, "Molla Mehmet Demirtaş’ın Zazaca Divanı", II. Uluslararası Zaza Tarihi ve Kültürü Sempozyumu, Bingöl Üniversitesi Yayınları, 04-06 Mayıs 2012.
  185. Arslan, Mehmet (2019). "Molla Abdulkadir Muşeki`nin Mevlidi (Metin ve İnceleme)". Bingöl Üniversitesi Yaşayan Diller Enstitüsü Zaza Dili ve Edebiyatı Anabilim Dalı
  186. ۱۸۶٫۰ ۱۸۶٫۱ ۱۸۶٫۲ Varol, Murat (2012), Zazalarda Mevlid ve Siyer Geleneği, 1 (1), II. Uluslararası Zaza Tarihi ve Kültürü Sempozyumu/Bingöl Üniversitesi Yayınları, ss. 93-114.
  187. Söylemez, İsmail (2011). "Geçmişten Günümüze Zazaca Dergiler: Kronoloji, Sorunlar ve Çözümler". I. Uluslararası Zaza Dili Sempozyumu. Bingöl Üniversitesi Yayınları.
  188. Türkiye Cumhuriyeti Avrupa Birliği Başkanlığı. (۲۰۰۲). «Geleneksel Farkli Dil Ve Lehçelerde Yayin». Türkiye Cumhuriyeti Avrupa Birliği Başkanlığı. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۴. دریافت‌شده در ۲۷ آوریل ۲۰۲۴.
  189. Farkli Dil Ve Lehçelerde Yayin - Ilk Zazaca Yayin (۲۰۰۴). «Türkiye Cumhuriyeti Avrupa Birliği Başkanlığı». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۴. دریافت‌شده در ۲۷ آوریل ۲۰۲۴.
  190. Emek، Burak (۲۰۱۴). «یک کانال خواستند TRT زازاها از». İhlas Haber Ajansı.
  191. «زازاها خواستار یک کانال ویژه برای خود هستند». Mynet. ۱۷ ژانویه ۲۰۱۵.
  192. «درخواست کانال زازا، لاز و گرجی». Hürriyet. ۳ فوریه ۲۰۰۹.
  193. «تقاضای تلویزیون به زبان‌های زازا، لاز و گرجی». Haber 7. ۲ فوریه ۲۰۰۹.
  194. Sıtkı Taşel (۳۰ دسامبر ۲۰۲۱). ""Yayın Hayatına Başlayacak Olan Zaza TV Tanıtıldı"". Elazığ Son Haber (به ترکی استانبولی). Archived from the original on 30 August 2022. Retrieved 27 April 2024.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:ربات:وضعیت نامعلوم پیوند اصلی (link)
  195. Wolfgang, Schulze: Northern Talysh. Lincom Europa. 2000. (page 35)
  196. Paul, D. (2011). A comparative dialectal description of Iranian Taleshi. The University of Manchester (United Kingdom).
  197. Quliyeva Humay. Tolışə şikilinə kitob (lüğət)
  198. Sihler, Andrew L. (1995). New Comparative Grammar of Greek and Latin (İngilizce). Oxford University Press. ss. 402-424. ISBN 0-19-508345-8
  199. C. M. Jacobson (1993): Rastnustena Zonê Ma - Handbuch, für die Rechtschreibung der Zaza-Sprache. Verlag für Kultur und Wissenschaft, Bonn.
  200. سلجان، زلفی (۲۰۱۶). «Alfabê Zazaki».

منابع

[ویرایش]
  • Michiel Leezenberg, Gorani Influence on Central Kurdish, ILLC-Department of Philosophy, University of Amsterdam
  • Terry Lynn Todd, A GRAMMER OF DIMILI also known as Zaza, University of Michigan, Ann Arbor, Electronic Publication 2008 ,
  • Raymond Gordon, Jr. , Editor. Ethnologue: Languages of the World. Fifteenth Edition.

(Classification of Zazaki Language.)

  • Paul, Ladwig. (1998) The Position of Zazaki Among West Iranian languages.
  • Gülşat Aygen, Zazaki/Kirmanckî Kurdish, Volume 479 of Languages of the World, Lincom Europa, 2010

پیوند به بیرون

[ویرایش]