زبان‌های کردی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از زبان کردی)
پرش به: ناوبری، جستجو
کردی
Kurdî. Kurdí. Кöрди. کوردی[۱]
Kurdish Language.png
بومی برای ترکیه، ایران، عراق، سوریه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان
منطقه غرب آسیا
قومیت ‏ ۲۵–۳۰ میلیون نفر مردم کرد
بومی سخن‌رانان
۱۶–۳۰ میلیون نفر  (بدون تاریخ)[۲]
الفبای فارسی در ایران و عراق. الفبای لاتین در ترکیه، سوریه و ارمنستان
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
 عراق: زبان رسمی در کنار زبان عربی.
 ایران: زبان محلی شناخته شده بر طبق قانون اساسی
 ارمنستان: زبان اقلیت[۳]
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۱ ku
ایزو ۶۳۹-۲ kur
ایزو ۶۳۹-۳ در زمان‌های گوناگون:
ckb – سورانی
kmr – کرمانجی
sdh – گویشهای جنوبی کردی
lki – لکی
زبان‌شناسی 58-AAA-a (North Kurdish incl. Kurmanji & Kurmanjiki) + 58-AAA-b (Central Kurdish incl. Dimli/Zaza & Gurani) + 58-AAA-c (South Kurdish incl. Kurdi)
{{{mapalt}}}
     کردی شمالی

     سورانی      کردی جنوبی

     زازاکی      گورانی

     بخش‌های مختلط
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.

زبان کردی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی غربی است.[۴] همچنین کردی به زنجیره گویشی ای گفته می‌شود که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند.[۵] زبان کردی یا زبانهای کردی از زبانهای ایرانی شاخه غربی هستند که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند.[۶] تعریف یک زبان به عنوان «کردی» همواره دستخوش عوامل غیر زبان‌شناختی به‌ویژه عوامل سیاسی، و فرهنگی است.[۷] در واقع «زبان کُردی» به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست[۷][۸] بلکه امروزه به طیفی از زبان‌های ایرانی شمال غربی اطلاق می‌شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان‌شناسی دورند. این زبان‌ها عبارتند از: کردی شمالی (کرمانجی)، کردی جنوبی(کلهری، لکی و ...) و کردی مرکزی(سورانی). به لحاظ زبان شناختی، زبان گورانی و زازا را نمی‌توان کردی شمرد. این زبانها جز شاخه زازا-گورانی از زبان‌های ایرانی شمال غربی اند.[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

زبان کردی شباهت زیادی به زبانهای بلوچی، گیلکی، و تالشی دارد، این زبان‌ها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار میایند، لری و بختیاری و فارسی هستند؛ که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم می‌شوند.

گویش‌های مختلف عمدتاً در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، لبنان و اسرائیل نیز زندگی می‌کنند.[۱۴]

ارتباط زبان اوستایی، مادی و پهلوی با زبان‌های کردی[ویرایش]

در سالهای اخیر تصور نادرستی در بین عوام از ارتباط زبان اوستایی و کردی ایجاد شده است. زبان اوستایی یک زبان ایرانی شرقی است و زبان‌های کردی جزو شاخه غربی زبانهای ایرانی اند و به طبع نمی‌توانند بازمانده یک زبان ایرانی شرقی (اوستایی) باشند. همانندی‌های فارسی، کردی، بلوچی و هر زبان ایرانی دیگر با اوستایی بدین دلیل است که همه این زبانها ایرانی اند و از یک نیای مشترک زبان نیا-ایرانی منشعب شده‌اند.

از زبان مادی نیز تنها واژگان انگشت شماری در آثار دیگر زبانها به جای مانده و به طبع بر اساس چند واژه معدود نمی‌توان هیچ زبانی را بازمانده زبان مادی دانست. همچنین زبان اوستایی و مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبانهای ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شده‌ای در دوره میانه زبانهای ایرانی ندارند. همه زبانهای کردی متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند.

زبان پهلوی ساسانی که نام درست آن پارسی میانه است و پارسیگ نامیده می‌شده، نیای مستقیم زبان فارسی است و طبیعتاً همانند فارسی یک زبان ایرانی جنوبغربی است و ارتباطی با زبانهای کردی ندارد. زبان پهلوی اشکانی (زبان پارتی) یک زبان ایرانی شمالغربی است و از این نظر با کردی، تالشی، گیلکی، زازایی، گوررانی هم خانواده است اما هیچ‌کدام از این زبانها بازماندهٔ مستقیم این زبان نیستند![۱۱][۱۲][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روسی معتقد است اقوام کردها بازماندهٔ مادها هستند،[نیازمند منبع] ولی هیچ ادعا و اثبات زبانشناختی مبنی بر ارتباط زبان‌های کردی امروز با زبان مادی ارائه نداده است و فقط از دید تاریخی به مسئله نگریسته است. همان‌طور که گفته آمد، زبان مادی متعلق به دوره کهن یا باستانی زبانهای ایرانی اند و هیچ بازمانده شناخته شده‌ای در دوره میانه زبانهای ایرانی ندارند. همه زبانهای کردی متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی اند و نیای مستقیمی در دوره میانه ندارند و از زبان مادی نیز تنها چند واژه در نوشته‌های دیگر زبانهای باستانی به جای مانده است.

در مقابل، گارنیک آساتریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد».[۱۹]

گویش‌ها[ویرایش]

محدوده‌هایی که بنا بر اطلاعات سازمان سیا در آن‌ها زبان کردی به عنوان زبان مادری سخن گفته می‌شود.

در برخی دسته‌بندی‌ها کردی به سه دسته اصلی شمالی، جنوبی و میانه تقسیم شده که خود شامل بیست و دو نوع گویش می‌باشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد.[۲۰] تلاش برای یک زبان استاندارد برای کردی نتوانسته به موفقیت‌های چشمگیری برسد.[۲۰]

شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از:[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴][۲۵]

زبان کردی مرکزی در عراق زبان رسمی است[۲۷] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است.[۲۸] در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته‌است.

زبان کردی اخص را کرمانجی می‌نامند[نیازمند منبع] که خود لهجه‌های متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی، زندی.[۲۹][۳۰] زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار می‌رود وصاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.[۳۱][۳۲]

کلهری، سورانی[ویرایش]

گویش جنوبی:شامل لهجه‌های: کلهری، کلیایی، فیلی، زنگنه، قصری و ... است که جغرافیایش در کردستان ایران شامل استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و بخشی از همدان و در حریم کردستان (جنوب کردستان) در شهرهای چون: خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن می‌باشد.
گویش سورانی:
شامل لهجه‌های: مکری، بابانی، سورانی، گروسی، اردلانی و جافی است؛ و جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان عراق در استانهای اربیل، سلیمانیه، کرکوک، و شهرهای پیرامون آنها و در کردستان ایران در استانهای آذربایجان غربی و کردستان به مرکزیت سنندج می‌باشد .
گویش لکی:
شامل لهجه‌های چون: عثمانوند، جلالوند، چغلوندی، کاکاوندی و ... جغرافیای آن در کردستان ایران، هرسین در استان کرمانشاه و مناطق و روستاهای اطراف آن، نورآباد، الشتر، کوهدشت و دلفان در استان لرستان، برخی مناطق استان ایلام را شامل می‌شود. باید اشاره داشت در برخی مناطق چون کوهدشت جمعیتهای لک و لر با هم در این جغرافیا زندگی می‌کنند.[۳۳]

تمایز گورانی، زازاکی، و شبکی با زبانهای کردی[ویرایش]

نوشتار اصلی: زبان گورانی
نوشتار اصلی: زبان زازاکی

گورانی زبانی است مستقل و متمایز از کردی،[۹][۱۰][۱۱][۱۲] اما در طول سالها تأثیرات متقابلی بین این دو زبان وجودداشته است.[۳۴] با توجه به اینکه گورانی زبانها اغلب خود را کرد می‌نامند، این تصور غلط در بین عموم بوجود آمده که زبان گورانی نیز یکی از زبانهای کردی است، اما در هیچ منبع معتبر زبان‌شناسی زبان گورانی، کردی دانسته نشده است.[۳۵] دانشوران اروپایی معتقدند که گورانی از کردی جدا است و کردی مترادف با گروه کرمانجی‌زبان (کرمانجی شمالی، مرکزی و جنوبی) است، در حالی که کردها معتقدند که زبان کردی هر یک از زبان‌های منحصربه‌فرد یا گویش‌هایی که توسط کردها گویش می‌شود و توسط گروه‌های قومی همسایه گویش نمی‌شود را در برمی‌گیرد که بحثی اجتماعی سیاسی است و چندان به زبان‌شناسی مرتبط نمی‌باشد.[۳۶] زبان گورانی (که شامل اورامی می‌شود) اغلب به عنوان بخشی از شاخه زازا-گورانی زبان‌های هندوایرانی و ایرانی طبقه‌بندی می‌شود.[۳۷] زبان زازاکی که در قسمت‌های شمالی کردستان گویش می‌شود، هم از نظر دستوری و هم از نظر واژگان متفاوت است و به طور کلی توسط گویشوران گورانی قابل فهم نیست اما مرتبط با گورانی در نظر گرفته می‌شود. تقریباً همه جوامع زازاکی‌زبان،[۳۸] و نیز گویشوران یک زبان از نزدیک مرتبط دیگر به نام شبکی که در بخش‌هایی از کردستان عراق گویش می‌شود، خود را جزء قومیت کُرد می‌دانند.[۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴]

تاریخچه زبان کردی[ویرایش]

رده‌بندی[ویرایش]


مقایسهٔ واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی[ویرایش]

کردی آلمانی ایتالیایی انگلیسی پرتغالی اسپانیایی سوئدی فارسی فرانسوی هلندی
کرمانجی سورانی کلهری لکی
évar éware éware îware abend sera evening tarde tarde afton ivār soir evond
bra bra bra bira bruder fratello brother irmão hermano bror, broder barādar frère broer, broeder
te, tu to, tu ti du voi you tu te, tú du to te, tu je
hesin asin asin asin eisen ferro iron ferro hierro järn āhan fer ijzeren
erd herd zoiw zemi erde terra earth terra tierra jorden Zamin terre aanaarden
ére ére ére êre hier qui here aqui aquí här inja Ici
hingiv hengwín hangewin hesell/engoiîn honig miele honey mel honung angabin angabin honing
kurt kurt kull koill kurz corto short curto corto kort kutāh court kort
lév léw léw liç,lio lippe labbro lip lábio labio läpp lab lèvre lip
meh mang mang mang mond mese moon - - mane māh - maan
nav naw naw nam name nome name nome nombre nämna nām nom naam
na na ne ne nein non no não no nej na non neen
nú, nuh nwé neu nuovo new novo nuevo ny now nouveau nieuw
neh no noi neun nove nine nove nueve nio noh neuf negen
pardéz perdéz behesht behesht paradies paradise paradise paraíso paraíso paradis pardis paradis paradijs
spenax espenax ? ? spinat spinacio spinach espinafre espinaca spenat esfanāj épinard spinazie
stér estére esare asare stern stella star estrela estrella stjärna setāre astre ster
dot Kac dot dit-afiret tochter - daughter - - dotter doxtar - dochter
dlop dlop dlop tillp/tike tropfen - drop - - droppa - - druppel

دبیره[ویرایش]

در گذشته، زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته می‌شد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این، کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک به‌کار می‌بردند. هم‌اکنون در ایران و عراق کردی با نویسه عربی نوشته می‌شود.[۴۶][۴۷]

واژگان کردی[ویرایش]

بخش اصلی واژگان زبان کردی از ریشه‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علی‌رغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبان‌های خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد[نیازمند منبع] و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است[نیازمند منبع].

آواها[ویرایش]

زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:

کردی a e ê i î o u û
فارسی آ (مثل آرام) ا مثل اشک ا مثل امروز ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) ای (مثل ایلام) أ (مثل أردک) او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) او (مثل دوست)

و نیز دارای ۲۳ حرف بی‌صدا است:

کردی b c ç d f g h j k l m n p q r s ş t v w x y z
فارسی ب ج چ د ف گ ه ژ ک ل م ن پ ق ر س ش ت و «ڤ در نگارش جدیدعربی (توجه: ف با سه نقطه روی آن» ، [مثل very یا violin]) و (به گونه‌ای که در عربی تلفظ می‌شود) (مثل window) خ ی (مثل یاور) ز

ساختار[ویرایش]

ضمیر[ویرایش]

ضمیرهای شخصی[ویرایش]

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی زازایی تالشی
حالت‌های rectus
|| shagerd-e amuzgar
xwendekar-ên mamoste xwendekar-anî mamoste xwendekar-anî mamoste shagerd-ane amuzgar
xwendekar-ên mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan xwendekar-anî mamoste-yan shagerd-ane amuzgar-an

همان‌طور که مشاهده شد در همهٔ گویش‌ها کلمه آموزگار بی‌جنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیین‌کنندهٔ پسوند پس از آن بود.

مثال‌هایی دیگر:

کرمانجی سورانی کلهری معنی
Xwendekarê mamoste baş e Xwendekarî mamoste baş e Xwendekarî mamoste xas e Shagerde amuzgar xub ast
Ew xwendekarê mamoste dibîne Ew xwendekarî mamoste debîne Ewe xwendekarî mamoste wînûd U shagerde amuzgar (ra) binad
Bide Xwendekarê mamoste Bide Xwendekarî mamoste Bide Xwendekarî mamoste Bede shagerde amuzgar
Xwendekarê mamoste bide Xwendekarî mamoste bide Xwendekarî mamoste bide shagerde amuzgar bede

گذشته[ویرایش]

در کرمانجی بر خلاف دیگر زبانهای هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آن‌ها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی
Ich sah dich Min tu dîtî Min to dîtim Mi ti dîtim Mi nim dî Man to (ra) dîdam
آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی
Ich ging Ez çûm Min çûm Mi çûm Mi çim Man raftam

حال[ویرایش]

در کردی زمان حال با پیشوند «د» ساخته می‌شود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی می‌آید (مثلاً مانند فارس برای اول شخص پسوند «م» می‌آید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویش‌های مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته تواند شد.

برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبان‌های کردی‌تبار «ç» است، چنین صرف می‌شود:

آلمانی کرمانجی سورانی لکی گورانی فارسی
Ich gehe Ez diçim Min deçim Mi meçim Mi çim Man ravam
Du gehst Tu diçî To deçî Tû meçî Ti çîd To ravi
Er/Sie/Es geht Ew diçe Ew deçe Io meçû Ewe çûd U ravad
Wir gehen Em diçin Ême deçin Îme meçîm(-in) Îme çîm Ma ravim
Ihr geht Hûn diçin Ewe deçin Hûme meçîn(-an) Îwe çin Shoma ravid
Sie gehen Ew diçin Ewan deçin yioin meçin Ewane çin Ishan ravand

نمونه‌های دیگری از اول شخص مفرد در پی می‌آید. زیر ریشه فعل‌ها خط کشیده شده‌است.

آلمانی کرمانجی سورانی کلهری لکی فارسی
Ich mache Ez dikim Min dekim Mi kim Mi mekem Man konam
Ich esse Ez dixwm Min dexwm Mi mexwm Mi merim Man xoram
Ich nehme Ez digirim Min degirim Mi girim Mi mushim Man guyam
Ich weiß Ez dizanim Min dezanim Mi zanim Mi mezanim Man danam
Ich komme Ez têm Min têm Min têm Mi mam Man ayam
Ich töte Ez dikujim Min dekujim Mi kujim Mi mekoishim Man kusham
Ich sterbe Ez dimirim Min demirim Mi mirim Mi mimirim Man miram
Ich lebe Ez dim Min dem Mi m Mi mem Man ziyam
Ich weine Ez digrîm Min degrîm Mi grîm Mi moi girê Man geryam

استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ می‌شود.

فرمان دادن[ویرایش]

در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده می‌شود. در آغاز پیشوند ب می‌آید و سپس ریشه فعل:

آلمانی کرمانجی سورانی لکی کلهُری فارسی
Mache! Bike! Bike! Bike! Bike! bekon!
Iss! Bixw! Bixw! Ber/ Bixw/bêer! Bixw! bexor!
Nimm! Bigire! Bigire! buş ! Bigire! Begu!
Gehe! Biçe! Biçe! biçû ! Biçe! bero!
Wisse! Bizane! Bizane! bizan ! Bizane! bedan!
Komme! Bê! Bê! burê ! Bê! bia!
Töte! Bikuje! Bikuje! bikoiş Bikuje! bekosh!
Stirb! Bimire! Bimire! bimir ! Bimire! bemir!
Lebe! Bi! Bi! Bi! Bi! be!
Weine! Bigrî! Bigrî! bioi grê ! Bigrî! begery!

مقایسه زمان‌ها در گویش‌های مختلف کردی[ویرایش]

Lekî Erkewazî Kelhurî Soranî Kurmancî Hewramî English
 mi hetim me hatim mi hatim min hatim ez hatim - I came
 mi merim/mexwim me xwem/xwerim mi xwem/dixwem min exwem/dexom ez dixwim min meweru I eat
 mi nanim hward me nan xwardim mi nan xwardim min nanim xward min nan xward - I ate the meal
 mi nane merim/mexwim me nan xwem mi nan xwem min nan dexwim ez nanê dixwim - I am eating the meal
 mi nanme mehward me nan xwardisim mi na xwardêam min nanim dexward min nan dixward - I was eating the meal
 mi hetime me hatimow mi hatime min hatûme ez hatime - I have come
 mi hetüm me hatüm mi hatüm min hatibûm ez hatibûm - I had come

کد زبانی[ویرایش]

طبقه‌بندی[ویرایش]

زبان کردی عضوی از شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است.

روز زبان کردی[ویرایش]

روز ۱۵ مه برابر با ۲۵ اردیبهشت به عنوان روز زبان کردی تعیین شده است. در این روز نخستین شماره از مجلهٔ کردی زبان هاوار توسط جلادت بدرخان در شهر دمشق منتشر شد. هاوار نخستین نشریهٔ کردی زبان تا زمان خود به شمار می‌آمد.[۴۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. "Kurdish Language – Kurdish Academy of Language". Kurdishacademy.org. Retrieved 2 December 2011. 
  2. "Ethnologue figure for Kurdish". Ethnologue.com. Retrieved 2 December 2011. 
  3. European Charter for Regional or Minority Languages
  4. https://www.ethnologue.com/subgroups/kurdish-1
  5. * مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Kurdish language»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۲).
  6. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i From the West Iranian languages, only Persian, Kurdish, and Balōči were known relatively well
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
  8. بنیاد مطالعات ایران، بازدید: مه ۲۰۰۹.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ J. N. Postgate, Languages of Iraq, ancient and modern, British School of Archaeology in Iraq, [Iraq]: British School of Archaeology in Iraq, 2007, p.  138.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ راهنمای زبان‌های ایرانی، جلد دوم (به لاتین: Compendium Linguarum Iranicarum) با نام اختصاری CLI اثر ۱۷ زبان‌شناس برجسته به سرپرستی رودیگر اشمیت، ترجمه توسط ۴ نفر (زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی)
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ http://www.britannica.com/topic/Iranian-languages
  13. A history of persian literature, VOL XVIII, Oral Literature of iranian languages,p2
  14. کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران.
  15. راهنمای زبانهای ایرانی، رودیگر اشمیت
  16. http://www.britannica.com/topic/Kurdish-language
  17. http://www.britannica.com/topic/Parthian-language
  18. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-ii-history-of-kurdish-studies
  19. en:Kurdish language
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ جلیلیان، عباس: جستاری در باب علل رکود ادبیات کردی. در: نشریه: «گوهران»، تهران: بهار ۱۳۸۶ - شماره ۱۵. ص۱۰.
  21. Ethnologue report for Kurdish
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸–۵۴۹
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) 2000,.
  24. Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) 1989,
  25. Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia
  26. دستور زبان کردی کرمانشاهی، وحید رنجبر، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۸
  27. Full text of Iraq constitution - Conflict in Iraq- msnbc.com
  28. Special Focus Cases
  29. محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  30. احسان یارشاطر: زبانها و لهجه‌های ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
  31. محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  32. احسان یارشاطر: زبانها و لهجه‌های ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
  33. مقاله کردها و تقسیم‌بندی زبانی؛ نوشته فرهاد جهان بیگی، مجله میدیا، شماره سوم، 1389، کرماشان.
  34. Philip G. Kreyenbroek, "On the Kurdish Language", a chapter in the book The Kurds: A Contemporary Overview.
  35. Edmonds, Cecil. Kurds, Turks, and Arabs: politics, travel, and research in north-eastern Iraq, 1919-1925. Oxford University Press, 1957.
  36. Edmonds, Cecil. Kurds, Turks, and Arabs: politics, travel, and research in north-eastern Iraq, 1919-1925. Oxford University Press, 1957. Oxford University Press, 1957
  37. J. N. Postgate, Languages of Iraq, ancient and modern, British School of Archaeology in Iraq, [Iraq]: British School of Archaeology in Iraq, 2007, p. 138.
  38. http://www.let.uu.nl/~martin.vanbruinessen/personal/publications/Bruinessen_Ethnic_identity_Kurds.pdf
  39. Abd al-Jabbar, Falih. Ayatollahs, sufis and ideologues: state, religion and social movements in Iraq. University of Virginia 2008.
  40. Sykes, Mark. The Caliphs' last heritage: a short history of the Turkish Empire
  41. Kaya, Mehmet. The Zaza Kurds of Turkey: A Middle Eastern Minority in a Globalised Society. ISBN 1-84511-875-8
  42. O'Shea, Maria. Trapped between the map and reality: geography and perceptions of Kurdistan. ISBN 0-415-94766-9.
  43. Library Information and Research Service. The Middle East, abstracts and index
  44. Meiselas, Susan. Kurdistan: in the shadow of history. Random House, 1997.
  45. دستور زبان کردی کرمانشاهی، وحید رنجبر، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۸
  46. نویسه کردی
  47. مقایسهٔ نویسه‌ها
  48. خبرگزاری فرات، مراسم‌های جشن زبان کُردی در ۷ شهر شمال کردستان برگزارشد، ۱۵ مه ۲۰۱۳؛ بازدید در ۱۵ مه ۲۰۱۴.

منابع[ویرایش]

  • کردها نوادگان مادها - و. مینورسکی - ۱۳۸۲ نشر: ژیار
  • مکالمات روزمره زبان کردی. مصطفی خرم دل. سال چاپ: ۱۹۸۱ نشر: انتشارات کردستان
  • (برگرفته از کتاب «قاموس زبان کردی»، تألیف عبدالرحیم ذبیحی، چاپ ۱۹۸۸)
  • وبسایت کردستان به آدرس: www.sorankurdistani.com
  • فرهنگ کردی-کردی-فارسی (هه نبانه بورینه۹-عبدالرحمان شرفکندی (هه ژار)-انتشارات سروش
  • Nikitine, Basil: Les Kurdes, Paris, 1956
  • Ahmad, J. R. : Dirasat Kurdiyah fi bilad Subartu ('Kurdish Studies in the Country of Subartu') -- in Arabic - Baghdad, 1984
  • Ahmad, Jemal Rashid: Tarikh el-Kurd el-Qadim (`The Ancient History of the Kurds') -- in Arabic - publication of the Saladin University, Hawler, 1990
  • Driver, G.K. : The Name Kurd and its Philological Connections; JRAS, 1923
  • Driver, G.K. : The Dispersion of the Kurds in Ancient Times, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland (JRAS) 1921,Part Four, pp. 563–572

پیوند به بیرون[ویرایش]

فرهنگ‌های کردی–فارسی[ویرایش]

خودآموزی زبان کردی:

فرهنگها:

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آنها حرف K است