نمادهای ملی ایران
برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. (اوت ۲۰۲۵) |
| بخشی از مجموعه مباحث دربارهٔ |
| ملیگرایی |
|---|
| درگاه سیاست |
نمادهای ملی ایران دربرگیرنده نشان یا نماد ملی، یا ویژگیهای خاص مورد احترام مردم ایران در سطح ملی یا بینالمللی است که به عنوان نماد آن کشور شناخته میشود.
نمادهای تاریخی
[ویرایش]فر کیانی و فروهر
[ویرایش]
معمولاً این نماد با نماد فروهر اشتباه گرفته میشود.[۱] فروهر فره ایزدی در نزد ایرانیان باستان سلطنت عطیه ای الهی شمرده میشد زیرا باور داشتند اهورا مزدا، شاه را توسط نیرویی معنوی که آن را ” خورنه، خورنو / xvareno ” یا «فرّ شاهی» میگفتند برمیگزیند و تا زمانی که از وی خشنود باشد این فرّه ایزدی برقرار میماند. از این رو پادشاه مظهر قدرت خداوند و مهر و قهر او و نماینده اراده ملت بهشمار میرفت و مردم او را خدایگان و سایه خدا میخواندند و او خود را حاکم مطلق و مالکالرقاب مردم میدانست. در این میان تنها محدودیت قدرت پادشاه، به ذات حاکم مطلقی که مقامش مافوق بشر بود، بستگی داشت. نوری که از خدای تعالی بر خلایق فایز شود که به وسیلهٔ آن قادر شوند به ریاست و حرفتها و صنعتها. (برهان: خوره). رجوع به فره و خوره و نیز رجوع به حاشیهٔ برهان چ معین ذیل لغت خوره شود.[۲]
در همه کتیبههای هخامنشی به این امر که سلطنت موهبتی الهی است و از سوی اهورا مزدا به ایشان عطا گردیده، اشاره شده است «اهورامزداست که داریوش را شاه کرد. اهورا مزداست که کشور بزرگ به او ارزانی داشت» کسی میتوانست به جایگاه ” ظل الهی ” برسد که دارای فره ایزدی باشد.
«فروهر» یا نام اصلی آن «فره وهر» (Farahvahar) در اصل نام آریایی «روح» در زبان عربی است. بیش از چهار هزار و پانصد سال پیش، زمانی که کمابیش همه مردمان کرهٔ زمین سرگرم بتپرستی بودند و همه هستی انسان را تنها و تنها همین کالبد خاکی و فانی میدانستند، درست در همین زمان، آریاییان باستان باور داشتند انسان به جز کالبد خاکی دارای روح بوده و پس از مرگ، این روح از بدن فانی جدا شده و به جای دیگری رفته و به زندگی اش ادامه میدهد، زرتشتیان این منزلگاه پس از مرگ روح را «اختران» مینامیدند.
درفش کاویانی
[ویرایش]
درفش کاویانی در اساطیر ایران، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژیدَهاک (ضحاک) برمیگردد. درفش کاویانی همواره در کشاکش جنگهای ایران و انیران، جایگاه بسیار حیاتی و والایی داشت. اهمیّت این درفش تا اندازهای بود که گاه ادامه نبرد بدون افراختن آن ممکن نبود و ایرانیان حتّی اگر به دندان هم شده، میکوشیدند تا آن را در جنگ افراخته نگه دارند. از دیگر سو، تورانیان نیز به خوبی با جایگاه خطیر آن آشنا بودند و با دیدن حتّی پارهای از آن، آشکارا فریاد برمیآورند «که نیروی ایران بدو اندر است» و از این رو در پی آن برمیآمدند که با تصاحب درفش پاره، ایرانیان را کاملاً شکست دهند.
تاریخ طبری مینویسد که درفش کاویانی از پوست شیر بود و پادشاهان آنرا به زیب و زیور بیاراستند و زر و سیم و گوهر بر آن پوشاندند، آن را " اختر کاویان" نیز مینامند که جز در کارهای بزرگ نمیآورند و جز برای شاهزادهای که به کارهای بزرگ فرستاده میشد، برنمیافراشتند مسعودی در " مروج الذهب " آن را از پوست پلنگ میداند که بر چوبهای بلند میآویختند.
او درازیش را دوازده و پهنایش را هشت آرش نوشته است هر آرش از نوک انگشت تا آرنج دست در " برهان قاطع " و " فرهنگ جهانگیری" آمده است که درفش کاویانی چرمی از پوست پلنگ یا ببر بوده که آهنگران هنگام کار بر میان میبستند و کاوه آهنگر آن را بر سر نیزه کرد و به نبرد با ضحاک پرداخت. استاد " اسکارمن" مینویسد که از سنجش سه بن مایه به دست آمده، تختهسنگ کندهکاری شده پمپیی، سکههای دودمان " فرته کاره " و شاهنامه فردوسی چنین برمی آید که درفش کاویانی تکه چرمی پاره چهارگوشی بوده که بر بالای یک نیزه آویخته شده و نوک نیزه از پشت آن بسوی بالا نمودار بوده ست. بر روی این چرم آراسته به پرنیان و ابریشم و گوهرهای ناب، ستاره ای میدرخشیده است. این درفش چهار پره داشته است که در هسته آن دایره کوچکی دیده میشود و دربالای آن همین دایره به چشم میخورد. در بخش پایینی چرم، چهار رشته نوار به رنگهای گوناگون سرخ و زرد و بنفش آویخته شده است که در نوک آنها گوهرهای ناب آویزان میباشند. در نمایشگاه باستانی لوور پاریس در بخش ایران کاسههایی یافت میشوند که در ته آن درفش کاویانی کشیده شده و بر روی آنها نوشته شده است: ۴۶۰۰ سال پیش از زادروز مسیح؛ بدینگونه دست کم کهن بودن درفش کاویانی تا ۶۶۰۰ سال پیش میرد. فردوسی بزرگ زمان درفش کاویانی را با احتساب نخستین شاهنشاهی ایرانی (پیشدادی و کیانی) در همین حدود دانسته است.
فردوسی بزرگ:
| میان سپاه کاویانی درفش | به پیش اندرون تیغهای بنفش | |
| درفش شاه با بوق و کوس | پدید آمد و شد زمین آبنوس | |
| یکی زرد خورشید پیکر درفش | سرش ماه زرین غلافش بنفش |
شیر و خورشید
[ویرایش]

شیر و خورشید از نمادهای کهن در ایران است که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به صورت رسمی مورد استفاده بود. شیر و خورشید با ستاره بینی پیوند داشته است و یادآور خورشید در صورت فلکیِ اسد (شیر) در منطقةالبروج بوده است.
شیروخورشید یک نماد بسیار جاافتاده و نامی است و نخستین بار در سکههای ایرانی دوران سلجوقیان دیده شد و برای اولین بار امپراتوری گورکانی از این نماد در پرچم خود استفاده کرد. نخستین بار در زمان صفوی پرچمِ شیروخورشید نشان، پرچم رسمی شاهنشاهی ایران شد.
نشان شیر و خورشید در هر دودمانی از تاریخ ایران به گونههای مختلفی تعبیر شده است. در آغاز تنها یک نشان ویژه اخترشناسان بوده، و نه نماد حکومتی. در دوران صفویه، این نشان تعبیری شیعی-ایرانی پیدا میکند. از زمان شاهان پس از آقامحمدخان قاجار و همزمان با دگرگونیهای فکری و اجتماعی در آن هنگام، تعبیر شیعی این نشان رفتهرفته کمرنگ شد.
قدیمیترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر میگردد. این پرچم در مینیاتوری از شهنامه چنگیزی (منظومهای دربارهٔ جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شده است. این مینیاتور که حمله مغولان به حصار شهر نیشابور را نشان میدهد. سربازان مغول را نشان میدهد که پرچمی با نشان شیر و خورشید در کنار پرچمی دیگر با نشان هلال ماه حمل میکنند.
نماد ماه و ستاره
[ویرایش]ماه نماد امپراتوری ساسانی ایران بود و به گونهای چشمگیر بر روی تاج شاهان آن نمود دارد.[۴] همچنین این نشان در سکههای اشکانی، پادشاهی آکسوم و نقشبرجسته گل گل ملکشاهی در استان ایلام (ایران) از آنِ شاه آشوری دیده میشود.
درفش شهباز
[ویرایش]دِرَفشِ شَهباز یا درفش شهباز طلایی، که به درفش کوروش بزرگ نیز شناخته میشود، درفش اصلی شاهنشاهی هخامنشی بود. برپایه منابع، درفش اصلی هخامنشیان مزین به پرندهای زرین به نام شهباز بوده است. ریچارد فرانسیس برتون، خاورشناس اهل بریتانیا، منبع الهام شهباز را گونهای پرنده شکاری نامور به طرلان میدانست. برخی اما یک پرنده دیگر با نام عقاب شاهی را الگوی ساخت شهباز دانستهاند.[۵][۶]
-
درفش شهباز، نشان کوروش بزرگ
-
درفش شهباز، نشان کوروش بزرگ(نسخه دیگر)
نمادهای اساطیری
[ویرایش]آناهیتا
[ویرایش]آناهیتا الهه آب ایران باستان و به عنوان الههٔ باروری، بانوی جانوران و الهه رقص مقدس شناخته شده است. آناهیتا بر آبها حکمرانی میکرد و ستارهها و سرنوشت تحت فرمان او بودند. او اصل خلاقیت زنانه را به تصویر میکشد. آناهیتا بال دارد و شیرهایی قدرتمند او را همراهی میکنند و اغلب مزینشده به تاجی از ستارگان به تصویر کشیده میشود. او همچنین با دریاچهها، رودخانهها و آبهای تولد همراه است. او حامی زنان و الههٔ جنگ است. آناهیتا به معنای «فرد پاکدامن» است. او به عنوان یک باکره به تصویر کشیده شده است، یک ردای طلایی و کلاه پادشاهی الماس نیز دارد. حیوانات مقدس او کبوتر و طاووس هستند. در ایران باستان، آناهیتا بسیار محبوب بود و به عنوان یکی از الهههای بزرگ که در بسیاری از ادیان شرقی وجود دارند، محسوب میشود.
سیمرغ
[ویرایش]
سیمرغ نام پرندهای اسطورهای در ایران باستان است. این موجود، غول پیکر، بالدار و مؤنث معمولاً به داشتن یک بدن پوشیده از پولک، همراه با سر سگ، پنجهٔ شیر و بال طاووس توصیف میشود. همچنین گاهیاوقات با چهرهٔ یک انسان تصویر میشود.
سیمرغ یک شخص محافظ خیراندیش با قدرت محافظتی و شفا بوده است. او بزرگترین ایزدبانوی ایران است و اعتقاد بر این بوده که آب و زمین را تمیز میکند و باروری را به ارمغان میآورد. این موجود همچنین به عنوان رسول یا واسطهٔ بین آسمان و زمین و نماد اتحاد آنها دیده میشود. سیمرغ اغلب در ادبیات کلاسیک و مدرن ایرانی ذکر میشود و بهطور خاصی در عرفان صوفی به عنوان یک استعاره برای خدا مورد استفاده قرار میگیرد.
این پرنده اسطورهای در چند داستان قدیمی از خلقت وجود دارد. با توجه به افسانههای ایرانی، سیمرغ بسیار پیر بوده است، تا بدان جا که نابودی جهان را سه بار دیده است.
شیردال
[ویرایش]
شیردال یا گریفین (در پارسی میانه: بَشکوچ[۷]) گریفین یک کیمرا یا یک موجود اسطورهای ترکیبی است. این موجود افسانهای دارای بدن شیر و بال و سر عقاب است؛ بنابراین پادشاه حیوانات و پرندگان را به تصویر میکشند. آنها همچنین ممکن است گوش اسب داشته باشند. گریفینها که از قدیمالایام به حفاظت از گنجینهها و داراییها شناخته شدهاند، محافظانی در برابر شر، سعایت و جادو نیز هستند. گریفین که در برخی از کلیساها مجسمهاش ساخته شده، در نمادپردازی مسیحی شناخته شده است و هم الوهیت و هم انسان را به تصویر میکشد.
در نشانشناسی (هرالدی) گریفینها به معنای شجاعت، رهبری و قدرت هستند. آنها با شکلی خشن به تصویر کشیده شدهاند، اما در طول قرنها همواره مورد احترام بودهاند. آنها بهطور مرتب روی کتها، بازوها، پرچمهای خانوادههای با اصالت و مشهور مهم در اروپا ظاهر میشوند. ریشهٔ این موجود اسطورهای جذاب از اروپای غربی به لبههای شرقی شبه قاره هند و فراتر از آن میرسد.
گریفینهای قدرتمند و با شکوه، وظیفهٔ محافظت از طلا و گنج را داشتهاند. در دوران قرون وسطا، آنها به عنوان نماد ازدواج تکهمسری در نظر گرفته میشدند. آنها وفاداری را تحسین میکردند. گریفینها به شدت به شریک زندگی خود وفادار بودند، و در صورت مرگ همسر ابداً ازدواج نمیکردند. آنها کمکم تبدیل به نمادی از عیسی هم شدند زیرا میتوانستند در هوا و زمین به راحتی حضور داشته باشند که این ماهیت انسانی و الهی مسیح را نشان میدهد.
گریفینها هم قدرت و هم خرد را نشان میدهند. آنها معمولاً در طول جنگ مرتبط با قدرت هستند. جمهوری جنوا در قرون وسطی، از گریفنها به عنوان نمادی از تمام قایقهای دریانوردی خود استفاده میکرد.
هما
[ویرایش]پرندهٔ هما یک موجود افسانهای و خیالی از قصههای صوفی است. این پرنده هرگز فرود نمیآید و تمام عمرش را در آسمان سپری میکند. این پرنده در فاصلهٔ بسیار زیادی از زمین پرواز میکند، به طوری که دیدن آن با استفاده از چشم انسان غیرممکن است. هما به عنوان پرندهٔ شانس و سعادت نیز نامیده میشود و موجودی مهربان و نماد شادی است. با توجه به افسانههای صوفی، هنگامی که انسان نگاهی اجمالی به هما و حتی سایهٔ آن داشته باشد، در باقی زندگی خوشبختی همراه او خواهد بود.
عنایت خان از مؤسسین صوفیگری، ابعاد معنوی این پرنده را به تصویر میکشد. یه گفتهٔ او، بعد روحانی این پرنده نمایانگر به اوج رسیدن یک تفکر است، اوجی که تمام مرزها را در هم میشکند. «هُما» به زبان فارسی به معنای پرنده افسانهای است. در زمانهای قدیم اعتقاد بر این بود که اگر این موجود افسانهای روی سر یک فرد بنشیند، خوششانسی به آن فرد روی میآورد و او پادشاه میشود. در کلمه هما، دو بخش وجود دارد هو به معنای روح و کلمهٔ “ماً یک کلمهٔ عربی که به معنای آب است. در سنتهای قدیم اعتقاد بر این بود که زرتشت از درخت هما متولد شد چرا که آیهای از کتاب مقدس میگوید: «به غیر از مردی که از آب و روح متولد شده است، هیچکس نمیتواند به پادشاهی خداوند وارد شود».
در برخی از نسخههای تغییر یافته، پرندهٔ هما شبیه ققنوس است. این پرنده پس از گذشت چند صد سال، خود را در آتش میسوزاند و از خاکستر خود دوباره متولد میشود. این پرنده همچنین به عنوان مرغ بهشت نامیده میشود. هما شامل ویژگیهای فیزیکی هم مرد و هم زن در یک بدن است و یک بال و یک پا دارد. چنانچه افسانهها توضیح میدهند، گرفتن پرندهٔ هما غیرممکن است. با توجه به مذهب صوفی، پرنده هما را نمیتوان زنده اسیر کرد و فردی که آن را میکشد، در عرض چهل روز میمیرد.
رخش
[ویرایش]
رخش اسبِ رستم در شاهنامه فردوسی است. رخش در لغت به معنی رنگ سرخ و سفید درهم آمیخته است.[۸] چنانچه مشهور است بدن رخش دارای لکههای قرمز و زرد و گلهای کوچک بود و از زیر دم تا زیر گردن و چشم تا دهان سفید بود. رخش و رستم عاقبت به دست شغاد کشته شدند
ققنوس
[ویرایش]
قُقنوس پرندهٔ مقدس افسانهای است که در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، و اساطیر چین از آن نام برده شده.[۹] گفته میشود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفت و زایشی ندارد. اما هر هزار سال یک بار، بر تودهای بزرگ از هیزم بال میگشاید و آواز میخواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد میشود. در بسیاری فرهنگها ققنوس را رمز جاودانگی، فداکاری و عمر دگربار تلقی میکنند. اما برخی فرهنگها ویژگیهای دیگری هم به او نسبت دادهاند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان میکند حتی اگر زخم شمشیر خورده باشد و… ققنوس صدای دلنشینی دارد و موسیقی از آوای او پدید آمده است.[۱۰]
گرچه ققنوس در اساطیر ملل آسیایی همچون چین و ایران جایگاه ویژهای دارد، امّا برخی معتقدند که اسطورهٔ ققنوس از مصر باستان برخاسته، به یونان و روم رفته. و همسو با باورهای مسیحیت شاخ و برگ بیشتری یافته است.[۱۱]
علامه دهخدا در توصیف ققنوس نوشته است: گویند ققنوس هزار سال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید، هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال برهم زند چنانکه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه ای پدید آید و او را جفت نمیباشد و موسیقی را از آواز او دریافتهاند. (به نقل از برهان قاطع)
طبیعت و جانداران
[ویرایش]پهنههای آبی
[ویرایش]خلیج فارس
[ویرایش]
خلیج فارس یک دریای میانهای در غرب آسیا است. این پهنهٔ آبی امتدادی از دریای عرب و بخشی از اقیانوس هند است که در میان ایران و شبهجزیرهٔ عربستان قرار دارد.[۱۲][۱۳] این خلیج در شرق از طریق تنگهٔ هرمز به دریای عمان متصل میشود و دلتای اروندرود، بخش شمالغربی ساحل این خلیج را تشکیل میدهد. نام تاریخی این پهنهٔ آبی، همواره با نامهای سرزمین ایران پیوند داشته و در زبانهای گوناگون، ترجمه یا معادل «خلیج فارس یا دریای پارس» بوده است. همچنین در تمام سازمانهای جهانی، نام رسمی آن، «خلیج فارس» است، سازمان آبنگاری بینالمللی از نام «خلیج ایران» که آن را معادل (خلیج فارس) دانسته است، برای این خلیج استفاده میکند.[۱۴] برخی از کشورهای عربی در دهههای اخیر، برای تحریف نام خلیج فارس کوشیدهاند، تا نامی که خودشان میخواهند را بر روی خلیج فارس بگذارند.[۱۵]
کوهها
[ویرایش]رشتهکوه البرز
[ویرایش]
رشته کوه البرز و قلهٔ دماوند و به خصوص قارن کوه در استان مازندران نقش برجستهای در متون تاریخی تبرستان و افسانههای ایرانی دارند. در افسانههای کهن از رشته کوه البرز تحت عنوان تیراگ نام بردهاند که در واژهنامه کتاب سوشیانس نیز از آن یاد شده است.
بر اساس اعتقادات ایرانیان، کوه مقدس البرز، وسط زمین قرار دارد و به آسمان پیوسته است و طبق باوری کهن، زایش مهر را از آذرخش دو قطعه سنگ در کوه البرز میدانند. پل چینوت هم که بر اساس باور ایرانیان باستان، روح انسانها پس از مرگ، برای رسیدن به بهشت یا دوزخ باید از آن بگذرند هم در البرز قرار داشته است. در ایران به لحاظ جغرافیای طبیعی هم کوه یک اصل بوده و اگر کوه نبود، آب و جنگل نبود و فلات ایران اینگونه شکل نمیگرفت بنابراین کارکردهای بسیار و دست نیافتنی بودن البرز در گذشته سبب شده بود تا معانی بسیاری برای ایرانیان داشته باشد که این مسئله هم در دوره مهرپرستی، هم دوره زرتشتی و هم دوران اسلام، قابل مشاهده است.[۱۶]
کوه دماوند
[ویرایش]
کوه دماوند بلندترین قله در ایران و سراسر خاورمیانه و در رشته کوه البرز در استان مازندران است. دماوند یک آتشفشان فعال است و در اسطورههای ایرانی و داستانهای قومی بسیار نمایان است. این کوه به عنوان یک نماد پایداری ایران در برابر حکومتهای بیگانه در نظر گرفته میشود. کوه دماوند در قسمت پشت اسکناس ۱۰۰۰۰ ریالی چاپ شده است.
دماوند در اساطیر ایران جایگاه ویژهای دارد. شهرت آن بیش از هر چیز در این است که فریدون از شخصیتهای اساطیری ایران، ضحاک را در آنجا در غاری به بند کشیده است[۱۷] و ضحاک آنجا زندانیست تا آخرالزمان[۱۸] که بند بگسلد و کشتن خلق آغاز کند و سرانجام به دست گرشاسپ کشته شود.[۱۹] هنوز هم بعضی از ساکنان نزدیک این کوه باور دارند که ضحاک در دماوند زندانی است و اعتقاد دارند که بعضی صداهایی که از کوه شنیده میشود، نالههای هموست.[۲۰]
جانوران
[ویرایش]حیات وحش ایران برای نخستین بار توسط حمدالله مستوفی در قرن چهاردهم تا حدودی توصیف شد که فقط به حیوانات اشاره کرد. در سدههای ۱۸ و ۱۹، ساموئل گوتلیب گملین و ادوارد منتریس منطقه دریای خزر و کوههای تالش را برای مستندسازی جانوران خزر کاوش کردند. این تلاشها توسط چندین طبیعیدان جمله فیلیپو د فیلیپی، ویلیام تامس بلانفورد و نیکولای زارودنی دنبال شد که گونههایی از پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و ماهیها را ثبت کردند.[۲۱]
پستانداران ایرانی
[ویرایش]پرندگان
[ویرایش]در منابع از چند گل و گیاه به عنوان گل ملی ایران نام برده شده است. گلهای ملی ایران نیلوفر آبی،[۲۲][۲۳] سرو ناز[۲۴][۲۵] یکی از انواع رز[۲۶][۲۷] و لاله[۲۸] هستند.
نیلوفر آبی
[ویرایش]نیلوفر یا لوتوس در اساطیر کهن ایرانی گل ناهید بهشمار میرفته، و ناهید تصور اصلی مادینهٔ هستی در روایات دینی ایران قدیم بوده است که از جهاتی با معتقدات هندیان باستان مشابه است. سابقهٔ کهن و اساطیری نیلوفر در نزد ایرانیان و هندیان به حدی است که آثار نیلوفر ۸ و ۱۲ و حتی ۱۰۰۰ برگ را در معماری و آثار باستانی این دو قوم به وضوح میتوان دید. در روایات کهن ایرانی گل نیلوفر آبی را جای نگهداری تخمه یا فر زرتشت که در آب نگهداری میشد، میدانستند. این نظریه نیز وجود دارد که در تصویر صحنهٔ زایش مهر آن چیزی که مانند میوهٔ کاج به نظر میرسد در واقع غنچهٔ نیلوفر است و مهر از این غنچه بیرون میآید. از این رو نیلوفر با آیین مهر نیز پیوستگی نزدیک مییابد. گل نیلوفر به جهت پشتوانهٔ عظیم تاریخی و فرهنگی خویش در ادبیات فارسی مورد توجه قرار گرفته و خیال آفرینیهای زیادی در ارتباط با آن پیدا شده است.[۲۹]
— سعدی
تا نگردی چون بنفشه سوی پستی سرنگون کی چو نیلوفر شود چشم تو بر خورشید باز
لاله
[ویرایش]در ایران لاله سمبل شهید است و به استعاره دلالت بر شخص ایثارگری دارد که در راه آرمان دینی یا ملی به شهادت رسیده است.[۳۰] در روایات شیعه سخن از دشت کربلا میرود که از خون شهدا لالهگون شده است.[۳۱] از سرودهای انقلابی مشهور ایران که در آن شهید به لاله تشبیه شده است میتوان به سرود به لالهٔ در خون خفته شهیدِ دست از جان شسته سرودهٔ مجتبی میرزاده اشاره کرد.[۳۲]
گل محمدی
[ویرایش]در نشست مورخ ۲۲ آبان ۱۳۷۴ شمسی که با حضور ریاست انجمن باغبانی ایران و شماری از استادان دانشگاههای ایران برگزار گردید، گل سرخ محمدی به عنوان گل ملی کشور تأیید و برگزیده شد.[۳۳]
درختها
[ویرایش]سرو ابرکوه
[ویرایش]نماد سرو به عنوان یکی از نمادهای مهم در ایران باستان شناخته میشود. در نگارهها و آثار باستانی مانند حجاریهای دوره هخامنشی در تخت جمشید، نماد درخت و بهطور خاص، سرو آورده شده است. در فرهنگ ایرانیان قدیم آمده است:» سرو به دلیل آن که درختی همیشه سبز است، همواره در ایران اهمیت خاصی داشته است و سرو ابرقو که نام دیگر سرو ابرکوه است نیز که آن را سرو زرتشت مینامند، نمادی از همین امر بهشمار میرود. «در پارچهبافیهای ایران گونهای گیاه، درخت و در واقع همان سرو خمیده که بعدها در فرهنگ ایرانی بتهجقه نامیده شد، دیده میشود. مینیاتور بهترین مجال برای شناسایی این درخت کهنسال است که به شکلی منحصر به فرد در آثار هنرمندان این مرز و بوم جلوه کرده است. سرو ابرقو، این نگین سبز کویر ایرانیان در تمامی جهان به عنوان نمادی از زندگی و زیبایی معرفی شده است. این درخت کهنسال که تاریخ بشر به آن مباهات میکند، از پیش از اسلام به یادگار برجای مانده و با سن زیادی که دارد با شادابی خوبی در حاشیه شهر ابرکوه استقرار یافته است.
نقشی که بر شالهای ترمه و قلمکاریهای اصفهان دیده میشود، شکل سروی است که نوک آن بر اثر وزش باد خم شده باشد، و این میرساند که از روزگار کهن مردم به این درخت توجهی خاص داشتهاند. سرو مانند مورد و سداب و هوم مقدس و از دیر باز علامت خاص ایرانیان بوده است. مطابق با روایات ایرانی زرتشت این درخت (سرو کشمر) را از بهشت آورد و در پیش در آتشکده کاشت. به نظر برخی انتساب صفت آزادگی به سرو یادگارِ ارتباط آن با ناهید است که در اساطیر و افسانهها رمزی از آزادی و آزادگی بهشمار میرود. اوستا به نوعی از سرو اشاره میکند و آن را درختی بهشتی خطاب میکند.[۳۵]
خوراکی
[ویرایش]خوراکها
[ویرایش]رهآورد
[ویرایش]-
انار، میوه ملی ایران
بناها و معماری
[ویرایش]آرامگاهها
[ویرایش]ساختارهای معماری
[ویرایش]نمادهای فرهنگی
[ویرایش]هفت سین
[ویرایش]
هفتسین سفرهای متشکل از هفت چیزِ نمادین است که از طبیعت گرفته شده و نام آنها با حرف «سین» آغاز میشود و بهطور سنتی در نوروز، سال نوی ایرانی، گسترانده میشود. هفتسین از مشهورترین مراسم نوروز است که روی زمین یا میز گذاشته میشود و معمولاً اعضای خانواده در زمان گردش سال، در کنار آن مینشینند. این سفره از گردهم آوردن و انتخابِ هفت چیز از موارد مقابل است: سیب، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سبزه سمنو. بر حسب عادت، چیزهای دیگری نیز برای تکمیلِ مفاهیم روحانی و نمادینِ سینها بر این سفره قرار میگیرند؛ مانند قرآن مجید، آینه و شمعدان، تخم مرغ رنگی، ماهی قرمز، گل، فال حافظ، شیرینی و نظایر آن که بنا به عرف و سنت و اعتقاد مردمانِ نواحیِ گوناگون، مختلف است. سفرهٔ هفتسین معمولاً تا پایانِ نوروز در خانهها میماند، و برخی در روز سیزدهمِ نوروز، سبزه و ماهی را به آب میسپارند.[۳۷][۳۸]
روزها
[ویرایش]کتابها
[ویرایش]سازها
[ویرایش]صنایع دستی
[ویرایش]
ورزشها
[ویرایش]شخصیتها
[ویرایش]پیامبران
[ویرایش]پادشاهان
[ویرایش]شاعران
[ویرایش]دانشمندان
[ویرایش]اساطیری
[ویرایش]نمادهای گاهشماری ایران
[ویرایش]نمادهای برج
[ویرایش]-
نماد ماه فروردین (برج حمل)
-
نماد ماه اردیبهشت (برج ثور)
-
نماد ماه خرداد (برج جوزا)
-
نماد ماه تیرداد (برج سرطان)
-
نماد ماه امرداد (برج اسد)
-
نماد ماه شهریور (برج سنبله یا دوشیزه)
-
نماد ماه مهر (برج میزان)
-
نماد ماه آبان (برج عقرب)
-
نماد ماه آذر (برج قوس)
-
نماد ماه دی (برج جدی)
-
نماد ماه بهمن (برج دلو)
-
نماد ماه اسفند (برج حوت)
نمادهای سال
[ویرایش]پرچم ملی ایران
[ویرایش]-
پرچم کنونی (جمهوری اسلامی ایران)
-
پرچم شیر و خورشید
-
پرچم شهروندی (ملی) ایران
سرود ملی ایران
[ویرایش]سرود ملی و رسمی دولت ایران، یکی از نمادهای ملی ایران است که در مراسم رسمی، یادبودهای ملّی، مسابقات ورزشی و دیگر مناسبتهای ملّی اجرا یا پخش میشود. سرود ملّی ایران دارای دو بخش شعر و موسیقی است. سرودهای ایران در دوران گذشته به شرح ذیل بوده است:
نشانهای حکومتی
[ویرایش]دوران قاجار
[ویرایش]این نشانها را در روزگار قاجار میتوان در کل به دو دسته بخش کرد: ۱-نشانهای شمشیربندان ۲-نشانهای سرشناسان.
نشانهای شمشیربندان دارای هشت مرتبه به ترتیب زیر بودند: ۱- نشان نویان اعظم ۲-نشان امیر تومانی ۳-نشان سرتیپی ۴-نشان سرهنگی ۵-نشان یاوری ۶-نشان سلطانی ۷-نشان نایبی ۸-نشان وکیل نشانهای نامبرده به شکل حمایلی با نوارهای رنگین بود که در پایین آن مدالی با نگارهٔ شیر و خورشید آویزان میشد. درجه اهمیت نشان از روی رنگشان بازشناخته میشد.
- نشان تمثال امیرالمؤمنین
- نشان اقدس (نشان درجه یک شیر و خورشید تا سال ۱۳۱۱ قمری)[۴۲]
- نشان قدس (نشان درجه دو شیر و خورشید تا سال ۱۳۱۱ قمری)
- نشان مقدس (نشان درجه سه شیر و خورشید تا سال ۱۳۱۱ قمری)
- نشان تمثال همایون
- نشان تاج
- نشان شیر و خورشید ایران (در ۵ رتبه از سال ۱۳۱۱ قمری)[۴۳]
- نشان آفتاب (برای بانوان)
- نشان ذوالفقار
- نشان سپه
- ح[۴۴]
-
نشان رسمی ایران در دوران صفویان
-
نشان شیر و خورشید در دوران قاجار
-
نشان مقدس بالاترین نشان در دوران قاجار
دوران پهلوی
[ویرایش]پرچمهای پادشاهی خاندان پهلوی، پرچمهای شخصی شاه، شهبانو و ولیعهد بودند که در سال ۱۹۷۱ انتخاب شدند. رنگ آبی رنگ خانواده پهلوی میباشد و به همین دلیل زمینهٔ این پرچمها، آبیاست.
-
پرچم ولیعهد
-
پرچم نظامی ایران در زمان پهلوی دوم
نشانهای شاهنشاهی پهلوی
-
نشان شیر و خورشید در زمان پهلوی
-
نشان رسمی ایران در زمان رضا شاه (۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲)
-
نشان شخصی شاه
-
نشان شخصی ولیعهد
-
نشان شخصی شهبانو
دوران جمهوری اسلامی ایران
[ویرایش]-
نشان ذوالفقار (نسخه جمهوری اسلامی)
نمادهای رایج در پول ملی ایران
[ویرایش]دوره قاجار
[ویرایش]نمادهای استفاده شده در دوره سلسله قاجار علاوه بر عکس پادشاه تصویر شیر و خورشید و طرحهای مختلف بوده است.
دوره پهلوی
[ویرایش]نمادهای به کار رفته در اسکناسها در دوره شاهنشاهی پهلوی افزون بر نماد شیر و خورشید و نگاره پادشاه، نگارههایی از تخت جمشید، آرامگاه دانیال نبی، کوه دماوند، رشته کوههای البرز، کاخ تچر، پل قدیم دزفول، طاق بستان، سنگنگاره پیشکش آوران، نماد نوروز زرتشتیان، مهر سلطنتی داریوش کبیر، عالی قاپو، داریوش بزرگ، پل الله وردی خان، ا، پالایشگاه آبادان، ساختمان بانک ملی ایران، تونل و سد کوهرنگ، تاج پهلوی، آرامگاه حافظ، جام مارلیک، هتل رامسر، سد کرج، پل ورسک و … میباشد.
دوره جمهوری اسلامی
[ویرایش]نمادهای بکار رفته بر روی پولهای رایج در دوره جمهوری اسلامی علاوه بر عکس رهبر جمهوری اسلامی و سید حسن مدرس از تصاویر مسجد الاقصی، قدس، کعبه، سر در دانشگاه تهران، آرامگاه سعدی، حرم امام رضا، میدان نقش جهان اصفهان، کوه دماوند، ماهواره امید، نماد انرژی هستهای و … استفاده گردیده است.
منابع
[ویرایش]- ↑ علیرضا شاهپور شهبازی (۱۳۸۴)، راهنمای مستند تخت جمشید، به کوشش بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.، تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ص. ۱۸۷، شابک ۹۶۴-۹۱۹۶۰-۶-۴
- ↑ «» نامه دهخدا
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامKhorasaniوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ «»ael G. Morony, Iraq After the Muslim Conquest,Gorgias Press LLC, 2005. pp ۳۹–۴۰. گزیده: یزدگرد یکم (۴۲۰–۳۹۹) پادشاهی بود که با یک ماه بر روی تاجش نمایانده میشد. on.
- ↑ Burton, Sir Richard Francis (1852). Falconry in the valley of the Indus.
- ↑ Brill, E. J. First Encyclopaedia of Islam 1913-1936.
- ↑ MacKenzie, D.N. A concise Pahlavi dictionary. Reissue, with corrections. London 1990. و همچنین:
Studia Iranica, vol. 34/1 (2005) - D. BUYANER, On the etymology of Middle Persian bashkuch (winged monster), p. 19-30. - ↑ «فرهنگ معین». بایگانیشده از اصلی در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱. دریافتشده در ۲۸ اوت ۲۰۱۰.
- ↑ مشارکت کنندگان ویکیپدیای انگلیسی، بازبینی در ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰
- ↑ «Wochenrückblick: Google Books, Content ID, Verwaiste Werke». dx.doi.org. ۲۰۱۲-۱۰-۰۸. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۸-۱۷.
- ↑ دربارهٔ ققنوس، مقاله بهرام گرامی
- ↑ "Persian Gulf summary | Britannica". www.britannica.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-02-22.
- ↑ United Nations Group of Experts on Geographical Names Working Paper No. 61 بایگانیشده در ۲۰۱۲-۱۰-۰۳ توسط Wayback Machine, 23rd Session, Vienna, 28 March – 4 April 2006. accessed 9 October 2010
- ↑ «نسخه بایگانی شده» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. دریافتشده در ۱۵ فوریه ۲۰۱۲.
- ↑ Zraick, Karen (12 January 2016). "Persian (or Arabian) Gulf Is Caught in the Middle of Regional Rivalries". The New York Times. Retrieved 9 February 2022.
- ↑ دکتر بابک داریوش، به مناسبت روزجهانی کوهستان، ایسنا، 1398
- ↑ این مطلب به تواتر در متنهای فارسی میانه و متنهای فارسی نو ذکر شده است از جمله در شاهنامه
- ↑ به بیان دقیقتر نزدیک به پایان هزارهٔ هوشیدرماه
- ↑ بندهش ۱۴۲
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامmosahabوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Firouz, E. (2005). The complete fauna of Iran. London, New York: I. B. Tauris. ISBN 978-1-85043-946-2.
- ↑ Britannica international encyclopaedia، 国花، 353-356.
- ↑ Encyclopedia Nipponica 2001، 国花، 361.
- ↑ Britannica international encyclopaedia، 国花، 353-356.
- ↑ Encyclopedia Nipponica 2001، 国花، 361.
- ↑ 世界大百科事典، 国花، 361.
- ↑ "National Flower of Iran" (به انگلیسی). The Flower Expert. Retrieved 1 July 2012.
- ↑ Gaur، Iran Modern Nations of the World، 39.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، ۴۲۹.
- ↑ Gaur، IranModern Nations of the World، 39.
- ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، ۳۷۴.
- ↑ «ساز مهجور نبوغ خاموش: به مناسبت چهلمین روز درگذشت زندهیاد مجتبی میرزاده». روزنامه همشهری. ۳ شهریور ۱۳۸۴. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲. دریافتشده در ۵ ژوئیه ۲۰۱۲.
- ↑ «گل محمدی». مرکز تجارت عطر ایران. بایگانیشده از اصلی در ۱۹ آوریل ۲۰۱۳. دریافتشده در ۱۵ تیر ۱۳۹۱.
- ↑ http://en.wikipedia.org/w/index.php?oldid=610222434
- ↑ «تقابل (نقش بزکوهی و درخت) بر روی تپه شاه فیروز سیرجان با ظروف سنگ صابونی تمدن جیرفت». نشریه پژوهش در هنر و علوم انسانی. ۳ (۱۲). دریافتشده در ۲۰۲۳-۰۲-۲۶.
- ↑ "Chelo Kebab Recipe, Middle Eastern food". About.com. Archived from the original on 26 October 2011. Retrieved 2010-07-07.
- ↑ «هفت سین از کجا میآید؟». BBC News فارسی. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۸.
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام:2وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Norouzi, Khateren (September ۱۶, ۲۰۰۶). "Iranian Music With Norwegian Radio-Television Symphony Orchestra". Iran Press Service. Archived from the original on 27 September 2011. Retrieved December 26, 2007.
- ↑ «Faria Nasiri Mofakham (History of Iran) [Page 1]». engold.ui.ac.ir. بایگانیشده از اصلی در ۱۶ فوریه ۲۰۱۵. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۷-۰۳.
- ↑ «Gold Swastika Necklace from Marlik». www.museumsyndicate.com. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۷-۰۳.
- ↑ قواعد نشان شیرو خورشید دولت علیه ایران (مصوب 1277 ه.ق)، برگرفته از شیبانی، میرزا ابراهیم . منتخب التواریخ . انتشارات علمی. چاپ اول. تهران. تابستان 1366 ص 287 تا 289
- ↑ قانون نامه امتیازات دولتی (مصوب 1311 ه.ق)، برگرفته از شیبانی، میرزا ابراهیم . منتخب التواریخ . انتشارات علمی. چاپ اول. تهران. تابستان 1366 ص 290 تا 291
- ↑ شهیدی، یحیی، نشانهای دورهٔ قاجار. در: مجلهٔ بررسیهای تاریخی، شمارهٔ ۳: ص۱۵۲.
منابع بیشتر
[ویرایش]- ملاح، حسینعلی. «سرود ملی ایران و چگونگی ابداع آن». فروردین ۱۳۵۳: ۸۸–۹۰
- یاحقی، محمد جعفر (۱۳۶۹)، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران: مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی و سروش
- Maximilian Gritzner: "Handbuch der Ritter- und Verdienstorden" Leipzig 1893
- Imperial Persian Orders
https://www.ancient-symbols.com/
- Gaur, Mahendra (2002), Iran Modern Nations of the World (به انگلیسی), Gale
- "国花". Encyclopedia Nipponica 2001 (به ژاپنی). Vol. ۹. 小学館. 1994.
- "国花". 世界大百科事典 (به ژاپنی). Vol. ۱۰. 平凡社. 2000.
- "国花". Britannica international encyclopaedia (به ژاپنی). Vol. ۷. TBS-Britannica. 1975.

