گویش زیارتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
طبری زیارتی
زیارتی، طبری زیارتی، طبری، مازندرانی، طبری استرآبادی
زبان بومی درایران
استان استان گلستان زیارت
منطقهساحل جنوبی دریای خزر
شمار گویشوران
۳۰هزار[۱]  (۲۰۱۷)
گویش‌ها
زیارتی
الفبای فارسی
وضعیت رسمی
تنظیم‌شده توسطدانشکده زبان‌شناسی دانشگاه مازندران
کدهای زبان
Mazandarani Language Map.PNG
مناطقی که گویشوران مازندرانی دارد.

گویش زیارتی یا طبری زیارتی[۲] گویشی از زبان مازندرانی می باشد که در روستا زیارت واقع در جنوب شهرستان گرگان استان گلستان گویش می شود.[۳] گویشی که گالش [۴] در زیارت گفته می شود می توان آن را نوعی مازندرانی توصیف کرد که تحت تأثیر سنگین زبان فارسی است. تأثیر فارسی را می توان در تمام سطوح مورفوسیناکس و همچنین در واژگان مشاهده کرد. با این حال ، گویش زیارتی هنوز هویت مازندرانی خود را حفظ کرده است ، که می توان به ویژه در سیستم فعل مشاهده کرد.[۵]

مردم زیارت[ویرایش]

گویش زیارتی گونه‌ای از زبان مازندرانی است و زیر شاخه طبری استرآبادی قرار دارد. گالش‌های زیارت خود را مازندرانی می‌دانند اما زبان مادری خود را گونه‌ای مجزا به نام زیارتی می‌نامند. برخی نیز گویش رایج در این روستا را «زبان روستایی» می‌خوانند.[۲]

هر چند گونه زبانی روستای زیارت دارای حالت کُنایی (ارگاتیو) نیست اما بقایایی محدود از وجود یک ساخت کهن کنایی در آن به چشم می‌خورد. گویش زیارتی به شدت تحت تأثیر زبان فارسی است و این تأثیر در تمام سطوح صرفی، نحوی و واژگانی این گویش مشاهده می‌شود. این گویش ولی همچنان هویت مازندرانی خود را حفظ کرده که به ویژه در نظام فعلی آن به روشنی قابل مشاهده است.[۲]

لهجه‌های زبان مازندرانی[ویرایش]

بررسی کارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف درمازندران شده‌است:[۶]

  1. منطقه کردکوی: شامل هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گز شرقی و غربی و روستاهای غیر ترکمن‌نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه.
  2. منطقه بهشهر: شامل چهاردانگه هزارجریب از سورتی تا کیاسر و روستاهای مناطق جلگه‌ای از گلوگاه، شاه کیله تا انتهای منطقه قره طغان و رودخانه نکارود.
  3. منطقه ساری: شامل چهاردانگه از کیاسر تا کوهستان‌های دودانگه، جلگه‌های مابین میان دورود و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
  4. منطقه قائمشهر: شامل مناطق کوهستانی فیروزکوه، سوادکوه و روستاهای جلگه‌ای حد فاصل بین کیاکلا، جویبار و روستاهای کوهپایه‌ای بیشه سر.
  5. منطقه بابل: از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه‌های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه‌ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.
  6. منطقه آمل: از کوهستان‌های بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه‌های دو سمت هراز، دشت‌سر و محمودآباد و کوهپایه‌ها و جلگه‌های جاده چمستان، میان آمل و نور.
  7. منطقه نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه‌های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
  8. چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس‌آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس‌آباد.
  9. تنکابن مرکزی: شامل لهجه‌های دوهزاری و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجانی چالکش یعنی حدفاصل آب نشتا تا آب شیرود.
  10. منطقه علی‌آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمودآباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرترکمن‌نشین بلوک استارآباد قدیم.
  11. منطقه قصران باستانی: شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، دیزین، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.
  12. منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

دستور زبان[ویرایش]

صرف فعل[ویرایش]

در جدول زیر فعل فروختن (baruten) بر اساس گویش مازندرانی زیارت در زمان‌های مختلف صرف می‌شود.[۷]

زمان/شخص ۱ مفرد ۲ مفرد ۳ مفرد ۱ جمع ۲ جمع ۳ جمع
گذشته ساده barutem baruti barute barutim barutim baruten
گذشته کامل barute-bem barute-bi barute-be barute-bim barute-bin barute-ben
گذشته التزامی barute-bum barute-bui barute-bu barute-buim barute-buin barute-bun
گذشته التزامی کامل barute-bi-bum barute-bi-bui barute-bi-bu barute-bi-buim barute-bi-buin barute-bi-bun
گذشته استمرای rutem ruti rute rutim rutin ruten
گذشته در حال انجام dabam-rutem dabi-ruti daba-rute dabim-rutim dabin-rutin daban-ruten
حال ساده/آینده merušem meruši meruše merušim merušin merušen
حال در حال انجام darem-merušem dari-meruši dare-meruše darim-merušim darin-merušin daren-merušen
حال التزامی barušem baruši baruše barušim barušin barušen
آینده mexâm barušem mexâi baruši mexâd baruše mexâim barušim mexâin barušin mexân barušen

زمان گذشته ساده[ویرایش]

صرف فعل فروختن baruten در گویش مازندرانی زیارت و مقایسه آن با گویش های ساروی و فارسی.[۸]

زمان گویش ساری گویش زیارت گویش فارسی
اول شخص مفرد baruteme barutem foruxtam
دوم شخص مفرد baruti baruti foruxti
سوم شخص مفرد barute barute foruxt
اول شخص جمع barutemi barutim foruxtim
دوم شخص جمع baruteni barutin foruxtin
سوم شخص جمع barutene baruten foruxtan

زمان گذشته استمراری[ویرایش]

صرف فعل فروختن baruten در گویش مازندرانی زیارت و مقایسه آن با گویش های ساروی و فارسی.[۹]

زمان گویش ساری گویش زیارت گویش فارسی
اول شخص مفرد ruteme rutem mi-foruxtam
دوم شخص مفرد ruti ruti mi_foruxti
سوم شخص مفرد rute rute mi-foruxt
اول شخص جمع rutemi rutim mi-foruxtim
دوم شخص جمع ruteni rutin mi-foruxtin
سوم شخص جمع rutene ruten mi-foruxtan

زمان حال ساده[ویرایش]

صرف فعل فروختن baruten در گویش مازندرانی زیارت و مقایسه آن با گویش های ساروی و فارسی.[۱۰]

زمان گویش ساری گویش زیارت گویش فارسی
اول شخص مفرد rušembe merušem mi-forušam
دوم شخص مفرد rušeni meruši mi-foruši
سوم شخص مفرد rušene meruše mi-forušad
اول شخص جمع rušembi merušim mi-forušim
دوم شخص جمع rušenni merušin mi-forušid
سوم شخص جمع rušemenne merušen mi-forušand

برخی جملات در گویش زیارت[ویرایش]

فارسی معیار گویش زیارت
داشتند می دیدند dabâ hârešen
چه کار کرد či kâr hâkerede
چه شد čiši âbee
پدر piyar
بودی davui
نبودند dani buin
ما میگوییم نامزد emâ guim nâmzad
می گویند مرد مرده است gânen mardi bamerde
گفت جدا کرده بودن bagui sevâ hâkard bun
از اینجا می خواست بچه کول بگیرد inje jem xâsse vače kul hayre
خیلی آزاد بود ande âzâd biye
حالا اگر پلنگ را می دیدی esâ palang re badi bui
ما هنوز چیزی نفروختیم emâ hanu hičči narutim
آنقدر مردم زمین فروختن ande mardem zamin baruten
برنج چگونه می پزند berenj chejur mepejen
به تو چی می گویند tere čiši megon

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]