استان سیستان و بلوچستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۲۹°۲۹′۳۳″ شمالی ۶۰°۵۲′۰۱″ شرقی / ۲۹.۴۹۲۴° شمالی ۶۰.۸۶۶۹° شرقی / 29.4924; 60.8669

سیستان و بلوچستان
Locator map Iran Sistan and Baluchestan Province.png
مرکز زاهدان
مساحت ۱۸۰٬۷۲۶[۱] کیلومترمربع
جمعیت (۱۳۹۰) ۲۵۳۴۳۲۷ نفر[۲]
پراکندگی ۱٫۲۰۶
تعداد شهرستان‌ها ۱۸ شهرستان
منطقه زمانی IRST (گرینویچ+۳:۳۰)
-تابستان (دی‌اس‌تی) IRDT (گرینویچ+۴:۳۰)
استاندار علی اوسط هاشمی

استان سیستان و بلوچستان در شرق جنوب شرقی ایران واقع است. این استان با حدود ۱۸۰٬۷۲۶ کیلومتر مربع وسعت، بیش از ۱۱ درصد وسعت این کشور را دربرمی‌گیرد. سیستان شامل زابل و شهرهای اطرافش است و بلوچستان دربرگیرنده بقیه شهرها از زاهدان تا چابهار می‌باشد.

سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است به ویژه بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران و آسانترین و بهترین راه دسترسی کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد است.[۳]

مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای بلوچ و سیستانی می‌باشد که بلوچ‌ها به زبان بلوچی با لهجه‌های متفاوت و اغلب با مذهب تسنن و سیستانی‌ها به گویش پارسی سیستانی صحبت می‌کنند و عموماً پیرو مذهب تشیع اند. این استان بیشتر آب و هوای گرم و خشک دارد اما در عین حال از تنوع آب و هوایی و اقلیمی ویژه‌ای برخوردار است و مناطق کوهستانی، جنگلی و باتلاقی نیز در این استان پهناور به چشم می‌خورد.[۴]

زاهدان مرکز این استان است که از طریق راه‌آهن با میرجاوه پاکستان ارتباط دارد و از سوی کرمان هم به راه‌آهن سراسری ایران متصل است. به زودی قرار است خط راه‌آهنی از سوی چابهار به مشهد و از آنجا به کشورهای آسیای میانه کشیده شود که این خط آهن نقش مهمی را در توسعهٔ این استان و خاور ایران ایفا خواهد کرد.[۵]

استان سیستان و بلوچستان با داشتن موقعیت راهبردی بازرگانی و ترانزیتی و دارا بودن کشاورزی و باغبانی (به ویژه میوه‌های استوایی و گرمسیری) و همچنین جاذبه‌های فراوان تاریخی و طبیعی و نیز صنعت در حال رشد از توانایی و ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای توسعه و آبادانی برخوردار است[۶]

محتویات

دلیل نامگذاری[ویرایش]

سیستان که صورت تغییر یافته سجستان یا سکستان است به معنای سرزمین قوم سکا است و بلوچستان نیز محل سکونت قوم بلوچ است.

شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان[ویرایش]

شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان
نام‌شهرستان جمعیت زبان
شهرستان زاهدان ۵۷۵۱۱۶ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان فنوج ۴۰۰۰۰ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان ایرانشهر ۱۱۹۹۷۸ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان زابل ۱۵۲۳۷۰ زبان فارسی،گویش سیستانی،زبان بلوچی
شهرستان سراوان جمعیت کل ۱۷۳۱۹۳ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان سیب و سوران ۱۲۱۵۸ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان نیکشهر ۱۴۴۸۳ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان چابهار ۹۰۲۴۵ زبان فارسی،زبان بلوچی،لهجه جدگالی
شهرستان قصرقند ۸۱۰۶ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان دلگان ۸۳۱۰ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان خاش ۵۷۲۹۸ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان سرباز ۲۳۳۹۲ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان مهرستان ۶۲٬۷۶۵ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان کنارک ۳۸۸۵۲ زبان بلوچی،زبان بلوچی
شهرستان میرجاوه ۸۱۱۳ زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان زهک ۱۴۳۲۴ زبان بلوچی،زبان فارسی،گویش سیستانی
شهرستان نیمروز زبان فارسی،زبان بلوچی
شهرستان هامون ۴۴۳۷۶ زبان فارسی،گویش سیستانی،زبان بلوچی
شهرستان هیرمند ۷۴۲۷۳ زبان فارسی،زبان بلوچی

پیشینه[ویرایش]

پیش از اسلام[ویرایش]

قلعه کافرها واقع در کوه خواجه
قلعه زاهدان (زاهدها) در استان سیستان و بلوچستان

سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده‌است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده‌اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی «سکا» اخذ شده‌است. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند.

«نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.

قلعه ناصری در ایرانشهر

اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. همچنین یعقوب لیث صفاری پس از شکست اعراب زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی کشور اعلام کرد بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند.

سر زمین سیستان دارای مکان‌های باستانی ودیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا) است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور می‌کند. کوه خواجه از سه سلسله زمانی در خود آثاری بجا دارد از سه سلسله اشکانیان ساسانیان و حکومت‌های اسلامی بعد از آن.

سرزمینی که اکنون بلوچستان نام دارد، به اسم مکا «مکه» مشهور بوده که یونانی‌ها آن را «گدروزیا» نامیده‌اند. در زمان قدیم در سرزمین بلوچستان باتلاق بسیار وجود داشت و «اراینا» یا «ایرینا» در زبان سانسکریت به معنی باتلاق است و برخی معتقدند از ترکیب این کلمه با کلمه «مکا» کلمه‌ای پدید آمد که به مرور زمان به مکران تبدیل شد. کلمه بلوچستان نیز از زمانی به این سرزمین اطلاق شد که بلوچ‌ها در آن سکونت کردند.

در فرهنگ معین درباره قوم بلوچ آمده است: «قومی ایرانی، صحرانشین و دلیر ساکن بلوچستان، طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده و ایشان در برابر بیگانگان مقاومت نموده‌اند. آنان لهجه خاصی دارند که به بلوچی معروف است در تپه‌های بلوچستان آثاری به دست آمده است که تاریخ این سرزمین را به سه هزار سال پیش از میلاد می‌رساند.

آنچه مسلم است، کورش هنگام لشکرکشی به هند، مکران را نیز تصرف کرد. فردوسی در شاهنامه، ازگردان بلوچ سخن گفته است یکی از وقایع مهم بلوچستان، عبور اسکندر مقدونی از این سرزمین در هنگام بازگشت از هندوستان است که در جریان آن در اثر وجود ریگ‌های روان، بیابان‌های خشک و بی‌آب و سرسختی مردمان این سرزمین، اکثر قوای خویش را از دست داد.

در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عرب‌ها فتح و یکی از سرداران عرب به عنوان حاکم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفت‌ها و جنگ‌های مردم بلوچستان با وی، سرانجام این سرزمین را ترک کرد در سال سی‌صد و چهار هجری قمری، سرزمین بلوچستان به وسیله دیلمیان فتح گردید.

در زمان حکومت سلجوقیان در کرمان، منطقه بلوچستان نیز توسط آنها اشغال و تابع کرمان شد بعد از حکومت نادر، بلوچستان اسماً جزو ایران بود، اما حکومت مرکزی تسلط کاملی بر آن نداشت. [[۱]]

شعروصف مکران[ویرایش]

شعری ازمرحوم مولاناعبدالله روانبد :

وشین وطن می مکران تو دائم بباتی کامران
آباد سبزین میزران هروقت که تَی ناما گران
تَی بو چو مسکا بیت زران تَی دلجمین گت و گران

پس از اسلام[ویرایش]

از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب می‌شد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالت‌ها و ولایت‌های کشور حکومت خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ ه. ش. پس از شکست دوست‌محمدخان بارکزایی قدرت حکومت مرکزی در این بخش کشور تثبیت شد.

جغرافیای استان[ویرایش]

استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود ۱۸۷٬۵۰۲ کیلومتر مربع، پهناورترین استان ایران می‌باشد،[۷] که با قرار گرفتن در بین ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی از خط استوا و ۵۸ درجه و ۵۰ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ، از نظر جمعیتی از کم تراکم‌ترین استان‌های کشور است.

استان سیستان و بلوچستان از دو منطقه سیستان و بلوچستان تشکیل می‌شود و از شمال به استان خراسان جنوبی و کشور افغانستان، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استان‌های کرمان و هرمزگان محدود می‌شود.

شمال استان، برآمده از آبرفتهای رودخانه هیرمند، که بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان را در خویش جای داده‌است. کوه خواجه تنها پشتهٔ بلندی می‌باشد که در منطقه مسطح سیستان خود نمایی نموده و نزد اهالی از قداستی خاص برخوردار است. دشت سیستان که در گروه اقلیم بیابانی میانه قرار دارد، بارشی کمتر از ۶۵ میلی‌متر را در سال دریافت می‌کند و میزان تبخیر در آن به بیش از ۵۰۰۰ میلی‌متر می‌رسد. این شرایط در مجموع باعث خشکی فیزیکی شدید محیط بوده و در سالهایی که میزان ورودی آب رودخانه هیرمند کاهش می‌یابد، خشکسالی‌های مخرب توسعه پیدا می‌کند. شریان حیاتی منطقه یعنی هیرمند نوسانات سالیانه قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد. وزش بادهای ۱۲۰ روزه که از اواخر بهار تا پایان تابستان می‌وزد در تشدید نیاز و خشکی محیط مؤثر است.

جنوب استان که وسعت متنوع اش را با دریای عمان گره زده‌است. این وادی دارای طبیعتی کوهستانی می‌باشد. مناطق جنوبی استان با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره‌گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصه‌های اساسی اقلیم منطقه‌است. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانه‌ای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از استان منابع محدود آب‌های زیر زمینی تنها امکانات تأمین آب بشمار می‌آیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آورده‌است (۱). با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵- ۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۸/۱۳۹ میلی‌متر و میانگین دمای سالیانه ۶/۲۲ درجه سانتی گراد، می‌باشد (۲).

موقعیت جغرافیایی سیستان و بلوچستان[ویرایش]

آثار باستانی معروف سیستان و بلوچستان[ویرایش]

  • قلعه ناصری ایرانشهر
  • قلعه مکس یا مهرستان
  • قلعه کافرها واقع در کوه خواجه زاهدان
  • قلعه نیکشهر
  • قلعه سب سوران
  • قلعه پرتغالیها چابهار
  • قلعه هریدوک در لاشار
  • قلعه اسپکه در لاشار
  • قلعه چانف
  • قلعه بنت
  • قلعه بگ
  • قلعه مسکوتان
  • محوطه چهل دختران
  • محوطه هاتین یا خاتون
  • قلعه تیس
  • قلعه بلوچ گت تیس
  • قلعه بمپور
  • قلعه قصرقند
  • قلعه سرباز
  • قلعه نوشیروان سنگان
  • کاروانسرای نصرت آباد
  • قلعه دامن
  • محوطه تاریخی سپیدژ
  • قلعه خاش
  • قلعه مدانچ
  • گورستان دختران مدانچ
  • قلعه حیدر آباد خاش
  • گورستان هفتاد ملا
  • آتشکده مهرگان سراوان
  • مسجد جامع تیس

اقوام در سیستان و بلوچستان[ویرایش]

لباس محلی بلوچستان[ویرایش]

جدیدترین مدل لباس مردانه بلوچ
لباس اصیل و محلی بلوچ بر تن کودک بلوچ

لباس محلی در بلوچستان بر می‌گردد به اقلیم و آب و هوای بلوچستان که حالت گرم و خشک دارد لباسشان هم را از قدیم‌الایام بیشتر برهمین اساس انتخاب کرده‌اند. پوشاک و لباس بلوچی نیز می‌تواند برای بررسی قدمت تاریخی این قوم و مطالعات فرهنگی و تبار شناسی مورد توجه قرار گیرد. لباس بلوچی، لباسی است که در یک منطقه بزرگ جغرافیایی از قدیم مورد استفاده مردم بوده است. مناطقی چون ناحیه سیستان و بلوچستان ایران، بخش‌هایی از خراسان (به خصوص جنوب آن)، بخش‌هایی از استان کرمان و هرمزگان، کشورهایی چون پاکستان، هندوستان، افغانستان و... از جمله نواحی هستند که مردمان ملبس به این لباس را در آن‌ها مشاهده می‌کنیم. شباهت لباس برخی دیگر از اقوام ایرانی با لباس بلوچ به دلیل ریشه‌های مشترک مردمی، قومی، تبارشناسی، فرهنگی و تاریخی مردم ایران است.

گویش سیستانی[ویرایش]

گویش سیستانی یکی از گویش‌های مهم زبان فارسی است که مردم سیستان بدان تکلم می‌کنند. این گویش هم اکنون به صورت عمده در منطقه سیستان ایران، نیمروز و فراه افغانستان، سرخس ایران، ترکمنستان و دشت گرگان جاری می‌باشد.[۸]

این گویش از یک سو بیشترین خویشاوندی واژگانی و دستوری را با گویش موجود و گذشته خراسانی و فراتر از آن با لهجه‌های مرده ماوراءالنهری و تاجیکی کنونی دارد و از سوی دیگر واژه‌های مشترک بسیار با بلوچی دارد که با توجه به پیوندهای تاریخی و پیوستگی‌های جغرافیایی و مهاجرتهای قومی و خویشاوندی طایفه‌ای، امری طبیعی می‌باشد.[۹]

سابقه تاریخی[ویرایش]

فرهنگ نویسان، سیستانی را یکی از چهار زبان متروک پارسی یاد کرده‌اند. ابوریحان بیرونی در الصیدنه، چند لغت از زبان قدیم سیستانی آورده است.[۱۰] بسیاری از واژگان سیستانی از هزار سال پیش تاکنون تفاوت چندانی نکرده است.[۱۱] اگرچه اصل زبان که احیاناً همان سکزی است، پیش از این منقرض شده و تنها گویش آن باقی‌مانده است.[۱۲]

یک سرود دینی به گویش سیستانی باقی‌مانده است که به اواخر دوره ساسانی نسبت داده می‌شود. سرود آتشکده کرکویه یکی از زیباترین سرودهای مذهبی زرتشتیان سیستان بوده است که به هنگام روشن کردن آتشگاه‌ها، به آواز بلند خوانده می‌شده است.[۱۳]

خاستگاه[ویرایش]

گویش سیستانی از گویشهای وابسته به زبان‌های ایرانی غربی و از شاخه جنوبی آن است که به گروه زبانهای هندوایرانی تعلق دارند.[۱۴]

دکتر محمد معین در مقدمه کتاب برهان قاطع، گویش‌های سگزی و زاولی را زیرمجموعه زبانهای ایرانی قید کرده است.[۱۵]

نوشتار[ویرایش]

گویش سیستانی هیچگاه یک زبان نوشتاری نبوده است، پس اثر مکتوبی که مستقلاً متعلق به گویش سیستانی باشد نیز وجود ندارد. در میان کتب ادبی به نوشتار سیستانی در صده اخیر نیز ناهماهنگی‌های بارزی در رسم‌الخط سیستانی به چشم می‌خورد. تلاش‌های اخیری که برای یکپارچه سازی رسم‌الخط سیستانی انجام شده است تاکنون با بی اقبالی مواجه شده است.[۱۶]

گونه‌های زبانی[ویرایش]

چهار گونه فرعی می‌توان برای گویش سیستانی متصور شد که شامل گونه‌های زرگری، ادبی (ملّایی)، سیّدی و عربی می‌شود.

زرگری[ویرایش]

در گونه زرگری، ساخت هجایی یک اصل زیربنایی بوده و گویش به هجاهای سازنده تقسیم می‌شود و پس از هر هجای اصلی، یک هجای تبعی با ساخت «ز+مصوت» ظاهر می‌شود. به عنوان مثال واژه پو (به معنی پا) به صورت پوزو تلفظ می‌شود.

ادبی[ویرایش]

گونه ادبی سیستانی مورد کاربرد در مواردی از قبیل تقلید ادا، مداحی، متن خوانی، شبیه خوانی (تعزیه)، زبان ملایی و سخن گفتن از سر تأمل می‌باشد. این گونه از چند زاویه با گونه معیار گویش سیستانی در تفاوت می‌باشد، شامل: ساختمان تک واژ وجهی «می»، ساختمان تک واژ وجهی «ب»، جزء پیشین، ساختمان تک واژ نفی و نهی و تکیه فعل‌هایی که تک واژ «می» دارند.

سیدی[ویرایش]

در گونه سیدی، واج «س» به جای واج نخست قرار گرفته و در پایان عبارت «واج نخست حذف شده + اِدی» افزوده می‌شود. مثلاً کتاب به ستابکدی تبدیل می‌شود.

عربی[ویرایش]

گونه عربی تنها در میان طایفه شیخ (از طوایف سیستانی) دیده می‌شود و غالباً برای ایجاد ارتباط میان اعضای خانواده در حضور مهمان بیگانه به کار برده می‌شود و حالت خصوصی دارد. این گونه از لغات عربی بیشتری بهره می‌جوید.[۱۷]

چند مطلب دستوری[ویرایش]

۱- اگر حرف ب در آخر کلمات چند حرفی فارسی بعد از الف بیاید و ساکن باشد در گویش سیستانی تبدیل به واو می‌شود مانند:

  • خواب = خو (xow)
  • آفتاب = افتو (aftow)

۲- کلمات دو حرفی نیز که در آخر آن‌ها ب باشد، تبدیل به واو می‌شود مانند:

  • نان = نو (no)
  • جان = جو (jo)
  • ران = رو (ro)

ضمایر[ویرایش]

ضمایر فاعلی

مفرد

  • مه (me): من
  • تو (to): تو
  • او (o): او

جمع

  • مأ (ma): مای غیر شامل مخاطب
  • مشمأ (meshma): من و شما (مای شامل مخاطب جمع)
  • منتو (mento): من و تو (مای شامل مخاطب فرد)
  • شمأ (shma): شما
  • اوشو (osho): ایشان
ضمایر مفعولی

مفرد

  • منه (mna): مرا
  • تره (tra): تو را
  • اونه ( ona): او را

جمع

  • مأ ره (ma ra): ما را (غیر شامل مخاطب)
  • مشمأ ره (meshma ra): ما را (مای شامل مخاطب جمع)
  • منتو نه (mento na): ما را (مای شامل مخاطب فرد)
  • شمأ ره (shma ra): شما را
  • اوشنه ره ( oshnara): ایشان را

صرف فعل در گویش سیستانی[ویرایش]

ماضی ساده:

برفتو / برفتی / برفتک - بره / برفتئ / برفتئ / برفتئ

ماضی استمراری:

مئ رفتو / مئ رفتی / مئ رفتک / مئ رفتئ / مئ رفتئ / مئ رفتئ

ماضی بعید:

  • صورت قدیمی تر: رفتدو / رفتدی / رفتده / رفتدهٔ / رفتدهٔ / رفتدهٔ
  • صورت جدید تر: رفته بودو / رفته بودی / رفته بو (دک) / رفته بودئ/ رفته بودئ / رفته بودئ

ماضی نقلی:

رفتا / رفتئ / رفته / رفتهٔ / رفتهٔ / رفتهٔ

ماضی نقلی استمرای:

مرفتا / مرفتئ / مرفته / مرفتهٔ / مرفتهٔ / مرفتهٔ

ماضی نقلی بعید:

مرفتدا / مرفتدی / مرفتده / مرفتدهٔ / مرفتدهٔ / مرفتدهٔ

مضارع ساده:

برا / برئ / بریه / برهٔ / برهٔ / برهٔ

مضارع استمراری:

مئ را / مئ رئ / مئ ره / مئ رهٔ / مئ رهٔ / مئ رهٔ

مستقبل:

  • صورت جدید تر: مو رفتنو / مو رفتنئ / مو رفتنه / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ / مو رفتنه ئ
  • صورت قدمی تر: کمه رفتنو / کمه رفتنئ / کمه رفتنه / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ / کمه رفتنه ئ.

واژه‌های سیستانی[ویرایش]

  • ارمون (armon) : [هم‌ریشه با آرمان] آرزو
  • بی موچ (be moch): ساکت
  • پوتوک (pottok): قورباغه
  • تندور (tandur): تنور
  • زرونه (zrona): شراره، اشتعال
  • کارتوس (kartus): فشنگ
  • نروشک (narushk): جهش خون، فواره
  • دجگ (dajg): گره
  • کنجه (kenja ): دختر
  • آئیکه(Aika ): لالائی
  • بپور(ba'pur): پدر بزرگ
  • پتّوک (pottok): قورباغه
  • پلپلاسی(palpalAsi ): پرستو
  • پوتّک ( puttak ): نوزاد

شعری با گویش سیستانی[ویرایش]

زابل سلام، زابل تو کبه بودی ورمهِ سیستونی قربون خاک و پلگِ تونو، چور و بستونی
زابل تو یادگار رستم و یعقوب و فرخی زابل و آسمون ملکِ کیو، نور و چرخی
زابل تو پیتوی و گرمی افتو و نیمروز از زرونِ آتش تو بوده، فرخی و سوز
اتماً شرنگِ رخش رستم، از در بادِ تو فردوسی اشنیدَ و نویشتهَ، کتابَ و یاد تو
آسوکه گوی پیر زمو دیده زابلی روفرقِ صد کتاب، سنت قدیم کاکلی
زابل تو آتشی و گرمی آتشگه گبرکو زابل تو کنه‌ای و کنگی خاکِ زیر کو
زابل تو تشنه‌ای بتر از پرهِ آسِ اَو زابل تو سیراوی و پریِ رودِ شیبِ اَو
زابل افْ اشْ سال دورُ مِ از خیرِ زندگی پیغوم دِه از خوا، ورمِ که، رسم منه بندگی
آیا اَنوز کفترکو، گرمِ پور پور؟ آیا اَنوز پتک سرگرمِ کور کورِ؟
آیا انوز پتک و پچ دارِ چوپونو؟ یا شیر دغ بر و گرماس مخوارِ چوپونو؟
آیا انوز مرغووی گو مپرِ روی شر؟ گودار ماس چکی مبرَ روی سر؟
آیا انوز گورم، درِ بشِ دلبرِ؟ آیا انوز مایه شو پر شیرو زر دره؟
آیا مرامِ مردون تو قول مردی یه؟ یا رسم وسنت پدرو رو وسردی یه؟
آیا انوز پروندنِ گال استه رسمِ شو؟ ممونونه دارِ دوست، که خدا نکنه خصم شو؟
کوه خواجه روکِ سینه تو، یکْ چشْ کِ قربونی برنظر، پرزه تو حوض دار و ترقونی

زبان بلوچی[ویرایش]

اولین محققی که لهجه‌های بلوچی را بیشتر بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گیگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروههای شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی که بترتیب توسط طوایف لغاری Leghلri و مری Mari نمایندگی می‌شدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه‌ها به این واقعیت اشاره می‌کند که بلوچی جنوبی به میزان بالایی از زبانهای هندی همسایه لغت اقتباس می‌کند در حالیکه بلوچی شمالی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی می‌باشد.(ترجمه و نقل از جهانی (۸۹))

یکی دیگر از محققین لهجه‌های بلوچی «سر جرج گریرسون» Sir George Grierson می‌باشد. او لهجه‌های بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه می‌باشد و آنهارا بر اساس منطقه عمده‌ای که در آن صحبت می‌شوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.

محقق برجسته دیگری که بصورت سیستماتیک لهجه‌های بلوچی را مطالعه کرده است پروفسور جوزف الفنبین Josef Elfenbein می‌باشد، او در کتاب «زبان بلوچی، لهجه شناسی بامتن» برای نشان دادن تفاوت بین لهجه‌های مختلف، لیستی شامل آواشناسی، دستور (صرف و نحو) و لغت تهیه کرده و آنرا بعنوان معیار مقایسه شباهت‌ها و تمایز لهجه‌ها بکار برده است. در اینجا فقط به چند مورد از ویژگیهای خاص این لهجه‌ها بر اساس معیار الفنبین اکتفا می‌کنیم. (نقشه جغرافیایی لهجه‌ها)

وی بر اساس این معیار، زبان بلوچی را به شش لهجه تقسیم می‌کند که عبارتند از:

الف- لهجه‌های تپه‌های شرقی (۱)

این لهجه‌ها در مناطق طوایف مری، بگٹی، لغاری و مزاری صحبت می‌شوند.

ویژگیها:

۱- تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir «عروسی» (۲)

۲- ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی (۳)

۳- تلفظ ث در لغات «پث» pess پدر، «ماث» mلs مادر، «براث» brلs برادر. (۴)

۴- بکاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و on برای اول شخص جمع (۵)

۵- استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk “بچه”

ب- لهجه رخشانی

این لهجه شامل شاخه‌های زیر می‌باشد:

۱- کلاتی

مناطق بین «لس بیلا» Las belل در شمال کراچی تا مستونگ Mastung در جنوب کوئته Quetta (عمدتاً منطقه براهویی نشین)

۲- چاغه‌ای و خارانی

نواحی شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات

۳- افغانی

مناطق جنوبی و جنوب غربی افغانستان عمدتاً نواحی اطراف رودخانه هیرمند

۴- سرحدی

منطقه‌ای که از شرق به دالبندین در پاکستان و از شمال شرقی به چهاربرجک در افغانستان منتهی شده و شامل مرو در ترکمنستان شوروی و سیستان در ایران می‌باشد، بطوریکه نصرت آباد در بلوچستان ایران جنوبی ترین بخش آنرا تشیل می‌دهد.

در تألیفات بعدی، الفنبین لهجه رخشانی را به سه گروه کلاتی، پنجگوری و سرحدی تقسیم می‌کند که لهجه سرحدی در آن شامل مرو در ترکمنستان شوروی، بلوچستان افغانستان و مناطق شمالی بلوچستان ایران که جنوب خاش و شمال ایرانشهر مرز جنوبی آنرا تشکیل می‌دهند و همچنین نواحی شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات (که مناطق لهجه پنجگوری مرز جنوبی آنرا تشکیل می‌دهند) را دربر می‌گیرد.

ه- پنجگوری

شامل بخش اعظم منطقه خاران xلrلn که کیچ kیč مرز جنوبی و رودخانه رخشان Raxshلn مرز شمالی آنرا تشکیل می‌دهند و کولوا Kolwل در شرق آن واقع می‌شود.

ویژگیهای این لهجه‌ها:

۱- /u/ نامتغیر باقی می‌ماند «بوت» but شد، «سور» sur عروسی

۲- ساخت معلوم جمله عادی ترین شکل است ولی شکل مجهول هم بویژه در جنوب پیش می‌آید. (۶)

۳- تلفظ س لغات «پس» pess پدر، «ماس» mلs مادر، «براس» brلs برادر.

۴- شناسه in برای اول شخص مفرد و an برای اول شخص جمع

۵- «گس» ges خانه، «زهگ» zلg / zahg بچه

ج- لهجه سراوانی

سراوان و مناطق اطراف آن که خاش مرز شمالی و اسپیدان Espidلn مرز غربی آنرا تشکیل می‌دهند. مناطق مرزی ایران و پاکستان در شرق این منطقه واقع شده و مرز جنوبی آن رودخانه گل gel در شمال راسک می‌باشد.

در تألیفات بعدی الفنبین، ایرانشهر و بمپور نیز در حوزه لهجه سراوانی شمرده می‌شوند.

ویژگیها:

۱- تبدیل /u/ به bǖt ǖ “شد”

۲- مجهول، ساخت معمول جمله است

۳- تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.

۴- شناسه لn برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)

۵- لوگ lْg یا گس ges «خانه»، چوک čokk یا زهگ zahg بچه

د- لهجه کیچی

منطقه کیچ kیč در بلوچستان پاکستان شامل تربت

ویژگیها:

۱- /u/ نامتغیر، بوت but “شد”

۲- ساخت مجهول

۳- تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.

۴- شناسه in برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)

۵- لوگ lْg «خانه»، چوک čokk “بچه”

ر- لهجه لتونی (لاشاری)

منطقه لاشار lلڑلr در بلوچستان ایران شامل «اسپکه» Espakka، «پیپ» pیp، «مسکوتان» Maskْtan، «پنوچ» pannْč

ویژگیها:

۱- /u/ نامتغیر، بوت but “شد”

۲- ساخت مجهول

۳- تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.

۴- شناسه un برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)

۵- لوگ lْg «خانه»، چوک čokk بچه

س- لهجه‌های ساحلی

شامل قصرقند kaser kand، نیکشهر nیkshahr، راسک rلsk و نواحی ساحلی جنوبی بلوچستان از «بی آبان» biلbلn در نزدیکی بندرعباس تا بندر کراچی شامل بنادر چاه بهار، گواتر gwلdar، پسنی pasni، جیونی jiwani و همچنین مناطق مند mand و دشت daڑt.

ویژگیها:

۱- تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir “عروسی”

۲- ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی

۳- تلفظ ت در لغات «پت» pet پدر، «ماث» mلt مادر، «براث» brلt برادر.

۴- بکاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و eyn برای اول شخص جمع

۵- استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk “بچه”

———————————————–

۱Eastern Hill Dialects

۲ طبق نظریه الفنبین، تلفظ قدیمی /u/ در کلمه but «شد» در اکثر لهجه‌ها حفظ شده ولی در بعضی لهجه‌ها به /i/ تبدیل شده است.

۳ ساخت مجهول یعنی افعال متعدی در زمان گذشته برای اشخاص صرف نمی‌شوند.

۴ با تلفظی مشابه ث در عربی و متمایز از صدای س در فارسی

۵ می‌روم rawلn، می‌رویم [raon[۲]

زمین‌شناسی[ویرایش]

زیرپهنه مکران زیرپهنه مکران شامل کوههای خاوری - باختری است که از جنوب گودال جازموریان تا ساحل دریای عمان را زیرپوشش دارد. در زیر پهنه مکران – همانند زیر پهنه زابل – خاش – سراوان، پی سنگ ناحیه از نوع پوسته‌های اقیانوسی است که باتوالی ضخیمی ارنهشته‌های شبه فلیشی کرتاسه بالائی- الیگوسن و ردیفهای مولاسی میوسن- پلیوسن پوشیده شده است. در یک راستای شمال به جنوب سن سنگها کاهش می‌یابد. درحاشیه شمالی مکران مجموعه‌های افیولیتی کرتاسه بالو در حاشیه دریای عمان ردیف‌های سست و کم سیمان مولاس پلیوسن و پادگانه‌های دریائی کواترنر قراردارند. با توجه پراکنش واحدهای سنگی چنین بنظرمی رسد که از زمان کرتاسه به بعد- به لحاظ گوناگون- دریا به سمت جنوب عقب نشسته و رسوبهای جوانتری از خودبرجای گذاشته است. از نگاه ساختاری زیر پهنه مکران مجموعه‌ای از منشورهای فزاینده است که در شکل گیری آن فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به سمت شمال (زیرمکران) نقش اساسی داشته است. بهمین لحاظ ساختارها روند خاوری- باختری دارند و بطورعموم محدود به گسل‌های راندگی طولی باشیب به سمت شمال - شمال خاورند. پدیده فرو رانش عمان به زیرمکران هنوز پایا است به همین دلیل ویژگیهای زمین‌شناسی مکران بسیار شاخص بوده و مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران دانش زمین‌شناسی است.  زیرپهنه جازموریان یک فرونشست تکتونیکی است که درجنوب آتشفشان بزمان وشمال کوههای بشاگردو همچنین ارتفاعات خاور ایرانشهرحاوی رسوبهای سیلتی- رسی که بر این فرونشست تخلیه می‌شوند. به همین رو بخش بیشتر فرونشست جازموریان بانهشته‌های آبرفتی جوان پوشیده شده‌اند. در حاشیه جنوبی از نوع برخان است.

از نگاه زمین‌شناسی، درگذشته جازموریان حاشیه جنوبی بلوک صحرائی لوت تصورمی شد ولی بررسیهای ژئوفیزیک هوائی نشانگر آن است که در این ناحیه پی سنگ از نوع پوسته اقیانوسی است و لذا به نظر می‌رسد که فرونشست جازموریان به واقع گودال پیش کمانی منشورهای فزاینده مکران است. چنین فرونشست هائی در بسیاری از زونهای فرورانش دنیا وجود دارد که گاه دارای ذخایر هیدروکربور در خور توجه‌اند.

گونه‌های جانوری سیستان و بلوچستان[ویرایش]

سیستان و بلوچستان وجود مناطق بکر گونه‌های کمیاب و منحصر به فرد نظر جانورشناسان و علاقه‌مندان به طبیعت را به خود جلب کرده است. صدها گونه جانوری شامل ۳۴۰ گونه پرنده، ۶۴ گونه پستاندار و حدود ۱۱۰ گونه خزنده و دوزیست به همراه صدها گونه ماهیان آب شیرین و شور در این استان گزارش و شناسایی شده است. در حال حاضر گونه‌های جانوری از قبیل خرس سیاه، پلنگ، گربه شنی، سگ آبی، قوچ و میش، کل و بز و جبیر به همراه پستانداران دریایی و پرندگان همچون عقاب، شاهین‌ها، هوبره، پلیکان خاکستری، زاغ بور و تمساح پوزه کوتاه رودخانه سرباز، لاک پشت‌های خشکزی و آبزی به همراه بزمجه بنگال هم در گروه خزندگان جانوران حمایت شده استان هستند.[[۳]]

مناطق حفاظت شده سیستان و بلوچستان[ویرایش]

زیستگاه‌های گونه‌های جانوری و گیاهی استان در قالب ۱۱ منطقه حفاظت شده توسط محیط بانان محافظت دائم می‌شود و بیش از یک میلیون و ۳۴۴ هزار و ۳۷۵ هکتار معادل ۷۳ درصد از کل مساحت سیستان و بلوچستان منطقه حفاظت شده است. به منظور حفاظت ازگونه‌های زیستی جانوری و گیاهی سیستان و بلوچستان طرح مناطق چهارگانه حفاظت شده زیر نظر اداره کل حفاظت محیط زیست استان به اجرا در آمده است. مناطق چهارگانه حفاظت شده استان شامل مناطق حفاظت شده جانوری با وسعت بیش از ۷۵۸ هزار هکتار، مناطق حفاظت شده جنگلی با وسعت ۱۲۶ هزار و ۳۶۵ هکتار، مناطق شکار ممنوع با وسعت نزدیک به ۴۶۰ هزار هکتار و آثار طبیعی ملی با وسعت ۱۰ هکتار می‌شود. مناطق حفاظت شده گاندو، جنگلی شیله، جنگلی بیرک و جنگلی پوزک، مناطق شکار ممنوع بزمان، بلبل آب نصرت آباد، مک سرخ و پزم، پناهگاه حیات وحش هامون، آثار طبیعی و ملی تفتان و پیرگل خاش ۱۱ منطقه حفاظت شده استان را تشکیل می‌دهد. تمساح پوزه کوتاه، سنجاب بلوچی، خرس سیاه، بز، قوچ، میش، جبیر، آهو و گربه جنگلی از شاخص ترین گونه‌های پستانداران و جیرفتی، دراج، زاغ بور، گیلانشاه خالدار، پلیکان خاکستری، بحری، بالابان، هما، عقاب طلایی و عقاب ماهیگیر از مهمترین گونه‌های پرندگان شناسایی شده در مناطق حفاظت شده سیستان و بلوچستان هستند.[۱۸]

معادن سیستان و بلوچستان[ویرایش]

سیستان و بلوچستان رنگین کمان معادن کشور محسوب می‌شود. شاخص ترین معادن این استان گرانیت بوگ، مس چهل کوره و کارخانه فرآوری آن، آنتی موان سفیدآبه، معدن فلز آسان درک نیکشهر، معادن آهک سیمان خاش و زابل، مرمر پک و طلا در بزمان، معدن مس چهل کوره نصرت آباداست. معدن مس چهل کوره نصرت آباد نخستین معدن زیرزمینی سیستان و بلوچستان است که تاکنون حدود ۱۰۰ متر تونل استخراجی آن حفر شده است.[[۴]]

آب و هوا[ویرایش]

استان سیستان و بلوچستان از لحاظ طبقه‌بندی اقلیمی درناحیه اقلیمی بیابانی و خشک می‌باشد.

در یک تقسیم بندی کلی می‌توان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و ناحیه زاهدان در مرز بین اقلیم بیابانی و نیمه بیابانی قرار گرفته است. مناطق سراوان، خاش، چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوههای بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است.

میزان نزولات در مناطق مختلف معمولاً بین ۱۳۰-۷۰ میلیمتر می‌باشد. در سال بارندگی گاه موجب ایجاد سیل و خسارت شدید می‌گردد ولی در صورت مهار سیلابها امکان توسعه کشت افزایش می‌یابد.

در تابستان حداکثر حرارت شهرستانهای ایرانشهر و زابل به ۵۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. شهرستانهای دیگر حرارت پائینتری دارند. حداقل درجه حرارت زمستان در زاهدان و خاش معمولاً ۸-۷ درجه سانتیگراد زیر صفر و هر چند سال یکبارتا ۱۸- درجه سانتیگراد نیز نزول می‌کند. زاهدان سردترین و ایرانشهر گرمترین شهرهای استان است. در نواحی جنوبی و ساحلی استان یعنی تا شعاع حدود ۱۵۰ کیلومتری از ساحل دریا در زمستان درجه حرارت شب و روز بین ۲۵-۱۰ در جه سانتیگراد متغیر بوده و این ویژگی همراه با رطوبت نسبی ۹۵-۵۰ درصد در طول سال استعداد فراوان تولید محصولات گرمسیری و سبزیجات غیر فصل را فراهم نموده است. همچنین این نوسانات رطوبت و وجود بادهای موسمی همچون بادهای معروف به صد و بیست روزه و باد هفتم یا گاوکش و ریزش جوی و اختلاف دما در ۲۴ ساعت به استثنای نواحی معتدل سواحل دریای عمان شرایط خاص اقلیمی، پوشش گیاهی و جانوری مناظر بدیعی را به وجود آورده است. * [۵]

منابع طبیعی[ویرایش]

طبیعت سیستان.JPG

وسعت استان و تنوع آب و هوایی، موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیده‌است. جنگلهای حرا در گواتر بلوچستان بینظیر می‌باشد و انجیر معابد یکی از کهنسالترین درختان کشور بوده که در لیپار چابهار واقع است. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۱۰٬۲۵۰٬۰۰۰ هکتار را مراتع در برگرفته‌است که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر می‌باشد. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی می‌باشد شناخته شده‌است. از جمله می‌توان گونه‌های کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگل‌های استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار می‌باشد. همچنین حدود ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفته‌است.

مکان‌های تاریخی و مذهبی[ویرایش]

 • قلعه دوست محمد خان • قلعه چهل دختر • قلعه دزک (بلقیس) • مسجد دزک سراوان • موزه تاس و کپل دزک (موزه آب) سراوان • موزه زنده سفال کلپورگان سراوان • موزه محلی سراوان • موزه محلی چابهار • گل فشان تنگ • باغ سرو سرجو، سراوان • قبرستان اسپیدژ • کوه خضر • قلعه سرباز • سد پیشین • سد زیردان • مسجد کهنه قلعه • قلعه چهل دختر • قبرستان اسپیدژ • کوه خضر • قلعه سرباز • کوه بیرک مهرستان (زابلی) • کوه آتشفشانی تفتان • قلعه سیب سراوان • بقایای آتشکده کرکویه • شهر سوخته • کوه خواجه • چاه نیمه • تخت عدالت • زاهدان کهنه • سه کوهه • دهانه غلامان • قلعه رامرود • گورستان دختران مدانچ • قلعه خاش • قلعه مچی • قلعه سام • قلعه اسپکه • قلعه هریدوک • قلعه چانف • قلعه مدانچ •

بازارها[ویرایش]

یکی از جذاب ترین دیدنی‌های استان بازارهای سنتی شهرهای مختلف استان است که به خوبی نشانگر فرهنگ، سبک زندگی، تولیدات و مصارف و خلق و خوی مردم استان است. انواع لباس‌های بلوچی، سوزن دوزی، شیرینی‌ها، میوه و سبزی جات و حصیر محصولات خاص استان اند که در کنار نیازمندی‌های عام و خاص استان عرضه می‌شوند. بازارهای معروف و دیدنی استان عبارت اند از بازار چابهار، بازار سراوان، بازار ایرانشهر، بازار زابلی قلعع تاریخی شیشه ریز جالق، تپه سید میر عمرجالق، قنات‌های پر آب جالق (گوگن، خوشاب، کشان و...)مزارع برنج کله گان، باغات ناهوک

منابع مکتوب و سفرنامه‌ها[ویرایش]

تندیس یعقوب لیث در زابل

رد سیستان و بلو چستان را در نوشته‌های قدیم و جدید نویسندگان و مسافران ایرانی و غیر ایرانی می‌توان یافت. آثاری که ذکری از سیستان یا بلوچستان در آنها درج گردیده یا به صورت خاص به این مناطق می‌پردازد به شرح زیر اند.[۱۹]

آثار زرتشتی و پهلوی[ویرایش]

آثار جغرافیایی کلاسیک پیش از اسلام[ویرایش]

  • تاریخح هرودوت، هرودوت، وحید مازندرانی
  • جغرافیایی استرابو، استرابو، نجیب اله تورایانا
  • آناباسیس و ایندیکا، آریان، رابسون، ۱۹۵۴
  • پاسگاه‌های پارت، خاراکسی، ژاکوبی ۱۹۵۸
  • جغرافیا، بطلمیوس، فیشر، ۱۹۳۲
  • پرسیکا، کتزیاس، ژاکوبی، ۱۹۵۸
  • کتابخانه تاریخ، سیسیلی، فوگل و فیشر، ۱۹۰۶
  • ایرانشهر، خورنی، مارکوارت ۱۹۰۱، مریم میراجمدی
  • شهرستان‌های ایران، متن پهلوی، مارکوارت ۱۹۳۱، هدایت
  • تاریخ اسکندر، کنت کورث، قرن اول میلادی، باردون ۱۹۴۸

آثار تاریخی و جغرافیایی نویسندگان ایرانی و عرب مسلمان[ویرایش]

  • المسالک والممالک، ابن خردادبه، ۸۶۴ م، حسین قره چانلو، ۱۳۷۰
  • فتوح البلدان، بلاذری، ۸۶۹ م، آذرتاش آذرنوش، ۱۳۶۴
  • کتاب الخراج، قدامه بن جعفر، ۸۸۰ م، حسین خدیو جم، ۱۳۲۵
  • البلدان، یعقوبی، ۸۹۱ م، محمد ابراهیم آیتی، ۱۳۵۶
  • مختصر البلدان، ابن فقیه، ۹۰۳ م، ح مسعود، ۱۳۴۹
  • الاعلاق النفیسه، ابن دسته، ۰۸۹ م، حسین قره چانلو، ۱۳۶۵
  • اشکال العالم، جیهانی، ۹۲۲ م، کاتب-منصوری، ۱۳۶۸
  • المسالک والممالک، اصطخری، ۹۵۱ م، ایرج افشار، ۱۳۶۸
  • صوره الارض، ابن حوقل، ۹۷۸ م، جعفر شعار، ۱۳۶۶
  • حدودالعالم، ۹۸۲ م، منوچهر ستوده، ۱۳۶۲
  • احسن التقاسیم، مقدسی، ۹۸۵ م، علینقی منزوی، ۱۳۶۱
  • جهان نامه، بکران، ۱۲۰۸ م، امین ریاحی، ۱۳۴۲
  • معجم البلدان، یاقوت حموی، ۱۲۲۵
  • آثار البلاد، قزوینی، ۱۲۷۵ م، جهانگیر میرزا-محدث، ۱۳۷۳
  • تقویم البلدان، ابولفدا، ۱۳۲۱ م، عبدالمحمد آیتی، ۱۳۴۲
  • تاریخ سیستان، ۱۳۲۴ م، ملک الشعرا بهار، ۱۳۶۶
  • نزهت القلوب، حمدالله مستوفی، ۱۳۴۰ م، لسترنج-دبیر سیاقی، ۱۳۶۲
  • جغرافیای حافظ ابرو، حافظ ابرو، ۱۴۱۷ م، صادق سجادی، ۱۳۷۵
  • ظفرنامه، شرف الدین علی یزدی، ۱۴۲۴ م، محمد عباسی، ۱۳۳۶
  • احیاالملوک، ملک شاه حسین، ۱۶۱۸ م، منوچهر ستوده، ۱۳۴۵
  • تاریخ افغانستان، اعتضادالسلطنه، ۱۸۵۶ م، میرهاشم محدث، ۱۳۶۵
  • عملیات قشون در بلوچستان از مرداد تا بهمن ۱۳۰۷, امان‌الله جهانبانی, ۱۳۳۶
  • سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن، امان‌الله جهانبانی، ۱۳۳۸
  • تاریخ کرمان، سلجوقیان و غزنویان در کرمان، محمد بن ابراهیم آصفی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، طهوری، ۱۳۴۲
  • سفرنامه کرمان و بلوچستان، فیروز میرزا فرمانفرما، منصوره نظام مافی، شرکت کتاب‌های ایران، ۱۳۴۲
  • بلوچستان، ذبیح اله ناصح، ابن سینا، ۱۳۴۴
  • جغرافیای نیمروز، ذوالفقار کرمانی، ۱۸۷۲ م، عزیزاله عطاردی، ۱۳۷۴
  • مراه البلدان، اعتمادالسلطنه، ۱۸۷۷ م، نوائی-محدث، ۱۳۶۷
  • خاطرات حاج سیاح، حاج سیاح، ۱۸۷۸ م، حمید سیاح، ۱۳۵۶
  • مقالات تقی‌زاده، بلوچستان، حسن تقی‌زاده, ۱۳۴۹
  • نظری به بلوچستان، محمد برقعی، سپید، ۱۳۵۱
  • نقشی از سیستان، مسیح الله توحیدلو، ۱۳۵۲
  • جای پای اسکندر، اسلام کاظمیه, ۱۳۵۲
  • مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی مردم بلوچستان، ایرج مهدویان، پیوند، ۱۳۵۲
  • نظری بر طابفه گمشادزهی، محمد ابراهیم امین، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۳
  • دست پنهان سیاست انگلیس در ایران، خان ملک ساسانی، بابک، ۱۳۵۳
  • فرماندهان کرمان، شیخ یحیی احمدی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، دانش، ۱۳۵۴
  • امیر شوکت الملک علم، محمد علی منصف$۲، امیرکبیر، ۱۳۵۴
  • درآمدی بر تاریخ بلوچستان، رضا دانشور، سازمان برنامه و بودجه زاهدان، ۱۳۵۵
  • دیار حبیب و بلاد غریب، پژوهشی در علل و چگونگی مهاجرت در سیستان و بلوچستان، مرتضی داوری و دیگران، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۵۵
  • سازمان سیاسی حکومت محلی بنت در ایام حکمرانی خاندان ایرانی، محمد برقعی، مازیار، ۱۳۵۶
  • دیدار بلوچ، محمود دولت‌آبادی، پیوند، ۱۳۵۶
  • زار و باد بلوچ، علی ریاحی، زبان و فرهنگ ایران، ۱۳۵۶
  • جای پای اسکندر و سفری در بلوچستان، حسین ملک، جاویدان، ۱۳۵۶
  • مقدمه‌ای بر شناخت سیستان و بلوچستان، ناصر عسکری، دنیای دانش، ۱۳۵۷
  • صف آرایی نیروها در بلوچستان، استار بامئی، ۱۳۵۸
  • از نیمروز تا تفتان، عبدالحسین فیروزکوهی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۵۸
  • فرهنگ مردم بلوچ، عبداله ناصری، ۱۳۵۸
  • فهرست ایلات و طوایف ایران، مرکز عشایری ایران، سازمان برنامه و بودجه تهران، ۱۳۶۱
  • عشایر سیستان و بلوچستان، اسدالله اکبری، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۶۲
  • پنج ارغن، غلامعلی رییس‌الذاکرین, ۱۳۶۳
  • بلوچستان و علل خرابی آن، امیر توکل کامبوزیا، مروی، ۱۳۶۳
  • سفرنامه بلوچستان، علاء الملک، محمود دیبا، وحید، ۱۳۶۴
  • بلوچستان یادگار مطرود قرون، کمال الدین غراب، کیهان، ۱۳۶۴
  • کتابنامه سیستان و بلوچستان، حسن لاریجانی، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۶۵
  • مقدمه‌ای بر شناخت طوایف سرگلزایی و بارکزایی سیستان و بلوچستان، ایرج افشار سیستانی، نشر هنر، ۱۳۶۶
  • بزرگان سیستان، ایرج افشار سیستانی، مرغ آمین، ۱۳۶۷
  • از سیر تا پیاز، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، علم، ۱۳۶۷
  • بررسی تغییرات ساختارهای اقتصادی-اجتماعی در جامعه روستایی نشینان، سیامک زند رضوی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، ۱۳۶۸
  • مسئله ملی و هویت ملیت‌ها، بناب$۲، پارسا، ۱۳۶۹
  • ادم‌های سه قرآن و سه شاهی، محمود زند مقدم، مؤلف، ۱۳۷۰
  • تاریخ روابط انگلیس و ایران در قرن نوزدهم، محمود محمود، اقبال، ۱۳۷۰
  • مردم نگاری شهرستان خاش، محمد مکاری، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۰
  • سفرنامه بلوچستان، عبدلحمید میرزا ناصرالدوله، مرکز کرمان شناسی, ۱۳۷۰
  • بلوچستان و تمدن دیرینه آن، ایرج افشار سیستانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱
  • اختلاف دولتین ایران وافغانستان در مورد رود هیرمند، غلامرضا فخاری، وزارت امور خارجه، ۱۳۷۱
  • تاریخ و زبان افغانستان، نجیب مایل هروی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار, ۱۳۷۱
  • بررسی تغییرات ساختارهای اقتصادی-اجتماعی در جامعه سیستان و بلوچستان، سیامک زند رضوی، دانشگاه سیستان و بلوچستان, ۱۳۷۲
  • نگرشی بر تحولات استان سیستان و بلوچستان پس از انقلاب اسلامی، سازمان برنامه و بودجه استان سیستان و بلوچستان، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۲
  • بلوچستان در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۷, عبدالرضا سالار بهزادی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار, ۱۳۷۲
  • پژوهشی در تاریخ معاصر بلوچستان، دادشاه، عظیم شه بخش، نوید، ۱۳۷۳
  • گردآوری قصه‌های مردم در استان سیستان و بلوچستان، عبدالحسین یادگاری، میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان، ۱۳۷۳
  • مردم نگاری شهرستان ایرانشهر، محمد سعید جانب الهی، سازمان میراث فرهنگی ایرانشهر، ۱۳۷۴
  • باستان شناسی و تاریخ بلوچستان، منصور سجادی، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۴
  • تاریخچه روابط فرهنگی بلوچستان ایران با شبه قاره هند، عباس سرافرازی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴
  • آهنگ بلوچستان، سعید نیکبختی، هامون، ۱۳۷۴
  • مروج الذهب و معادن الجواهر، ابولحسن علی بن حسین مسعودی، ابولقاسم پاینده، بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • بلوچ و بلوچستان، عبدالصمد سربازی، کردستان، ۱۳۷۸
  • تخریب گورناک، حادثه یا توطئه، محمد آرمیان، ۱۳۷۹
  • استان سیستان و بلوچستان، حسن زنده دل، ایرانگردان، ۱۳۷۹
  • سبک نگارش زبان بلوچی، سید ظهور شاه هاشمی، اخرداد بلوچ، انتشارات بلوچی کراچی، ۱۹۸۲
  • مردم نگاری شهرستان چابهار، ضمیرا مانگلدی، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۶
  • مقایسه زبان بلوچی با زبانهای ایرانی باستان، موسی محمودزهی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی زاهدان، ۱۳۷۶
  • آداب عامه بلوچستان، عبدالحسین یادگاری، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۶
  • کثرت قومی و هویت ملی ایرانیان، ضیا صدر، اندیشه نو، ۱۳۷۷
  • قومیت و قومیت گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت، نشر نما، ۱۳۷۸
  • پوشاک وزیور آلات استان سیستان وبلوچستان، حمیده یعقوبی،انتشارات تفتان ،۱۳۹۲

آثار سیاحان و خاورشناسان غربی[ویرایش]

  • ضمیمه کتاب مسافرت به بلوچستان و سند از پاتینجر، کریستی، ۱۸۱۶ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • سفرنامه پاتینجر، هنری پاتینجر، شاپور گودرزی، کتابخانه ملی ایران، ۱۳۴۹
  • جغرافیای سیستان، کانلی،۱۸۴۰ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • سفر با کاروان، فریه، ۱۸۵۷ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • ایران شرقی، اسمیت، ۱۸۷۸ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • مقدمه و پیوست‌های کتاب ایران شرقی، گلداسمیت، ۱۸۷۶م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • سفر به مشهر از طریق سیستان، گلداسمیت، ۱۸۷۳ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • یاداشت‌های سیستان، راولینسون، ۱۸۷۳ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • ایران و قضیه ایران، کرزن، ۱۸۹۰ م، وحید مازندرانی
  • خراسان و سیستان، تیت، ۱۹۰۰ م، رهبری، روشنی
  • هشت سال در ایران، سایکس، ۱۹۰۲ م، سعادت نوری
  • سفر چهارم به ایران، سایکس، ۱۹۰۲ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • جغرافیای تاریخی ایران، بارتولد، ۱۹۰۲ م، حمزه سردادور
  • از دجله تا سند، بیلو، ۱۸۷۲ م
  • توصیف کاسه ایران شرقی و سیستان، هانتیگتون، ۱۹۰۵ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • سیستان:در باب تاریخ، تیت، ۱۹۱۰ م، احمدی موسوی
  • سیستان: در باب توپوگرافی، تیت، ۱۹۱۰ م
  • سیستان: خرابه‌ها و مردم، تیت، ۱۹۱۰ م، رییس‌الذاکرین
  • مرزهای بلوچستان، تیت،۱۹۰۹ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • گزارش‌های هیات حکمیت، مک ماهون، ۱۹۰۵ م
  • مرزهای جنوبی افغانستان، مک ماهون، ۱۸۷۹ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • نقشه برداری و اکتشافات جدید در سیستان، مک ماهون، ۱۹۰۶ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • در سرزمین‌های محسود، لندور، ۱۹۰۳ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • گردش در افغانستان، لاکوسه، ۱۹۰۹ م
  • کویرهای ایران،سون هدین، ۱۹۱۰ م، پرویز رجبی
  • جغرافیایی تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی، لسترنج، ۱۹۰۵ م، محمود عرفان
  • آبزیان سیستان، آنندال، ۱۹۲۱ م، حسن احمدی، ۱۳۷۸
  • راهنمای توریستی ایران، خارگات، ۱۹۳۵ م
  • امپراطوری صحرانوردان، رنه گروسه، عبدالحسین میکده، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۳
  • سفری به ایران، لونی امیل دوهرسه، منوچهر فرمانفرماییان، بنیادفرهنگ ایران، ۱۳۵۴
  • دوسفرنامه درباره بلوچستان، ادموندز بارون دوبر، سکندر امان الهی بهاروند، بابک، ۱۳۶۲
  • تاریخ ایلات ایران، آن لمبتون، آگاه، ۱۳۶۲
  • جغرافیایی تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، لسترنج، محمود عرفان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷
  • تاریخ سیستان، ادموند باسورث، حسن انوشه، امیرکبیر، ۱۳۷۰
  • خویشاوندان و بیان دوستی عشایر بلوچ، فیلیپ کارل سالزمن، محمد دانشور، سازمان برنامه و بودجه، ۱۳۷۵
  • مهاجمان سرحد، رویارویی نظامی انگلستان با سرداران بلوچ ایرانی، رجینالد دایر، حمید احمدی، نشر نی، ۱۳۷۸
  • پژوهش زبان بلوچی از طریق ادبیات عامه آن، زاروپین، فرهنگ و علوم اتحاد شوروی

مردم[ویرایش]

مردم این استان از اقوام بلوچ‌های عمدتاً سنی و سیستانی‌های عمدتاً شیعه هستند.

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان سیستان و بلوچستان به قرار زیر بود: ۳۳ فارس (۳۲٫۳٪ مرد، ۳۵٫۹٪ زن)، ۰٫۴ کرد (۰٫۹٪ مرد)، ۶۵٫۴ بلوچ (۶۵٫۹٪ مرد، ۶۲٫۸٪ زن)، ۰٫۲ سایر و ۱ بدون‌جواب بودند:[۲۰]

صنایع دستی[ویرایش]

سوزن دوزی[ویرایش]

هنر سوزندوزی زن بلوچ
نمونه سوزندوزی لباس زنان بلوچ

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته‌های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می‌شناسند. هنر ظریف و پر سابقه‌ای که هیچکس به درستی نمی‌داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می‌آیند. در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می‌کنند، آن را وصیت پدران خود می‌دانند و مانند هر هنر قومی نمی‌توانند منشأ آنرا تعیین کنند. سوزندوزان بلوچ با نقش گل‌ها و بوته‌ها و ترکیب رنگ‌ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته‌اند که در اندیشه و خیالشان شکل می‌گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می‌خواسته‌اند ترسیم کرده‌اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد. پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می‌شود و جیب یا در اصطلاح محلی «گوپتان» نامیده می‌شود.

سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می‌شود. از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می‌توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد. پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

سکه دوزی[ویرایش]

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده‌های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می‌آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می‌اندازند و یا در عروسی‌ها به گردن شتر می‌آویزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت‌هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

سفالگری[ویرایش]

صنایع دستی بلو. چستان

سفال کلپورگان سراوان و سفال کوه میتیک سرباز کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در ۳۰ کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می‌شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می‌گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می‌گیرد و تراش داده می‌شود و با سیاه قلم تزیین می‌شود. نقش‌ها ساده و هندسی است. مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و... است.

زرگری[ویرایش]

سینه ریز طلای ساخت دست بلوچ
دستبند طلا یا چوری طلا زنان بلوچ

زرگری و نقره‌سازی یکی دیگر از هنرهای دستی استان است. در اثر تغییرات زمان و عوامل متعدد دیگر، نقره‌سازی، جای خود را به طلاسازی داده است. زرگرهای بلوچ از اقوام و طوایف مشخصی هستند که علاوه بر جواهرسازی، انواع زیورآلات زنان بلوچ را با مهارت تهیه می‌کنند. زنان بلوچ مانند اغلب زنان مردم ایران از زیورهای بومی استفاده می‌کنند. زرگرهای محلی زیورهای طلا و نقره را با نقوش ساده هندسی و نمادین می‌سازند. این زیورها برای زینت سروگردن و گوش و بینی و دست و پا استفاده می‌شود. زیورهای بلوچی بیشتر شبیه زینت‌آلات مردم پاکستان و هندوستان است. دلیلش رفت‌وآمد زیاد بین ساکنین بلوچستان و قسمت غربی شبه قاره هند و پاکستان است.

قالی بافی[ویرایش]

قدمت این هنر، با ورود شاخه‌ای از اقوام سکائی به سیستان برمی‌گردد. زیراندازهای سیستانی به سه نوع تقسیم می‌شود: ۱٫ نوع تاریخی یا کهن که تا آغاز سده چهاردهم هـ. ق بافته می‌شد.۲. نوع میانه که از حدود اواخر قرن سیزدهم هـ. ق بافته شده و هنوز هم رایج است.۳. نوع نو، که هم‌اکنون بافته می‌شود. عمده مواد اولیه توسط روستاییان تهیه شده و از رنگ‌های متنوع استفاده می‌نمایند. نقوش اغلب تجریدی و به صورت هندسی، مرغی، انسانی یا طرح و بافت کلی مددخانی، بهلوری، خشتی، سلیمانی و گلدانی است. در حال حاضر فرش سیستان به دلیل نوع طرح، رنگ، نقش، ابعاد، دوام علاوه در بازارهای داخلی و بازارهای خارجی فروش دارد. سیستان به لحاظ ارتباط گسترده فرهنگی و هنری با بلوچستان، عشایر خراسان، ترکمنستان، در زمینه نقش و رنگ و ابعاد قالی‌های خود با این مناطق وجوه اشتراک فراوان دارد.

غذای خاص مردم بلوچ[ویرایش]

غذاهای بلوچی نیز مثل بقیه غذاهای ایرانی اند. با توجه به غلبه دامپروری در منطقه عنصر اصلی و محوری غذاهای این منطقه را گوشت تشکیل می‌دهد. بعد از گوشت این خرماست که برای مردم نقش محوری در تولید خوراکی بازی می‌کند. جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی در دوره کنونی این منطقه محل مناسبی برای کشت برنج است و در مکُران برنج نیز به خوبی کاشته می‌شود. نکته‌ای که برخلاف موقعیت جغرافیایی منطقه در رفتار غذایی مردم بلوچستان می‌توان دید این است که این مردم خیلی کمتر از چاشنی‌های تند بهره می‌برند. بلوچستان همچوار با کشور پاکستان است و رفت و آمدهای بسیاری به این کشور و همین طور کشور هندوستان وجود دارد اما رنگ و بویی از غذاهای پاکستانی یا هندی در آن دیده نمی‌شود. به نمونه‌ای از غذای بلوچی می پرازیم.[[۶]]

چنگال[ویرایش]

«چنگال» در واقع پذیرایی عشایر بلوچ از میهمانان خود است. آنها از میهمانان خود با چنگال و دوغ پذیرایی می‌کنند به ویژه در ماه مبارک رمضان این شیرینی- غذا سفره افطار را نیز رنگ و روی می‌بخشد. شاید وجه تسمیه آن از این رو باشد که در تهیه این غذا چنگ زدن عامل اصلی تولید است. مواد اولیه برای تهیه چنگال، آرد، خرما و روغن حیوانی است. بلوچ‌ها ابتدا آرد و آب را مخلوط می‌کنند و در شرایطی که این مخلوط هنوز به خمیر تبدیل نشده است آن را به ضخامت حدود ۱سانتی‌متر روی تابه می‌اندازند و می‌گذارند تا اندکی خود را بگیرد و بپزد. اگر این مخلوط آب و آرد نازکتر شود نانی از آن به دست می‌آید؛ ولی برای چنگال ضخامت یکسانتی متری مناسب است. پس از آنکه این خمیر نیم پز شد آن را بر می‌دارند و به تناسب حجمی که می‌خواهند چنگال درست کنند از این نان نیم پز درست می‌کنند. بعد خرما را در ظرفی دهن گشاد می‌ریزند. نان نیم پز را درون همین ظرف خرد می‌کنند یا به عبارت دیگر تکه‌تکه می‌کنند. این دو را با هم ورز می‌دهند و چمگ می‌زنند به گونه‌ای که هسته‌های خرما از درون آن بیرون می‌آید و هم می‌توان هسته‌ها را جدا کرد و هم نان و خرما را خوب به خورد هم می‌دهند. این کار تا جایی پیش می‌رود که دیگر نتوان تشخیص داد نان است یا خرما. حال نوبت افزودن روغن است. برای افزودن روغن آن را با همراه کمی پیاز خرد شده داغ می‌کنند و قبل از آنکه روغن چنان داغ شود که پیازها بسوزند آن را از روی شعله برداشته و به مخلوط نان و خرما می‌افزایند تا این مخلوط نرم شود و نه بیشتر. امروزه چنگال را با خلال بادام و پسته تزئین می‌کنند و بعد برای پذیرایی می‌آورند.

تنورچه یا ترون چه[ویرایش]

«تنورچه» نیز نام خود را از محل پخت خود گرفته است. تنورچه را معمولاً به دو صورت آماده پذیرایی می‌کنند. یکی به شکل سیخ زدن گوشت گوسفند و دیگری به شکل کامل کباب شده (قوزی). در هر دو روش نیاز به تنور است. در روش سیخ زدن، گوشت گوسفندی را ذبح و آن را به قطعات درشت خرد می‌کنند. سپس هر قطعه بزرگ را به سیخی از چوب نخل می‌کشند. سیخ‌ها را زمانی در تنور قرار می‌دهند که ذغال‌های دورن تنور گداخته و قرمز شده باشند. در این مرحله اگر بخواهند کباب مورد نظر آبدار شود ظرفی از آب را روی ذغالها درون تنور قرار می‌دهند. سیخ‌ها را دور تا دور ظرف آب به دیواره تنور ایستاده قرار می‌دهند. این کار باعث می‌شود گوشت به اصطلاح بخارپز هم بشود. بعد از این مرحله در تنور را با سینی یا هر وسیله دیگری که مقاوم در برابر حرارت باشد می‌پوشانند و روی آن را با کاهگل می‌پوشانند. البته تنور مثل همه تنورها از زیر ورودی هوا داردو این حالت را بین ۴۵ دقیقه تا ۱ساعت نگاه می‌دارند. البته باز هم این زمان به گوشت‌های به سیخ کشیده شده بستگی دارد. سپس نوبت به صرف آن کباب مخصوص بلوچی می‌رسد. این کباب را به تنهایی یا با پلوسفید سرو می‌کنند. در روش دیگر طبخ، یک گوسفند را متناسب با اندازه تنور ذبح کرده و دورن آن را خالی می‌کنند. پس از آماده شدن گوسفند آن را با نخی مناسب که در برابر حرارت از بین نرود می‌بندند. سپس آن را درون تنوری که ذغالهایش گداخته است قرار می‌دهند. باز هم باید درِ تنور را با کاهگل بپوشانند و همان زمان را به انتظار بنشینند.

تباهگ[ویرایش]

این کار روشی برای نگهداری گوشت بوده است. اینک نیز این روش متداول است. ماحصل این نوع نگهداری هم به تنهایی قابل خوردن است و هم به عنوان گوشت استانبلی بلوچی. معمولاً اواسط پاییز و با رو به سرما گذاشتن هوا گوسفندان را پروار کرده و از یکسو برای گرفتن روغن حیوانی و از سوی دیگر برای تهیه گوشت از آن استفاده می‌کردند. گرچه اینک نیروی برق و دستگاه‌های خنک‌کننده از قبیل یخچال به زندگی همه وارد شده است اما همچنان این کار انجام می‌گیرد. البته زمان دیگری نیز هست که بلوچ‌ها برای تهیه تباهگ دست به کار می‌شوند و آن زمان «عید قربان» است که گوشت قربانی فراوان می‌شود. در این روش پودر انار و نمک را به گوشت اضافه می‌کردند و ماحصل آن را بعد از اندکی که نور آفتاب برآن می‌تابید درون مشک ریخته و می‌بستند. این گوشت بعد از مدتی قابل خوردن بود. علاوه بر این همین گوشت را برای تهیه استانبلی بلوچی استفاده می‌کنند.

دوغ پا[ویرایش]

«دوغ پا» خورشتی با گوشت است که به جای آب برای جاانداختن و طبخ آن از دوغ استفاده می‌شود. این روش نیز متاثر از دامپرور بودن بلوچ هاست. دوغ یکی از فراورده‌های متداول دامپروران است و در بلوچستان وقتی به میان عشایر و دامپروران بروید در نخستین گام بعد از تعارف آب از شما با شیرشتر یا دوغ به عنوان نوشیدنی پذیرایی می‌کنند.

ترشیجات یا چتنی[ویرایش]

در نیکشهر دختران و زنان هنرمند و خوش ذوق بلوچ به وسیلهٔ انبهٔ محلی، انواع ترشی رو تهیه می‌کنند به طوری که بسیار دلچشب و خوردنیست و ضمن لذیذ بودن. بهداشت نیز در تهیهٔ این ترشیهاکاملا رعایت می‌شود. دختران جوان امروزی به کمک مادران خود از انبهٔ محلی چندین نوع ترشی رو هنرمندانه تهیه می‌کنند. در منطقهٔ بلوچستان شهرستان نیکشهر در تهیهٔ انواع ترشی انبه زبان زد است. در زیر طرز تهیهٔ چند نوع از ترشیهایی که نوسط زنان هنرمند بلوچ تهیه می‌شود ذکر می‌کنم چَتَنی (نوع پاکستانی):این نوع که به چتنی معروف است نحوهٔ تهیهٔ آن بدین شکل است که آنیه رو همراه با هسته (گدگ) و پوست انبه تکه‌تکه می‌کنند بعداز تکه‌تکه کردن به آن زردچوبه و نمک اضافه می کنندو آنرا به مدت۴الی۵ ساعت زیر تابش مستقیم نور خورشید بر روی تگرد (حصیرمحلی) پهن می‌کنند سپس روغن رو با سیرخردشده و نمک داغ می‌دهند و می جوشانندبعد از داغ شدن روغن شعلهٔ گاز رو خاموش می‌کنند تا روغن گرم شده گرمایش را از دست بدهد و کمی سرد شود سپس انبه‌ها را داخل گالون یا پارچهای مخصوص می‌ریزند و روغن سرد شده رو به آن اضافه می‌کنند. بعد از اضافه نمودن روغن دوباره سیر را خرد و ریز کرده و به آن اضافه می‌کنند و همچنین مصالح مخصوص چتنی از نوع پاکستانی رو به آن می‌افزایند و گالون پر شده از انبه و مخلوطهای مذکور رو به مدت ۴الی۵ روز در معرض نور خورشید قرار می‌دهند. این عمل به منظور نرم شدن انبه و هستهٔ آن صورت می‌گیرد. هَرّام (نوع قدیمی):این نوع نیز همانند چتنی است با این تفاوت که هستهٔ انبه‌ها رو جدا می کنن نمک و زردچوبه بهش اضافه می‌کنند و به مدت ۴الی۵ساعت در معرض نور خورشید قرار می‌دهند تا کاملاً خشک بشن سپس انبه‌های خشک شده رو جمع میکنن و داخل گالون می‌ریزند و گالونهای پر شده رو به مدت ۳الی۴ روز زیر تابش مسقیم نور خورشید قرار می‌دهند و با چوب درخت خرما هر روز انبه‌های داخل گالون رو به هم می‌زنند و مخلوط میکنن تا کاملاً نرم بشن و روغن و سیر و نمک رو مخلوط میکنن و داغ میکنن وبعد از داغ شدن روغن اجازه می‌دهند روغن کمی سرد شود بعد از سرد شدن روغن رو به داخل گالون میریزن و سیر کامل و حیه‌ای نیز به ان اضافه می‌کنند وسپس فلفل قرمز و فلفل سیاه و زیره و دارچین آسیاب می کنن و داخل گالون می‌ریزند. هَرّام نوع جدید (آناناسی):در این نوع که به ترشی آناناسی شهرت دارد. هم پوست انبه رو میگیرن و هم هستهٔ انبه رو جدا میکنن و انبه رو تکه‌تکه میکنن و نمک و زردچوبه میزنن و آن را داخل صافی میریزن و زیر تابش نور خورشیدقرار می‌دهند تا آبش گرفته بشه بعد از آینکه کاملاً آبش گرفته شد اون انبه‌ها رو جمع میکنن و داخل ظرف بزرگی میریزن. مصالح چتنی و فلفل قرمز و رو بهش اضافه میکنن و کمی روغن مایع و سرکه نیز به به انبه‌ها اضافه میکنن به طوری که میزان سرکه از روغنها بیشتر باشد و آن را با ملاقه بهم می‌زنند و می‌چرخانند و داخل گالون می‌ریزند.

موسیقی سنتی[ویرایش]

سازهای مختص این استان عبارتند از دونلی و قیچک و دهل و سوروز و تمبورگ و بنجو

تقسیمات کشوری[ویرایش]

این استان براساس آخرین تغییرات شامل ۱۸ شهرستان است: ایرانشهر - چابهار - خاش - دلگان (به مرکزیت گلمورتی) - زابل - زابلی - زاهدان - زهک - سراوان - سرباز (به مرکزیت راسک) - سیب سوران (به مرکزیت سوران) - قصرقند - کنارک - هیرمند (به مرکزیت دوست محمد) -و نیک شهر- میرجاوه - نیمروز - هامون

همچنین این استان پهناور از ۴۳بخش و ۳۶ شهر تشکیل گردیده‌است. بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان زاهدان با بیش از ۵۶۷ هزار نفر جمعیت می‌باشد و کم جمعیت‌ترین شهر این استان شهر کوچک سرباز است که فقط ۱۰۴۷ نفر جمعیت دارد.

در سال ۱۳۷۸ خورشیدی ۹۹ درصد شهرهای سیستان و بلوچستان از شبکه لوله‌کشی و آب آشامیدنی سالم بهره‌ند بودند.[۲۱]

کشاورزی و دامپروری[ویرایش]

تاکستان انگور در بلوچستان
درختان انار بلوچستان

سیستان و بلوچستان با گستره‌ای افزون بر هفت میلیون هکتار آب و هوایی متغیر از گرم و خشک تا معتدل سرد و کوهستانی دارد. ۴۰۰ هزار هکتار از زمینهای استان قابل کشت بوده و آب مورد نیاز نیز از ۱۱ هزار و ۳۰۰ منبع آبی شامل چاه، قنات، چشمه و رودخانه‌های هیرمند، سرباز لادیز و بمپور تامین می‌شود. سه میلیون و ۴۰۰ واحد دامی در این استان وجود دارد.

۳۰۰ کیلومتر نوار ساحلی دریای عمان و راه‌یابی به آب‌های آزاد، دریاچه هامون، چاه نیمهها و هفت هزار و ۸۰۰ منبع آبی داخلی ظرفیت‌های آبی این استان هستند.

این استان چهار کارخانه تولید شیر پاستوریزه و فراورده‌های لبنی، ۳۴ مرکز جمع‌آوری شیر روستایی و دو مجتمع بزرگ پرورش گاو شیری با ظرفیت ۱۲ هزار راس گاو دارد. تولید انواع خرما در این استان سالانه ۱۶۷ هزار تن است که ارزش اقتصادی آن ۲۱۸ میلیارد ریال می‌باشد.

بزرگ‌ترین پایگاه تولید نهال میوه‌های گرمسیری جنوب شرق ایران نیز در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد که با تأمین نیاز داخلی استان به ۹ استان دیگر کشور نیز نهال صادر می‌شود. «خرما، موز، مرکبات، انبه، پاپایا، گوآوا، چیکو، پسته و انگور یاقوتی» از جمله میوه‌های گرمسیری و نیمه گرمسیری سیستان و بلوچستان است.[۲۲]

اوضاع اقتصادی[ویرایش]

سیستان و بلوچستان از جهت رشد و توسعه اقتصادی از مناطق در حال توسعه کشور است. زراعت اشکال متعددی دارد و صنعت آبی آن وابسته به رود هیرمند است. صنایع موجود در استان به دو دسته صنایع ماشینی و دستی تقسیم می‌شوند که صنایع ماشینی استان عبارتند از صنایع غذایی، نساجی، پوشاک و صنایع شیمیایی و کارگاههای فلزکاری، ریخته‌گری، ساخت لوازم خانگی و تانکرسازی. معادن این استان عبارتند از معادن مس، کرومیت، منگنز، سنگ مرمر. سنگ آهک و غیره.

به دلیل همسایه بودن سیستان و بلوچستان با پاکستان و افغانستان و همچنین وجود تنها بندر اقیانوسی ایران (چابهار) در آنجا، این استان از ظرفیت بالایی برای پیشرفت برخوردار است.

زمین‌لرزه سراوان سال ۱۳۹۲[ویرایش]

در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۷٫۵ ریشتر منطقه سراوان در استان سیستان و بلوچستان را لرزاند؛ که شدت آن به قدری بود که کشورهای همسایه پاکستان و امارات را لرزاندکه این زمین لرزه خسارات زیادی به بار نیاورده است.[۲۳]

فرودگاه[ویرایش]

فرودگاه‌های زاهدان، چابهار و ایرانشهرو زابل وسراوان

سدها[ویرایش]

[۲۴]

سدهای بهره‌برداری شده[ویرایش]

سدهای در دست ساخت[ویرایش]

سد بزرگ شهری کور در آخرین نقطه مرزی چند سالی هست که در دست ساخت است حفاری این سد را شرکت خاک و سنگ انجام داد عملیات حفاری و ژئو تکنیک و آزمایش‌های صحرائی و آزمایش‌های مکانیکی خاک و سنگ به مدت سه سال به طول انجامید که در نوع خود بی نظیر هست و نشان می‌دهد که این سد براحتی بتواند از ورود آبهای آزاد جنوب شرقی به کشور پاکستان جلوگیری کند این سد در انتهای دهستان مرزی ایرافشان در حال احداث است و آنطور که کارشناسان آب منطقه‌ای سیستان و بلوچستان در نظر گرفته‌اند از به هدر رفتن آبهای سطحی جلوگیری می‌کند و آبهای ذخیره شده این سد بتواند در مرحله اول به نفع مردم ایرافشان و توابع باشد و در بحران بی آبی کمکی بزرگ به این استان خواهد کرد. جاده دسترسی به آن حدود یکسال قبل توسط شرکت راهسازی صنعت بلوچ ساخته شد که بار دیگر رزومه خود را درخشان تر کرد این راهها در کوه‌های سر به فلک کشیده ساخته شد که همه این‌ها نشان می‌دهد که آب منطقه‌ای فکرهای بزرگی در سر دارد تا هر چه زودتر این سد را احداث کند.

چندی پیش شرکت بزرگ دی بار دیگر شانس خود را امتحان کرد و قرعه به نامش افتاد تا در یکی از مناطق کوهستانی و صعب العبور بلوچستان سدی احداث کند که چند سال پیش شرکت خاک سنگ آنجا لنگر انداخته بود و حالا نوبت یکی از عضله‌های قدرتمند سد سازی و تونل سازی ایران است تا قدرت خود را نشان دهد ولی تیرش به سنگ خورد و بعد از تجهیز کارگاه دولت با کمبود شدید بودجه مواجه شد و این شرکت را مجبور کرد تا عملیات تجهیز کارگاه را رها کند به پایتخت کوچ کند و عملیات سد سازی را زمانی از سر بگیرد که صورت وضعیت میلیاردی این شرکت پاس شود. آن‌طور که معلوم هست همه پروژه‌های بزرگ با کمبود شدید بودجه مواجه هستند و کارگاه‌ها تعطیل هستند تا دولت نیم نظری در بودجه ۹۴ به اینها بیندازد و دوباره استارت اینها زده شود در صورت ادامه کار این صفحه به روز می‌شود.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «جدول عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری بهار ۱۳۸۸». پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت کشور. بازبینی‌شده در ۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰. 
  2. پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران-آمار سال ۱۳۹۰
  3. کتاب توانمندی‌های تولیدی-صادراتی استان سیستان و بلوچستان، وزارت بازرگانی. (ص ۱۰)
  4. راهنمای سرمایه‌گذاری استان سیستان و بلوچستان (صص ۲۳ تا ۲۵)
  5. کتاب توانمندی‌های تولیدی-صادراتی استان سیستان و بلوچستان، وزارت بازرگانی. (ص ۱۳)
  6. کتاب توانمندی‌های تولیدی-صادراتی استان سیستان و بلوچستان، وزارت بازرگانی. (ص ۱۸)
  7. درگاه ملی آمار> خانه> اطلاعات استانی
  8. بهاری، محمدرضا. زبانشناسی عملی، بررسی گویش مردم سیستان. زاهدان، ناشر: مؤلف، ۱۳۷۸، ص ۱۲.
  9. محمدی خمک، جواد. واژه نامه سکزی. تهران. سروش، ۱۳۷۹، ص ۱۱.
  10. فرهنگ معین، ج ۵، زیر عنوان «سیستانی».
  11. محمدی خمک، جواد، مقاله «گویش سیستانی در ترجمه قرآن قدس» در ماتیکان سیستان، مجموعه مقالات سیستانی، مشهد، واژیران، ۱۳۷۸، ص ۴۷۱.
  12. بهار، محمدتقی، سبک شناسی. ج ۱، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۵، ص ۲۹.
  13. سیستانی، محمداعظم. مقاله «سرود آتشکده کرکوی یا قدیمیترین شعر در لهجه محلی سیستان» در ماتیکان سیستان، مجموعه مقالات سیستان شناسی. مشهد، واژیران، ۱۳۷۸، ص ۳۹۴.
  14. برجسته دلفروز، بهروز. واژه نامه ریشه شناسانه و تطبیقی گویش سیستانی. پایان‌نامه فوق لیسانس. دانشگاه شیراز، ۱۳۷۲.
  15. خلف تبریزی، محمد حسین. برهان قاطع، به اهتمام محمد معین. تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲(چاپ پنجم)، ص ۳۰.
  16. http://www.iranstb.com/forum/sistani-rasmolkhat-t551.html
  17. عمرانی، غلامرضا. گویش سیستان، حوزه مرکزی شهر زابل. ج ۱، تهران:هنر رسانه اردیبهشت، ۱۳۸۷، ص ۳۳۰ تا ۳۴۶.
  18. «۱۱ منطقه حفاظت شده جانوری و گیاهی در سیستان و بلوچستان». بازبینی‌شده در ۲۹ دی ۱۳۹۳. 
  19. جغرافیایی تاریخی سیستان: سفر با سفرنامه‌ها، حسن احمدی کرویق، ۱۳۷۸
  20. ۲۸۷۸۴۹۰ شماره کتابشناسی ملی طرح بررسی و سنجش شاخص‌های فرهنگ عمومی کشور (شاخص‌های غیرثبتی){گزارش}:استان سیستان وبلوچستان/به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور؛ مدیر طرح و مسئول سیاست گذاری:منصور واعظی؛ اجرا:شرکت پژوهشگران خبره پارس -شابک:۹-۵۱-۶۶۲۷-۶۰۰-۹۷۸ *وضعیت نشر:تهران-مؤسسه انتشارات کتاب نشر ۱۳۹۱ *وضعیت ظاهری:۲۹۴ ص:جدول (بخش رنگی)، نمودار (بخش رنگی)
  21. ایرنا، کد خبر: ۳۳۲۷۸۰ زمان مخابره: ۱۳/۱۱/۱۳۸۷. بازدید: فوریه ۲۰۰۹.
  22. داده‌های بخش کشاورزی و دام‌داری بر پایهٔ: ایرنا، کد خبر: ۳۳۲۷۳۸ زمان مخابره: ۱۳/۱۱/۱۳۸۷. بازدید: فوریه ۲۰۰۹.
  23. آفتاب‌نیوز
  24. http://daminfo.wrm.ir/fa/tabularview?rnd=98289

جغرافیایی تاریخی سیستان: سفر با سفرنامه‌ها، حسن احمدی کرویق، ۱۳۷۸

پیوند به بیرون[ویرایش]