فر کیانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
طرح فر کیانی زرکوب
سکه وادفَرَداد یکم فرترکه پارسه مربوط به سده ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح. فر کیانی بر روی آتشکده زرتشت نمایان است
نماد فر کیانی کنده‌کاری شده در تخت جمشید پارس
نماد ملی تخت پادشاهی ایران. این نماد پس از شکست پادشاهی ساسانی از اعراب، در سنگ‌نبشته‌ای بکار نرفت.
کنده کاری نماد فر کیانی داریوش هخامنشی در بیستون، کرمانشاه
فر کیانی بیستون و کنده‌کاری خط میخی در کرمانشاه به سال ۵۲۰ پیش از میلاد مسیح

نماد فر کیانی (که اشتباهاً به نماد فَرَوَهر مشهور است)[۱] نشان پیکر بالداری است. این پیکر در دیدگاه بعضی باستان‌شناسان و ایران‌شناسان به اشتباه نماد اهورامزدا معرفی شده‌است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه، و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فر کیانی اقتباسی از آن است. فر کیانی، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به قرن نوزدهم میلادی برمی‌گردد و مدرکی دال بر این که این نماد وابسته به دین زرتشتی باشد وجود ندارد. دانشمندان همواره در مورد نماد فر کیانی اختلاف نظر داشته‌اند. بعضی انگشت‌شمار از نوشته‌های علمی، این نماد را اهورامزدا می‌دانند که اشتباه به نظر می‌رسد. زیرا اهورامزدا نه مذکر است و نه مؤنث. دراصل خداوند موجود زمینی نیست که جنسیت داشته باشد. همچنین دست نیایش را به درگاه خداوند بلند کرده‌است؛ مدرکی دال بر این‌که تصویر پیامبر زرتشت باشد هم وجود ندارد.[۲] از آنجایی که پیامبر زرتشت پارچه‌ای به سر می‌بسته و تاج پادشاهی بر سر نداشت این احتمال کمرنگ می‌شود. زیرا پیکری که در میان بال‌های شاهین مشاهده می‌شود، تاج پادشاهی بر سر دارد؛ بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که این پیکر، پیامبر زرتشت نیست. زیرا دارای تاج و جامه پادشاهی است و گردی پیمان (حلقهٔ پیمان به کشور) را به دست گرفته‌است. در دیرباز گردی پیمان همانند تاج، عصا و بازوبند پادشاهی از ابزارهای پادشاهان ایران محسوب می‌شده‌است. بسیاری دیگر فر کیانی را نماد فر پادشاهی می‌دانند که مستند و معقول است. تصویر انسان در میان بال‌های شاهین، هویت بخصوصی ندارد و به تمام پادشاهان ایران اطلاق می‌شود که این نماد را برای بیان هویت ایرانی خود بکار برده و در سنگ‌نبشته‌ها کنده‌کاری کرده‌اند؛ بنابراین می‌توان به این نتیجه رسید که این پیکر، در واقع نماد فر پادشاهی ایران است. اما زرتشتیان زمان هخامنشی این نماد را بر بالای آتشکده‌های خود نصب می‌کردند و آن را مقدس و نماد نژاد خود می‌دانستند. در سکهٔ یافت شده مربوط به پیش از دوره اشکانیان و سده سوم پیش از میلاد مسیح، وادفَرَداد یکم، فرترکه پارس درحالی در مقابل آتشکده زرتشتی و درفش کاویانی در حال نیایش است که در بالای آتشکده، نماد فر کیانی به وضوح مشخص است؛ ولی درمجموع بنا بر سکه‌های یافته شده و کتیبه‌های باستانی پیش از اسلام، قطعی است که فر کیانی نماد هویت ایرانی بوده و در طرف مقابل دارِ مهر (جام آتش) به عنوان نماد مزدیسنا محسوب می‌شده‌است.

علیرضا شاهپور شهبازی باستان‌شناس ایرانی در کتاب راهنمای مستند تخت جمشید این نماد را فر کیانی (شکوه خسروانی) معرفی می‌کند و نام فَرَوَهَر را نامی غلط برمی‌شمرد که به اشتباه رایج شده‌است.[۱]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

هارولد بیلی، زبان‌شناسی زبان‌های ایرانی ریشهٔ این واژه را از ریشهٔ ایرانی var- (پوشش، محافظت) و fra- (پس راندن) می‌داند و معنی اصلی اولیه واژهٔ فروهر را «دلاوریِ حفاظت‌کننده» عنوان می‌کند.[۳]

این واژه به ترتیب قدمت، در زبان پارسی باستان فْـرَوَرتی (𐎳𐎼𐎺𐎼𐎫𐎡(؟) fravarti)، در زبان اوستایی فْـرَوَشی (fravashi)، و در پارسی میانه (زبان پهلوی) فْـرَوَهْـر (fravahr) خوانده می‌شود.

در پارسی میانه شکل‌های دیگر این واژه به این‌صورت کاربرد داشته‌است:[۳]

fraward, frawahr, frōhar, frawaš, frawaxš

تاریخچه[ویرایش]

نماد فر کیانی در آتشکده یزد

نخستین نماد فر کیانی، یک الگوبرداری از صنایع‌دستی مصری بوده که ایزیس و حوروس نامیده می‌شدند. تمامی امپراتوریهایی که به مصر دسترسی داشتند، این نماد را از کشور مصر باستان که صنایع‌دستی نیرومندی داشته، الگوبرداری کردند و با طراحی معکوس، نمادها را برای خود شخصی‌سازی کرده‌اند. در طول تاریخ، امپراتوری‌های بابل نو و هخامنشی و آشور و اسرائیل باستان و خلافت راشدین به این صنایع دست یافتند که تنها دو امپراتوری آشور و ایران اقدام به طراحی معکوس آن نمودند. هنر آشوری، این نماد بالدار را با حمایت الهی شاه و مردمش مرتبط می‌داند که به‌نوعی می‌تواند نماد شاهنشاهی باشد. این نماد هم با پیکر انسانی و هم بدون پیکر انسانی دیده می‌شود. بدون پیکر انسانی، نماد خورشید و با پیکر انسانی، نماد آشور، ایزد آشوریان است و در بسیاری از کنده‌کاری‌ها و مُهرهای آشور نیز به چشم می‌خورد.[۴]
در ایران تا اوایل قرن بیستم میلادی، نماد فر کیانی تنها یک اثر باستانی به‌شمار می‌آمد. در سال‌های ۱۹۲۰ میلادی، یک تاریخ‌دان زرتشتی به نام جی.ام. اونوالا در مقاله‌های خود، فر کیانی را به اشتباه فروهر نامید و در اشتباهی دیگر، آن را نماد «فره‌وشی» یعنی روح نگارندهٔ تعالیم زرتشتی معرفی کرد. با انتشار این مقاله‌ها، زرتشتیان هندی که همچنان خود را با هویت پارسیان می‌شناسند آن را از میراث باستانی ایرانی‌شان قلمداد کردند و استفاده از پیکر بالدار تخت جمشید، به دلیل اهمیت مذهبی و ملّی، به عنوان نماد زرتشت، از آنجا آغاز شد.
در سال ۱۹۲۸ میلادی، دانشمند اوستاشناس ایرانی‌تبار هندی، ایراک تاراپوروالا، مقاله‌ای منتشر کرد، مبنی بر این‌که پیکر بالدار، اهورامزدا یا فره‌وشی نیست، بلکه «خورنه» (فرّ پادشاهی) است. در نخستین دهه‌های قرن بیستم، نگارهٔ فروهر وارد آتشکده‌ها، زیورآلات و نشان انتشاراتی زرتشتی شد و بعد از چند دهه، به استاندارد و اعتقاد باستانی زرتشتی تبدیل شد.[۵] این نماد با دین مزدیسنا بی‌ارتباط است و تنها نشانهٔ هویت پادشاهی کشور ایران به‌شمار می‌رود. یگانه نماد مزدیسنا، دار مهر نام دارد که یک جام آتش یا آتشدان فلزی است.

نگارخانه[ویرایش]

نماد فر کیانی کنده‌کاری شده در پاسارگاد

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ علیرضا شاهپور شهبازی (۱۳۸۴راهنمای مستند تخت جمشید، به کوشش بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.، تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ص. ۱۸۷، شابک ۹۶۴-۹۱۹۶۰-۶-۴
  2. زرین پوش، فرزانه (پاییز ۱۳۸۴)، «فروهر نگارهٔ بالدار زرتشتیان»، مجلهٔ رشد آموزش تاریخ (۲۰)، ص. ۲۱–۲۲
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ دانشنامهٔ ایرانیکا سرواژهٔ FRAVAŠI[پیوند مرده]
  4. زرین پوش، فرزانه (پاییز ۱۳۸۴)، «فروهر نگارهٔ بالدار زرتشتیان»، مجلهٔ رشد آموزش تاریخ (۲۰)، ص. ۲۱
  5. زرین پوش، فرزانه (پاییز ۱۳۸۴)، «فروهر نگارهٔ بالدار زرتشتیان»، مجلهٔ رشد آموزش تاریخ (۲۰)، ص. ۲۲

Faravahar study and articles