فلسفه مدرسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فلسفه مَدرَسی یا اسکولاستیسم روشی از تفکر انتقادی است که توسط دانشگاهیان سده‌های میانه از حدود ۱۱۰۰ (میلادی) تا ۱۵۰۰ (میلادی) در اروپا تدریس می‌شد. این اصطلاح همچنین اشاره دارد به برنامه به‌کارگیری این روش در تبیین و دفاع از جزم‌گرایی در فضایی که کثرت‌گرایی در حال رشد بود.

معنی اسکولاستیک[ویرایش]

اسکولاستیک به معنای حکمت مدرسی است. ریشه کلمه اسپانیولی است و از کلمه اسکولا به معنای مدرسه گرفته شده‌است.

مفهوم مکتب مدرسی[ویرایش]

این مکتب در دوره تسلط کلیسا بر جامعه اروپایی رشد چمشگیری داشت. در واقع نفوذ کلیسا در آموزش را نشان می‌دهد مثلاً در مورد چرخش خورشید بر دور زمین یا بسط تئوری ارسطویی نقش به‌سزایی داشت. افکار کلیسا به نحو دلخواه از تسلط بر آموزش و پرورش گسترش پیدا می‌کرد که دخالت گسترده دین در سیاست را نشان می‌داد، یعنی پایه تفکرات جامعه اروپا مذهبی بود. توماس آکوییناس قدیس را از ستیغ‌های فلسفه مدرسی می‌شناسند. فلسفه مدرسی در اروپا را می‌توان متناظر با مشاییان در میان مسلمانان دانست. اگرچه ترجمه آثار فارابی و بوعلی سینا از عربی به لاتین، موجب رونق فلسفه مدرسی در اروپا شد و بزرگانی چون توماس آکوییناس این مکتب را به اوج رساندند، اما از دیگر سو می‌توان برخی چون ویلیام اکام را زیر تاثیر غزالی دانست، که به انتقاد از آکویناس و مدرسیان برخاستند.

فلسفه مدرسی فلسفه‌ای بود، که اهل کلیسا به زبان لاتین و در مدارسی می‌آموختند و می‌آموزاندند، که زیر نظر کلیسای کاتولیک و دستگاه پاپی اداره می‌شد. از این رو نه غیر اهل مدرسه خبری از آن داشتند و نه جز قیل و قال مدرسه سخنی در آن بود. اگرچه بی‌گمان این فلسفه پاسخ‌گوی مسائل روزگار خودش بود، اما در پایان سده‌های میانه و به سرآمدن روزگار فئودالیسم در اروپا، چندان که همزمان با نوزایش و نهضت اصلاح دین جامعه تغییر می‌کرد و طبقه‌ای از بازرگانان در میان طبقات پیشین جایی برای خود می‌یافت، هم موضوعات و مسائل تازه‌ای پدید آمد و هم آثار فلسفی خوانندگان و مخاطبان تازه‌ای پیدا شد، که نه اهل مدرسه بودند، نه با زبان لاتین آشنا بودند. از این رو همگام با نوزایش فلسفه مدرسی رفته‌رفته میدان اندیشه را به فلسفه‌های نوین داد، اگرچه گذشته از رواج کمابیش در میان پیروان وفادار ش، اثری آشکار بر فلسفه‌های پس از خود گذاشت.[۱]

اسکولاستیک اسلامی[ویرایش]

با گسترش اسلام و نفوذ این دین در سیاست تفکرات دینی در نظام آموزشی کشورهای مسلمان مورد توجه قرار گرفت تا جایی که پطروشفسکی در کتاب اسلام در ایران در فصل جداگانه‌ای به این موضوع با نام اسکولاستیک اسلامی پرداخته‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فردریک کاپلستن. «فصل نخست، دکارت (۱)». در تاریخ فلسفه، جلد چهارم. ترجمهٔ غلام‌رضا اعوانی. انتشارات علمی فرهنگی.