پرش به محتوا

تفکر قالبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تفکر قالبی،[۱][۲][۳]افکار قالبی،[۴] تصور قالبی، تفکر کلیشه‌ای یا نگرش کلیشه‌ای[۵][۶] (به انگلیسی: stereotype) به یک نظر ازپیش تشکیل‌شده در ذهن جمعی گروه‌هایی از جامعه اشاره دارد، که مانع قضاوت و شناخت منطقی افراد نسبت به دیگران شده و ویژگی‌های خاصی را به همهٔ اعضای یک گروه دیگر یا مجموعه‌ای متفاوت نسبت می‌دهد. این امر سبب می‌شود که افراد بر پایهٔ اطلاعاتی ناچیز و تصورهای کلیشه‌ای خود که غالباً برگرفته از جامعه یا رسانه‌ها است، بدون آنکه شناخت کافی از دیگران داشته‌باشند، نسبت به آن‌ها قضاوت کنند.

این لغت اگر در معنی منفی آن به کار رود، فرضی ساده‌انگارانه، اغراق‌شده و تحقیرآمیز را به اعضای یک گروه به دلیل عضویت در آن گروه نسبت می‌دهد. کلیشه‌ها احترام یا مشروعیت را از اشخاص به دلیل تعلّق‌شان به آن گروه می‌گیرند یا برعکس، کلیشهٔ مثبت احترام، ارزش و محبوبیتی غیرواقعی و بر پایه‌ای غیرمنطقی برای عده‌ای بدون دلیل خاصی به وجود می‌آورند. به عنوان مثال، قضاوت دربارهٔ افراد بر پایهٔ نوع لباس آن‌ها یا شکل ظاهری آنها.

جوئل شارون در کتاب «ده پرسش از دیدگاه جامعه‌شناسی»، تصور قالبی را این‌گونه تعریف می‌کند: «تصورات قالبی نگرش‌های بیش از حد ساده‌شده و مبالغه‌شده واقعیت هستند. آن‌ها به‌ویژه برای افرادی جذابیت دارند که به قضاوت ارزشی دربارهٔ دیگران می‌پردازند و کسانی را که متفاوت با خودشان هستند، زود محکوم می‌کنند…». وی به‌طور کلی شش ویژگی را برای تصور قالبی برمی‌شمارد: ۱. تصور قالبی نقادانه است. ۲. تصور قالبی معمولاً طبقه‌بندی مطلقی است. ۲. تصور قالبی نوعی طبقه‌بندی است که همهٔ طبقه‌بندی‌های دیگر را در ذهن مشاهده‌گر تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. ۴. تصور قالبی با پیدایش شواهد و مدارک جدید تغییر نمی‌کند. ۵. تصور قالبی اصولاً به گونه‌ای دقیق ایجاد نمی‌شود. ۶. تصور قالبی مانع جستجو برای درک دلیل تفاوت انسان‌ها با یکدیگر می‌شود.

واژه استریوتایپ، از ترکیب واژهٔ «استریو» ی یونانی به معنی «سخت، مستحکم، تغییرناپذیر» و کلمهٔ «تایپ» یونانی به معنی «تأثیر» می‌باشد. در نتیجه، کلمهٔ استریوتایپ به معنی تأثیر تغییرناپذیر (تأثیر مستحکم) می‌باشد.

فرایند شکل‌گیری و شیوهٔ عملکرد

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تقابل روابط درون‌گروهی و برون‌گروهی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

طبق یکی از تعاریف کلیشه، برای شکل‌گیری کلیشه دو نوع نگرش لازم است، وجود یک دیدگاه و طرز فکر درون‌گروهی و دیگری وجود یک دیدگاه و روش برون‌گروهی.

بدین ترتیب در ذهن هرکس، افراد گروهی که وی در آن قرار دارد، افرادی طبیعی و برتر به نظر می‌رسند و گروه او گروهی به نظر می‌رسد که دیگران تمایل دارند در آن عضو باشند و باقی افراد، افراد بیرون گروه او هستند که پست‌تر و پایین‌تر از افراد هم‌گروه هستند.

تأثیر ضمیر خودآگاه بر ناخودآگاه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

دیدگاه دومی که در زمینهٔ طرز شکل‌گیری کلیشه‌ها وجود دارد، نقش ناخودآگاه را در این مورد پررنگ می‌داند. برطبق این نظریه کلیشه‌ها به‌طور کامل توسط ناخودآگاه انسان شکل می‌گیرند، بدین ترتیب که انسان‌ها در خودآگاه با افکار متفاوتی روبه‌رو می‌شوند، اگر این افکار به‌طور مداومی تکرار شوند، رفته‌رفته این طرز تفکرها از ضمیر خودآگاه فرد به ضمیر ناخودآگاه او منتقل می‌شوند. ضمیر ناخودآگاه نیز با توجه به تأثیرپذیری که از خودآگاه گرفته است در ملاقات‌ها با دیگر افراد برای آنکه هرچه سریع‌تر بتواند به قضاوتی از طرف مقابل دست‌یابد. بر پایهٔ تفکرات پیشین فرد نسبت به دیگران قضاوت سریع‌تری را ارائه می‌دهد، همهٔ این مراحل بدون آنکه فرد متوجه شود، در ذهن او شکل می‌گیرند.[۷]

تهدید کلیشه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
تأثیر تهدید کلیشه بر نتیجهٔ امتحان ریاضیات دختران و پسران. اطلاعات برگرفته از اوس‌بورن ۲۰۰۷.[۸]

تهدید کلیشه یا تهدید تفکر قالبی، اضطرابی است که فرد تجربه می‌کند، وقتی ممکن است به خاطر تعلقش به یک گروه اجتماعی خاص با کلیشه‌هایی منفی قضاوت شود.[۹] از زمان مطرح شدنش در مطالعات دانشگاهی، این مبحث به صورت گسترده‌ای در حوزه روان‌شناسی اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است.[۱۰] مطالعات نشان می‌دهد که اضطراب ناشی از تهدید کلیشه باعث کاهش عملکرد افرادی می‌شود که وابسته به گروه‌های کلیشه‌ای منفی هستند.[۱۱] به این صورت که اگر کلیشه‌های منفی در مورد یک گروه خاص وجود داشته باشد، اعضای آن گروه به احتمال زیاد دچار اضطراب در مورد عملکرد خود خواهند شد، و این ممکن است مانع بروز توانایی آن‌ها برای انجام کار به بهترین شکل خود شود. به عنوان مثال، تهدید کلیشه می‌تواند عملکرد فکری آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار در آزمون استدلال س.ا. ت (امتحانی برای ورودی کالج در ایالات متحده) را کاهش دهد، به این دلیل کلیشه‌ای که آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار از هوش کمتری نسبت به گروه‌های دیگر برخوردارند.[۱۲] نکته مهم این است که برای اینکه اثرات تهدید کلیشه روی شخصی گذاشته شود نیازی نیست آن شخص حتماً به آن کلیشه باور قلبی داشته باشد. نکته جالب دیگر اینکه، مکانیزم خاصی که توسط آن اضطراب (حاصل از فکر به اثر کلیشه) عملکرد را کاهش می‌دهد به وسیله تخلیه حافظه کاری شخص است، که به ویژه شامل قسمت‌های فونولوژیکال (واجی) حافظه کاری می‌شود.

راه حل چیست؟

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در مقابل تفکر قالبی، کلیدواژه دیگری قرار دارد تحت عنوان «شخصیت توسعه یافته». شخصیت توسعه یافته یک تعبیر جامعه شناختی-روانشناختی است به معنای رها شدن از تفکر قالبی و گسترش تفکر در ابعاد مختلف زندگی.

افرادی که دارای شخصیت رشدیافته هستند، فارغ از انتظارات از پیش تعیین‌شده دیگران و باورهای کلیشه ای، در عرصه‌های مختلف شرکت می‌کنند. عیار آنها در بد و خوب و مثبت و منفی امور، نه تفکرات قالبی بلکه کارکردهای عقلانی است. شخصیت توسعه یافته بیش از آنکه به دیگران بپردازد، در پی ارتقای خود است. بیش از آنکه تمرکزش بر دیگران باشد، بر خود متمرکز است. در این «خودتمرکزی» به خود انتقادی مشغول است و به‌طور کوشا به اصلاح خود همت دارد. برخلاف تفکر قالبی که «دگرمرکزی» دارد و به انتقاد از دیگری اشتغال دارد، شخصیت توسعه‌یافته از نوعی فرهنگ دموکراتیک برخوردار است یعنی انبساط ارزشی و هنجاری دارد. عیار او در ارزش‌گذاری و قضاوت‌ها، عقل خودبنیاد است و اخلاق اجتماعی. او نسبت به خطر تفکرات قالبی مطلع است.

شخصیت توسعه‌یافته، نه خود را در قالب‌های رفتاری حبس می‌کند و نه دربارهٔ دیگران قضاوت‌های قالبی انجام می‌دهد. او از رفتارهای تنگ‌نظرانه دربارهٔ دیگران پرهیز دارد و خواهان خیر عمومی است. دائم در حال کوشش برای بهبود کیفیت زندگی خویش و دیگران است. دارای هدف مشخصی می‌باشد و نگاهش به زندگی تکاملی است. بر همین اساس حوزه‌های مختلف شناختی را تجربه می‌کنند.

از این حیث جامعهٔ توسعه‌یافته دارای مردمانی است با شخصیت توسعه‌یافته؛ لذا می‌توان تفکر قالبی را یک پارامتر ضدتوسعه دانست. از این حیث ضرورت دارد که همهٔ ما برای تغییر تفکرهای قالبی در جهت شخصیت توسعه‌یافته اقدام کنیم.[۱۳]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. ↑ «تفکر قالبی» [آینده‌پژوهی] هم‌ارزِ «Stereotyping» (انگلیسی)؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر سیزدهم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (ذیل سرواژهٔ Stereotyping){{cite book}}: نگهداری یادکرد:پی‌نوشت (رده)
  2. ↑ واثق، معلاه. «تفکر قالبی دربارهٔ جنسیت و کم‌نمایی شخصیت زنان در کتاب عکس‌دار کودکان». زبان‌شناسی اجتماعی. ۲ (۴): ۵۵–۶۶.
  3. ↑ کیانپور، مسعود؛ لیدا ناصری. «تحلیل مضمون تفکرات قالبی نسبت به قومیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه اصفهان)». جامعه‌شناسی کاربردی. ۲۶ (۲).
  4. ↑ «بررسی رابطه افکار قالبی جنسی و صمیمیت زناشویی در زنان متاهل». ۱۳۹۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. ↑ خانی، علیرضا؛ علیرضا محسنی تبریزی. «تحلیل جامعه‌شناختی نگرش‌های کلیشه‌ای و پیش‌داوری در میان اقوام ایرانی». نام انسان‌شناسی. ۲۰ (۳۷): ۶۹–۹۳.
  6. ↑ «نگرش کلیشه‌ای یا استریوتایپ چیست؟». ۲۷ دی ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. ↑ «کلیشه چیه و باید باهاش چیکار کرد؟».
  8. ↑ Osborne, Jason W. (2007). "Linking Stereotype Threat and Anxiety". Educational Psychology. 27 (1): 135–154. doi:10.1080/01443410601069929.
  9. ↑ Gilovich, Thomas; Keltner, Dacher; Nisbett, Richard E. (2006). Social psychology. W.W. Norton. pp. 467–468. ISBN 978-0-393-97875-9.
  10. ↑ Schmader, Toni; Johns, Michael; Forbes, Chad (2008). "An integrated process model of stereotype threat effects on performance". Psychological Review 115 (2): 336–356. doi:10.1037/0033-295X.115.2.336. ISSN 1939-1471. PMC 2570773. PMID 18426293.
  11. ↑ Steele, Claude M. (1997). "A threat in the air: How stereotypes shape intellectual identity and performance". American Psychologist 52 (6): 613–629. doi:10.1037/0003-066X.52.6.613. ISSN 0003-066X. PMID 9174398.
  12. ↑ Steele, Claude M. ; Aronson, Joshua (1995). "Stereotype threat and the intellectual test performance of African Americans". Journal of Personality and Social Psychology 69 (5): 797–811. doi:10.1037/0022-3514.69.5.797. ISSN 0022-3514. PMID 7473032.
  13. ↑ عباس نعیمی جورشری. «تفکرات قالبی و شخصیت توسعه یافته». انگاره.