هوش‌های جمعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

هوشهای جمعی که با علامت اختصاری CI نشان داده می‌شود، دربرگیرنده ان دسته از استعدادهاست که در اثر تلاشهای پیوسته و مکررو رقابت افراد |پدیدار می‌گردد و در تصمیم گیریهای جمعی خود را نشان می‌دهد. این اصطلاح در جامعه‌شناسی ،علوم سیاسی، پیکرشناسی و ارزشیابی‌های علمی هم طراز به چشم می‌خورد وممکن است شامل اتفاق ارا، روابط کاری و اجتماعی افراد، رای‌گیری‌ها، رسانه‌های اجتماعی و دیگر ابزار ارزیابی فعالیتهای گروهی باشد. در مقابل هوش جمعی که با علامت اختصاری IQ نشان داده می‌شود، معیاری برای سنجش هوش جمعی است هرچندکه اغلب هردواین کلمات اختصاری به جای هوش جمعی به کار می‌روند.[۱]:۶۳

هوش جمعی محصول مشترکی از عواملی نظیر:

  1. اطلاعات علمی
  2. نرم‌افزار –سخت افزارو
  3. متخصصان برجسته ای که دارای دیدگاه‌های نوین و صاحب اختیار هستند می‌باشد، لذا می‌توان پی برد که با بهره‌وری از بازخورد به دست آمده در ارایه به موقع دانش، عملکرد بهتری نسبت به تک تک سه عامل ذکر شده دارد. یا دقیق تر بگوییم این پدیده مابین انسانها و روشهای پردازش اطلاعات قرار دارد. نورمن لی جانسون به چنین تصوری از هوش جمعی با کلمه هوش هم زیست گرایی (سیمبیوتیک) اشاره می‌کند. عبارتی که در جامعه‌شناسی. تجارت. علوم کامپیوتری. ارتباطات جمعی و همچنین داستانهای علمی تخیلی به کار می‌رود. پیر لوی در تعریف خود بیان می‌کند که هوش جمعی در کل جهان توزیع شده و دایماً در حال ارتقا، است و با زمان هماهنگی دارد و در انسجام مهارت‌های دیگر مؤثر می‌باشد. آنچه که من به عنوان یک خصوصیت اجتناب پذیر به این تعریف اضافه می‌کنم این است که مبنا وهدف هوش جمعی یک تشخیص دوطرفه است و بیشتر به غنی سازی انفرادی دلالت دارد تا به ماهیت بخشیدن بدون منطق به جوامع. بنا به گفته محققانی از قبیل پیر لوی و دریک د کرچف، هوش جمعی به قابلیت شبکه ای ای سی تی اس (فناوری ارتباطی اطلاعات) اشاره می‌کند تا طیف جندگانه ای از دانش اجتماعی را با استفاده از افزایش ارتباطات بشری به صورت همزمان ارتقا، دهد.[۲]

هوش جمعی کاملاً بر انتقال دانش و قدرت از افراد به اجتماع دلالت دارد. بنا به گفته اریک اس ریموند(۱۹۹۸) و جی سی هرز(۲۰۰۵)، چنین منبع آزادی از هوش سرانجام به تولید دستاوردی علمی منجر می‌شود که در مرحله بالاتری ازدانش خروجی ازنرم‌افزارهای شرکت‌های خصوصی قرار خواهد گرفت. (فلو۲۰۰۸). یکی از نظریه‌پردازهای رسانه ای به اسم هنری جنکینز هوش جمعی را گزینه ای در برابر قدرت رسانه ای و همگرا با فرهنگ می‌داند. وی توجه خود را معطوف می‌کند به آموزش و پرورش وبه کاربردن روشهای یادگیری فرای سیستم مرسوم. هنری جنکینز مدارسی را که دانش اموزان را ترغیب به یادگیری و حل مسایل خودمختارانه می‌کند و با استفاده از هوش جمعی در تحصیل عناد دارد را مورد انتقاد قرار می‌دهد. هم پیر اوی و هم هنری جنکینز بر این باورند که به دلیل ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ دانش محور. هوش جمعی برای تحقق دموکراسی مهم است و مشارکت نظرات جمعی را تقویت می‌کند؛ بنابراین دارای تقش به سزایی در فهم بیشتر جوامع گوناگون می‌باشد.[۳]

همانند فاکتور(g) برای هوش عمومی انفرادی درک علمی هوش جمعی به استخراج هوش جمعی کلی فاکتور(C) کمک می‌کند تا گروه‌ها توانشان را برای اجرای دامنه وسیعی ازفعالیتها نشان دهند. روشهای تعریفی، عملگرایانه و اماری مشتق از (g) هستند. به همان صورت (g) با مفهوم (IQ) مرتبط است. اندازه‌گیری هوش جمعی به این صورت را می‌توان به آی کیو(IQ) تعبیر کرد هرچند که این مقدار به خودی خود خارج قسمت این معادله نمی‌باشد.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. Ngoc Thanh Nguyen (25 July 2011). Transactions on Computational Collective Intelligence III. Springer. ISBN 978-3-642-19967-7. Retrieved 11 June 2013.
  2. Glenn, Jerome C. Chapter 5, 2008 State of the Future. The Millennium Project, Washington, DC 2008
  3. Pierre Lévy, Collective Intelligence: Mankind's Emerging World in Cyberspace, 1994, p. 13
  4. Woolley, Anita Williams; Chabris, Christopher F.; Pentland, Alex; Hashmi, Nada; Malone, Thomas W. (2010-10-29). "Evidence for a Collective Intelligence Factor in the Performance of Human Groups". Science. 330 (6004): 686–688. Bibcode:2010Sci...330..686W. doi:10.1126/science.1193147. PMID 20929725.