پرش به محتوا

همه‌خدایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

همه‌خدایی، هستی‌الهی، خداهستی‌انگاری یا پان‌تِئیسم(انگلیسی: Pantheism) خانواده‌ای متنوع از باورهای فلسفی و دینی است که هستی را با خدا یکی می‌داند. مفاهیم خداهستی‌انگارانه به هزاران سال پیش باز می‌گردند و عناصری از این دیدگاه در سنت‌های دینی گوناگون از جمله مسیحیت نیز شناسایی شده‌اند. پان‌تِئیسم به‌ویژه به این باور اشاره دارد که کلیت هستی که با نام‌های گوناگونی چون طبیعت، جهان، کیهان خوانده می‌شود یک یگانگی خودسامان‌یافته است که نیازی به آفریننده‌ای متشخص و متمایز ندارد و خداهستی‌انگاران با همان احساس احترام و تکریمی که خداباوران به خدایان خود دارند به هستی و خدا می‌نگرند.

پان‌تِئیسم را نباید با پان‌اِنتِئیسم اشتباه گرفت؛ پان‌انتئیسم بر این باور است که خدا موجودیتی برتر از جهان است که جهان از آن برمی‌خیزد.[۱][۲][۳] اما پان‌تِئیست‌ها خدای شخص‌وار یا انسان‌وار متمایز و جدا از جهان را به رسمیت نمی‌شناسند.[۴] یکی از نخستین کاربردهای اصطلاح پان‌تِئیسم به ریاضی‌دان جوزف رافسون در سال ۱۶۹۷ بازمی‌گردد.[۵][۱]

پان‌تِئیسم در فرهنگ غربی بر پایه آثار فیلسوف قرن هفدهم باروخ اسپینوزا رواج یافت.[۶] جورنو برونو، فیلسوف و کیهان‌شناس معروف به سبب موضع پان‌تئیسمی‌اش در قرن شانزدهم توسط دادگاه تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک زنده سوزانده شد.[۷]

ریشه‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

واژه Pantheism از ریشه‌های یونانی πᾶν pan به معنای «همه، تمامِ هستی» و θεός theos به معنای «خدا، الوهیت» گرفته شده است. نخستین ترکیب شناخته‌شده این دو ریشه در لاتین، در کتاب De Spatio Reali seu Ente Infinito جوزف رافسون (۱۶۹۷) دیده می‌شود،[۱] جایی که او از «pantheismus» یاد می‌کند.[۵] این واژه سپس در سال ۱۷۰۲ به انگلیسی «pantheism» ترجمه شد.

خداهستی‌انگاران بر این باورند که جهان و همه چیز در آن یک موجودیت واحد و فراگیر الهی را تشکیل می‌دهند.[۸][۹]

تعریف‌های گوناگونی از پان‌تِئیسم وجود دارد، از جمله:

  • موضعی الهیاتی و فلسفی که خداوند را با جهان یکی می‌داند یا جهان را تجلی خداوند می‌شمارد.[۱۰]
  • باور به اینکه همه چیز بخشی از خدایی فراگیر و درونی است و همه اشکال هستی را می‌توان حالتی از آن موجودیت یا عین آن دانست.[۱۱]
  • موضعی فلسفی و فارغ از دین که بر اساس آن جهان(به معنای تمامِ هستی) و خداوند یکی هستند.[۱۲]

دوران پیشامدرن

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پان‌تِئیسم «اساساً یک اصطلاح جنجالی است»، از این رو در تاریخ باستان پان‌تِئیست‌های زیادی وجود نداشت.[۱۳]

ریشه‌های اولیه تفکر پان‌تِئیستی را می‌توان در باورهای آنیمیست‌ها که اعتقاد داشتند تمامی عناصر هستی دارای روح است جستجو کرد. الهیات هلنیستی اولین اشارات مکتوب به پان‌تِئیسم را در دین یونان باستان و آیین اورفیسم ثبت کرده است؛ جایی که pan(همه چیز) با خدای آفریننده پروتوگونوس(نماد کیهان) هم ریشه دانسته می‌شود[۱۴] و هچنین با زئوس، پس از بلعیده شدن پروتوگونوس.[۱۵]

گرایش‌های پان‌تِئیستی در تعدادی از گروه‌های گنوسی وجود داشت و رد پایش در سرتاسر قرون وسطی یافت می‌شود.[۱۶] افرادی مانند اورتلیب استراسبورگ، دیوید دینانت، آمالریک بنا و مایستر اکهارت گرایشاتی به این شکل از خود نشان داده بودند.[۱۶]: pp. 620–621 

به گفته ژاکلین لاگره، اعمال رسولان ۱۷:۲۸ در کتاب مقدس مسیحیان می‌تواند پان‌تِئیستی باشد اما پان‌انتئیسم دقیق‌تر است.[۱۳] کلیسای کاتولیک دیرزمانی است که ایده‌های پان‌تِئیستی را بدعت می‌داند.[۱۷][۱۸] سباستیان فرانک یکی از نخستین پان‌تِئیست‌های مسیحی به شمار می‌رود.[۱۹] جوردانو برونو، کشیش ایتالیایی که در سال ۱۶۰۰ توسط دادگاه تفتیش عقاید رومی در آتش سوزانده شد، به عنوان پان‌تِئیستی بزرگ و شهید علم شناخته می‌شود.[۲۰][۲۱]

باروخ اسپینوزا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
باروخ اسپینوزا اغلب به عنوان فیلسوفی خداهستی‌انگار شناخته می‌شود.[۲۲]

در غرب، پان‌تِئیسم بر اساس آثار فیلسوف قرن هفدهم باروخ اسپینوزا به عنوان الاهیات و فلسفه‌ای مستقل شکل گرفت. اسپینوزا فیلسوف هلندی بود که در جامعه یهودیان سفاردی آمستردام پرورش یافت.[۲۳] او ایده‌هایی بسیار بحث‌برانگیز درباره اصالت کتاب مقدس عبری و ماهیت امر الهی داشت و در سن ۲۳ سالگی عملاً از جامعه یهودی طرد شد، زمانی که کنیسه محلی حکم حِرِم را علیه او صادر کرد.[۲۴] برخی از کتاب‌های اسپینوزا که پس از مرگ او منتشر شد، خیلی زود در فهرست کتاب‌های ممنوعه کلیسای کاتولیک قرار گرفت.[۲۵]

اسپینوزا در کتاب اخلاق که پس از مرگش منتشر شد، با دوگانه‌ی مشهور ذهن-بدن رنه دکارت مخالفت کرد.[۲۶] او را «انسانی سرمست از خدا» توصیف کرده‌اند[۲۶] و دیدگاه‌هایش بر گئورگ ویلهلم فریدریش هگل چنان تاثیری گذاشت که هگل می‌گفت: «یا اسپینوزیست هستید یا اصلاً فیلسوف نیستید.»[۲۷] اسپینوزا اکنون به عنوان یکی از بزرگ‌ترین عقل‌گرایان فلسفه قرن هفدهم[۲۸] و یکی از مهم‌ترین متفکران فلسفه غرب ستایش می‌شود.[۲۹] اگرچه اصطلاح «پانتئیسم» پس از مرگش به این مفاهیم اطلاق شد، اما او به عنوان برجسته‌ترین مدافع‌اش شناخته می‌شود.[۳۰] کتاب اخلاق او منبع اصلی گسترش پان‌تِئیسم غربی بود.

انتهای قرن هفدهم و در قرن هجدهم

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اولین کاربرد شناخته‌شده اصطلاح «پانتئیسم» به زبان لاتین «pantheismus» توسط ریاضیدان انگلیسی جوزف رافسون در اثرش De Spatio Reali seu Ente Infinito، که در سال ۱۶۹۷ منتشر شد، بود. رافسون با تمایزگذاری میان آنچه خود «پان‌هیلیست‌های ملحد»(از ریشه‌های یونانی pan «همه» و hyle «ماده») خطاب می‌کرد و پان‌تِئیست‌های اسپینوزایی که به «نوعی ذات جهانی که همه موجودات را از خویش می‌آفریند» باور دارند، آغاز می‌کند[۳۱] و حتی به پان‌تِئیسم مصریان باستان، ایرانیان، سوری‌ها، آشوریان، یونانیان، هندیان و کابالاهای یهودی اشاره می‌کند.[۳۲] در نهایت او بر این باور بود که کیهان از منظر ظرفیت درک انسان کران‌ناپذیر است و انسان‌ها هرگز قادر به درک آن نخواهند بود.[۳۳]

این اصطلاح نخستین بار در ترجمه‌ی انگلیسی اثر رافسون در سال ۱۷۰۲ به کار رفت و سه سال بعد با کتابی از جان تالند با عنوان «سوسینیانیسم واقعی، به قلم یک پان‌تِئیست» رواج یافت.[۳۴][۱۶]: pp. 617–618 

تالند تحت تأثیر هم اسپینوزا و برونو بود و این کتاب جوزف رافسون را خوانده بود و از آن با عنوان «کتاب فضای واقعی آقای رافسون نابغه» یاد می‌کرد.[۳۵] او مانند رافسون، اصطلاح‌های «پان‌تِئیست» و «اسپینوزیست» را به جای یکدیگر به کار می‌برد.[۳۶]

در سال ۱۷۲۰ تالند کتاب Pantheisticon: or The Form of Celebrating the Socratic-Society را به زبان لاتین نوشت و جامعه‌ای پان‌تِئیستی را تصویر کرد که باور داشت: «همه چیز در جهان یکی است و یک در همه چیز است... آنچه در همه چیز است خدا است، ازلی و بی‌کران، نه متولد شده و نه هرگز فانی.»[۳۷][۳۸] او ایده پان‌تِئیسم خود را در نامه‌ای به گوتفرید لایب‌نیتس در سال ۱۷۱۰ روشن‌تر ساخت. جامعه‌ای از افراد با دیدگاه پان‌تِئیستی یعنی شامل «کسانی که به هیچ موجود ازلی جز کیهان باور ندارند».[۱۶][۳۹][۴۰][۴۱]

در اواسط قرن هجدهم، الهی‌دان انگلیسی دانیل واترلند پان‌تِئیسم را چنین تعریف کرد: «این مکتب فرض می‌کند خدا و طبیعت، یا خدا و کل کیهان، یک ذات واحد هستند - یک موجود جهانی؛ به گونه‌ای که روح انسان‌ها صرفاً تغییرشکل‌های ذات الهی هستند.»[۱۶][۴۲] در اوایل قرن نوزدهم، الهی‌دان آلمانی یولیوس وگشایدر پان‌تِئیسم را به عنوان این باور تعریف کرد که خدا و جهانی که خدا برپا کرده یکی و یکسانند.[۱۶][۴۳]

بین سال‌های ۱۷۸۵ تا ۱۷۸۹، جنجالی درباره فلسفه اسپینوزا میان دو فیلسوف آلمانی یعنی فریدریش هاینریش یاکوبی(منتقد) و موسی مندلسون(مدافع) درگرفت. این رویارویی که به مجادله‌ی پان‌تِئیسم معروف است، به گسترش پان‌تِئیسم در میان بسیاری از متفکران آلمانی کمک کرد.[۴۴]

قرن نوزدهم و نفوذ فزاینده

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در آغاز قرن نوزدهم، پان‌تِئیسم دیدگاه بسیاری از نویسندگان و فیلسوفان پیشرو بود و چهره‌هایی همچون ویلیام وردزورث و ساموئل کلریج در بریتانیا؛ یوهان گوتلیب فیشته، شلینگ و هگل در آلمان؛ کنوت هامسون در نروژ؛ و والت ویتمن، رالف والدو امرسون و هنری دیوید ثورو در ایالات متحده را به خود جذب کرد. واتیکان این محبوبیت را تهدیدی فزاینده می‌دید و به همین سبب در سال ۱۸۶۴، پاپ پیوس نهم باور به این عقیده را در فهرست خطاها رسماً محکوم کرد.[۴۵]

نامه‌ای که ویلیام هرندون، شریک حقوقی آبراهام لینکلن، در سال ۱۸۸۶ نوشته بود، در سال ۲۰۱۱ در یک حراجی به قیمت ۳۰٬۰۰۰ دلار آمریکا فروخته شد.[۴۶] هرندون در این نامه درباره‌ی دیدگاه‌های الهی لینکلن می‌نویسد:

«دین آقای لینکلن برای من چنان شناخته‌شده است که حتی سایه‌ای از شک باقی نمی‌گذارد؛ او خداپرست و عقل‌گراست و هرگونه الهام یا وحی فوق‌طبیعی و استثنایی را رد می‌کند. در برهه‌ای از زندگی‌اش، حداقل می‌توان گفت، یک پان‌تئیست متعالی بود که در جاودانگی روح آن‌گونه که جهان مسیحی می‌فهمد تردید داشت. او معتقد بود روح هویت خود را از دست می‌دهد و به عنوان نیرو جاودانه می‌ماند. پس از آن به باور به خدا رسید و این تنها تغییری است که در او رخ داد.»[۴۶][۴۷]

این موضوع همچنان بحث‌برانگیز است اما محتوای نامه با رویکرد نسبتاً کم‌شور لینکلن به دین سازمان‌یافته همخوانی دارد.[۴۷]

مقایسه با باورهای غیر مسیحی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

برخی الهی‌دانان قرن نوزدهم بر این باور بودند که ادیان و فلسفه‌های پیش از مسیحیت پان‌تِئیستی هستند. آنها فکر می‌کردند پان‌تِئیسم شباهت‌هایی با فلسفه هندوی باستان یعنی ادویته و مفهوم نادوگانگی دارد.[۱۶]: pp. 618 [۴۸]

الهی‌دانان اروپایی قرن نوزدهم همچنین دین مصر باستان را دارای عناصر پان‌تِئیستی می‌دانستند و به فلسفه مصری به عنوان منبع پان‌تِئیسم یونانی اشاره می‌کردند.[۱۶]: pp. 618–620  برخی از پیشاسقراطیان مانند هراکلیتوس و آناکسیماندر و حتی رواقیون را نیز پان‌تِئیسم شناخته می‌شوند.[۴۹] در امپراتوری روم پیش از مسیحیت، رواقی‌گری یکی از سه مکتب فلسفی غالب بود، در کنار اپیکوریسم و نوافلاطونیسم.[۵۰][۵۱] تائوئیسم اولیه لائوتسه و ژوانگزی نیز گاهی پان‌تِئیستی دانسته می‌شود، هرچند بیشتر پان‌انتئیسمی به نظر میرسند.[۳۹] چئوندوئیسم، که در سلسله چوسان کره ظهور کرد و بودیسم وُن نیز پان‌تِئیستی دانسته می‌شوند.

در اواخر قرن بیستم، برخی اعلام کردند که پان‌تِئیسم الهیات زیربنایی نئوپاگانیسم است[۵۲] و پان‌تِئیست‌ها شروع به تشکیل سازمان‌هایی کردند که به‌طور خاص به پان‌تِئیسم اختصاص داشت و آن را به عنوان یک دین مجزا تبلیغ می‌کرد.[۳۹]

دیوارنگاره Luminaries of Pantheism اثر لوی پونس در ونیز، کالیفرنیا، برای پروژه بهشت

قرن بیست‌ویکم

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
آلبرت اینشتین از نگاه برخی مفسران خداهستی‌انگار دانسته می‌شود.

دوریون ساگن، فرزند کارل ساگن دانشمند و مروج علم معروف، در سال ۲۰۰۷ کتاب Dazzle Gradually: Reflections on the Nature of Nature را منتشر کرد که با مادرش لین مارگولیس نوشته بود. در فصل «حقیقت پدرم»، ساگان می‌نویسد پدرش «به خدای اسپینوزا و اینشتین باور داشت، نه خدایی در پس طبیعت، بلکه خدایی به عنوان طبیعت، معادل با آن.»[۵۳]

در سال ۲۰۰۹، پان‌تِئیسم در یک فرمان پاپی[۵۴] و بعدتر طی اعلامیه‌ای در روز اول ژانویه ۲۰۱۰[۵۵] محکوم شد.[۵۴]

در سال ۲۰۱۵، پروژه بهشت، سازمانی «مکرس به جشن گرفتن و ترویج آگاهی درباره پانتئیسم»، از نقاش دیوارنگاره لس‌آنجلسی لِوی پونس خواست تا دیوارنگاره‌ای ۲۳ متری را در ونیز ایالت کالیفرنیا، نزدیک دفاتر سازمان نقاشی کند.[۵۶] این دیوارنگاره تصویری از آلبرت اینشتین، آلن واتس، باروخ اسپینوزا، ترنس مک‌کنا، کارل یونگ، کارل ساگان، امیلی دیکینسون، نیکولا تسلا، فریدریش نیچه، رالف والدو امرسون، دیو بویس، هنری دیوید ثورو، الیزابت کدی استانتون، مولانا، شانکرا و لائوتسه را به تصویر می‌کشد.[۵۷][۵۸]

ریچارد داوکینز به عنوان یک خداناباور، در کتاب پندار خدا بیان می‌کند که پان‌تئیسم همان خداناباوریِ بزک‌شده است.[۵۹]

از منظر یگانه‌انگاری و جبرگرایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
نمودار مقایسه یگانه‌انگاری خنثی با ثنویت دکارتی، فیزیکالیسم و ایده‌آلیسم

فیلسوفان و متکلمان مسیحی اغلب می‌گویند که پان‌تِئیسم مستلزم یگانه‌انگاری است.[۶۰]

فیلسوف چارلز هارتسهورن از اصطلاح پان‌تِئیسم کلاسیک برای توصیف فلسفه‌های جبرگرایانه باروخ اسپینوزا، رواقیون و اندیشمندان هم‌فکر آن‌ها استفاده کرد.[۶۱] پان‌تِئیسم(All-is-God) اغلب با یگانه‌انگاری(All-is-One) پیوند می‌خورد و برخی استدلال کرده‌اند که منطقاً به جبرگرایی(All-is-Now) می‌انجامد.[۶۲][۶۳][۶۴][۶۵] آلبرت اینشتین جبرگرایی الهیاتی را با این گفته توضیح داد:[۶۶] «گذشته، حال و آینده توهمی بیش نیستند.» این شکل از پان‌تِئیسم «یگانه‌انگاری افراطی» نامیده شده است، که بر اساس آن «خدا همه چیز را، از جمله تصمیمات به‌ظاهر آزادانه ما را تعیین می‌کند.»[۶۷] نمونه‌های دیگری از پان‌تِئیسم متمایل به جبرگرایی شامل باورهای رالف والدو امرسون[۶۸] و هگل می‌شود.[۶۹]

با این حال، نسخه‌هایی از پان‌تِئیسم وجود دارد که جبرگرایی را دیدگاهی ناقص درباره هستی می‌داند. نمونه‌هایی از این دست شامل باورهای یوهانس اسکتوس اریوگنا،[۷۰] فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ و ویلیام جیمز می‌شود.[۷۱]

مفاهیم مرتبط

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تفاوت پان‌تِئیسم و طبیعت‌گرایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هارولد وود، بنیان‌گذار «جامعه‌ی جهانی پانتئیسم»، اشاره کرده است که در فلسفه‌ی پانتئیسم، یکسان‌انگاری خدا و طبیعت نزد اسپینوزا با برداشت جدید برخی پان‌تِئیست‌ها که دغدغه‌های زیست‌محیطی دارند، تفاوت زیادی دارد. کاربرد واژه‌ی طبیعت یا nature در توصیف جهان‌بینی اسپینوزا ممکن است به‌کلی با معنای امروزی از طبیعت متفاوت باشد.[۷۲]

پان‌اِنتئیسم یا همه‌در‌خدایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پان‌اِنتئیسم عبارتی است که در آلمانِ قرن نوزدهم ابداع شد تا ترکیبی فلسفی میان خداپرستی سنتی و پان‌تِئیسم ارائه دهد. بر پایه‌ی این دیدگاه، خدا به‌طور اساسی در سراسر جهان مادی حاضر است، اما در عین حال به‌عنوان آفریننده و نگهدارنده‌ی جهان، «جدا از» یا «فراتر از» آن نیز وجود دارد.[۷۳]: p.27  از این رو، همه‌درخدایی خود را از پان‌تِئیسم متمایز می‌کند؛ زیرا افزون بر یگانگی خدا و جهان، مدعی است که خدا فراتر از جهانی که می‌شناسیم نیز وجود دارد.[۷۴] مرز میان پان‌تِئیسم و همه‌درخدایی، بسته به تعریف‌های مختلف از خدا، گاه مبهم است و از همین رو درباره‌ی انتساب برخی شخصیت‌ها به یکی از این دو دیدگاه اختلاف نظر وجود دارد.[۷۳]: pp. 71–72, 87–88, 105 [۷۵]

پان‌دِئیسم یا همه‌دادارباوری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پان‌دِئیسم اصطلاح دیگری است که از پان‌تِئیسم مشتق شده و معمولاً به‌عنوان ترکیبی از عناصر سازگارِ پان‌تِئیسم و خداباوری طبیعی توصیف می‌شود.[۷۶] این دیدگاه وجود خدایی آفریننده را فرض می‌کند که در مقطعی از جهان متمایز است، اما سپس به جهان تبدیل می‌شود؛ در نتیجه جهانی پدید می‌آید که از نظر ماهیت کنونی به جهانِ مورد نظرِ پان‌تِئیسم شباهت دارد، اما از لحاظ منشأ با آن متفاوت است.

پان‌سایکیسم یا همه‌جان‌انگاری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پان‌سایکیسم دیدگاهی فلسفی است که بر اساس آن، آگاهی، ذهن یا روح ویژگی‌ای جهان‌شمول و مشترک میان همه‌ی موجودات است.[۷۷] برخی پان‌تِئیست‌ها همچنین از دیدگاه‌هایی مانند هیلوزوئیسم یا اَنیمیسم که بر اساسشان همه‌چیز دارای روح است، پشتیبانی می‌کنند.[۷۸]

پان‌تِئیسم در ادیان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بسیاری از ادیان سنتی و بومی، از جمله ادیان سنتی آفریقایی[۷۹] و ادیان بومیان آمریکا،[۸۰][۸۱] را می‌توان پانتئیسمی یا آمیزه‌ای از آن و دیگر جهان‌بینی‌ها، مانند چندخداپرستی و آنیمیسم دانست. به باور پان‌تِئیست‌ها، در برخی شاخه‌های مسیحیت نیز عناصری از پان‌تِئیسم وجود دارد.[۸۲][۸۳][۸۴]

اندیشه‌هایی مشابه پان‌تِئیسم پیش از سده‌ی هجدهم در ادیان شرقی (به‌ویژه هندوئیسم، کنفوسیوس‌گرایی و تائوئیسم) وجود داشت. هرچند هیچ مدرکی مبنی بر تأثیر این سنت‌ها بر آثار اسپینوزا در دست نیست، شواهدی از تأثیر آن‌ها بر برخی فیلسوفان هم‌عصر او، مانند لایبنیتس، و نیز متفکران متأخرتری همچون ولتر وجود دارد.[۸۵][۸۶] در مورد هندوئیسم، دیدگاه‌های پانتئیسمی در کنار دیدگاه‌های پان‌اِنتِئیسم، چندخداباورانه و خداناباورانه وجود دارند.[۸۷][۸۸][۸۹]

معنویت و جنبش‌های دینی نوین

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پان‌تِئیسم در معنویت معاصر و جنبش‌های نوپدید دینی، مانند نئوپاگانیسم و تئوسوفی، محبوبیت دارد.[۹۰] دو سازمان که واژه‌ی «Pantheism» را در عنوان خود دارند، در انتهای قرن بیستم تاسیس شدند. «جامعه‌ی جهانی پانتئیسم» یا Universal Pantheist Society که پذیرای همه‌ی گونه‌های پان‌تِئیسم است و از اهداف زیست‌محیطی حمایت می‌کند، در سال ۱۹۷۵ بنیان‌گذاری شد.[۹۱] جنبش جهانی پان‌تِئیسم یا World Pantheist Movement به رهبری پل هریسون، فعال محیط زیست، نویسنده و نایب‌رئیس پیشین انجمن جهانی پانتئیست‌ها، اداره می‌شود. او در سال ۱۹۹۶ از آن انجمن کناره‌گیری کرد. این جنبش در سال ۱۹۹۹ با هدف تمرکز انحصاری بر ترویج پان‌تِئیسم طبیعت‌گرایانه تأسیس شد؛ گونه‌ای سخت‌گیرانه از پان‌تِئیسم که بر طبیعت‌گرایی متافیزیکی استوار است.[۹۲] برخی آن را شکلی از طبیعت‌گرایی دینی می‌دانند.[۹۳] همچنین از این جنبش به عنوان نمونه‌ای از «دین سبز تیره» یاد شده است که بر اخلاق زیست‌محیطی تأکید دارد.[۹۴]

  1. 1 2 3 Ann Thomson؛ Bodies of Thought: Science, Religion, and the Soul in the Early Enlightenment, 2008, صفحه ۵۴.
  2. ↑ Raphson, Joseph (1697). De spatio reali (in Latin). Londini. p. 2.
  3. ↑ Suttle, Gary. "Joseph Raphson: 1648–1715". Pantheist Association for Nature. Archived from the original on 7 آوریل 2023. Retrieved 7 سپتامبر 2012.
  4. ↑ Charles Taliaferro; Paul Draper; Philip L. Quinn (eds.). A Companion to Philosophy of Religion. p. 340. They deny that God is 'totally other' than the world or ontologically distinct from it.
  5. 1 2 Taylor, Bron (2008). Encyclopedia of Religion and Nature. A&C Black. pp. 1341–1342. ISBN 978-1441122780. Retrieved 27 ژوئیه 2017.
  6. ↑ Lloyd, Genevieve (1996). Routledge Philosophy GuideBook to Spinoza and The Ethics. Routledge Philosophy Guidebooks. Routledge. p. 24. ISBN 978-0-415-10782-2.
  7. ↑ Birx, James H. (11 نوامبر 1997). "Giordano Bruno". موبایل، آلاباما: The Harbinger. Archived from the original on 27 ژوئیه 2017. Retrieved 5 فوریه 2019. Bruno was burned to death at the stake for his pantheistic stance and cosmic perspective.
  8. ↑ Pearsall, Judy (1998). The New Oxford Dictionary Of English (1st ed.). Oxford: Clarendon Press. p. 1341. ISBN 978-0-19-861263-6.
  9. ↑ Edwards, Paul (1967). Encyclopedia of Philosophy. New York: Macmillan. p. 34.
  10. ↑ Picton, James Allanson (1905). Pantheism: its story and significance. Chicago: Archibald Constable & Co. LTD. ISBN 978-1419140082. {{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک)
  11. ↑ Owen, H. P. Concepts of Deity. London: Macmillan, 1971, p. 65.
  12. ↑ The New Oxford Dictionary Of English. Oxford: Clarendon Press. 1998. p. 1341. ISBN 978-0-19-861263-6.
  13. 1 2 Lagrée, Jacqueline (2005). "Pantheism". In Lacoste, Jean-Yves (ed.). Encyclopedia of Christian Theology. Vol. 3. Routledge. p. 1181. ISBN 978-1-57958-332-3. Retrieved 23 January 2026.
  14. ↑ داماسکیوس، با اشاره به الهیاتی که توسط هیرونیموس و هلانیکوس بیان شده است در "The Theogonies". sacred-texts.com.: «... الهیات مورد بحث، [فانس] را به عنوان پروتوگونوس (نخست‌زاده) می‌ستاید و او را دیس می‌نامد، به عنوان تنظیم‌کننده همه چیز و کل جهان؛ به همین دلیل او پان نیز نامیده می‌شود.»
  15. ↑ بته، گابور، The Derveni Papyrus، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۰۴، صص. ۱۷۶–۱۷۸ شابک ‎۹۷۸−۰−۵۲۱−۸۰۱۰۸−۹
  16. 1 2 3 4 5 6 7 8 ورمن، جی. اچ.، «Pantheism»، در Cyclopædia of Biblical, Theological, and Ecclesiastical Literature, Volume 1، جان مک‌کلینتاک، جیمز استرانگ (ویراستاران)، هارپر و برادران، ۱۸۹۶، صص. ۶۱۶–۶۲۴.
  17. ↑ Collinge, William J. (2012). Historical Dictionary of Catholicism. Lanham, Md: Bloomsbury Publishing PLC. p. 188. ISBN 978-0-8108-7979-9.
  18. ↑ "What is pantheism?". catholic.com. Archived from the original on 1 اوت 2017.
  19. ↑ Kołakowski, Leszek (2009-06-11). The Two Eyes of Spinoza & Other Essays on Philosophers – Leszek Kołakowski – Google Books. St. Augustine's Press. ISBN 9781587318757. Retrieved 2022-10-08.
  20. ↑ مک‌اینتایر، جیمز لوئیس، Giordano Bruno، مکمیلان، ۱۹۰۳، ص. ۳۱۶.
  21. ↑ "Bruno Was a Martyr for Magic, Not Science | Science 2.0". 27 August 2014.
  22. ↑
    • فریزر، الکساندر کمپبل «Philosophy of Theism»، ویلیام بلک‌وود و پسران، ۱۸۹۵، ص. ۱۶۳.
  23. ↑ Gottlieb, Anthony (18 July 1999). "God Exists, Philosophically (review of "Spinoza: A Life" by Steven Nadler)". The New York Times. Retrieved 7 September 2009.
  24. ↑ "Why Spinoza Was Excommunicated". National Endowment for the Humanities (in English). 2015-09-01. Archived from the original on 8 September 2018. Retrieved 2017-09-05.
  25. ↑ "Destroyer and Builder". The New Republic. 3 May 2012. Retrieved 7 March 2013.
  26. 1 2 Plumptre, Constance (1879). General sketch of the history of pantheism, Volume 2. London: Samuel Deacon and Co. pp. 3–5, 8, 29. ISBN 9780766155022. {{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک)
  27. ↑ Hegel's History of Philosophy. SUNY Press. 2003. ISBN 9780791455432. Archived from the original on 13 May 2011. Retrieved 2 May 2011.
  28. ↑ اسکراتون ۱۹۸۶ (ویرایش ۲۰۰۲)، فصل ۲، ص. ۲۶
  29. ↑ Deleuze, Gilles (1990). "(translator's preface)". Expressionism in Philosophy: Spinoza. Zone Books. از او به عنوان «شاهزاده» فیلسوفان یاد شده است.
  30. ↑ Shoham, Schlomo Giora (2010). To Test the Limits of Our Endurance. Cambridge Scholars. p. 111. ISBN 978-1443820684.
  31. ↑ Raphson, Joseph (1697). De spatio reali (in Latin). Londini. p. 2.
  32. ↑ Bennet, T (1702). The History of the Works of the Learned. H.Rhodes. p. 498. Retrieved 28 July 2017.
  33. ↑ Koyré, Alexander (1957). From the Closed World to the Infinite Universe. Baltimore, Md.: Johns Hopkins Press. pp. 190–204. ISBN 978-0801803475. {{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک)
  34. ↑ Dabundo, Laura (2009). Encyclopedia of Romanticism (Routledge Revivals). Routledge. pp. 442–443. ISBN 978-1135232351. Retrieved 27 July 2017.
  35. ↑ دانیل، استفان اچ. «Toland's Semantic Pantheism»، در John Toland's Christianity not Mysterious، متن، آثار مرتبط و مقالات انتقادی. ویراستاران: فیلیپ مک‌گینس، آلان هریسون و ریچارد کرنی. دوبلین، ایرلند: انتشارات لیلیپوت، ۱۹۹۷.
  36. ↑ آر. ای. سالیوان، «John Toland and the Deist controversy: A Study in Adaptations»، انتشارات دانشگاه هاروارد، ۱۹۸۲، ص. ۱۹۳.
  37. ↑ Harrison, Paul. "Toland: The father of modern pantheism". Pantheist History. World Pantheist Movement. Retrieved 5 September 2012.
  38. ↑ تولند، جان، Pantheisticon، ۱۷۲۰؛ بازچاپ ویرایش ۱۷۵۱، نیویورک و لندن: گارلند، ۱۹۷۶، ص. ۵۴.
  39. 1 2 3 پل هریسون، Elements of Pantheism، ۱۹۹۹.
  40. ↑ هوندریخ، تد، The Oxford Companion to Philosophy، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۹۵، ص. ۶۴۱: «اولین بار در سال ۱۷۰۵ توسط جان تولند به کار رفت، اصطلاح 'پان‌تئیست' کسی را توصیف می‌کند که هم معتقد است همه موجودات وحدتی را تشکیل می‌دهند و هم این وحدت الهی است.»
  41. ↑ تامپسون، آن، Bodies of Thought: Science, Religion, and the Soul in the Early Enlightenment، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۸، ص. ۱۳۳، شابک ‎۹۷۸۰۱۹۹۲۳۶۱۹۰.
  42. ↑ ورمن به ورک‌لند، آثار، ج. ۸، ص. ۸۱ استناد می‌کند.
  43. ↑ ورمن به وگشایدر، Institutiones theologicae dogmaticae، ص. ۲۵۰ استناد می‌کند.
  44. ↑ Giovanni, di; Livieri, Paolo (2001-12-06). "Friedrich Heinrich Jacobi". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 2021-09-25.
  45. ↑ Pope BI. Pius IX (9 June 1862). "Syllabus of Errors 1.1". Papal Encyclicals Online. Retrieved 28 July 2017.
  46. 1 2 Herndon, William (4 February 1866). "Sold – Herndon's Revelations on Lincoln's Religion" (Excerpt and review). Raab Collection. Retrieved 5 June 2012.
  47. 1 2 Adams, Guy (17 April 2011). "'Pantheist' Lincoln would be unelectable today". The Independent. Los Angeles. Archived from the original on 24 May 2022. Retrieved 5 June 2012.
  48. ↑ Literary Remains of the Late Professor Theodore Goldstucker، دبلیو. اچ. آلن، ۱۸۷۹، ص. ۳۲.
  49. ↑ Thilly, Frank (2003) [1908]. "Pantheism". In Hastings, James (ed.). Encyclopedia of Religion and Ethics, Part 18. Kessinger Publishing. p. 614. ISBN 9780766136953.
  50. ↑ Armstrong, AH (1967). The Cambridge History of Later Greek and Early Medieval Philosophy. Cambridge University Press. pp. 57, 60, 161, 186, 222. ISBN 978052104-0549.
  51. ↑ McLynn, Frank (2010). Marcus Aurelius: A Life. Da Capo Press. p. 232. ISBN 9780306819162.
  52. ↑ Adler, Margot (1986). Drawing Down the Moon. Beacon Press.
  53. ↑ سیگن، دوریون، «Dazzle Gradually: Reflections on the Nature of Nature»، ۲۰۰۷، ص. ۱۴.
  54. 1 2 Caritas In Veritate، ۷ ژوئیه ۲۰۰۹.
  55. ↑ "43rd World Day of Peace 2010, If You Want to Cultivate Peace, Protect Creation | BENEDICT XVI". www.vatican.va. Retrieved 2023-06-28.
  56. ↑ "New Mural in Vence: "Luminaries of Pantheism"". VenicePaparazzi. Retrieved 15 October 2020.
  57. ↑ Rod, Perry. "About the Paradise Project". The Paradise Project. Retrieved 21 June 2017.
  58. ↑ Wood, Harold (Summer 2017). "New Online Pantheism Community Seeks Common Ground". Pantheist Vision. 34 (2): 5.
  59. ↑ Dawkins، Richard. «A deeply religious non-believer». The God Delusion. ص. ۴۰.
  60. ↑ Owen, H. P. (1971). Concepts of Deity. London: Macmillan. p. 67.
  61. ↑ Charles Hartshorne and William Reese, ed. (1953). Philosophers Speak of God. Chicago: University of Chicago Press. pp. 165–210.
  62. ↑ Goldsmith, Donald; Marcia Bartusiak (2006). E = Einstein: His Life, His Thought, and His Influence on Our Culture. New York: Stirling Publishing. p. 187. ISBN 9781402763199.
  63. ↑ F.C. Copleston, "Pantheism in Spinoza and the German Idealists," Philosophy 21, 1946, p. 48.
  64. ↑ Literary and Philosophical Society of Liverpool, "Proceedings of the Liverpool Literary & Philosophical Society, Volumes 43–44", 1889, p. 285.
  65. ↑ John Ferguson, "The Religions of the Roman Empire", Cornell University Press, 1970, p. 193.
  66. ↑ Isaacson, Walter (2007). Einstein: His Life and Universe. Simon and Schuster. p. 391. ISBN 9781416539322. I am a determinist.
  67. ↑ Lindsay Jones, ed. (2005). Encyclopedia of Religion: Volume 10 (2nd ed.). USA: MacMillan. ISBN 978-0028657332.
  68. ↑ Dependence and Freedom: The Moral Thought of Horace Bushnell by David Wayne Haddorff Emerson's belief was "monistic determinism".
    • Creatures of Prometheus: Gender and the Politics of Technology by Timothy Vance Kaufman-Osborn, Prometheus ((Writer)) "Things are in a saddle, and ride mankind."
    • Emerson's position is "soft determinism" (a variant of determinism) .
    • "The 'fate' Emerson identifies is an underlying determinism." (Fate is one of Emerson's essays) .
  69. ↑ Hegel was a determinist" (also called a combatibilist a.k.a. soft determinist). "Hegel and Marx are usually cited as the greatest proponents of historical determinism."
  70. ↑ Moran, Dermot; Guiu, Adrian (2019), "John Scottus Eriugena", in Zalta, Edward N. (ed.), The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Winter 2019 ed.), Metaphysics Research Lab, Stanford University, retrieved 2020-03-19
  71. ↑
    • Theories of the will in the history of philosophy by Archibald Alexander p. 307 Schelling holds "...that the will is not determined but self-determined."
    • The Dynamic Individualism of William James by James O. Pawelski p. 17 "[His] fight against determinism" "My first act of free will shall be to believe in free will."
  72. ↑ McDowell, Michael; Brown, Nathan Robert (2009). World Religions at Your Fingertips – Michael McDowell, Nathan Robert Brown – Google Books. Penguin. ISBN 9781592578467. Retrieved 2022-10-08.
  73. 1 2 Cooper, John W. (2006). The Other God of the Philosophers. Baker Academic.
  74. ↑ Levine 1994, p. 11.
  75. ↑ Craig, Edward, ed. (1998). "Genealogy to Iqbal". Routledge Encyclopedia of Philosophy. p. 100. ISBN 9780415073103.
  76. ↑ Johnston, Sean F. (2009). The History of Science: A Beginner's Guide. Oneworld Publications. p. 90. ISBN 978-1-85168-681-0.
  77. ↑ Seager, William; Allen-Hermanson, Sean (23 May 2001). "Panpsychism". In Zalta, Edward N. (ed.). The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Winter 2012 ed.).
  78. ↑ Haught, John F. (1990). What Is Religion?: An Introduction. Paulist Press. p. 19.
  79. ↑ Parrinder, EG (1970). "Monotheism and Pantheism in Africa". Journal of Religion in Africa. 3 (2): 81–88. doi:10.1163/157006670x00099. JSTOR 1594816.
  80. ↑ Levine 1994, p. 67.
  81. ↑ Harrison, Paul. "North American Indians: the spirituality of nature". World Pantheist Movement. Retrieved 7 September 2012.
  82. ↑ Harrison, Paul. "The origins of Christian pantheism". Pantheist history. World Pantheists Movement. Retrieved 20 September 2012.
  83. ↑ Fox, Michael W. "Christianity and Pantheism". Universal Pantheist Society. Archived from the original on 9 مارس 2001. Retrieved 20 سپتامبر 2012.
  84. ↑ Zaleha, Bernard. "Recovering Christian Pantheism as the Lost Gospel of Creation". Fund for Christian Ecology, Inc. Archived from the original on 17 ژوئیه 2012. Retrieved 20 سپتامبر 2012.
  85. ↑ Mungello, David E (1971). "Leibniz's Interpretation of Neo-Confucianism". Philosophy East and West. 21 (1): 3–22. doi:10.2307/1397760. JSTOR 1397760.
  86. ↑ Lan, Feng (2005). Ezra Pound and Confucianism: remaking humanism in the face of modernity. University of Toronto Press. p. 190. شابک ‎۹۷۸−۰−۸۰۲۰−۸۹۴۱−۰.
  87. ↑ Fowler 1997, p. 2.
  88. ↑ Fowler 2002, p. 15–32.
  89. ↑ Long 2011, p. 128.
  90. ↑ Carpenter, Dennis D. (1996). "Emergent Nature Spirituality: An Examination of the Major Spiritual Contours of the Contemporary Pagan Worldview". In Lewis, James R., Magical Religion and Modern Witchcraft. Albany: State University of New York Press. شابک ‎۹۷۸−۰−۷۹۱۴−۲۸۹۰−۰. p. 50.
  91. ↑ "Home page". Universal Pantheist Society. Retrieved 8 August 2012.
  92. ↑ World Pantheist Movement. "Naturalism and Religion: can there be a naturalistic & scientific spirituality?". Retrieved 4 September 2012.
  93. ↑ Stone, Jerome Arthur (2008). Religious Naturalism Today: The Rebirth of a Forgotten Alternative. Albany: State University of New York Press. pp. 10. ISBN 978-0791475379.
  94. ↑ Bron Raymond Taylor, "Dark Green Religion: Nature Spirituality and the Planetary Future", University of California Press, 2010, pp. 159–160.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]