جهنم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد، براق و جبرئیل و «تن‌فروشی» که موهایش را به غریبه‌ها نشان داده است.

بر اساس باورهای اسلامی، به دوزخ جهنم گفته می‌شود که جهنم هفت طبقه دارد و هر چه پایین‌تر برود، جای افراد بدتر است. عذاب‌های دوزخ هم روحی هستند هم جسمی. برخی جهنمیان همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند و به بهشت می‌روند.[۱] تنها راه خلاصی از جهنم یا پایان کیفر مقرر است یا شفاعت شفیعان.[۲] گناهان برخی کسان چنان سنگین است که در آن جاودانه می‌شوند.[۳] جهنم جای عمل نیست و بنابر این نمی‌توان در آنجا با عمل صالح خویش را از عذاب رهانید.[۴]

علی بن ابی‌طالب در خطبه‌ای در مورد ضرورت یاد قیامت و عذاب الهی چنین می‌گوید:

مردم! شما چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید، که دنیا خانهٔ اصلی شما نیست و به جمع‌آوری زاد و توشه فرمان داده شدید.

آگاه باشید این پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد، پس به خود رحم کنید. شما مصیبت‌های دنیا را آزموده‌اید، آیا ناراحتی یکی از افراد خود را بر اثر خاری که در بدنش فرو رفته، یا در زمین خوردن پایش مجروح شده، یا ریگ‌های داغ بیابان او را رنج داده، دیده‌اید که تحمل ان مشکل است؟ پس چگونه می‌شود تحمل کرد که در میان دو طبقه آتش، در کنار سنگ‌های گداخته، هم‌نشین شیطان باشید؟ آیا می‌دانید وقتی مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعله‌ها بر روی هم می‌غلتند و یکدیگر را می‌کوبند؟ و آنگاه که برآتش بانگ زند میان درهای جهنم به هر طرف زبانه می‌کشد؟ ای پیر سالخورده، که پیری وجودت را گرفته‌است، چگونه خواهی بود آن گاه که طوق‌های آتش به گردن‌ها انداخته شود و غل و زنجیرهای آتشین به دست و گردن افتد چنان‌که گوشت دست‌ها را بخورد؟[۵]

جعفر صادق در مورد جهنم چنین می‌گوید: آتش دنیا یک بخش از ۷۰ بخش آتش جهنم است، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده سپس شعله‌ور گردیده تا به آتش دنیا تبدیل گشته است و اگر چنین نبود هیچ انسانی طاقت تحمل آتش را نداشت![۶] ﺟﻬﻨﻢ (Gehenna) ﻧﺎﻡ ﺩﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ (ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ) ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﮐﻮﻩ ﺻﻬﯿﻮﻥ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﺳﺖ. Gey Ben Hinom St

[۷]

در روایت دیگری از امام علی نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده است:

  1. هاویه
  2. سعیر
  3. جحیم
  4. سقر
  5. حطمه
  6. لظی
  7. جهنم[۸]

«اولین طبقه جهنم، هاویه است و آخرین و پایین‌ترین طبقه آن جهنم است .» در بعضی روایات عکس آن هم ذکر شده است.

سقر[ویرایش]

سقرطبقه آخر (هفتم) جهنم است و جایگاه منافقین است.
سقر بدترین و ژرفترین طبقات جهنم است و از جمله آتش هاویه است به گونه‌ای که در روایت مشهوری آمده است که جبرئیل خدمت رسول خدا (ص) بود ناگهان صدای مهیبی به گوش رسید، پیغمبر گرامی (ص) پرسید این چه صدایی است؟ عرض شد یا رسول الله، هفتاد سال پیش سنگی را در یکی از چاه‌های جهنم انداختند که هم اکنون به انتهای ان رسید. در معنای این روایت فرمودند که بعضی از انسان‌ها در دنیا راه دوزخ را می‌پیمایند و پس از این هفتاد سال عمر به اعماق دوزخ می‌رسند. یعنی، این سنگی که به قعر دوزخ رسیده و چنین صدای مهیبی از خود به جای گاشته است، دل چون سنگ انسانی است که در اثر ارتکاب معاصی و غفلت از پروردگار، سخت و ظلمانی شده و به ژرفنای دوزخ افکنده شده است.[۹]


سوره قمر ۴۸

یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ عَلَی وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ

در آن روز که در آتش دوزخ به صورتشان کشیده می‌شوند (و به آنها گفته می‌شود:) بچشید آتش دوزخ را!

سوره مدثر ۲۶–۲۷-۴۲

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ

(امّا) بزودی او را وارد سَقَر [= دوزخ] می‌کنم!

وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ

و تو نمیدانی «سقر» چیست!

مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!

تفسیر المیزان

[مقصود از توصیف سقر به اینکه" لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ ...] و در جمله" لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ" به خاطر اینکه نفی مطلق است، و مقید نکرده که چه چیزی را باقی نمی‌گذارد و رها نمی‌کند، اقتضاء دارد که مراد از آن را این بگیریم که سقر هیچ چیزی از آنچه او به دست آورده باقی نمی‌گذارد و همه را می‌سوزاند و احدی را هم از آنهایی که در آن می‌افتند از قلم نینداخته همه را شامل می‌شود، به خلاف آتش دنیا که بسیار می‌شود بعضی از چیزها که در آن می‌افتد نمی‌سوزاند، و اگر مثلاً انسانی در آن بیفتد پوست ظاهری و صفات جسمیش را می‌سوزاند، و به روح او و صفات روحیش نمی‌رسد اما سقر احدی از کسانی که در آن می‌افتند باقی نمی‌گذارد بلکه همه را فرا می‌گیرد، زیرا خداوند فرموده:" تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّی"[۱۰] و وقتی آنها را فرا گرفت چیزی از روح و جسمشان را باقی نمی‌گذارد بلکه همه را می‌سوزاند هم چنان‌که فرموده:" نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ".[۱۱] ممکن هم هست منظور این باشد که احدی را زنده نمی‌گذارد، و احدی را نمیمیراند، در این صورت در معنای آیه زیر خواهد بود که می‌فرماید:" الَّذِی یَصْلَی النَّارَ الْکُبْری ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی".[۱۲]

دوزخ وعذابها[ویرایش]

اسامی دوزخ- درقرآن كریم برای دوزخ7نام امده است كه درروایات ازانهابه هفت دریاطبقه سخن رفته است وهرگروهی ازیك درواردویادران سكنی میگزینند.هاویه دراسفل السافلین مكان منافقان-جحیم برای مشركان-سقر برای مجوسان-حطمه برای یهودیان-سعیر برای صابئین-لظی برای ترسایان-وبالاخره جهنم برای گناهكاران اهل توحید[۱۳]و [۱۴]

یک:عذابهای جسمانی دوزخ

درقرآن كریم ازعذابهای دوزخ بشرح زیریادشده است

شدت عذابها-اتش دائمی-غذاهاونوشیدنیهای مرگبارمانندزقوم حمیم غسلین ضریع غساق صدید مهل ولباسهائی چون صهر مقامع سرابیل وقطران-بادكشنده-سایه سوزان-كندن پوست-زندان وزنجیر-اب داغ-اتش ازبالاوپائین واطراف-قصدخروج كننددوباره بازگردانده میشوند-هیزم اتش سنگ وانسانست-ازدلهااتش برمیخیزد-اتشی طلب كننده باصدای وحشتناك ومتحرك

دو:عذابهای روحانی دوزخ

غم واندوه-حسرت-تحقیر-دوری ازرحمت خدا-رویت بهشتیان-جاودانگی عذاب-اجازه سخن گفتن داده نمیشود-بدرخواست انان پاسخی داده نمیشود - هرزمان كه قصد خروج ازاتش را دارنددوباره برگردانده شوند.[۱۵] و [۱۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

[۱۷]

منابع[ویرایش]

  1. اسفار اربعه، ملا صدرا، جلد ۹، صفحهٔ ۳۲۰
  2. المحجه البیضاء، فیض کاشانی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۵۵
  3. سوره بقره، آیه ۳۹
  4. نهج البلاغه، خطبه ۴۲
  5. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳
  6. (بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)
  7. 31°46′6.262″N 35°13′49.58″E
  8. بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار
  9. Al-Mobin
  10. و کسانی را که به فرمان خدا پشت کردند صدا می‌زند. سوره معارج، آیه 17
  11. آتش برافروخته الهی است. آتشی که از دلها سر می‌زند. سوره همزه، آیه 6 و 7
  12. آن کسی که خودش آتش کبری را میگیراند وارد می‌شود، و آن گاه در آن آتش نه می‌میرد، و نه زنده می‌ماند. سوره اعلی، آیه 12 و 13
  13. 44حجر
  14. کتاب معاد دستغیب
  15. 169تا171فرهنگ موضوعي
  16. کتاب معاد دستغیب
  17. https://en.m.wikipedia.org/wiki/Gehenna