ارتداد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ارتداد، در لغت به معنی بازگشت از دین و در اصطلاح حقوقی، اعلام علنی ترک یک دین می‌باشد.

در قانون[ویرایش]

اعلام ارتداد در کشورهای جهان: اعلام ارتداد در مناطق قرمز رنگ دارای مجازات مرگ و در مناطق قهوه‌ای رنگ دارای مجازاتی مثل زندان، طلاق اجباری از همسر و از دست دادن حضانت فرزندان است. در قسمتهای زرد رنگ، مرتد کردن مسلمانی دیگر جرم تلقی می‌شود.

در سال ۲۰۱۱، مسایل دینی (اعلام ارتداد، توهین به مقدسات، نقد دین) در ۱۰۴ کشور جهان هیچ قانونی نداشته‌است. اما در این سال اعلام ارتداد در ۲۰ کشور ممنوع بوده‌است. در این کشورها، اعلام کردن علنی ترک دین برای تبدیل شدن به خداناباور، یا تغییر دین به مذهبی دیگر، جرم است.Laws Penalizing Blasphemy, Apostasy and Defamation of Religion are Widespread (نوامبر ۲۰۱۲), Pew Research Center کشورهای زیر ارتداد را جرم می‌دانند:

ایران[ویرایش]

در ایران، در قانون مجازات اسلامی مصوب اسفند ۱۳۷۵ هیچ تعریفی از جرم ارتداد نشده‌است اما این بدان معنا نیست که دادگاه‌های ایران نمی‌توانند شخص مرتد را مورد تعقیب کیفری قرار داده، مجازات کنند. دادگاه‌های ایران در تعقیب و رسیدگی به جرم ارتداد به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی ایران استناد می‌کنند که می‌گوید: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمی‌تواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.»یادکرد خالی (کمک) گرچه حقوق‌دانان در مراجع قاضی به اصل ۱۶۷ در امور کیفری اختلاف نظر دارند و نظر غالب، عدم مراجعه قاضی به منابع فقهی و فتاوای معتبر در صورت عدم جرم‌انگاری عمل در قوانین کیفری است، اما با این وجود قانون مجازات ۱۳۹۲، مراجعه به این اصل در جرایم حدی را مورد تصریح قرار داده‌است.

در دین[ویرایش]

زرتشت[ویرایش]

در کتاب گات‌ها /هات ۳۱ / بند ۱۱ به صراحت این آزادی دیده می‌شود: «ای خداوند خرد هنگامی که در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشه و خرد بخشیدی، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کار کردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی خواستی تا هر کس به دلخواه خود و با کمال آزادی خویش (دین) خود را برگزیند.»

یهودیت[ویرایش]

«اگر در میان شما در یکی از دروازه‌هایی که خداوند عطا نموده مردی یا زنی یافت شود که خدایان غیر را عبادت کرده و بر آنها سجده نماید یعنی آفتاب یا ماه یا هر یک از عساکر آسمان که من امر نفرموده‌ام، آن مرد و زن را از اندرون دروازه‌هایت بیرون آر و سنگسارشان نما تا بمیرند.» (تثنیه- ۱۷: ۲–۵)

در باب دوم از سفر داوران آیه ۱۱ آمده: «و بنی اسرائیل در نظر خداوند شرارت ورزیدند و بعل‌ها را عبادت نمودند و یهوه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود ترک کردند و خدایان غیر را از خدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده آن‌ها را سجده کردند و خشم خداوند را برانگیختند و یهوه را ترک کرده بعل و عشتاروت را عبادت نمودند، پس خشم خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به دست تاراج کنندگان سپرد.»[۱]

بوداییسم[ویرایش]

[۲]در بوداییسم افراد می‌توانند آزادانه دین خود را بدون عواقب تغییر دهند

اسلام[ویرایش]

در قرآن در آیه ۲۵۶ سوره بقره، گفته شده‌است: لا اکراهَ فی الدین (در دین هیچ اجباری نیست)؛ با این حال، در سوره توبه آیه ۲۹ (قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلَا یُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّیٰ یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ: با کسانی که به الله و روز قیامت، ایمان نمی‌آورند و آنچه را که الله و فرستاده‌اش حرام کرده‌اند حرام نمی‌شمارند و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود در حالی که حقیرند جزیه بدهند) و سوره نساء آیه ۸۹ سرانجام کسانی که به اسلام روی نمی‌آورند مرگ است مگر اینکه که مسلمان شوند. چندین سوره مشابه در قرآن است که آیه لا اکراه فی الدین (در دین هیچ اجباری نیست) را رد می‌کند. در اسلام و در قرآن کافران یا باید توبه کنند، مسلمان شوند یا کشته می‌شوند[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹] اما اهل کتاب اگر مسلمان نشدند باید مالیات (جزیه) پرداخت کنند در غیر اینصورت کشته می‌شوند.[۱۰][۱۱] نتیجه ای که می‌توان از آیات قرآن گرفت این است که گرویدن به اسلام اجباریست و اگر کسی آن را ترک کند کشته خواهد شد.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]

در آیه ۵۴ سوره بقره (فَاقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ…؛ و نیز در روایات اسلامی) حکم کشتن مرتد آمده‌است.[۲۱] حکم کشتن انسان مرتد، هم در دوره محمد و هم در دوره علی بن ابی‌طالب و هم در دوره‌های بعد، اجرا شده‌است.[۲۲] بیشتر فقیهان اسلامی قائل به وجوب قتل مرتد هستند.[۲۳]

در فقه اسلامی، کسی که خودش مسلمان باشد یا از پدر و مادر مسلمانی باشد و به اسلام، بی‌باور شود حکمش اعدام است.[۲۴] از شخص بالغ، عاقل و مختار مرتد خواسته می‌شود که توبه کند و به اسلام برگردد و گر نه، اگر مرد باشد اعدام می‌شود و اگر زن باشد حبس ابد شده و در زمان نمازهای پنجگانه شلاقش می‌زنند و در معیشت و آب و غذا و لباس، آن‌قدر به او سخت می‌گیرند تا توبه کند.[۲۵] از دید «برخی»، مرتد کسی است که به دنبال استدلال نیست و به اسلام، نسبت دروغ می‌دهد تا دین مسلمانان را تضعیف کند.[۲۶]

فقیهان امامیه علاوه بر اعدام، عقوبت‌های زیر را برای مردی که مرتد فطری است، در نظر گرفته‌اند: جدایی از همسر و تقسیم اموال بین ورثه. در کتب فقهی برخی جزئیات دربارهٔ این مجازات‌ها، چون مسئله قبول توبه مرتد و عده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات می‌گردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم اعدام او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجه‌اش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.[۲۷]

نوکیشان[ویرایش]

کسانی که از دین اسلام، روی‌گردان شوند، حکمشان اعدام است.[۲۸]

بهائیت[ویرایش]

در بین بهاییان خارج شدگان از بهائیت وجود داشته‌اند[۲۹]که به عنوان ناقضین مشهورند.[۳۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «رادیو زمانه». رادیو زمانه. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۰-۰۲.
  2. Guide to Buddhism A-Z.
  3. قرآن، سوره توبه، آیات ۵، ۱۲، ۱۴، ۱۲۳.
  4. قرآن، سوره انفال، آیات ۱۲ و ۳۹.
  5. قرآن، سوره نساء، آیات ۷۶ و ۸۹.
  6. قرآن، سوره محمد آیه ۴.
  7. قرآن، سوره مائده، آیه ۳۳.
  8. قرآن، سوره احزاب، آیه ۶۱.
  9. قرآن، سوره بقره، آیه ۱۹۱.
  10. قرآن، سوره توبه، ایه۲۹.
  11. قرآن، سوره احزاب، آیه ۲۶.
  12. قرآن، سوره توبه، آیات ۵، ۱۲، ۱۴، ۱۲۳.
  13. قرآن، سوره انفال، آیات ۱۲ و ۳۹.
  14. قرآن، سوره نساء، آیات ۷۶ و ۸۹.
  15. قرآن، سوره محمد آیه ۴.
  16. قرآن، سوره مائده، آیه ۳۳.
  17. قرآن، سوره احزاب، آیه ۶۱.
  18. قرآن، سوره بقره، آیه ۱۹۱.
  19. قرآن، سوره توبه، ایه۲۹.
  20. قرآن، سوره احزاب، آیه ۲۶.
  21. «پاسخ محمدجواد فاضل لنکرانی به شبهات حکم فقهی ارتداد». mehrnews.
  22. «پاسخ محمدجواد فاضل لنکرانی به شبهات حکم فقهی ارتداد». mehrnews.
  23. «پاسخ محمدجواد فاضل لنکرانی به شبهات حکم فقهی ارتداد». mehrnews.
  24. «حبس و اعدام در انتظار شیطان پرستان». khabaronline.
  25. خمینی، روح‌الله، تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۴۹۴.
  26. «حکم فقهی ارتداد».
  27. محقق داماد، ارتداد، ۴۴۳.
  28. «حبس و اعدام در انتظار شیطان پرستان». khabaronline.
  29. Momen, Moojan (1 September 2007). "Marginality and apostasy in the Baháʼí community". Religion. 37 (3): 187–209. doi:10.1016/j.religion.2007.06.008. S2CID 55630282.
  30. Afshar, Iraj (August 18, 2011). "ĀYATĪ, ʿABD-AL-ḤOSAYN". دانشنامه ایرانیکا.

پیوند به بیرون[ویرایش]