مردم کرد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کرد
کل جمعیت
۳۲[۱][۲] تا۵۰[۳] میلیون
مناطق با جمعیت قابل توجه
   ترکیه ۲۰–۳۰ میلیون ۲۵٪–۳۸٪[۱][۲][۳][۴]
   ایران ۸–۹٫۹ میلیون
۷–۱۰٪[۱][۳]
   عراق ۶–۹ میلیون
۲۳٪یا ۳۰٪[۱][۳]
   سوریه ۳_۴ میلیون
۹–۱۵٪[۱][۵][۶][۷]
   جمهوری آذربایجان ۱۵۰٬۰۰۰–۱۸۰٬۰۰۰[۸][۹]
   روسیه ۶۳٬۸۱۸[۱۰]
   ارمنستان ۳۷٬۴۰۳[۱۱]
   گرجستان

۲۰٬۸۴۳[۱۲]

اروپا
   آلمان ۷۵۰٬۰۰۰[۸]
   اسرائیل ۱۵۰٬۰۰۰[۱۳]
   فرانسه ۱۳۵٬۰۰۰[۸]
   سوئد ۹۰٬۰۰۰[۸]
   هلند ۷۵٬۰۰۰[۸]
   سوئیس ۶۵٬۰۰۰[۸]
   بلژیک ۶۰٬۰۰۰[۸]
   اتریش ۵۵٬۰۰۰[۸]
   ترکمنستان ۵۰٬۰۰۰[۹]
   بریتانیا ۴۹٬۹۲۱[۱۴][۱۵][۱۶]
   قزاقستان ۳۸٬۳۲۵[۱۷]
   اردن ۳۰٬۰۰۰[۱۸]
   یونان ۲۶٬۰۰۰[۱۹]
   دانمارک ۲۵٬۰۰۰[۲۰]
   ایالات متحده آمریکا ۱۵٬۳۶۱[۲۱]
   قرقیزستان ۱۳٬۱۷۱[۲۲][۲۳]
   کانادا ۱۱٬۶۸۵[۲۴]
   فنلاند ۹٬۲۸۰[۲۵]
زبان‌ها
کردی
دین
 • اکثریت: سنی، شیعه، علوی
 • اقلیت: یارسان، ایزدی، شبک، یهودی، مسیحیت، تصوف، دادارباوری، ندانم‌گرایی، مزدیسنا
گروه‌های قومی مرتبط
دیگر اقوام ایرانی‌تبار
(تالش • لر • فارس • بلوچ • تات • گیلک • مازندرانی)

جمعیت کردهای ایران، ترکیه و سوریه تخمینی است، زیرا آمار دقیقی توسط این کشورها ارائه نمی‌شود.

مردم کُرد، قوم ایرانی[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] هستند که در بخش‌هایی از خاورمیانه و آسیای مرکزی و در ایران به ویژه در شمال شرق و غرب ایران زندگی می‌کنند.[۳۳]

کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و ایران دارای اقلیت‌هایی از کردها هستند. تصرفات نظامی عثمانی علیه ایران موجب پخش شدن کردها در چهار کشور خارج از فرهنگ ایرانی (ترکیه، سوریه، عراق، و شوروی سابق) و سیاسی شدن کردها شد.[۳۴]

کردها در بسیاری از نقاط ایران[۳۵] زندگی می‌کنند.[۳۶] بخش کردنشینِ جداشده از ایران (به‌ویژه در جنگ چالدران)، امروزه سه ناحیهٔ کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه را تشکیل می‌دهند. سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، در سال ۱۹۲۳ تأسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان نیز کردها زندگی می‌کنند.[۳۷][۳۸][۳۹]

جمعیت کردها در سال ۲۰۰۹، حدود ۴۶٬۵۰۰٬۰۰۰[۴۰] تا ۴۷٬۸۶۳٬۰۰۰[۴۱] تن برآورد شده‌است که ۸٫۵ تا ۹ میلیون تن از آن‌ها در ایران زندگی می‌کنند.[۴۲][۴۳]

زبان‌ کردی پیوستاری از گویش‌ها را تشکیل می‌دهند. زبان‌ کردی‌ شامل چهار گروه است: کُرمانجی یا بادینانی، سورانی، کردی جنوبی و گورانی .[۴۴][۴۵][۴۶] بیشتر کردها مسلمان هستند و سایر آنان نیز ایزدی، یارسان (اهل حقمسیحی و یهودی هستند. کردها جشن نوروز و جشن‌های مولودی را گرامی می‌دارند. نوروز در میان کردها جشن قومی است. در افسانه‌های کردی منشأ این جشن را به کیومرث، نخستین پادشاه پیشدادی، منسوب می‌دارند. کیومرث به کردی «کی‌موروس» در کوهستان‌های رواندوز در شرق شهر «دیانا» با اهریمن می‌جنگد و بر او پیروز می‌شود. به این مناسبت، دستور می‌دهد در کوه‌ها و بلندی‌ها آتش بیفروزند و خبر پیروزی را به همه جا برسانند. او فرمان داد مردم روز پیروزی را جشن بگیرند و به مدت نُه روز ادامه دهند. به این مناسبت، آن را جه‌ژنی نه‌ورۆز نامیدند و بعدها نوروز نامگذاری شد.[۴۷] درودگری، قالی و جاجیم و گلیم‌بافی (به‌ویژه قالی بیجار) از صنایع دستی عمدهٔ کردها است.

کُردها در اسطوره‌های ایرانی

فردوسی در داستان قیام کاوه آهنگر بر علیه ضحاک ماردوش در شاهنامه به کُردها چنین اشاره می‌کند:

هنگامی که ضحاک ماردوش برای آرام کردن مارهای روی دوشهایش به پیروی از اهریمن دستور داد تا هر روز دو جوان ایرانی را بکشند و مغزسرهایشان را طعمه مارها کنند، در این هنگام دو آشپز ایرانی به نام‌های ارمایل و گرمایل به زیرکی خود را به دربار رساندند و در آشپزخانه ضحاک مشغول کار شدند.

این دو نفر هر روز یکی از دو جوان را که رشید تر از دیگری بود رها می‌کردند و مغز سر دومی را با مغز سر گوسفندی می‌آمیختند و طعمه مارها می‌کردند. تا دست کم یکی از دو نفر را نجات داده باشند. جوان رشید رهایی یافته به کوه‌ها پناه می‌برد و در آن‌جا چوپانی پیشه می‌کرد و پنهانی روزگار می‌گذرانید.

فردوسی سپس می‌گوید:

خورشگر بدیشان بزی چند و میشسپردی و صحرا نهادند پیش
کنون کُرد از آن تخمه دارد نژادکه ز آباد ناید به دل برش یاد

یعنی از افزایش نسل این جوانان نژاده و رشید، جمعیت «کُرد» پدید آمد.[۴۸][۴۹][۵۰]

فردوسی از زبان کاوه آهنگر هنگام قیامش بر ضد ضحاک می‌گوید :

بپویید کاین مهتر آهرمنستجهان آفرین را به دل دشمن است
همی رفت پیش اندرون مرد گُرد (زبانشناسان به کُرد تعبیر کرده‌اند و البته پهلوان)جهانی برو انجمن شد نه خرد

که این اوج حضور کُردها در شاهنامه فردوسی است که در داستان کاوه آهنگر و ضحاک است که بعد از قیام کاوه آهنگر و پیروزی در برابر ضحاک؛ فردوسی نژاد «کُرد» را از کاوه آهنگر می‌داند که عمده این نژاد ساکن کوهستان‌های غرب ایران شدند و با ازدیاد جمعیتشان متحد شدند و ضحاک را سرنگون کردند.

دلیل این موضوع بر یقین است. در گذشته اهورایی ایران زمین حوادثی چون حمله بربرها و اقوام مهاجم همچنین گرمای بیش از اندازه سبب می‌شد گروهی از آریایی‌ها به کوهستان‌ها پناه ببرند؛ و معمولاً برای تأمین مایحتاج روزانه دست به شکار و دامداری می‌زدند. بعد از گذشت چندی لقب کورتی (کُردی) یعنی مردمان کوهستان برآنها گذارده شد و این اولین شکل‌گیری نژادی در ایران است که مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد و حکومت بزرگ کوتی‌ها در ایران می‌شود که سرزمین آن‌ها کوتیوم یا در زبان آشوری گوتیوم نامیده شد. واژه کُرد یا گُرد شکل گرفت. بعدها همین گوتیوم تبدیل به کشور ماد شد که اولین حکومت بزرگ کُردان شکل گرفت.[۵۱][۵۲][۵۳]

پیشینهٔ واژه کرد

فردیناند هنر بیشلر در کتاب منشا کرد ریشه ی اسم کرد را سومری میداند و بارها در کتیبه های سومر ،آشور و بابل از مردمان کرد نام برده شده است


گزنفون و (فیلسوف و مورخ یونانی قرن چهارم قبل از میلاد) و همچنین آریستوبولوس از سرداران اسکندر مقدونی ، حدود ۲۴۰۰ سال پیش، از مردمان ساکن در کردستان به اسم کاردو نام برده اند که سپاهیان یونان را در هم شکسته اند .در خصوص ریشه ی اسم کرد نیز میتوان به تمدن کوردوئنه در اطراف دریاچه ی وان اشاره کرد ..[۵۴][۵۵][۵۶][۵۷][۵۸]

شرف‌خان بدلیسی مورخ قرن دهم در کتاب شرفنامه (یا تاریخ مفصل کُردستان) در مورد لفظ کُرد می‌گوید:

«لفظ کُرد تعبیر از شجاعت است، چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاسته‌اند؛ مانند رستم زال که در ایام حکومت پادشاهی کی‌قباد می‌زیسته و از طایفهٔ اکراد بوده و چون تولد او در سیستان بوده، به رستم زابلی اشتهار یافته‌است»...

"کسانی چون آرش کمان‌گیر، فریدون، بهرام چوبین، میلاد پدر پهلوان گرگین و فرهاد کوه‌کن همگی کُرد بوده‌اند"

و سپس در مورد معنای واژۀ کُرد نتیجه‌گیری می‌کند:

واژه کُرد به معنی مرد جنگی دلیر؛ مرد شمشیرزن و مرد دلاور است.[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳]

پیش از مهاجرت آریاها

ریشه واژهٔ کرد به درستی مشخص نیست.[۶۴] رینولدز بر این باور است نام کرد از واژه کردو که برای نخستین‌بار در یک سنگ‌نبشته سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد با عنوان «زمین کار-دا» آمده‌است در ارتباط است. کردو از نظر ریشه‌شناسی مربوط به اصطلاح آشوری اورارتو که همان آرارات می‌باشد است.[۶۵] به باور آستریان، منطقی‌ترین توضیح این است که این واژه با کیرتی‌ها (یک قبیله باستانی) در ارتباط باشد.[۶۶] امان‌الله قرشی قدیمی‌ترین سند را در رابطه با واژه کرد، واژه «بیت قردو» می‌داند که در عهد پادشاهی گیمیل‌سین از سلسله سوم سلاطین اور در قرن ۲۲ پیش از میلاد به کردستان فعلی عراق و ایران و ترکیه اطلاق می‌شده و حکومت آن در آن زمان به امیری به نام وردننر (Vard-nannar) سپرده شده‌است. وی این واژه را واژه آرامی دانسته‌است. در همان زمان به منطقه موسوم به جزیره ابن‌عمر در آرامی گُزرتای قردو گفته می‌شده‌است.[۶۷] از نظر قرشی کرد یک واژه گیتایی است (واژه‌ای که در یک زبان منسوخ معنا داشته و اکنون معنای خود را از دست داده‌است) و معتقد است که این واژه سومری یا آشوری نیست و با واژه بابلی‌ای که بدان شبیه است و معنای پهلوان دارد تنها در لفظ شبیه است، چرا که بسیار قدیم‌تر از به قدرت رسیدن بابلی‌هاست و دیگر اینکه کرد (قردو) در ابتدا نام مکان بوده و پهلوان نمی‌تواند نام مکان باشد.[۶۷]

همان ناحیه بیت قردو در جغرافیای آشور، بعدها توسط یونانیان کردوئن، کردوئنه یا کردوئنا نامیده‌شد و این عقیده نیز وجود دارد که نام کرد برگرفته از سرزمین باستانی کردوئنا باشد که در جنوب دریاچهٔ وان|، جایی میان موش و دیاربکر امروزی بوده‌است.[۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]

امان‌الله قرشی نام کردوئن را نیز واژه‌ای گیتایی و هندواروپایی غربی می‌داند که در دوران هیتی‌ها به ناحیه مزبور داده‌شده‌است. نام این محل در اسناد ارمنی به صورت کُردُخوی آمده که جزء آخر آن علامت جمع زبان ارمنی است.[۶۷] برخی نیز اعتقاد دارند ریشه این نام از قوم باستان گوتی گرفته شده‌است.[۷۴][۷۵]

برخی نیز اعتقاد دارند ریشه این نام از قوم باستان گوتی گرفته شده‌است.[۷۶][۷۷]

پس از مهاجرت آریاها

واژهٔ کرد به صورت «کورت» در متون پارسی میانه دیده می‌شود و از پارسی میانه به زبان عربی به صورت «کرد» انتقال یافته‌است.[۷۸] به باور امان‌الله قرشی واژه کردو که پیشتر نام مکان بود در دوران مادها به ساکنان محل اطلاق شد و ساکنان سرزمین کردوئن را کردو یا کاردو نامیدند. گزنفون در بازگشت ده هزار نفر این مردم را کُردوک (کاردوخ) خوانده‌است.[۶۷] به باور وی در دوران اشکانی علاوه بر کردوئن (جنوب شرقی ارمنستان قدیم و همسایه جنوبی آذربایجان) که از قدیم کردنشین بوده‌است، منطقه موسوم به ادیابن (هدیپ) در قلب آشور باستان به مرکزیت اربیل در کنار رود زاب نیز کردنشین بوده‌است.[۷۹]


در چند دههٔ اخیر احزاب پان کرد ادعای ماد بودن کردها را مطرح کرده‌اند. در سال ۱۹۶۱، یکی از شاگردان معروف مینورسکی بنام دی. ان. مک کنزی که جزو سرشناس‌ترین متخصصین فارسی میانه (پهلوی) و زیان کردی شمرده می‌شود، مقاله‌ای با عنوان «ریشه‌های زبان کردی» نوشت. او با رد این نظر، آن را سیاسی و تحریف تاریخ دانسته و نوشت: «موضع کردهای معاصر به تاریخ از یک انگیزه بسیار ساده سرچشمه می‌گیرد و آن هم نیاز به اجداد قهرمان است و از آنجا که دوره امپراتوری ماد‌ها هنوز به اصطلاح صاحبی ندارد، کردهای معاصر پنهان نمی‌کنند که می‌خواهند ماد‌های باستان را در این نقش ببینند»[۸۰] او در ادامه می نویسد: «امروزه با رشد ناسیونالیسم کردی این نام (یعنی «کُرد») چنان بکار برده می‌شود که گویا شامل همه ملل و اقوام ساکن بین ترک‌ها و اعراب در غرب و ایرانیان خود ایران در شرق می‌شود. این تعبیر در میان مردم ایرانی (به غیر از کردها) شامل لرها و قبایل گورانی هم گردانیده می‌شود»[۸۱] پیش از او مینورسکی نیز تبارشناسی کردها به عنوان تیپی جداگانه در خاورمیانه را ناممکن دانسته و ان‌ها تلفیقی از تیپ عربی، نسطوری، بابلی می دانست.[۸۲]

علی جوادی تاریخدان و متخصص اقوام باستانی نیز این ادعا را علاوه بر منظر نژادی، از دید زبانی نیز بررسی کرده و ان را سیاسی دانسته و معتقد است که مادها که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره یکم پ.م. به فلات ایران کنونی و از جمله آتروپاتن بعدی آمدند، از نظر قومی با ده‌ها قبیله بومی این مناطق در آمیختند و زبانشان در مناطق مادنشین مجموعا مادی (یعنی گونه غربی و شمال غربی زبان‌های ایرانی) شد.به همیت جهت گونه‌های زبان مادی در دوره پس از هخامنشیان تبدیل به گونه‌های مختلف فارسی میانه در آتروپاتن می‌شود و امروزه زبان‌های گیلکی، تاتی (از جمله تاتی جنوبی، آذری باستان)، تالشی، کردی، زازاکی و گورانی مشتقات معاصر آن زبان مادی باستان هستند که با دیگر زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی و بخصوص فارسی آمیزش یافته‌اند. برهمین اساس از دید او: "برخلاف برخی ادعا‌ها، کردی به تنهائی باقیمانده زبان باستان مادی نیست. تصور چنین چیزی دور از جدیت علمی است."[۸۳] او ادامه می‌دهد: "بیشک بخشی از «ترکیب تباری» و ژنتیک اکثر کردها به دوران ماد برمی گردد، لیکن تنها ریشه کردهای معاصر نیست که قسما به مادها می‌رسد. آن‌ها به همان درجه نوادگان مادهای گذشته و آمیزه با اقوام و تبارهای دیگر فلات ایران و شرق آناتولی-شمال عراق هستند که آذربایجانیان و مردم همدان، گیلان، استان مرکزی، اصفهان و حتی فارس و عیلام حاملین این ترکیب قومی و تباری بشمار می‌روند."[۸۴] به عبارت دیگر تمامی مردمان ساکن نواحی ماد کوچک و بزرگ که بخش بزرگی از ایران را دربرمی گیرد، حتی اذربایجانی ها نیز، هرچند به زبان هایی متفاوت سخن می گویند، چنانکه دیاکونوف اشاره می کند باقی ماندگان مادهای باستان هستند و کردها هیچ جایگاه متفاوتی برای مدعی میراث بری آن ها ندارند. [۸۵]

تغییر معنایی واژه کرد در دوره پس از ورود اعراب به ایران

در میان تاریخنگاران ایرانی و عرب این نظریه به وجود آمد که واژهٔ ی کرد در متون عربی به معنای مردمان کوچ نشین و عشایر و رمه گردان است و از بار معنایی قدیمی و باستانی خود خارج گردید.}{{مدرک}[۸۶] پس از حمله اعراب به ایران، ایرانیان دست به شورش‌های متعدد و مقاومت زدند (از جمله بابک خرمدین). مثلاً محمد بن جریر طبری می‌نویسد:
…در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آن‌جا پراکنده‌اند. مُسَیب‌بن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحیی‌بن خالد برمکی بود، به منصور خلیفه عباسی پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد برمکی واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت….[۳۹][۸۷]
بسیاری بر این باورند که کردوئنه همان مکانی است که امروزه کردستان نامیده می‌شود.[۶۹][۷۰][۷۲][۸۸][۸۹][۹۰] و دانشنامه کلمبیا این ارتباط را ذکر کرده‌است.[۹۱]

برخی از دانشوران قرن نوزدهم نظیر جرج رولینسن کردوئنه و کاردوخی را با کردهای امروزی یکی دانستند و اظهار کردند کاردوخی معادل لغوی باستانی کردستان است.[۹۲][۹۳][۹۴] برخی منابع آکادمیک تازه معتقدند باید پروتو-کرد دانسته شود.[۹۵] نمونه‌های زیادی از این‌گونه نامها وجود دارد که به دلیل سختی بیان حرف «خ» در لاتین است.[۹۶] با اینحال باور بر این است که مردم کردوئنا به زبانی ایرانی سخن می‌گفته‌اند.[۹۷] بعد از تمدن کردوئنه یا کردوئنا که در اطراف دریاچه وان بود، اولین مکانی که کرد خطاب شد جاییست که تقریباً مطابق با استان ایلام کنونی تا حدود خانقین کنونی در عراق بود.[۹۸]شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرفنامه خود ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین کردستان و حکام کرد را برمی‌شمارد.[۹۹] لسترنج می‌گوید آنچه دربارهٔ اصل ایالت کردستان می‌گویند این است که در دوره امپراتوری سلجوقیان، سلطان سنجر سلجوقی قسمت غربی ایالت جبال یعنی آنچه که از توابع کرماشان بود جدا کرد و آن را کردستان نامید و برادرزاده خود سلیمان شاه معروف به ابوه یا ایوه را فرمانفرمای آنجا قرار داد.[۴۷][۱۰۰] غالب مورخان و جغرافیانویسان قدیم مانند اصطخری و ابن بلخی و مسعودی مورخ نامدار پس از اسلام، واژهٔ کرد را در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار برده‌اند.[۹۹][۱۰۱]

در دوران اسلامی واژه کرد به معنای رمه‌گردانان و کوچ‌نشینان ایرانی‌تبار به کار رفته‌است و طوایف دیگر ایرانی را نیز «کرد» نامیده‌اند.[۱۰۲] از دوران سلجوقیان، مناطق وسیع کوهستانی غرب فلات ایران کردستان نام می‌گیرد. اما معنای اجتماعی واژه کرد هنوز ادامه دارد و شرف‌خان بدلیسی کردها را بر پایهٔ شیوهٔ زندگی و اجتماعی نزدیک، به چهار گونه تعریف می‌کند که از نظر زبان و شیوه زندگی از یکدیگر متفاوتند: کلهر، لر، گوران و کرمانج که با قوم گیل از یک تبارند.[۱۰۳] ولی او مردمان رعیت که چنین شیوه زندگی را نداشتند یا جزو قبیله‌ای نبودند را کرد حساب نمی‌کند.[۱۰۴] مینورسکی نیز در رابطه با این عبارت شرفخان بدلیسی بر این نظر است که کرمانجی (کرمانجی شمالی، کرمانجی میانی و کرمانجی جنوبی) را امروز بتوان جزو زبان‌های کردی دانست.[۱۰۵]

حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا می‌نویسد: «پارسیان، دیلمیان (یکی از گروه‌های مهم ایرانی‌زبان) را کردهای طبرستان می‌دانستند - چنان‌که اعراب را کردهای سورستان.»[۱۰۶]

یاقوت حموی مردمان ساسون را «الاکراد السناسنه» می‌خواند.[۱۰۷]

ولادمیر الکسیویچ ایوانف می‌گوید نام کرد در سده‌های میانه (کم و بیش از سده پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی) نامی بود که بر همهٔ رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی اطلاق می‌شد.[۱۰۸]

مکنزی می‌گوید:اگر به حدود دوران گسترش امپراتوری عرب‌ها نگاه کنیم، خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه‌گر و کوچ‌گر دارای یک معنی است.[۱۰۹]

مارتین فان براینسن، پژوهشگر هلندی و کردشناس می‌گوید :
نام قومی «کرد» که در منابع قرن نخست اسلام دیده می‌شود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده می‌شد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی «کردهای عرب» در منابع نام برده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌داران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان به کار می‌رفته‌است که از دریاچهٔ وان تا دریاچهٔ ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی می‌کردند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام «کرد» در آن زمان شامل آن‌ها نمی‌شد.[۱۱۰]

ولادمیر مینورسکی ایران‌شناس و مورخ و کردشناس نیز می‌گوید: در زمان پس از حمله اعراب، لغت قومی کرد برای تیره‌های قبایل گوناگون ایرانی‌تبار و ایرانی‌شده بکار می‌رفت.[۱۱۱]

ریچارد فرای، ایران‌شناس و پروفسور دانشگاه هاروارد نیز می‌گوید:
قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آن‌ها کم است زیرا آن‌ها خود تاریخ‌ساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه «کرد» که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامه اردشیر بابکان) دیده می‌شود نامی بود که فراگیرنده همه کوچ‌گران و چادرنشینان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام «کرد» دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و هم‌چنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.[۱۱۲]

در کارنامه اردشیر بابکان (پاپکان) هم کردان به معنی عشایر[۱۱۳] و شبان آمده‌است، نه نام و نژاد یا قبیله. در زبان طبری امروز نیز کلمهٔ کرد به معنی چوپان و شبان است.[۱۱۴] آنچه که روشن است، تحول واژهٔ کرد از یک معنی اجتماعی و شیوهٔ زندگی گروه‌های مختلف ایرانی‌تبار به معنی قومی امروز آن بسیار طول کشید.[۱۱۵]

رد نظریه ی کوچنشین بودن معنای اسم کرد

اسم کرد بارها در کتیبه های سومر،آشور و بابل آورده شده است .فردیناند هنر بیشلر ریشه ی اسم کرد را سومری میداند .

ای.ام.ارانسکی زبانشناس روسی در کتاب فقه اللغه ایرانی مینویسد ارمنیها به کردها کردوک و سریانیها نیز قردو میگفتند. در کتیبه های توکولتی نینورا پادشاه آشور بارها از مردمانی به اسم گوتی و گاهی کورتی نام برده شده است در متون پارسی میانه نیز بارها به اسم کورت خطاب به مردمان کرد برمیخوریم که این اسم بعد از حمله ی مسلمانان و تسلط زبان عربی بر ایران به (کورد) تغییر یافت

جرارد رایور در کتاب الکرد فی المصادر القدیمیه نوشته است در طول تاریخ از کردها به اسمهای مختلفی از جمله کاردو،کوردوئینی،کوردیایوس،کوردیایا و کورتی نام برده شده است.

دکتر ادریسیان در کتاب کرد و کردستان از وجود اسم سرزمین کارداکا در کتیبه های سومری نام می برد و اسمهای گوتی،کورتی و کاردو را یکی میداند که توسط زبانهای مختلف دیگر ملل هربار به یک نحو از آنها نام برده شده است .

گزنفون و آریستوبولوس از سرداران یونانی مردمان کرد را کاردو و کاردوخی نامیده اند که تمدن کوردوئنه را در شمال میانرودان تشکیل دادند . دانشنامه کلمبیا این ارتباط را ذکر کرده‌است. برخی از دانشوران قرن نوزدهم نظیر جرج رولینسن کردوئنه و کاردوخی را با کردهای امروزی یکی دانستند و اظهار کردند کاردوخی معادل لغوی باستانی کردستان است. «حشمت الله طبیبی» در خصوص واژه کرد می‌نویسد:

«آنچه اکثر محققین و نویسندگان قدیم و جدید بر آن اتفاق نظر دارند این است که قبل از آمدن قبایل کرد ایرانی به ناحیه‌ی کردستان، قوم کرد نژاد دیگری به نام (کاردو) در این سرزمین ساکن و دارای تمدن بالنسبه مهمی بوده‌اند که با مهاجرین هم نژاد خود در هم آمیخته و در هم مستحیل شدند و در نتیجه مهاجرین نیز به همان نام نامیده شدند.»

ابن خلدون از کردها به عنوان قومی مستقل نام برده است که با عمر ابن خطاب خلیفه ی دوم مسلمانان جنگیده اند . همچنین میتوان به اشاره ی ابن وحشی به الفبای زبان کردی در کتاب شوق المستهام فی معرفه الاقلام اشاره کرد که سخن از مستقل بودن قومی به اسمه کرد می زند که الفبای زبانی داشته اند.

تمامی طوایفی که در طول تاریخ از آنها به عنوان طوایف کرد نام برده شده نه تنها غیر کرد نبوده اند بلکه از ایلات مهاجر کرد بودند همچون کردان فارس،کردان سیستان،کردان ساسون و غیره که اشاره به کردتباری آنها دارد که اکنون نیز در این نواحی سکونت دارند و با یکی از گویشهای زبان کردی تکلم می کنند .



.در کارنامه ی اردشیر بابکان چنين آمده است: «و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه‌‌ی دارای دارايان و اندرش خدايی الاسكندر بگريز و نهان روشی بود و با كرد شپانان بسر می‌برد ....» بنابراين منظور از اين عبارت "كرد شپانان"، يعنی شپانانی كه از تبار كرد بوده‌اند می‌باشد اگر کرد به معنی شبان و رمه گردان است چرا این دو کلمه به صورت مضاف و مضاف الیه و همچنین صفت و موصوف بیان شده است استقلال این دو کلمه به راستی چه انگاره ایی را در ذهن متبلور میکند بجز اینکه این کلمات از هم مستقلا و کرد میتواند به چیزهای دیگر هم اطلاق شود مثلا جنگجویان کرد و کشاورزان کرد .و مسلما منظور از واژه‌ی "كرد" در متن‌های سده‌ی سوم هجری به بعد نیز چيزی غير از نژاد كردی نيست.

در همین رابطه «لمبرت» به نقل از ابن بلخی می‌گوید: « کردهای پارس بزرگترین پشتیبان قدرت نظامی و جنگی ساسانیان بودند.

در خصوص اسم کرد می توان به شاهنامه ی فردوسی و اشعار مولوی و رودکی اشاره کرد که از کرد به عنوان قومی مستقل نام برده است.

بدون شک معنای واژه‌ی کرد نمی‌تواند شبان یا کوچ‌نشین باشد و معنای آن ساده‌تر و روانتر از آن چیزی است که ما ذ‌هن خود را با آن درگیر ساخته‌ایم و با جستجو کردن و کنکاش در چندین منبع تاریخی قبل و بعد از اسلام، می‌توان به راحتی به معنای حقیقی آن دست یافت.

می‌توان واژه‌ی کرد را به عنوان قومی مستقل معنا و تفسیر کرد. هرچند در این زمینه پژوهش‌هایی قبلا به عمل آمده و در آن پژوهش‌ها واژه‌ی کرد را به دلیر و پهلوان تعبیر کرده‌اند، اما متاسفانه در این پژوهش‌ها نه تنها هیچگونه نقدی بر واژه‌ی شبان و کوچ‌نشین که برای واژه‌ی کرد توسط تاریخ‌نویسان قدیم و جدید در نظر گرفته شده‌است به عمل نیامده، بلکه حتی به آن نیز اشاره‌ای نشده است.

تاریخ

چند مرد کرد در سال ۱۲۵۲ هجری خورشیدی
سواران کرد در کوه‌های قفقاز؛ نیویورک تایمز، ۳ بهمن ۱۲۹۳ ه‍. خ

تحقیقات نشان داده که قدیمی‌ترین ساکنین غرب ایران که تا جنوب ترکیه و شرق سوریه امتداد داشته‌است، مردمی به نام کورته؛ کردوک و کرتو در حدود ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد بودند که ریشه‌هایشان به دامنه‌های کوه جودی در آرارت می‌رسد و بعدها اقوامی از آریاییها که به آن‌ها ماد گفته می‌شد از جنوب سیبری حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد کوچ کرده که عمدتاً ساکن غرب ایران شدند و این اقوام با اقوام قبلی که کُرد نام داشتند و در این سرزمین ساکن بوده در هم آمیختند که دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی‌شدند و همگی کُرد نام گرفتند و به مرور زمان موفق به تأسیس اولین حکومت آریایی در غرب ایران با نام حکومت مادها گردیدند و نخستین شهرهای ایران را به وجود آوردند؛ مثلاً همدان را «دیاکو» نخستین شاه ماد بنیان نهاده یا شهر باستانی ملایر (ملایر از دو واژه کُردی «مال» و «آگر» تشکیل شده به معنای خانه آتش).[۱۱۶][۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰]

دیاکونف که عضو انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن شرق‌شناسی آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم آمریکا و عضو کمیته مشورتی دانشنامه ایرانیکا و عضو مجموعه کتیبه‌های ایرانی است، در خصوص کُردها چنین نظری دارد:

«اجداد کُردها و بخصوص مادها توانستند با استفاده از شگرد خود گندم وحشی را که بسیار ریز و باریک بود به گندم امروزی تغییر دهند و با تغییر ژنتیکی در این گیاه پر مصرف که امروزه جزء اصلی‌ترین غذای مردم جهان است، توانسته‌اند به انسانهای روی کرهٔ زمین خدمت بزرگی انجام دهند؛ همچنین برای اولین بار کُردها حق همسایگان و استقلال آنان را به رسمیت شناخته‌اند و همچنین کُردها اولین ملت قانون گذار جهان هستند و این را در سنگ نوشته‌های دوران باستان به وضوح می‌توان دید.»[۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵]

به‌طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور در جنگ بوده‌اند و گاه آن‌ها را شکست می‌داده‌اند. طبق نظریه حمداله مستوفی در نزهت القلوب در قرن ۷۴۰ ه‍.ق که اسامی ۱۶ ولایت کردستان را نام برده بجز شهرزور که اکنون جز کشور عراق است همگی جز ایران و نواحی شمالی عراق از جمله موصل، کرکوک و اربیل جز ولایات عرب و ولایات دیاربکر ذکر شده‌اند و کردهای حال حاضر عراق همگی مهاجر از شهرهای کردنشین ایران هستند. بدلیسی خاستگاه کردها گوران که در کرمانشاه است معرفی می‌کند مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان و گوتیان و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان خود را در منطقه رواج کامل دادند. زبان‌های کردی (سورانی/کُرمانجی) با سایر زبان‌های ایرانی مانند فارسی و بختیاری و تالشی و گیلکی و بلوچی از یک ریشهٔ واحد هستند.[۱۲۶][۱۲۷].

گرنوت وینفوهر بیشتر کردی را نزدیک به زبان پهلوی اشکانی می‌داند.[۱۲۸]

در دوره‌های تاریخ، منطقهٔ کردستان بخشی از امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت. در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر می‌نامیدند. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. پروفسور ان لمبتون در تاریخ ایلات ایران از قول ابن بلخی می‌نویسد: «کردان زبدگان لشکر ساسانی بودند.»

تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است. در جنگ چالدران (۱۵۱۴ میلادی) بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید. حضور کُردها در حیطه نفوذ و اقتدار دو امپراتوری موجود، خواه ناخواه پای کُردها را به مناقشات باز می‌کرد. بر اساس قراین تاریخی کُردها به واسطه ساختار قبیله‌ای و رقابت‌های درون قبیله‌ای برای حفظ اقتدار و قدرت خود بدون توجه به ایدئولوژی و مذهب قدرت‌های موجود به یکی از آن قدرت‌ها گرایش پیدا می‌کردند. در این بین هر کدام از دو امپراتوری دارای دیدگاه‌های واقع بینانه‌تر و منطقی‌تر بوده‌اند، می‌توانستند از این قوم و قبایل در راستای منافع خود بهره بگیرند. با بهره‌گیری شاهان صفویه و بعدها قاجاریه از اهرم قدرت ایل‌های کرد در مرزهای غربی پس از جنگ چالدران، ایران در چندین نوبت بر امپراتوری عثمانی غلبه نمود. هر چند در این میان برخی از ایل‌های کرد جدا شده از ایران به امپراتوری عثمانی یاری می‌رساندند که هیچ‌گاه موفقیتی کسب نکردند و تجاوزات آن‌ها با شکست همراه می‌شد. امپراتوری عثمانی سال‌ها بر بخش جداشده سرزمین کردستان از ایران، فرمان راندند تا این‌که با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم یا مستقل گردیدند. بخش جداشدهٔ سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

استفاده از نام‌های مادی که مستقیماً به پادشاهان و سرداران ماد یا اعلام فرهنگی آن‌ها مرتبط است در نام‌های کردی به وفور کاربرد دارد. از نام‌های کردی مورد استفاده در بین مردم که با تاریخ ماد مرتبط است می‌توان به: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا و… همهٔ این نام‌های از مدخل ۱ تا ۴۰ یکی از کتب مربوط به نام‌های کردی و بخش حرف آ برداشت شده که خود ناشی از وسعت این نام‌ها است.

جمعیت و سرزمین کردستان

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته‌است، تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا بر برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به‌طور تقریبی در سال ۲۰۰۹، ۲۸٬۵[۱۲۹] تا ۳۰ میلیون[۴۱] تن در منطقه‌ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلومتر مربع است. ناحیه زیست کردزبان‌ها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم کرمانشاه، و تا جنوب استان ایلام و از طرف دیگر به کرکوک و موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه می‌رسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستان‌های مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می‌یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می‌کنند.

کوه‌های این منطقه در زمستان پوشیده از برف است و در تابستان با آب شدن برف‌ها، به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاه‌های آن که در دوران‌های دور پرورش‌دهندهٔ اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای رمه‌ها و دام‌های ایل‌های کرد ایران از اهمیت به سزایی برخوردارند. مناطق کردستان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصل‌خیزی نیز است.

زبان کردی

کردی از ریشه زبان‌های ایران قبل از حمله اعراب به ایران است. این گویش از عربی و ترکی تأثیر چندان نپذیرفته و کمابیش اصیل مانده‌است. زبان کردی دارای ادبی پهناور است. قدیم‌ترین نوشته به زبان پهلوی اشکانی قباله‌ای است که از اورامان در کردستان به دست آمده.[۱۳۰] زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی و از زبان‌های مهم دسته شمال غربی[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵] به‌شمار می‌رود و صاحب شعرها و تصنیف‌ها، قصه‌ها و سنت‌های ادبی است.[۱۳۶][۱۳۷]

زبان کردی به سه دستهٔ ۱. شمالی یا کرمانجی (شامل سنجاری، جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی، هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی، شکاکی، وانی، شمدینانی، جزیری و بادینانی)[۱۳۸] ۲. میانی یا سورانی (شامل مکریانی، پشدری، خوشناوی، اربیلی، اردلانی، سلیمانیه‌ای، ورماوه‌ای، گرمیانی، کرکوکی، بنگردی، رواندزی و جافی)[۱۳۹] ۳.جنوبی (شامل: کردی ایلامی ، کلهری، لکی کردی بغدادی)[۱۴۰] ۴. زازاکی یا زازایی درمحدودهٔ گویش‌های شمالی است (شامل:کردکی. کرمانجکی. دملکی)۵. هورامی یا گورانی درمحدودهٔ گویش میانی است (شامل: حلبچه ای. پاوه‌ای. مریوانی) تقسیم می‌شود.
زبان کردی در عراق در کنار زبان عربی رسمی است. در ارمنستان نیز به عنوان زبان اقلیت شناخته می‌شود.[۱۴۱] زبان کردی در ایران به عنوان یک زبان محلی پذیرفته شده اگرچه رسانه‌ها برای عدم استفاده از آن و جایگزینی آن با فارسی تلاش می‌کنند. در ترکیه هم کردها با وجود اینکه بزرگ‌ترین اقلیت کشور هستند اما زبانشان به رسمیت شناخته نمی‌شود به‌طوری‌که حتی لیلا زانا نمایندهٔ پارلمان ترکیه به جرم صحبت کردن به زبان کردی در سال ۱۹۹۴ در حین ادای سوگند در پارلمان ترکیه به ۱۵ سال حبس محکوم شد.[۱۴۲] در سوریه فدراسیون شمال سوریه در کنار زبان عربی کردی هم در مدارس تدریس می‌شود.
در کشورهای ترکمنستان، قزاقستان، آلمان و سوئد نیز اقلیت کرد زبان زندگی می‌کنند. دو گویش گورانی و زازاکی توسط بسیاری از زبان شناسان به علت تفاوت با سایر گویش‌های کردی، در زمرهٔ زبان کردی شناخته نمی‌شوند. البته گویشوران این دو زبان از نظر قومیت جز مردمان کردتبار هستند و خودشان را کرد می‌دانند.

دین

دین اکثریت مردم کرد اسلام است. بیشتر کردها مسلمان سنی و پیرو فقه شافعی هستند.[۱۴۳] اکثریت کردهای استان آذربایجان غربی مسلمان و سنی شافعی هستند. در استان کردستان نیز اکثریت سنی هستند،‌اما در شرق استان در شهرتان‌های بیجار و قروه کردهای شیعه و اقلیتی از کردهای یارسان نیز زندگی می‌کنند. در استان کرمانشاه بخشی سنی و بخشی پیرو آئین یارسان (اهل حق) و بخشی هم شیعه هستند؛ و در ایلام تقریباً همهٔ مردم شیعه هستند. اکثریت کردهای کرمانج شمال شرق ایران (خراسان) هم شیعه هستند و کردهای ساکن در استان‌های مازندران و قزوین برخی شیعه و برخی یارسان هستند. در کردستان عراق اکثریت با مسلمانان اهل سنت است ولی اقلیتی از دیگر ادیان و مذاهب مانند ایزدی و یارسان (کاکه ای) هم در آنجا زندگی می‌کنند[۱۴۴]در کردستان ترکیه اقلیتی ار کردهای علوی مذهب در استان‌های تونجلی و حکاری زنگی می‌کنند.[۱۴۵] لازم است ذکر شود دو طریقت قادریه و نقشبندیه مریدان زیادی در کردستان دارند و هنوز هم در خانقاه‌ها مشغول به ذکر هستند.[۱۴۶] سایر کردها نیز از بجوران‌ها ،زرتشتی، مسیحی یا یهودی هستند که بیشتر در کشورهای اروپایی سکوت دارند.[۱۴۷][۱۴۸]

فرهنگ و آداب و رسوم

بوکه باران، از آداب و رسوم باران‌خواهی در کردستان است که در ایام خشکسالی یا سال‌هایی که میزان بارندگی آن کم است برگزار می‌شود. بوک به معنی عروسک است. دختران نوجوان روستا با استفاده از دو تکه چوب عروسکی ساخته و لباسی از پارچه‌های رنگی بر تن آن عروسک می‌پوشانند و برای آن سربندی درست می‌کنند. سپس آن عروسک را در دست می‌گیرند و در حالی که شعر می‌خوانند در کوچه‌ها می‌گردند. هنگام عبور «بوکه باران» از کوچه‌ها اهالی بر آن عروسک آب می‌پاشند به نیت این که باران و گندم در آن سال فراوان باشد. اهالی هدایایی مانند تخم مرغ، پول یا گردو به دختران می‌دهند. دختران پس از گذراندن بوک (عروسک) از همه کوچه‌ها آن را به قبرستان یا زیارتگاه موجود در روستا می‌برند، سپس آن را می‌سوزانند یا به آب می‌اندازند و هدایای جمع‌آوری شده را بین خود تقسیم می‌کنند. اهالی روستای هشمیز از دهستان ژاورود شرقی، بخش مرکزی شهر سنندج در منطقه‌ای سرد و خشک در ۳۶ کیلومتری جنوب غرب سنندج به این عروسک «بووکه چووینه»(bokâ cuwina) گویند و آن عروسک چوبی را در گهواره‌ای گذاشته و می‌چرخانند. این دختران هنگام چرخاندن عروسک در کوچه‌ها اشعاری را آوازوار و آهنگین و به صورت دسته‌جمعی می‌خوانند.[۱۴۹]

از جمله اعیادی که در تمامی کشورهای اسلامی و نیز در ایران برگزار می‌شود، اعیاد اسلامی است. کردها برای رسوم و اعیاد مذهبی مانند عید قربان، عید فطر و به خصوص میلاد محمد ارزش بسیاری قائلند. در دو عید فطر و قربان مردم با اقامه نماز مخصوص عید در حالی که لباس نو به تن دارند به دید و بازدید یکدیگر می‌روند. علاوه بر این، جشن عید مبعث پیامبر اسلام از شکوه ویژه‌ای برخوردار است. این جشن در ماه رجب که سراسر سرور و شادی است برگزار می‌شود. در این مراسم غذاهای نذری از جمله نوعی آش مخصوص طبخ می‌شود و در میان مردم تقسیم می‌گردد و همراه با آن مراسم ذکر دراویش و نواختن دف و خواندن اذکار مخصوص شامل مولودی خوانی، حمد و ستایش پیامبر اسلام و نیایش به درگاه خداوند نیز اجرا می‌شود. البته مولودی‌خوانی در ماه‌های دیگر سال، نیز جز ماه‌های محرم و صفر برگزار می‌شود.[۱۵۰]

مناطق کردنشین ایران

پراکنش مردم کرد در ایران بر اساس استان‌ها

نواحی کُردنشین ایران شامل: قسمت عمده‌ای از استان آذربایجان غربی از ناحیه ماکو شروع می‌شود و با دربرگرفتن بخش‌های مرکزی (شهرهایی مانند ارومیه و سلماس) و غربی استان و برخی از شهرهای جنوب آذربایجان غربی، شامل دیگر استان‌های غرب ایران یعنی بیشتر مناطق استان کردستان ( اردلان )، کرمانشاه و ایلام و بخش‌هایی از استان همدان می‌شود؛ و در قسمت جنوبی دریاچه ارومیه، شهرستان‌های اشنویه، مهاباد، بوکان، پیرانشهر، سردشت، بخش‌هایی از نقده، تکاب و شاهین‌دژ کردنشین هستند. نیمی از جمعیت استان خراسان شمالی نیز کرد هستند.[۱۵۱][۱۵۲] در سایر استان‌ها نیز به خصوص خراسان رضوی، گیلان، البرز، تهران ، مازندران و اردبیل اقلیت کرد وجود دارد. در استان یزد شهر ابرکوه روستا مهرآباد یک اقلیت ۵۰۰۰نفری کرد وجود دارد. شهر کرمانشاه پرجمعیت‌ترین شهر کردنشین ایران است[۱۵۳] این شهر در قرن یازده میلادی که تمام بخش‌های کردستان قسمتی از حکومت سلجوقی بود به عنوان مرکز کردستان شناخته می‌شد.[۹] درآمیختگی و همزیستی کردهای ارومیه و مناطق شمالی تر با همسایگان ترک سبب شده که بسیاری از عناصر فرهنگ کردی گروه‌های قومی کُرد، از جمله زبان، جایش را به زبان و فرهنگ ترک بدهد؛ از این‌رو ایوانف شناسایی هویت کردهای کرمانج ایران را مشکل دانسته‌است و آن‌ها را ترک‌زبانانی می‌داند که رفته رفته هویت کردی را از دست می‌دهند.[۳۹]

ژنتیک و تبار

کردها از قوم‌های مورد توجه آریایی‌گران بوده‌اند. باور عمومی نزد آریایی‌گران این بوده‌است که چون کردها مردمانی کوه‌زی بوده‌اند، نسبت به خویشاوندان دشتی/شهری خود از اختلاط با نژادهای دیگر دور بوده‌اند. در دهه‌های پیش از جنگ جهانی دوم که نظریه‌های نژاد برتر و آریاییگری خصوصاً از نوع موبورِ اروپای شمالی شیوع داشت، کردهای مناطق کوهستانی را بر اساس نظریهٔ گهوارهٔ اروپای شمالی آریایی‌ها در زمرهٔ آریایی‌های بلند قامت، موبور و چشم آبی (Homo europeus nordicus) طبقه‌بندی کردند. فون لوشن به همانندی زیست‌بوم کردها و فرمانروایان هندو-ایرانی میتانی در ۳۵۰۰ سال پیش از این اشاره کرده‌است.[۱۵۴]

قائل شدن ریشهٔ ایرانی و به تبع آن هندواروپایی برای کردان، از لحاظ تاریخی بدین سبب بوده‌است که کردی از زبان‌های ایرانی است. پس فرضیهٔ ایرانی‌تبار بودن کردان با توجه به قراین زبان‌شناختی بوده‌است و نه ژن‌شناختی.[۱۵۵]

پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، به‌ویژه با نظر در دی‌ان‌آی این مردمان، تصویر پیچیده‌تری از واقعیت ترسیم کرده‌اند. طبق یکی از پژوهش‌ها، قدیم‌ترین نیاکان کردان از اخلاف بومیان اولیه هلال خصیب در عصر نوسنگی بوده‌اند. جایگاه جغرافیایی ایشان بیرون ایران امروزی جایی در شمال غربی آن می‌بود. ایرانی‌زبان شدن این بومیان چند هزاره سپس‌تر، در پی درآمدن چندین موج نخبگان جنگاور ایرانی‌زبان از آسیای میانه به سرزمین‌های ایشان بوده‌است.[۱۵۵]

از جمله نتایج جالبی که از مطالعات ژن‌شناختی گرفته‌اند در بررسی ژنتیکی بخشی از مردم خاورمیانه است. برای نمونه اظهار شده‌است که یهودیان به کردان، ترک‌ها و ارمنی‌ها نزدیک‌ترند تا به همسایگان عرب خود.[۱۵۶]

از سوی دیگر یک مطالعه ژنتیکی بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی اقوام ایرانی نشان داده که بیشتر کردهای ایران به هاپلوگروپ HV تعلق دارند. هاپلوگروپ J با ۲۰ درصد و U7 با ۸ درصد در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند که هر سه آن‌ها از هاپلوگروپ‌های مخصوص اورآسیای غربی هستند. مقایسه دوبدوی نوکلئوتیدهای تغییریافته نشان داد که کردها بیشترین شباهت در الگوی دی‌ای‌ای میتوکندریایی (نسب مادری) را به گیلک‌ها و بیشترین تفاوت را با بلوچ‌ها دارند.[۱۵۷]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ The Kurds: culture and language rights (Kerim Yildiz, Georgina Fryer, Kurdish Human Rights Project; 2004): 18% of Turkey, 20% of Iraq, 8% of Iran, 9.6%+ of Syria; plus 3.5–4 million in neighboring countries and the diaspora
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Sandra Mackey , “The reckoning: Iraq and the legacy of Saddam”, W.W. Norton and Company, 2002. Excerpt from pg 350: “As much as 25% of Turkey is Kurdish. ”
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ CIA - The World Factbook: 30million in Turkey (18%[۱], ۶٫۵–۷.2 million in Iraq(15-20%)[۲], 12 million in Iran(10%)[۳] (all for 2012), plus several million in Syria, neighboring countries, and the diaspora
  4. Kürtlerin nüfusu 11 milyonda İstanbul"da 2 milyon Kürt yaşıyor - Radikal Dizi. Radikal.com.tr. Retrieved on 2013-07-12.
  5. Studying the Kurds in Syria: Challenges and Opportunities | Lowe | Syrian Studies Association Bulletin. Ojcs.siue.edu. Retrieved on 2013-07-12.
  6. Henriques, John L. "Syria: issues and historical background". Nova Science Publishers,. 
  7. Gul, Zana Khasraw (22 July 2013). "Where are the Syrian Kurds heading amidst the civil war in Syria?". Open Democracy. Retrieved 4 November 2013. 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ ۸٫۷ The cultural situation of the Kurds, A report by Lord Russell-Johnston, Council of Europe, July 2006.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Ismet Chériff Vanly, “The Kurds in the Soviet Union”, in: Philip G. Kreyenbroek & S. Sperl (eds.), The Kurds: A Contemporary Overview (London: Routledge, 1992). pg 164: Table based on 1990 estimates: Azerbaijan (180,000), Armenia (50,000), Georgia (40,000), Kazakhistan (30,000), Kyrghizistan (20,000), Uzbekistan (10,000), Tajikistan (3,000), Turkmenistan (50,000), Siberia (35,000), Krasnodar (20,000), Other (12,000), Total 450,000
  10. "Всероссийская перепись населения 2010 г. Национальный состав населения Российской Федерации". Demoscope. Demoscope. Retrieved 4 July 2012. 
  11. "Information from the 2011 Armenian National Census" (PDF). Republic of Armenia. Retrieved 7 August 2013. 
  12. "The Human Rights situation of the Yezidi minority in the Transcaucasus" (PDF). United Nations High Commissioner for Refugees. United Nations High Commissioner for Refugees. p. 18. 
  13. "Kurdish Jewish Community in Israel". Jcjcr.org. Retrieved 2013-04-11. 
  14. "QS211EW - Ethnic group (detailed)". nomis. Office for National Statistics. Retrieved 3 August 2013. 
  15. "Ethnic Group - Full Detail_QS201NI". Retrieved 4 September 2013. 
  16. "Scotland's Census 2011 - National Records of Scotland, Language used at home other than English (detailed)" (PDF). Scotland Census. Scotland Census. Retrieved 29 September 2013. 
  17. "Table 4.1.1 Population by individual ethnic groups" (PDF). Government of Kazakhstan. stat.kz. Retrieved 28 July 2012. 
  18. Mahmoud A. Al-Khatib and Mohammed N. Al-Ali. "Language and Cultural Shift Among the Kurds of Jordan" (PDF). p. 12. Retrieved 10 November 2012. 
  19. "The Kurdish Diaspora". Institut Kurde De Paris. Retrieved 23 October 2011. 
  20. Andersen, Ole Stig (11 July 2004). "Kurdisk". olestig.dk. Retrieved 6 March 2013. 
  21. "2006-2010 American Community Survey Selected Population Tables". Government of the United States of America. Government of the United States of America. Retrieved 5 August 2013. 
  22. "4.1. Number of resident population by selected nationality" (PDF). Government of Kyrgyzstan. United Nations. Retrieved 9 July 2012. 
  23. "Население Кыргызстана" (in Russian). 
  24. "2011 National Household Survey: Data tables". Statistics of Canada. Statistics of Canada. Retrieved 19 January 2013. 
  25. "Language according to age and sex by region 1990 - 2011". Statistics Finland. Statistics Finland. Retrieved 19 January 2013. 
  26. Bois, Th. ; Minorsky, V. ; Bois, Th. ; Bois, Th. ; MacKenzie, D.N. ; Bois, Th. "Kurds, Kurdistan." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2009. Brill Online. <http://www.brillonline.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0544> Excerpt 1:"The Kurds, an Iranian people of the Near East, live at the junction of more or less laicised Turkey"
    • Michael G. Morony, "Iraq After the Muslim Conquest", Gorgias Press LLC, 2005. pg 265: "Kurds were the only smaller ethnic group native to Iraq. As with the Persians, their presence along the northeastern edge of Iraq was merely an extension of their presence in Western Iran. All of the non-Persian, tribal, pastoral, Iranian groups in the foothills and the mountains of the Zagros range along the eastern fringes of Iraq were called Kurds at that time."
  27. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009: "The ancient history of the Kurds, as in case of many other Iranian ethnic groups (Baluchis, etc.), can be reconstructed but in a very tentative and abstract form"
  28. Michael G. Morony, "Iraq After the Muslim Conquest", Gorgias Press LLC, 2005. pg 265: "Kurds were only small ethnic group native to Iraq. As with the Persians, their presence along the northeastern edge of Iraq was merely an extension of their presence in Western Iran. All of the non-Persian, tribal, pastoral, Iranian groups in the foothills and the mountains of the Zagros range along the eastern fringes of Iraq were called Kurd at that time.
  29. E. J. van Donzel, "Islamic desk reference ", BRILL, 1994. ISBN 9004097384. pg 222: "Kurds/Kurdistan: the Kurds are an Iranian people who live mainly at the junction of more or less laicised Turkey, Shi'i Iran Arab Sunni Iraq and North Syria and the former Soviet Transcaucasia. Several dynasties, such as the Marwanids of Diyarbakir, the Ayyubids, the Shaddadis and possibly the Safawids, as well as prominent personalities, were of Kurdish origin.
  30. John Limbert, The Origins and Appearance of the Kurds in Pre-Islamic Iran, Iranian Studies, Vol.1, No.2, Spring 1968, pp.41-51. p.41: "In these last areas, the historic road from Baghdad to Hamadan and beyond divides the Kurds from their Iranian cousins, the Lurs."
  31. RUSSELL, JR 1990 «Pre-Christian Armenian Religion*, dans Aufstieg und Nieder- gang der Romischen Welt, II, 18.4, p. 2679-2692, Berlin-New York, 1990. , pg 2691: "A study of the pre-Islamic religion of the Kurds, an Iranian people who inhabited southern parts of Armenia from ancient times to present, has yet to be written"
  32. Discoveries from Kurdish Looms by Robert D. Biggs, Mary and Leigh Block Gallery, Northwestern University, 1983, p.9 "Ethnically+the+Kurds+are+an+Iranian+people"&dq="Ethnically+the+Kurds+are+an+Iranian+people"&hl=en&sa=X&ei=QitmT8WFEKOciQL21ISjDw&ved=0CDAQ6AEwAA "Ethnically the Kurds are an Iranian people"
  33. کرد و پراکندگی او در گسترهٔ ایران‌زمین، ح. بهتویی، تهران، ۱۳۷۷.
  34. ساجدی، امیر، امجدیان، فرامرز: تأثیر فدرالیسم کردستان عراق بر هنجارهای سیاسی و قومیتیِ کردهای ایران. نشریهٔ دانشنامه، بهار ۱۳۹۰، دوره‌ی…؟ شمارهٔ ۸۰ (علوم سیاسی). صص ۵۷–۸۰.
  35. * کرد و پراکندگی او در گسترهٔ ایران‌زمین. ح. بهتویی. تهران، ۱۳۷۷.
  36. «KURDISH TRIBES». دانشنامهٔ ایرانیکا، ۱۶ ژوئن ۲۰۰۴. بازبینی‌شده در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۵. 
  37. ایران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۱۰، تهران، ۱۳۸۰
  38. آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد و کردهای قم. قم: پرسمان، ۱۳۸۲
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ۳۹٫۲ واسیلی نیکیتین. کرد و کردستان، ترجمهٔ محمد قاضی. نشر درایت، ۱۳۶۳، صص ۴۲–۵۱.
  40. CIA - The World Factbook
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ Joshua Project - Great Commission Status of the Kurd People Cluster
  42. مرکز آمار ایران. دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری. جمعیت و متوسط رشد سالانه: آبان ۱۳۸۵.
  43. مرکز آمار ایران. دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری. خانوار و جمعیت استان‌ها برحسب ساکن و غیرساکن: آبان ۱۳۸۵.
  44. "Kurdish". Ethnologue. 
  45. محمد معین. فرهنگ فارسی (متوسط) (شش‌جلدی). تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۲
  46. احسان یارشاطر: «زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی». مقدمهٔ لغت‌نامه‌ی دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی. دکتر حشمت الله طبیبی. تهران: دانشگاه تهران، آذر ۱۳۷۱
  48. هادی محمودی. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی پاوه پرس. 1396/05/07. 
  49. «هورامان سرزمین اهورا». هورامان سرزمین اهورا، 1396/05/08. 
  50. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه فردوسی. تهران: گویا، 1396. 
  51. هادی محمودی. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس. 1396/05/08. 
  52. «هورامان سرزمین اهورا». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه، 1396/05/08. 
  53. فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه فردوسی. تهران: گویا، 1396. 
  54. هادی محمودی. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس. ۱۹/۱۱/۱۳۹۶. 
  55. هادی محمودی. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  56. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/19. 
  57. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  58. مشایخی (فرهاد)، رضا. کوروش نامه؛ گزنفون. ش‍رک‍ت ان‍ت‍ش‍ارات ع‍ل‍می و ف‍ره‍ن‍گی، ۱۳۹۲. 
  59. هادی محمودی. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی پاوه پرس. ۱۹/۱۱/۱۳۹۶. 
  60. هادی محمودی. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  61. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/19. 
  62. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  63. بدلیسی، شرف الدین. شرفنامه یا تاریخ مفصّل کُردستان؛. تهران: محمد عباسی افست، ۱۳۴۳. 
  64. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp. 1–58, 2009: "Generally, the etymons and primary meanings of tribal names or ethnonyms, as well as place names, are often irrecoverable; Kurd is also an obscurity"
  65. G. S. Reynolds, A Reflection on Two Qurʾānic Words (Iblīs and Jūdī), with Attention to the Theories of A. Mingana, Journal of the American Oriental Society, Vol. 124, No. 4 (October –December , 2004), pp. 675–689. (see p.683, 684 & 687)
  66. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp. 1–58, 2009: "Evidently, the most reasonable explanation of this ethnonym must be sought for in its possible connections with the Cyrtii (Cyrtaei) of the Classical authors."
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ ۶۷٫۳ قرشی، امان‌الله. ایران‌نامک: نگرشی نو به تاریخ و نام ایران، تهران: هرمس، چاپ سوم: ۱۳۸۹؛ ص ۲۵۴.
  68. N. Maxoudian, Early Armenia as an Empire: The Career of Tigranes III, 95–55 BC, Journal of The Royal Central Asian Society, Vol. 39, Issue 2, April 1952 , pp. 156–163.
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ A.D. Lee, The Role of Hostages in Roman Diplomacy with Sasanian Persia, Historia: Zeitschrift für Alte Geschichte, Vol. 40, No. 3 (1991), pp. 366–374 (see p.371)
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ J. den Boeft, Philological and historical commentary on Ammianus Marcellinus XXIII, 299 pp. , Bouma Publishers, 1998. (see p.44)
  71. J. F. Matthews, Political life and culture in late Roman society, 304 pp. , 1985
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ George Henry Townsend, A manual of dates: a dictionary of reference to the most important events in the history of mankind to be found in authentic records, 1116 pp. , Warne, 1867. (see p.556)
  73. F. Stark, Rome on the Euphrates: the story of a frontier, 481 pp. , 1966. (see p.342)
  74. . http://books.google.com.tr/books?id=kzrFOhXDp5wC&pg=PA123&dq=kurds+guti&hl=tr&sa=X&ei=OhWyUaaOKZKyhAfh44CgDw&ved=0CFgQ6AEwBQ#v=onepage&q=kurds%20guti&f=false. 
  75. «Encyclopedia of the peaple in africa and the middle east». 
  76. . http://books.google.com.tr/books?id=kzrFOhXDp5wC&pg=PA123&dq=kurds+guti&hl=tr&sa=X&ei=OhWyUaaOKZKyhAfh44CgDw&ved=0CFgQ6AEwBQ#v=onepage&q=kurds%20guti&f=false. 
  77. «Encyclopedia of the peaple in africa and the middle east». 
  78. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009. Excerpt 1: ""Generally, the etymons and primary meanings of tribal names or ethnonyms, as well as place names, are often irrecoverable; Kurd is also an obscurity" " Excerpt 2: "It is clear that kurt in all the contexts has a distinct social sense, “nomad, tent-dweller”. It could equally be an attribute for any Iranian ethnic group having similar characteristics. To look for a particular ethnic sense here would be a futile exercise." pg 24: "The Pahlavi materials clearly show that kurd in pre-Islamic Iran was a social label, still a long way off from becoming an ethnonym or a term denoting a distinct group of people."[۴]
  79. قرشی، امان‌الله. ایران‌نامک: نگرشی نو به تاریخ و نام ایران، تهران: هرمس، چاپ سوم: ۱۳۸۹؛ ص ۹-۲۳۸.
  80. (2) MacKenzie, D. N.: The Origins of Kurdish, in: Transactions of the Philological Society, 1961, 69
  81. MacKenize, ibid
  82. Minorsky, V.: Kurds, Anthropology, Sociology and Ethnography; in: The Encyclopaedia of Islam, vol. V, Leiden 1927,1150
  83. https://cheshmandaz.org/2016/11/29/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7/
  84. َJavadi, Abbas, Ibid
  85. Javadi, Abbas, Ibid
  86. پاوه‌پرس: هورامی‌ها و ریشه‌های مردمان‌اش، نوشتۀ‌ هادی محمودی، نوشته‌شده در ۱۹ بهمن ۱۳۹۶؛ بازدید در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷.
  87. محمد بن جریر طبری، ابوالقاسم حالت تاریخ طبری، ابوالقاسم حالت، ج۱۱، ص۴۹۷۷
  88. N. Maxoudian, Early Armenia as an Empire: The Career of Tigranes III, 95–55 BC, Journal of The Royal Central Asian Society, Vol. 39, Issue 2, April 1952، pp. 156–163.
  89. J. F. Matthews, Political life and culture in late Roman society, 304 pp. ، 1985
  90. F. Stark, Rome on the Euphrates: the story of a frontier, 481 pp. ، 1966. (see p.342)
  91. http://www.encyclopedia.com/topic/Kurds.aspx#4
  92. Rawlinson, George, The Seven Great Monarchies Of The Ancient Eastern World, Vol 7, 1871. (copy at Project Gutenberg)
  93. Orbis Latinus, University of Columbia.
  94. Kurds. The Columbia Encyclopedia, Sixth Edition. 2001-07
  95. Revue des études arméniennes, vol.21, 1988-1989, p.281, By Société des études armeniennes, Fundação Calouste Gulbenkian, Published by Imprimerie nationale, P. Geuthner, 1989.
  96. M.Th. Houtsma, E.J. Brill's first encyclopaedia of Islam, 1913-1936, ISBN: 90-04-08265-4, see p.1133
  97. M. Chahin, Before the Greeks, p. 109, James Clarke & Co., 1996, ISBN 0-7188-2950-6
  98. ایرج افشار سیستانی، تاریخ تمدن اقوام آریایی،انتشارات نگارستان، چاپ اول، زمستان1387
  99. ۹۹٫۰ ۹۹٫۱ ایرانشهر-جلد اول ۱۳۴۲- یونسکو- کمیسیون ملی یونسکو در ا یران ص۹۷
  100. لسترنج، سرزمینهای خلافت شرقی، ص208
  101. سیسیل جی ادموندز: کردها، ترک‌ها، عرب‌ها ص ۱۳، ترجمهٔ ابراهیم یونسی
  102. Richard Frye,"The Golden age of Persia", Phoneix Press, 1975. Second Impression December 2003. pp 111: "Tribes always have been a feature of Persian history, but the sources are extremly scant in reference to them since they did not 'make' history. The general designation 'Kurd' is found in many Arabic sources, as well as in Pahlavi book on the deeds of Ardashir the first Sassanian ruler, for all nomads no matter whether they were linguistically connected to the Kurds of today or not. The population of Luristan, for example, was considered to be Kurdish, as were tribes in Kuhistan and Baluchis in Kirman"
  103. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009. It seems, the social aspect of the term Kurd was prevalent even in the times of Sharaf Khan (16th century), who used the 􀀖􀀆yefe-ye akr􀀆d (“race of Kurds”) to imply ethnic groups of different kinds but with similar lifestyles and social and economic setups. The Kurds, according to him, “are of four kinds (qism), and their language(s) and habits are different from each other: first, the Kurm􀀆n􀀊; second, the Lur; third, the Kalhor; [and] fourth, the G􀀉r􀀆n” (Scheref 1862: 13). One thing, however, is certain: the process of the evolution of this social term into an ethnonym took, no doubt, a long time-span (see Graph 1), going through different peripeteia of semantic crystallisation and choice of the relevant denotatum or referent [۵]
  104. Martin van Bruinessen. "The ethnic identity of the Kurds", in: Ethnic groups in the Republic of Turkey, compiled and edited by Peter Alford Andrews with Rüdiger Benninghaus [=Beihefte zum Tübinger Atlas des Vorderen Orients, Reihe B, Nr.60]. Wiesbaden: Dr. Ludwich Reichert, 1989, pp. 613-21. The ruler of the autonomous Kurdish emirate of Bitlis, Sharaf al-Din Khan, composed a history of the Kurds, Sharafnama (1005/1596), in which he compiled detailed information on Kurdish dynasties of the past and all tribes of his day. He included Sunnis and Yezidis as well as Alevi Kurds, and the speakers of Zaza as well as of Kurmanji dialects, and even such groups that would not be considered as Kurds today, such as the Lor and Bahtiyari in Iran. Both authors paid little attention to the lower strata of society; where they spoke of Kurds they seemed to mean the ruling families and their tribal followers only. Not all tribesmen, it should be stressed, were pastoral nomads or transhumants. There were also sedentary tribesmen, who were free cultivators or had become townsmen. [۶]
  105. V. Minorsky, "The Guran" , BSOAS, University of London, Vol. 11, No. 1 (1943 pp 75-103 This enumeration gives a clear idea of the main groups of the Iranian mountaineers, but only the Kurmanj, and possibly the Kalhur, come under the heading Kurd, whereas the Lur and the Guran stand apart, both for linguistic and ethnological reasons.
  106. تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاه و السلام نویسنده:حمزه اصفهانی، حمزه بن حسن. ناشر: منشورات دار مکتبه الحیاه. متن: «کانت الفرس تسمی الدیلم الاکراد طبرستان کما کانت تسمی العرب اکراد سورستان»
  107. عنوان کتاب: ترجمه کتاب معجم البلدان. نویسنده: یاقوت حموی بغدادی. ناشر: سازمان میراث فرهنگی کشور. تعداد جلد: 2 جلد. زبان: فارسی
  108. Wladimir Iwanov:"The term Kurd in the middle ages was applied to all nomads of Iranian origin".(Wladimir Ivanon, "The Gabrdi dialect spoken by the Zoroastrians of Persia", Published by G. Bardim 1940. pg 42(
  109. David Mackenzie: "If we take a leap forward to the Arab conquest we find that the name Kurd has taken a new meaning becoming practically synonmous with 'nomad', if nothing more pejorative" D.N. Mackenzie, "The Origin of Kurdish", Transactions of Philological Society, 1961, pp 68-86
  110. Martin van Bruinessen, "The ethnic identity of the Kurds", in: Ethnic groups in the Republic of Turkey, compiled and edited by Peter Alford Andrews with Rüdiger Benninghaus [=Beihefte zum Tübinger Atlas des Vorderen Orients, Reihe B, Nr.60]. Wiesbaden: Dr. Ludwich Reichert, 1989, pp. 613-21. excerpt: "The ethnic label "Kurd" is first encountered in Arabic sources from the first centuries of the Islamic era; it seemed to refer to a specific variety of pastoral nomadism, and possibly to a set of political units, rather than to a linguistic group: once or twice, "Arabic Kurds" are mentioned. By the 10th century, the term appears to denote nomadic and/or transhumant groups speaking an Iranian language and mainly inhabiting the mountainous areas to the South of Lake Van and Lake Urmia, with some offshoots in the Caucasus...If there was a Kurdish speaking subjected peasantry at that time, the term was not yet used to include them."
  111. V. Minorsky, Encyclopedia of Islam: "We thus find that about the period of the Arab conquest a single ethnic term Kurd (plur. Akrād) was beginning to be applied to an amalgamation of Iranian or iranicised tribes. , "Kurds" in Encyclopaedia of Islam". Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. accessed 2007.
  112. Richard Frye,"The Golden age of Persia", Phoneix Press, 1975. Second Impression December 2003. pp 111: "Tribes always have been a feature of Persian history, but the sources are extremly scant in reference to them since they did not 'make' history. The general designation 'Kurd' is found in many Arabic sources, as well as in Pahlavi book on the deeds of Ardashir the first Sassanian ruler, for all nomads no matter whether they were linguistically connected to the Kurds of today or not. The population of Luristan, for example, was considered to be Kurdish, as were tribes in Kuhistan and Baluchis in Kirman"
  113. C. G. CERETI, "KĀR-NĀMAG Ī ARDAŠĪR Ī PĀBAGĀN" in Encycloapedia Iranica Kurds (a term that in pre-Islamic times designated the various nomadic lineages, rather than a specific ethnicity).
  114. واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، ص ۱۶۶
  115. G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009. It seems, the social aspect of the term Kurd was prevalent even in the times of Sharaf Khan (16th century), who used the 􀀖􀀆yefe-ye akr􀀆d (“race of Kurds”) to imply ethnic groups of different kinds but with similar lifestyles and social and economic setups. The Kurds, according to him, “are of four kinds (qism), and their language(s) and habits are different from each other: first, the Kurm􀀆n􀀊; second, the Lur; third, the Kalhor; [and] fourth, the G􀀉r􀀆n” (Scheref 1862: 13). One thing, however, is certain: the process of the evolution of this social term into an ethnonym took, no doubt, a long time-span (see Graph 1), going through different peripeteia of semantic crystallisation and choice of the relevant denotatum or referent [۷]
  116. هادی محمودی. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس. 1396/11/19. 
  117. هادی محمودی. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  118. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/18. 
  119. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  120. مردوخ کردستانی، آیت الله محمد. تاریخ کرد و کردستان جلد اول. تهران: کتاب‌خانه ملی تحت شماره 1593، 1353. 123. 
  121. هادی محمودی. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس. 1396/11/19. 
  122. هادی محمودی. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری تحلیلی سلام پاوه. 1396/11/18. 
  123. «هورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری هزار ماسوله، 1396/11/19. 
  124. «هُورامی‌ها و ریشه‌های مردمانش». پایگاه خبری نوریاو، 1396/11/18. 
  125. کشاورز، کریم. تاریخ ماد دیاکونوف. تهران: انتشارات بنگاه، ۱۳۴۵. 
  126. "Ludwig Paul, "Kurdish Language" in Encyclopaedia Iranica" http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i
  127. "Ludwig Paul, "Kurdish Language" in Encyclopaedia Iranica" http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i Any attempt to study or describe the history of the Kurdish (Kd.) language(s) faces the problem that, from Old and Middle Iranian times, no predecessors of the Kurdish language are yet known; the extant Kurdish texts may be traced back to no earlier than the 16th century CE
  128. Windfuhr, Gernot (1975), “Isoglosses: A Sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes”, Monumentum H.S. Nyberg II (Acta Iranica-5), Leiden: 457-471
  129. [۸]
  130. دا نشنامه کوچک <
  131. دکتر محرم رضایتی کیشه خاله. «مقایسة گویش کرمانجی رودباری با گویشهای کرمانجی خراسان». 
  132. وبگاه تخصصی زبانشناسی اتنولوگ. «زبان کردی». 
  133. دانشنامه ایرانیکا. http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i. 
  134. «ساخت ارگتیوو فروپاشی آن در گویش کرمانجی خراسان». دانشگاه فردوسی مشهد. 
  135. . Jagiellonian university. http://www.kurdishstudies.pl/files/Fritillaria%20Kurdica%2001.pdf. 
  136. محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط)، شش‌جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
  137. احسان یارشاطر: زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی: مقدمهٔ لغتنامهٔ دهخدا. تهران، ۱۳۳۷
  138. "Kurdish, Northern". Ethnologue. 
  139. "Kurdish, Central". Ethnologue. 
  140. "Kurdish, Southern", Ethnologue 
  141. Pavlenko, Aneta (2008). Multilingualism in post-Soviet countries. Bristol, UK: Multilingual Matters. pp. 18–22. ISBN 978-1-84769-087-6. 
  142. Kurdish politiican Zana sentenced to prison in Turkey : Middle East World
  143. «Learn About Kurdish Religion | The Kurdish Project»(en-US)‎. به کوشش The Kurdish Project. بازبینی‌شده در 2018-01-05. 
  144. آیت محمدی، سیری در تاریخ سیاسی کرد،انتشارات پرسمان،1382
  145. J.، Barkey, Henri. Turkey's Kurdish question. Lanham, Md.: Rowman & Littlefield Publishers، 1998. شابک ‎۹۷۸۰۵۸۵۱۷۷۷۳۱. 
  146. “Sufi Mystic Orders | KURDISTANICA.com”. www.kurdistanica.com. Retrieved 2018-01-05. 
  147. مقالهٔ مسیحیت در کردستان در دانشنامهٔ کردستانیکا
  148. مقالهٔ یهودیت در کردستان، نوشتهٔ دکتر م. ایزدی
  149. انسان‌شناسی و فرهنگ
  150. مهناز ظهیری نژاد. «فرهنگ و هویت ایرانیان کرد». پایگاه مجلات تخصصی نور. بازبینی‌شده در 30 ژوئیه 2015. 
  151. A. Manafy. The Kurdish Political Struggles in Iran, Iraq, and Turkey: A Critical Analysis (illustrated ed.). University Press of America, 2005. p. 6. ISBN 0-7618-3003-0, 9780761830030 Check |isbn= value: invalid character (help). 
  152. فرهنگستان زبان کردی
  153. "کرمانشاه؛ پرجمعیت‌ترین شهر کردنشین ایران". خبرگزاری مهر. 23 March 2012. 
  154. چایلد. آریایی‌ها. 1387. 227. 
  155. ۱۵۵٫۰ ۱۵۵٫۱ Hennerbichler, "The Origin of Kurds", Advances in Anthropology, Vol. 2, 2012, 64--79
  156. Nebel et al, "The Y Chromosome Pool of Jews as Part of the Generic Landscape of the Middle East," AJHG, Vol. 69, 2001, 1095--1112
  157. ژنوم میتوکندری ابزاری مؤثر در تعیین هویت، مجلهٔ پزشکی قانونی، دورهٔ ۱۴، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۷

منابع

  • منشا کرد نوشته فردیناند هنر بیشلر
  • آناباسیس نوشته گزنفون
  • شوق المستهام فی معرفه الاقلام نوشته ابن وحشی
  • تاریخ کرد و کردستان نوشته آیت الله مردوخ
  • تاریخ کرد و کردستان نوشته زکی بیگ
  • فقه اللغه ایرانی نوشته ای.ام.ارانسکی
  • الکرد فی المصادره القدیمیه نوشته جراردرایور
  • کرد و کردستان نوشته دکتر ادریسیان