وجود خدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


مسئلهٔ وجود خداوند همواره به عنوان یکی از سرفصل‌های مهم کاوش‌های فلسفی مطرح بوده‌است، و در طول تاریخ، فلاسفهٔ متعلق به مشرب‌های فکری مختلف، به بیان و سنجش استدلال‌هایی له یا علیه وجود خدا پرداخته‌اند.[۱][۲]

معنای عبارت «خداوند وجود دارد»[ویرایش]

از گزارهٔ «خداوند وجود دارد» معانی متفاوتی ارائه شده‌است:

  • خداوند دارای کیفیتی به نام وجود است. (تلقی سنتی)
  • خداوند تنها حقیقت دارای وجود است و همهٔ موجودات از وجود او رسته‌اند. (تلقی ملاصدرا)[۳]
  • چیزی وجود دارد که مصداقی برای تعریف خداوند باشد. (تلقی راسل)

رویکردها در پاسخ به پرسش از وجود خدا[ویرایش]

بر پایهٔ اینکه «خداوند وجود دارد» به چه معنا باشد، می‌توانیم این پاسخ‌ها را انتظار داشته باشیم:

  • خداوند وجود دارد، چون خدا کامل مطلق یا واجب الوجود است. (تلقی آنسلم و آقامحمدرضا قمشه‌ای)
  • خداوند وجود دارد، چون این ممکن موجود است. (تلقی ابن سینا)
  • خداوند وجود دارد، چون اصل وجود موجود است. (تلقی ملاصدرا)[۴]
  • خداوند وجود ندارد، چون مصداق تعریف خداوند شناخته نمی‌شود. (تلقی راسل)

اثبات وجود خدا در اندیشه فیلسوفان[ویرایش]

فیلسوفان دین به یکی از چهار گروه زیر تقسیم می‌شوند:

  1. فیلسوفانی که معتقدند برهانی خردپسند برای وجود خدا، وجود دارد؛
  2. فیلسوفانی که معتقدند وجود خدا اثبات نشده‌است، گرچه امکان آن به کلی منتفی نیست؛
  3. فیلسوفانی که معتقدند وجود خداوند اثبات ناشدنی است.
  4. فیلسوفانی که معتقدند عدم وجود خدا قابل اثبات است.

گروه اول باید حداقل یک برهان معتبر ارائه دهند. گروه دوم باید نشان دهند که تمام براهینی که تاکنون ارائه شده خدشه دارند. گروه سوم باید اولآ نشان دهند که تمام براهینی که تاکنون ارائه شده خدشه دارند، و ثانیآ اثبات کنند که اثبات وجود خداوند با مفهوم خدا تناقض آمیز است، همچنان که دایرهٔ مربع تناقض آمیز است.

بر این اساس گروه دوم و سوم هر دو باید تمام ادله اثبات خدا را رد کنند؛ اما:

.. گروه سوم باید ادله اثبات خدا را بر اساس حصر عقلی دسته بندی کرده و تناقض را در هر دسته نشان دهند، کما اینکه گروه دوم می‌توانند با حصر استقرایی این کار را انجام دهند.[۵]

از طرف دیگر گروه چهارم، با رد تمام دلایل نیز نمی‌توانند اعتقاد به وجود خدا را مردود شمارند، بلکه باید برای نفی وجود او دلیل اقامه کنند.[۶]

آیا وجود خدا بدیهی و بی نیاز از اثبات است؟[ویرایش]

معمولاً نظر متکلمان مسلمان این بوده‌است که وجود خدا بدیهی است، از نظر بسیاری از فلاسفهٔ خداباور همچون آکویناس وجود خدا بدیهی نیست و نیاز به اثبات دارد و مسلماً از نظر فلاسفه ندانم‌گرا و بی‌خدا وجود خدا بدیهی نیست.

از سویی دیگر، برخی از فلاسفه خداباور مانند ابن سینا و ملاصدرا ضمن اذعان به بداهت وجود خدا، به دفاع از براهین اثبات وجود خدا پرداختند و آن را مایهٔ تنبه و توجه بیشتر به این امر بدیهی دانستند.

براهین خداباورانه[ویرایش]

فهرست کامل براهین اثبات خدا را اینجا ببینید

تقسیم بندی‌ها[ویرایش]

برهان‌های اثبات وجود خدا در آیین‌ها و مذهب‌ها و مکتب‌ها بسیار موردتوجه بوده‌اند و در طول تاریخ برهان‌های زیادی در اثبات وجود خدا ارائه شده‌است. بیشتر این برهان‌ها در هر دین، کمابیش با برهان‌های دین‌های دیگر اشتراکاتی داشته‌اند.

تقسیم بندی جان هیک[ویرایش]

جان هیک، راه‌های اثبات وجود خدا را به دو گروه تقسیم می‌نماید:

  1. براهین پیشینی: مستقل از تجربه، که اگر صحیح و تام باشند، ما را به قطعیتی همچون قطعیت قضایای ریاضی خواهند رساند.
  2. براهین پسینی: یا براهین تجربی.

هیک همچنین براهین پسینی را به دو دسته تقسیم می‌کند:

  • براهینی که مدعی استدلال قریب به یقین یا برهانهای دندان شکن هستند.
  • براهینی که صرفاً درصددند ما را قانع کنند که خداباوری محتمل‌ترین توضیح درباره جهان است.[۷]

در تقسیم بندی نسبتاً مشابهی، برخی حکمای مسلمان از دو روش لمّی(براهین پیشینی) و انّی(پسینی) سخن به میان می‌آورند، و سپس براهین انّی را به دو گروه تقسیم می‌کنند:

  • شبه انی: از یک ملازم به ملازم دیگر پی برده می‌شود.
  • انی واقعی: مخلوقات، واسطه اثبات وجود خدا هستند.[۸][۹]

تقسیم بندی مرتضی مطهری[ویرایش]

مرتضی مطهری، چنین تقسیم بندی از براهین اثبات خدا ارائه می‌دهد:

  1. براهینی که مستقیماً به اثبات وجود خدا نمی‌پردازند، بلکه به اثبات وجود فطرتی خدایی می‌پردازند: برهان فطرت.
  2. براهینی که مستقیماً به اثبات وجود خدا می‌پردازند:
    1. بر وجود شیء خارجی تکیه نمی‌کنند بلکه از مفهوم و تعریف خدا، خدا را اثبات می‌کنند: برهان آنسلمی.
    2. بر وجود شی‌ای در خارج تکیه می‌کنند:
      1. با تکیه بر چیزی غیر از خدا، خدا را اثبات می‌کنند: برهان نظم، علیت و امکان و وجوب.
      2. وجود خدا را با خود خدا اثبات می‌کنند: برهان صدیقین.[۱۰]

تقسیم بندی جوادی آملی[ویرایش]

اما عبدالله جوادی آملی، علاوه بر ذکر تقسیم بندی لمّی و انّی، از نگاهی دیگر نیز به موضوع می‌پردازد، و تاکید می‌کند که بسیاری از براهینی که برای اثبات خدا ارائه شده‌اند، اصلاً برهان نیستند و نه تنها خداناباوران، بلکه خداباوران نیز منتقد آنها هستند. به تصریح وی:

  1. برخی براهینی که برای اثبات واجب اقامه می‌شوند، معیوب بوده و فاقد شرایط افاده یقین می‌باشند؛ این دسته فساد درونی دارند و در حقیقت برهان نیستند.
  2. دسته دوم براهینی که معیوب نیستند و در حقیقت برهان می‌باشند، لیکن ناقص هستند؛ مانند برهان حرکت یا برهان حدوث.
  3. براهینی که صحیح و کامل هستند؛ مانند برهان صدیقین.[۱۱]

ذکر چند استدلال نمونه[ویرایش]

براهین مبتنی بر نظم
نوشتار اصلی: برهان نظم

در عالم نظمی وجود دارد که کوچکترین خللی به آن، منجر به نابودی آن می‌شود. چه چیزی باعث شکافته شدن دانه می‌شود؟

براهین علی
نوشتار اصلی: برهان علیت

در جهان سلسله‌ای از روابط علت و معلولی وجود دارد و چون دور و تسلسل محال است باید این سلسله به علت العلل ختم شود.

برهان امکان
نوشتار اصلی: برهان امکان و وجوب

برهان امکان و وجوب از استوارترین برهان‌های اثبات وجود خدا است و در میان فلاسفهٔ اسلامی جایگاه بلندی دارد. خلاصه برهان به تقریر طوسی: «اگر موجود (که در تحقق آن شک نیست) واجب‌الوجود بالذات باشد، مطلوب ما ثابت است، و اگر چنین نباشد، مستلزم وجود واجب بالذات است، تا دور و تسلسل لازم نیاید.»[۱۲]

در حدیثی از امام ششم شیعیان با این تقریر آمده:

چیزی که نبود، و موجود شده‌است، یا خودش خود را موجود کرده، یا غیر او. اگر خودش خود را موجود کرده باشد، یا در هنگامی که موجود بوده سبب وجود خود شده‌است، یا هنگامی که نبوده. در صورت اول، وجود بخشیدن به موجود، محال است. و در صورت دوم باید معدوم، علت وجود شود، و آن هم محال است. و اگر غیر او، او را به وجود آورده، اگر غیر آن مانند آن چیز نبوده و موجود شده، حکم او حکم همان چیز است.[۱۳]

و با اثبات محال بودن تسلسل علل، سلسله باید به واجب‌الوجودی ختم شود که از واجب‌الوجود بودن آن سایر صفات اثبات خواهد شد.

براهین خداناباورانه[ویرایش]

فهرست کامل براهین خداناباورانه را اینجا ببینید

گروهی از این براهین درصددند وجود خدا را با مشاهدات ما از جهان ناهمخوان نشان دهند؛ برخی نیز خدا را موجودی خود-متناقض می‌خوانند.

براهین استقرایی[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: برهان شر، برهان اختفای الهی، برهان طراحی ضعیف، و برهان وحی‌های متناقض

براهین خداناباورانه استقرایی یا تجربی یا براهین مبتنی بر شواهد (به انگلیسی: Empirical arguments)(ترجمه نادرست:براهین شهودی)؛ درصددند وجود خدا را با مشاهدات ما از جهان ناهمخوان نشان دهند. یکی از قدیمی‌ترین براهین اقامه شده در باب رد خدا، برهان شر است که نخستین صورت فلسفی آن را اپیکورس مطرح نمود، و بعدها کسانی چون هیوم، نیچه و برایان مگی، به بسط و تدقیق آن همت گماشتند. از برهان شر غالبآ به عنوان جدی‌ترین و خطیرترین ایراد به فرضیه وجود خدا یاد می‌شود.[۱۴] از موارد مشابه می‌توان برهان اختفای الهی را نام برد. دو برهان یادشده به ترتیب مسئله شر و مسئلهٔ اختفای الهی را در تضاد با وجود خدای قادر مطلق، عادل و خیرخواه می‌دانند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا میان این مشاهدات ما از جهان و فرضیهٔ خدا می‌توان جمع بست؟

موارد دیگری را نیز می‌توان کم و بیش در این حوزه دانست، همچون برهان طراحی ضعیف و برهان وحی‌های متناقض.

بی نیازی از اقامه برهان[ویرایش]

نوشتارهای اصلی: قوری چای راسل، اژدها در گاراژ من، هیولای اسپاگتی پرنده، و اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی


اما در دورهٔ معاصر، برخی فلاسفه خداناباور چون برتراند راسل ارائه برهان در اثبات عدم وجود خدا را اصولآ ناممکن دانستند، و اشیای موهومی را مثال آوردند که رد کردنشان ممکن نیست، اما این ردناپذیری باعث نمی‌شود که باور به وجودشان موجه باشد. راسل در مقام تمثیل از اصطلاح قوری چای سماوی بهره جست. با استقبال از مفهوم قوری آسمانی، اژدها در گاراژ من توسط کارل سیگن[۱۵]، و هیولای اسپاگتی پرنده به وسیله بابی هندرسون مطرح شدند.

اما گروهی که از یک سو نظر راسل را مطلوبشان دیدند، و از سوی دیگر بی‌علاقه به ارائهٔ برهان برای بیخدایی هم نبودند، درصدد جمع این دو خواسته برآمدند؛ و به این ترتیب اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی زاده شد. اسبی که هرچند موهومی است، و بی‌اعتقادی به آن دلیل و برهان نیاز ندارد، اما به دلیل خود-متناقض بودن، قابل رد است. بر این اساس پلی میان تمثیل راسل و براهین منطقی اثبات عدم وجود خدا زده شد.

براهین قیاسی[ویرایش]

براهین قیاسی اثبات عدم وجود خدا (به انگلیسی: Deductive arguments)؛ (ترجمه نادرست:براهین منطقی)، خدا را موجودی خود-متناقض می‌خوانند و بنابراین خدا ممتنع الوجود خواهد بود.

براهینی همچون خدای حفره‌ها، پارادوکس قدرت مطلق، برهان اراده آزاد و اشکال امتناع قرارگیری خدا در یک رابطه علّی در این گروه قرار می‌گیرند.

همچنین براهین ناسازگاری صفات الهی، مجموعه‌ای از براهین اثبات عدم وجود خدا هستند که همگی جزئی از براهین قیاسی می‌باشند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Edwards, Paul. «God and the philosophers» in Honderich, Ted. (ed)The Oxford Companion to Philosophy, Oxford University Press, 1995.
  2. Platinga, Alvin. «God, Arguments for the Existence of,» Routledge Encyclopedia of Philosophy, Routledge, 2000.
  3. عسکری سلیمانی امیری، نقد برهان ناپذیری وجود خدا، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، صفحه ۲۸۲
  4. عسکری سلیمانی امیری، نقد برهان ناپذیری وجود خدا، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، صفحه ۲۸۲
  5. عسکری سلیمانی امیری، نقد برهان ناپذیری وجود خدا، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، صفحه ۱۶۱ و ۱۶۲ البته به گروه جهارم در این جا اشاره نشده‌است، اما در ادامه کتاب به تفضیل آن را توضیح داده‌است.
  6. عسکری سلیمانی امیری، نقد برهان ناپذیری وجود خدا، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی، صفحه ۳۰۷
  7. جان هیک، وجود خدا، صفحه ۴
  8. برهان انی و لمی | فلسفه و کلام اسلامی
  9. ط¨ط±ظ‡ط§ظ† ظˆط¬ظˆط¨ ظˆ ط§ظ…ع©ط§ظ†طŒ طµط¯غŒظ‚غŒظ†طŒ ط§ظ†غŒ ظˆ ظ„ظ…غŒ ظˆ ط´ط¨ظ‡ ظ„ظ…غŒ ظˆ ط¨ط±ظ‡ط§ظ† ط´غŒط® ط§ط´ط±ط§ظ‚
  10. راه‌های اثبات خدا
  11. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، صفحه ۱۶
  12. (به عربی: «الموجود إن كان واجباً فهو المطلوب؛ وإلا إستلزمه دفعاً للدور والتسلسل»)
  13. حسین وحید خراسانی: آشنایی با اصول دین-۱۳۸۶- صفحه ۲۱
  14. نایجل واربرتون، مبانی فلسفه، صفحه ۴۱ و ۴۲
  15. اصطلاح اژدها در گاراژ من، بر خلاف قوری سماوی و هیولای اسپاگتی پرنده، چندان واضح مطرح نشد، و از سخن سیگن برداشت‌های دیگری نیز ممکن است.

پیوند به بیرون[ویرایش]