شیعه دوازده‌امامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
خوش نویسی نام پیامبر و دوازده امام
شیعه
Hadith Ali.svg
درگاه تشیع
عقاید
فروعنمازروزهخمسزکاتحججهادامر به معروفنهی از منکرتولیتبری
عقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعتبداشفاعت و توسلتقیهعصمتمرجعیت، حوزه علمیه و تقلیدولایت فقیهمتعهشهادت ثالثهجانشینی محمدنظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوممحمدعلیفاطمهحسنحسینسجادباقرصادقکاظمرضاجواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه محترم نزد شیعهمردان: سلمان فارسیمقداد بن اسودمیثم تمارابوذر غفاریعمار یاسربلال حبشیجعفر بن ابی‌طالبمالک اشترمحمد بن ابوبکرعقیلعثمان بن حنیفکمیل بن زیاداویس قرنیابوایوب انصاریجابر بن عبدالله انصاریابن‌عباسابن مسعودابوطالبحمزهیاسرهانی بن عروهعثمان بن مظعونعبدالله بن جعفرخباب بن ارتاسامة بن زیدخزیمة بن ثابتمصعب بن عمیرمالک بن نویرهزید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسدحلیمهزینبام کلثوم بنت علیاسماء بنت عمیسام ایمنصفیه بنت عبدالمطلبسمیه
رجال و علماکشته‌شدگان کربلافهرست رجال حدیث شیعهاصحاب اجماعروحانیان شیعهعالمان شیعهمراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحراممدینه، مسجد النبی و بقیعبیت‌المقدس و مسجدالاقصینجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفهکربلا و حرم حسین بن علیکاظمین و حرم کاظمینسامرا و حرم عسکریینمشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیهقم و حرم فاطمه معصومهشیراز و شاه‌چراغکاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرسآستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرفری و حرم شاه عبدالعظیمامامزاده جعفر
مسجدامامزادهحسینیه
روزهای مقدس
عید فطرعید قربان (عید اضحی)عید غدیر خممحرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعثمیلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهلهرویداد غدیر خمسقیفه بنی‌ساعدهفدکرویداد خانه فاطمه زهراقتل عثمانجنگ جملنبرد صفیننبرد نهروانواقعه کربلامؤتمر علماء بغدادحدیث ثقلیناصحاب کساآیه تطهیر
کتاب‌ها
قرآننهج‌البلاغهصحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصاراصول کافیتهذیب الاحکاممن لایحضره الفقیه
مصحف فاطمهمصحف علیرساله حقوقاسرار آل محمد
وسائل‌الشیعهبحارالانوارالغدیرمفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیانتفسیر المیزانکتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری)اسماعیلیهزیدیهغلاهواقفیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن)سنت (روایات پیامبر و ائمه)عقلاجماع

شیعه دوازده‌امامی یا اثنىٰ‌عشری یکی از مذاهب امامیه است که به امامت ۱۲ امام پس از پیامبر اسلام، باور دارند. عوام آنرا شیعه جعفری هم می‌نامند. شیعه دوازده امامی حدود ۸۵ درصد از کل شیعیان را تشکیل می‌دهد.[۱] اعتقاد دارند آخرین امام، حجت بن الحسن، در غیبت زندگی می‌کند و به عنوان مهدی موعود ظهور خواهد کرد. بر اساس روایات شیعه، دوره سلطنت مهدی مصادف با ظهور دوم عیسی خواهد بود که همراه با مهدی، دجال را به قتل می‌رساند.

دوازده امامیان بر این باورند که امامان دوازده‌گانه جانشینان معنوی و سیاسی محمد هستند. بر اساس کلام اثنی عشری، امامان دوازده‌گانه انسان‌های نمونه ای هستند که نه تنها بر امت اسلامی به عدالت حکومت می‌کنند، بلکه قادر به حفظ و تفسیر شریعت و معنای باطنی قرآن نیز هستند. گفتار و کردار گفتار و کردار (سنت) محمد و ائمه راهنما و الگوی جامعه مسلمانان است که باید از آن پیروی کنند. در نتیجه، محمد و ائمه باید از خطا و گناه پاک باشند، آموزه ای که به عصمت معروف است، و باید به حکم الهی یا نص از طریق محمد انتخاب شوند.[۲][۳][۴]

تقریباً ۱۵۰ میلیون نفر[۵]در جهان شیعه دوازده امامی هستند[۶] که اکثریت کل جمعیت ایران، عراق و جمهوری آذربایجان[۷][۸][۹] و اقلیت قابل توجهی در بحرین، لبنان، هند، پاکستان، افغانستان، عربستان سعودی، بنگلادش، کویت، عمان، امارات، قطر، نیجریه، چاد، و تانزانیا را تشکیل می‌دهند.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] ایران تنها کشوری است که مذهب تشیع دوازده امامی در آن مذهب دین رسمی است.[۱۶]

شیعه اثنی عشری با دیگر فرقه‌های امامیه، عقاید مشترک بسیاری دارند، اما شیعیان زیدیه و کیسانیه در تعریف امامت تفاوت دارند.

اثنی عشری در اعتقاد به مقام محمد به عنوان خاتم النبیین و در رد امکان نسخ احکام شرعی، و اعتبار باطنی و ظاهری قرآن، از اسماعیلیان متمایز می‌شوند.[۱۷]

واژه‌شناسی[ویرایش]

امامیه[ویرایش]

امامیه برگرفته از «امام» به معنی پیشوا و کسی است که از گفتار او پیروی می‌شود.[۱۸] حرف یاء در آخر آن، یاء نسبت است به معنی منسوب به امام و چون وصف «فرقه» است مؤنث به کار می‌رود، یعنی فرقه امامیه و «مقصود گروهی است که پس از رحلت پیامبر اسلام از «امام منصوب از جانب خدا» پیروی می‌کنند».[۱۹]

هر گروهی که پس از پیامبر اسلام به امام منصوب معتقد است، می‌توان آن را امامی نامید. در این صورت، واژه امامیه با شیعه مترادف است، زیرا شیعه کسی است که علی بن ابی طالب را امام و خلیفه بعد از پیامبر می‌دانند.[۲۰]

اثنی عشری[ویرایش]

ببینید: فرقه‌های امامیه

امامیه به ۱۵ فرقه تقسیم شده‌اند مثل زیدیه (۵ امامی) یا اسماعیلیه (۷ امامی) باقریه (۵ امامی) واقفیه (۱۱ امامی) .... از نظر فرقه اثنی عشری دوازده نفر که از علی بن ابیطالب شروع و به محمد مهدی ختم می‌شود امام هستند.

اصطلاح رافضی[ویرایش]

منابع غیر زیدی نقل کرده‌اند که رافضی اصطلاحی بود که زید در مورد کسانی که در آخرین ساعات زندگی او را به دلیل امتناع او از توهین به دو خلیفه ابوبکر و عمر ترک کردند به کار برد.[۲۱] زید به سختی روافض را که او را ترک کرده‌اند سرزنش کرد و این نام را سلفی‌ها تا امروز برای اشاره به شیعیان دوازده امامی به کار می‌برند.[۲۲]

گروهی از سرانشان در حضور زید جمع شدند و گفتند: خدا تو را رحمت کند، دربارهٔ ابوبکر و عمر چه می‌گویی؟ زید گفت: «نشنیده‌ام که احدی از خانواده‌ام از آن دو چشم پوشی کند و جز نیکی دربارهٔ آن‌ها سخنی نگوید، هنگامی که حکومت به آنها سپرده شد، با مردم به عدالت رفتار کردند و به قرآن و سنت عمل کردند».[۲۳]

تاریخچه[ویرایش]

دوران امامت[ویرایش]

دوران اولیه[ویرایش]

در سال ۶۱۰، هنگامی که محمد اولین وحی را دریافت کرد، علی ۱۰ ساله بود. در زمان محمد برخی از طرفداران علی، مثل مقداد بن الاسود، سلمان پارسی، ابوذر غفاری و عمار بن یاسر شیعیان علی نامیده می‌شدند. تقسیم اسلام به شیعه و سنی به بحران جانشینی محمد برمی گردد.[۲۴]

پیروان علی با برخی از قریش و برخی از یاران محمد مانند طلحه و زبیر جنگیدند. چون اکثر هوادارانش در عراق بودند، علی پایتخت را به کوفه منتقل کرد و در آنجا با معاویه که بیعت با علی را رد کرد، جنگید.[۲۵] مرگ حسین نقش مهمی در گسترش تشیع در مناطق عراق، یمن و فارس داشت. در اواخر قرن اول، رهبران متنفذ حکومت، شهر قم را برای اسکان شیعیان تأسیس کردند.[۲۶]

پایه‌گذاری[ویرایش]

محمد باقر ۲۰ سال معلم و ناقل حدیث بود. او اصل تقیه را مطرح کرد.[۲۷] باقر احادیث فراوانی در فقه و سایر علوم دینی نقل کرده‌است که مبانی دستورات شیعه است. با تغییر اوضاع سیاسی و ایجاد شرایط مناسب برای توسعه فعالیت‌های دینی و زمان تبیین علوم دینی، جعفر صادق نقش مهمی در شکل‌گیری فقه شیعه داشت.[۲۸] جعفر صادق و باقر بنیانگذاران مکتب شرعی شیعه امامیه هستند. صادق در اطراف خود گروه قابل توجهی از علما داشت که برخی از برجسته‌ترین فقها، محدثان و متکلمان زمان بودند. در زمان او شیعه در مسائل کلامی و حقوقی پیشرفت کرد.[۲۹] باقر و صادق مبنای فکری تفسیر و عمل شیعی را تشریح کردند.[۳۰]

سازماندهی[ویرایش]

در آغاز قرن سوم هجری یا نهم میلادی آزادی دادن مأمون و ترجمه کتب علمی و فلسفی از زبانهای دیگر به عربی و مناظره‌ها ترویج دیدگاه‌های مختلف دینی باعث شد شیعه شکوفا شود. در قرن چهارم/دهم، ضعف در حکومت عباسی و روی کار آمدن حکام آل بویه موجب قدرت و گسترش آشکار شیعه شد. سپس از قرن پنجم/یازدهم تا قرن نهم بسیاری از پادشاهان شیعه در جهان اسلام ظهور کردند که تشیع را تبلیغ می‌کردند.[۳۱]

توسعه فقهی و کلامی[ویرایش]

امام دوازدهم و غیبت[ویرایش]

عثمان ابن سعید (متوفی ۲۶۷ ق -۸۸۰میلادی) بلافاصله پس از مرگ حسن عسکری در سال ۲۶۰ (۸۷۴ میلادی)[۳۲] ادعا کرد که حسن عسکری پسری خردسال به نام محمد دارد که به دلیل تهدید عباسیان به جانش مخفی است و او به نمایندگی از فرزند امام یازدهم منصوب شده‌است.[۳۳]

محمد بن عثمان (متوفی ۳۰۵ق -۹۲۰م) بعد از مرگ پدرش عثمان مدعی شد که نامه تسلیتی از امام غایب دریافت کرده و به نیابت امام دوازدهم شیعیان منصوب شده‌است. وی حدود چهل سال تا زمان مرگ (۳۰۵ق -۹۲۰م) در این مسند باقی ماند.[۳۴][۳۵][۳۶]

حسین ابن روح نوبختی (فوت ۳۲۶ ق -۹۳۷ م) به سفارش محمد ابن عثمان پس از مرگ جانشین او شد. و تا ۲۰ سال (تا ۳۲۶ ق -۹۳۷ میلادی) در این مسند باقی ماند[۳۷]

علی ابن محمد سمری (فوت ۳۲۹ ق -۹۴۱ م) پس از مرگ حسین ابن روح جانشین او شد و سه سال نیابت کرد.[۳۸] وی شش روز قبل از مرگ نامه ای از امام غایب دریافت کرد که مرگ او را پیش‌بینی کرده و اعلام کرده بود به غیبت کبری می‌رود تا زمانی که خداوند به او اجازه بازگشت بدهد[۳۹]

پیدایش علم کلام شیعی[ویرایش]

ابوسهل نوبختی (متوفی ۹۲۳م) در نیابت امام غایب به محمد بن عثمان کمک می‌کرد و بخاطر ارتباطاتی که در دربار عباسی داشت به ترویج مذهب اثنی عشری کمک کرد.[۴۰]

حسن ابن موسی نوبختی (متوفی ۹۲۰م) بهمراه عموی خود ابوسهل نوبختی بنیانگذاران علم کلام شیعی هستند[۴۱] او از معتزله و از مترجمان آثار فلسفی در دارالحکمه بود[۴۲]

شروع جمع‌آوری احادیث[ویرایش]

بگفته مسعودی اصل نظریه اثنی عشری از کتاب سلیم بن قیس هلالی است.[۴۳]

شیخ کلینی (۸۶۴–۹۴۱ م) (۲۵۸–۳۲۹ ق) مجموعه ای از احادیث برای شیعه جمع‌آوری کرد که کتاب کافی نامید شامل:

اصول کافی

به معرفت‌شناسی، کلام، تاریخ، اخلاق، ادعیه و قرآن می‌پردازد.

فروع کافی

به مسائل عملی و حقوقی می‌پردازد.

روضه الکافی

شامل روایات متفرقه نامه‌ها و احادیث طولانی که از امامان نقل شده‌است.[۴۴]

ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی در (۹۵۳ م یا ۳۴۱ق) یعنی ۱۳ سال پس از پایان غیبت صغرا کتاب الغیبه را نوشت و توضیح داد هدف وی برطرف کردن شکهایی است که در مورد امام غایب در مردم بوجود آمده‌است.[۴۵]

مکتب بغداد[ویرایش]

بغداد در قرن دهم (عصر آل بویه) مرکز متکلمان معتزله بود. عقاید آنان در مورد صفت و عدالت خداوند و اختیار متکلمان شیعه را متأثر ساخت.[۴۶] بنی نوبخت، به ویژه ابوسهل نوبختی (متوفی ۹۲۳–۹۲۴)،[۴۷] کلام معتزلی را با نظام فکری امامیه آمیختند.

شیخ صدوق (۹۲۳–۹۹۱ م) (۳۰۶–۳۸۱ق) یا اِبنِ بابَوَیْه مجموعه ای از احادیث در مورد احکام (فرعی) برای شیعه جمع‌آوری کرد که من لا یحضر الفقیه نامیده شد و یکی از کتابهای چهارگانه شیعه است.[۴۸]

شیخ طوسی (۹۹۵–۱۰۵۰م)(۳۸۵–۴۶۰ق) بنیانگذار اجتهاد شیعه[۴۹] و بنیانگذار حوزه علمیه نجف[۵۰] وی دو مجموعه احادیث را جمع‌آوری کرد الاستبصار و تذهیب الاحکام که از کتب اربعه شیعه هستند. کتاب المبسوط او اولین کتاب اجتهاد است که فروع را از اصول استخراج می‌کرد.[۵۱]

شیخ مفید (۹۴۸–۱۰۲۲م) (۳۳۶–۴۱۳ق) متکلم شیعه دوازده امامی و محدث و فقیهی بود که از عقاید بنی نوبخت و معتزله بغداد برای شکل‌دادن به نظریه خود استفاده کرد و در تطبیق اندیشه‌های کلامی با احادیث دوازده امامی کوشید.[۵۲] سپس سعی کرد اندیشه‌های شیعه و معتزله را تفکیک کرده و وحی را بر دلیل مقدم دانست.[۵۳] مفید کسی بود که ضرورت وجود امام در هر عصر و عصمت امام و نص را برای فرقه‌های امامیه تعریف کرد.[۵۴]

سید مرتضی علم‌الهدی (۳۵۵ق / ۹۶۵ م – ۴۳۶ق / ۱۰۴۴ م) کارهای شیخ مفید را ادامه داد.[۵۵]

شیخ مفید، سیدالمرتضی و شیخ طوسی در عراق با مناظرات و کتب خود نخستین کسانی بودند که اصول فقه شیعه را تحت تأثیر عقاید شافعی و معتزلی معرفی کردند. کلینی و صدوق در ری و قم به رویکرد حدیث گرایانه توجه داشتند.[۵۶]

مکتب حله[ویرایش]

ابن ادریس حلی (۱۱۴۰–۱۲۰۰ م)، با گرایش عقل گرایانه خود، در السرائر خود به تفصیل فقه شیعه پرداخت. ابن ادریس با رد اعتبار حدیث منفرد، قوه عقلی (عقل) را چهارمین منبع حقوق در استنباط موازین حقوقی قبل از قرآن و حدیث بیان کرد.[۵۷][۵۸] محقق حلی (۱۲۷۷–۱۲۰۳م)(۶۷۶–۶۰۲ق) اجتهاد و قیاس (قیاس) را به فقه آورد. اجتهاد باعث پویایی در قوانین شیعه شد.[۵۸]

علامه حلی (۱۳۲۷–۱۲۴۹م)(۷۲۶–۶۴۸ق) و محقق حلی به فقه شیعه شکل مشخصی دادند و حدیث ضعیف را جدا کردند.[۵۹] به گفته جان کوپر، پس از حلی، کلام امامیه و روش‌شناسی حقوقی کاملاً با اصطلاحات و سبک فلسفه آمیخته شد.[۶۰]

در ۱۲۵۸میلادی (۶۵۷ق) با حمله مغولان به بغداد، سلسله عباسی فروپاشید. تحت حکومت مغولان، شیعیان آزادتر بودند و حله مرکز آموزش جدید شیعیان شد. مکتب حله با تداوم سنت عقل گرایانه مکتب بغداد و تعریف عقل به عنوان یک اصل مهم فقهی، شالوده نظری را که امروزه فقه شیعی بر آن استوار است، بنا نهاد.[۶۱]

موج دوم مصارف در دوره مغول شکل گرفت که حلی از اصطلاح مجتهد استفاده کرد که فرمان را بر اساس استدلال‌های معتبر دین استنباط می‌کند. حلی از اجتهاد به معنای استدلال انضباطی بر اساس شریعت بود. وی با توسعه اصول اصول هنجارهای قانونی و منطقی تری را معرفی کرد که معنای اصول را فراتر از چهار اصل منابع شریعت گسترش داد.[۶۲]

مکتب جبل العامل[ویرایش]

عاملی اولین کسی بود که اصول اجتهاد را به‌طور کامل تدوین کرد.[۶۳]

ورود به سیاست و مکتب اصفهان[ویرایش]

در سال ۱۵۰۱ اسماعیل اول سلسله صفویه را تأسیس کرد. در حالی که اکثر شهرهای بزرگ ایران سنی مذهب بودند، مذهب دوازده امامی را مذهب رسمی امپراتوری خود اعلام کرد. علمای شیعه برای راه اندازی حوزه‌های علمیه شیعه به ایران آورده شدند.

محقق کرکی (۱۵۳۱–۱۴۶۱م)(۹۴۰–۸۷۰ق) اظهار داشت: برای مصلحت امت، لازم است یک عالم شیعه پیشوای مشروعی برای انجام وظایف امام غایب باشد. در زمان صفویان، مقامات مذهبی (شیخ الاسلام) برای همه شهرهای بزرگ منصوب شدند.[۶۴] کرکی حوزه علمیه بزرگی را در قزوین و اصفهان تأسیس کرد و در نتیجه ایران بار دیگر مرکز فقه امامیه شد.[۶۵]

سهروردی (۱۱۵۴–۱۱۹۱ م) (۵۴۹–۵۸۷ ق) کوشید تا فلسفه عقلی و شهود عقلی را هماهنگ کند، اما میرداماد پایه‌گذار آن است.[۶۶]

میرداماد (۱۶۳۱–۱۵۶۱م)(۱۰۴۰–۹۶۹ق) تعالیم ابن عربی، سهروردی، ابن سینا و نیرالدین را در هم آمیخت و بعد فکری جدیدی را در تشیع بنیان نهاد.[۶۷]

علمای مکتب اصفهان روایات فلسفی، کلامی و عرفانی تشیع را در ترکیبی متافیزیکی به نام حکمت الهی ادغام کردند. مهم‌ترین نماینده مکتب اصفهان ملاصدرا بود.

ملاصدرا (۱۶۴۰–۱۵۷۱م) (۱۰۴۵–۹۷۹ق) ترکیبی از کلام، فلسفه مشاء، عرفان فلسفی، و تصوف، به ویژه تصوف ابن العربی، ارائه کرد. ملاصدرا شاگردان برجسته ای مانند ملا محسن کاشانی و عبدالرزاق لاهیجی تربیت کرد که سنت‌های مکتب اصفهان را در قرون بعدی در ایران و هندوستان نقل کردند.[۶۸]

محمدباقر مجلسی (۱۶۲۸–۱۶۹۹ م) (۱۰۳۷ – ۱۱۱۰ ق) به‌طور گسترده اقدام به نوشتن به زبان فارسی کرد و به این وسیله فاصله بین زبان فقها و توده‌ها را پر کرد و آثار او بیشترین نفوذ را در جامعه ایران داشتند.[۶۹]وی کوشید تا برای همه موقعیت‌های فرضی که ممکن است یک مؤمن واقعی با آن مواجه شود، فتوا صادر کند.[۷۰] از نحوه پوشیدن لباس تا آمیزش جنسی و معاشرت با زنان، کوتاه کردن ناخن‌ها، خوابیدن، بیدارشدن، ادرار و مدفوع، تنقیه، عطسه، ورود و خروج به مستراح و معالجه و شفای بسیاری از امراض راهنمایی‌هایی ارائه کرد و این اولین رساله احکام اثنی عشری شد.[۷۱] مجلسی که برخی او را پدر تشیع (امروزی) ایرانی می‌دانند، مؤمنان را تشویق می‌کرد که تصورات خیال‌انگیز را به عنوان بخشی از ایمان خود بپذیرند و رهبران خود را به‌عنوان مافوق بشر تجلیل کنند.[۷۲]

مناقشات اخباری-اصولی[ویرایش]

در اواخر عصر صفویه (۱۷۳۶) مکتب اصولی مورد هجوم جریان اخباری (سنت گرا) قرار گرفت که مؤسس آن ملا محمد امین الاسترآبادی بود.[۷۳] استرآبادی به اندیشه اجتهاد حمله کرد و اصولیان را دشمن دین خواند. او حدیث را تنها منبع شریعت و فهم قرآن می‌دانست.[۷۴]

محمد باقر بهبهانی به عنوان بنیانگذار مرحله جدیدی در فقه شیعه، روش عملی جدیدی در پیش گرفت.[۷۵] او به اخباریان حمله کرد و شیعه روش آنها را کنار گذاشت.[۷۶] تسلط اصولیان بر اخباریان در نیمه پایانی قرن هجدهم زمانی رخ داد که بهبهانی اصولیان را به تسلط رساند و «اخباریان را در کربلا و نجف کاملاً شکست داد» به طوری که «تنها تعداد انگشت شماری از علمای شیعه اخباری باقی مانده‌اند. امروز."[۷۷] تأسیس مجدد مدرسه اصولی منجر به ارتقای مرجعیت علمای حقوق در سلسله قاجار شد.[۷۸]

مکتب قم، انقلاب ایران و جمهوری اسلامی[ویرایش]

در دهه ۱۹۶۰ روح‌الله خمینی خواهان لغو سلطنت تحت حمایت غرب در ایران شد. او به عراق تبعید شد و در آنجا به مخالفت خود با رژیم ایران ادامه داد. او همچنین دستور مخالفت با شاه را صادر کرد و انقلاب ۱۹۷۹ را رهبری کرد.[۷۹]

دکترین الهیات[ویرایش]

الهیات اثنی عشری که عمدتاً مشتمل بر پنج اصل است در طول تاریخ بر اساس آموزه‌های قرآن و احادیثی از محمد و ائمه دوازده‌گانه (به ویژه جعفر صادق) شکل گرفته‌است.[۸۰]

عرفا، فلاسفه و علمای سنت، همگی در مورد توحید خداوند، اختیار و روز جزا، نظرات مختلفی دارند[۸۱]

وحدت خداوند[ویرایش]

به گفته حسین نصر، علی بن ابیطالب، اولین امام شیعیان را پایه‌گذار الهیات اسلامی دانسته اند و در میان مسلمانان خطبه‌های او حاوی نخستین براهین عقلی توحید است.[۸۲]

از علی نقل شده‌است که وحدت خدا به این معناست که او مانند ندارد، مشمول شمارش نیست و در واقعیت و خیال قابل تقسیم نیست.[۸۳] در مناسبتی دیگر از ایشان نقل شده‌است که فرمود:

اولین قدم دین، پذیرش، درک و شناخت او به عنوان پروردگار است شکل صحیح اعتقاد به یگانگی او این است که بداند او آنقدر مطلقاً پاک و فراتر از طبیعت است که نمی‌توان چیزی به وجودش اضافه یا کم کرد؛ یعنی باید دریافت که بین شخص و صفاتش فرقی نیست و نباید صفات او را از شخص او متمایز کرد.[۸۴]

اثنی عشری سنتی به شدت معتقدند که خدا با خلقتش متفاوت است و هر دو موجودات جداگانه ای هستند.[۸۵]

با این حال، سید حیدر آملی، عارف و فیلسوف برجسته شیعه، خداوند را در کنار عصمت، صفات، افعال و افعالش تنها در وجودش تعریف می‌کند. پس کلیت هستی این است که او به واسطه او از او می‌آید و به او بازمی‌گردد. خداوند موجودی در کنار یا بالاتر از دیگر موجودات، مخلوقات او نیست. او هستی است، فعل مطلق هستی (وجود مطلق). وحدت الهی به معنای وحدت حسابی، در میان، در کنار یا بالاتر از سایر واحدها نیست؛ زیرا، اگر غیر او (یعنی موجود مخلوق) وجود داشت، خدا دیگر یگانه، یعنی یگانه موجود نبود. چون این ذات الهی بی‌نهایت است، صفات او با ذات او یکی است. اساساً یک واقعیت وجود دارد که یکی و غیرقابل تقسیم است.[۸۶][۸۷]

با توجه به الهیات دوازدهم، توحید متشکل از جنبه‌های مختلف، از جمله توحید از جوهر، صفات، خلقت، ربوبیت و یگانگی در عبادت.[۸۸]

توحید از ذات[ویرایش]

توحید ذات خداوند یعنی ذات او واحد و بی نظیر است.[۸۹] قرآن 112 در این باره می‌فرماید: بگو: «اُوَهُ اللَّهِ یَحْتَا اللَّهُ مِنْ اللَّهِ مِنْ أَوْلَیْهِ. او نه زاییده می‌شود و نه زاده می‌شود و برای او همتای وجود ندارد. "[۹۰]

توحید از صفات[ویرایش]

توحید از صفات معنی صفات خدا هیچ واقعیت غیر از ذات او.[۹۱] علی استدلال می‌کند که " هر صفتی به غیر از چیزی که به او نسبت داده می‌شود شهادت می‌دهد و هر شی از این دست به نوبه خود به غیر از صفت شهادت می‌دهد. "[۹۲] توحید از صفات به معنای انکار وجود هر نوع تعدد و ترکیبی در ذات خود است. تمایز بین ذات و صفات یا بین صفات به معنای محدودیت در وجود است.[۹۳]

دوازده امامی معتقدند که نام‌های خدا توسط او خلق شده‌اند و ویژگی‌های او نیستند. نام ترکیبی از حروف ایجاد شده‌است در حالی که ویژگی‌ها همان چیزی است که با این نام ضمنی است. در الکافی گفته شده‌است که هر کس نام خدا را پرستش کند به خدا کفر کرده‌است زیرا او نیست.[۹۴]

توحید خالق[ویرایش]

الحور المیلی می‌گوید که خدا همه چیز را به جز اعمال انسان خلق کرده‌است.[۹۵]

با توجه به برخی از شیعیان، توحید از خلقت بدان معنی است،[۹۶]که علل و اثرات از جهان مستقل از خدا نیست، فقط به عنوان موجودات که در اصل مستقل نیست. به گفته مطهری هیچ قدرتی به جز خدا وجود ندارد.[۹۷]

توحید ربوبیت[ویرایش]

یگانگی در عبادت، یعنی تنها خداوند سزاوار پرستش است.[۹۸] از نظر مرتضی مطهری، یگانگی در عبادت به معنای رد هر نوع عبادت تقلبی (مانند پرستش هوای نفس، پول یا حیثیت) است و چنان‌که قرآن می‌فرماید، هر اطاعت از امری عبادت است.[۹۹]

شرک[ویرایش]

شرک بر خلاف توحید است. این عقیده است که جهان بیش از یک اصل یا قطب دارد. از نظر عارف و فیلسوف مرتضی مطهری، وجه تمایز توحید نظری از شرک، شناخت این اندیشه است که هر واقعیت و موجودی در ذات و صفات و فعل خود از اوست. هر عمل ماوراء طبیعی پیامبران به اذن خداوند است که قرآن به آن اشاره کرده‌است. شرک در عمل آن است که چیزی را غایت خود و مستقل از خداوند فرض کنیم، و آن را راهی به سوی خدا بدانیم.[۱۰۰]

عدالت خدا[ویرایش]

علی اصرار دارد که خداوند عادل است و خود عدل است و فضیلت عدل از او به جان انسانها جاری می‌شود. از آنجا که او عدالت است، هر کاری که انجام می‌دهد عادل است.[۱۰۱] تشیع عدل [الف] فطری ذات الهی می‌داند، یعنی خداوند نمی‌تواند ظلم کند، زیرا این فطرت اوست که عادل باشد.[۱۰۲]

عدالت در خلقت[ویرایش]

اثنی عشری بر این باورند که خداوند به هر موجودی آنچه را که برای او مناسب است عطا می‌کند، زیرا آیه 20:50 می‌گوید: خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده‌است.[۱۰۳]

عدالت در نظام دینی[ویرایش]

خداوند هر انسانی را با فرستادن پیامبران هدایت می‌کند و وظایفی را که بیش از توانشان است بر آنان تحمیل نمی‌کند.[۱۰۴] در پیام قرآن، تفسیر آیه ۲۰:۵۰ چنین است؛ او (موسی) در پاسخ (به فرعون) گفت؛ رزق ما کسی است که به هر چیزی ماهیت و صورت حقیقی آن را می‌بخشد و آن را [به سوی تحقق آن] هدایت می‌کند.

عدالت در پاداش

طباطبایی تصریح می‌کند که عدل خدا ایجاب می‌کند که افراد نیکوکار و شرور از هم جدا شوند؛ نیکوکاران زندگی خوبی داشته باشند و بدکاران زندگی بدی داشته باشند. عقاید و اعمال همه مردم را به حق داوری خواهد کرد و حق هر کس را خواهد داد.[۱۰۵] آنگاه حقیقت هر چیز آنچنان که هست برای مرد آشکار می‌شود. با ایمان و عمل نیک خود می‌تواند به دوستی با خدا برسد. صورت اعمال انسان به روح او می‌پیوندد و با او همراه است که سرمایه زندگی آینده اوست. آیه 96: 8 اشاره به بازگشت به خدا دارد.[۱۰۶]

جبر و اراده آزاد[ویرایش]

طبق روایات اثنی عشری، خداوند افعال انسان‌ها را نمی‌آفریند و در عوض آنها را کاملاً خلق کرده‌است. در روایتی از موسی الخادم آمده‌است: اگر خداوند افعال انسان را آفریده‌است، نباید انسان را به خاطر آن مجازات کند.[۱۰۷] جعفر سبحانی معتقد است که عدل خداوند مستلزم آن است که افعال انسان را خدا خلق نکند وگرنه خداوند مرتکب اعمال ناپسند خواهد بود.[۱۰۸] جبر در تشیع مردود است.[۱۰۹]

اما برخی از فلاسفه معتقدند همه هستی مخلوق اوست اعم از انسان و افعال او. اما اعمال دو بعد دارند. اولی ارتکاب فعل با اختیار، دوم ایجاد آن فعل به اراده خداوند است که با آن به مردم قدرت انجام فعل داده‌است. صدرالدین شیرازی می‌گوید: «خداوند سبحان از انجام هر گونه بدی به دور است و به میل خود به ملکوت خود می‌رود."[۱۱۰]

این دیدگاه که خدا اعمال انسان‌ها را می‌آفریند، توسط دوازده مذهبی سنتی رد شده‌است.[۱۱۱]

مکان‌های مقدس[ویرایش]

مقدس‌ترین اماکن شیعه اثنی عشری[۱۱۲]
جایگاه مقدس محل
مسجد الحرام مکه
مسجد النبی مدینه
الحرام الشریف اورشلیم
مسجد امام علی نجف
حرم امام حسین کربلا
بقیع مدینه
جنت المعلا مکه
مسجد سیده زینب دمشق
مسجد العباس کربلا
مسجد سیده رقیه دمشق
قبرستان باب الصغیر دمشق
حرم امام رضا مشهد
مسجد الکاظمیه بغداد
مسجد العسکری سامرا
حرم فاطمه معصومه قم

نبوت[ویرایش]

جعفر صادق از پدرانش نقل می‌کند که محمد در یکی از خطبه‌های خود چنین فرموده‌است: «[خداوند] برای مردم پیامبرانی فرستاد تا حجت قاطع او بر مخلوقاتش باشند و فرستادگانش به سوی آنان بر آنان گواه باشند. در میان آنان پیامبرانی مبعوث کرد که بشارت و هشدار دهند.»[۱۱۳] طباطبایی می‌گوید که خداوند با فرستادن انبیا، هدایت مردم را به کمال رسانده‌است؛ زمانی که آموزه‌ها و اعمال شریعت نازل شده به کمال رسید، نبوت نیز پایان می‌یابد. به همین دلیل است که قرآن به این نکته اشاره می‌کند که اسلام آخرین و کامل‌ترین دین و محمد (ص) خاتم پیامبران است.[۱۱۴] حلی می‌گوید: «انبیا از ملائکه برتری دارند، زیرا پیامبران با قوه عقلا تعارض دارند و آن را به تسلیم عقل وادار می‌کنند."[۱۱۵]

فرشته[ویرایش]

اعتقاد به وجود فرشتگان از جمله مواد ایمان است. فرشتگان موجودات غیبی از جوهری نورانی و معنوی، واسطه بین خدا و عالم مرئی هستند. فرشتگان اگرچه از نظر ماهیت برتر هستند، اما از نوع بشر پست ترند، زیرا انسان می‌تواند تصویر خدا را منعکس کند. آیه 2:34 دلالت بر برتری نوع بشر دارد.[۱۱۶] خداوند به وسیله جبرئیل که راهنمای او در معراج بود، قرآن را بر محمد نازل کرد. فرشتگان اعمال انسان‌ها را ثبت می‌کنند.[۱۱۷] آنها از دستورات خدا پیروی می‌کنند و بر او پیشی نمی‌گیرند 21:27.[۱۱۸] عزالدین کاشانی بحث می‌کند که ملائکه در درجه و مقام متفاوت هستند. برخی از آنها به آستان کمال می‌چسبند و برخی دیگر امور خلقت را اداره می‌کنند. او بر تمام امور زمین و آسمان بر اساس اصل خلقت اداره می‌کند. اسرافیل، ارواح را در بدنها قرار می‌دهد و در روز قیامت در شیپور می‌دمد. جبرئیل که وحی را به محمد رساند، عزرائیل، فرشته مرگ است. کروبیان (الکروبیون) که فقط خدا را ستایش می‌کنند. فرشتگان هفت آسمان و فرشتگان نگهبان، دو نفر از آنها به فکر مردان هستند. فرشتگان حاضر بر انسان صلوات می‌آورند. نکیر و منکر که از مرده در قبر سؤال می‌کنند.[۱۱۹]

مکاشفه[ویرایش]

طباطبایی بیان می‌کند که بر اساس نظریه هدایت عام، چون عقل بشری نمی‌تواند قانون کامل سعادت را درک کند و از طریق خلقت به آن دست نیافته‌است، باید نسبت به این قانون آگاهی کلی وجود داشته باشد. و می‌تواند در دسترس همه باشد. او می‌افزاید باید افرادی باشند که وظایف واقعی زندگی را درک کرده و آنها را در دسترس انسان قرار دهند. طباطبایی از این قوه ادراک که غیر از عقل و حس است، به شعور نبوی یا شعور وحی یاد می‌کند که آیه 4: 163 به این ادراک یعنی وحی اشاره می‌کند.[۱۲۰] طباطبایی دریافت وحی، حفظ و نشر آن را سه اصل هدایت هستی شناختی می‌داند. آنچه پیامبران از طریق وحی به دست آوردند، دینی بود که شامل عقاید و عمل یا روش است. وی در ادامه می‌افزاید: با گذشت زمان و رشد تدریجی جامعه، تحول تدریجی در شریعت نازل آشکار می‌شود.[۱۲۱] کلام خدا از سه طریق به انسان می‌رسد، از طریق وحی یا الهام الهی. در پشت پرده، انسان می‌تواند سخنان خدا را بشنود، اما نمی‌تواند او را بشنود. یا فرشته ای به وسیله رسولی الهام را به مردم می‌رساند.[۱۲۲] در آیات 72: 26-28 دو نوع نگهبان از صداقت وحی محافظت می‌کنند: فرشته ای که از پیامبر در برابر هر نوع خطا محافظت می‌کند، خدایی که از فرشتگان و پیامبران محافظت می‌کند.[۱۲۳]

معجزه[ویرایش]

طباطبایی معجزه را یک واقعه ماوراء الطبیعه تعریف می‌کند که از سوی پیامبر و دوستان خدا به عنوان چالشی برای اثبات ادعای نبوت و به اذن خداوند است.[۱۲۴][۱۲۵] او بیان می‌کند که معجزه باید مطابق خواسته مردم زمان خودش باشد.[۱۲۶] وی می‌افزاید: معجزه با ادعای نبوت پیوندی ناگسستنی دارد و فراتر از عقل و اندیشه است.[۱۲۷] حلّی در معجزه به معنای به وجود آمدن چیزی است که غیرعادی است یا از بین بردن چیزی که به‌طور معمول وجود دارد، به نحوی که از حالت عادی خارج شود و با ادعای (نبوت) منطبق باشد.[۱۲۸] سبحانی تفاوت‌هایی بین معجزات و کارهای خارق‌العاده را بیان می‌کند. او خاطرنشان می‌کند که معجزات قابل آموزش نیستند و بدون هیچ آموزش قبلی انجام می‌شوند. معجزات چون برگرفته از قدرت لایتناهی خداوند هستند، انکارناپذیرند. معجزات انواع نامحدودی دارند. معجزات اغلب مربوط به امور معنوی و نه دنیوی است.[۱۲۹]

امامت[ویرایش]

شیعه معتقد به ساختار سه جانبه اقتدار است. حجت خدا که مطلق و جهان شمول است چنان‌که آیه 3: 26 برمی‌آید، حجت محمدی که به لطف خداوند مشروعیت یافته‌است، همان‌طور که آیه 7: 158 به آن اشاره می‌کند و ولایت ائمه اطهار (ع) که برای آنها مبارک است. جامعه از طریق محمد به گونه ای که آیات 5: 67 و 5: 3 بر اساس اعتقاد بنیادین شیعه تأیید می‌کند.[۱۳۰] امامت از نظر شیعه ادامه رسالت نبوی است.[۱۳۱] شیعیان به دوازده امامی که از اولاد محمد هستند، اعتقاد دارند. آنها باید این صفات را داشته باشند: نص (تعیین امام قبلی)، عصمت (عصمت)، علم (علم الهی)، ولایت (هدایت معنوی).[۱۳۲] امامان دوازده‌گانه بر اساس عقیده اثنی عشری جانشینان روحانی و سیاسی محمد هستند.[۱۳۳] در اسلام شیعه عقیده بر این است که عقل، حکمت الهی، منشأ ارواح انبیا و امامان بوده و به آنان علم باطنی به نام حکمه داده‌است و مصائب آنان را وسیله فیض الهی به شیفتگانشان می‌داند.[۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵] امام هر چند گیرنده وحی الهی نبود، اما با خدا ارتباط نزدیک دارد که خداوند به وسیله آن او را هدایت می‌کند و امام نیز به نوبه خود مردم را هدایت می‌کند. امامت یا اعتقاد به هادی الهی اعتقادی اساسی در اسلام شیعی است و بر این مفهوم استوار است که خداوند بشریت را بدون دسترسی به هدایت الهی رها نمی‌کند.[۱۳۶]

به عقیده اثنی عشری، همیشه یک امام زمان وجود دارد که در جامعه مسلمانان، مرجع الهی در همه امور اعتقادی و شرعی است. علی اولین امام این سلسله و در نظر اثنی عشری جانشین برحق محمد و پس از آن فرزندان ذکور محمد (همچنین به نام حسنین) از طریق دخترش فاطمه بود. هر امامی فرزند امام قبلی بود، به استثنای حسین بن علی که برادر حسن بن علی بود.[۱۳۷] دوازدهمین و آخرین محمد مهدی است که به عقیده اثنی عشری در حال حاضر زنده و مخفی است.[۱۳۸]

شیعه امامان را معصوم می‌دانند. این یکی از جنبه‌های مهم کلام شیعه است که آنها پیامبر (نبی) و رسول (رسول) نیستند، بلکه پیام محمد را اجرا می‌کنند.[۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱]

جانشینی بر محمد[ویرایش]

شیعیان معتقدند که با رحلت محمد، مرجعیت دینی و سیاسی او به ائمه اطهار (ع) رسید.[۱۴۲] شیعیان جانشین را مفسر باطنی وحی و شریعت الهی می‌دانند.[۱۴۳]

به استثنای زیدیه،[۱۴۴] شیعیان معتقد به امامت هستند، اصلی که بر اساس آن، حاکمان، امامانی هستند که منتخب الهی، معصوم و بی گناه هستند و باید از اهل بیت فارغ از نظر اکثریت، شورا یا انتخاب باشند.[۱۴۵] آنها ادعا می‌کنند که محمد قبل از مرگش، به ویژه در واقعه غدیر خم، نشانه‌های بسیاری داده بود که علی، پسر عمو و داماد خود را جانشین خود می‌دانست.[۱۴۶] از نظر اثنی عشری، علی و یازده نفر از فرزندان او، دوازده امام، حتی قبل از تولدشان، تنها حاکمان معتبر اسلامی منصوب و مقرر شده از سوی خداوند شمرده می‌شدند.[۱۴۷][۱۴۸] مسلمانان شیعه معتقدند که به استثنای علی و حسن، همه خلفای پس از مرگ محمد نامشروع بودند و مسلمانان هیچ تعهدی به پیروی از آنها نداشتند.[۱۴۹] آنان بر این باورند که تنها هدایتی که بر جای مانده‌است، چنان‌که در حدیث ثقلین آمده‌است، قرآن و اهل بیت محمد بوده‌است.[۱۵۰] آنها به دلیل عصمت خود می‌توانند جامعه مسلمانان را با عدالت و انصاف رهبری کنند.[۱۵۱]

زیارت و توسل[ویرایش]

زیارت یک عمل دینی است که به معنای حضور در برابر بزرگان دین یا قبور آنان به منظور ابراز و نشان دادن تکریم/ محبت و کسب برکات معنوی است. زیارت ائمه حتی توسط خود امامان و علما و فقهای شیعه از دوران اولیه تاریخ شیعه توصیه شده‌است.[۱۵۲] محبوب‌ترین مقاصد برای زائران شیعه عبارتند از: نجف و کربلا در عراق،[۱۵۳] قم و مشهد در ایران،[۱۵۴] و سیده زینب در سوریه.[۱۵۵]

از نظر شیعیان، امامان به این دلیل مورد احترام هستند که از خداوند الهام شده و درجه ای از وحی دریافت کرده‌اند.[۱۵۶]

توسل واژه‌ای عربی است که از وصال وسیلات (به عربی: وسیلة-وسل) گرفته شده‌است. وسیله، روشی است که به سبب آن به شخص یا هدفی نزدیک می‌شود، و به آن می‌رسد.[۱۵۷]

برای شیعیان: بهره بردن از عوامل برای رسیدن به اهداف امری طبیعی است، اما این عوامل را نباید مستقل از خداوند دانست و باید در قرآن و روایات ثابت شده باشد. این وسیله می‌تواند هر چیزی باشد که موجب تقرب به خدا شود مانند نماز، زکات.[۱۵۸]

عصمت[ویرایش]

در کلام شیعه، عصمت به معنای «مصونیت از گناه» است. «[۱۵۹][۱۵۹] عصمت به انسان نسبت داده می‌شود، این مفهوم به معنای توانایی اجتناب از فحشاء علیرغم داشتن قدرت بر ارتکاب آن است[۱۶۰] عصمت موهبتی الهی مخصوص امامان و پیامبران است که خداوند آنان را از گناهان حفقظ می‌کند، سپس با دادن علم به بدی گناه اراده راسخ در برابر گناه را می‌دهد.[۱۶۱]

بر اساس کلام اثنی عشری، جانشین محمد، انسان معصومی است که نه تنها بر جامعه حکمرانی می‌کند، بلکه می‌تواند شریعت و معنای باطنی آن را حفظ و تفسیر کند. گفتار و کردار محمد و ائمه اطهار و الگوی جامعه برای پیروی است. پس باید از خطا و گناه مبری باشند و به حکم الهی یا نص از طریق محمد انتخاب شوند.[۱۶۲][۱۶۳]

به روایت اثنی عشری پیامبر اسلام حضرت محمد، دخترش فاطمه زهرا; و امامان دوازده گانه در مفهوم کلامی عصمت معصوم شمرده می شوند.[۱۶۴][۱۶۵] بر این اساس، آنها قدرت ارتکاب گناه را دارند، اما به دلیل فطرت خود می‌توانند از انجام این کار اجتناب کنند. اعتقاد بر این است که معصومین به دلیل عدالت، آگاهی و عشق عالی که به خدا دارند، تنها از خواست خدا در اعمال خود پیروی می‌کنند.[۱۶۶] آنها همچنین از خطا مصون هستند: در امور عملی، در دعوت مردم به دین، و در ادراک علم الهی.[۱۶۷] شیعیان چهارده معصوم را برتر از بقیه مخلوقات و نیز بر سایر پیامبران بزرگ می‌دانند.[۱۶۸]

از منظر تاریخی، ویلفرد مادلونگ مدعی است که طهارت اهل بیت - آل محمد - توسط آیه تطهیر در قرآن تضمین شده‌است.[۱۶۹] دونالدسون در برهان خود معتقد بود که رشد کلام شیعی در فاصله زمانی بین رحلت محمد و غیبت امام دوازدهم، نشأت گرفته از مفهوم عصمت است که بر اهمیت آن می‌افزاید.[۱۷۰] آن لمبتون مدعی است که نه اصطلاح و نه مفهوم عصمت در قرآن یا در احادیث متعارف اهل سنت آمده‌است. ظاهراً اولین بار توسط امامیه، شاید در اوایل قرن دوم تقویم اسلامی، استفاده شده‌است که در آن معتقد بودند که امام باید از گناه مصون باشد (معصوم).[۱۷۱] به گفته حمید الگار، مفهوم عصمت در اوایل نیمه اول قرن دوم گاهشماری اسلامی مطرح شده‌است. علمای شیعه در قرن چهارم و پنجم تقویم اسلامی، عصمت محمد و دوازده امام را به شکلی سختگیرانه تعریف کردند تا این که این آموزه از ارتکاب هر گونه گناه یا خطای سهوی، چه قبل و چه پس از تصدی مقام، خارج شد.[۱۷۲]

غیبت[ویرایش]

به گزارش اثنی عشری، شرایط حاکم بر عباسیان باعث شد که حسن عسکری تولد فرزندش مهدی را پنهان کند.[۱۷۳]

مناسک شیعه اثنی عشری[ویرایش]

شهادتین[ویرایش]

به شهادتین شیعه علاوه بر اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول‌الله جمله اشهد ان علی ولی‌الله نیز اضافه شده‌است[۱۷۴]

ساختن زیارتگاه‌ها برای امامان و امامزادگان و زیارت قبور[ویرایش]

سجده بر مهر[ویرایش]

مهر نماز تکه‌ای گِل شکل داده شده‌است که مسلمانان شیعه هنگام نماز بر آن سجده می‌کنند.[۱۷۵]اهل سنت استفاده از تربت را به عنوان بدعت رد می‌کنند.[۱۷۶]

پرداخت خمس[ویرایش]

از نظر اهل سنت، مالیات خمس تنها به غنائم جنگی تعلق می‌گیرد. در بین شیعه خمس به: غنیمت، اشیاء به دست آمده از دریا، گنج، منابع معدنی، درآمدهای سودآور، حلالی که با حرام مخلوط شده‌است و زمینی که از مسلمان به ذمی منتقل می‌شود تعلق می‌گیرد.[۱۷۷] دریافت کنندگان خمس از اولاد محمد و روحانیون اسلامی هستند.[۱۷۸]

عزاداری[ویرایش]

پوشیدن لباس سیاه[ویرایش]

دسته گردانی[ویرایش]

«دسته گردانی و سینه زنی و نوحه خوانی در زمان صفویه رایج شده و توسعه پیدا کرده بود… در زمان ناصر الدین شاه با آداب و تشریفات و تجمل بسیار برگزار می‌شد. دسته‌های روز با نقاره و موزیک جدید و علم و بیرق و کتل، و دسته‌های شب با طبقهای چراغ زنبوری و حجله و مشعل به راه می‌افتاد و در فواصل دسته سینه‌زنها با آهنگ موزون سینه می‌زدند. …»[۱۷۹]

سینه زنی[ویرایش]
زنجیر زنی[ویرایش]

زنجیر زنی در بین شیعیان اثنی عشری شبیه به همان روشی که مسیحیان قرنها انجام داده‌اند انجام می‌شود.[۱۸۰]

قمه زنی[ویرایش]

قمه زنی یا تطبیر مورد اختلاف میان علمای شیعه است. محمدصادق روحانی قمه‌زنی را از شعائر و مستحسن می‌داند. خمینی آن را در صورتی که موجب ضرر نباشد، بدون مانع می‌دانست.[۱۸۱] سید علی خامنه‌ای، ناصر مکارم شیرازی، محمد فاضل لنکرانی، عبدالله جوادی آملی، حسین نوری همدانی و سیدکاظم حائری قمه زنی را جایز نمی‌دانند. سیستانی تا به حال نظری اعلام نکرده‌است.

متعه یا ازدواج موقت[ویرایش]

ازدواج موقت یا صیغه نوعی ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریه ای معلوم، بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطهٔ زوجیت خود به خود منقضی می‌شود. اهل سنت، اباضیه و زیدیان آن را حرام و شیعیان امامیه آن را مشروع و صحیح می‌دانند.[۱۸۲]

تقیه[ویرایش]

تقیه در اسلام شیعه مورد تأکید قرار گرفته‌است که به موجب آن پیروان اجازه دارند مذهب خود را در صورت تهدید به آزار و اذیت یا اجبار پنهان کنند.[۱۸۳] این عمل در اسلام اهل سنت مردود است.[۱۸۴]

اذان[ویرایش]

شاه اسماعیل در جریان فتح تبریز، فرمان داد که خطیبان اشهد ان علیا ولی‌الله و حی علی خیرالعمل را در اذان و اقامه وارد کنند[۱۸۵]

وضو[ویرایش]

نقش روحانیت[ویرایش]

دکتر علی شریعتی بارها تأکید می‌کرد که در اسلام به جای روحانی، عالم دینی وجود دارد، وی اعتقاد داشت که روحانی چیزی مقتبس از تعالیم مسیحی قرون وسطی بوده که با ظهور سلطنت صفوی در قبای ملا و آخوند بر اسلام تحمیل شده‌است وی می‌گوید:

«[در اسلام] سازمانی به نام روحانیت (Clerge) نیست و کسی روحانی حرفه‌ای نمی‌شود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست، هر کسی مستقیماً با او در تماس است.»[۱۸۶] «در اسلام روحانی نداریم، عالم داریم. رابطه آنان با مردم رابطه عالم و عامی و متخصص و غیرمتخصص است نه مقدس و غیر مقدس، متبرک و غیرمتبرک، روحانی و مادی، مرید و مراد.»[۱۸۷]«روحانی بارها گفته‌ام، که هم مفهومش و هم مصداقش و هم لفظش از فرنگ آمده خیلی هم تازه! همراه فکل و کراوات و دیگر مظاهر غربزدگی»[۱۸۸]

باورهای این مذهب[ویرایش]

چهارده‌معصوم شیعیان: تاریخ زایش و مرگ بر اساس تقویم میلادی و هجری شمسی، طول عمر خورشیدی، نام پدر و مادر.
چهارده‌معصوم شیعیان: تاریخ زایش و مرگ بر اساس تقویم میلادی و هجری شمسی، طول عمر خورشیدی، نام پدر و مادر.

پیروان مکتب امامت معتقدند که پس از درگذشت پیامبر اسلام نیاز بشر به وصی الهی منتفی نمی‌شود و به همان دلیل که خدا انبیاء را برانگیخته، از میان آن‌ها وصی‌هایی هم برمی‌گزیند تا مردم را هدایت کنند. شیعیان دوازده‌امامی با استفاده از قرآن و به استناد سنت پیامبر[۱۸۹] به دوازده وصی معصوم، که از اهل بیت محمد هستند؛ به عنوان جانشین منصوب او، تا روز قیامت ایمان آورده‌اند.[۱۹۰] شیعیان با استناد به حدیث جابر و احادیث متواتر معتقدند ائمه ۱۲ فرد مشخصی هستند که از جانب خدا و از زمان پیامبر با نام معرفی شده‌اند و عبارت‌اند از:

  1. علی بن ابی‌طالب
  2. حسن بن علی
  3. حسین بن علی
  4. علی بن حسین (سجاد)
  5. محمد بن علی (باقر)
  6. جعفر بن محمد (صادق)
  7. موسی بن جعفر (کاظم)
  8. علی بن موسی (رضا)
  9. محمد بن علی (تقی)
  10. علی بن محمد (نقی)
  11. حسن بن علی (عسکری)
  12. محمد بن حسن، که به اعتقاد شیعیان مهدی زنده و حاضر است، ولی در دوران غیبت به سر می‌برد.

شیعه شدن ایرانیان[ویرایش]

حرم فاطمه معصومه در قم دختر امام هفتم شیعیان
حرم فاطمه معصومه در قم، دختر امام هفتم شیعیان

به عقیده منابعی، شیعه کردن ایران بدون خون‌ریزی صورت نگرفت و چندین هزار تن از سنی‌های ایرانی در جریان آن کشته شدند یا به سرزمین‌های سنی‌نشین پناه بردند.[۱۹۱] گرویدن ایرانیان به شیعه توسط صفویان، فرآیندی از گرویدن اجباری بود[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴][۱۹۵] صفویان با اقدامات خود در سال ۱۵۰۱ میلادی ایران را به عنوان یک کشور مستقل متحد کردند و تشیع دوازده امامی را به عنوان مذهب رسمی امپراتوری خود تأسیس کردند و یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ اسلام را رقم زدند. در نتیجه ایران کنونی و آذربایجان به شیعه گرویدند.[۱۹۶] هر دو کشور هنوز اکثریت شیعه بوده و درصد شیعیان آذربایجان پس از ایران در رتبه دوم قرار دارد.[۱۹۷] شاه اسماعیل افزون بر ارتش خود، از روحانیان و مبلغان شیعه کمال استفاده را برد تا مذهب شیعه را در سرتاسر قلمرو خود بگستراند. روحانیان شیعه در دربار شاهان صفوی از ارج و منزلت بالایی برخوردار بودند. این شد که شیخ بهایی از بزرگان علمای شیعه لبنان در سن ۱۳ سالگی به همراه پدرش از بعلبک به قزوین کوچ کرد. پدرش هنگامی که او ۱۷ سال بیش نداشت از سوی شاه طهماسب به شیخ‌الاسلامی قزوین و خودش در ۴۳ سالگی به شیخ‌الاسلامی اصفهان منصوب شد. بدین ترتیب ریشه ارتباط تنگاتنگ شیعیان ایران و لبنان به قرن ۱۶ میلادی بازمی‌گردد.[۱۹۸] معروف است که شاهان صفوی در کنار ارتش مجهز خود همواره شیخ‌الاسلام‌ها (لقب مبلغان شیعه) را همراه می‌بردند. برخی تاریخ نویسان سنی این روش را با طعن و کنایه تبشیر شیعی (به مثابه گروه‌های تبشیری مسیحی) نام نهاده‌اند.[۱۹۹] منابع شیعی دلایل دیگری را نیز برای فرایند شیعه شدن ایران در نظر گرفته‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

  1. سلمان فارسی، صحابهٔ پیامبر اسلام، ایرانی و شیعه بود که به عقیده برخی چون لویی ماسینیون، فعالیت‌هایی در گسترش تشیع در ایران داشته‌است.[۲۰۰]
  2. در دورهٔ حکومت بنی‌امیه، تبعیض‌های بین عرب و عجم و اختلاف‌های طبقاتی سبب نارضایتی‌ها از دستگاه خلافت شد و همین امر سبب شد تا عدل علوی در حکومت علی بن ابی‌طالب مورد درخواست مردم در نهایت گرایش به تشیع گردد.[۲۰۱]
  3. وجود آزادی مذهبی پس از سقوط عباسیان به دست هلاکوخان و رواج تشیع در میان دستگاه حکومت عباسی تا جایی که وزیر مستعصم به نام ابن العلقی یک شیعه دوازده‌امامی بود.[۲۰۲]
  4. تشیع اولجایتو و رسمیت مذهب شیعه به دستور او[۲۰۲]
  5. حضور وکیلان امامان شیعه در مناطقی از ایران و فعالیت و ارتباط امامان شیعه برای تبلیغ آموزه‌های شیعی[۲۰۳]
  6. حضور علی بن موسی الرضا در خراسان[۲۰۴]
  7. هجرت علویان و سادات به ایران.[۲۰۴]
  8. در عصر سلاطین شیعهٔ آل بویه، موجبات تبلیغ مکتب تشیع بیش از پیش فراهم شد و کتب مهم شیعی مثل تهذیب و استبصار و الکافی و من لایحضره الفقیه در این زمان تألیف شد. بزرگانی از شیعه چون شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی و سید رضی توانستند در این عصر اسلام شیعی را به مردم معرفی کنند.[۲۰۵]
  9. در دورهٔ ایلخانان، حضور علامه حلی با بیان احکام و دیدگاه‌های کلامی شیعه و تلاش‌های خواجه نصیرالدین طوسی باعث ترویج تشیع در ایران شد.[۲۰۴]
  10. تأسیس سلسله صفوی با رویکردی مذهبی و رسمیت دادن به مذهب تشیع[۲۰۴]

حکومت اسلامی[ویرایش]

از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خداست و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد، لزوماً به باطل حکم کرده و طاغوت است. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست[۲۰۶])[۲۰۷][۲۰۸][۲۰۹][۲۱۰] و دروغ‌زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آن‌ها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است، مگر از باب تقیه. بنابراین، شیعیان معتقدند که خداوند امامانی را از جانب خود تعیین و مشخص نموده‌است و تنها آنان شایستگی تشکیل حکومت و قرار گرفتن در رأس آن را دارند و اطاعت از هر حاکمی غیر از آن‌ها، شرک تلقی شده و موجب جاودانگی در آتش خواهد شد.[۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳][۲۱۴][۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸][۲۱۹][۲۲۰][۲۲۱][۲۲۲][۲۲۳][۲۲۴]

در نگاه شیعیان خداوند در تمامی زمان‌ها یک نفر را به عنوان امام یعنی سرپرست الهی قرار داده‌است و زمین هرگز از «حجت» خالی نیست اما این راهبران الهی، همان گونه که در بالا گفته شد، تنها زمانی دست به تشکیل حکومت می‌زنند که اقبال و خواست عمومی برای این امر وجود داشته باشد. شیعیان علت عدم ظهور و تشکیل حکومت آخرین امامشان -که وی را منجی می‌خوانند- را نیز عدم خواست واقعی مردم برای تشکیل حکومت الهی می‌دانند.[۲۲۵] در فقه شیعی، نظریه‌ای وجود دارد که دایره اختیارات فقیه جامع‌الشرایط را در حد حاکمیت می‌داند و اگر چه در دایره اختیارات فقیه اختلاف نظر وجود دارد اما کسانی که قائل به گستردگی اختیارات ولی فقیه هستند معتقدند او حق حاکمیت دارد و دستورها او به لحاظ حاکمیتی نافذ است.

در واقع ولایت فقیه، نظریه‌ای در فقه شیعه است که نظام سیاسی مشروع در دوران غیبت امام معصوم را بیان می‌کند.[۲۲۶] نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس این نظریه تأسیس شده‌است.

ولایت محدود فقیه از جمله حق قضاوت، صدور فتوا در مسائل شرعی، اخذ وجوهات شرعی و رسیدگی به امور حسبیه از دیرباز در فقه امامیه مطرح و مورد بحث بوده و در ارتباط نزدیک با نهاد مرجعیت است. اما در نظریهٔ ولایت سیاسی فقیه که بیش از همه توسط روح‌الله خمینی مطرح و تشریح شده، این ولایت اساس نظم سیاسی دورهٔ غیبت را تشکیل می‌دهد و فقیهان جانشین امام در اجرای سیاست‌ها و مسائل حکومتی و سایر امور مربوط به امام معصوم (به جز جهاد ابتدایی) محسوب می‌شوند.[۲۲۷][۲۲۸]

اماکن مورد احترام شیعیان در ایران[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دانشنامه بریتانیکا، مدخل شیعه: " ʿAshariyyah,"
  2. (Tabataba'i 1977)
  3. (Momen 1985)
  4. (Weiss 2006)
  5. "World Population Clock: 7.9 Billion People (2022) - Worldometer". Worldometers.info. Retrieved 1 March 2022.
  6. "Shia Islam's Holiest Sites". Worldatlas.com. 25 April 2017. Retrieved 1 March 2022.
  7. (Atlas of the Middle East (Second ed.). Washington D.C: National Geographic 2008)
  8. (The World Factbook 2010 و Retrieved 2010-08-25.)
  9. Jul 21, John Bugnacki on; 2014. "Six Charts that Explain Shia Islam". American Security Project (به انگلیسی). Retrieved 2020-10-29.{{cite web}}: CS1 maint: numeric names: فهرست نویسندگان (link)
  10. "Shia women too can initiate divorce". The Times of India. November 6, 2006. Retrieved 2010-06-21.
  11. "Talaq rights proposed for Shia women". Daily News and Analysis, www. dnaindia.com. 5 November 2006. Retrieved 2010-06-21.
  12. "Obama's Overtures". The Tribune. Archived from the original on 5 March 2016. Retrieved 2010-07-21.
  13. "Imperialism and Divide & Rule Policy". Boloji. Archived from the original on 13 December 2010. Retrieved 2010-07-21.
  14. "Ahmadinejad on way, NSA says India to be impacted if Iran 'wronged by others'". Indian Express. 21 April 2008. Retrieved 2010-07-21.
  15. http://merln.ndu.edu/archive/icg/shiitequestion.pdf بایگانی‌شده در ۲۰۰۸-۱۲-۱۷ توسط Wayback Machine International Crisis Group. The Shiite Question in Saudi Arabia, Middle East Report No. 45, 19 Sep
  16. "Iran". United States Department of State (به انگلیسی). Retrieved 2021-09-29.
  17. (Tabatabae'i 1975)
  18. لسان العرب، مجمع البحرین ماده امام
  19. اوائل المقالات، شیخ مفید، ص 46
  20. مقالات الإسلامیین، ج1، ص 5
  21. The Waning of the Umayyad Caliphate by Tabarī, Carole Hillenbrand, 1989, p37.
  22. The Encyclopedia of Religion Vol.16, Mircea Eliade, Charles J. Adams, Macmillan, 1987, p243. "They were called "Rafida by the followers of Zayd...the term became a pejorative nickname among Sunni Muslims, who used it, however to refer to the Imamiyah's repudiation of the first three caliphs preceding Ali...".
  23. The waning of the Umayyad caliphate by Tabarī, Carole Hillenbrand, 1989, p37, p38 The Encyclopedia of Religion Vol.16, Mircea Eliade, Charles J. Adams, Macmillan, 1987, p243. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 82 (کمک)
  24. (Daftary 2013)
  25. (Nasr 2007)
  26. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  27. (Cornell 2007)
  28. (Pakatchi 1988)
  29. (Cornell 2007)
  30. (Cornell 2007)
  31. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  32. Modarressi, Hossein (1993). Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shi'ite Islam: Abū Ja'far Ibn Qiba Al-Rāzī and His Contribution to Imāmite Shī'ite Thought (PDF). Darwin Press. ISBN 978-0-87850-095-6. ص۷۷.
  33. Momen, Moojan (1985). An Introduction to Shi'i Islam. Yale University Press. ISBN 978-0-300-03499-8. ص۱۶۲ و ۱۶۳.
  34. Hussain, Jassim M. (1986). Occultation of the Twelfth Imam: A Historical Background. Routledge Kegan & Paul. ISBN 978-0-7103-0158-1. ص۱۰۱.
  35. Sachedina, Abdulaziz Abdulhussein (1981). Islamic Messianism: The Idea of Mahdī in Twelver Shīʻism. Suny press. ISBN 978-0-87395-442-6. ص۹۰.
  36. آخرین امید، ص ۸۰
  37. Sachedina, Abdulaziz Abdulhussein (1981). Islamic Messianism: The Idea of Mahdī in Twelver Shīʻism. Suny press. ISBN 978-0-87395-442-6. ص۹۲.
  38. Daftary, Farhad (2013). A History of Shi'i Islam. I.B. Tauris. ISBN 978-0-7556-0866-9. ص۶۶.
  39. Momen, Moojan (1985). An Introduction to Shi'i Islam. Yale University Press. ISBN 978-0-300-03499-8. ص۱۶۲ تا ۱۶۴.
  40. Sachedina, Abdulaziz Abdulhussein (1981). Islamic Messianism: The Idea of Mahdī in Twelver Shīʻism. Suny press. ISBN 978-0-87395-442-6. ص۹۰.
  41. Endress, G. (1998). "al-Nawbakhti". In Meisami, Julie Scott (ed.). Encyclopedia of Arabic literature. London: Routledge. p. 584. ISBN 0-415-18572-6.
  42. Nadīm (al-), Abū al-Faraj Muḥammad ibn Isḥāq (1970). Dodge, Bayard (ed.). The Fihrist of al-Nadim; a Tenth-Century Survey of Muslim Culture. Translated by Bayard Dodge. New York & London: Columbia University Press. ص۴۴۱.
  43. مسعودی-التنبیه والاشراف ص۱۹۸.
  44. Howard, I. K. A. (1976), "'Al-Kafi' by Al-Kulayni", Al-Serat: A Journal of Islamic Studies, 2 (1).
  45. Etan Kohlberg (1991). belief and law in imami shiism. Variorum. p. 523.
  46. (Kraemer 1992)
  47. Pakatchi, Ahmad. "امامیه". دائره المعارف بزرگ اسلامی. Retrieved 2015-05-29.
  48. Ludwig W. Adamec (2009), Historical Dictionary of Islam, p.135. Scarecrow Press. ISBN 0-8108-6161-5.
  49. Hamid Dabashi (1988). Shi'ism: Doctrines, Thought, and Spirituality. SUNY Press. pp. 65–. ISBN 978-0-88706-689-4.
  50. Haytham Mouzahem. "Iraqi Shiite clerics maintain humility, influence". Al-Monitor. Retrieved 30 March 2015.
  51. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  52. Pakatchi, Ahmad. "امامیه". دائره المعارف بزرگ اسلامی. Retrieved 2015-05-29.
  53. (Kraemer 1992)
  54. McDermott, Martin J. (1978). The Theology of Al-Shaikh Al-Mufīd. Dar el-Machreq éditeurs. ISBN 978-2-7214-5601-4.
  55. (Sachedina 1981، صص. 79–80)
  56. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  57. (AMir Moezzi 1994)
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ (Martin 2003)
  59. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  60. (Nasr و Leaman 2001)
  61. (Halm 1997)
  62. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  63. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  64. (Halm 1997)
  65. (Vaezi 2004)
  66. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  67. (Nasr، 2000 و p-152)
  68. (Cornell 2007)
  69. Superstition as Ideology in Iranian Politics: From Majlesi to Ahmadinejad -علی رهنما - نسخه انگلیسی -ص۱۹۱.
  70. Molavi, Afshin (2002). Persian Pilgrimages: Journeys Across Iran. Norton. p. 180. ISBN 978-0-393-05119-3.
  71. Shahrokh Meskoob, Iranian National Identity, quoted in Molavi, Afshin (2002). Persian Pilgrimages: Journeys Across Iran. Norton. p. 180. ISBN 978-0-393-05119-3.
  72. Superstition as Ideology in Iranian Politics From Majlesi to Ahmadinejad علی رهنما(Page i) مقدمه.
  73. (Martin 2003)
  74. (Cornell 2007)
  75. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  76. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  77. (Momen 1985)
  78. (Cornell 2007)
  79. (Cornell 2007)
  80. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  81. Our way in intellectual debates, by Jafaar Seedaan, p. 10.
  82. (Nasr 2006)
  83. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  84. (Lakhani، Shah Kazemi و Lewisohn 2006)
  85. Our way in intellectual debates, by Jafaar Seedaan, p. 26.
  86. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988، ص. 197)
  87. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988، ص. 115)
  88. (Sobhani 2001)
  89. (Sobhani 2001)
  90. (Faruki 1965)
  91. (Campo 2009)
  92. (Sobhani و Shah Kazemi 2001)
  93. (Motahari 1985)
  94. Al-Kafi, by Al-Kullainy, the book of God's oneness, 'Who is worshipped' chapter, volume. 01 p. 87.
  95. Al-Fusool Al-Muhimahh Fi Usool Al-Aimahh, by Al-Hur Al-Amilli, volume. 01 p. 255.
  96. (Sobhani 2001)
  97. (Motahari 1985)
  98. (Sobhani 2001)
  99. (Motahari 1985)
  100. (Motahari 1985)
  101. (Nasr 2002)
  102. (Tabataba'ei 1979)
  103. (Sobhani 2001)
  104. (Sobhani 2001)
  105. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  106. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  107. "مناظرة الإمام الکاظم (ع) مع أبی حنیفة فی أن المعصیة من فعل العبد – الشیعة". Arabic.al-shia.org. Retrieved 1 March 2022.
  108. "فی أنّ أفعال العباد، لیست مخلوقة للّه سبحانه". Research.rafed.net. Retrieved 1 March 2022.
  109. Need of Religion, by Sayyid Sa'id Akhtar Rizvi, p. 14.
  110. (Nasr و Leaman 1996)
  111. Our way in intellectual debates, by Jafaar Seedaan, p. 27.
  112. "Shia Islam's Holiest Sites". 25 April 2017.
  113. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  114. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  115. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  116. (Nasr 2008)
  117. (Nasr 2008)
  118. (Nasr 2008)
  119. (Nasr 2008)
  120. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  121. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  122. (Sobhani و Shah-Kazemi 2001)
  123. (Sobhani و Shah-Kazemi 2001)
  124. (Tabataba'i 1984)
  125. (Tabataba'i 1986)
  126. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  127. (Tabataba'i 1983)
  128. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  129. (Sobhani و Shah-Kazemi 2001)
  130. (Dabashi 1989)
  131. (Nasr، Dabashi و Nasr 1988)
  132. (Campo 2009)
  133. ۱۳۳٫۰ ۱۳۳٫۱ "Shi'ite". Encyclopædia Britannica Online. 2007. Retrieved 2007-11-06.
  134. Nasr (1979), p. 15.
  135. Corbin (1993), pp. 45 – 51.
  136. Gleave, Robert (2004). "Imamate". Encyclopaedia of Islam and the Muslim world; vol. 1. MacMillan. ISBN 0-02-865604-0.
  137. "Shi'ite". Encyclopædia Britannica Online. 2007. Retrieved 2007-11-06.
  138. Gleave, Robert (2004). "Imamate". Encyclopaedia of Islam and the Muslim world; vol. 1. MacMillan. ISBN 0-02-865604-0.
  139. Shirazi, Sultanu'l-Wa'izin. Peshawar Nights. THE Sunni Ulema's Condemnation of Abu Hanifa. Al-islam.org
  140. Rizvi, Muhammad. Shi'ism: Imamate and Wilayat.
  141. S. V. Mir Ali/Ayatollah Mahdi Puya Commentary of Quran Verse 2: 124.
  142. (Martin 2003)
  143. (Nasr 2000)
  144. {{cite book}}: Empty citation (help)
  145. {{cite book}}: Empty citation (help)
  146. {{cite book}}: Empty citation (help)
  147. {{cite book}}: Empty citation (help)
  148. {{cite book}}: Empty citation (help)
  149. {{cite book}}: Empty citation (help)
  150. {{cite book}}: Empty citation (help)
  151. {{cite book}}: Empty citation (help)
  152. Nakash, Yitzhak (1995). "The Visitation of the Shrines of the Imams and the Shi'i Mujtahids in the Early Twentieth Century". Studia Islamica. Brill (81): 153–164. doi:10.2307/1596023. JSTOR 1596023.
  153. Szanto, Edith. "The largest contemporary Muslim pilgrimage isn't the hajj to Mecca, it's the Shiite pilgrimage to Karbala in Iraq". The Conversation (به انگلیسی). Retrieved 2020-12-10.
  154. {{cite book}}: Empty citation (help)
  155. Szanto, Edith (May 2012). "Sayyida Zaynab in the State of Exception: Shiʿi Sainthood as "Qualified Life" in Contemporary Syria". International Journal of Middle East Studies (به انگلیسی). 44 (2): 285–299. doi:10.1017/S0020743812000050. ISSN 1471-6380.
  156. Nakash, Yitzhak (1995). "The Visitation of the Shrines of the Imams and the Shi'i Mujtahids in the Early Twentieth Century". Studia Islamica. Brill (81): 153–164. doi:10.2307/1596023. JSTOR 1596023.
  157. Julian, Millie (2008). "Supplicating, Naming, offering:Tawassul in West Java". Journal of Southeast Asian Studies. 39 (1): 107–122. doi:10.1017/S0022463408000052.
  158. (Sobhani 2001)
  159. ۱۵۹٫۰ ۱۵۹٫۱ (al-Shaykh al-Saduq 1982)
  160. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  161. (al-Shaykh al-Saduq 1982)
  162. Nasr (1979), p. 10.
  163. Momen (1985), p. 174.
  164. (Dabashi 2006)
  165. (Corbin 1993)
  166. (Donaldson 1933)
  167. (Ansariyan 2007)
  168. (Algar 1990)
  169. (Madelung 1998)
  170. (Donaldson 1933)
  171. (Nasr، Dabashi و Nasr 1989)
  172. (Algar 1990)
  173. (Jasim 1982)
  174. Superstition as Ideology in Iranian Politics From Majlesi to Ahmadinejad-علی رهنما-ص۲۵۵.
  175. Ahlul Bayt Digital Islamic Library Project. "In A Nutshell: Laws and Practices." 1 April 2010. <www.al-islam.org>.
  176. ابن تیمیه. مجمع الفتوا. جلد 22. ص. 163. «... و دربارهٔ سجده بر تربت حسین در نماز سؤال شد: آیا بدعت است یا نه؟ پاسخ داد: حمد و سپاس پروردگار عالمیان را در مورد نماز بر تربت حسین که نمازگزار بر آن نماز می‌خواند، نه از سنت سلف مهاجران یا انصار و نه از سنت تابعین بعد از آنها، اما در واقع همه این افراد در مسجد بر زمین معمولی نماز می‌خواندند، حتی یکی از آنها هرگز یک مهر نگرفت تا نماز بخواند.».
  177. Abdulaziz Sachedina (1980), Al-Khums: The Fifth in the Imāmī Shīʿī Legal System, Journal of Near Eastern Studies, Vol. 39, No. 4 (Oct. , 1980), pp. 276-277, 275-289, note 10.
  178. Malik, Jamal (2008). Islam in South Asia a short history. Leiden: Brill. pp. 405–406, note 6. ISBN 978-90-04-16859-6.
  179. موسیقی مذهبی ایران، ص ۲۶.
  180. Ruffle, Karen G. (November 2015). "Wounds of Devotion: Reconceiving Mātam in Shiʿi Islam". History of Religions. 55 (2): 172–195. doi:10.1086/683065. S2CID 162944212.
  181. Estefta'at-e Emam Khomeini, vol. 3, p. 581 and 583 - Imam Khomeini's website.
  182. «لایحهٔ حمایت از مردان خانواده!، زینب پیغمبرزاده». ماهنامه زنان (بازنشر در وبگاه تغییر برای برابری). ۲۸ مهر ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ مارس ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۸ آوریل ۲۰۰۸.
  183. John L. Esposito, ed. (2014). "Taqiyah". The Oxford Dictionary of Islam. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-512558-0. "Precautionary denial of religious belief in the face of potential persecution. Stressed by Shia Muslims, who have been subject to periodic persecution by the Sunni majority.".
  184. R. Strothmann (2000). "Takkiyya". In P. J. Bearman; Th. Bianquis; C. E. Bosworth; E. van Donzel; W. P. Heinrichs (eds.). Encyclopaedia of Islam. Vol. 10 (2nd ed.). Leiden: Brill Publishers. pp. 134–135. ISBN 978-90-04-11211-7.
  185. ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا مشروطیت، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، ص ۴۲.
  186. شریعتی - مجموعه آثار ج۲۲ ص۱۹۸.
  187. شریعتی - مجموعه آثار ج ۴ ص۳۹۰.
  188. شریعتی- مجموعه آثار ج۷ ص۱۰۱.
  189. برخی از منابعی که احادیث دوازده امام را بررسی کرده‌اند:
    • الخزار القمی (قرن جهارم قمری)، کفایة الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر
    • شیخ طبرسی (قرن ششم)، اعلام الوری باعلام الهدی، صفحه ۳۶۱ تا ۳۹۲
    • شیخ البحرانی (قرن دوازده قمری) عوالم العلوم و المعارف، جلد ۱۵، تمامی جزء سوم
    • لطف‌الله صافی گلپایگانی (معاصر)، منتخب الاثر، صفحه ۱۰ تا ۱۴۰
  190. تاجری‌نسب، صفحهٔ ۷۳
  191. صفویان و هویت ایرانی جدید آنلاین
  192. Arshin Adib-Moghaddam (2017), Psycho-nationalism, Cambridge University Press, p. 40, ISBN 978-1-108-42307-6, "Shah Ismail pursued a relentless campaign of forced conversion of the majority Sunni population in Iran to (Twelver) Shia Islam.
  193. Conversion and Islam in the Early Modern Mediterranean: The Lure of the Other, Routledge, 2017, p. 92, ISBN 978-1-317-15978-0.
  194. Islam: Art and Architecture, Könemann, 2004, p. 501, ISBN 978-3-8331-1178-5, "Shah persecuted the philosophers, mystics, and Sufis who had been promoted by his grandfather, and unleashed fanatical campaigns of forcible conversion on Sunnis, Jews, Christians and other religious minorities.
  195. Melissa L. Rossi (2008), What Every American Should Know about the Middle East, Penguin, ISBN 978-0-452-28959-8, "Forced conversion in the Safavid Empire made Persia for the first time dominantly Shia and left a lasting mark: Persia, now Iran, has been dominantly Shia ever since, and for centuries the only country to have a ruling Shia majority.
  196. Akiner, Shirin (5 July 2004). The Caspian: Politics, Energy and Security. Taylor & Francis. ISBN 978-0-203-64167-5.
  197. Juan Eduardo Campo,Encyclopedia of Islam, p.625.
  198. «"ارتش صفوی" در تبلیغات داعش اشاره به چیست؟». www.radiozamaneh.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۱.
  199. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ دسامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۳ نوامبر ۲۰۱۴.
  200. «سلمان فارسی و پیدایش تشیع در ایران». rasekhoon.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  201. «ایران و اسلام(47)/ علل گرایش ایرانیان به تشیع». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  202. ۲۰۲٫۰ ۲۰۲٫۱ «سلطان محمد خدابنده، علامه حلی و رواج تشیع در ایران». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  203. «تأملی بر زمینه‌های ورود تشیع به خوزستان در قرون نخستین اسلامی». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  204. ۲۰۴٫۰ ۲۰۴٫۱ ۲۰۴٫۲ ۲۰۴٫۳ «تاریخ (تشیع)». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  205. «نقش فقها و متکلمان قرن چهارم هجری در گسترش تشیع در ایران». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۵-۳۱.
  206. سوره مبارکه یونس/۳۲
  207. أصل الشیعة ص ۲۱۱
  208. الشافی فی الإمامة ج ۱ ص ۱۰۳
  209. وسائل الشیعة للحر العاملی ج ۲۷ ص ۱۳۲
  210. الصراط المستقیم للبیاضی ج ۱ ص ۶۳
  211. أمالی الطوسی ص ۴۱۷
  212. أمالی الشیخ الطوسی ص ۵۷
  213. أمالی الشیخ الطوسی رحمه الله ص ۶۳۴
  214. الاختصاص للشیخ المفید رحمه الله ص ۲۵۹: عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال الله تبارک و تعالی: لأعذبن کل رعیة فی الإسلام أطاعت کل إمام لیس من الله وإن کانت الرعیة بارة تقیة
  215. الاعتقادات للشیخ الصدوق رحمه الله ص ۷۶
  216. الغدیر للعلامة الأمینی رحمه الله ج ۱۱ ص ۵۶، که روایات را از مسند احمدبن حنبل نقل می‌کند
  217. الکافی للشیخ الکلینی رحمه الله ج ۱ ص ۳۷۳ الی ۳۷۵
  218. المقنعة للشیخ المفید رحمه الله ج ۱ ص ۸۱۱
  219. المیزان للعلامة الطباطبائی رحمه الله ج ۴ ص ۳۹۷
  220. النواصب ص ۱۸
  221. بشارة المصطفی للطبری رحمه الله ص ۲۱۷
  222. تأویل الآیات لشرف الدین الحسینی رحمه الله ج ۱ ص ۹۶
  223. عقائد الإمامیة للمظفر رحمه الله ص ۱۱۲
  224. وسائل الشیعة للحر العاملی رحمه الله ج ۱۱ ص ۴۷۱؛ باب واجب بودن تقیه نزد حاکم غیر الهی (در شرایط خاص)
  225. کتاب الغیبة، محمد بن إبراهیم النعمانی رحمه الله باب ۱۰
  226. فیرحی. ص ۲۰۴
  227. نظام سیاسی و دولت در اسلام. ص ۲۴۳
  228. کتاب ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، امام خمینی، ص۴۰.

منابع[ویرایش]

  • دانشنامه کلام اسلامی، مدخل «امامیه»، علی ربانی گلپایگانی
  • غلامحسین تاجری‌نسب (۱۳۸۷فرجام‌شناسی حیات انسان (ریشه و پیشینه و اساس دینی مهدویت)، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر

پیوند به بیرون[ویرایش]


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().