میم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

((مِم)) ایده، رفتار یا روشی است که از طریق فرهنگ از فردی به فرد دیگر منتشر می‌شود – اغلب با هدف انتقال یک پدیده مشخص، موضوع یا معنایی که توسط آن بازنمایی می‌شود. یک مم به عنوان واحدی عمل می‌کند برای انتقال ایده‌های فرهنگی، نمادها، یا رسم‌هایی که قابل انتقال هستند از ذهنی به ذهن دیگر ز طریق نوشتار، سخنرانی، ژست ها، مناسک یا سایر پدیده‌های تقلیدپذیر با مضمونی قابل تقلید. ما میان این مفهوم مم‌ها را به عنوان همسانی برای ژن‌ها در نظر می‌گیرند، از این منظر که آن‌ها خود-تکثیر، جهش‌یابنده و واکنش پذیر نسبت به فشارهای انتخاب‌کننده هستند. طرفداران این‌گونه استدلال می‌کنند که مم‌ها پدیده‌هایی ویروس‌مانند هستند که ممکن است از طریق انتخاب طبیعی به روشی مشابه تکامل طبیعی به وجود بیایند. مم‌ها این کار را از طریق فرآیندهای تغییر، تقلید، رقابت و توارث انجام می دهند که هر کدام از آن‌ها بر موفقیت تکثیرپذیری آن اثر می گذارد. مم‌ها از طریق رفتاری که در میزبانان خود شکل می دهند تکثیر می‌شوند. مم‌هایی که با فراوانی کمتری منتشر شوند منقرض خواهند شد، در حالی که ممکن است سایر آن‌ها باقی مانده، پخش شده و کم‌و بیش تقلید شوند. مم‌هایی که با بالاترین اثرگذاری تکرار شوند موفقیت بیشتری را نیز کسب می‌کنند و برخی نیز به نحو کارآمدی تکثیر می‌شوند، حتی زمانی که آن‌ها برای به‌زیستی میزبانان خود زیان‌بخش نشان داده است. حوزه‌ای از مطالعات که ((ممتیکس)) نامیده می‌شود در دهه 1990 میلادی پدید آمد تا مفاهیم انتقال مم‌ها را تحت چارچوب مدلی کاملی بررسی کنند. منتقدان از طیف‌های مختلف عقیده امکان آزمون مم‌ها به لحاظ تجربی توسط مطالعات دانشگاهی را به چالش کشیده بود، اگر چه پیشرفت‌ها در زمینه عکسبرداری از فعالیت‌های عصبی امکان مطالعات تجربی را ایجاد کرده‌است، برخی مفسران در علوم اجتماعی ایده‌ای که براساس آن کسی بتواند فرهنگ ا در قالب واحدهایی مجزا طبقه‌بندی کند مورد پرسش قرار می دهند و به‌طور خاص در مورد ذات زیستی بنیان‌های این تئوری موضع انتقادی داشته‌اند. سایرین نیز استدلال می‌کنند که این نوع از کاربرد این مفهوم نتیجه برداشت نادرست از طرح اصلی است. واژه ((مم)) نوواژه‌ای است که توسط ریچارد داوکینز وضع شده‌است. این واژه از کتاب داوکینز به نام ((ژن خودخواه)) در سال 1976 برآمده‌است. موضع شخصی داوکینز به نوعی مبهم و دوگانه است: او از پیشنهاد ان. کی. هامفری مبنی براینکه ((می بایست ژن‌ها را به عنوان ساختارهایی زنده محسوب کرد و نه فقط به صورت استعاری استقبال کرده و پیشنهاد می‌کند که مم‌ها واحدهای فیزیکی‌ای مستقر در مغز در نظر گرفته شوند. بعدها او استدلال می‌کند که مقصود اصلی وی، احتمالا پیش از پذیرش نظر هامفری، ساده‌تر بوده‌است. در ((ویترین مدیران جدید)) در کن 2013 دیدگاه داوکینز در ممتیکس تعمداً گنگ بود.

ریشه شناسی واژه ((مم)) صورت کوتاه شده (مشابه کاربرد ژن) واژه ((میم)) از واژه یونانی باستانی به معنای ((چیز مورد تقلید قرار گرفته)) و ((تقلید کردن)) توسط زیست‌شناس تکاملی انگلیسی ریچارد داوکینز در کتاب ((ژن خودخواه)) در سال 1976 وضع شده به عنوان مفهومی در مطالعات تکاملی برای توضیح پخش ایده‌ها و پدیده‌های فرهنگی مثال‌هایی از مم که در این کتاب عنوان شده شامل ملودی ها، تکیه‌کلام، مد و تکنولوژی ساخت تاق‌نماهای ساختمانی می‌شود. کنت پایک مفاهیم مرتبط امیک و اتیک برای تجمیع ایده زبان شناختی واج، تکواژ،


ریشه یابی[ویرایش]

درسال ۱۹۷۶ ریچارد داوکینز درکتاب ژن خودخواه از این واژه به منظور تأکید بر شباهت آن به ژن بهره جست. داوکینز این کلمه را با کوتاه کردن mimeme که از کلمه یونانی mimema (به معنای «چیزی که تقلید شده») ابداع کرد. او اظهار می‌دارد که مایل به بکار بردن واژه‌ای تک بخشی بوده‌است که از نظر آوایی شبیه به واژه «ژن» باشد.

نمونه[ویرایش]

به ادعای معتقدان به این نظریه ادیان متعدد دنیا، نمونه‌ای خوب از میم پر قدرت می‌باشند. مذاهب پیوسته از نسلی به نسل بعدی دچار تغییرات اندکی می‌شوند. یک رفرم مذهبی بزرگ به عنوان یک جهش mutation در میم محسوب می‌گردد. بعضی سکولاریسم را در برخی فرقه‌های مسیحی نمونه‌ای از یک میم موفق می‌دانند[نیازمند منبع]

نقد[ویرایش]

جان گری نظریه داوکیز درباب میم و ارتباط آن با ادیان را "مزخرف" و "غیر قابل توجه به عنوان یک تئوری" توصیف می‌کند.[۱]

نقدهای دیگری بر این دیدگاه از عرصه نشانه‌شناسی و توسط کسانی همچون Terrence Deacon و Kalevi Kull ارائه شده‌است.

ارنست مایر از دیگر منتقدین این دیدگاه است.

منابع[ویرایش]

Wikipedia contributors, «Meme,» Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Meme&oldid=331180622 (accessed December ۲۰، ۲۰۰۹).