دور از وطن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رأی دهندگان فرانسوی زبان در لوزان، سوئیس، برای دور اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۷ به حوزه‌های رای‌گیری می‌روند.

دور از وطن یا تبعیدی کسی‌ست که موقتاً یا دایماً در کشوری به غیر از کشور خود اقامت می‌کند.

به‌طور معمول، این واژه اغلب مورد استفاده شرکت‌ها، دولتها یا سازمان‌های دولتی است که برای کارگران حرفه‌ای یا ماهر خود که توسط کارفرمایان به خارج از کشور فرستاده می‌شوند استفاده می‌شود.[۱] این واژه به‌طور فعال برای کارگران مهاجر استفاده می‌شود که معمولاً درآمدشان نسبت به کشور موطن بیشتر است و بیشتر از پرسنل محلی درآمد دارند.

با این حال، عبارت «زندگی در تبعید» نیز برای بازنشستگان و کسانی که انتخاب کرده‌اند خارج از سرزمین مادری شان زندگی کنند اطلاق می‌شود. به لحاظ تاریخی، اشاره به زندگی در تبعید می‌باشد.[۲]

تاریخچه[ویرایش]

از روزگار باستان، مردمان در خارج از کشور زندگی می‌کردند، به عنوان مثال دیپلمات‌ها، تجار یا مبلغان. از قرن ۱۵ به بعد در پی افول مستعمرات اروپایی تعداد مسافرانی که به خارج سفر می‌کردند به شدت افزایش یافت.[۳]

توزیع مهاجران در سراسر جهان[ویرایش]

در سال‌های اخیر، حملات تروریستی علیه غربی‌ها به‌طور محدود سبک زندگی جوامع تبعیدی را به ویژه در خاورمیانه دستخوش تغییر کرده‌است.

برآورد تعداد مهاجر در جهان دشوار است. زیرا سر شماری دولتی در این خصوص وجود ندارد. در سال ۲۰۱۷ شرکت تحقیقاتی و مشاوره بین‌المللی «فیناکورد» آمار مهاجرین را ۵۶٫۸ میلیون تخمین زد که شبیه به کمیت جمعیت تانزانیا یا ایتالیا است. در سال ۲۰۱۳ بر اساس تخمین سازمان ملل ۲۳۲ میلیون نفر یا ۳٫۲ درصد از جمعیت جهان خارج از کشور زادگاه خود زندگی می‌کردند. بالاترین رتبه‌بندی ملیتهای مهاجر از ۲۷٫۵۸۷ نفری که جلای وطن کرده‌اند، عبارتند از سنگاپور، نروژ، نیوزیلند، آلمان، هلند، کانادا، استرالیا، سوئد، اتریش و امارات متحده عربی.[۴]

کسب و کار مهاجران[ویرایش]

بسیاری از شرکت‌های چند ملیتی پرسنل خود را به کشورهای خارجی اعزام می‌کنند تا در شعبات یا شرکت‌های تابعه کار کنند. کارکنان مهاجر اجازه دارند شرکت‌های تابعه خارجی را کنترل کنند. آن‌ها همچنین می‌توانند در هماهنگی جهانی مؤثر باشند.[۵]

با این حال، متخصصان خارج از کشور اغلب گران‌تر از کارمندان محلی هستند. حقوق و دستمزد مهاجران معمولاً با کمک هزینه‌هایی که برای جبران هزینه‌های بالاتر زندگی یا سختی‌های مربوط به زندگی در خارج دارند افزایش می‌یابد. علاوه بر این هزینه‌های دیگری نیز باید پرداخت کنند، مانند مراقبت‌های بهداشتی، مسکن، یا هزینه‌های تحصیلی. هزینه‌های انتقال خانواده و دارایی‌های آنها. مشکل دیگر می‌تواند محدودیت‌های دولت متبوع در کشور خارجی باشد.[۶][۷]

همسران کارکنان مهاجر ممکن است با توجه به اختلاف فرهنگی، از دست دادن شبکه معمول اجتماعی خود در وطن، وقفه در کار و کمک به کودکان در مقابله با معضلات مدرسه جدید، مشکل بتوانند خود را تنظیم کنند. این دلایل اصلی مشکلات کارکنان مهاجر است. با این وجود، حضور همسر می‌تواند به وضعیت غیرقانونی کارگر مهاجر اضافه کند. خانواده‌هایی که با کودکان خود زندگی می‌کنند به حفظ فرهنگ کشور مادری در کشور میزبان کمک می‌کند.[۸][۹]

ریشه یابی واژه Expatriate[ویرایش]

کلمه Expatriate به معنی «تبعیدی» ریشه اش لاتین بوده به معنی خارج شدن از کشور مادری یا سرزمین پدری است.[۲]

در قدیم از کلمه «تبعیدی» برای اشاره به تبعید استفاده می‌کردند.[۱۰] در عوض، هنگامیکه به صورت یک فعل استفاده می‌شود تبعید شدن به معنی عمل کسی است که از وفا داری به کشور خود بکاهد، همان‌طور که در مقدمه قانون ۱۸۶۸ ایالات متحده می‌گوید: «حق خروج از سرزمین حق طبیعی و ذاتی همه مردمان است و ضروری برای لذت بردن از حقوق زندگی، آزادی و در جستجوی خوشبختی بودن است»[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Castree, Noel; Rob Kitchen; Alisdair Rogers. 9780199599868&hl=en&sa=X&ved=0CB4Q6AEwAGoVChMI1c2r4_OrxwIVh4uSCh1ilgAc#v=onepage&q=expatriate&f=false A Dictionary of Human Geography Check |url= value (help) (1 ed.). Oxford University Press. ISBN 978-0-19-959986-8.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ "Definition of expatriate in English". Oxford Dictionaries. Oxford University Press. 2017. Retrieved 10 February 2017.
  3. McGeown, Kate (14 December 2006). "Hard lessons in expat paradise". BBC News. British Broadcasting Corporation. Retrieved 22 February 2017.
  4. "Definition of flexpatriate". Financial Times: lexicon. The Nikkei. Archived from the original on 22 February 2017. Retrieved 22 February 2017.
  5. Chew, J (2004). Research and Practice in Human Resource Management. pp. 1–30.
  6. Gomez-Mejia, Luis; Balkin, David; Cardy, Robert (2007). Managing Human Resources. Upper Saddle River, NJ: Pearson. pp. 544–5. ISBN 0-13-187067-X.
  7. Kraimer, M (2016). "Themes in Expatriate and Repatriate Research over Four Decades: What Do We Know and What Do We Still Need to Learn?". Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behavior.
  8. Pilenzo, R (September 2013). "DOES CULTURE REALLY MAKE A DIFFERENCE IN EXPAT ASSIGNMENTS?". Expatriates Magazine (2): 4. Archived from the original on 5 October 2013.
  9. Thomas, David (2014). Essentials of International Human Resource Management. London: SAGE. pp. 190–193. ISBN 978-1-4129-9591-7.
  10. "Definition of expatriate". Merriam-Webster. Merriam-Webster. 2017. Retrieved 10 February 2017.
  11. "Definition of migrant in English:". Oxford Dictionaries. Oxford University Press. 2017. Retrieved 10 February 2017.
  12. "Definition of migrant". Merriam-Webster. Merriam-Webster. 2017. Retrieved 10 February 2017.
  13. "Definition of immigrant in English". Oxford University Press. Retrieved 10 February 2017.
  14. "Definition of immigrant". Merriam-Webster. Merriam-Webster. 2017. Retrieved 10 February 2017.
  15. Koutonin, Mawuna Remarque (13 March 2015). "Why are white people expats when the rest of us are immigrants?". The Guardian. Guardian Media Group. Retrieved 17 April 2015.
  16. DeWolf, Christopher (29 December 2014). "In Hong Kong, Just Who Is an Expat, Anyway?". The Wall Street Journal. News Corp. Retrieved 10 February 2017.
  17. Tulshyan, Ruchika (2 April 2015). "'Expat' Under Fire: The Word Is Not Racist, Argues A Global Nomad (subscription required)". The Wall Street Journal. News Corp. Retrieved 10 February 2017.

پیوند به بیرون[ویرایش]