قرآنیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
قرآن نگاشته شده در قرن پنجم هجری به خط کوفی. این نسخه هم‌اینک در گنجینه موزه بریتانیاقرار دارد.

قرآنیان (قرآنیون، قرآن‌گرایان)، مکتبی اسلامی است که در آن، قرآن، به عنوان اصلی‌ترین کتاب یا حتی تنها کتاب در زمینه عقاید و اعمال دینی، مورد قبول است. به عبارت دیگر در این مکتب، احادیث مخالف قرآن یا حتی همه احادیث مردود است. این در حالی است که عموم مسلمانان و روحانیان رسمی شیعه و اهل سنت، احادیث را تنها به واسطه سندش و بدون بررسی محتوای آن با قرآن می‌پذیرند زیرا قرآن را از دلالت ساقط کرده‌اند.[۱][۲]

تاریخچه[ویرایش]

اعتقاد برگشت به اصل کتاب، در دیگر ادیان نیز وجود دارد، مثلاً در دین یهود پیروان مکتب قرائیم فقط کتاب تنخ (تورات عبری) را قبول دارند یا پروتستان‌های پیرو سولا سکریپتورا اعتقاد دارند که هرچه برای یک مسیحی واقعی برای عبادت و انجام مناسک لازم است تنها در انجیل وجود دارد.[۳]

اصول عقاید[ویرایش]

قرآنیان عموماً خود را تنها «مسلمان» می‌نامند و از انتساب خود به سنی و شیعه اجتناب می‌کنند. هرچند گروهی از آنان از احادیث استفاده می‌کنند ولی ملاک عقاید و اعمال دینی خود را با قرآن تطبیق می‌دهند. برخی از آنان اظهار می‌کنند که در قرآن، اطاعت از احادیث به طور واضح تأکید نشده است و احادیث و روایات، حدود ۲۰۰ سال پس از پیامبر جمع‌آوری و نوشته شده‌است و دارای تناقضاتی است که به دلیل آن تناقضات نمی‌توان عقاید و اعمال دینی را بر آن استوار کرد.[۴] قرآنیان تفاوت‌های بسیاری از جمله در مورد خمس، زکات و نماز جمعه با دیگر مسلمانان دارند.[۵] برخی از قرآنیان معتقدند پیامبر در طی ۲۳ سال از حیات نبوی خود اجازه نوشتن حدیث را به هیچ‌کس نداد و دلیل آن را جلوگیری از تحریف قرآن عنوان کرده بود اما در اواخر عمر وی، عده‌ای به او گفته بودند که سخنانت را فراموش می‌کنیم لذا وی نیز برای چنین افرادی اجازه داد و این اجازه به شرطی بود که فقط برای خود نویسنده استفاده شود. به اعتقاد آنها نوشتن احادیث به صورت کتاب و برای استفاده عموم و تدوین کتاب‌های حدیث در زمان خلفای راشدین همانند زمان پیامبر ممنوع بود. عبدالله بن عباس اولین کسی است که اقدام به پخش روایات نوشته شده خود در بین مسلمانان می‌کند. قابل توجه است که وقتی ابن‌عباس به عنوان اولین فردی که خبر فوت پیامبر را به مسلمانان می‌دهد عمر بن خطاب خشمگین شده فریاد می‌زند این سخن منافقان است.[۶] در دوره خلفای راشدین تأکید بیشتر بر خواندن قرآن و استفاده از استدلال قرآنی برای حل مشکلات بوده که عمر بن خطاب دلیل این امر را برکت و نوری عنوان می‌کند که در قرآن است و از استفاده از روایات پیامبر نهی می‌شد.

دکتر احمد صبحی منصور از دانشمندان بزرگ، نظریه پرداز و بنام این جنبش فکری - قرآنی، خود را از قرآنیون جدا دانسته و بلکه فقط اهل القرآن معرفی می کند و می گوید:

" عموما ... أؤكد: أنه لاصلة لنا على الاطلاق بهؤلاء الذين يطلقون على أنفسهم ( قرآنيون ) فى الجزائر أو غيرها ، و لا نعرف أحدا منهم لنا منهجنا المنشور هنا فى ( دستور أهل القرآن ) وهناك طوائف شتى تطلق على أنفسها ( قرآنيون ) و نحن ( اهل القرآن ) لنا موقعنا هذا و لنا مركزنا ( المركز العالمى للقرآن الكريم ) فى أمريكا ، و ندعو الى الاصلاح السلمى و نقف مع المستضعفين فى الأرض و ضد البُغاة و ضد الطُغاة و هذا هو جهادنا السلمى فى سبيل رب العزة جل و علا. " منبع

یعنی: در کل تأکید می کنم که مطلقا ما هیچ ربطی به آن عده افراد نداریم که در کشور الجزایر و غیره نام خود را قرآنیون گذاشته اند و ما هیچکدام از ایشان را نمی شناسیم. نگرش و عقاید ما اهل القرآن همین جا در سایت مان (در بخش قانون اهل القرآن) مثبوط است.[۷] و البته هستند گروه هایی مختلف که نام قرآنیون بر خود گذاشته اند ولی ما اهل القرآن هستیم و این است سایت و مرکز مان، که مختص به ماست (مرکز جهانی قرآن کریم) در آمریکا.[۸] که به اصلاح (عقاید دینی) بصورت مسالمت آمیز دعوت کرده و در کنار تمام مستضعفین جهان بوده و ضد و دشمن تمام طغیان گران می باشیم و این همان جهاد مسالمت آمیز ما در راه پروردگار بزرگ و بلند مرتبه می باشد.

درمیان اهل سنت[ویرایش]

نمی‌توان همه اصلاح‌گران دینی را در قرآنیان خلاصه کرد، در حقیقت طیف وسیعی از این اصلاح‌گران وجود داشته‌اند. همه آنان خواهان زدودن خرافات و بازگشت به اصل دین بودند. افرادی چون حسن البنا، محمد عبده، محمود شلتوت، طه حسین، احمد امین، نصر حامد ابوزید، سید احمد خان، محمد شحرور، غلام احمد پرویز، فضل‌الرحمن ملک، ناصر سبحانی، ادیپ یوکسل و احمد صبحی منصور می‌توانند در این طیف قرار بگیرند.[۹]

در میان شیعه[ویرایش]

همان طیف وسیع اصلاح‌گران در شیعه نیز بوده است. این احتمال در طول تاریخ شیعه وجود دارد که افرادی تمایلات قرآنی صرف داشته باشند ولی به واسطه احتیاط و ترس از طرد توسط روحانیان رسمی تقیه کرده باشند. شاید بتوان گفت سید جمال الدین اسدآبادی اولین کسی بود که لزوم بازگشت به اصل دین را مطرح نمود او می‌گفت: «تنها راه علاج بیماری ملت‌های اسلامی آن است که مانند گذشته نخست به قواعد اصلی دین خویش برگردند».[۱۰] اصلاح‌گری در شیعه به طور عمده با اهداف اولیه مبارزه با خرافات آغاز شده و با عصر روشنگری جنبش مشروطه همزاد است. هرچند این اصلاح‌گری گاه ره به بیراهه برده، ولی نتایج مثبتی نیز داشته‌است. سه مشخصه عمده آن‌ها قرآن‌گرایی، فاصله گرفتن از مرجعیت رسمی و نوعی خردورزی غربی است. در این طیف وسیع که مشهور به عقاید تجدیدنظر طلبی در شیعه بودند، می‌توان از سید جمال الدین اسدآبادی، اسدالله خرقانی، شریعت سنگلجی، شیخ محمد خالصی زاده، حیدرعلی قلمداران، ابوالفضل برقعی، سید مصطفی حسینی طباطبایی،سید صادق تقوی، یوسف شعار، جعفر شعار، محمدجواد غروی، محمد صادقی اصفهانی (صادقی تهرانی)... نام برد.[۱۱]

سازمان‌ها[ویرایش]

دو سازمان «اهل القرآن و «طلوع اسلام»[۱۲] از جمله سازمان‌های قرآنیان است.

مخالفان[ویرایش]

قرآنیان مخالفان زیادی در میان روحانیان رسمی و پیروان آنان دارند. گاه این مخالفت‌ها از ردیه‌نویسی و مخالفت کلامی گذشته و به صدور فتواهای تکفیر و اعلام ارتداد رسیده‌است. برخی از مخالفان در مخالفت‌های خود به آیاتی از قرآن نیز استناد می‌کنند که از جمله به آیات زیر استناد شده است.

«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا؛ به راستی همواره برای شما در (اقتدای به) رسول خدا سرمشقی نیکو بوده است؛ برای کسی‌که به خدا و روز بازپسین امید می‌داشته و خدا را زیاد یاد کرده است.» (احزاب، ۲۱)

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ؛ بی‌گمان، خدا بر مؤمنان همی منّت نهاد؛ چون پیامبری از خودشان در میانشان برانگیخت که آیات خدا را برایشان می‌خواند، و پاکشان می‌گرداند و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، گرچه پیش از آن در ژرفای گمراهی آشکارگری بودند.» (آل عمران، ۳)

همچنین مخالفان اظهار می‌کنند که بسیاری از احادیث در زمان خود پیامبر گفته و نوشته شده‌است و نمی‌تواند درست نباشد.[۱۳] مفتی اعظم پاکستان محمد رفیع عثمانی در خطبه «منکران حدیث» گفته است: همان قرآنی که قرآنیان به آن استناد می‌کنند در مورد پیامبر می‌گوید: «فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛ پس نه (: چنان نیست)، به پروردگارت قسم که (اینان) ایمان نمی‌آورند، تا آنکه تو را در آنچه میانشان مایه مشاجره است به داوری برگمارند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای در دل‌هاشان احساس تنگی (و تردید) نکنند، و کاملاً سر تسلیم فرود آورند.» (النساء، ۶۵)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • The Quranists Path. ۲۰۱۲. http://www.quranists.com. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۲. 
  • بازگشت به قرآن. «انتشارات حوزه». ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۲. 
  • Aziz، Ahmed. Islamic Modernism in India and Pakistan. Oxford University Press، ۱۹۶۷. 
  • Abū Ruqayyah Farasat Latif، in Scrib. «The-Quraniyoon-of-the-Twentieth-Century». ۱۳۸۹. 
  • اهل القرآن، محمدصادق. «The Shahadah and Abu Hurairah». ۲۰۰۶. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۲. 
  • Kurzman، Charles. «Liberal Islam web-links». ۲۰۰۸. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۲. 
  • جعفریان، رسول. جریان‌های مذهبی و سیاسی ایران. مؤسسه خانه کتاب، ۱۳۸۷. 
  • طلوع اسلام. «بزم طلوع اسلام». ۲۰۰۰. بازبینی‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۲. 
  • Pat Fisher، Marry. Living Religions: An Encyclopaedia of the World's Faiths. Tauris Publishers، 1997.