دوزخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جهنم به توصیف آنجلیکو فرا، اثری به سال ۱۴۳۵ میلادی

دوزخ یا جهنم در بسیاری عقاید مذهبی و اسطوره‌ای، مکانی برای عذاب ابدی، اغلب پس از رستاخیز، در زندگی پس از مرگ است. از دیدِ بیشترِ ادیان ابراهیمی، دوزخ جایی برای مجازات است.

واژه‌شناسی[ویرایش]

واژه دوزخ پارسی مأخوذ از واژه پهلوی دُژ-اَخو و آن اشتقاق یافته از واژه دُژنگه است. در آیین زردشت برای دوزخ سه طبقه قائل شده‌اند. روان گناهکار پس از رسیدن به سر پل چنوت (صراط) در گام اول به دژمت (پندار بد) در گام دوم به دژوخت (گفتار بد) و در گام سوم به دژورشت (کردار بد) داخل شود، سپس از این مهالک گذشته به فضای تیرگی بی پایان درآید و در آنجاست دوژنگه، یعنی جهان زشت، که در پارسی دوزخ شده‌است.[۱]

جهنم، واژه‌ای است عبری (به عبری: גי(א)-הינום) - (به انگلیسی: Gêhinnôm) گِ + هینوم[۲] = درهٔ هینوم، که دره‌ای است در اطراف اورشلیم که راه به سمت بیت‌لحم از آنجا پیموده می‌شود. در گذشته‌های دور، کودکان در آنجا برای خدایی به نام مولوخ (ارمیا ۷:۳۱) قربانی می‌شدند و بعدها «یوشیا» حاکم یهودیه، این قربانگاه را به مزبله تبدیل کرد، و آتشی دائمی در آن برافروخت تا کثافات و لاشهٔ حیواناتی که در آن افکنده می‌شد، سوزانده و نابود شود. این آتش تجسمی شد برای دوزخ (شئول در عبری)، و مکانی برای محکومیت و نابودی گناهکاران(متی ۱۸:۸).[۳][۴]

جهنم در تاریخ[ویرایش]

دوزخ اقوام بدوی[ویرایش]

تصویر اولیهٔ دوزخ نزد اقوام بدوی (افریقایی‌ها، مغول‌ها، نورس‌ها و ژرمن‌ها، بومیان آمریکا، اسکیموها و…) جهانی مشابه همین جهان بود که افراد در آن به همین زندگی ادامه می‌دهند، بی قضاوت و ثواب و عقابی، بلکه هر کس هر چه در اینجا بوده و هر شأن اجتماعی که داشته، آن جا هم همان خواهد بود. هر چند به طور کل، آن جهان غم انگیزتر و تاریک تر از این جهان است.

نزد این اقوام ابتدایی، هنوز مفهوم «گناه» و «نافرمانی» چندان شکل نگرفته بوده تا مکانی مخصوص «مجازات» در نظر بگیرند. به همین علت هم در مقابل دوزخ، بهشتی نداشتند تا مکان «پاداش» باشد.[۴]

دوزخ در ادیان شرقی[ویرایش]

با پیشرفته تر شدن ساختار اجتماع و پیدا شدن مفهوم «نافرمانی»، تصویر دوزخ نیز نزد شرقی‌ها (ساکنان بین‌النهرین، مصریان، هندیان، چینی‌ها و زردشتی‌ها) پیشرفته تر شد. حال دوزخ مکانی مخصوص مجازات نافرمان‌ها و گناهکارها بود و محل عذاب‌هایی شدید همچون آتش و قطعه قطعه شدن؛ و در مقابل این دوزخ، بهشتی هم بود برای پاداش به فرمانبرداران از قوانین الهی. نکتهٔ مهم در بیشتر این دوزخ‌ها، شباهت سیر قضاوت و مجازات، به سیر قضایی دادگاه‌های دنیایی آن زمان است. حتی قوانین الهی هر قوم نیز به قوانین اجتماعی شان شباهت داشت.[۴]

دوزخ زرتشتی[ویرایش]

۱۸۰۰ سال پیش از مسیح، دین زرتشت سخن روز قیامت را مطرح کرده و آتشگاهی را توصیف می‌کند که انسان‌های نیک آتش آن را چون شیر و عسل؛ و انسان‌های پلید آن را چون آهن گداخته بر جان خود احساس می‌نمایند. روح مرده سه روز در کنار جسد می‌مانَد و سحرگاهانِ روز چهارم به‌سوی پل چینوت در قلهٔ کوه البرز (بلخ) روان می‌شود. در آنجا دادگاهی در حضور ایزدان سروش، رشن و اشتاد و با نظارت ایندرا و میترا برگزار می‌گردد و با ترازو به کارهای نیک و زشت او رسیدگی می‌شود تامعلوم شود کدامین کفهٔ ترازو سنگین‌تر است. سپس انسان نیک‌سرشت از راهی نورانی به‌سوی پردیس (بهشت)، و انسان گناهکار به دره‌ای پرتاب می‌شود و دیوها او را از آنجا به دوزخ می‌رانند)[۵][۶][۷]

دوزخ در ادیان ابراهیمی[ویرایش]

یهودیت

در تورات نامی از دوزخ برده نشده‌است، هر چند خداوند خاطیان را به عذاب تهدید می‌کند، اما این عذاب‌ها همه دنیایی اند. یهودیان اولیه همچون اقوام بدوی، به دوزخی به نام «شیول» باور داشتند که ارواح نیکوکار و بدکار به یکسان در ظلمات عدم آگاهیِ آن فراموش می‌شدند. باور به قضاوت الهی و دوزخ و بهشت، بعدها و احتمالاً بر اثر برخورد با زردشتیان و مصریان و یونانیان در میان یهودیان پیدا شد.[۴]

مسیحیت

در بخش‌های متقدم عهد جدید (نامه‌های پولس و پطرس، دو تن از بزرگ‌ترین شخصیت‌های مسیحیت پس از مسیح) سخنی از دوزخ نیست، و در انجیل‌ها (که بعدتر نوشته شده‌اند) تنها اشارهٔ مختصری به دوزخ شده‌است. دوزخ مسیحی در قرن دوم و بر اثر سختی‌های متحملهٔ نوکیشان از سوی قدرتمندان، شکل گرفت و ترکیبی بود از دوزخ اساطیری یونان و روم و دوزخ یهودی. این تصویر ابتدا مبهم و پریشان بود، و بعدها توسّط آباء کلیسا و مدرسیان، منظم و منسجم شد.[۴]

اسلام

بر اساس باورهای اسلامی، جهنم هفت طبقه دارد و هرچه پایین‌تر برود، جای افراد بدتر است. عذاب‌های دوزخ هم روحی هستند هم جسمی. برخی جهنمیان همیشه در آنجا می‌مانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده می‌شوند و به بهشت می‌روند.[۸] تنها راه خلاصی از جهنم یا پایان کیفر مقرر است یا شفاعت شفیعان.[۹] گناهان برخی کسان چنان سنگین است که در آن جاودانه می‌شوند.[۱۰] جهنم جای عمل نیست و بنابر این نمی‌توان در آنجا با عمل صالح خویش را از عذاب رهانید.[۱۱]

دوزخ و عذاب‌ها

اسامی دوزخ- درقرآن کریم برای دوزخ۷نام آمده‌است که در روایات از آنها به هفت در یا طبقه سخن رفته‌است و هر گروهی ازیک در وارد یا در آن سکنی می‌گزینند. هاویه دراسفل السافلین مکان منافقان-جحیم برای مشرکان-سقر برای مجوسان-حطمه برای یهودیان-سعیر برای صابئین-لظی برای ترسایان-و بالاخره جهنم برای گناهکاران اهل توحید[۱۲] و[۱۳]

یک:عذابهای جسمانی دوزخ

درقرآن کریم از عذاب‌های دوزخ بشرح زیر یادشده است

شدت عذابها-اتش دائمی-غذاها و نوشیدنی‌های مرگبار مانند زقوم حمیم غسلین ضریع غساق صدید مهل و لباس‌هایی چون صهر مقامع سرابیل و قطران-بادکشنده-سایه سوزان-کندن پوست-زندان و زنجیر-اب داغ-اتش از بالا و پائین و اطراف-قصد خروج کنند دوباره بازگردانده می‌شوند-هیزم آتش سنگ و انسان است-از دلها آتش برمی‌خیزد-اتشی طلب کننده باصدای وحشتناک و متحرک

دو:عذابهای روحانی دوزخ

غم و اندوه-حسرت-تحقیر-دوری از رحمت خدا-رویت بهشتیان-جاودانگی عذاب-اجازه سخن گفتن داده نمی‌شود-به درخواست آنان پاسخی داده نمی‌شود - هرزمان که قصد خروج از آتش را دارند دوباره برگردانده شوند.[۱۴] و[۱۳]

بهائیت

در دیانت بهایی جهنم دارای تعبیری متفاوت از اسلام است. بهاییان به جهنم به عنوان تنبیه‌گاهی که انسان در آن آزار و اذیت جسمانی شود اعتقاد ندارند و جهنم را کاملاً روحانی می‌دانند. آن‌ها اعتقاد دارند که روح گناهکار پس از مرگ در مراتب پایین جهان بعدی می‌ماند و صعود نمی‌کند و عدم رضای خدا از اعمال انسان در دنیا سبب واپس‌ماندن روح در دنیای بعد از مرگ و همانا باعث عذاب آن است و جهنم همین است.[۱۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. دهخدا، لغتنامه، مدخل دوزخ
  2. Oxford ConciseDict.
  3. Dic. Of Bible, Oxford University Press
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ مینوا، جورج، تاریخ جهنم، حسینعلی عربی، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
  5. Alice K. Turner: تاریخ دوزخ The History of Hell. Hale, London 1995, ISBN 0-7090-5688-5
  6. Veronica Ions: دنیای اسطوره شناسی Die Welt der Mythologie. tosa, Wien 2001, ISBN 3-85492-224-8
  7. Herbert Vorgrimler: تاریخ دوزخ Geschichte der Hölle. Fink, München 1994, ISBN 3-7705-2848-4
  8. اسفار اربعه، ملا صدرا، جلد ۹، صفحهٔ ۳۲۰
  9. المحجه البیضاء، فیض کاشانی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۵۵
  10. سوره بقره، آیه ۳۹
  11. نهج البلاغه، خطبه ۴۲
  12. 44حجر
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ کتاب معاد دستغیب
  14. 169تا171فرهنگ موضوعی
  15. حیات بعد از مرگ، تألیف هوشنگ گهرریز، نشر آوریل ۲۰۰۳، نشر بدیع لندن، لندن انگلستان