تعصب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
متعصبان طنجه اثری از اوژن دولاکروا، بنیاد هنرها در مینیاپولیس.

تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی‌چون و چرا، به ویژه برای اهداف سیاسی یا دینی یا در برخی موارد ورزشی، یا با شور و شوق وسواسی برای تفریح یا سرگرمی انجام شود. فیلسوف جرج سانتایانا تعصب را اینچنین تعریف کرده‌است: «تلاش خود را مضاعف کردن وقتی هدف را فراموش کرده‌اید». به باور وینستون چرچیل، «متعصب کسی است که نمی‌تواند نظر خود را تغییر دهد یا موضوع را عوض کند». با هر دو تعریف، متعصب، استانداردهای بسیار سخت و سفت و آستانه تحمل پایین برای آرا و نظرهای مخالف دارد.

نیل پستمن در کتاب خود صحبت دیوانه، صحبت احمقانه می‌گوید «کلید تمام باورهای متعصبانه این است که همگی خود-تأییدگر هستند... (برخی بارها) متعصبانه‌اند نه به خاطر اینکه لزوماً 'نادرست' باشند، بلکه چون به طریقی اظهار می‌شوند که گویی هیچ وقت نادرستی آنها نمی‌تواند نشان داده شود.» حمید رجایی در کتاب خود، تعصب را این گونه تعریف می کند: تعصب عبارت است از پارادایم ی خودآگاه یا ناخوداگاه، که به دلیل تفکر خطی افراطی، رکود فکر،منفعت گرایی، خود را از تعاملات علم ساختی در امان می دارد و در بستر علم و فرهنگ در برابر منطق اکتشاف و اقتضائات زمان، مقاومت می کند. [۱]

رفتار یک تماشاچی یا یک طرفدار (به انگلیسی: fan) که شور و شوق زیادی برای یک موضوع خاص دارد با رفتار یک متعصب که هنجارهای اجتماعی را نقض می‌کند متفاوت است. هرچند رفتار یک طرفدار ممکن است عجیب و غیرعادی به نظر بیاید، هنجارها را نقض نمی‌کند. یک فرد نوابیغ (به انگلیسی: crank) نیز با متعصب تفاوت دارد. فرد نوابیغ با خرافات عجیب باورهایی دارد که از نظر هنجارهای جامعه مضحک و/یا احتمالاً غلط‌اند؛ مثل تخت‌بودن زمین. در طرف مقابل، باورهای یک فرد متعصب شاید در جامعه نرمال "تلقی" شوند، مثل علاقه به دین یا سیاست، با این تفاوت که مقیاس دخالت فرد، تعهد او به موضوع یا وسواسش به آن به شکل غیرطبیعی و نامتناسب هستند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. حمید رجایی. آفرینندگی، تفکر جانبی و باور دینی (درآمدی به تولید علوم انسانی اسلامی). چاپ اول. اصفهان: انتشارات شهر من، ۱۳۸۹. شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۹۶۰۴۵-۸-۶.