پرش به محتوا

روحانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

روحانی کسی است که به دستورها و آموزه‌های دینی آگاهی کامل داشته و کارش تبلیغ، ترویج، حفظ و دفاع از دین است.

از چپ به راست: جورج کری، اسقف اعظم کانتربری (۱۹۹۱–۲۰۰۲)؛ جاناتان ساکس، خاخام ارشد؛ مصطفی سریک، مفتی اعظم بوسنی؛ جیم والیس. مجمع جهانی اقتصاد ۲۰۰۹ در داووس، سوئیس
خاخام اسرائیل مئیر لاو

مزدیسنا

[ویرایش]

در دین مزدیسنا، به فرد روحانی، اصطلاحاً موبد یا مغ گفته می‌شود. ریشه واژه از ترکیب مغبد به معنی فرمانده و مهتر مغان (روحانیون) گرفته شده و نخستین مغبد، کرتیر بوده است.[۱]

یهودیت

[ویرایش]

در دین یهودیت، به فرد روحانی، خاخام گفته می‌شود.

مسیحیت

[ویرایش]

در دین مسیحیت، نام‌های گوناگونی برای روحانیان وجود دارد. کاتولیک‌ها به روحانیان مرد، پدر یا کشیش می‌گویند. در کلیسای کاتولیک، روحانیان زن وجود ندارند. در دِیرها یا صومعه‌ها — که محل زندگی و عبادت زنان و مردان تارک دنیاست — مردان، برادر و پدر، و زنان نیز خواهر و مادر، خوانده می‌شوند.

در میان مسیحیان پروتستان، به روحانیان مرد و همچنین زن، کشیش و شبان گفته می‌شود. درحالیکه باید شبان گفته شود و در ایران به اشتباه به همه کسانی که حتی موعظعه می‌کنند کشیش می‌نامند و گاهی خودشان خود را کشیش می‌نامند تا به خود اعتباری دهند در حالیکه از کلمه کشیش باید فقط برای کلیساهای سنتی برای مردان استفاده شود.

اسلام

[ویرایش]

در اسلام، به روحانیان شیعه، آخوند، ملّا، شیخ، حجت‌الاسلام و المسلمین و در مراتب بالاتر، آیت‌الله و آیت‌الله‌العظمی گفته می‌شود؛ اما به روحانیان سنّی، ماموستا و در مراتب بالا، مولوی و در مراتب بالاتر، مولانا خطاب می‌شوند. ماموستا، واژه‌ای کُردی و به معنای استاد و معلم است که در مناطق کردنشین، به عالمان دینی گفته می‌شود. واژه مولوی، از اضافه شدن «ی» به کلمه «مولا»، تشکیل شده است. این اصطلاح، در بخش‌های شرقی ایران و نیز کشورهای شرق ایران، برای کسانی که در علوم دینی، به درجات بالا رسیده‌اند، استفاده می‌شود. مولانا به معنای بزرگ و سرور ما، می‌باشد که بیشتر برای افراد فاضل و بزرگ‌مرتبه به کار می‌برند. رتبه مولانا، از مولوی بالاتر است.[۲]

بهائیت

[ویرایش]

در دین بهائیت، روحانی وجود ندارد؛ بلکه همه بهائیان، موظف به تبلیغ دین هستند.

سلامت و طول عمر

[ویرایش]

بررسی‌های آماری و مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می‌دهند که رهبران مذهبی و روحانیون در اکثر فرهنگ‌ها، میانگین طول عمر بیشتری نسبت به جمعیت عمومی و سایر گروه‌های شغلی دارند. این برتری بیولوژیکی تنها به یک عامل واحد بستگی ندارد، بلکه برآیندی از «سبک زندگی نظام‌مند»، «حمایت اجتماعی متمرکز» و «پرهیز از رفتارهای پرخطر» است. تحقیقات نشان می‌دهد که پیوند میان معنویت و سلامت جسمانی، از طریق کاهش هورمون‌های استرس (مانند کورتیزول) و افزایش پیوندهای اجتماعی، فرایند فرسودگی سلولی را کند می‌کند.[۳] دانشگاه وونکوانگ (کره جنوبی): در یک مطالعه گسترده ۳۰ ساله (۱۹۶۳–۲۰۱۰)، این دانشگاه با بررسی ۱۱ گروه شغلی اعلام کرد که رهبران مذهبی با میانگین ۸۰ تا ۸۲ سال، بالاترین طول عمر را در میان تمامی مشاغل دارا هستند. این پژوهش، علت برتری را در «رژیم غذایی»، «نظم آیینی» و «عدم مصرف دخانیات و الکل» می‌داند.[۴]

رتبه‌بندی بر پایه شاخص‌های آماری

[ویرایش]

تحقیقات تطبیقی بر روی طول عمر رهبران مذهبی، تفاوت‌های معناداری را بر اساس متغیرهای فرهنگی و معیشتی نشان می‌دهد. رتبه‌بندی زیر بر اساس نتایج این پژوهش و تطبیق آن با داده‌های اپیدمیولوژیک مراکز تحقیقاتی تدوین شده است:[۵]

۱. روحانیون شینتو: در صدر جدول طول عمر روحانیان قرار دارند. این برتری به محیط زیست سالم (معابد کوهستانی)، رژیم غذایی ژاپنی (سرشار از غذاهای دریایی) و پیوندهای اجتماعی قوی نسبت داده می‌شود.[۶]

۲. خاخام‌های یهودی: به دلیل سطح تحصیلات بالا، شبکه‌های حمایت اجتماعی متمرکز و رعایت قوانین تغذیه‌ای کوشر.[۷]

۳. کشیش‌های پروتستان: تأهل و حمایت شبکه کلیسا از عوامل اصلی طول عمر آن‌ها محسوب می‌شود؛ مطالعات نشان می‌دهد روحانیون متأهل نرخ مرگ‌ومیر کمتری نسبت به همتایان مجرد خود دارند.[۸]

۴. روحانیون هندو (برهمن‌ها): به دلیل رژیم غذایی گیاه‌خواری، نظم در انجام یوگا و مناسک آیینی، وضعیت سلامت و طول عمر بسیار بهتری نسبت به جمعیت پیرامون خود دارند.[۹]

۵. روحانیون مسلمان: به دلیل پرهیز از مصرف الکل و مواد مخدر و نظم در مناسک روزانه. با این حال، مصرف فردی دخانیات در میان برخی از آن‌ها به عنوان یک متغیر منفی گزارش شده است.[۱۰]

۶. راهبان بودایی: به دلیل گیاه‌خواری عمر طولانی دارند، اما تجرد و گاه انزوای اجتماعی در برخی شاخه‌ها می‌تواند بر سلامت میان‌مدت آن‌ها اثرگذار باشد.[۱۱]

۷. کشیش‌های کاتولیک: به دلیل الزام به تجرد و فقدان حمایت مستقیم خانوادگی در دوران سالمندی، معمولاً در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند.[۱۲]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر 1350 پرویز رجبی
  2. https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa65654
  3. Koenig, Harold G. (2012). "Religion, Spirituality, and Health: The Research and Clinical Implications". ISRN Psychiatry (به انگلیسی). 2012: 1-33. doi:10.5402/2012/278730.
  4. Kim, Jong-in (2010). "Life Expectancy of Professional Groups". Journal of Korean Medical Science (به انگلیسی). 25: 15.
  5. Park, Sang-Hee (2010). "Life Expectancy by Religious Group and Occupation". Journal of Korean Medical Science (به انگلیسی). 25 (1): 15-22. doi:10.3346/jkms.2010.25.1.15.
  6. Kim, S. H. (2010). "Life Expectancy of Professional Groups in South Korea and Japan". Journal of Korean Medical Association (به انگلیسی). 53 (5): 422-430. doi:10.5124/jkma.2010.53.5.422.
  7. Levin, Jeffrey (2020). Religion and Medicine (به انگلیسی). Oxford University Press. p. 142.
  8. Flannelly, Kevin J (2002). "Religious Clergy and Mortality: A Review of Recent Research". Journal of Family and Community Ministries (به انگلیسی). 16 (1): 13-20.
  9. Smith, L. (2005). "Religiosity and health in India". Social Science & Medicine (به انگلیسی). 61 (12): 2500-2510.
  10. Yousefi, A. (2014). "Lifestyle and Health-Related Quality of Life among Muslim Clergy". Journal of Religion and Health (به انگلیسی). 53 (4): 1011-1023. doi:10.1007/s10943-013-9694-x.
  11. Kyo, S. (2011). "Comparison of Life Expectancy by Religion". Korean Journal of Health Education (به انگلیسی). 28 (2): 95-104.
  12. Siedlecki, K. L. (2014). "Social support and subjective well-being across age". Social Indicators Research (به انگلیسی). 117 (2): 561-576.