تاریخ‌گرایی نوین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نوتاریخی‌گری یا تاریخ‌گرایی نوین (به انگلیسی: New Historicism) مکتبی در نظریه ادبی است که در دهه هشتاد قرن بیستم میلادی و عمدتاً بر پایه اندیشه های استیون گرینبلت ادیب امریکایی شکل گرفت. گرینبلات خود اعتقاد دارد باید به نوتاریخی گری به مثابه یک نوع خوانش متن نگریست و نه یک مکتب نقد.[۱] او عمل خوانش خود را «سخن‌شناسی فرهنگ‌بنیاد» (Cultural Poetics) می نامد. لویی مونتروز (Louis Montrose) یکی از منتقدان برجسته این رویکرد نقد ادبی معتقد است نوتاریخی گری بر «تاریخیّت متن و بر متنیّت تاریخ» تأکید می کند.[۲]

مباحث محوری[ویرایش]

از دغدغه های اصلی تاریخ گرایان نوین می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ساختارهای قدرت
  • بحث براندازی و بازداری
  • تمایل به استفاده از حکایت های مختلف برای آغاز یک روایت فرهنگی وسیع تر
  • محاط کردن تن (body) در چارچوب گفتمان
  • ساخت هویت توسط جامعه[۳]

هدف تاریخ گرایان نوین از مطالعه آثار ادبی دوران های گوناگون تاریخ ، آشکارسازی روابط قدرت و برساخت های اجتماعی و ایدئولوژیکی هر دوره تاریخی است. از دیدگاه آنان هیچ تفاوتی میان متون ادبی و غیرادبی وجود ندارد. آنها می کوشند تا گونه ای تفسیر انتقادی ارائه دهند که روابط قدرت را به منزله مهم ترین بافت موجود در متون گوناگون بررسی می کند و در واقع ، متن را فضایی می بینند که در آن ، روابط قدرت خود را آشکار می کنند.[۴]

مفروضات تاریخ گرایان نوین[ویرایش]

  • گذشته هیچ گاه نمی‌تواند در شکل ناب و دست نخورده آن در دسترس ما باشد ؛ دسترسی ما به گذشته فقط از طریق بازنمایی (representation) امکان پذیر است.
  • تاریخ گسسته و متناقض است. برای مثال هیچ گونه جهان بینی واحد و یکسانی در عصر الیزابت آن گونه که تیلیارد (Tillyard) در کتاب «جهان بینی عصر الیزابت» عنوان می کند در بریتانیا وجود نداشت. تصور فرهنگ به مثابه پدیده ای یکدست و یکنواخت افسانه ای است که بر تاریخ تحمیل شده است.
  • مطالعه گذشته عینی نیست و ما نمی‌توانیم از جایگاه تاریخی خود فراتر برویم.
  • نه تاریخ پیش زمینه است و نه اثر هنری پس زمینه. آثار ادبی را نباید به مثابه روایت برتر و متعالی از «روح و روان آدمی» در نظر گرفت.[۵]

شگردهای تاریخ گرایان نوین در سخن سنجی[ویرایش]

  1. گفتمان های غالب در اثر ادبی را مشخص می سازند.
  2. صداهای مخالف ، تخطی از معیارهای وضع شده توسط گفتمان(های) غالب و اغیار اهریمنی جلوه داده شده و به حاشیه رانده شده را می یابند.
  3. تناقضات موجود در گفتمان های حاکم را پیدا می کنند.
  4. رابطه بین صاحبان قدرت و اغیار (مخالفان آنها) را توصیف می کنند و نشان می دهند که چگونه صاحبان قدرت با اهریمنی جلوه دادن اغیار ، روابط قدرت را دوباره تصریح و تحکیم می کنند.[۶]

اندیشمندان تأثیرگذار بر تاریخ گرایان نوین[ویرایش]

تاریخ گرایان نوین بیشتر نظریات خود را از میشل فوکو فیلسوف و تاریخدان سرشناس فرانسوی و لوئی آلتوسر فیلسوف مارکسیست فرانسوی الهام گرفته اند.

دوره های تاریخی مورد علاقه تاریخ گرایان جدید[ویرایش]

اگر چه می توان شیوه خوانش و تفسیر نوتاریخی گری را بر تمام دوره های تاریخی و آثار ادبی و غیر ادبی این دوره ها اعمال کرد ، اما بیشتر توجه منتقدان این رویکرد به عصر رنسانس در انگلستان قرن شانزدهم میلادی و هم چنین دوره رمانتیک در انگلستان اوایل قرن نوزدهم میلادی صورت گرفته است.

ماتریالیسم فرهنگی[ویرایش]

هم زمان با پدیدار شدن نوتاریخی گری در ایالات متحده آمریکا ، رویکردی مشابه در آن سوی اقیانوس اطلس به نام ماتریالیسم فرهنگی توسط دو منتقد بریتانیایی ، جاناتان دالیمور (Jonathan Dollimore) و آلن سینفیلد (Alan Sinfield) شکل گرفت.

تفاوت های بین نوتاریخی گری و ماتریالیسم فرهنگی[ویرایش]

در آمریکا ، نظریات میشل فوکو نقش محوری در نوتاریخی گری دارد ، اما در ماتریالیسم فرهنگی در بریتانیا گرایش های مارکسیستی و فمینیستی بیشتری مشاهده می شود. علاوه بر این ، تاریخ گرایان نوین آمریکا به درک بدبینانه ی قدرت گفتمانی در بازنمایی ادبی نظم اجتماعی عصر الیزایت و جاکوب شناخته شده‌اند ، اما ماتریالیست های فرهنگی بریتانیایی نوعی تاریخ گرایی را پرورانده اند که بدبینی کم تری دارد ولی از لحاظ سیاسی رادیکال تر است. از سوی دیگر ، گرینبلات صداهای مخالف در ادبیات را گنجانده در گفتمان غالب لحاظ می کند: «دیگری» یا «غیره» ای (other) که گفتمان غالب ضد آن تعریف می شود. اما همتایان بریتانیایی او این صداهای مخالف را مقاومت در برابر ایدئولوژی غالب می دانند. هم چنین تاریخ گرایان نوین آمریکایی عنوان می کنند که ساختارهای قدرت فقط اجازه ی «هم ذات پنداری» (Identification) و «پاد هم ذات پنداری» (Counter-Identification) را می دهند ، اما ماتریالیست های فرهنگی بریتانیایی بیشتر به این احتمال علاقه‌مندند که افراد جامعه نه تنها می توانند وضعیت اطاعت محض را رد کنند بلکه می توانند وضعیت های جدیدی را خود ارائه دهند.[۷]

نوتاریخی گری و ادبیات فارسی[ویرایش]

عباس میلانی از نخستین ایرانیانی بود که به این شیوه توجّه کرد و در کتاب تجدد و تجددستیزی در ایران به آن پرداخت.[۸]

دکتر فروغ صهبا ، استاد ادبیات فارسی دانشگاه اراک ، با به کارگیری شیوه های نقد تاریخ گرایی نوین در تفسیر تاریخ بیهقی یکی از منتقدان پیشرو در این عرصه در ایران و ادبیات فارسی است. او کتاب «تاریخ بیهقي در بوته نقد جديد» را در سال 1390 منتشر ساخت. این اثر نقد و بررسي تاريخ بيهقي براساس ديدگاه‌هاي مطرح شده در تاريخ‌گرايي نوين است.[۹]

پانویس[ویرایش]

  1. Charles E. Bressler, P. 216
  2. Stuart Sim, P. 276
  3. Stuart Sim, P. 277
  4. صادقیه ، دکتر پریسا. صفحه 12
  5. Raman Selden et al. P. 161-168
  6. Raman Selden et al. P. 161-168
  7. Raman Selden et al. P. 161-168
  8. میلانی، عباس. تجدد و تجددستیزی در ایران. تهران: نشر اختران. ۱۳۷۸ صفحه ۱۳.
  9. http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1655690

منابع[ویرایش]

  • صادقیه ، دکتر پریسا. تاریخ گرایی نوین و ماتریالیسم فرهنگی. در مجله ایران فرهنگی ، سال پانزدهم ، شماره 4377 ، پنج شنبه 12 آذرماه 1388 ، صفحه 12.
  • صفحه کتاب «تاریخ بیهقی در بوته نقد جدید» در تارنمای خانه کتاب بازدید شده در تاریخ 20 آذرماه 1392 به نشانی: http://www.ketab.ir/bookview.aspx?bookid=1655690
  • Charles E. Bressler, Literary Criticism: An Introduction to Theory and Practice (4th Edition), New Jersey: Pearson Education Inc., 2007
  • Raman Selden & Peter Widdowson, A Reader's Guide to Contemporary Literary Theory (3rd Edition), Kentucky: University of Kentucky, 1993
  • Stuart Sim (editor), The Routledge Companion to Postmodernism (2nd Edition), New York: Routledge, 2005